انسان ها برای چیزی که درکی از آن ندارند، مبارزه نمی کنند
دوستی با نام «صمد بهرنگی» نوشته است: «انسان ها برای چیزی که درکی از آن ندارند، مبارزه نمی کنند.»
آیا این سخن، درک درستی از وضعیت ملت تورک نیست؟
ایرانیانی که در کشورهای اروپایی یا آمریکا و کانادا زندگی می کنند و ظاهرا هم با دموکراسی، آزادی، آزادی رسانهها، حقوق ملل و حقوق بشر و ... آشنایی حداقلی دارند، چرا از دموکراسی، آزادی فکر و دیگر آزادیها، درک درستی ندارند؟
چرا ایرانیان ساکن اروپا و آمریکا، در سر هر بزنگاه تاریخی، با حقوق ملل غیر فارس مخالفت کرده، همپیمان دیکتاتورهای حاکم می شوند و یا خودشان به دیکتاتورهای خارج از حاکمیت بدل می شوند؟
آیا درک درست از موضوع یا مسایلی، در آنان، مسئولیت آگاهانیدن بقیه مردم را ایجاد نمی کند؟
اگر مردم وضعیت خودشان را عمیقتر لمس نکرده و نفهمیدهاند و درکی از عمق فاجعه همه حانبهای که در آن زیست می کنند، ندارند، وظیفه افراد آگاه چیست؟
آیا مسئولیت افراد آگاه، متهم کردن مردم به ناآگاهی، جهل، بیسوادی و ... است یا مبارزه برای آگاه کردن مردم؟
آیا آحاد ملت تورک، از وضعیت خود در همه زمینههای زندگی انسانی-اجتماعی، درک درستی دارند؟
اگر در ملت تورک درک درستی از وضعیت خود ندارد، علل و چرایی این ناآگاهیها کدام مسایل هستند؟
آیا ملت تورک آگاه است که تورک ها قوم نیستند و یک ملت هستند؟ و باید تمام و کمال حقوق یک ملت در همه زمینهها را داشته باشند؟
چرا برای داشتن حقوق ملی-انسانی مبارزه نمی کنند؟
آیا تورکها فهمیده اند که زندگی جمعی انسان یعنی سیاست، و سیاست، یعنی زندگی اجتماعی -انسانی؟
پس چرا از دخالت در امور سیاسی و سیاسی شدن می هراسند؟ و برای زیست سیاسی هزینه نمی دهند؟
آیا احاد ملت تورک فهمیده اند که باید در مدیریت هرم قدرت در ایران کنونی، بیش از فارسها سهیم باشند؟
آیا تورک ها فهمیده اند که هر روز، نسبت به روز قبل، بیشتر از هرم قدرت حذف میشوند؟
آیا آحاد ملت تورک، نسبت به وضعیت وخیم توسعه یافتگی و رشد منفی اقتصادی خود، به عنوان یک ملت آگاه هستند؟
آیا ملت تورک، درک صحیحی از میزان سنگین مالیات هایی که از آن ها گرفته می شود و برای آبادانی هر چه بیشتر فارسیستان و عقب ماندگی عمیقتر تورک ها هزینه می شوند، آگاه هستند؟
آیا آحاد ملت تورک با عمق بیکاری هایی که بر ملت تورک تحمیل میشود، آشنا هستند؟
اگر آشنا هستند، پس چرا در مقابل سیاست های آگاهانه دولت پانفارس در سرزمینهای تورکها بی تفاوت نشسته اند؟
آیا تورک ها آگاه گشته اند که میزان رشد جمعیت در میان ترکها، نسبت به دیگر ملل در ایران کنونی، رشدی منفی دارد؟
آیا تورکها می دانند که یکی از علل اصلی رشد منفی جمعیت ترک ها در ایران، ایجاد زمینهها و شرایط برای مهاجرت تورک ها از وطنشان، توسط دولت و پانفارسها است؟
آیا تورک ها با دلایل مهاجرتسان از وطنشان آشنا هستند؟
آیا تورک ها می دانند که مقصد مهاجرت تورک ها کدام مناطق هستند؟
آیا ملت تورک با علل جذاب بودن مهاجرت به مناطق فارس نشین آشنا هستند؟
