بو گؤن، 46، 47 و 48 اینجی صحیفهلری جانلی اولاراق اوخودوق و ایکینجی بؤلؤم یا فصلی ده قورتاردیق.
روحسال یا پیسیکولوژیک ساواشدا، آشاغیداکی یؤل یؤنتملر لازیم گلهبیلیر:
بیر - اینسانلار و عسگرلرین مئیلی، ثروت (پول، مال) توپلاماغا چوخ دور. بو مئیلدن بیر روحسال یا پیسیکولوژیک سیلاح و ساواش آلتی کیمی فایدالانماق اؤلار.
ایکی - روحسال ساواشدا، حتتا اؤز آداملار و اؤز آداملارینین وار یؤخلارینا رحم اتمزلر.
ظاهراً، شما نویسنده کتاب برای کودکان هستید و باید کودکان را از هر نوع شستشوی ذهنی، تحقیر دیگران، اعمال تبعیض، احساس تبعیض، پیشداوری، انکار هویت ملی ملل یا اقوام و ... دور نگه دارید.
از شما انتظار می رود که به کودکان، حس انسانیت، احترام به دیگر انسان ها، رعایت ادب، احترام به حقوق برابر زن و مرد و ملل، مخالفت با هر نوع تحقیر، تبعیض و توهین و ... را آموزش بدهید.
آیا شما آگاهید که در کتابتان، چه افکار ضد انسانی را به خورد بچههای ما می دهید و ذهن آن ها را بر علیه کودکان و ملل دیگر مسموم می کنید؟
آیا متوجه هستید که بچهای، با خواندن شما (کتاب شما، یعنی با آشنایی با افکار و احساسات شما) در باره دیگران و بخصوص قشقایی ها، نگاهی تحقیر آمیزی خواهند داشت؟
چرا که شما، قضاوت و پیشداوریهای فکری، سیاسی و قومی خودتان را به بچهها انتقال داده اید؟
آیا شما نمی دانید که در حال ساختن ذهن بچه ها و خوانندگان کتابتان و در حقیقت، در حال شستشوی مغزی کودکان هستید؟
شما در صدد ساختن کدام جامعه و انسان برای آینده هستید؟
آیا تخم دشمنی در میان قشقاییها با دیگران را می کارید تا در آینده، محصولتان را درو بکنید؟
اگر در آینده و بر اساس آموزش های کتاب شما، یک کودک تورک قشقایی، در اعتراض به کودک دیگری که او را «کولی» می خواند و تحقیر می کند، کشته بشود یا کسی را بکشد، آیا پاسخگوی افکاری که کاشته اید، خواهید بود؟
آیا مسئولیت این رفتار اجتماعی که مسبب آن رفتاراجتماعی شما هستید را می پذیرید؟
راستی، ریشه فکر تحقیر تورکهای قشقایی، از کجا در شما پیدا شده است؟ نه این که شما هم محصول کتاب های نسل قبلی و شستشوی مغزی شده اید؟
چرا این نژادپرستی و تحقیر ملت تورک قشقایی را به کتاب خود ریخته و دیگران را به این ویروس مسری ذهنی آلوده کرده اید؟
با کدام امکان و وسایل می توانید، خسارات روانی-روحی تخریبات خودتان را جبران بکنید؟
برای جمع آوری و از بین بردن همه کتاب هایی که در آن ها ملتی را تحقیر کرده یا به آنان توهین کردهاید یا پیشداوری های ذهنی خودتان را نوشته و کودکان را آلوده و مسموم کرده اید، چه تدابیری اندیشیده اید؟
آیا واقعا، بابت تحقیر ملت تورک قشقایی، در درون خود، پشیمان شده اید؟
آیا می دانید که تحقیر و توهین شما به قشقایی ها، به منزله تحقیر و توهین به همه تورک ها در هر کجای جهان است؟
آیا از ملت تورک قشقایی و دیگر تورک ها تقاضای عفو کردهاید؟
راستی، اگر شما اشتباه کرده و متوجه عمق موضوع نبوده اید و عمدی در کار نبوده است، چرا ادیتور، وزارت ارشاد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ناشر کتاب هم متوجه تحقیر تورکها نشده اند؟
در حالی که میدانیم، شمشیر سانسور، بر روی تک تک کلمه های نویسندگان فرود میآید؟
آیا عمد و سیاست رسمی ارگانها و نهادهای دولتی ایران، توهین و تحقیر به ملل نبوده و نیست؟ و آگاهانه تورکها را تحقیر نمیکنند؟ و شما در این رودخانه توهین تحقیر از فرصت بدست آمده برای توهین به تورکها استفاده نکرده اید؟
و نسل آینده را بر علیه تورک ها شستشوی مغزی نمی کنند؟
امیدوارم، صادقانه پاسخی برای خودتان داشته باشید.
