A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Tuesday, January 9, 2018
آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 5. عملی بولوم
آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5
عملی بولوم
گئچمیش بحثلرین "عملی بولومونده" تیتر و لید یازماق حاقدا دانبشدیق. بو هفته و بو گون ایستیرم یوزلر خبردن، نئجه بیر خبری سئچاق و ائوز رادیو، تی وی، وبسایت، روزنامه یا مجله میزده قویوب، یایماقین اولچولری حاقدا دانیشام.
هر گون، باش یازارلار یا سردبیرلر، یئددی اولچو ایله، مین لر خبرین ایچینده، بیر نئچه خبری سئچیب، ائوز میدیالاریندا یایماقا جهد ادرلر. ب. یئددی اولچونو، بیلسک، آزربایجان اوچون خبرلری سئچمک ده، الیمیز آچیلار و خالقیمیزا درین خیدمتلر اده ریک!
انصافعلی هدایت
09 ژانویه 2018
تورنتو - کانادا
آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5 بخش تئوریک : طرفسیزلیک یالانی
آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5
بخش تئوریک
بو بولومده، "طرفسیزلیک" یالانی حاقلا میثاللار چکه رک، آچیقلاما گتیریلیر.
منجه چوخ گوزل و جالیب بحث دیر کی هئش بیر میدیادا، دانیشگاهدا و ... بحث اولونماز.
انصافعلی هدایت
09 ژانویه 2018
تورنتو - کانادا
حداقل شروط برای بقای ایران کنونی ایران کنفدرال
ایران کنونی، صد در صد، به چند کشور مستقل تجزیه خواهد شد و ملل استقلالشان را خواهند گرفت. در صورت مقاومت ایران و پانفارسیسم در مقابل این خواست و حق عمومی ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، گیلکی، مازنی و ...، گذر از مرحله، بسیار خونین خواهد بود.
تنها یک راه برای کمتر کردن هزینه های این مسیر برای فارس ها و دیگر ملل وجود دارد و آن این که روشنفکران فارس و پان ایرانیست ها، حاکمیت یکصد ساله "استعمار فارس" و "ظلم مضاعف فارس" بر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، عرب، کرد، گیلک، مازنی و ... را بپذیرند و از همین امروز باز نگری در اندیشه هایشان را مکتوب بکنند.
فارس ها باید بپذیرند که در این یکصد سال، برای نابودی هستی و موجودیت تورکان، عرب ها، بلوچ ها، کردها، و ... به هر جنایت و پستی سیاسی، اقتصادی، حقوقی، آموزشی، تاریخی، و ... دست زده است.
باید بپذیرند که در این یکصد سال، موجودیت و هستی این ملل را نادیده گرفته و در انکار موجودیت آن ها تلاش هایی برای تحریف تاریخی، سیاسی، اقتصادی و ... انجام داده اند.
باید بپذیرند که در این صد سال، مانع توسعه همه جانیه جوامع ملی تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... شده و آن ها را در همه زمینه های عقب مانده نگه داشته اند.
فارس باید بپذیرد که بر علیه این ملل ظلم مضاعف روا داشته و حقوق انسانی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، آموزشی و ... این ملل را ضایع کرده است.
باید بپذیرند که این ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لیلکی، مازنی و ... راهی جز آزادی و استقلال از استعمار فارس (ایرانی) ندارند.
اگر فارس های عاقل، در پی آن هستند که در فردای آزادی این ملل، خونشان کمتر ریخته شود و در همسایگی این ملل آرامش و امنیت داشته باشند، باید تظمین های قابل اجرا در دو سطح داخلی و بین المللی بدهند.
ایران کنونی نابود خواهد شد ولی ممکن است که بتوان نقشه سیاسی آن را در قالب "کشورهای متحد کنفدرال" با ملل و کشورهایی مستقل اما حقوق صد درصد مساوی در همه زمینه ها حفظ کرد.
برای این منظور باید:
1. پان ایرانیست ها، روشنفکران ، احزاب و رهبران اجتماعی فارس بپذیرند که در ایران "چندین ملت" ساکن (نه اقوام و اقلیت ها) هستند.
2. استقلال صد در صد همه هویت ها و زبان ها و فرهنگ ها را بپذیرند.