آیا می دانند که چرا فارسها و دیگر ملل به سرزمینهای تورک ها مهاجرت نمیکنند؟
آیا تورک ها آگاه هستند که تمامی منابع زیر زمینی و رو زمینی و حتی درآمدها و پس اندازهای بانکی آنها، به نفع مرکز و فارس ها غارت شده و برای توسعه هر چه بیشتر مناطق فارس نشین و توسعه اقتصاد فارس ها و فارسیستان هزینه می شوند؟
آیا تورکها آگاه هستند که اگر خود آنها به عنوان یک ملت، حاکم بر امور اجتماعی، اقتصادی، بر اداره معادن و منابع زیرزمینی و رو زمینی سرزمین هایشان بودند، در چنین فقر و فلاکتی نمی زیستند؟
بلکه از توسعه نسبتاً بهتر و از وضعیت اقتصادی مناسب تری نسبت به امروزشان برخوردار بودند؟
و حداقل، در سطح تورکیه در تمامی زمینه های زندگی توسعه یافته بودند؟
آیا آخاد و فرزندان ملت تورک، با علل و عوامل عقب ماندگی ملت تورک در ایران، آنهم، در همه زمینه های زندگی اجتماعی و انسانی آشنا هستند؟
آیا ملت تورک می داند که توسعه نیافتگی و عقب ماندگی ملت تورک، در همه زمینه ها، یک عقب ماندگی تحمیلی دامنه دار خارجی بوده است!
تحمیل توسعه نیافتگی و عقب ماندگی به ملت تورک در ایران، نه تنها ادامه دارد که یک انتخاب آگاهانه پانفارسها و دولت ایران بر علیه ملت تورک است؟
آیا آحاد ملت تورک می دانند که رواج روز افزون جرم و جنایت، قتل، دعواها خانوادگی و خیابانی و ... در جامعه، بخشی از سیاستی است که پانفارس ها و دولت ایران در راستای عقب نگه داشتن تورکها و تحمیل جوانب مختلف عقب ماندگی اجتماعی، فرهنگی و زیست انسانی صورت میگیرد؟
آیا تورکها به این درک رسیده اند که دولت ایران و پان فارس ها، با سیاست های مختلفشان در همه زمینه ها، در حال نابود کردن وطن تورکها و نابودی منابع آبی و دیگر منابع سرزمینی ملت تورک است؟
آیا ملت تورک به این درک و آگاهی رسیدهاند که پانفارسها و دولت ایران، به اندازهای که برای آبادانی کویر فارسیستان سرمایهگذاری میکنند، و منابع آبی شمال و جنوب را به کویر منتقل میسازند، در وطن تورکها و برای نجات دریاچه ارومیه و ... سرمایهگذاری نمیکنند؟
آیا آحاد و فرزندان ملت تورک می دانند که دشمنی به نام فارس و دولت پانفارس، با تجزیه بخش هایی از وطن تاریخی ترک ها و دادن آن بخشها به ملل همسایه، سیاست ایجاد دشمنی عمدی و آگاهانه در بین تورک ها و دیگر ملل همسایه را در پیش گرفته است؟
آیا تورکها می دانند مه چرا دولت پانفارس، در میان تورکها و ملل همسایه، تخم دشمنی دائمی و تاریخی می کارد؟
آیا سیاست های تجزیه طلبانه و آگاهانه دولت پانفارس ایران، برای تجزیه وطن تورک ها و الحاق آن سرزمین ها به همسایه ها، زمینه جنگهای خونین و طولانی مدت در این منطقه و در آینده را آماده نمی کند؟
آیا آحاد ملت تورک آگاهند که فارسها دارای دهها احزاب و تشکلهای رسمی در داخل و در خارج از ایران هستند که نه تنها از منافع فارسها دفاع می کنند بلکه منافع فارس ها را به عنوان منافع ملل غیر فارس نشان داده، این افکار را هم به فارس ها و هم به ملل غیر فارس تحمیل می کنند؟
ولی ملت تورک هیچ حزب رسمی در داخل ایران ندارد تا از منافع، خواسته ها و حقوق ملت تورک دفاع نماید؟
