Saturday, July 16, 2016

تورکیه جدید در پاسخ به کودتاگران و حامیان خارجی آن ها متولد شد


باز گشت دموکراسی برای ملت تورک بسیار گران و پر هزینه تمام شد. بیش از160 تن از طرفداران دموکراسی تورک، در راه دموکراسی، دولت قانونی و مردمی عالیجناب رجب طیب اردوغان شهید شدند. بیش از 1400 نفر هم در راه دموکراسی زخم برداشته اند.

این کودتا در تاریخ کشور تورکیه، از جهت گستردگی و خشونت و حمله به مراکز سیاسی-اداری و شلیک به مردم، بی نظیر بوده است.

گر چه جناب اردوغان در یک جنگ روانی، کودتاچیان را تعدادی اندکی نامید، ولی واقعیت آن است که این کودتا بسیار گسترده تر از جنگ روانی بوده است.

کودتاچیان نه تنها چندین لشگر ارتش را به خیابان ها آوردند، بلکه از صدها تانک، دها هلیکوپتر و هواپیماهای جنگی اف 16 استفاده کرد.
نفرات و فرماندهان کودتاچیان در تمامی شهرهای مرکزی همه 81 ایالت تورکیه حضور سنگین و نفرت انگیز داشتند.
کودتاچیان نه تنها مردم را به گلوله بستند، بلکه مجلس ملی تورکیه را هم هدف سلاح های سنگین هواپیماها، هلیکوپترها، تانک ها و دیگر سلاح های سبک و سنگین قرار دادند. حتی هتل محل اقامت رئیس حمهور اردوغان در "مرمریس" را بمباران کردند.

