مهندسی جهل 072:
با دیوان تورکی قدیمی دستنوشته دیگری از حضرت یونس امره ئر عرفان آشنا شدیم.
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
مهندسی جهل 072:
با دیوان تورکی قدیمی دستنوشته دیگری از حضرت یونس امره ئر عرفان آشنا شدیم.
مهندسی جهل 069
مهندسی جهل 069: آشنایی با تعاریف تورک ها از سیاست، دولت و امور سیاسی، در کتاب تورکی قدیمی دست نوشته
در برنامه شصت و نهم از "مهندسی جهل" با کتاب جدیدی به زبان تورکی و در موضوع بسیار تخصصی آشنا شدیم.
نام کتاب؛ "کتاب السیاسىة" است که به قلم "ليبري زاده"(؟َ!) نوشته شده است.
موضوع این کتاب تورکی دست نوشته قدیمی خطی، "سیاست، دولت، رفتار سیاستمداران و اداره امور جمهور و جمعیت ها" است.
چون کتاب در چهل صفحه ترتیب یافته است، نویسنده مجبور بوده است، از اضافه نویسی و تطویل کلام خودداری بکند.
لذا، نویسنده بدون این که "بسم الله" هم بگوید، وارد تعریف مفاهیم مهم سیاست و منبع مشروعیت آن شده است.
نویسنده کتاب را این گونه آغاز می کند: "ملک و سلطنت معناسنه اولان دولت بر نوع آیین اوزره اجتماع بشر یونر عبارتّدر و هر دولت و سلطنت و جمهور و جمعیتده لاجرم اجرای قواعد دین و تنظیم امور مسلمین ایچون بر حاکم قاهر لازم و اهمدر که مراسم اوامر و نواهی یی محافظه ایدوب قوانین سیاسیه کما ینبغی رعایت اولنه تا فرق ملت افسر دولت ایله سرفراز و لباس سلطنت شریعت ایله اعزاز بوله و بالاتفاق هر دولتک قیام و بقاسنه شرط اولان سیاستدر و بو محلده سیاست احکامدن عبارتدر و احکام دخی یا عقل در و حکمت عملیدن بر قسم اولان سیاست ملوک کبی و یا شرعیدر کتاب الله و سنّت رسول اللهده وارد اولان احکام الهیه کبی."
همان طور که ملاحظه می شود، نویسنده کتاب، دولت را نوعی "آیین" برای اجتماع بشری فرض کرده است که باید اجتماع را "یونر" بکند. یعنی اداره و رهبری بکند.
چرا وجود دولت "لاجرم" است؟
چون، دولت و در نتیجه سیاست، برای اجرای قواعد دین و تنظیم امور مسلمین لازم است.
به نظر می رسد که تورکان به سیاست، و جایگاه نیروهای مختلف اجتماعی در کش و قوس قدرت و سیاست آگاهی کامل داشته اند.
این کتاب تورکی قدیمی نشان می دهد که تورکان، از دخول در سیاست و تئوری سازی در باره آن هراسی نداشته اند. آن ها، حداقل، در برهه ای از زمان گذشته حق داشته اند تا با پرهیز از افسانه سازی و داستان سرایی و بحث از سیاست در قالب حیوانات، وارد بحث سیاست، دولت و اداره امور جمهور و جمعیت ها بشوند.
به نظر می رسد که ما تورکان در ایران، به خاطر زندگی در زندان مهندسی جهل فارسیسم و غرب مسیحی، با این نوع از کتاب های علمی و تئوریک در زبان و در تاریخ تورکان آشنایی نیافته ایم.
برای همین هم به غلط تصور می کنیم که زبان تورکی توانایی تئوری سازی در زبان تورکی در علوم مختلف، از جمله در علوم سیاسی و سیاست را ندارد.
در نتیجه، نمی توانیم از کتاب های تورکی در رشته های علمی و تخصصی در دانشگاه ها و در مطالعات دانشگاهی از آن ها استفاده بکنیم.
همان طور که نمی توانیم و حق هم نداریم که آثار مکتوب تاریخی پدرانمان را با نظریه های غیر تورک ها و به خصوص غربی ها مقایسه بکنیم.
چرا که غربی های اشغالگر اجازه نداده اند و اجازه نمی دهند که ما تورکان، با آثار قلمی و تمدنی اجداد تورک خودمان آشنا شده، به اعتماد به نفس ملی در عرصه های علمی و تئوریک دست بیابیم.