آیا ملت تورک از ارزش و جایگاه واقعی آزادیها، در همه زمینههای فکری، سیاسی، رسانه ای، چاپ و نشر آگاه است؟
آیا تورکها برای بهرهمندی از منافع آزادی رسانهای، آزادی چاپ و نشر، آزادی فکر و بیان، رسانه های لازم و ملی متعلق به خود ملت تورک را در اختیار دارند؟
آیا رسانه ها ومطبوعات متعلق به تورکها دارای استقلال بوده، از هر نوع سانسور و خودسانسوری آزاد هستند؟
آیا ارباب رسانههای جمعی تورکها در هیچ زمینهای امنیت نداشته و در ترسی گنگ و دائمی از پانفارس ها و قوانین ضد انسانی نوشته و نانوشته آنها بسر می برند؟
آیا ملت تورک با ارزش و جایگاه واقعی دموکراسی، مردم، وطن، ملت و حقوق برخاسته از این مفاهیم آشنا است؟
اگر ملت تورک با چنین مفاهیمی به معنای واقعی آن ها آشنا نیست، چه باید بکند؟
آیا تورک ها با ارزش و جایگاه زبان تورکی به عنوان زبان ملی خودشان آشنایی دارند و می دانند که چه منافعی را بخاطر رسمی نبودن زبان تورکی در ایران از دست دادهاند و می دهند؟
آیا تورک ها فهمیده اند که قدغن و غیر قانونی بودن زبان ترکی در ایران، چه منافعی برای فارسها داشته و دارد؟
آیا تورکها متوجه شده اند که منافع رسمی بودن زبان فارسی برای فارس چه هست؟
و چرا نباید زبان ترکی در ایران به رسمیت شناخته می شود؟
آیا تورکها بطور عمیق درککرده اند که عدم رسمیت زبان تورکی در ایران، چه ضررهایی برای ترکها و دارد؟
آیا تورکها شناختی عمیق از دشمن واقعی خودشان دارند؟
آیا تورکها آگاه هستند که کدام ملت، در یکصد سال اخیر، در دشمنی با تورک ها فعال بوده و آگاهانه و دشمنانه، در جهت نابودی تورکها، اشغال وطن تورک ها و حذف تورک ها از قدرت و اقتصاد اقدام کرده است و هنوز هم به رفتارهای دشمنانهاش ادامه می دهد؟
آیا آحاد ملت تورک درک کردهاند که کدام دشمن در تلاش بوده و در تلاش است تا همسایههای ملت تورک را به دشمن تورک ها تبدیل بکند؟
آیا تورکها با اهداف دشمنانه آن دشمن در ایجاد دشمنی با همسایه های تورکها آگاه هستند؟
آیا در پاسخ به دشمنی فارس ها با تورکها، تورک ها هم با فارس ها دشمنی می کنند؟
اگر نه، چرا جواب دشمنی را با دشمنی نمی دهند؟
آیا آحاد ملت تورک، با مفاهیم حاکمیت، حکومت، حاکمیت ملی تورکها، حقوق برخواسته از حاکمیت ملی تورکها، فواید حاکمیت ملی تورک ها و حاکمیت تورک ها بر امور خودشان آشنا هستند؟
آیا تورکها به رابطه و پیوند میان حاکمیتملی، حقوقملی، توسعه ملی با رهایی از عقب نگه داشته شدگی و رهایی از استعمار پی بردهاند؟
آیا تورکها می دانند که اگر دولت ملی خودشان را در مقابل دولت فارسها را تاسیس نکنند،مجبور به زیستن در سایه استعمار همه جانبه فارس ها خواهند ماند و از هیچ حقوق انسانی-اجتماعی بهره مند نخواهند شد؟
آیا تورکها می دانند که چرا مجبور به آموزش به زبان فارسی شده اند؟
آیا تورک ها می دانند، که چرا نمی توانند به زبان تورکی آموزش دیده و به زبان تورکی بخوانند و بنویسند و با دنیای تورک ارتباط کتبی برقرار کرذه و از منابع علمی و اقتصادی دنیای تورک بهره مند بشوند؟