3. باید حقوق مساوی این ملل در دو سطخ داخلی و بین المللی تظمین شود.
4. باید حق استقلالخواهی این ملل از "کشورهای کنفدرال" را (در هر زمانی) برسمیت بشناسند.
5. برای تظمین حقوق این ملل، باید حق این ملل برای داشتن ارتش مستقل را برسمیت بشناسند.
6. همین امروز، باید فارس روشنفکر، یک قرن استعمار ملل و سرزمین های ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لیلکی، مازنی و ... را بپذیرد و به تبعات این پذیرش تن بدهد.
7. فارس باید بپذیرد که در حق این ملل یک قرن ظلم مضاعف روا داشته است که باید جبران شود.
8.فارس باید بپذیرد که برای جبران همه عقب نگه داشته شدگی های این ملل و ظلم های مضاعف بر آنان، غرامت بپردازد
9. باید فارس رسمی شدن همه زبان های این ملل را بپذیرد و اولویت استخدام را به افرادی بدهد که زبان های بیشتری را می دانند.
10. برای جبران بخشی از ضررهایی که بر این ملل وارد ساخته اند، باید بابت سرکوب حکومت های ملی، آتش زدن کتاب ها، قتل عام ها، شهید کردن ده ها هزار جوان این ملل، زندانی و شکنجه کردن صدها هزار تن، آواره کردن میلیون ها تن در این یک قرن، به خانواده های قربانیان غرامت پرداخت شود.
برای دریافت کامل این اطلاعات و اطلاعات دیگر به متن ویدئو رجوع بفرمایید.
اگر فکری یا نقدی دارید، بنویسید تا به آن ها پاسخ بدهم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com
Monday, January 8, 2018
کدام خواست های "ملل" ساکن ایران تجزیه طلبانه هستند؟
کدام خواست های "ملل" ساکن ایران تجزیه طلبانه هستند؟
چهار حزب ضد حقوق بشر، ضد دموکراسی و ضد ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، کرد، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... لیستی از خواست ها و حقوق تجزیه طلبانه این ملل را منتشر کرده و هر نوع تلاش برای کسب حقوق ملی و گفتگو در باره آن حقوق را محکوم کرده اند.
این چهار حزب، خودشان را "جبهه ایرانگرایان" می نامند که عبارتند از 1. جبهه ملی ایران ( آمریکا)، 2. سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست، 3. حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) 4. جنبش رنسانس (نوزایی) ایرانی.
بنا به درک این چهار حزب میراث دار اندیشه های دوره عهد نئوسنگی: هر ملت و تشکیلاتی که در باره 1. "حقوق بشر"، 2. "دمکراسی" 3. فدرالیسم، 4. "آموزش به زبان مادری"، 5. “کثیرالمله بودن ایران"، 6. “هویت قومی” 7. “حق تعیین سرنوشت”، سخن بگوید، تجزیه طلب است و باید سرکوب شود و حق زندگی ندارد!
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هشتم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com
لینک بیانیه "جبهه ایرانگرایان":1
لینک بیانیه "جبهه ایرانگرایان":1
Sunday, January 7, 2018
دیالوگ: آیا حاکمیت در ایران، صدای اعتراض های مردم را شنید؟ - بخش دوم
برنامه هفته سی وهشتم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر ضیاء صدرالاشراف
روح الله مرادی قشقایی
یوسف عزیزی بنی طرف
دکتر رضا حسین بر
گوناز تی وی
شانزدهم دی ۱۳۹۶
آیا نظام، پیام اعتراضات در ایران را گرفته است؟
هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از آقایان
1. یوسف عزیزی بنی طرف - عرب
2. دکتر رضا حسین بر - بلوچ
3. روح الله مرادی قشقایی - تورک قشقایی
4. محسن رسولی - فارس
بگیرم
انصافعلی هدایت
برای برنامه دیالوگ - گوناز تی وی
https://youtu.be/QQB7U-R81M8
دیالوگ: آیا حاکمیت در ایران، صدای اعتراض های مردم را شنید؟ - بخش اول
برنامه هفته سی وهشتم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر ضیاء صدرالاشراف
روح الله مرادی قشقایی
یوسف عزیزی بنی طرف
دکتر رضا حسین بر
گوناز تی وی
شانزدهم دی ۱۳۹۶
آیا نظام، پیام اعتراضات در ایران را گرفته است؟
هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از آقایان
1. یوسف عزیزی بنی طرف - عرب
2. دکتر رضا حسین بر - بلوچ
3. روح الله مرادی قشقایی - تورک قشقایی
4. محسن رسولی - فارس
بگیرم
انصافعلی هدایت
برای برنامه دیالوگ - گوناز تی وی
ایران حرکاتیندا لیدرسیزلیک İran Hərəkatında Lidersizlik
بو قطعی و بللی دیر کی هر بیر کیچیک لیدرلس یا رهبرلی قوروپ بیر چون چوخ بویوک آمما لیدرسیز یا رهبرسیز قوروپو شکست وئرر. نیه؟ چون رهبر سیز قوروب، ائوز گوجلریندن فایدالانماقا قادیر دئییرلر آمما بیر کیچیک قوروپ، ائوز آز گوجلرین، سیستیماتیک بیر شکیلده و البتته رهبرلیک گولگه سینده نئجه قاتا چوخالدیر.