در ایران تحت اشغال غربی ها و زیر مدیریت فارس زبان ها، حق نداریم تا از آثار تمدن مکتوب تورکی در مطالعات تطبیقی علوم مختلف، از جمله علوم سیاسی استفاده بکنیم. نه تنها حق نداریم تئوری های تورکان را به عنوان نظریه های تورک ها در تاریخ سیاسی جوامع تورک و بخشی از تمدن سیاسی تورک ها مد نظر قرار بدهیم، بلکه حق نداریم با زبان تورکی آشنا شده، با این زبان علمی و قابلیت تولید علوم آشنا شده و از آن در عرصه های زندگی علمی و تحقیقی خود بهره ببریم.
کتاب، در عین حالی که به موضوع پیچیده سیاست و اداره امور سیاسی می پردازد، اما ناچار است تا از کلمات و مفاهیم تخصصی علوم سیاسی، علوم اجتماعی، علوم مرتبط با تاریخ و … استفاده بکند اما زبان کتاب، ساده، صمیمی و قابل فهم است.
متاسفانه، ما تورکان تحت اشغال سرزمینی و عقلی در ایران، بر اساس اهداف و برنامه های معینی اجنبی های دور و نزدیک به ما، در یک صد سال اخیر، با توانایی های علمی و تکنولوژیکی زبان تورکی بیگانه گردانده شده ایم.
سیاسیون و دانشجویان تورکی که اندکی با زبان تورکی تخصصی در رشته های مرتبط با علوم سیاسی، علوم اجتماعی و … تحصیل می کنند، می توانند آن کتاب را به راحتی خوانده و متوجه جزئیات مفهومی آن بشوند.
تنها شرط فهم آن کتاب تورکی با موضوع سیاست، آشنایی با مفاهیم و کلمات تورکی تخصصی است.
چرا که ما تورکان در ایران، با مفاهیم و کلمات فارسی در رشته های سیاسی و اجتماعی آشنا شده ایم. ما تورک ها نمی توانیم با ذهنی که آغشته به کلمات و مفاهیم فارسی است، مفاهیم و کلمات تورکی تخصصی را خوانده و ادراک بکنیم.
چرا که هر کلمه ای، در هر زبانی، تاریخ، احساسات، آداب و رسوم، رفتار و منش، تجربه های تلخ و شیرین و … آن ملت در تاریخ را در درون خود حمل می کند.
نمی توان آداب، رسوم، تاریخ، دین، ادراک دینی، احساسات، تمدن مکتوب، تجارب و … یک ملت را به درون ملت دیگری برده و به همان معنا و مفهوم در ملت مبداء، در میان ملت مقصد هم ادراک کرد.
کلمات هم، به همان سبک و سیاق، هویت های تاریخی، احساسی، تجربی، و … یک جامعه را در درون خود دارند و مفاهیم و احساسات و تاریخ هر کلمه، در هر اجتماعی، شناسنامه و هویت تاریخی آن ملت است و در آن جامعه و جمعیت معنای خاصی دارد که در جامعه دیگر متفاوت از آن معنا و مفهوم خواهد بود.
حتی اگر ظاهر و صدای کلماتی در زبان ها و تمدن ها و فرهنگ هایی شبیه به هم و حتی یکسان دیده و شنیده بشوند، مفاهیم و کاربرد آن ها با همدیگر مختلف و متفاوت خواهند بود.
برای مثال، شاهد هستیم که حدود نود درصد کلمات طبان فارسی، ترکیبی از زبان های تورکی و عربی هستند اما فارسی خوان ها و فارسی دان ها نمی توانند با همان کلمات تورکی و عربی رایج در متن زبان و جامعه فارسی، نوشتار و گفتار رایج در میان جوامع تورک و عرب را بفهمند.
چرا که مفاهیم همان کلمات تورکی و عربی، گر چه بخش هایی از تاریخ، تجربه، احساسات، شرایط اجتماعی و … تورکی تورک ها و عربی و عرب ها را حفظ کرده اند، اما رنگ و بوی دیگری از زبان، جامعه و اجتماعات فارسی زبان ها را هم گرفته و حتی آن ها را در جهت مخالف و ضد آن چه در زبان و در میان تورک ها و عرب ها ساری و جاری بوده و است، درآورده است.