آیا تورک ها می دانند که آموزش زبان فارسی، در جهت محو استعدادها، پتانسیلها و تواناییهای تورک ها، به آنان تحمیل می شود تا از شکوفایی استعدادهای ترک ها جلوگیری بکنند؟
آیا تورکها میدانند که با آموزش به زبان ترکی و رسمی بودن زبان ترکی به عنوان زبان ملی تورکها، پتانسیل ها و استعدادهای آنها شکوفا خواهند شد و تورکها درک درستتری از زمان مکان و جهان پیرامون خود خواهند داشت و خواهند توانست آینده ملت تورک را بهتر تصویر کرده و بسازند؟
شناخت پتانسیل ها و نقاط قوت و ضعف ملت تورک، شناخت وطن و پتانسیلهای وطن تورکها، شناخت جغرافیا و ملل پیرامون ملت و وطن تورک، شناخت منطقه و جهان، هچنین، شناخت زمان و مکان و شناخت پیچیدگی های توسعه و غلبه بر عواملی که منجر به عقب نگه داشتن تورک ها در ایران شده است، تنها از طریق شناخت عمیق انسان تورک و پاسخ به نیازهای آنان میسر خواهد شد.
احمدی نژاد با بیان چند جمله غلط به زبان غیر قانونی تورکی، در استان اردبیل، دوباره تورک ها را تحقیر کرد.
چرا که:
اگر زبان ملت تورک در ایران رسمی نیست و قدغن است،
و اگر حاکمانی که زبان آن ملت را غیر قانونی کرده اند، به زبان ممنوع آن ملت سخن می گویند، هدفی جز توهین و تحقیر آن ملت ندارند.
احمق خودتی.
ما تورکها می دانیم، هدف تو و امثال تو از چند کلمه به زبان تورکی چیست.
جناب احمدینژاد، لازم نیست چند جمله غلط تورکی را مانند دلقکها بزبان بیاوری.
اگر با ملت تورک صادق هستی، چرا به زبان فارسی، در باره حق رسمی بودن زبان تورکی ملت تورک سخن نمیگویی؟
جناب احمدینژاد، اگر صادق هستی، علل مخالفت فارس ها و نهادهای رسمی حاکمیتی با رسمی شدن زبان تورکی را اعلام بکنی، کافیست.
جناب احمدینژاد، اگر با ملت تورکصادق هستی و قصد توهین و تحقیر تورکها را نداری، بیا، در باره علل مخالفت فارس ها و نهادهای رسمی حاکمیتی با رسمی شدن زبان تورکی در ایران واشکافی بکن. چند جمله غلط تورکی تو را نمی خواهیم
بو صحیفهلرده کوماندانا (فرمانده) لازیم اولاند صیفتلری سادیلیر.
بو صیفتلر؛ ایقتیدار، آمریت، عاغیللیلیق، اینصاف، شوجاعت و جیددییت دن عیبارت دیر.
بو صیفتلر، بیزلر اوچون هانکی آنلامی وئریر؟
بیزیم، بو سؤزجوکلردن آیدین، میللی و اولوسال بیر دوشنجهمیز یوخ دور.
ایران آدلانان سیاسی اؤلکهده، بونلارین آنلامی آیدین دئییل. نییهکی اینسانلار، بو کلمهلرین ترسین یاشیر آما او ترسهلیکلری، دؤز و دوغرو اؤلماسئنا اینانیر.
پانفارس ها مخاطب این نوشته نیستند، عقلای فارس بیندیشند
در یکصد سال گذشته، آزربایجان جنوبی، تورکمنستان جنوبی، قشقائیستان، عربستان، بلوچستان، لورستان و ... در زیر حاکمیت دولت نژادپرست و استعماری پانفارس، در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی، حضور در هرم قدرت، در مورد مسایل آموزشی-زبانی، بانکی-پولی و مالی، تشکلها و احزاب سیاسی و نهادهای ملی-مدنی، حقوق ملی و حقوق وطنی، فعالیتهای انتشاراتی با رسانه ها مستقل و به زبانهای ملی، و ... عقب نگه داشته شده است.
