رهبران پانفارس ها و پان ایرانیست ایران، ملل سرزمین های تورک، تورکمن، عرب، بلوچ، کرد و همچنین ملت فارس را می ترسانند که نبادا کاری بکنید که ایران مثل عراق، سوریه، لبنان یا افغانستان بشود و "امنیت" از بین برود. "امنیت" و "نا امنی" دو واژه ای است که همه رهبران پانفارس و پان ایرانیست، روشنفکرانشان، احزاب، اساتید حوزه و دانشگاه هایشان، رسانه ها و مطبوعاتشان، چه در حاکمیت و چه در ضدیت با حاکمیت، بر آن تاکید می کنند. در این صورت است که باید پرسید: معنی امنیت در ایران چیست؟ حضور و فعالیت های دادگاه های انقلاب، نشانه احساس نا امنی نیست؟ سخن"خودی" و "غیر خودی"، حضور پر رنگ شورای نگهبان، عدم آزادی انتخابات آزاد، نشانه ناامنی نیست؟ آیا زنان و دختران ملل ساکن ایران احساس امنیت می کنند؟ آیا انسان ها امنیت انتخاب نوع و رنگ پوشش آرایش خودشان را دارند؟ آیا نبودن احزاب و "ان جی او"های ملل تورک، عرب، توکمن، بلوچ و ... نشانه ناامنی نیست؟ عدم اجرای اصول مربوط به حقوق ملت در قانون اساسی، علامت ناامنی نیست؟ اگر ایران کشوری امن است، چرا با رسمی و آموزش اجباری زبان های مادری مخالفت می کنند؟ آیا اعتیاد نشانه ناامنی نیست؟ آیا خشکانیدن دریاچه اورمیه نشانه ناامنی نیست؟ آیا بیکاری گسترده، به معنی امنیت است؟ آیادر ایران، امنیت شغلی وجود دارد؟ آیا مردم، در خیابان ها امنیت اجتماعی را احساس می کنند؟ آیا حضور قمه کشان، نشانه امنیت است؟ آیا ریشه یافتن رشوه برای پیشبرد کارهای اداری و حقوقی، امنیت است؟ آیا خودکشی های ده ها هزار نفری در هر سال، نشانه امنیت در ایران است؟ آیا مردم در رابطه با بانک ها و موسسات مالی و پولی احساس امنیت می کنند که پولشان دزدیده نشود؟ آیا مردم در رابطه با مبالغ روی چک های بانکی احساس امنیت می کنند؟ آیا مردم امنیت دارند تا به همدیگر اعتماد بکنند؟ آیا جوامع در ایران، امنیت اخلاقی وجود دارد؟ آیا ایرانیان امنیت روانی، مالی، عاشقانه، و خانوداگی در در کانون خانواده احساس می کنند؟ در صورتی که ملل ساکن در ایران احساس امنیت می کنند، چرا دسته دسته، پناهنده می شوند و دین عوض می کنند؟ آیا علاقه مندان به محیط زیست احساس امنیت می کنند؟ آیا علاقه مندان به توسعه فکری، فرهنگی، هنری، اقتصادی و اجتماعی جوامع ملل تورک، تورکمن، عرب، بلوچ و ...، می توانند در امنیت، فعالیت بکنند؟ اگر امنیت وجود دارد، چرا نباید افرادی که تورک، تورکمن، عرب، بلوچ و ...بوده و در زبان فارسی لهجه دار هستند، استخدام بشوند؟ آیا امنیت برای تولیدکنندگان فکری، هنری، نوشتاری، و ... در نشر و انتشار آثار خلاقیت هایشان وجود دارد؟ آیا مردم از دست ماموران پلیس و اطلاعات و بسیج و ... احساس امنیت می کنند؟ آیا مردم، ناعدالتی در دادگاه ها را احساس نمی کنند؟ اگر امنیت موجود است، چرا از اجرای حقوق بشرمی ترسند؟ آیا مردم و روشنفکران می توانند در محیطی امن اندیشه و دیدگاه ها یا انتقادهایشان را مطرح بکنند؟ آیا فعالان سیاسی دارای امنیت هستند؟ آیا کسانی که می خواهند برای شوراهای شهری و روستایی، یا مجلس یا خبرگان یا ریاست جمهوری و ... کاندیدا بشوند، احساس امنیت می کنند؟ آیا مکتشفان و مخترعان امنیت دارند که ابداعاتشان در هنگان ثبت سرقت نشود؟ آیا امنیت غذایی و خوراکی در ایران هست؟ آیا امنیت دارویی، پزشکی و بیمارستانی وجود دارد؟ آیا در ازدواج امنیت وجود دارد؟ در طلاق چه؟ آیا دول و ملل جهان احساس امنیت می کنند که ایران از تروریسم حمایت نکند؟ آیا ملل و دول جهان احساس امنیت می کنند که ایران بمب اتم نسازد؟ آیا ملل منطقه احساس امنیت می کنند که ایران در امور داخلی دیگر کشورها دخالت نکرده و دست از خونریزی و کشتار انسان ها بردارد؟ در این برنامه دیالوگ، من، به اتفاق 1. دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان تورک 2. جناب اسفندیار خلف؛ از جبهه ملی ایران 3. جناب فرامرز بختیاری؛ مسئول حزب اتحاد بختیاری لرستان و کارشناس علوم سیاسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا 4. جناب ناصر بلیده ای؛ رئیس سازمان ملت های بدون نمایندگی در سازمان ملل متحد و سخنگوی حزب مردم بلوچستان در خدمت شما خواهیم بود و سعی خواهیم کرد تا در این برنامه و احتمالا در برنامه های آینده، به بخشی از نتایج این سوال ها پاسخ بدهیم که: هزینه های داخلی عدم احساس امنیت فکری، روانی، جسمی، اجتماعی و اقتصادی چیستند؟ هزینه هایی خارجی که این عدم امنیت بر ایران و ملل ساکن در ایران تحمیل می کند؟ عدم احساس امنیت، چه تاثیرهایی بر رشد و توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و علمی ایران می گذارد؟ آیا می توان در شرایط موجود عدم امنیت را به امنیت بدل کرد؟ آیا دولت و نظام حاکم مترصد از بین بردن نا امنی های داخلی و خارجی که بر زندگی افراد و ملل ساکن ایران تاثیر منفی گذاشته و می گذارد، است تا جامعه از هر نظر به توسعه رهنمون شود؟ آیا شعار مرگ بر همه دنیا به دوستی و همکاری با همه کشورها و ملل بدل خواهد شد؟ انصافعلی هدایت تورنتو - کانادا دوم فوریه 2018 hedayat222@yahoo.com
دوستان! فارسیسم، بر اساس دروغ و تحریف بنیان شده است. هیچ کتابی؛ چه دینی، چه علمی، چه تاریخی، چه ادبی و ... از "تحریف و مصادره به مطلوب فارسیسم" در امان نبوده است. فارسیزم، هر طوری بوده، خواست و نیات خودش را وارد این کتاب ها کرده است. قرآن، یکی از کتاب هایی است که حتما، فارسیزم در آن دست برده و تحریف کرده است. ترجمه های نمایشنامه ها و سناریوها، رمان ها و نقشه های جغرافیایی و دوبله های فیلم و سریال ها هم از مصادره بمطلوب فارسیزم در امان نمانده اند. البته، در آن جاهایی که تحریف و دروغ سازی، امکان از بین بردن یک واقعیت خارجی و متضاد با باورهای فارسیزم را نداشته است، فارسیست های افراطی و چند لول، خود آن کتاب ها و اسناد را از بین برده اند. مانند انچه در انگلستان اتفاق افتاد و فاسیستی، صفحاتی از کتاب (های) تاریخی را پاره کرده و از بین برد تا تاریخ، سندی در مخالفت با دروغ های فارسیزم نداشته باشد. چرا چنین کرده اند و چنین نیز می کنند و این کاروان دزدی حقیت ها توسط فارسیزم توقف نکرده است؟ برای این که فارسیزم می خواسته است تا بر اساس "شیوع" یک خبر یا نقل موضوعی "دروغین" و تکرار مکرر آن دروغ و تحریف، اصل قابل قبول شبه علمی، شبه فکری، شبه منطقی و شبه تاریخی بسازد یا در طولانی مدت، ماجرا را آن طور نمایش بدهد که فارسیزم اراده می کرده و منافع فارسیزم را تامین می کرده یا حد اقل، شک و تردید در واقعیت اصل ماجرا ایجاد کرده باشد. در هر دو حالت، برنده ماجرا فارسیزم خواهد بود. اگر، هر دو طرف سکه به نفع فارسیزم نباشد، یک طرف سکه بنفع فارسیزم است تا بتواند با تکیه بر آن دروغ های مکرر، فرهنگ "فارسیزم" را ساخته، پرورش داده و به عامه مردم و باسوادان(!) بقبولاند. در نتیجه، هر چه آدمی با در مکتب و دانشگاه های فارسیزم و با توسل به کتاب ها و ترجمه های فارسیزم باسوادتر باشد، به دروغ ها و تحریف ها و مصنوعات