چون من (انصافعلی هدایت) به عنوان یکنویسنده، می دانم که نویسندگان، هیچ کلمهای را انتخاب نمی کنند، مگر این که در پشت آن کلمه، یک هدف داشته باشند.
انسان ها برای چیزی که درکی از آن ندارند، مبارزه نمی کنند
دوستی با نام «صمد بهرنگی» نوشته است: «انسان ها برای چیزی که درکی از آن ندارند، مبارزه نمی کنند.»
آیا این سخن، درک درستی از وضعیت ملت تورک نیست؟
ایرانیانی که در کشورهای اروپایی یا آمریکا و کانادا زندگی می کنند و ظاهرا هم با دموکراسی، آزادی، آزادی رسانهها، حقوق ملل و حقوق بشر و ... آشنایی حداقلی دارند، چرا از دموکراسی، آزادی فکر و دیگر آزادیها، درک درستی ندارند؟
چرا ایرانیان ساکن اروپا و آمریکا، در سر هر بزنگاه تاریخی، با حقوق ملل غیر فارس مخالفت کرده، همپیمان دیکتاتورهای حاکم می شوند و یا خودشان به دیکتاتورهای خارج از حاکمیت بدل می شوند؟
آیا درک درست از موضوع یا مسایلی، در آنان، مسئولیت آگاهانیدن بقیه مردم را ایجاد نمی کند؟
اگر مردم وضعیت خودشان را عمیقتر لمس نکرده و نفهمیدهاند و درکی از عمق فاجعه همه حانبهای که در آن زیست می کنند، ندارند، وظیفه افراد آگاه چیست؟
آیا مسئولیت افراد آگاه، متهم کردن مردم به ناآگاهی، جهل، بیسوادی و ... است یا مبارزه برای آگاه کردن مردم؟
آیا آحاد ملت تورک، از وضعیت خود در همه زمینههای زندگی انسانی-اجتماعی، درک درستی دارند؟
اگر در ملت تورک درک درستی از وضعیت خود ندارد، علل و چرایی این ناآگاهیها کدام مسایل هستند؟
آیا ملت تورک آگاه است که تورک ها قوم نیستند و یک ملت هستند؟ و باید تمام و کمال حقوق یک ملت در همه زمینهها را داشته باشند؟
چرا برای داشتن حقوق ملی-انسانی مبارزه نمی کنند؟
آیا تورکها فهمیده اند که زندگی جمعی انسان یعنی سیاست، و سیاست، یعنی زندگی اجتماعی -انسانی؟
پس چرا از دخالت در امور سیاسی و سیاسی شدن می هراسند؟ و برای زیست سیاسی هزینه نمی دهند؟
آیا احاد ملت تورک فهمیده اند که باید در مدیریت هرم قدرت در ایران کنونی، بیش از فارسها سهیم باشند؟
آیا تورک ها فهمیده اند که هر روز، نسبت به روز قبل، بیشتر از هرم قدرت حذف میشوند؟
آیا آحاد ملت تورک، نسبت به وضعیت وخیم توسعه یافتگی و رشد منفی اقتصادی خود، به عنوان یک ملت آگاه هستند؟
آیا ملت تورک، درک صحیحی از میزان سنگین مالیات هایی که از آن ها گرفته می شود و برای آبادانی هر چه بیشتر فارسیستان و عقب ماندگی عمیقتر تورک ها هزینه می شوند، آگاه هستند؟
آیا آحاد ملت تورک با عمق بیکاری هایی که بر ملت تورک تحمیل میشود، آشنا هستند؟
اگر آشنا هستند، پس چرا در مقابل سیاست های آگاهانه دولت پانفارس در سرزمینهای تورکها بی تفاوت نشسته اند؟
آیا تورک ها آگاه گشته اند که میزان رشد جمعیت در میان ترکها، نسبت به دیگر ملل در ایران کنونی، رشدی منفی دارد؟
آیا تورکها می دانند که یکی از علل اصلی رشد منفی جمعیت ترک ها در ایران، ایجاد زمینهها و شرایط برای مهاجرت تورک ها از وطنشان، توسط دولت و پانفارسها است؟