این کتاب دست نوشته قدیمی تورکی، برای آموزش سیاست و آشنایی با نظریه های سیاسی، تاریخ تحول سیاست و مفاهیم سیاسی در میان تورک ها حائز اهمیت بسیاری است.
کاش افرادی از میان دانش جویان و اندیشمندان تورک که در رشته های علوم اجتماعی، علوم سیاسی و … دستی بر آتش این علوم دارند، پیدا شده، چنین کتاب هایی را یافته، خوانده و با شرحی بر آن ها، آن هم در زبان تورکی، آن ها را منتشر بکنند تا جامعه تورکان، بخصوص تورکان در اسارت ایران فارسزده، با چنان میراث اجدادشان آشنا بشوند.
آشنایی با این نوع از کتاب ها و تمدن مکتوب تورکی و تورک ها، به تجدید و بازسازی اعتماد به نفس ملی در میان تورک ها منجر خواهد شد.
همچنین جای مقایسه نظریه های سیاسی تورک ها با نظریه های سیاسی غیر تورک ها، بخصوص غربی ها و فارس ها هم خالی دیده می شود.
انصافعلی هدایت
13 مئی 2025
مهندسی جهل 066: تورکی، زبان بیان عرفان، تجوید و اصول دین هم بوده است
در برنامه شصت و ششم از "مهندسی جهل"، با یک جلد کتاب تورکی دستنوشته قدیمی آشنا شدیم که حدود سیصد و پنجاه سال قبل و به زبان تورکی و در دوره خلفای تورک، در عثمانی نوشته شده است.
خود این مجلد تورکی، از سه کتاب، با سه موضوع مختلف ترکیب یافته است.
موضوع کتاب اول؛ عرفان و مراحل آن است که نویسنده، به تشریح عرفان در سیزده فصل می پردازد. مطالب عرفانی این کتاب، به زبان تورکی ساده و قابل فهم نوشته شده است.
موضوع کتاب دوم، "تجوید" یا "قواعد درست خوانی ودرست فهمی قرآن" است. این کتاب، در دوازده فصل نوشته شده و نویسنده، به بررسی اصول درست خوانی قرآن در آن فصل ها بسنده کرده است. لذا می توان متوجه شد که زبان تورکی، زبان علم تخصصی و پیچیده تجوید هم بوده است.
موضوع کتاب سوم؛ "فقه اکبر" یا "اصول دین" از منظر یکی از مذاهب اهل سنت است.
شارح تورکی اصول عقاید اسلامی در این کتاب، با استفاده از کتاب "التوحید" امام اعظم، و دو کتابی که در شرح آن نوشته شده است، به بیان اصول اعتقادی مسلمانان سنی مذهب می پردازد.
کتاب اصول اعتقادی تخصصی هم به زبان تورکی نوشته شده است
.
همان طور که ملاحظه میشود، زبان تورکی نه تنها امروزه و در قرن بیستم و قرن بیست و یکم زبان علم، زبان تکنولوژی و توانا در توصیف مفاهیم پیچیده فنی و تخصصی است و در کشورهای تورک، تمامی علوم و فنون را به زبان تورکی آموزش می دهند و بار می آورند، بلکه در صدها سال قبل هم، زبان تورکی قادر به بیان مفاهیم پیچیده علوم عقلی، علوم نقلی، علم و تکنولوژیکی بوده است.
ما تورک ها، در این روزگار، با صدها هزار انسان تورک با تحصیلان عالی دانشگاهی، همچنین با صدها میلیون انسان تورک عامی و کم تحصیل کرده مواجه هستیم که در اثر زندگی در درون سیستم مهندسی جهل جهان گستر، تصور کرده اند و تصور می کنند که زبان تورکی در دوره های تاریخی گذشته، زبان علم و تکنولوژی، زبان دین و فلسفه، زبان سیاست و قدرت، زبان اختراعات و اکتشافات، زبان پزشکی و داروسازی، و … و زبان درک، فهم و ادراک جهان مادی و جهان عقلی نبوده است.
نه تنها تورک ها، بلکه جهان اسلامی هک در چنبره تارهای عنکبوتی جهان غرب و مسیحی گرفتار شده و جهان را چنان درک و ادراک می کند که دشمن غالب نوشته و می خواهد.