اوطان ملل غیر فارس، از کمترین امکانات و سرمایه گذاری بهرمند شدهاند اما مالیات بسیار سنگینی نسبت به فارسیستان، به این ملل تحمیل شده است.
منابع و ثروت های ملل غیر فارس غارت شده و این ملل از منابع خود، صفر (0) درصد سهم داشته اند.
آیا ملت عرب عربستان از نفت و گاز خود یک درصد سهم داشته است؟
نه!
آیا ملت تورک آذربایجان جنوبی، ترکمنستان جنوبی و قشقایی ها، صاحب یک درصد از منابع و ثروت های خودشان بوده اند؟
نه!
چرا همه پاسخ ها، در همه زمینه ها و در مقایسه با مناطق فارس نشین منفی هستند؟
چون ملل غیر فارس و وطن آنان، تحت استعمار فارس ها قرار دارند و داشتهاند.
می دانیم که در دوران قاجار، تبریز و ارومیه مرکز استقرار بیش از ده سفارتخانه خارجی بودهاند.
حضور این همه سفارتخانه، به معنی شکوفایی سیاسی، فرهنگی، زبانی، اقتصادی، صنعتی، رفاهی، آموزش و توسعه در همه زمینهها بوده است.
اما در صد سال گذشته و در دوران حاکمیت استعماری فارس ها بر این ملل، نه تنها همه ملل غیر فارس، از سیاست بین المللی و منطقهای حذف شده اند، بلکه از اقتصاد، روابط انسانی، فرهنگی و زبانی هم محروم گشته اند. نقشاین ملل در منطقه و وطن خودشان به صفر رسیده است.
پانفارسهای نژادپرست و استعمارگر، وطن همه ملل غیر فارس را به زندانهایی برای خود آن ملل بدل کردهاند.
پانفارسها، آزادی ملل از زندانی به نام وطن را مشروط به مهاجرت وکوچ از وطن خودشان ساخته اند.
سیاست های حاکمیتی پانفارس ها، به نوعی سازماندهی و برنامه ریزی شده است که ملل غیر فارس، مجبور به مهاجرت از وطنشان بشوند و این مهاجرت، نه اجباری که داوطلبانه دیده و ادراک بشوند.
در نتیجه سیاست های مخرب و ضد منافع ملی ملل غیر فارس، همزیستی فارسها با ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، مازنی، گیلک و کرد، در یک جغرافیایی سیاسی واحد غیر ممکن دیده میشود.
تداوم استعماری و اجباری همنشینی غیر فارس ها با فارس ها، به افزایش ظرفیت انفجارهای قومی-ملی در میان فارسها با مجموعه ملل غیر فارس منجر خواهد شد.
از همین رو است که ایران کنونی، آبستن جنگ های دامنه دار و گسترده میآن فارسها و غیر فارسها در دهههای آینده است.
سرگذشت خونین و ویرانی افغانستان و سوریه، در انتظار ایران کنونی در آینده است.
در چنان جنگهایی، بیشترین خسارتهای مالی و جانی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، زبانی و ... به فارس ها تحمیل خواهد شد.
چرا که فارس ها، بطور طبیعی، در محاصره ملل غیر فارس قرار دارند.
چرا که فارس ها در کویر متمرکز شده اند. این موقعیت ژئویلوتیک، نه تنها از دسترسی فارسها به مواد اولیه برای تداوم تولید و بهره برداری از صنایعی که در فارسیستان مستقر کردهاند، محروم خواهند شد بلکه از دسترسی به دریا ها و حتی آب آشامیدنی هم محروم خواهند شد.
نتیجه یکصد سال دشمنی و سیاستهای استعماری فارسها، آنها را به زندگی در کویر بی آب و علف محکوم خواهد کرد.
در طول تاریخ، هیچ ملتی از استقلال، ضرر و زیان ندیده است.