آیا تورک ها با دلایل مهاجرتسان از وطنشان آشنا هستند؟
آیا تورک ها می دانند که مقصد مهاجرت تورک ها کدام مناطق هستند؟
آیا ملت تورک با علل جذاب بودن مهاجرت به مناطق فارس نشین آشنا هستند؟
آیا می دانند که چرا فارسها و دیگر ملل به سرزمینهای تورک ها مهاجرت نمیکنند؟
آیا تورک ها آگاه هستند که تمامی منابع زیر زمینی و رو زمینی و حتی درآمدها و پس اندازهای بانکی آنها، به نفع مرکز و فارس ها غارت شده و برای توسعه هر چه بیشتر مناطق فارس نشین و توسعه اقتصاد فارس ها و فارسیستان هزینه می شوند؟
آیا تورکها آگاه هستند که اگر خود آنها به عنوان یک ملت، حاکم بر امور اجتماعی، اقتصادی، بر اداره معادن و منابع زیرزمینی و رو زمینی سرزمین هایشان بودند، در چنین فقر و فلاکتی نمی زیستند؟
بلکه از توسعه نسبتاً بهتر و از وضعیت اقتصادی مناسب تری نسبت به امروزشان برخوردار بودند؟
و حداقل، در سطح تورکیه در تمامی زمینه های زندگی توسعه یافته بودند؟
آیا آخاد و فرزندان ملت تورک، با علل و عوامل عقب ماندگی ملت تورک در ایران، آنهم، در همه زمینه های زندگی اجتماعی و انسانی آشنا هستند؟
آیا ملت تورک می داند که توسعه نیافتگی و عقب ماندگی ملت تورک، در همه زمینه ها، یک عقب ماندگی تحمیلی دامنه دار خارجی بوده است!
تحمیل توسعه نیافتگی و عقب ماندگی به ملت تورک در ایران، نه تنها ادامه دارد که یک انتخاب آگاهانه پانفارسها و دولت ایران بر علیه ملت تورک است؟
آیا آحاد ملت تورک می دانند که رواج روز افزون جرم و جنایت، قتل، دعواها خانوادگی و خیابانی و ... در جامعه، بخشی از سیاستی است که پانفارس ها و دولت ایران در راستای عقب نگه داشتن تورکها و تحمیل جوانب مختلف عقب ماندگی اجتماعی، فرهنگی و زیست انسانی صورت میگیرد؟
آیا تورکها به این درک رسیده اند که دولت ایران و پان فارس ها، با سیاست های مختلفشان در همه زمینه ها، در حال نابود کردن وطن تورکها و نابودی منابع آبی و دیگر منابع سرزمینی ملت تورک است؟
آیا ملت تورک به این درک و آگاهی رسیدهاند که پانفارسها و دولت ایران، به اندازهای که برای آبادانی کویر فارسیستان سرمایهگذاری میکنند، و منابع آبی شمال و جنوب را به کویر منتقل میسازند، در وطن تورکها و برای نجات دریاچه ارومیه و ... سرمایهگذاری نمیکنند؟
آیا آحاد و فرزندان ملت تورک می دانند که دشمنی به نام فارس و دولت پانفارس، با تجزیه بخش هایی از وطن تاریخی ترک ها و دادن آن بخشها به ملل همسایه، سیاست ایجاد دشمنی عمدی و آگاهانه در بین تورک ها و دیگر ملل همسایه را در پیش گرفته است؟
آیا تورکها می دانند مه چرا دولت پانفارس، در میان تورکها و ملل همسایه، تخم دشمنی دائمی و تاریخی می کارد؟
آیا سیاست های تجزیه طلبانه و آگاهانه دولت پانفارس ایران، برای تجزیه وطن تورک ها و الحاق آن سرزمین ها به همسایه ها، زمینه جنگهای خونین و طولانی مدت در این منطقه و در آینده را آماده نمی کند؟