تنها راه برای نجات از آن جهنم جهل و آتش جهالتی که صدها میلیون تورک و بیش از یک میلیارد مسلمان را اسیر و گرفتار کرده است، باید به خوشان تورک و خوشتن مسلمانی بازگشت.
چرا که چنان باورهایی که دشمنان ساخته و به ما به نام علم تزریق کرده اند، جهانی مصنوعی و غیر واقعی هستند که در جهت تامین منافع بلند مدت مهندسان جهل سازماندهی و هدفبندی شده اند.
تنها راه شکوفایی جهان تورک، بازگشت به تورکیت و باور به قدرتمندی زبان، فهم و شعور انسان تورک است.
تنها راه جهان اسلام هم رهایی از میلیون ها احکام به ظاهر مذهبی و شرعی است که هیچ ربطی به اسلام ندارند. همه این احکام نه تنها جدید هستند و بنا به اعتباری ابداعی هستند، بلکه حاصل ذهن و شرایط اجتماعی تعدادی انسان با دانش و بینش محدود و مشروط بوده و است.
چه بسا که دشمنان جهان اسلام و تورک، در دویست و پنجاه سال اخیر، بسیاری از این مسایل و فتواهای به ظاهر اسلامی و شرعی را تراشیده اند که مسلمانان و تورک ها، در زیر سنگینی میلیون ها احکام ملاها، توان حرکت، نوآوری و مسابقه با دشمنان را از بین ببرند یا بسیار محدود بکنند.
انصافعلی هدایت
10 مئی 2025
مهندسی جهل 065 : در گذشته هم، تورکی، زبان علوم ریاضی و هندسه بوده است
در برنامه شصت و پنجم “مهندسی جهل”، با این کتاب تورکی، در زمینه حساب و ریاضیات، آن هم به زبان تورکی علمی آشنا شدیم.
یعنی، در گذشته، تورک ها، با این کتاب، حساب و ریاضیات را آن هم نه به زبان عربی و فارسی که به زبان تورکی آموزش می داده اند.
این کتاب تورکی، در دوران حیات سلطان محمود ثانی و در حدود دویست و چهل سال قبل، از زبان فرانسه به زبان تورکی ترجمه شده است.
سلطان محمود ثانی به سلطان "انقلابچی" یا سلطان “انقلابی” معروف بوده است. در دوره او، اصلاحات عمیقی در امور مختلف اداری و آموزشی و ... انجام گرفت که به انقلاب "تنظیمات" معروف هستند.
بعضی از پانفارس ها، بخصوص فارس هایی که شش لول و بسیار افراطی، از زبان فارسی در مقابل دیگر زبان ها دفاع کرده و از این راه زندگیشان تامین می گردد، زبان های ملل تورک، آزربایجان، تورک قشقایی، تورک تورکمن، دیگر تورک ها، زبان عرب ها، زبان بلوچ ها، زبان گیلیک ها، زبان طالش ها، زبان مازنی ها و ... را زبان های ناقصی معرفی می کنند که آن زبان ها، قابلیت آموزش علوم و تکنولوژی ها را ندارند.
همه این اساتید دانشگاهی و حوزوی پانفارس دروغ می گویند. چرا که آنها، نان تحقیر زبان های غیر فارسی را می خورند. یعنی، رژیم پانفارس، آن ها را تغذیه می کند، تا با دیگر زبان ها و حقوق دیگر ملل دشمنی بکنند.
در حقیقت، آن ها استاد علم و دانشگاه نیستند، بلکه ژنرال های دانشگاهی هستند که ماموریتشان نابودی دیگر زبان ها، تولید و تحمیل جهالت و آسیمیله سازی ملل تورک و عرب و بلوچ و … است. تلاش های آنها، معطوف به فارسی سازی و ایرانی سازی غیر فارس ها است.
چرا که آن ها می دانند که زبان فارسی، زبان علم و تکنولوژی نیست. آن ها می دانند که زبان تورکی، عربی، بلوچی و ... در بسیاری از کشورهای همسایه ایران جعلی با زبان جعلی، زبان های علم، آموزش و زبان های تکنولوژی و حتی زبان های نوآوری و نوزایی علمی و تکنولوژیک هستند.