بسیاری تصور می کردند که اردوغان از بین رفت و تمامیت سرزمینی و سیاسی تورکیه و همچنین خیزش اقتصادی تورکیه محو و نابود شد. تصور می کردند که تورکیه نابود شدو بخصوص فارث ها از شدت شادی تا آستانه دیوانگی پیش رفتند.
اما چنان نشد. چرا که بین مردم تورک تورکیه و مردم فارث عیران و رهبران این دو ملت و کشور، بسیار تفاوت است و فرق از زمین تا آسمان است.
عین چنین کودتایی اما در مقیاس ماکتوار در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی رخ داد که می توان به آن عنوان کودتای "طهران" را داد. چرا که نقطه صقل آن، فقط در طهران بود.
چون مردم فارث عیران با دموکراسی بیگانه بودند و هستند، در همه شهرها و مراکز جمعیتی به خیابان ها نیامدند تا برای دموکراسی و آزادی خود بها و هزینه پرداخت کنند.
مدیا و رسانه های گروهی عیران، طرفدار کودتاچیان در طهران و در کنار دیکتاتور مطلق ایستاده بودند و نه تنها از دموکراسی و آزادی ملت و رسانه ها دفاع نکردند، بلکه بر طرفداران اندک و انگشت شمار آزادی، نهادهای مدنی و دموکراسی حمله کردند.
از همه خیانت آمیز تر آن بود که محمد خاتمی بر روی رای بیش از 20 میلیون انسان تاکید می کرد.
همه طرفداران آزادی و دموکراسی در عیران فارث زده، منتظر بودند تا خاتمی به میدان آمده و از 20 میلیون رای دهنده به خود بخواهد تا به خیابان ها و میادین شهرها آمده و از آزادی و حقوق خود و دموکراسی دفاع کنند.
این خیال خام، در دل و جان طرفداران اندک آزادی و دموکراسی در عیران فارث زده مرد. خاتمی به مردم، رای مردم، آزادی فکر و اندیشه، آزادی رسانه ها، حقوق مردم، دموکراسی و ... اعتقاد نداشت. همان طور که کودتاگران سپاه به نهادهای مدنی و حقوق ملت و آزادی ها اعتقادی نداشتند. نقطه مشترک فارث رهبر با فارث کودتاچی و فارث دولت و فارث در خیابان و کوچه ها، عدم اعتقاد به دموکراسی و آزادی ها بود.
همه مردم و نخبگان متوجه شدند که محمد خاتمی از آن 20 ئمیلیون رای برای فشار بر رقیب های سیاسی خود استفاده می کرده است تا مزایای بیشتری در سیستم اداری فارث عیران و کنترل بر نیروهای سیاسی- نظامی و امنیتی و اقتصادی (نفتی) بدست بیاورد.
چون خاتمی و فارث ها به قدرت و توان و حقوق مردم و دموکراسی اعتقاد نداشت، از همان مردم نخواست تا به خیابان ها آمده و برای دفاع از حکومت خود، دموکراسی خود و آزادی خود به پا برخیزند.
مدیای عیران هم به مردم و دموکراسی و آزادی اعتقادی نداشت. سعی نکرد تا از قوه ملت برای دفاع از حقوق و آزادی های خود دفاع جانانه بکند.
چرا که منافع ملی و گروهی و حتی منافع شخصی و تشکیلاتی فارث ها و رسانه های گروهی آن ها در حضور دموکراسی و مردم و آزادی ها نبود و نیست. بلکه در سایه دیکتاتوری تامین و تظمین می شود.
معکوس آن چه در عیران فارث زده رخ داد، در تورکیه تورک دیده شد. مردم تورکیه به دموکراسی خود ایمان داشتند. می دانستند که کس یا نهاد هایی با مهندسی، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس را از صندوق آرا بیرون نیاورده اند بلکه خود آن ها این نمایندگان و دولت را انتخاب کرده اند.
دولت، مجلس و نمایندگان، منتخب شورای نگهبان رهبری (قانون اساسی) نبودند بلکه خودشان را نماینده مردمی می دانستند که آن ها را به مجلس فرستاده اند اما دولت و نمایندگان مجلس تورکیه هم مانند مردم تورکیه به دموکراسی و آزادی های مردم ایمان داشتند و خودشان را مانند نمایندگان فارث زده، به چند میلیون تومان در هر ماه نفروخته اند.
برای همین عالیجناب رئیس جمهور: رجب طیب اردوغان در گفتگوی های کوتاه تلفنی با چند رسانه هنوز توقیف نشده توسط کودتاچیان، از مردم خواست تا برای دفاع از دولت خود، مجلس خود، برای دفاع از اراده خودشان، برای دفاع از آزادی های مدنی، سیاسی، اقتصادی و جهت دفاع از دموکراسی خود به پا برخیزند و به میدان ها و خیابان های همه شهرها در تمامی 81 ایالت بیایند.
نمایندگان مجلس از همه احزاب ها و جناح ها هم به پارلمان آمدند. گر چه پارلمان هدف حمله کودتاچیان قرار گرفت اما نمایندگان در دفاع از حقوق ملت و از آزادی های مردم، عقب نشینی نکرده و مجلس را ترک نکردند.
کودتاچیان در همه جا حضور داشتند. بدون نگرانی وارد همه ادارات می شدند و هر کس را هم که مایل بودند، دستگیر و تحت نظر می گرفتند.
احزاب سیاسی هم دست در دست رئیس جمهور تورکیه مردم را به خیابان ها فراخواندند. مردم تورک، علارغم اعلام حکومت نظامی و ممنوعیت رفت و آمد در خیابان ها و میادین و شهرها، مانند آب پاک دموکراسی از خانه های امن خود به بیرون ریختند و مرگ توسط گلوله های خارجی را بجان خریدند.
نظامیانی که بر ضد منافع ملت تورک به خیابان ها آورده شده بودند و می خواستند با زور سر نیزه، تورکیه و آزادی ها، منافع سیاسی و اقتصادی آنان را قربانی منافع دشمنان ملت تورک بکنند، به مردم شلیک کردند. افراد زیادی را کشتند و مجروح کردند ولی تورک و تورکیه عقب نشینی نکردند.
مردم تورک با دستان خالی و به عنوان الگوی دموکراسی قابل تعظیم در خاورمیانه، به مقابله با تانک ها، هلیکوپترها، و سلاح های سبک و سنگین رفتند.
رئیس جمهور محبوب تورکیه هم به استانبول برگشت و به مردم خود که با خواست وی به خیابان ها و میادین شهرها و فرودگاه ها آمده بودند، پیوست. مردم تورک، اطراف فرودگاه را تسخیر کرده و با نیروهای کودتاچی در آن جا درگیر شده بودند. مردم رئیس جمهور خود را در کنار خودشان دیدند که مانند خود آنان از دموکراسی و آزادی و دولتش دفاع می کند و حاضر نیست، کشور و دموکراسی را تسلیم اراده نظامیانی که منافع تورکیه را در سینی طلایی به خارجیان تسلیم می کردند، نشد.
عالیجناب رجی طیب اردوغان کودتاچیان را بازیچه عواملی خارجی "پنسیلوانیا" خواند و آن ها را وابسته دانست.
بتدریج و در مدت کمتر از 24 ساعت تورکیه و مردم تورک، دموکراسی تورک، و نهادهای مدنی تورک در مقابل ارتجاع و نیروهای ضد دموکراسی در منطقه، موفق و پیروز شدند. خیابان ها را و ارتش را تسخیر کردند.
گر چه دولت و مردم تورکیه از حقوق و آزادی های خود دفاع کردند و قدرت دموکراسی را بنمایش گذاشتند، اما باید پرسید، آیا نظامیان بدون حمایت قبلی نیروهای خارجی و بخصوص آمریکا و ناتو می توانستند، کودتا کنند؟
آیا نیروهای خارجی این کودتا را برای نابودی تورکیه مدرن و توسعه یافته تدارک ندیده بودند تا همه دستاوردهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و مدنی و آزادی های فکر- اندیشه و آزادی های رسانه ای را نابود سازند؟
آیا این کودتا برای آن رخ نداد که سیاست های ناتو، تورکیه را تجزیه کنند؟
آیا کودتاگران بازیچه ساست مداران خارجی نبودند تا در سایه حماقت کودتاچیان، به سمت تجزیه تورکیه و تاسیس دولت کوردستان بزرک اقدام کنند؟
آیا کودتا برای آن برنامه ریزی نشده بود که تمامی دستاوردهای اقتصادی و آزادی های مردم تورک را نابود سازند و دیکتاتوری را به تورکیه باز گردانند؟
آیا کودتا برای انتقام گیری از مقاومت تورکیه و شخص اردوغان در برابر سیاست های منطقه ای آمریکا و ناتو نبود؟
اگر این نظامیان راست می گفتند و خواهان صلح بودند، چرا توان خود را صرف مقابله با ترور نکردند و آن را رو در روی دولت و ملت تورک قرار دادند؟
ارتش می تواند ضامن "سئکولاریسم" در قانون اساسی باشد اما آیا ارتش معنی و مفهوم دموکراسی را می داند؟
آیا ارتش تسلیم اراده ملت تورک و خواست آنان بوده است؟
آیا کودتاچیان، در ضدیت با اراده ملت و رای ملت تورک به خیابان ها نیامدند؟
آیا ملاک کودتاگران، رای ملت تورک بوده است؟
اگر ملت تورک اراده بکند که برای خود نوع خاصی از سئکولاریسم یا حکومت دینی-سئکولار داشته باشند، ارتش حق خواهد داشت تا اراده مردم را نادیده بگیرد؟
تورکیه جدید در پاسخ به کودتاگران و حامیان خارجی آن ها متولد شد