تاریخی و من در آوردی فارسیزم بیشتر و عمیق تر آلوده شده و آن ها بیشتر باور می کند و به آن ها ایمان می آورد. چون، فارسیزم، با تکرار، ایمان می سازد. "تواتر" بر اصل بزرگتر و ضد علمی "تقلید" تاکید می کند و مخالف "تحقیق" است. تقلید، ایمان می آورد و تحقیق شک می زاید. برای همین است که از دانشگاه ها و حوزه های علمیه ایران (مدارس دینی) و فارسیزم، بخصوص در یک قرن اخیر، یک اثر تحقیقی و علمی بیرون نیامده است. بلکه یا ترجمه های تحریف شده (تقلیدهای شبه علمی) و یا "شبه تحقیقاتی" پس داده اند که اغلب سفارشی و با پرداخت مبلغی خریداری شده اند. فارسیزم، این تحریف ها و تقلیدها را "تحقیق" می نامد تا دانشجو "بخت برگشته" و عالم "مبتلا به بیماری تولید شبه علم"، آن ها را آموخته، بیش از گذشته به دروغ های خود ساخته یشان باور بکنند و ایمان بیاورند. این شبه تحقیقات علمی، هیچ اثری جز تعمیق دروغ و تحریف در جوامع علمی- دینی ایرانیان نداشته و ندارند. تنها، خرافات شبه علمی را بنام علم و تحقیق، ترویج داده اند. می دانیم که ایمان و دگماتیسم، ضد علم و تعقل و تجربه است و از تقلید نشو و نما و مایه گرفته است. تقلی و تحقیق، دو قطب ضد هم هستند. به این تکرار دروغ در اصول فقه شیعه فارس، "تواتر" می گویند! شیعه فارس، از تواتر یک اصل "علمی(!)" غیر قابل چون و چرا ساخته است تا عقل معیوب و ضد علم تربیت شده دانشجو(!) و استاد(!) و محقق(!)، آن ها را باور کرده، به شیوه تقلید از "بزرگان" (پدر فلان علم و پایه گذار بهمان دانش و ....) به تکرار و بازگویی آن ها اقدام بکنند و تصور بکنند که "علم" و "تحقیق" تولید می کنند. یعنی اگر یک خبر دروغ، یا ترجمه دروغ و تحریف شده، یا حادثه تاریخی بی پایه و ... نوشته شده و در طول مدت چند قرن یا چند دهه اما بارها تکرار شود، (بدون توجه به منبع اصلی که احتمالا یک منبع بیش نبوده است) این اصل شبه "علمی"، در اصول فقه شیعه ساسانیه ساخته شده و تواتر بوجود می آید. فرض شبه علمی چنین است که "لابد همه این مورخان، مفسران، مترجمان و ... سندی داشته اند که یک حادثه را به این شکل نه به ان شکل، تکرار کرده اند ولی یا عمدا به آن منابع اشاره نکرده اند، یا تقیه کرده اند و یا کسانی که دشمنان آن ها بوده اند، آن منابع را از بین برده اند. برای این که نویسندگان این مسئله و تکرار کنندگان آن، آدم های علمی یا مورد اعتماد فارسیزم هستند و دروغ نمی گویند." در نتیجه به این دروغ ها، تحریف ها و حوادث تاریخی ساختگی و حتی خلق آدم ها تاریخی و صحابه برای رسول الله هم جنبه شبه علمی داده و آن تحریف و دروغ ها و مصنوعات مورد نیاز ذهنی خودشان را به عنوان واقعیت تاریخی، دینی، ادبی، علمی و فقهی به خورد خوانندگان آثارشان می دهند و داده اند. برای همین هم توانسته اند، یک فارسیزم دینی، سیاسی، تاریخی، ادبی، و ... بسازند که به فرهنگ تورکان و عرب ها هم سرایت کرده است. فرهنگ هایی که بر علیه خودشان، از فارسیزم و ایمان برساخته فارسیزم استفاده می کنند.
باید بدانیم که آن چه بر اساس منابع مشکوک و طرفدارانه، نوشته شود، از ریشه باطل است. انصافعلی هدایت تورنتو - کانادا دوم فوریه 2018 hedayat222@yahoo.com
بو گوج، اینقیلابچی ژورنالیستین گوروش و دینلهمه سینین فرقیندن دوغور. یعنی، ژورنالیست، بیر فرقیلی نوقطه دن دوروب، موضوعلارا باخیر.
بودا فرقیلی یازماغا و اینتیقادا سبب اولور. بودا ایجتیماعدا حرکت یارادیر. اینقیلابچی ژورنالیست، بو حرکتی، ائوز ایستگی یولا سورور.