بونون ان لمسیلی نومونه سی اوردونون یا پلیسین ان کیچیک دستهسی دیر. بیر 150-200 نفر پلیس دسته سی 200.000 تا 500.000 رهبرسیز اعتیراضچیلاری، چوخ راحاتجاسینا قوووپ، داغیدیر.
ایراندا، گئچن 40 ایلده، دفعه لرجه اعتیراضلار نوماییشلری گئچیریلیب دیر آمما هر دفعه ده معتریض لر اونلار اولو، اونلار یارالی و یوزلرجه محبوس وئریب، ائولرینه گئری دونوبلر. بو حالدا کی معتریض لرین سایی میلنلر بلکه یوز مینلر قات پلیس و دیگر قووه لردن ایضافه دیر.
نیه؟
چون پولیسده رهبرلیک واز و آز پرسینلین، گوجوندنف رهبرلیک گولگهسینده، چوخ فایدا آلیر آمما چون اعتیراضچیلاردا بو بیرلیک و رهبرلیک یوخ دو، حتتی شخصی گوجله ریده، هده ره گئدیر.
ایران ایجتیماعییاتی اورگنمه لیدیر کی داها رهبرسیز اعتیراضلارا قالخماسین.
بو فیکیر هاردان گلیب کی ایرانلیلار، رهبرسیزلیگه باش اگیرلر و هر دفعه، شیکست یئمیش بیر تجروبه نین تیکریاری اوچون، گئنه مئیدانا گلیرلر و اومودلاری وار کی ظفر قازانسینلار؟
روحواللاه خومئینی، ساوادسیز، سیاست و ایقتیصاد بیلمه ین بیر قوجا کیشی دیر آمما ایلیه بیلدی کی آن گئر قالمیش فیکیری ایله داغیشمیش و سپهلنمیش فرد فرد اینسانلاری بیرلش دیریب و بیر واحید و تاثیرلی گوجه چئویرسین و اونو، پلیس و اوردو گوجلری قارشئسئندا، رهبرلیک اتسین و شاها ظفر قازانسین.
بو اینقیلابدان سونرا، او و آداملاری "اینقیلاب" تیکرار اولماسین دییه، موللالارا و دانیشگاه اوستادلارینا تعلیم وئردیلر کی، "رهبر و رهبریت چوخ گئری قالمیش فیکیر دیر و رهبرلیک چاغی گئچسیب، گئدیب دیر.
جامعه و حتتا دانیشگاهدا تحصیل آلان جمعییت ده بو شوعارا و یارانا ایله دریندن ایناندیلار کی بو فیکیری بیر موته رققی فیکیرکیمی آیب، منیمسه دیرلر و بو فیکیره قول قانات وئریب و بیر عومومی فرهنگه یا کولتوره چئویردیلر. بو ضیددی ایجتیماعی فیکیرین سونوجو بوندان عیبارت دیر کی ایران مللت لری، بیرلشمک ایله موخالیف دیرلر. لیدرلیک ایله ده موخالیف دیر لر. بونون اوچون ده، داییما شیکست یئییرلر و تجروبه لریندن درس آلمایاراق، هر دفعه همان شیکسته آپاران تجروبه ایله حرکته پئچیرلر و گوزلنتیلری، ظفر دیر آمما سهولری و تجروبه لرین عیبه جر داییره سیندن خاریج اولماسالار، نتیجه گئنه ده شیکست اولاجاق.