Saturday, July 9, 2016

بو بینالار تبریزده قالسایدی، بیزلر فرقیلی دوشونمزدیک می؟






سیزجه بو بینالاردان قالانی وارمی دیر؟

کیم لر او بینالاری تخریب ادیب؟
بونلار قالسایدیلار، بیرلر فرقیلی دوشونمزدیک می؟
نه دن دولایی تخریب ادیب لر؟

کیملر بو وطنین دوشمنی دیرلر؟
کیملر بو آزربایجان دوشمن لرینین ماشالاری و عامیللری دیرلر؟
بو بینالار بیز تورکلرین تاریخی کیملیگی و هوییتی دئییل لرمی؟
بونلاری محو ادیب، یئرین نه لر ایله دولدوماق ایستیرلر؟
بیز بو تخریباتی نه زامان دوردورمالییق؟
نه زامان ائوز دئولتیمیز اولمالی دیر تا بو بینالارین قالانلارین تخریب دن نجات وئرسین؟
بو بینالاری کیم لر تیکیب؟
بو شهرلریمیزی کیم لر آباد اتمیش؟
بو بینالاری کیملر یئخیب؟




یعنی تبریز شهر شوراسی، تبریز ضیددینه تاریخی بیر جینایته ایمضا آتیر؟




یعنی بو محلله نی یئخماق ایستیرلر؟ 

یعنی بیر نئچه بینا ریضا پالانی، محمدریضا پالانی، خومینی کیمی ضیددی تورکلرین اللریندن سالیم جان قورتارمیش دیرلار، اونلاری دا خامنه ای یئخماق ایستیر؟

شهر شوراسی و بلدییه (شهردار) بو جینایتله ره شاهید اولورلار؟ 

یوخسا شهر شورا عوضولری ده بو جنایتی تصدیق ادیب لر؟

یعنی بو شهر شوراسی بیلمیر کی تاریخده لعنتله نه جکلر؟

بیلمیر کی گلن دوور، هئش کیم اونلارین بو خیانه تین اونوتماز و اونلارا گئنه رای وئرمزلر؟


چرا حاکمیت استعماری فارث از اجتماع تورکان می ترسد؟



لیست نام تورکان آزربایجان که به جرم سفر به "دره شیروان" دستگیر شدند

 فارث ها چرا از اجتماع ما تورکان در دره ها و کوه های وطنمان هم می ترسند؟


 فارث ها، در پشت این بازداشت ها، بگیر و ببندها، چه چیزی را پنهان می کنند؟ 

فارث ها می خواهند ما متوجه چه چیزهایی نباشیم؟

آیا فارث ها از اعتماد ما به هم و مبادله افکارمان با هم، و ... نگران نیستند؟

آیا فارث ها به خاطر این ماها را دستگیر نمی کنند که فکر می کنند ما در هر کجا
اجتماع کنیم، برای نابدی عیرانشان، اقدام خواهیم کرد؟


جناب ایشیق سونمز لیست نام این دوستان وطنپرست تورک آزربایجان را این گونه منتشر فرمده اند:

گونئی آذربایجانین شیروان دره سینه گزمک اوچون گئدن و فارس حاکیمیت قووه

 لری طرفیندن توتولوب سونرا بوراخیلانلارین لیسته سی:

رحیم غلامی

.(پویا غلامی (فرزند خردسال رحیم غلامی 14ساله

حسین بالاخانی

عباس بالاخانی

محمد خاکپور

محمد اژدری

کیانوش اصلانی

احمد محمد پور

مهدی هوشمند

عزیز فرض اللهی

مصطفی پروین

سعید صادقی فر

رحیم نوروزی

رضا وحدت

بهنام روحی

 علیرضا بیدار

عبدالله جاوید

 رضا نام




تیم دزدان علی خامنه ای و فیش های حقوقیشان





در مورد این فیش حقوقی ...
وقتی همه می خورند، چرا مدیر روزنامه رهبر نخورد.
اگر آیت الشیطان علی خامنه ای دزد نباشد، نمی تواند در تیم خود با دزدان کار کند.
می توان تیم مدیریتی آیت الشیطان علی خامنه ای را "تیم دزدان" نامید. در مقابل آزادی مدیران برای دزدی بی حد و حصر، دزدان هم باید از سهم خود مبلغ درشتی را به مدیر تیم خودشان: آیت الشیطان، هدیه بدهند.
کسانی که در جمع دزدان حاکمیت فراث ها در عیران حضور دارند، مانند رودی که از گنداب باشد، جز با لجن و دزدها سازگار نیست.
هر فرد سالمی هم که در آن گندآب دزدی های فراث ها بیفتد، گند می زند. چون محیط مدیریت فارثی تنها برای زیست در گندآب مناسب است.
برای همین، حسین شریعتمداری و دستگاه زیر مدیریتش؛ موسسه کیهان، مانند بنیاد شهید، بنیاد جانبازان و ایثارگران، اوقاف، امامزاده ها، سازمان های تبلیغاتی و دینی فارثی، بنیادهای مختلف شیعی فارثی، رادیو و تلویزون های درون مرزی و برون مرزی فارثی، انتشارات، حوزه های علوم دینی فارثی، خبرگزاری ها، سپاه پاسداران، بسیج، اطلاعات، دفاتر نمایندگی ولی فقیه شیعه فارث، امامان جمعه فارث و ... جزئی از همین جمع مدیران دزد است.
شاید کمترین حقوق از آن مدیر موسسه کیهان است(!)بیچاره در جمع دزدان، به عنوان سنگر دفاعی-فرهنگی و تبلیغاتی دزدان فارث، سربازی می کند ولی تنها ...