اینتیقاد اتمک اوچون، مونتقید اولماغی قبول اتمک و رسمی گورمک لازیم دیر. او زامان کی اینتیقاد رسمی و مورد قبول اولدو، یازار و ژورنالیست رحیمسیز اولاجاق. عینی حالدا فردلرین شخصی و اوزل موضوعلارئنا گیرمیه جک دیر.
بونون اوچونده، فردلرین و ایجتیماعنین حرکتینه و تکامولونا سبب اولاجاق.
بیلیروخ کی ژورنالیستین فیکیرلری دئوریلتمک سیلاحی "سوزجوکلر"ین دوزومونده دیر. بیر جومله نی، همن سوزلرله، اونلار جوره یازارسان و اونلار جورده اثر بوراخارسان.
فیکیر مهندیسلیگینین اوزللیگی بوردادیر؛ گئچمیش دوغرو و یالان آمما دورغون ساخلایئجئ (تورموزلو) فیکیرلری یئرتئب، آتمالی و یئنی فیکیرلر اونلارئن یئرینه سورمه لی دیر.
بو خبره دیققت اتسه نیز، خبرین "اصلی عونصولریندن" بیر چوخو یوخ دور. کیم؟ هانکی زامان؟ هاردا؟ نیه؟ نمه نه؟ نجور؟ کیمی سورولارین بیر چوخونا جاواب وئریلمئییب دیر. ادیت یا ایصلاح اوچون ده بیر نئچه نوکته یه، بارماق باسماق اولار.
ایکینجی لینک، "مهر خبر آژانس"ئندان گوتورولوب. بو بویوک و بیر نئچه ایللیک خبر آژانسئنئن تیتری"عامل نشریه توهین کننده به طرفداران تراکتورسازی دستگیر شد" چوخ ایرادلئ دیر. خبرین ایچی تبلیغاتلا دولو دور و خبرین اصلیندن و ائوزوندن بیر اثر یوخ دور. خبرده، سورولارئن هئش بیرینه جاواب وئرمئییب دیر.
اوچونجو خبری "آی خبر" سیته سیندن سئچمیشم. خبر "تبریزده نظامی گنجوی نین قورولتایی کئچیریله جک" باشلئغی داشئر و تورکجه ده دیر آمما بو خبر دئییل. بیر آگهی یا "رئکلام" دیر.
او خبرلر کی (ایراندا) گله جهگه یول آچیر و گله جه کده بیر ایش اولماق سوزو وار، خبر دئییل، بلکه پروپاگاندا و آگهی دیر.
بو جور خبرلر، جامعه نی یوموشالتماق اوچون یایئلئر و خالقین ایستگی قارشئسئندا، میللته ایچی بوش وعده وئریلیر آمما اونلارا عمل اولماز.
بونون اوچون، او خبرلر، میللی فعاللار یا اینقیلابچی ژورنالیست لرین قلمینه گلمه مه لی دیر.
نیه کیرئژیم، بو یوللا تبلیغات ادیر و خالقا تلقین ادیر؛ من سیزه ایشلیرم.
خالق بیلمیر کی دوولت، ایشله میر. میللت دئییر؛ اگر یالان و ایچی بوش خبر اولسایدی، قازتلر و درگیلر یا اینقیلابچی ژورنالیست لر یازمازدیرلار.
دورد اینجی لینک، تبریزین یارئم عصریدن چوخ تاریخی اولان بیر مطبوعه دن گوتورولوب. بو مطبوعه نین، بو گونکو خبرلرینین (اوست اوسته) بوتون خبر آدیله وئردیکلری خبرلر، دئوولت "پروپاگاندا و تبلیغاتئ" دیرلار تا آزربایجان و فارسیستانئن آزربایجاندا اولان مودورلر و رئیس لرین "یاخجی" و "چالئشقان" آداملار گوسترسینلر.
روزنامه بو خبرلرین چا اولماسی اوچون دوولتدن بیر چوخ میقداردا پول آلئب.
بو درسده هر دورد لینکی ده اولان خبرلری، خبر یازماق اوصوللاری ایله نقد ادیب، اونلارئن عیب، ایرادلارئن آچماغا و یازارلارئمئزا تانئتماغا جهد ادیرم!
ژورنالیست لریمیز، بارماق باسئلان نوقطه لره دیققت اتسه لر، خبرلری داها گوزل یازئلار و خالقئمئزا خیدمت ادر!
میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 11 الف- تئوری- ایجتیماع و فیکیرلرین مهندیسلیگی
ؤورنالیسم، فیکیر و توپلوم مهندیسلیگی دیر!