نتیجه بودور کی ایرانلئلار لیدرلیک و رهبرلیک مسئله سینده، موللالار تبلیغاتیندا ائوزلرین آزاد ادیب، و بیر رهبرلیک قوروپونا باش ایسین لر تا او رهبرلیک شوراسی، اونلارا شیکستدن، بیر ظفر یاراتسین.
منیم یونته میم بو دور کی، آزربایجان و تورک خالقینا گونده لیک چورک دن واجیب، بیر رهبرلیک سیستیمی دیر. من بو سیستیمی یاراتماق اوچون، اون ایلدن چوخ دور کی "تبعیدده پارلیمان سیستیمی" فیکیرین اورتایا آتمایشام. اگر آزربایجان گئچن اون ایلده، بیر پارلیمان یاراتسایدیر، ایندی سیاستی، مشق ادیب، و بیر ایش بیلیک سوییه سینه گلیب چاتمیش دیر آمما بو گونه دک، او فیکیره یاخین بیر سیاسی تشلیلات بارانمئییب دیر.
ایندی، اورتا دوغو یا خاورمییانه و ایرانئن باشیندا قارا بولودلار دولانیر و ایرانئن دئییشمه سی زامانا باغلی دیر. بلکه پارلئمان یاراتماقدان گئچیب و اونا داها زامان یوخ دور آمما "اینقیلاب و مشورت شوراسی" لازیم و ضرورت دیر.
خومئینی بئله، پاریسدن ایرانا گلمک زمانی ایچینده بیر اینقیلاب شوراسی یارات دی و اعتیراضلاردان سونوج آلدی.
منیم "اینقیلاب و مشورت شوراسی" حاقدا اولان فیکیریم، ایکی سوییه لی بیر فیکیر دیر. 1. گونئی آزربایجاندا مشورت شوراسی و خاریجه ده "اینقیلاب و مشورت شوراسی" دیر.
گونئی آزربایجاندا هر شهرین ائوزونه اوزل بیر "مشورت شوراسی" اورمالی دیر. بونون عوضولری، همن شهرین تانئن میش میللی فعاللاریندان عیبارت اولابیلر.
سونرا هر شهردن بیر یا ایکی نوماینده ایله، اوستان "مشورت شوراسی" و ان سونوندا، هر اوستاندان بیر نئچه نفرین حوضورو ایله، ایراندا یاشایان تورکلرین،"میللی مشورت شوراسی" یارانمالی دیر.
بو ایچ شورالارین اوچ سوییه لی وارلیقینین تکمیله سی اوچون، خاریجه ده "اینقیلاب و مشورت شوراسی" یارانمالی دیر. بو شورادا هر آزربایجانئن ایستیقلالچی و فئدرالچی حیزبلریندن بیر نوماینده، هر سابیقه لی اینسان حاقلاری تشلیاتلارینداندا بیر نئماینده و ان سونوندا، آزربایجانین مشهور آمما میللی یازارلاریندان و تجروبه صاحیب لریندن 5-10 خانیملار و خانلار سئچیلسین و بو شورانی یاراتسین. بو شورا بلکه تامام آزربایجان و تورک خالقین، حرکته گتیره بیلمز آمما جمعییتین یارئسین بیرلشدیریب و سیستیماتیک شکیلده اونلارین گوجلرین، آزربایجان و تورکلوک منافعی یولوندا بیرلشدیرر.