ایچه ری و دیشاری میللی حرکتچی لرین فرقیله ری


دوستوم!
هئش بیر آغاجی کوکوندن قوپاریب، باشقا یئرده اکمکله، همن آغاجی و همن باری اوندان آلانمازسان! اویله بیر بکلنتی دوغرو دا دئییل.
هر آغاج ائوز یئرینده، گوجلو اولار و بار وئرر.
بو نه دنله، خاریجده یاشایان لارین هامیسی، کوکلریندن اویولوبلار و خاریجه ده "بیتمه مه گه" چالیشیرلار. خاریجه نین قارشیسیندا دایانماغا و اونلا همن اولماماغا دیرنیرلر.
بونون اوچون ده، خاریجه اونلارین گوجله رین اللریندن آلیر. خاریجه بیزیم کیمی کوچورولمه گه مجبور ادیلن لری، گوجسوز ادیر. خاریجه بیزلری که خاریجه نی سئچمه میشیک، گوجسوزلوگه محکوم ادیر. بیزلری ائوزوندن بیلمیر و بیزلری منیمسه میر. خاریجه ده یاشئرسان آمما اونون بیر پارچاسی دئییلسن.
خاریجه ده بیر مملکتین یا بیر سیاسی-حوقوقی قورومون "عوضوو" اولورسان آمما وطنداش دئییلسن. ائوزون ائوزونو جیددی وطنداش بیلرسن و اعلان ادرسن. وطنداشلیقینا جیددی غورورلا باخارسان و اونو خاریجه لی یانیندا گوجلو دیله گتیررسن آمما بو ایصرار سنین ایچینده کی قورخونو ائوزه وورار.
سنین بو ایصراری نین قئراغیندا، خاریجه لی، سنی "موسلمان"، "قاچقین"، "تازا موهاجیر"، "ایشچی و فهله"، خاریجه لی لرین ایش لرین غصب ادن و اللریندن آلان و اونلاری ایش سیز قویان و ... بیلر و حساب ادر.
سن اورانین ایش ماشینینین بیر موهره سی سن. سنه وطنداشلیق وئردیک لری اوچون میننت قویولار. داییما میننت داشیرسان. سن، بو وطنداشلیقی اینسان اولدوغون اوچون "حاق" اتمیرسن. "وطنسیز" اولدوغون اوچون او وطنداشلیقی "دیله نیرسن". وطنداشلیقی "گئری آلماق ایمکانی" شرطی ایله سنه وئریلیر.
بو سیاسی-حوقوقی وئریلگه نین میننتین داشیرسان. سنه "سیاسی نه دن لردن" دولایی "وطنداشلیق" وئریلیر آمما هر آن اونو سندن گئری آلابیلرلر.
خاریجه ده، خاریجه لی لر، سنه "همیشه" بیر "تازا موهاجیر" گوزی ایله باخیرلار. حتتا اونلار کی سندن بیر نئچه ایل قاباق موهاجیر اولموشلار ، ائوزلرین سندن داها چوخ اورانین ضاحیبی بیلیرلر. سنه زورلا قبوللانیرلار.
سن خاریجه ده وطنداشلیق آلارسان آمما سنی هر ایشه بیله آلمازلار. بیر ایش اوچون مین دره نین سویون بیر بیرینه قاتارلار. آن آشاغا ایشله ره مجبور قالارسان.
بو همن "سیاسی و پولیتیک "دئشلاماق" دیر. بو جور دئشلاماغی کیمسه یا هئش بیر قوروم قئناماز. بو دئشلاماغی سنین ائوز باشئوا و خاریجه نین دیل، قانون، کولتور، ایداره، ... سیستیمین بیلمه مه گیوین باشینا یئخارلار. سن "بیلمه مک له" سوچلانارسان و "دئشلانماغین" سنین بوینوون وبالی گوسته ریلر. دئشلانماق حیسس ادیرسن سه، سنین گوناهین دیر، دئییب، سنی گوناهکارلیقیوا ایناندیرارلار.
سن خاریجه ده و بیر بویوک شه هر و میلیونلار اینسان ایچه ریسینده یاشارکن، بیر آدا یا جزیره ده یاشاماق حیسسی آلارسان، تکلیگه محکوم اولارسان.
خاریجه بیزلری، بیر بیریمیزه "غریبه" ادیب. هر کس، بیر یئرده تک دوشوب. سن، بیر یئرده، بیر باغدا، بیر داغدا، بیر دره ده، بیر کتده، بیر شهرده، رابینسون کوروزو اولارسان. بلکه بونو بیلرسن بلکه بیلمزسن!
هه، "بیرلیک اولمایان یئرده دیریلیک ده اولماز!" دئمیش لر. خاریجه یه کوچدورولموش اولان بارلی آغاجلاریمیز، یئنی دن، بار وئرمک سوره سینه چتین گلر. اولار، اونلارین ایچلرینده بیر نئچه سی، یاخجی دا بار وئرسین آمما اونلارین سایی بارماقلار ساییئندان بیله داها آز اولار.
خاریجه ده کوسوز اولان هر بیر آغاجین، او بیری آغاجلارا دایاق دورماخ ایمکانی یوخ دور.
نیه؟
ایسته میر دئلل ها! ایمکانسیز گورونور. اوول گرک هر کیمین ائوزو تازا توپراقلاردا کوک سالسین!
نیه کی هامی ائوز کوکوندن، ایجتیماع سیندان، خالقین دان، وطنین دن، توپراغیندان، و ... قازیلیب. کوکسوز دوروما سوخولدوروب.
هامی بیلیر کی خاریجه ده بو راحاتلیقلا کوک سالماق اولماز. خییالیندا کوک سالماغی راحات گوررسن آمما عملده اونلار ایل بلکه عومورلر بویو زامان آپارار. یوزلر بلکه مین لر ایل سورر، بیر ده، وطنده کی کیمی کوک سالاسان.
بو اوزون زاماندا دا آزلیقدا اولدوقونون اوچون، ارییب آرادان گئدرسن. بونون اوچون دور کی ایچه ری "وطن" دیر. بونون اوچون دور کی وطن آنلامی، حیات داشیر و کیملیک دیر. وطنسیزلیگی چکمه ین، بونو بیلمز و حیس اتمز.
ایچه ری "کوک" دور. ایچه ری "دوغما" دیر. ایچه ری "دیریلیک" دیر. ایچه ری "بیرلیک" دیر. ایچه ری "جریان" دیر. ایچه ری "حرکت" دیر. ایچه ری "اینانج" دیر. ایچه ری "مئیدان" دیر. ایچه ری "موباریزه" دیر. ایچه ری "دوشونگه" دیر. ایچه ری "وطنداش" و "هموطن" دیر.  ایچه ری "هر شئی" دیر. ایچه ری "وارلیق" دیر. خاریجه "یوخلوق" دور.
اشیکده کی میللی حرکت ده کی دوستلارین یوکو، وطنده کی میللی حرکت ده چالیشانلاردان یوزلر قات آغیر دیر. چون خاریجه ده کی میللی حرکتچی بیر اینسان، یوزلر مئیداندا موباریزه آپاریرکن، ایچه ریه ده فیکیرله شیر و الیندن گلدیکجه، قول وئرمه گه و دایاق دورماغادا چالیشیر.
خاریجه ده کی میللی حرکتچی بیر فععالیمیز، تکلیکده، کوکسوزلوکده، وطنسیزلیکده، کیمسه سیزلیکده، دستکسیزلیکده، یالقیزلیلیقدا، وطن و موباریز قارداش باجیلارینین حسرتینده، آتاسیزلیقدا، آناسیزلیقدا، باجیسیزلیقدا، قارداشسیزلیقدا، کیمسه سیزلیکده، بیلمه مه زلیکده، تجروبه لرین هامیسی نین هدر اولماسینده، ساوادین هده ر اولماسیندا، پولون هدر اولماسیندا، ایجتیماع دا تانینماغین هده ر اولماسیندا، ایجتیماع دا ایللر بویو قازالندیقین اعتبارین هده ر اولماسیندا، و ... چالیشیر.
بو بوشلوقلارین هامیسی ال اله وئریر و خاریجه ده یاشایان بیر میللی فععال حرکت پارچاسین ایچه ریدن و اینانجدان بولمه گه و حرکتدن اوزاق توتماغا چالیشیر.
بو بوشلوقلار ال اله وئریر و خاریجه یه کوچورولموش بیر وطنداشی بیر موحتاج اوشاق یا بیر موحتاج یاشلی آدام دورومونا سالیر. فرض ایله کی سنین 50 یاشین وار آمما بیردن بیره بیر موعجوزه اولوب، بیر سئحر اولوب، بیر جادئ اولوب و سن اوشاق اولموسان یا بیردن بیره یاشین چوخالیب دئر.
هامی سنی 50 یاشیندا، ساوادلی، پوللو، ایش صاحیبی، تجروبه لی، هامینی تانییان، هامییه ال وئرن و یاردیمجی تانیرلار و هامینین سندن بکلنتیسی وار آمما سن بیر دیل بیلمز، یول بیلمز، یونتم بیلمز بیر اوشاق، بیر ... دورومونا دوشموسن. کیمسه ده اینانماز بو دردله ره.
بو دردی هئش کیم بیلنمز ایللا بو کی ایللر بویو یاشایا! چون تجروبه اتمه ین، اینانماز! او دوروما دوشمه ین قبول اتمز. اونو تفسیر ادر و باشقا یوللارا یورار.
نئجه کی هئش بیر قیز و اوغلان، آتا یا آناسینا اینانماز. اونلارا و اونلارین تجروبه لرینه عوصیانچی اولار. حتتا خور باخار آمما زامان گئچر، سین یوخاری گئتدیکجه و هر شئیین ائوز زامانی گلدیجه، آتاسین یا آناسین دوشونمه گه باشلار. آوندا دیر کی "جان آی آتا!" یا "جان آی آنا!" دییر. همده اورک دن دییر.