بو درسده، اینسانلارئن فیکیرلرین و توپلومون دوشونجه مهندیسلیگیندن دانیشیرام. بعضیلر اینانئرلار کی ژورنالیسم، اینسانلار و توپلومون دوشونجه لرین سیلیب و یئنیدن یازماق علمی و صنعتی دیر. نیه کی، هر نه جور یازئ یازارسا، اوخوجونون ذهنینده و فیکرینده بیر اثر و ایز بوراخئر. بو ایز، موثبت یا منفی اولابیلر آمما هر حالدا، او اوخوجو، وئریلن حرکتین و فیکیرین ایچینه دوشور و اوردا اوزماغا مشغول اولور. هر نه قدر، یازارئن سوزو درین تاثیر بوراخسا، او قدر فیکیر مشغولییتی اوزون سوره جک دیر. هر نه قدر اوزون سورور ایسه، او قدر، بئیین یورماسئ اوزاناجاق دیر. بوندان دولایئ، بعضی لر ژورنالیسمی، بیر "توپلومسال مهندیسلیک" آدلادئرلار آمما بیلمه لییک، مهندیس ایله توپلومسال مهندیس لیگین فرقی وار. توپلومسال یا بئیین مهندیس لیگینده، اینسانلارئن ذهین و دووشونجه لری اوزه رینده ایشله نیر آمما مهندیسلیکده، فیزیک و یمر، بتونلا ایش گورونور. فیکیر و توپلوم مهندیس لیگی چوخ فععال دیر. چونکو اینسانلارئن فیکیر و دویغولاری یا اخلاقلاریلا باشا باشا وورور آمما مهندیس دمیر، داش، و... باش باشا وورور. خولاصه دئمک ایسته سم، فیکیر و توپلومسال مهندیسلیک، سیاست و اخلاقی و اینسانلار ایله ایلگیلی اولان موضولاری اله آلیر، مهندیسلر ایسه سیاست، دین، دوشونجه، فیکیر آلانلارئنا یا گیرمیر یادا چوخ آز گیریر. اگر یازارلئق و ژورنالیسم توپلومسال مهندیسلیک دیرسه، اوندا اینسانی علملر اوستونده اولمالی و بو مهندیسلیک ده، تحقیقات و آراشدئرمالارا باغلانمالئ دیر. چون، هر فیکیر ایله موخالیفت اتمک و اونون یئرینه بیر یئنی فیکیر و دوشونجه سیستیمی گتیرمک، آراشدئرمالارا اسالانمالئ دیر. یوخسا، اگری یولا دوشر. هابئله، بیر میللت و ائولکه اینسانلارئنئن گله جگینین مهندیسلیگی دیر. فیکیر و توپلومسال مهندیسلیک نئجه مومکون دور؟ ژورنالیست و یازارین مهندیسلیک ایمکانلارئ، سوزجوکلر دیرلر. او سوزجوکلری بیر بیرینین دیبینه دوزه رک، بیر فیکیر و دوشونجه نی یئخئر و یئنی سین تیکیر. یانی اونو کرپیجلری، سوزجوکلر دیرلر. هر بیر سوزون ایچینده اولان آنلاملار، اولان بینانئ یئخئر و بیر یئنی بینانئ اینشا ادیر. بو او آنلاما گلیر، یازا و ژورنالیست، سوزلری سئچمک ایله و بیر بیرینین قئراغئنا دوزمک ایله، بیر معنا و دوشونجه یاراتماغا جهد ادیر و او معنانی نشر اتمک ایله، ائوز دوشونجه سین، اوخوجولارئن ذهنینه و فیکرینه ایگنه کیمی وورور. بو فکیر بیر واکسن کیمی آمما فیکیره و دوشونجه لرین ایچینه گیریر و اوردا دولانئر. بیر سورو دوشونجه لری خسته لیک کیمی نشان ادیر، آرادان آپارئر و بیر دوشونجه لری یاراتماغا باشلئر. بوردان، "تزریق تئوریسی" یا "وورماق تئوریسی" اورتایا چئخیر. بو تئوریده یالان و "سیاست بازلئق(!)" درین یئر آلئر. هیتلر و اونون تبلیغات و پروپاگاندا نازیری بو ایشده فیکیر و سیاست صاحیبیمیش. بو تئورینی ان گوزل ایشه آپاران، هیتلر و "هیس" دیر کی ایلیه بیلمیشلر دونیانین بیر چوخ مملکتلرین و اینسانلارئن، آلمان و هیتلرچیلرین حاق اولماسئنا ایناندئرسئنلار. ایرندا ایسه، ریضا پالانی و اوغلو؛ ایرانچئلئق، فارسچئلئق، میللتچیلیق، وطنپرورلیک، کیمی فیکیرلری یارادئب و فارس و تورک میللتلرینین دوشونجه لرینه دولدوردولار. سونرا خومئینی گلیرو بو موللادا فیکیر تزریقاتچیسی دیر. نئجه کی هر هانکی بیر مملکتده