آیا آحاد ملت تورک آگاهند که فارسها دارای دهها احزاب و تشکلهای رسمی در داخل و در خارج از ایران هستند که نه تنها از منافع فارسها دفاع می کنند بلکه منافع فارس ها را به عنوان منافع ملل غیر فارس نشان داده، این افکار را هم به فارس ها و هم به ملل غیر فارس تحمیل می کنند؟
ولی ملت تورک هیچ حزب رسمی در داخل ایران ندارد تا از منافع، خواسته ها و حقوق ملت تورک دفاع نماید؟
آیا ملت تورک از ارزش و جایگاه واقعی آزادیها، در همه زمینههای فکری، سیاسی، رسانه ای، چاپ و نشر آگاه است؟
آیا تورکها برای بهرهمندی از منافع آزادی رسانهای، آزادی چاپ و نشر، آزادی فکر و بیان، رسانه های لازم و ملی متعلق به خود ملت تورک را در اختیار دارند؟
آیا رسانه ها ومطبوعات متعلق به تورکها دارای استقلال بوده، از هر نوع سانسور و خودسانسوری آزاد هستند؟
آیا ارباب رسانههای جمعی تورکها در هیچ زمینهای امنیت نداشته و در ترسی گنگ و دائمی از پانفارس ها و قوانین ضد انسانی نوشته و نانوشته آنها بسر می برند؟
آیا ملت تورک با ارزش و جایگاه واقعی دموکراسی، مردم، وطن، ملت و حقوق برخاسته از این مفاهیم آشنا است؟
اگر ملت تورک با چنین مفاهیمی به معنای واقعی آن ها آشنا نیست، چه باید بکند؟
آیا تورک ها با ارزش و جایگاه زبان تورکی به عنوان زبان ملی خودشان آشنایی دارند و می دانند که چه منافعی را بخاطر رسمی نبودن زبان تورکی در ایران از دست دادهاند و می دهند؟
آیا تورک ها فهمیده اند که قدغن و غیر قانونی بودن زبان ترکی در ایران، چه منافعی برای فارسها داشته و دارد؟
آیا تورکها متوجه شده اند که منافع رسمی بودن زبان فارسی برای فارس چه هست؟
و چرا نباید زبان ترکی در ایران به رسمیت شناخته می شود؟
آیا تورکها بطور عمیق درککرده اند که عدم رسمیت زبان تورکی در ایران، چه ضررهایی برای ترکها و دارد؟
آیا تورکها شناختی عمیق از دشمن واقعی خودشان دارند؟
آیا تورکها آگاه هستند که کدام ملت، در یکصد سال اخیر، در دشمنی با تورک ها فعال بوده و آگاهانه و دشمنانه، در جهت نابودی تورکها، اشغال وطن تورک ها و حذف تورک ها از قدرت و اقتصاد اقدام کرده است و هنوز هم به رفتارهای دشمنانهاش ادامه می دهد؟
آیا آحاد ملت تورک درک کردهاند که کدام دشمن در تلاش بوده و در تلاش است تا همسایههای ملت تورک را به دشمن تورک ها تبدیل بکند؟
آیا تورکها با اهداف دشمنانه آن دشمن در ایجاد دشمنی با همسایه های تورکها آگاه هستند؟
آیا در پاسخ به دشمنی فارس ها با تورکها، تورک ها هم با فارس ها دشمنی می کنند؟
اگر نه، چرا جواب دشمنی را با دشمنی نمی دهند؟
آیا آحاد ملت تورک، با مفاهیم حاکمیت، حکومت، حاکمیت ملی تورکها، حقوق برخواسته از حاکمیت ملی تورکها، فواید حاکمیت ملی تورک ها و حاکمیت تورک ها بر امور خودشان آشنا هستند؟
آیا تورکها به رابطه و پیوند میان حاکمیتملی، حقوقملی، توسعه ملی با رهایی از عقب نگه داشته شدگی و رهایی از استعمار پی بردهاند؟