Thursday, July 7, 2016

هنوز ... چرا آزربایجان جزو ایران نیست؟

چرا آزربایجان جزو ایران نیست؟
چون، هنوز برای کشته شدن 13 شهروند تورک آزربایجان در عیران (!) عزای عمومی اعلام نشد!
چون، هنوز پرچم عیران (!) نیمه افراشته نشد!
چون، هنوز رهبران عیران (!) به مردم تورک آزربایجان تسلیت نگفتند!

چون، هنوز کسی قول نداد که برای عقب نگهداشته شدگی عمدی آزربایجان چاره خواهد کرد!
چون، هنوز بعد از گذشت چند سال از سوخته شدن دخترکان تورکمان در مدرسه ای در همان حوالی، بیمارستان های آزربایجان در سوانح و سوختگی عقب مانده هستند!
چون، هنوز بیماران آزربایجان، با آمبولانس به بیمارستان های مجهز تهران، شیراز و اصفهان منتقل می شوند!
چون، هنوز برای نجات بیماران آزربایجانی از هواپیما و هلیکوپتر استفاده نمی شود!
چون، هنور شهر 300 هزار نفری خوی آزربایجان بیمارستانی برای سوانح و سوختگی ندارد!
چون، هنوز بسیاری از شهرهای چند صد هزار نفری آزربایجان بیمارستان ندارند!
چون، هنوز شهرها و روستاهای آزربایجان به اوتوبان های پر سرعت برای انتقال بیماران به بیمارستان ها مرتبط نشده اند!
چون، هنوز جان انسان تورک و تلاش برای نجات جان انسان تورک، در نزد عیرانیان فارث بی ارج و بی مقدار است!

چون، هنور فارث ها شادی می کنند و در غم ما تورکان شریک نیستند!
چون، فارث ها هنوز دولت و نظام سیاسی عیران (!) را تحت فشار افکار عمومی خودشان برای احترام به تورکان و خواسته هایشان قرار نداده اند!
چون، هنوز فارث ها با بی تفاوتی به دردهای ما تورکان، دوشمنی تاریخی خودشان با تورکان را نشان می دهند!




Wednesday, July 6, 2016

اینقیلاب، اینقیلابچی و دیل اینقیلابی= دیل، فیکیر و یاشام اینقیلابی دیر

من آشاغادا لینکی (لینکی یانلیش قویموشدوم. سیلدیم اگر تاپارسام، قویارام) اولان مقاله نی اوخودم و سئودیم آمما منجه بو مقاله گونئی آزربایجان تورکلرین دیلین و دیل شرطلرین، بیزیم ایجتیماعی شرط لریمیزی گوزده توتمایئب دیر.  
بیزیم آزربایجان دیلچی لریمیز بو مقاله نی اوخومالی و بیزیم دیلین سیاسی، ایجتیماعی، ایقتیصادی، دینی، روحی و روانی، ایکینجی وطنداشلیق، فارث دیکتاتورلوغو، فارث استعمار و استحماری، ایداره و رسمی دیلی، میللی حرکتی و اونون یئرین و نقشین، اویانیش، دیلی گئری دونمک و اونو اینقیلابی شکیلده و خالیص حالدا گوندهمده توتماق و فایدا گوتورمک، یعنی چاغ شعری و ادبییاتی، وطن سئوگیسی و عشقی، آنا دیل و اونا باخیم، فارث دیلینه باخیم و دئیشمه لر، بورج آلماق و بورج وئرمگین فرقی "زور و ایجبارلا"، و ... کیمی باشلیق لار، آراشدیریلمالی و تحلیل اولمالی دیر و یئنی مقاله لر یازیلمالی دیر.