"اینقیلاب و مشورت شوراسی" فقط آزربایجانلئلارا محدود اولمامالی دیر بلکه آزربایجانلئلار بو شورانئن بنزرلرین، فارسلار، کوردلر، لورلار، بلوچ لار، عرب لر، تورکمن لر، قشقایی لر، مازنی لر، گیلک لرینده آراسئندا یاراتماغا جیددی جهد اتمه لی دیر (حتتا صوننی شکیلده اولموش اولسا بئله) تا فارس دیکتاتورلوق رئژیمین قارشئسیندا، موختلیف ساواش، اینقیلاب و حرکت مرکزلری یاراتسین. اوولا بو اینقیلاب و مشورت شورالاری بیر بیرله ری ایله امکداشلیق ادیب، و بیر اعتیراضی، بیر سیاست ایله ایرانئن هر بور بوجاغئندا عینی سیاست و تاکتیک ایله آپارار. ایکینجیسی بو کی آزربایجان و تورک، تک جانئنا ایرانئ دئییشمهگه قادیر دئییل و قادیر اولورسا بئله، چوخ هزینه وئرمه لیدیر. بونون یئرینه، بو شورالارین یارانماسینا کومک ادیر ایسه، ایراندا سیاست لرین آپارماق اوچون، و فاشیست رئژیمی یئخماق اوچون، ابانب بولوم بولوم ادر و فارس رئژیمینین قارشئسیندا، بیر آزربایچان یئرینه، تامام میللتلر همده، بیر رهبرلیک اورکستراسی ایله دورار.
شانزدهم دیماه 1396
گوناز تی وی
Friday, January 5, 2018
آیا نظام، پیام اعتراضات در ایران را گرفته است؟
هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از آقایان
1. یوسف عزیزی بنی طرف - عرب
2. دکتر رضا حسین بر - بلوچ
3. روح الله مرادی قشقایی - تورک قشقایی
4. محسن رسولی - فارس
بگیرم
انصافعلی هدایت
برای برنامه دیالوگ - گوناز تی وی
Thursday, January 4, 2018
آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 4- لید نه دیر؟
آزربایجان میللی فعاللار اوچون: ژورنالیسم 4
لید نه دیر؟
چون بیز ایندی یازماغلا مشغوغ اولان میللی فعاللارلا چالئشیریق، ترسه گئدریک تا اونلاری ایشله رینده داها چوخ گوجلندیرک!
گئچن اوچ درسده، "تیتر" حاقدا دانیشدیق. ایندی "لید" نه دیر؟ و نئجه یازیلار؟ بیزیم درسیمیز اولدو. نیه؟
چون تیتردن سونرا، لید گلیر.
"لید" تیتره باغلی و تیتری ایضاح ادن ایکی یا ان چوخو، اوچ جومله دن عبارت دیر. تیتر، چون چوخ چوخ خولاصه دیر، لید گلیر اونوج بیر آز آچیقلئر.
همن جوره کی تیتری موضونون حسساسلیغئنا گوره، ان حسساس کلمه نی باشدا گتیردوخ و تیتری کلمه کلمه قوردوخ، لیدیده، تیترین ان اونملی کلمه سین آچیقلایاراق، باشلاریق و تیتری بیر آز ایضاح اده ریک.
بو درسده، گوناز تی وی نین وبسایتینا باش ووراراق، اوردان بیر خبری سئچیب، و تخته ده یازیب و اونون اوزرینده چالیشیریق.
انصافعلی هدایت
12 دسامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com
لید نه دیر؟
چون بیز ایندی یازماغلا مشغوغ اولان میللی فعاللارلا چالئشیریق، ترسه گئدریک تا اونلاری ایشله رینده داها چوخ گوجلندیرک!
گئچن اوچ درسده، "تیتر" حاقدا دانیشدیق. ایندی "لید" نه دیر؟ و نئجه یازیلار؟ بیزیم درسیمیز اولدو. نیه؟
چون تیتردن سونرا، لید گلیر.
"لید" تیتره باغلی و تیتری ایضاح ادن ایکی یا ان چوخو، اوچ جومله دن عبارت دیر. تیتر، چون چوخ چوخ خولاصه دیر، لید گلیر اونوج بیر آز آچیقلئر.
همن جوره کی تیتری موضونون حسساسلیغئنا گوره، ان حسساس کلمه نی باشدا گتیردوخ و تیتری کلمه کلمه قوردوخ، لیدیده، تیترین ان اونملی کلمه سین آچیقلایاراق، باشلاریق و تیتری بیر آز ایضاح اده ریک.
بو درسده، گوناز تی وی نین وبسایتینا باش ووراراق، اوردان بیر خبری سئچیب، و تخته ده یازیب و اونون اوزرینده چالیشیریق.