ما در مجموعه کتاب هایی که در همین شصت و پنج برنامه “مهندسی جهل” معرفی کردیم و تلاش کردیم تا آن ها را بخوانیم، نشان دادند که زبان تورکی، نه تنها امروزه در جمهوری های تورکیه، آزربایجان شمالی، قبرس شمالی، تورکمنستان شمالی، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان رسمی هستند، بلکه زبان سیستم های آموزشی از ابتدا تا انتها در مدارس و دانشگاه ها و در تمامی رشته های حقوق، سیاست، جامعه شناسی، روانشناسی، شیمی، فیزیک، پزشکی، داروسازی، فلسفه، تاریخ، جغرافیا، هنر و ... هم است. یعنی زبان رسمی، اداری، آموزشی و زبان استخدام، در آن کشورها تورکی است.
از طرف دیگر، نه تنها زبان تورکی در کشورهای مستقل تورک، بلکه زبان فدراسیون های مختلف تورک واقع در داخل فدراسیون "روسیه" هم تورکی است. تورکان این فدراسیون ها به دو زبان رسمی تورکی و روسی آموزش می بینند ولی در اغلب موارد به زبان تورکی آموزش دیده، جذب بازار کار می شوند.
تاتارستان: زبان "تورکی تاتاری"، در کنار زبان روسی، زبان رسمی این جمهوری است و در مدارس تدریس میشود.
باشقیرستان: زبان "تورکی باشقیری" نیز در کنار زبان روسی، زبان رسمی است و در سیستم آموزشی این جمهوری جایگاه خاصی دارد.
چوواشستان: زبان "تورکی چوواشی" یکی دیگر از زبانهای تورکی است که در این جمهوری تدریس میشود.
یاقوتستان (ساخا): زبان "تورکی یاقوتی" (ساخا) در این منطقه وسیع از سیبری تدریس میشود.
تووا: زبان "تورکی توانی" نیز در مدارس این جمهوری آموزش داده میشود.
آلتای: زبانهای "تورکی آلتای جنوبی" نیز در جمهوری آلتای در کنار زبان روسی تدریس میشوند.
خاکاسیا: زبان "تورکی خاکاسی" نیز در مدارس این جمهوری مورد استفاده قرار میگیرد.
قرهچای-چرکسیا، کاباردینو-بالکاریا: در این دو منطقه نیز زبانهای تورکی مانند "قرهچای - بالکار" و "نوقای" در مدارس آموزش داده میشوند.
همان طور که می بینید، نه تنها در کشورهای مستقل تورک، زبان رسمی-اداری و استخدامی تورکی است، بلکه زبان سیستم های آموزشی از ابتدا تا انتها و در تمامی رشته های عمومی و تخصصی هم تورکی هستند.
علاوه بر آن، ملاحظه می فرمایید که زبان تورکی، حداقل، در نه (9) جمهوری در فدراسیون روسیه هم تورکی، زبان رسمی، آموزشی و استخدامی است.
در نتیجه، می توانیم ببینیم که تمامی پانفارس های که سمت و مقام استادی در دانشگاه ها و حوزه ها را دارند، یا در رسانه ها دیده می شوند یا چهره های معروفی هستند و … دروغ می گویند و جهل و جهالت را در ایران آموزش داده، ترویج و تزریق می کنند.
همه آن ها عمدا و آگاهانه، در ذهن نسل های مختلف ملل گوناگون در ایران جعلی، دروغ و جهل می کارند.
با این همه، آن ها ملل و کشورهای تورک و عرب را می بینند. آن ها با کاربرد زبان تورکی و عربی را در کشورهای تورک و عرب آشنا هستند اما آن ها مجبورهستند تا دروغ بگویند و همچنان باید بر طبل جهل و جهالت خودشان بکوبند تا جیزه و مو.واجبشان کم و کسر نگردد.
آن ها می دانند که سیستم جهل و جهالت سازی و ترویج جهالت آگاهانه در ایران و در سیستم های آموزش رسمی و غیر رسمی ایران حاکم است اما این اساتید جهل و جهالت، نام جهالتی که ترویج می کنند و آموزش می دهند را “علم” گذاشته اند.
جهل امثال محمدرضا شفیعی کدکنی، خانم ژاله آموزگار و ... تنها ناشی از تعصب آن ها به زبان فارسی نیست که این نوع تعصب، قابل ادراک است.
جهل آنان، حاصل نیاز و مزدوری است. آن ها مزدوران سیستم پانفارس هستند. چرا که هزینه های زندگی آن ها و منابع درآمدی و حقوق ماهانه آن ها به زبان فارسی و خدمت به جهل و جهالت و دشمنی با دیگر زبان های دیگر ملل در ایران وابسته است.
آن ها می دانند که فارسی، هرگز نمی تواند با زبان های تورکی و عربی، آن هم در فضایی آزاد، علمی، نوآوری های تکنولوژیکی دست و پنجه نرم بکند.
این و دیگر کتاب های تورکی نشان می دهند که نه تنها در ایران، بلکه در روز کره زمین، اراده ای وجود دارد که می خواهد زبان تورکی و دستاوردهای تمدن مکتوب تورک ها دیده نشده، خوانده نشوند.
برای همین، از زمانی که تورک ها مغلوب و تکه تکه شده اند (در چین، هندوستان، ممالک عثمانیه، ایران و ممالک تحت اشغال روس ها و …) یا الفبای تورکی را تغییر داده اند و یا آموزش به زبان تورکی را قدغن یا محدود کرده اند تا تورک های نسل های پس از اشغال توسط دشمن، قادر به خواندن و فهم آثار تمدن مکتوب پدرانشان نباشند. آن پدرانی که در گذشته، در سایه زبان علمی و تورکی، دنیا را اداره می کرده اند. تا تورک ها زنده و از هم تجزیه شده و در اشغال ذهنی و عقلی دشمنان، اعتماد به نفسی نداشته باشند تا نتوانند دوباره برای بدست گرفتن اداره دنیا برخیزند.
انصافعلی هدایت
08 می 2025
مهندسی جهل 056 : دروغ می گویند که زبان دربار سلاطین عثمانی فارسی بوده است.
در برنامه پنجاه و ششم از "مهندسی جهل"، با دیوان سلطان سلیمان قانونی (معروف به محبی در شعر) آشنا شدیم.
سلطان سلیمان، دهمین خلیفه و سلطان از سلسله خلفای تورکان عثمانی بود. او در 1494 میلادی به دنیا آمد و در هفتاد سالگی دار فانی را ترک فرمود.
او، تنها خلیفه ای است که به مدت چهل و شش سال خلافت کرده است و در کنار قهرمانی هایش برای فتح سرزمین های دشمنان، استراتژی ها، نوآوری ها، فرماندهی و اداره صدها ملت و سرزمین، عاشق عرفان بوده است.
لذا در هر فرصتی که بدست می آورده است، در فاصله میان جنگ هایش، به سرودن اشعار نغز عارفانه دست می زده است.
می توان با مطالعه دیوان محبی، با عمیق احساس و درک او، با میزان شناخت او از خودش، شناخت او از عصر و از جهان، از درک او از عشق، از رابطه او با انسان ها، از رابطه روحی-روانی او با معشوق، و ... آگاه شد.
به عقیده ما، "محبی" دست کمی از مولوی و عرفای نامی دیگر ندارد. ما با مطالعه دیوان تورکی او، نه با یک سلطان استراتژیست، رزمجو، فرمانده، فاتح، سرکوبگر دشمنان و … که با یک عارف و عرفان او مواجه می شویم که بسیار عمیق است. به نظر می رسد، محبی و خلیفه دهم تورک عثمانی، در بسیاری از مفاهیم و ادراک، بخصوص به هنگامی که فهمش را به طور خلاصه بیان می کند، بسیار شفاف تر و عمیق تر از مولانا دیده می شود.
ما در کمتر از دو ساعتی که صرف مطالعه اشعار او در دیوانش کردیم، برای اولین بار، با دیوان و اشعار و مضامین عرفانی و عاشقانه او آشنا شدیم.
اعتراف می کنیم که تحت تاثیر تبلیغات و بازی های مهندسی جهل و جهالت در ایران صد سال اخیر، چنان غرق جهالت شده بودیم که تصور می کردیم؛ نه تنها گفتار و رفتار دربار و درباریان وی فارسی بوده است، بلکه همه اشعار این خلیفه تورک هم فارسی هستند.
لذا، وقتی با کتاب او در “آزرباش کیتابخاناسی” و برای دانلود مواجه شدیم، نمی خواستیم آن را دانلود کرده، بخوانیم و شاهد زنده حقارت خلفای تورک عثمانی باشیم که همه اشعارشان را به زبان فارسی گفته باشند اما با امید به این که در میان اشعار فارسی او، ابیاتی به تورکی هم داشته و با استناد به آن ها، از تورکیت در دوره و دربار عثمانی دفاع بکنیم، و همچنین برای آشنایی با اشعار فارسی و نوع نگاه او به جهان، دیوان قدرتمندترین خلیفه تورک را دانلود کردیم.