بو مقاله فارث دیلی حاقدا و اونون بورج آل وئریندن بحث ادیر. من چوخ تاسسوفلندیم کی دیلچی دئییلم. آمما دیلچی عالیمی اولماماق، منیم جسارتیمی و باخیشیمی الیمدن آلمامالی دیر. چوخ فیکیرلری و ایختیراع لاری، موتخصصیص اولمایانلار خلق ادیب لر. موتخصصیص لر او فیکیرلری و ایختیراع لاری گئوشئییب و
نوشخارلئییب لار. سیز، موتخصصیص اولمازساز بئله، یارادیجی و خالیق اولابیلرسیز.
موتخصصیص اولسانیز، مومکوندور هئش زامان بیر خللاق اولمایاسیز. خللاق و خالیق اولماغا چالیشین، موتخصصیص اولماغا یوخ.

بو مقاله نی اوخودوقجا، منیم ذهنیمه آزربایجان دیلی حاقدا یئنی مسئله لر گلیردی کی هره سی ائوز یئرینده بیر مقاله اولابیلر. من بوردا ساده جه بو فیکیرلریمین بیر نئچه سنین باشلیغینا ایشارت اتدیم.

دوستلاریمدان خاهیش ادیرم دیل مسئله سینه یئنی دن و
هم ده "اینقیلاب جسارتی" ایله باخسینلار، اوخوسونلار و یازسینلار.

دیله باخیش، دئییشمزسه، جامعه و اونون باخیشی دا دئییشمز. "دیل" خالیص "سوزلر" دئییل. دیل، "فیکیر" و "اینانج" دیر. دیلده اینقیلاب اولمازسا، فیکیرده و اینانجدا دا اینقیلابدا اولماز.

دییل دئییشمزسه، جامعه نین باخیشی، اینانجی، حرکتی و
یولودا دئییشمز. بیزیم یاشادیغیمیز ایجتیماع دا دئییشمز. دئییشیم "اینقیلاب" دیر. اگر ایجتیماع و اینسانلار دئییشمزسه و اینقیلابچی اولمازسا، بیر حاووضا بنزر کی اورا هئچ سو گلمیر. بو حالدا، یا قورویه ر یادا اییله نر (قوخویار).

جامعه میز قوروماسین و اییله نمه سین دییه، گرک باخیشلاریمیزی دئییشدیرک. باخیشی دئییشدیرمک، اینقیلابی اولماق دئمک دیر.
اینقیلابدا، گئچه جه گه دایانیب قالارسان، مورتجع و گئری قالیجی فیکیرینه بورونرسن. گئچه جکده قالارسان و اوندان ائوزونو قورتارماغا بئله جسارت ایلیه بیلمزسن. یادا ضیددی اینقیلاب و ضیددی تازا فیکیرلر، حرکت لر و تازالیقلار (هر ساحه ده) اولارسان.

اینقیلاب، داییمی و حرکتلی بیر جریان دیر. اینسان، هر گون یوخودان آیئلارکن، بیر اینقیلاب و دئییشیم اوچون آیئلمالی دیر. دونن کی فیکریندن چیخماغا چابا گوسترمک اینقیلابیندا اولمالی دیر. اگر گئچن گونکو فیکیرین، هله سنده ثابیت قالیبسا و اونو دئییشدیرمک ده جسارتین اولئییب، سن، کسسکله نیب، داشا دونمک حالینداسان.

سن اینسان اولدوغون اوچون، کسسگه و داشا دونمه مه لیسن. داشا دونورسن، دوشدوگون یئردن قالخانمازسان. دوشدوغون یئرده قالارسان. توتدوغون فیکیرین اسیری و قولو اولارسان. فیکیرلر و اینانجیلار سنی یولا آپارمازلار بلکه سنی اوزلرینه قوربان و اسیر قیلارلار. سن، هر فیکیردن و اینانجیدان آزاد اولمالیسان. هئش بیر دینین، فیکیرین و شئیین قولو اولمامالیسان.