آیا تورکها می دانند که اگر دولت ملی خودشان را در مقابل دولت فارسها را تاسیس نکنند،مجبور به زیستن در سایه استعمار همه جانبه فارس ها خواهند ماند و از هیچ حقوق انسانی-اجتماعی بهره مند نخواهند شد؟
آیا تورکها می دانند که چرا مجبور به آموزش به زبان فارسی شده اند؟
آیا تورک ها می دانند، که چرا نمی توانند به زبان تورکی آموزش دیده و به زبان تورکی بخوانند و بنویسند و با دنیای تورک ارتباط کتبی برقرار کرذه و از منابع علمی و اقتصادی دنیای تورک بهره مند بشوند؟
آیا تورک ها می دانند که آموزش زبان فارسی، در جهت محو استعدادها، پتانسیلها و تواناییهای تورک ها، به آنان تحمیل می شود تا از شکوفایی استعدادهای ترک ها جلوگیری بکنند؟
آیا تورکها میدانند که با آموزش به زبان ترکی و رسمی بودن زبان ترکی به عنوان زبان ملی تورکها، پتانسیل ها و استعدادهای آنها شکوفا خواهند شد و تورکها درک درستتری از زمان مکان و جهان پیرامون خود خواهند داشت و خواهند توانست آینده ملت تورک را بهتر تصویر کرده و بسازند؟
شناخت پتانسیل ها و نقاط قوت و ضعف ملت تورک، شناخت وطن و پتانسیلهای وطن تورکها، شناخت جغرافیا و ملل پیرامون ملت و وطن تورک، شناخت منطقه و جهان، هچنین، شناخت زمان و مکان و شناخت پیچیدگی های توسعه و غلبه بر عواملی که منجر به عقب نگه داشتن تورک ها در ایران شده است، تنها از طریق شناخت عمیق انسان تورک و پاسخ به نیازهای آنان میسر خواهد شد.
احمدی نژاد با بیان چند جمله غلط به زبان غیر قانونی تورکی، در استان اردبیل، دوباره تورک ها را تحقیر کرد.
چرا که:
اگر زبان ملت تورک در ایران رسمی نیست و قدغن است،
و اگر حاکمانی که زبان آن ملت را غیر قانونی کرده اند، به زبان ممنوع آن ملت سخن می گویند، هدفی جز توهین و تحقیر آن ملت ندارند.
احمق خودتی.
ما تورکها می دانیم، هدف تو و امثال تو از چند کلمه به زبان تورکی چیست.
جناب احمدینژاد، لازم نیست چند جمله غلط تورکی را مانند دلقکها بزبان بیاوری.
اگر با ملت تورک صادق هستی، چرا به زبان فارسی، در باره حق رسمی بودن زبان تورکی ملت تورک سخن نمیگویی؟
جناب احمدینژاد، اگر صادق هستی، علل مخالفت فارس ها و نهادهای رسمی حاکمیتی با رسمی شدن زبان تورکی را اعلام بکنی، کافیست.
جناب احمدینژاد، اگر با ملت تورکصادق هستی و قصد توهین و تحقیر تورکها را نداری، بیا، در باره علل مخالفت فارس ها و نهادهای رسمی حاکمیتی با رسمی شدن زبان تورکی در ایران واشکافی بکن. چند جمله غلط تورکی تو را نمی خواهیم
بو صحیفهلرده کوماندانا (فرمانده) لازیم اولاند صیفتلری سادیلیر.
بو صیفتلر؛ ایقتیدار، آمریت، عاغیللیلیق، اینصاف، شوجاعت و جیددییت دن عیبارت دیر.
بو صیفتلر، بیزلر اوچون هانکی آنلامی وئریر؟
بیزیم، بو سؤزجوکلردن آیدین، میللی و اولوسال بیر دوشنجهمیز یوخ دور.
ایران آدلانان سیاسی اؤلکهده، بونلارین آنلامی آیدین دئییل. نییهکی اینسانلار، بو کلمهلرین ترسین یاشیر آما او ترسهلیکلری، دؤز و دوغرو اؤلماسئنا اینانیر.