Tuesday, February 8, 2022

عرب و لاتین الیفبادا راحاتلیق و زورلوق



عرب و لاتین الیفبادا
راحاتلیق و زورلوق


نییه، من، عرب الفباسی ایله‌ یازیلانلاری‌ راحات‌ اوخورام آمما لاتین‌ ایله یازیلانلار چتین؟

چونکو، بیزلر، ایلر بویو، عرب الیفباسیندا یازیب، اوخوماقدان دولایی، اونا عادت اتمیشیک.

همده کی‌ عرب الیفباسینا، گوزوموز‌ و بئینیمیز‌ (مغزیمیز) عادت ادیب. 

ایر آتا و آنالاریمیزا‌ یا تازا‌ باشقا بیر دیلی‌ ائویره‌ننلره باخساق، گوره‌ریک‌ کی اونلاردا بیر‌ یازئنی اوخویاندا‌ زورلوق‌ چکیرلر.

نییه؟
چونکو، او دیلده مشق ادیب، اونون یازیب، اوخوماسینا عادت اتمه‌میش‌لر.

هر یئنی دوروم و دیل، تازا همده ناتانیش دیر.
او‌ دیلده، مشق اتمه‌ینلرین، گوزلری و بئیین‌لری ده، بو یئنی الیفبایا و دیله عادت‌ اتمه‌ میش‌ دیر.

منده، لاتین‌ الیفباسیندا آغیر، علمی، فلسفی و ایستیراتئژیک‌ کتابلاری‌ اوخوماغا‌ باشلامیشام.
منیمده بئینیم و گوزله‌ریم‌ لاتینجه‌یه و تورکجه‌یه عادت اتمه‌میش. اوندان دولایی‌دا زورلوق ‌چکیرم. آمما بیز آز گئچسین، لاتین ده، عرب الیفباسی کیمین راحات اولاجاق.


انصافعلی هدایت







ضرورت الفبای لاتین برای تورک های آزربایجان جنوبی

 



ضرورت الفبای لاتین برای تورک های آزربایجان جنوبی

حروف لاتین، برای زبان تورکی ضروری است تا بتوانیم از دانش، تجربه، ادبیات و اقتصادهای چندین ملت-دولت مستقل تورک و همچنین با چندین ملت غیر مستقل تورک، برای توسعه، رفاه و امنیت خودمان بهره برداری بکنیم.

الفبای عربی، ارتباط ما با دنیای عرب را برقرار نمی کند. چرا که الفبا، متفاوت از زبان است و ما زبان عربی را نمی دانیم. آن‌ها هم زبان تورکی را نمی دانند.
فارس‌ها هم چیز قابلی برای ارائه به جهان و به ما تورک‌ها ندارند که از طریق الفبای عربی به ما بدهند.

لکن، ما با الفبای لاتین، به دنیای تورک وصل می شویم.
لازم نیست کتاب‌ها و منابع علمی را از زبان تورکی ترجمه بکنیم یا زبان دیگری را یاد بگیریم. چون ما هم تورک هستیم.

با الفبای لاتین، ما با حدود سیصد میلیون جمعیت و منابع بسیار غنی تورک‌ها در ارتباط مستقیم خواهیم بود. بر رشد اقتصادی، فرهنگی و رفاه ما افزوده خواهد شد.
تمامی سرزمین تورک‌ها، به وطن و خانه بزرگ ما بدل خواهد شد.



انصافعلی هدایت



مطبوعات و رسانه های آزربایجان شرم و حیای حرفه ای هم ندارند



مطبوعات و رسانه های آزربایجان شرم و حیای حرفه ای هم ندارند



چرا مطبوعات و رسانه های موجود در شهرهای آزربایجان، خبر، مقاله، گزارش و ... در مورد وضعیت زندگی مردم، اقتصاد، اعتصابات کارگری، معلمان، مهاجرت نیروی کار و ثروت و فرار مغزها و ... از آزربایجان نمی نویسند؟

چرا مطبوعات آزربایجانی در باره دریاچه ارومیه، آبهای زیر زمینی و رو زمینی این منطقه سکوت کرده اند؟

چرا موضوع هایی مانند غارت معادن آزربایجان توسط فارس‌ها، عدم احداث کارخانه هایی برای جلوگیری از انتقال منابع خام آزربایجان به دیگر استان ها  و ..‌‌. در سکوت رسانه های آگهی نگاران رسانه ای قرار گرفته اند؟