ملل غیر فارس هم با دستیابی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، زبانی و ... از زندان عقب ماندگی تحمیلی فارسها آزاد خواهند شد.
توسعه، رفاه، امنیت، و رهایی از فارس ها و زبان فارسی، مهمترین دستاوردهای ملل غیر فارس خواهند بود که استقلال از ایران و فارس ها برای این ملل هدیه خواهد کرد.
استقلال ملل غیر فارس از ایران، یک ضرورت تاریخی است.
در چنین شرایطی، تنها راه عاقلانه پیش رو آن است که عقلای ملل دهگانه موجود در ایران کنونی (از جمله فارس های عاقل) خطر و مهلکه پیش رو را ببینند و برای کاهش هزینه های فروپاشی ایران فارسزده و استقلال ملل غیر فارس راه حل های کم هزینهتری بیابند.
در همین مسیر، نباید منافع بلند مدت همه ملل در این منطقه را قربانی منافع کوتاه مدت فارس ها کرد.
گر چه در کوتاه مدت یکصد ساله، بیشرین سود را برده اند ولی در بلند مدت، فارس ها بیشترین خسارت ها را تحمل خواهند کرد.
اگر عقلای این ملل، برای این منطقه، صلح و امنیت آرزو می کنیم، ایران و فارسها باید از وطن این ملل بیرون بروند.
خروج داوطلبانه ایران فارس زده، از وطن ملل غیر فارس، احتمال جنگ و خونریزی در آینده را کاهش خواهد داد.
خروج داوطلبانه فارس ها از وطن این ملل، احتمال نوعی از همکاری سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در آینده، در منطقه را افزایش خواهد داد.
اگر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... با زور و جنگ، وطنشان را از اشغال فارس ها آزاد بکنند، شانس هر نوع همکاری و همزیستی با فارسها، در منطقه، برای دهههای بلندی از بین خواهد رفت.
ای عقلای فارس، عاقلانه بیندیشید و آیندهنگر باشید و بدانید که آنچه پانفارس ها در یکصد سال گذشته برای ساختن دولت-ملت فارس به ملل غیر فارس تحمیل کرده اند، به جدایی بیشتر ملل غیر فارس با فارس ها انجامیده است. به دشمنی منتج شده است.
گریز از مرکز، حاصل آن سیاست هاست. عامل این جداییها را در بیرون از منطقه جستجو نکنید.
بیایید و به خطاهای یکصد سال گذشته ادامه ندهید.
فارسها، خودتان را بکشتن ندهید.
فارسها، سرزمین های همه ملل را ویران نکنید.
فارس ها، با سیاستهای ضد ملل غیر فارس، وطن ملل غیر فارس را به زندانی برای صاحبان وطن تبدیل نکنید. روزی که ملل از زندانی که شما ساخته اید، آزاد بشوند، شما در امان نخواهید ماند.
بوگونلرده کی روس ایمپیریاسی، اوکراینا میللت و دوولتینه تهاجوم اتمیش، همن کیتابین اوخونماسین داها لازیم گوردوم.
آما چون منیم، علمی، ادبی تورکجه ایله انبشلیقیم یوخومدور و اؤردو-یا عایید اولان سوزجوکلر ایله تانیش دئییلم، و هابئله، بو کیتابین اوخونماسی و اونلا تانیش اولماق، گؤنئی آزربایجانلیلارا، چورکدن ده واجیب دیر، بو قرارا گلدیم کی او کیتابین فارسجاسین اوخویوم.
ساواش صنعتی آدلی کیتابین فارسجا آدی «هنر جنگ» دیر کی دکتر حسن حبیبی الی ایله فارسجایا چئوریلیب.
بو کیتاب 203 صحیفه دن عیبارتدیر.
من بو گون، اونون «پیشگفتار» آدلی بؤلؤمؤن اوخودوم.
اگر منیم جیسمی دوروموم، منه ماجال وئریر ایسه، هر گون، جانلی اولاراق، بوکیتابدان بیر نئچه صحیفه اوخویاجاغام و دوشونجهلریمیده آچیقلاجایام.