اینتیقاد و فیکیر دویوشدورمه سی آزاد و سربست دئییل ایسه و خوصوصیله اوچونجو دونیا آدلانمیش ائولکه لرده، بو خسته لیک درین دیر. چون حاکیم آداملار، ائوزلرینین شخصی فیکیر و دوشونجه لرین ان گوزل و عالی و صلاح فیکیر و دوشونجه بیلیرلر و باشقا فیکیرلر و دوشونجه لر ایله موباریزه ادیرلر. بو تیپ اینسانلار و دوشونجه صاحیب لری، یاخچی اولورسالار بئله، "موصلیح" دیکتاتورلاردیرلار کی زورلا ائوز اینانج و دوشونجه لرین میللت آدینا، بیر یا چوخلو میللتلره تحمیل ادیرلر. ژورنالیست و یازارلارئن مهندیسلیق آلتلریئنین بینالاری (دوزلتمک یا یئخماق اوچون) دوشونجه لر، آرزولار، خیاللار، نقدلر و جراحلئقلار، جسارت لر، تشکیلاتلاتماق دوشونجه لری، ایندیکی و موجود دوروما هوجوم اتمک و گله جک اوچون اولان فیکیرلرین اورتایا آتماق دیر. بو مهندیس لر گرک، موجود سیاسی، ایقتیصادی، ایجتیماعی، دینی، اخلاقی و عاطیفی ایلگیلری جراحلئق و نقد ادیب، یئرلرینه یئنی و قبول اولمانمالی بیر دوشنجه لر یاراتمالی دیرلار تا بیر طرف دن، هوجوم اتدیکلری فیکیرلر و دوشونجه لری سیلب آتسین لار، بیر آیری طرفدن، یئنی بیر فیکیری یاراتسین لار. بورادا، ایش اونا بنزیر، اوتوموبیلین تگرین چیخاردیب، آتسان، ماشین ایرلی گئتمز. گرک چئخیلمیش تکرین یئرینه، بیر یئنی تکر سالاسان تا ماشین حرکت اتسین. اینقیلابچی ژورنالیست مجبور دور، تکر یوخ، بلکه ماشئنئن کوللو سیستیمین دئییشین. یوخسا اینقیلابچی آنلامئن الدن وئرر! بو سوزلر، میثاللار ایله ویدئودا آنلاتئلماقدا دیر.
موضوع دیالوگ شنبه آینده: "مفهوم امنیت و ناامنی در ایران" معنی امنیت در ایران چیست؟ آیا امنیت تنها عدم جنگ و خونریزی نظامی است؟ آیا امنیت تنها عدم انفجار بمب است؟ آیا بحث "خودی" و "غیر خودی" ریشه از احساس ناامنی نگرفته است؟ آیا مخالفت با حقوق مساوی زن و مرد ریشه در احساس ناامنی ندارد؟ آیا عدم صدور اجازه فعالیت به ملل تورک، عرب، توکمن، بلوچ و ... نشانه احساس ناامنی نیست؟ آیا امنیتی برای کسانی که در چهارچوب قانون فعالیت بکنند، هست؟ آیا کسانی که بخواهند حزب تشکیل بدهند، امنیت دارند؟ آیا برای کسانی که رسمیت یال آموزش زبان های مادری را می خواهند امنیت است؟ آیا گسترش اعتیاد نشانه امنیت است؟ آیا خشکانیدن دریاچه اورمیه و بی آبی منطقه و دیگر مناطقی که در پی سیاست های ضد بشری و ضد محیط زیستی حاکمان بوقوع پیوسته است، نا امنی نیست؟ آیا بیکاری گسترده یعنی امنیت؟ آیا کسانی که کاری و پیشه ای دارند، احساس امنیت شغلی می کنند؟ آیا مردم در خیابان ها امنیت اجتماعی را احساس می کنند؟ آیا حضور قمه کشان در خیابان ها، نشانه امنیت است؟ آیا رواج یافتن رشوه برای پیشبرد کارهای اداری و حقوقی نشانه امنیت است؟ آیا زنان و دخترانی که مورد تجاوز قرار می گیرند، امنیت را حس می کنند؟ آیا خودکشی های ده ها هزار نفری در هر سال، نشانه امنیت در ایران است؟ آیا مردم می توانند بر اساس قانون اساسی به تجمع های بدون سلاح در خیابان ها و بر علیه نظام اقدام کرده، احساس امنیت بکنند؟ آیا مردم می توانند، احزاب و "ان جی او" های مورد نظر خودشان را در نهایت امنیت تاسیس بکنند؟
آیا مردم در رابطه با بانک ها و موسسات مالی و پولی احساس امنیت می کنند که پولشان دزدیده نشود؟ آیا مردم در رابطه با مبالغ روی چک های بانکی احساس امنیت می کنند؟ آیا مردم می توانند در کمال امنیت به همدیگر اعتماد بکنند؟ آیا جوامع در ایران، امنیت اخلاقی وجود دارد؟ آیا ایرانیان امنیت روانی، مالی، عاشقانه، و خانوداگی در در کانون خانواده احساس می کنند؟ آیا ایرانیان، برای زیستن در وطن هایشان، احساس امنیت می کنند یا می خواهند از وطن هایشان به کشورهای دیگر فرار بکنند؟ آیا امنیت محیط زیستی در ایران حس می شود؟ آیا علاقه مندان به محیط زیست احساس امنیت می کنند؟ آیا علاقه مندان به توسعه فکری، فرهنگی، هنری، اقتصادی و اجتماعی جوامع ملل غیر فارس، می توانند در امنیت، کار و فعالیت بکنند؟ آیا مردم می توانند برای داشتن حقوق برابر و مساوی برای استخدام در کارها امنیت داشته باشند؟ آیا در ایران امنیت برای زبان ها و فعالان زبان مادری وجود دارد؟ آیا امنیت برای تولیدکنندگان فکری، هنری، نوشتاری، و ... در نشر و انتشار آثار خلاقیت هایشان وجود دارد؟ آیا در ایران امنیت حقوق شهروندی وجود دارد؟ آیا مردم از دست ماموران پلیس و اطلاعات و بسیج و ... احساس امنیت می کنند؟ آیا مردم از رفتار دستگاه های حقوقی و دادگاه ها احساس امنیت می کنند؟ آیا مردم احساس امنیت می کنند که از حقوق بشر استفاده بکنند؟ آیا مردم و روشنفکران می توانند در محیطی امن اندیشه و دیدگاه ها یا انتقادهایشان را مطرح بکنند؟ آیا فعالان سیاسی دارای امنیت هستند؟ آیا کسانی که می خواهند برای شوراهای شهری و روستایی، یا مجلس یا خبرگان یا ریاست جمهوری و ... کاندیدا بشوند، احساس امنیت می کنند؟ آیا آمنیت سیاسی در ایران وجود دارد؟ آیا انسان ها امنیت انتخاب نوع و رنگ پوشش آرایش خودشان را دارند؟ آیا امنیت وجود دارد که بدون نگرانی دین و مذهب خودشان را در دوران پس از بلوغ انتخاب بکنند؟ آیا مکتشفان و مخترعان امنیت دارند که ابداعاتشان را در امنیت ثبت و ضبط بکنند؟ آیا امنیت غذایی و خوراکی در ایران هست؟ آیا امنیت دارویی، پزشکی و بیمارستانی وجود دارد؟ آیا امنیت در ازدواج وجود دارد؟ آیا امنیت در طلاق و جدایی موجود هست؟ لطفا سوال ها و نظراتتان را برایم ارسال فرمایید! دیالوگ این هفته در ساعت 12:00 بوقت شیکاگو، 13:00 بوقت تورنتو و نیویورک، 21:30 بوقت تبریز، 18:00 بوقت انگلستان و 17:00 بوقت آلمان به روی آنتن خواهد رفت. انصافعلی هدایت تورنتو - کانادا 29 ژانویه 2018 hedayat222@yahoo.com
ويدئو: گوناز تی وی ۶ بهمن ۱۳۹۶ : برنامه هفته چهلم و یکم دیالوگ - بخش دوم مدیر برنامه: انصافعلی هدایت موضوع: ریشه ها و علل توهین و تحقیر ملل در ایران میهمانان برنامه: دکتر هوشنگ امیر احمدی یوسف عزیزی بنی طرف دکتر ماشاله رزمی ناصر کرمی برنامه دیالوگ، هر هفته روزهای شنبه، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون گوناز تی وی و بطور زنده پخش می شود
https://youtu.be/QwDMWIcru10
در مقدمه بحث، انصافعلی هدایت گفت: فرهنگ "ایران فارس" به بیماری "توهین و تحقیر ملل" مبتلا شده است که با آن ملل در یک سرزمین سیاسی به نام ایران زندگی می کند. در عین حالی که تورکان، عرب ها، بلوچ ها، تورکمنان، کردها و ... را شریک خود می داند و ایران را ملک مشاع همه این ملل می نامد اما منکر "ملت" بودن آن ملل بوده، آنان را "قوم" و "اقلیت فاقد حقوق" می نامد و مخالف حقوق انسانی آنان است. ایران فارس با زبان و هویت این ملل مخالفت کرده، به هر شکلی که بتواند، دشمنی خود با آنان را بطور علنی نشان می دهد.