"کسسک" اولورسانسا، بیر یئرده قالارسان آمما لوندا داشدا بئله اولمانمازسان. داش گئنه ده ائوزونه عایید بیر کیملیک صاحیبی
و فخر ادیجی دورومدا دیر. بیر درده ده ییر آمما "کسسک" بیر نئچه دامجی یاغیشلا، بوشالار و داغیلیب، گئدر. ارییر. باتار. ایتر.
نه اولمالیسان؟  
"سو" کیمی اولمالیسان. همیشه دونماقدان قاچاجاقسان. داییما حرکت ده و دئییشیم ده اولاجاقسان. دورماق، سنه اولوم دور. جره یاندان دورمییجاقسان. داییما و هر ثانیه دئییشه جاقسان.
حرکت ده اولورسان، موندار فیکیرلری و تعصصوبلری بوراخارسان. دورولارسان. آزاد اولارسان.
بلکه بیر موددت "فارث" (استعمار) بندی سنین حرکتینه مانع اولموش. سن، اگر داش اولورسان، او بندین آرخاسیندان قورتولمازسان. بیر یئرده و چاره سیز دوشوب، قالارسان آمما سو اولورسانسا، یا او سددی یئخارسان، گئچرسن، یادا اوندان داشیب، آشیب، گئدرسن.  
"گئتمک" و "حرکت"، اینقیلاب دیر، دیریلیک دیر و دیریلیگین آنلامی دیر. دایانماق، اوتورماق و یاتماق، اولوم دور. اولومون قارداشی و یولداشی دیر. اولومه و خبرسیزلیگه گئدن یول دور یا اونلاری راحاتلادان و ساده ادن یولاردیر.  
گل "سو" اول کی هر آن، تازالاناسان. کیشی و خانیم او دئییل کی دئدیگی فیکیرین، اینانجین و خطانین اوستونده داش اولوب قالا، دئییشمه یه.  
هر کشی و خانیم او زامانکی بیلدی، سهو ادیب و یا تعصصوب گوسته ریب و یا دایانیب، بون بسته دوشوب، چیخیش یولون باغلایئب، ائوز فیکیری و اینجانجی و یولونون ضیددینه اینقیلاب و عوصیان اده بیلمه لی دیر.  
ائوز فیکیری، اینجانجی و یولون داغیتماق گوجونه صاحیب اولمالی دیر. ائوز فیکیرین، اینجانجین داغیتماق هر شئیدن چتین دیر. چون او قیکیرلر و اینانجلار، ساحاتلار، گونلر، آیلار و ایللر سنین بیر پارچان اولوبلار. اونلاری کسیب آتماق، الی، قولو کسمکدن داها چتین دیر. چون اونلار سنین ال قولونا آنلام وئرمیشلر. اونلاری آتارسان، ائوز ائوزونو محو ادرسن. اینکار ادرسن. چکدیگین زحمت لرین هامیسی هده ره گئدر. اینقیلاب بو دئمک دیر. حرکت بو دئمک دیر. جسارت بو دئمک دیر. دیریلیک بو دئمک دیر. حیاتین آنلامین، آنلاماق و دئییشدیرمک دئمک دیر!  
بونون اوچون ان یاخجی سی هئش کیمه "قول=سوز" وئرمه تا سوزونو توتماق مجبورییتینده قالمییه سن. همیشه "احتیمال"، "مومکون"، "اگر" و "شرط" لر چارچیوه سینده سوز وئر و دانیش تا ائوز حرکتیوه و دئییشیمیوه یئر قویاسان.  
"کیشی دئدیگیندن دونمز" یا "کیشی توپوردوغون یالاماز" سوزلری، اینقیلابچی و حرکتچی سوزدن اوزاق دیر و اونلارین ضیددینه دیر. او جور سوزلر، اینسانی داش ادر. کسسک ادر. آزادلیغین الیندن آلار. ایراده سین اولدورر. تازالیغین الیندن آلار. اینسانی دنیز و دریا و حتتا اوقیانوس اولماقدان ساخلار.  
سن بیر اینسان اولدوغون اوچون، آخار اولاجاقسان و دئییشه جکسن تا دونیان دئییشسین و دونیانی دئییشدیره سن.
دونیانی و ائوزونو دئییشدیرمک مومکون دئییل ایللا کی اینقیلابی اولاسان و بیر اینقیلابی حرکت و فیکیرله، گئچه جگی و هر جوره تعصصوبو داناسان و اونلارین ضیددینه آیاغا قالخاسان.  
یعنی سنین فیکیرین یوخ دور؟
فیکیرین دئییشمیر؟
دونموسان؟
حرکتین یوخ دور؟  
یعنی گئچن گونلرده، آیلاردا، ایللرده سنین دین، دیل، وطن، وطنداش، توپراق، آزربایجان، عیران، فارث، دوست، دوشمان، یاخین، اوزاق، گل، گئت، اوتور، دور، اوخو، یازما، پوزما، باخ، باخما، گور، گورمه، دئ، دئمه، اشیت، اشیتمه، دانیش، دانیشما و ... فیکیرلرین و داورانیشلارین دئییشمه ییب؟  
دیل، دئییشیمین اصلی آراجی (وسیله سی) دیر. فیکیر ایله کی بیر اوقیانوسداسان. اینسانلاردان اولان بیر اوقیانوسدا. سنین نجات گمین، ائوز دیلین دیر. اگر اونو یاخجی تانیرسان، اگر اونو یاخجی قورورسان، اگر دیلینی، یئنیلرسن، اگر ... سنی آپارار و امن یئره یئتیرر. آمما نه اونوو تانیرسان، نه ده تانیماغا چالیشیرسان، اوندا یئنیلیکلر گتیرمیزسن، سن بوغولوب اولمه گه محکوم سان.  
بیزلر اینسانیق و سئچیم حاققیمیز وار. سئچیم بیزیم دیر و بیز سئچیمیک!  
اینقیلابی و جرکتده اولمانی سئچه لیم.  
اینقیلابی اولماق، اولدورمک دئییل. دئییشمک دیر! دئییشدیرمک دیر! هم من و سن، هم اوئوزموزو دئییشدیره جاغیق هم ده دونیامیزی. دوره به ریمیزده اولان هر شئیی دئییشدیرمه لییک!  
بو، بیزیم و اینسانلیغین، گه له جک اوچون گئتمه لی یولوموز دور. بو یولون یولچولاری، سنی و منی گوزله میه جک لر. یولو توتوب گئده جک لر. دالییه قالان، سن له من اولاریق.
دالییه قالمییک!



بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs