من از اسرائیل حمایت میکنم ... همچنین اسرائیل حق دارد که در دفاع از شهروندانش، به ایران حمله کرده، مراکز اتمی، نظامی، امنیتی، صنایع نظامی، خطوط و چاههای نفت و گاز، فرودگاهها و پادگانهای نظامی، ... را هدف قرار بدهد. چرا که گروههای طرفدار ایران، با استفاده از سلاحهایی که ایران در اختیار آنها گذاشته است، تعداد زیادی از اتباع اسرائیل را کشته و صدها تن را مجروح کرده است. انتقام، برقراری صلح مظفر، حق اسرائیل است انصافعلی هدایت
تا کنون، از کشور جعلی ایران، دو زن جایزه صلح نوبل گرفته اند.
اصالت هر دو زن؛ شیرین عبادی و نرگس محمدی تورک است.
عزیز سنجار؛ نوبل در بیولوژی مولکلی،
اورهان پامبوک؛ نوبل در ادبیات، تورکهایی از تورکیه هستند که جایزه نوبل را گرفته اند.
ما تورکها به همه اینهایی که نام تورکها را در میانملل دیگر پر آوازه کرده اند، افتخار میکنیم.
حتی اگر حس تعلق ملی به تورکها در بعضیها کمتر باشد.
این نشان میدهد که اگر تورکهای آزربایجان، قشقایی، تورکمن صحرا و ... مستقل از ایران و فارس ها بودند، بیش از اینها به جامعه جهانی و منطقه، انسانهای دارای ارزش های انسانی ارائه می کردند.
ولی استعمار ایرانی-فارس، دست و بال فرصتهای آزادی خلاقانه و عقل همه تورکها و دیگر ملل در ایران جعلی را بسته است.
چرا که سیستم فارسی-ایرانی، اکثریت مطلق مردمان را شستشوی مغزی داده و زبان فارسی هم عقل آنها را جامد کرده است.
اگر ملل غیر فارس از زیر ستم فارسها و ایران آزاد بشوند، تمامی استعداد آنها شکوفا شده، عقلشان به تولید خواهد پرداخت.
دیکتاتوریها، تنها آزادیها و حق انتخاب مردم را محدود نمیکنند، بلکه مهمترین ضرر دیکتاتوریها، ضایع کردن توانایی و آزادی عقلی انسانها و انحراف عقول از تولیدات و تفکر، به مصرف فرآورده های پروپاگاندای دیکتاتوری یا جستجوی راههای مبارزه با دیکتاتوری است.
لاتهای فارس، غریبکشی، پیرکشی و مهاجرکشی می کنند. خیلی دردناک است و من، نمیتوانم ویدئوی شکنجه پیرمرد افغانی را منتشر بکنم. پانفارسهای پانایرانیست، با چه هیجانی و افتخاری ویدئوی شکنجه یک پیرمرد افغانی، توسط لاتها و قمهکشها را منتشر می کنند. در هیچ سرزمینی چنینجنایتهایی را منتشر نمیکنند و از محکومیت جهانی میترسند اما در ایران همه ضد ارزشها، به ارزشهای قابل افتخار تبدیل شده است. اخلاق، انسانیت، قانون، حقوق بشر در ایران فارسزده بطور کامل مرده است. آیا با چنین ملتی می توان به دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت ملی امیدوار بود؟ انصافعلی هدایت
جمعیت ادعایی مهاجران افغانی، از جمعیت هفت استان بلوچ و فارس بیشتر است
نوشت:
جناب هدایت این مهاجرت نیست. این حمله و تهاجم فرهنگی و اقتصادی علیه شغل تورکها هست. نظر شما هم محترم هست ولی حمله به منتقدین مهاجرت به آزربایجان به نظرم خوب نیست.
نوشتم:
در بحث مهاجرا افغانها:
بیر - شما نباید به افغانها حمله بکنید. باید نوک تیز حمله شما، ایران، فارس و سیاستهای دولت فارس باشد.
ایکی- مگر افغانها از چند روز قبل شروع به مهاجرت کرده اند؟ از حدود پنجاه سال قبل و با اشغال افغانستان توسط روسها، مهاجرت دسته جمعی افغان ها آغاز شده است.
ائوچ - اگر افغانها از مرزهای رسمی وارد نشدهاند، آمار مهاجرت پنج یا ده میلیون افغانی را چگونه بدست آوردهاند؟
دُرد - چرا افغانها، بعد از حدود پنجاه سال مهاجرت، زندگی در صلح و گذر از ایران جعلی، ناگهان، به خطر و جنایتکار تبدیل شدند؟
بِش - چطور است که با قمه و شمشیر به افغانها جمله میشود ولی متهم افعانی مهاجر است؟ چرا مهاجمان دستگیر و مجازات نمی شوند؟ آیا مهاجران، نباید از جان و مال خود دفاع بکنند؟
آلتی- اگر پنج یا ده میلیون افغانی وارد ایران جعلی شدهاند، از کدام مرز وارد شدهاند؟
یئددی - آیا می دانید که بر اساس آمار ویکیپیدیا، جمعیت ده میلیونی مهاجر افغانی ادعایی، از جمعیت هفت استان بلوچستان(2.4 م)، هرمزگان (1.4 م)، خراسان جنوبی (600 ه) کرمان (2.7 م)، یزد (1م)، سمنان (600 ه) و قم (1.1 م) بیشتر است؟
سگگیز - آیا می توانید بفهمید که عملا، باید جمعیت بومی این هفت استان یا کوچ کرده بودند و یا از گرسنگی و قحطی مرده بودند و خانه های همه مردم به اشغال افغانها در آمده بود؟
دُققوز - آیا در این هفت استان، افغانها جنگ براه انداخته، ادارات را تسخیر کرده، دولت را بدست گرفته، زنان فارسها را در بین خودشان تقسیم کرده، فارسها را مجبور به فرار کرده یا دست به قتلعام زده اند؟
اُن - چند افغانی وارد آزربایجان شده و به این سرعت کار یافته و تورکها از کارشان اخراج شده اند؟ آمار از کجا بدست آمده است؟
اُنبیر - اگر مردم تورکیه، همین رفتار را با صدها هزار پناهنده و مقیم ایرانی در تورکیه بکنند، چه می کنید؟
اُنایکی - تسلیم سیل ترس و تبلیغاتی که رژیم می سازد تا شما را دوباره به شهروندان ایران تبدیل بکند تا برای ایران فارسها بجنگید، نشوید.
رئیس تروریستهای تحت امر و حمایت ارمنستان-ایران در قرهباغ دستگیر شد.
بزودی، آزربايجان او را تخلیه اطلاعاتی کرده، تمامی جنایتها و جنایتکاران ایران، ارمنستان و روسیه و تمامی دستهایی که در قتلعام ملت تورک دخیل بودند را بدست خواهد آورد.
نجات رژیم و تاسیس مجدد ایرانی متحد با ایجاد ترس مصنوعی از افغانها
ترس و وحشت، مهمترین ابزار شستشوی مغزی و خداحافظی با عقل، منطق و تسلیم در برابر قدرتی است که تصور می شود، می تواند، نجات دهنده از ترس باشد.
غافل از آن که خود آن که نجات دهنده فرض می شود، عامل ایجاد ترس است.
در حقیقت، ترسی در جهان خارج از ذهن ترسوها وجود ندارد. بلکه سیستم مدیریت ترسها و احساسات جمعی، آن ترس را ایجاد کرده است تا جامعه ترسو را کنترل و مدیریت بکند و از افراد و ملل گسسته از هم، یک انبوه، حتی ملت متحد بسازد.
آنها، از قبل، و در سال های آموزش مستقیم در مدارس و دانشگاهها و از طریق آموزش از رسانه ها، مواد لازم را در اذهان تودهها کاشتهاند و هر زمان که نیاز داشته باشند و اراده بکنند، مکانیزم لازم برای ایجاد ترس و کنترل ترسوهای شستشوی مغزی شده را بکار می اندازند.
پانفارسیسم، در سال های گذشته با انجام صدها تحقیق و سمینار، به این نتیجه رسیده بود که جوامع و ملل در ایران، به شکاف های عمیق و گسترده ای مبتلا شده اند و هیچ گروهی و ملتی، بطور جد، به همبستگی در ایران و در میان ایرانیان اهمیت قائل نیست و اعتقادی ندارد.
لذا پروژه ترمیم شکافهای اجتماعی را با کمترین هزینه ممکن و با استفاده از همهگیری ترس و وحشت را به اجرا گذاشتند.
آنها با ایجاد و تبلیغ اغراق آمیز هجوم افغانها و به مدد دهها هزار عوامل خود در شبکههای اجتماعی، با اخبار، ویدئوها، و با استفاده از لشکر فاطمیونی که از استخدام افغانیها تاسیس کرده بودند، ترس طبیعی را به جامعه تزریق کردند.
بعد از سالهای سال که در بین ملل در ایران و حتی در بین خود فارسها، گسستهای اجتماعی، عاطفی و ...عمق یافته بود، دستگاه شستشوی مغزی رژیم با ایجاد نوعی ترس و نگرانی از مهاجرت افغانها، توانست همه ملل غیرفارس و فارسها را به امنیت، نگرانی از اَغال شهر و وزنشان، به هستی در حول محور حفظ ایران پیوند زده و از همه آن پراکندهها، یک ملت بوجود بیاورد.
چه قدر احمقند فعالانی که خودشان را مغز سیاست و سیاسی می دانستند ولی، ترس از هجوم موهوم افغانها، پانایرانیسم دورنشان را آشکار کرد و منافع ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... را فدای ماندگاری ایران، حاگمیت پانفارسیسم کردند.
چه بسیار فعالان ساده تورک، عرب، بلوچ و .... فراموش کردند که در چهل سال گذشته، افغانها همیشه در حال گذر از ایران، بسمت اروپا بودند.
اغلب این افرادی که به ترس از افغانها دامن می زنند، دانسته و ندانسته در خدمت منافع پانفارسیسم و پانایرانیسم قرار دارند و به ملل غیرفارس خیانت می کنند.
آیا جنگ در بین فارسها و افغانها به نفع ملل غیرفارس نیست؟
آیا ملل غیر فارس، در هر نوع جنگ در بین فارسها با افغانها در کنار فارس ها خواهند ایستاد؟
چرا سیستم پروپاگاندا و شستشوی مغزی پانفارسها بکار افتاده تا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... را در دشمنی و جنگ احتمالی با افغانها، با فارسها همراه بکنند؟
چرا ملل و مردمان در ایران جعلی را از افغانها می ترسانند؟
چرا تمامی شبکههای اجتماعی بر علیه افغانیها تبلیغ می کنند؟
چرا تا دیروز، افغانهای پناهنده هیچ مشکلی در ایران جعلی ایجاد نمی کردند ولی ناگهان همه ورقها برگشت؟
چرا در همین بحبوحه، امام جمعه مشهد اعلام کرد که فارسها با افغانها از یک نژاد و خون هستند؟
چرا سیاستمداران فارس می خواهند افغانها را نرم کرده، از پاسخ خشن افغانها به جنایت هایی که فارسها در حق افغانها اعمال می کنند، منصرف بسازند؟
رابطه ترور در آنکارا با تروریسم ارمنی و پان ایرانیستها
انصافعلی هدایت نوشت:
من، تروریسم را محکوم می کنم. ...
هوشنگ امیراحمدی پانایرانیست ناراحت شده، پرسید:
"ارامنه کشی اذربایجان در ارتساخ را چطور؟"
هوشنگ امیراحمدی؛ طالشی مسخ شده بی هویتی است که سالی چند بار به جمهوری آزربایجان سفر کرده، با طالشی ها دیدار میکند. او می داند که تعداد اندکی طالشی در جمهوری تورک آزربایجان زندگی میکنند ولی دارای حقوق آموزش زبان طالشی هستند.
در حالیکه دهها میلیون تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... در ایران جعلی او، فاقد آن حقوق هستند.
هدایت در پاسخ سوال امیراحمدی نوشت:
من جایی به نام ارتساخ نمی شناسم. ارتش جمهوری آزربایجان تحت فرمان عالیجناب الهام علییئف، سرزمین تاریخی قرهباغ که در اشغال قوای ارمنی بود را آزاد کرد و تروریستها را از مرزهایش راند.
آزربایجان شمالی، بعد از آزادی سرزمینهایش، به ارمنی هایی که بدون داشتن مدارک شهروندی، توریستی یا اقامت در آزربايجان حضور داشتند را بین بازگشت به ارمنستان یا اخذ شهروندی و اقامت جمهوری آزربایجان مختار کرد.
آنگاه، هدایت پرسید:
شما ترور در آنکارا را محکوم می کنید یا نه؟
و یک سوال دیگر از همان پانایرانیست:
آیا شما، وحدت سرزمینی کشورها را قبول دارید یا تشکیل دولتهایی در داخل یک دولت را برسمیت می شناسید؟
من، عملیات تروریستی که در زیر نام دفاع از کردها، در آنکارا انجام گرفته است را غیر انسانی دانسته و محکوم می کنم.
چنین عملیاتهای تروریستی نمی تواند از پیشرفت سیاسی، اقتصادی تورکیه و تشکیل اتحادیه کشورهای تورک، همچنین توسعه و فنآوریهای نوین در تورکیه جلوگیری بکند.
ولی راه را برای سرکوب هر چه بیشتر تروریستها تا آخرین نفر و با توسل به پیشرفته ترین تجهیزان نظامی در آن سوی مرزهای تورکیه و جمهوری آزربایجان را باز و محق میکند.