این نوع روش و منش، به نگرش و جهان بینی ایران فارس بدل شده است. توهین و تحقیر دیگران به همه سلول های فکری، ادبی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی فارسیزم رسوخ کرده است. بررسی این معضل اجتماعی در ایران فارس را از هفته قبل آغاز کرده بودیم. این هفته نیز به این بحث ادامه می دهیم آقایان:
یوسف عزیزی بنی طرف: متفکر، نویسنده و روزنامه نگار عرب، یکی از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران
مهندس ناصر کرمی: از جناج راست پان ایرانیست ها، نویسنده وبسایت ها و متفکر دکتر هوشنگ امیراحمدی: متفکر، نویسنده، استاد دانشگاه در آمریکا و لابیست در ایران و در آمریکا دکتر ماشاءالله رزمی: نویسنده، محقق تاریخ و متخصص امور سیاسی ایران و خاورمیانه مهمانان برنامه هستند تا این مسئله را بیشتر موشکافی بکنیم. بحث بسیار جالبی در آمد که می توان مدعی شدف تغییری در نگرش ها هفته قبل دکتر هوشگ امیراحمدی رخ داده است و او بیشتر از گذشته به حقوق ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، گیلک و .. متمایل شده و می پذیرد که "توهین و تحقیر و دگر ستیزی" حداقل به "بیماری سیاسی" فارسیزم بدل شده است و باید برای برون رفت از آن کاری انجام داد.
ويدئو: گوناز تی وی ۶ بهمن ۱۳۹۶ : برنامه هفته چهلم و یکم دیالوگ - بخش اول مدیر برنامه: انصافعلی هدایت موضوع: ریشه ها و علل توهین و تحقیر ملل در ایران میهمانان برنامه: دکتر هوشنگ امیر احمدی یوسف عزیزی بنی طرف دکتر ماشاله رزمی ناصر کرمی برنامه دیالوگ، هر هفته روزهای شنبه، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون گوناز تی وی و بطور زنده پخش می شود
در مقدمه بحث، انصافعلی هدایت گفت: فرهنگ "ایران فارس" به بیماری "توهین و تحقیر ملل" مبتلا شده است که با آن ملل در یک سرزمین سیاسی به نام ایران زندگی می کند.
در عین حالی که تورکان، عرب ها، بلوچ ها، تورکمنان، کردها و ... را شریک خود می داند و ایران را ملک مشاع همه این ملل می نامد اما منکر "ملت" بودن آن ملل بوده، آنان را "قوم" و "اقلیت فاقد حقوق" می نامد و مخالف حقوق انسانی آنان است.
ایران فارس با زبان و هویت این ملل مخالفت کرده، به هر شکلی که بتواند، دشمنی خود با آنان را بطور علنی نشان می دهد.
این نوع روش و منش، به نگرش و جهان بینی ایران فارس بدل شده است.
توهین و تحقیر دیگران به همه سلول های فکری، ادبی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی فارسیزم رسوخ کرده است.
بررسی این معضل اجتماعی در ایران فارس را از هفته قبل آغاز کرده بودیم. این هفته نیز به این بحث ادامه می دهیم
آقایان:
یوسف عزیزی بنی طرف: متفکر، نویسنده و روزنامه نگار عرب، یکی از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران
مهندس ناصر کرمی: از جناج راست پان ایرانیست ها، نویسنده وبسایت ها و متفکر
دکتر هوشنگ امیراحمدی: متفکر، نویسنده، استاد دانشگاه در آمریکا و لابیست در ایران و در آمریکا
دکتر ماشاءالله رزمی: نویسنده، محقق تاریخ و متخصص امور سیاسی ایران و خاورمیانه
مهمانان برنامه هستند تا این مسئله را بیشتر موشکافی بکنیم.
بحث بسیار جالبی در آمد که می توان مدعی شدف تغییری در نگرش ها هفته قبل دکتر هوشگ امیراحمدی رخ داده است و او بیشتر از گذشته به حقوق ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، گیلک و .. متمایل شده و می پذیرد که "توهین و تحقیر و دگر ستیزی" حداقل به "بیماری سیاسی" فارسیزم بدل شده است و باید برای برون رفت از آن کاری انجام داد.