زمانی که با اشعار تورکی دیوان وی و عمق معنای عرفانی و عاشقانه آن مواجه شدیم، باور نکردیم که همه اشعار این دیوان تورکی بوده باشد.
لذا برای پیدا کردن اشعار فارسی و همچنین برای فهمیدن آن که چه میزان از اشعار این خلیفه تورک بهز بان تورکی است، از هر ده صفحه، یک شعر را با زبان و تورکی الکن و بی مقدارخود، خواندیم و یا بهتر است، بگوییم که برای خواندن آن ها و آشنایی با زبان تورکی این خلیفه بزرگ تلاش کردیم.
با هر سطری که در این تلاش خواندیم و برای خواندنش تلاش کردیم و جلوتر رفتیم، با عمق جهالت و تاثیر روانی جهل و آموزش های غیر رسمی و رسمی ایران و پان فارسیسم در وجود خودمان آشناتر شدیم.
تازه فهمیدیم که از جهالت و تاثیرات جهل و سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی آن ها، ذره ای رها نشده ایم و هنوز هم اسیر آموخته ها و تبلیغات زهرآگین آن ها هستیم.
متوجه شدیم که ما، چه تعصبی به آموزش های رسمی، به گفته های رسانه ها و مزدوران رسانه ای سیستم جهالت پرور ایران و فارس ها داشته ایم.
تازه متوجه شدیم که چه قدر تحت تاثیر تبلیغات مهندسی جهل و سیستم شستشوی مغزی-آموزشی آن ها مانده ایم و عمق آن، عمیق تر از آن چیزی بوده است که تصورش را می کرده ایم.
تا امروز و این ساعت تصور می کردیم که بر علیه گفتار، رفتار و آموزش های ایران و پانفارسیسم انقلاب کرده ایم. تصور می کردیم که می خواهیم از زندانی که آن ها برای ما تورک ها و غیر تورک ها در ایران ساخته اند، نوشته اند، در کتاب ها آورده اند، در سخنرانی های تکراری هزاران بار تکرار کرده اند، شنیده و تسلیم آن ها شده ایم، خلاص شده ایم و خلاص می شویم.
از آن همه آموزش ها، کتاب ها، سخنرانی ها علمی و شبهه علمی، روزنامه ها، مجلات، خبرها، تفسیرها، مصاحبه ها با به ظاهر دانشمندان، داستان ها و رمان ها، فیلم ها، نمایشنامه ها، سرگرمی ها و … خلاص شده ایم.
متاسفانه، فراموش کرده بودیم که چندین نسل از انسان های تورک و غیر تورک در ایران جعلی و مصنوعی دست ساخته مهندسان جهل و جهالت، به آن بیماری مبتلا بوده اند.
شاید بتوان گفت که آن آموزش های مستقیم و غیر مستقیمی که با پاداش ها و مجازات هایی هم همراه بودند، به بخشی از آداب و رسوم، باورها، ایمانیات و اعتقادات . عرف صدها میلیون انسان در ایران یکصد سال اخیر بدل شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
این پروسه، چنان عادی و همه گیر شده بوده است که به رسوم و عادات اجتماعی، نرم اجتماعی؛ فکری، رفتاری ما تورک ها هم بدل شده است. جزو آسمانیات، اعتقادات و عرف عمومی شده اند.
. به خودمان گفته ایم که حتما ما اشتباه فکر می کنیم. حتما ما اشتباه متوجه شده ایم. چون این همه افراد باسواد، دکتر، مهندس، دانشگاهی و … که دروغ نمی گویند.
غافل از آن که اتفاقا، آن ها دروغ را گفته اند و نوشته اند و تبلیغ کرده اند. این، بخشی از کار آن ها برای بقا در درون رژیم و استفاده از مواهب آن بوده است.
ما تورک ها هم، تحت تاثیر نقش و جایگاه اجتماعی آن افراد که سیستم برای آن ها ساخته و پرداخته بوده است، تسلیم عناوین دانشگاهی، شغلی، اجتماعی و نقش آن ها شده ایم.
ما آن سخنان مهندسی شده را بینهایت بارها شنیده ایم. در نتیجه بی نهایت تکرارها، آن ها را باور کرده ایم و در ما، مانند ایمان و دین، ایمانی و دینی جای پیدا کرده است.
بی نهایت انسان هایی که مغلوب سیستم ها و روش های مهندسی جهل شده اند. اغلب، خودشان هم به عامل گسترش و دامن زدن به جهالت و جهل بدل شده اند. آنان، زندگیشان را از طریق خدمت به اهداف مهندسی جهل و جهالت در مدارس و دانشگاه ها تامین کرده اند و تامین می کنند.
ما هم، مثل اغلب آن ها، دروغ ها بزرگ مهندسان جهل و جهالت را باور کرده بودیم که زبان رایج در دربار خلافت عثمانی، "نه تورکی" که "فارسی" بوده است.
لاکن با تلاش یک و نیم ساعته برای خواندن اشعار دیوان سلطان سلیمان قانونی (محبی) و دهمین خلیفه جهان اسلام و جهان تورک، متوجه شدیم که در این دیوان حتی یک بیت شعر فارسی موجود نیست.
باید این سوال را پرسید که چرا هنرمندان، نویسندگان، تاریخدانان، تاریخ خوانان، دانشگاهیان و .... در تورکیه هم باور کرده اند که زبان عثمانی، فارسی بوده است؟
چرا نمی پرسیم که چرا و برای چه عده ای ادعا کرده اند و ما هم پذیرفته ایم که خلفای اسلامی عثمانی با زبان تورکی و تورک ها مخالف بوده اند؟
چرا پذیرفته ایم و دامن زده ایم که خلفای عثمانی زبان تورکی و تورک ها را تحقیر می کرده اند؟
به نظر می آید که "نه موتلو تورکوم دییه نه" سخنی بوده است که باید بر اساس آن، عثمانی ها را به تورک ستیزی متهم می کردیم تا سیستم و رهبران جدید، برای خودش اعتبار سیاسی و اجتماعی باز بکنند.
باید عثمانی ها را دشمن تورک ها نشان می دادند و می دادیم تا برای سیاست های جدیدی که برای انقراض عثمانی راه را باز می کردند، جاده ها را صاف بکنند و صاف بکنیم.
باید گرد و غبارهایی را که در دویست و پنجاه سال اخیر بر روی عقل تورک ها نشسته و به سفالی ضخیم بدل شده اند را بشوییم. شاید کسانی، دوستانی، عزیزانی، در آن پایین دست تاریخ و اجتماع و تمدن جدید بشری، تاریخ تورک ها را گل آلود می کنند تا کودتا بر علیه تورک ها و خلافت تورک ها در جهان اسلام را محق نابودی نشان بدهند. تا از بین رفتن تمامی جوانب قدرت مسلمانان و تورک ها را ماست مالی، توجیه کرده و منطقی نشان بدهند.
بیایید، مثل اروپایی ها که بر علیه کلیسا و تمامی آموزه های آن انقلاب کرده و حتی در هستی خودشان به عنوان انسان و بود و نبود جهان شک کرده و برای اثبات وجود انسان و جهان تلاشی دوباره را آغاز کردند، ما تورک ها هم هر چه به ما در دویست و پنجاه سال گذشته یاد داده اند و به نام علم و مدرنیته به ما تحمیل کرده اند و ذهن و عقل ما هم آن ها را به نام علم و عقلانیت مدرن پذیرفته و بدون چون و چرا تسلیم آن ها شده است را بشکنیم.
بیایید همه آن علوم و تاریخ و خوانده ها، گفته ها و … را به زیر سوال برده و برای آن ها جواب هایی از نوع جدید، با نگاه جدید، با معانی و مفاهیمی جدید، با تفاسیر جدید، با آشکارسازی آن چیزهایی که از ما پنهان کرده اند، با مفاهیمی که خود ما ساخته و تعریف می کنیم و با جهانی که ما می خواهیم و می شناسانیم، بتراشیم و بسازیم.
برای حاکمیت دوباره تورک ها بر جهان، باید خودمان را دوباره و از نو تعریف بکنیم وبشناسیم و بر اساس ملاک های جدید که خودمان طراحی و هدف گذاری کرده باشیم، بشناسیم و بشناسانیم.
انصافعلی هدایت
02 مای 2025