انصافعلی هدایت
12 دسامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com
آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 4 - کلمه لرین معنالارین آنلاماق
آزربایجان میللی فعاللار اوچون: ژورنالیسم -4: کلمه لرین معنالارین آنلاماق
بو درسده چالیشیرام بیر نئچه کلمه نی میثال چهکهرک، اونلارین آنلاملارئنئن درینلیگینه باش اوزالداق. چون هر بیر اینسان، ذهنین ده کی کلمه لر اساسینا فیکیرله شیر و اونلارین یاخجی- پیس ، ایستی-سویوق، عشقلی-نیفرتلی و... آنلاملارین بیر کلمه ده، بیله رک یا بیلمییه رک اوخوجویا یا اشیدنه، تلقین ادیر و بیر جوره تبلیغات یا پروپاگاندایا ال وورور.
بونون اوچون، من "آزربایجان"، "تورک"، "مهاجر" و "فارس" سوزلرینین گیزلین آمما اونملی 10 (اون) معناسین آچیقلاماغا چالئشئرام.
اونون اوچون ده، بو حیسسه بیر ساحات اوزونلوقوندا اولوب. بو بولوم، چوخ آمما چوخ چوخ حسساس بیر بولوم دور.
بو بولوم گوسته رجک کی نژادپرستلیک، دوشمنچیلیک و نیفرت، نئجه فارس دیلینین کلمه لرینین تک به تکینین ایچینه دولوب. اگر بیر میللی فعال، او 10 آنلاما دیققتسیز اولاراق، یازی یازارسا، فارسین اینسان ضیدلی فیکیر و دویغولارین بیزیم ایجتیماعییاتیمیزا داشیر و خیدمت یئرینه، خیانته ال وورار آمما بلکه بونو بیلمز. بونون اوپونده بیر اولچولردن صوحبت ادریک کی بو عمدی یا سهوی یانلئشلئقلاری تشخیص وئرک.
عینی حالدا، بو حیسسه ده من چالیشیرام بیر اولگولر وئریم کی اونلارا دایاناراق، هر جور توهین و تحقیردن اوزاق دوراق و یا هر جوره گیزلین توهین و تحقیرلری تانییاق و اونلارین قارشئسیندا حسساسییتلی اولاق.
انثافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
04 ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com
بو درسده چالیشیرام بیر نئچه کلمه نی میثال چهکهرک، اونلارین آنلاملارئنئن درینلیگینه باش اوزالداق. چون هر بیر اینسان، ذهنین ده کی کلمه لر اساسینا فیکیرله شیر و اونلارین یاخجی- پیس ، ایستی-سویوق، عشقلی-نیفرتلی و... آنلاملارین بیر کلمه ده، بیله رک یا بیلمییه رک اوخوجویا یا اشیدنه، تلقین ادیر و بیر جوره تبلیغات یا پروپاگاندایا ال وورور.
بونون اوچون، من "آزربایجان"، "تورک"، "مهاجر" و "فارس" سوزلرینین گیزلین آمما اونملی 10 (اون) معناسین آچیقلاماغا چالئشئرام.
اونون اوچون ده، بو حیسسه بیر ساحات اوزونلوقوندا اولوب. بو بولوم، چوخ آمما چوخ چوخ حسساس بیر بولوم دور.
بو بولوم گوسته رجک کی نژادپرستلیک، دوشمنچیلیک و نیفرت، نئجه فارس دیلینین کلمه لرینین تک به تکینین ایچینه دولوب. اگر بیر میللی فعال، او 10 آنلاما دیققتسیز اولاراق، یازی یازارسا، فارسین اینسان ضیدلی فیکیر و دویغولارین بیزیم ایجتیماعییاتیمیزا داشیر و خیدمت یئرینه، خیانته ال وورار آمما بلکه بونو بیلمز. بونون اوپونده بیر اولچولردن صوحبت ادریک کی بو عمدی یا سهوی یانلئشلئقلاری تشخیص وئرک.
عینی حالدا، بو حیسسه ده من چالیشیرام بیر اولگولر وئریم کی اونلارا دایاناراق، هر جور توهین و تحقیردن اوزاق دوراق و یا هر جوره گیزلین توهین و تحقیرلری تانییاق و اونلارین قارشئسیندا حسساسییتلی اولاق.
انثافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
04 ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com
Subscribe to:
Comments (Atom)
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...