جایگاه حقوق ملی ملت تورک آزربایجان، در رسانه هایی که به نام آزربایجان و تورک  منتشر می شوند، در کجاست؟

آهای نشریات منطقه آزربایجان، اگر نمی خواهید و‌یا نمی توانید مطالبی در مورد ملت تورک و نیازها، حقوق و خواست آن ها منتشر بکنید، لااقل این همه تبلیغات دولتی و آگهی دولتی هم منتشر نکنید.
آیا نباید تعادلی در  بین آگهی و دیگر مطالب باشد؟
آیا شرم و حیای حرفه ای ندارید؟


انصافعلی هدایت

آیا شناختی از دشمن و روش‌های دشمنی با تورک‌ها و زبان تورکی داریم؟

 


آیا شناختی از دشمن و روش‌های دشمنی با تورک‌ها و زبان تورکی داریم؟



از سخنان و نوشته های بعضی از دوستان، معلوم است که با دشمن، معنی و مفهوم دشمنی آشنایی ندارند. یا تقیه می کنند تا منافعی را از دست ندهید. یا مضاری را از خودشان دور بکنند.

بنظر می رسد که شناخت و ادراک آن دوستان از مفهوم دشمن، به آن‌چه فارس‌ها، به ذهن من و شما تزریق و تحمیل کرده اند، محدود می شود.

مثلا، دوستانی، اسرائیل، عربستان، آمریکا، و ... را دشمن می دانند. از عرب‌ها و زبان عربی متنفرند. از تورک‌ها و زبانشان بیزار هستند.
چرا؟
چون، تحت تاثیر مستقیم سیستم شستشوی مغزی «ایران فارس» قرار  دارند و آنچه را که در طول زمان و بوسیله فارس‌ها، به ذهن و روان مردم تزریق و تحمیل شده را باور کرده اند.

سیستم، می تواند با شستشوی مغزی مردم، رفتار قربانیان خود را طراحی، مهندسی و کنترل بکند.

مردم هم، بتصور این که بر اساس اراده خودشان عمل می کنند، تحت تاثیر فرامین سیستم شستشوی مغزی رفتار کرده و  عکس العمل نشان می‌دهند.

بر همین اساس است که بعضی از دوستان ما، شناخت روشنی از مفهوم ملت خود و منافع ملی ملت خود ندارند.
در نتیجه، شناختی هم از مفهوم دشمن، دشمن ملت خود و دشمن زبان ملت خود ندارند.
لذا باید با معنا و مفهوم ملت، منافع ملی، ملت خود و دشمن آشنا شویم.

توصیه می کنم، برای این که با معنی و مفهوم دشمن، روش‌های شناخت دشمن‌، انواع دشمنی‌ها، روش‌های مقابله با دشمن و ... آشنا بشویم، با من و به همراه من، کتاب «ساواش صنعتی» را بخوانیم.

من (انصافعلی هدایت)، این کتاب را در اینستاگرام و بطور زنده می خوانم.
گر چه، من در خواندن این کتاب تورکی با الفبای لاتین سختی می‌کشم، اما باید یادگیری زبان تورکی را از جایی شروع بکنم.

این دشواری در خواندن کتاب تورکی، بر اثر تمرین، کمتر و کمتر خواهد شد.
چرا که ما در پی صرف ده ها هزار ساعت برای خواندن فارسی، در آن روان شده‌ایم.

مهم آن است که برای شناخت دشمن ملت خود اراده بکنیم. اولین قدم برای دشمن شناسی، آشنایی با زبان مادری خودمان است که از طرف دشمن ما، زبان ما، برای ما، نا مطلوب تشخیص داده شده است.

چرا که باید، خود من و خود شما، برای غلبه بر گسست ارتباطی خودمان با زبان و فرهنگ نوشتاری خودمان اقدام بکنیم.

این موفقیت مهندسی دشمن است که توانسته بین ما و ادراک نوشتاری ما از زبانمان فاصله بیندازد.
دشمن توانسته، ما را از زبانمان بریده و به دشمن زبانمان تبدیل بکند.
اولین قدم مقابله با سیستم شستشوی مغزی دشمن، اصرار به یادگیری زبان تورکی است.
در پی یادگیری زبان تورکی (من و تو)، دشمن ملت تورک و زبان تورکی را خواهیم شناخت.

همچنین، در پی پاسخ به سوال‌های زیر، با دشمن تورک‌ها و دشمن زبان تورکی آشنا خواهیم شد.

آیا یکی از نشانه های دشمنی با ملت و زبان تورکی، آن نیست که دشمن، به شما و به من، حق تحصیل به زبان تورکی، یعنی زبان مادری خود ما را نداده است؟
چرا این حق را نداریم؟
کدام ملت و دولت این حق را از ما گرفته است؟

آیا به خاطر دشمنی ملت و دولتی، با ملت تورک و زبان تورکی نیست که من و تو نمی توانیم بزبان خودمان (تورکی) بنویسیم و بخوانیم؟
آیا این جنایت علیه بشریت، زبان، فرهنگ و علیه ملت تورک نیست؟
مسئول این جنایت کیست؟
آیا من و تو, در جبهه دشمن ملت تورک و زبان تورکی قرار داریم؟

آیا دشمن تورک‌ها و زبان تورکی، آن ملتی نیست که زبان خودش را به عنوان زبان رسمی، به ما تورک‌ها تحمیل کرده است؟ 
آن زبان، کدام زبان است؟
آن زبان، به کدام ملت تعلق دارد؟

دشمن، چرا و به چه دلیل، ما تورک‌ها را مجبور به تحصیل بزبان فارسی کرده است؟
آیا فارسی زبان انتخابی من یا خود تو یا ملت تورک است؟
اگر بله، کی و چگونه انتخاب کرده ایم؟
چرا زبان خودمان را انتخاب نکرده ایم؟

اجبار ما تورک ها، به عدم تحصیل به زبان خودمان، چه منافعی برای فارس‌ها و زبان فارسی داشته و دارد؟
چرا نباید این منافع، به خود ملت تورک‌ و زبان تورکی تعلق بگیرد؟

آیا می توانیم انکار بکنیم که در یک قرن گذشته، برای حذف و تضعیف ملت تورک‌ و زبان تورکی، از طرف دولت و ملت فارس‌، تلاش‌های بسیار جدی و پر هزینه‌ای اعمال می‌شده و می شود؟
چرا فارس‌ها برای نابودی ملت تورک و زبانشان، این همه هزینه کرده اند و هزینه می کنند؟

تحصیل زبان تورکی، چه ضرر و زیان هایی برای فارس‌ها دارد؟
منافع آموزش زبان تورکی برای ملت تورک چیست؟

چرا زبان تورکی رسمی نیست؟
چرا زبان فارسی رسمی است؟

چرا دولت و ملت فارس اجازه نداده‌اند تا زبان تورکی، زبان علمی، اداری و حقوقی بشود؟
نقش و جایگاه علمی، اداری و حقوقی زبان تورکی، چه صدماتی را به نقش و جایگاه زبان فارسی وارد می کند؟

آیا مجموعه سیاست‌های حذفی، محدودیت‌های زبانی، فرهنگی و اقتصادی تحمیل شده به تورک‌ها، دشمنی با موجودیت ملت تورک نیست؟
آیا تورک‌ها با هستی فارس‌ها دشمنی کرده اند؟
چرا تورک‌ها، در مقابل سیاست‌ها و رفتارهای دشمنانه فارس‌ها، دشمنانه رفتار نکرده اند؟

پس، معنی و مفهوم دشمنی چیست؟
دشمنی، کدام نشانه‌ها و علایم را دارد؟

باید دشمن و دشمنی با ملت و زبان تورکی، چگونه تعریف بشود؟

دشمن تورک کیست؟
دشمن تورک را چگونه بشناسیم؟



انصافعلی هدایت







قشقایی‌لرین سسی اولاق

 :


قشقایی‌لرین سسی اولاق:
هر بیر آزربایجانلی تورک، قشقایی تورکلری‌نین‌ میدیاسی‌ اولمالی دیر

Qəşyayilərin Səsi Olaq:
Hər bir Azerbaycan Türkü, Qəşqayi Türkünün Midyası Olmali Dır

صدای قشقایی‌ها باشیم:
هر تورک آزربایجانی, باید رسانه ای برای صدای قشقایی‌های تورک باشد




انصافعلی هدایت

چرایی دشمنی با زبان و هویت تورک ها

 

چرایی دشمنی با زبان و هویت تورک ها



نمایندگان مجلس همراه با فارس‌ها، نه تنها با آموزش و رسمیت زبان تورکی مخالفت می کنند بلکه با حقوق و اراده ملت تورک هم دشمنی و مخالفت می کنند و مخالفت خواهند کرد.

چرا که رسمیت زبان تورکی، جا را برای نقش استعماری زبان فارسی،
و رسمیت هویت تورکی تورک‌ها، جا را برای هویت استعماری فارس‌ها تنگ کرده است و تنگ‌تر خواهد کرد.
من تورکم

انصافعلی هدایت











ده دولت-ملت

 



ده دولت-ملت

به زودی، ده دولت-ملت تازه استقلال خواهند گرفت:
1. جمهوری آزربایجان جنوبی
2. جمهوری قشقائیستان
3. جمهورس تورکمنستان جنوبی
4. جمهوری عربستان الاحواز
5. جمهوری بلوچستان
6. جمهوری لورستانات و بختیاری
7. جمهوری گیلان
8. جمهورس مازندران
9. جمهوری کردستان
10. جمهوری فارس
من، برای برپایی هر چه سریعتر دولت ملت تورک، در جمهوری آزربایجان جنوبی و اتحاد کشورهای تورک تلاش می‌کنم.


انصافعلی هدایت


ایران پتانسیل تبدیل به ده کشور را دارد

 

ایران پتانسیل تبدیل به ده کشور را دارد

 سیز، کیمسیز؟ 

سیز هارالاری بیرلشدیریرسیز؟

هارالاردا‌ حوضوروز‌ وار؟ 

نییه‌ هر یئره‌ بورنوزو‌ سوخورسوز؟

 نییه‌ ایستیرسیز بیرلشدیره‌ سیز؟

خبریز وار کی گئچن یئتمیش‌ بئش ایلده، یوز‌ اللی‌ میللت‌- دولت‌ یارانمیش. یانی‌ اورتالاما‌ هر ایلده‌ ایکی دولت-میللت‌ یارانیب.

ایران پتانسیل تبدیل به ده کشور را دارد
شما چه کس یا کسانی هستید؟

شما می خواهید کجاها را متحد بکنید؟

چرا می خواهید متحد بکنید؟ این اتحاد چه 

کدام منافع را در این اتحادها تعقیب می کنید؟

در کجاها حضور دارید؟

چرا در آنجاها حضور دارید؟

ایران پتانسیل تبدیل به ده کشور را دارد

خبر دارید که در هفتاد و پنج (75) سال گذشته و از پایان جنگ‌جهانی دوم تا کنون، چه تعداد دولت-ملت (كشور) مستقل بوجود آمده است؟

در هفتاد و پنج سال گذشته و بطور متوسط در هر سال، دو دولت-ملت پدید آمده اند.

یعنی دنیا به سمت و سوی اتحاد و دهکده جهانی در سیاست نمی رود. بلکه فقط از نظر ارتباطات و داد و ستد، به دهکده جهانی بدل می شود.

روند تشکیل کشورهای جدید  ادامه خواهد یافت و ما تورک ها هم دولت-ملت خودمان را بوجود خواهیم آورد. 

ایران فعلی هم، پتانسیل تجزیه به ده کشور مستقل را دارد.
من، در راه تاسیس دولت-ملت تورک در آزربایجان جنوبی حرکت می کنم.



انصافعلی هدایت 

 

«محدوده شناخت ما از جهان، مرزهای زبان ماست»

 

یکی بدرستی نوشته است:
«محدوده شناخت ما از جهان، مرزهای زبان ماست»
بهتر از این جمله سراغ دارید؟





انصافعلی هدایت





تداوم زندگی بدون خشونت روس‌ها و تورکها در میان هم

  



تداوم زندگی بدون خشونت روس‌ها و تورکها در میان هم


آیا مثال زندگی بدون خشونت روس‌ها و تورکها در جوامع هم (به هنگام استقلال ملل از روس‌ها)، در ایران و در میان ملل غیر فارس با فارس ها هم تکرار خواهد شد؟

استقلال جمهوری آزربایجان و دیگر جمهوری‌ها از اتحاد جماهیر شوروی یا روس‌ها، بدون خونریزی، دشمنی و اجبار به مهاجرت ملل مهاجر به سرزمین های همدیگر رخ داد.

در روابط میان روس‌‌ها با تورک ها، روس‌ها با دیگر ملل مستقل هم دشمنی حاکم نشد.
روس‌ها، تورک‌ها و ملل دیگری که به خاک هم کوچ کرده بودند، قتل عام و کشتار نشده، توهین و تحقیر را نچشیدند و مجبور به کوچ اجباری از محل زندگیشان نشدند.

این‌ رفتار سیاسی و انسانی روس ها و ملل دیگر با هم، مثال بسیار جالبی از احترام متقابل ملی به هم و احترام به اراده ملل برای جدایی و تاسیس دولت-ملت‌های مستقل خودشان بوده و است.

چرا که همه این ملل در دوران اتحاد جماهیر شوروی، تنوع زبان ها، ملل، تمدن‌ها، ممالک و حقوق برابر همه با هم  را پذیرفته بودند. برای همین هم چندین جمهوری در داخل «اتحاد جماهیر شوروی» رسمیت حقوقی، فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی داشتند.

متاسفانه، در هر کجا که حاکمیت زبانی، فرهنگی، جغرافیایی و ملی ملل تحت اشغال انکار بشود و حقوق ملی آن ملل نادیده گرفته بشود و بر انکار وجود و هستی ملی ملل دیگر اصرار ورزیده بشود، در آنجا، راهی جز خشونت، خونریزی و تحمیل مهاجرت اجباری به انسان ها وجود ندارد.

برای همین است که همیشه و در همه‌جا، جدایی ملل از هم و تاسیس چندین دولت-ملت مستقل در کنار هم، بدون خونریزی و با صلح و دوستی همراه نبوده است.

استقلال بدون خونریزی و خشونت، رفتار انسانی است که در جوامع توسعه یافته و‌انسان‌مداری که به حقوق انسان ها، به عنوان ملل و اراده سیاسی آن ها سر تعظیم فرود می آورد، اتفاق می افتاد.

جوامعی که نژادپرستی و برتری ملتی بر ملت دیگر، در میان آن ها، به تفکر و روش زیست غالب،  بخصوص در بین قوم حاکم تبدیل شده باشد، نمی توانند استقلال ملل تحت استیلای خودشان را تحمل بکنند.

فرق حاکمیت استعماری فارس‌ها با روس‌ها، در این است که روس‌ها، در دوران اتحاد جماهیر شوروی هم، حقوق ملی ملل تحت اشغال خود را برسمیت می شناختند. به ملل تحت اشغالشان حق می دادند تا جمهوری مستقل یا حاکمیت خودمختار خودشان را داشته باشند.

این فرهنگ در میان روس ها و ملل تحت اشغال روس، حاکم و‌ محترم بود.
هنوز هم، در دل روسیه، چندین جمهوری کوچکتر، موجودیت سیاسی و حقوقی، فرهنگی، زبانی و حغرافیایی دارند.

آیا فارس‌ها می پذیرند که در دل ایران، چندین جمهوری یا حاکمیت خودمختار تاسیس بشود و با هم حقوق صد درصد برابر داشته باشند؟

جدایی ملل و تاسیس چندین دولت-ملت مستقل، در جوامعی که به بیماری نژادپرستی مبتلا بوده و حقوق مللی ملل تحت هژمونی خودشان را انکار می کنند، همیشه، خونین و خشن بوده است.

بوسنی - هرزگوین - صربستان،  پاکستان، هندوستان، بنگلادش و روهینگینا، مثال‌ها و تجربه های متفاوتی از جدایی ملل با صلح یا در قتل عام بوده است.

به هنگام استقلال ملل در برخی از نواحی که نژادپرستی، تفکر حاکم بوده و حقوق ملل برسیمیت شناخته نمی‌شد، میلیون‌ها تن را کشته یا مجبور به مهاجرت از وطن‌هایشان کرده اند.

بنظر شما، آیا استقلال ملل نه‌گانه تورک‌های آزربایجان، تورک‌های قشقایی، تورکمن‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، لورها، گیلک‌ها، مازنی‌ها و کردها
از فارس‌ها و از ایران، یک ضرورت و اجبار تاریخی است و حتما باید رخ بدهد؟

به نظر شما، احتمال رخداد کدام یک از این سیناریوها و پیامدهای استقلال ملل در ایران بیشتر است؟
آیا راه و احتمالی برای کاستن از ضرر های استقلال ملل از ایران وجود دارد؟

همزمان با استقلال  ملل نه‌گانه تورک‌های آزربایجان، تورک‌های قشقایی، تورکمن‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، لورها، گیلک‌ها، مازنی‌ها، کردها و فارس ها از ایران، کدام ملت بیشترین هزینه ها، کشته‌ها، زخمی ها و مهاجرت را تحمل خواهد کرد؟




انصافعلی هدایت

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc