Saturday, February 3, 2024

ایرانیان باستان، شعور تولید و حفاظت کتاب نداشته‌اند

 


ایرانیان باستان، شعور تولید و حفاظت کتاب نداشته‌اند

آیا امپراطوری‌های جهانگیر فارس‌ها، به سطحی از شعور و فکر، برای تولید یک کتاب یا کتابخانه نرسیده بوده‌اند؟


بیایید در پی این خبر و فیلم، ایران، کتاب و کتابخانه در ایران خیالی را با تبت مقایسه بکنیم.

اخیرا، چند خبر و فیلم مستند، در رابطه با کشف غیر منتظره یک کتابخانه‌ بسیار سری، پنهان و محافظت شده، در کشور "تبت" تهیه و منتشر شده است. 
می توانید، یکی از آن‌ مستندها را  در لینک زیر مشاهده بفرمایید.

آگاهیم که "تبت" کشوری کوهستانی، سرد و به بام بلند کره زمین معروف است.

تبت، سرزمینی بسیار نامساعد برای زندگی انسان‌هاست. لذا زاد و ولد و زندگی در تبت بسیار سخت و دشوار است.

باید همین دشواری‌ها، خود زندگی، خود انسان و تولیدات فکری و مادی انسان‌ها را نیز مقدس کرده باشد.

بخاطر همین شرایط سخت و دشوار، تعداد جمعیت تبت بسیار اندک است و در فقر شدید زندگی کرده‌اند و زندگی می کنند.

به نظر می رسد که به تبع تقدیس زندگی انسان در تبت یا در هر اجتماع دیگری، باید صرف عمر و هزینه برای تولید فکر، خط، تولید فکر کتابت، خود حرفه کتابت، کتابت از هر نوع و با هر موضوعی، تولید نسخه‌های زیادی از یک کتاب، تولید فکر  نگهداری کتاب و تاسیس کتابخانه‌ هم باید مقدس شده باشند.

 کتابت شامل هر نوع نوشتاری با هیروکلیف، خط میخی، نقاشی، گلی، سفالی، چوبی، پوستی، بافتنی، حکاکی و سنگ‌تراشی، کاغذی و ... می شده و می شود.

 تولید کتاب و کتابخانه‌ها در تبت و در آن شرایط و با آن نیروی انسانی فقیر،  و بخصوص تولید فکر ساخت و نگهداری کتابخانه های غیر علنی، سری، بسیار سری و بسیار محرمانه، (بسیار مهمتر از تولید و نگهداری سلاح اتمی) نیز باید مقدس و همچنین باید برای آن انسان‌های فقیر بسیار پر هزینه بوده باشد.

اگر یک جامعه، به سطحی از تمدن، مدنیت، شعور و آگاهی برسید که کتاب و کتابت را تقدیس بکند، آن جامعه نمی‌تواند از هزینه‌های بسیار زیاد برای ایجاد و حفط آثار متنوع تمدنی در رابطه با کتاب، کتابت و فکر خودداری بکند.

 در خبرها و فیلم‌های مستند منتشر شده، گفته می شود که در بالای کوه‌های بسیار بلند و سرد تبت، کتابخانه‌ای با بیش از هشتاد و چهار هزار مجلد کتاب قدیمی، خطی و دست‌نویس نادر پیدا شده است.

این کتاب‌ها، به چند زبان ملل آسیایی نوشته شده‌ و در کتابخانه‌ای پنهان در پشت دیوارهای یک معبد و در دل کوهستان پنهان شده بوده‌اند. 

 "کتابخانه ساکایا مانستری" چنان سری ساخته و سری نگه‌داری شده است که حتی دولتمردان تبت، چین کمونیست و روحانیان این معبد هم تصور می‌کرده‌اند که پشت دیوارهای معبد، صخره و کوه بوده باشد.

فکر ساخت کتابخانه معبد ساکایا سری، چنان آینده نگرانه و استراتژیک بوده است که این همه کتاب و آن کتابخانه را از چندین تهاجم خارجی و داخلی ویرانگر، در طی چندین قرن در امنیت نگه‌داشته است.

 از جمله، وقتی که در انقلاب فرهنگی دوره "مائو" در چین کمونیست، به آن معبد حمله کرده و آن را به همراه هر چیزی که در آن بود، به  آتش کشیدند و تخریب کردند، آن کتابخانه و ده‌ها هزار کتاب منحصر بفردش در امان ماندند.

این خبر و کشف ناگهانی این همه کتاب‌های قدیمی، این احتمال را افزایش داده است که تعداد بیستری از این نوع کتاب‌ها و کتابخانه ها در تبت (و احتمالا در دیگر نقاط آسیا) بوده باشد.

می‌دانیم که در طول تاریخ، فکر، خط، کتاب و کتابت، در تمامی فرهنگ‌ها تقدیش شده‌اند.

 حتی، خود خط، کتابت و کتاب یا به دین تبدیل شده‌اند و یا به بخش اصلی از دین رایج در جوامع بدل و تقدیس شده‌اند.

همچنین، شواهد تاریخی نشان می دهند که حاملان خط، کتاب و کتابت هم تقدیس می شده‌اند و تقدیس می‌شوند.

اسلام به عنوان یک دین و جهان‌بینی، به فکر و تفکر، به قلم، به کتاب و کتابت، و به خواندن متون، هم احترام گذاشته و هم آن‌ها را چنان به اوج برده که به آن‌ها قسم خورده یا بر اهمیت آن‌ها تاکید بسیار عجیبی کرده است.

مثلا در قرآن، کلمه "کتاب و کتابت" 232 بار، "عقل و تعقل" 49 بار، "فکر و تفکر" 19 بار، "قلم" 2 بار، و "سطر" یک بار ذکر شده‌اند که حکایت از تقدس آن‌ها در اسلام است. در مقابل بر "صلاة" فقط 65 بار تاکید شده است.

 یعنی، در محضر قرآن و الله، نماز در مقابله با کتاب و کتابت ارزش چندانی ندارد. 

از نوادر قرآن آن است که قرآن، تنها دو بار به سرزنش افراد مرتبط با کتاب و کتابت پرداخته است. 
آن‌ هم مزمت کتابدارانی بوده است که به اوج تخصص منحصر بفرد کتابت و کتابخوانی دسته یافته اما متفکر نشده‌اند.
چرا که آن متخصصان، در متن همان تخصص، آموخته‌ها و مکتسبات نسل‌های قبل از خودشان جامد شده‌اند.

 یعنی، قرآن آن افرادی را سرزنش می کند که نوآوری نداشته و تقلیدگر قدما و نگرش نسل‌های قبل از خودشان بوده اند و نمی توانسته‌اند، دایره محدود افکار قدیمی‌ها را بشکنند و از نظر فکری، دوباره متولد بشوند. 

اگر هر ملتی، به سطحی از فکر، تمدن و مدنیت برسد که بتواند فکر جدیدی یا نوعی از خط و فکر تولید کتاب تولید بکند، آن ملت، به راه حل هایی برای نگهداری و محافظت از آن‌ دستاوردهای تمدنی خود هم خواهد رسید.

 چنان تمدنی، حتما به فکر تکثیر تولیدات فکری، کتاب‌ها و دیگر تولیدات مادی و ملموس و همچنین محافظت از آن‌ها در مقابل دشمنان تمدن و مدنیت هم به راه‌حل‌هایی خواهد رسید.
 
نمی توان تصور کرد؛ ملتی در یکی-دو هزار سال قبل، دارای تمدن و مدنیتی درخشان از مجموعه‌های افکار، کتاب‌ها، مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها بوده است اما در همان حال، فکرش چنان بسته و محدود بوده است که نتوانسته به آن سطح از تفکر برسد که بتواند به تکثیر آن‌ها پرداخته و از آن‌ها محافظت بکند.

یعنی غیر ممکن است که چنان تمدن و مدنیتی وجود داشته باشد ولی درک نکرده باشد که افکار، خط و  کتاب‌های تولید شده‌اش بسیار مقدس هستند و باید از آن‌ها در مقابل دشمنان خارجی و مخالفان و مرتجعان خودی محافظت کرد.
 الا این که تصور بکنیم؛ آن‌ها چنان ساده و احمق بوده‌اند که با جنگ، خونریزی، غارت و ... آشنا نبوده‌اند. 

چنین جامعه‌ای هم نمی توانسته به چنان سطحی از رشد فکری، تمدنی و مدنی دست یافته، فکر، کتابت و کتاب تولید کرده باشد.

همین طور، بسیار عجیب خواهد بود که چنان تمدنی، چرا نتوانسته به تولید نسخ زیاد از افکار و کتاب‌هایش اقدام بکند؟

 چرا آن‌ها نتوانسته‌اند برای روز مبادا، نسخه‌هایی از آن افکار و کتاب ها را در بناهای سری محافظت بکنند؟

در این مستند ویدئوئی شاهد می‌شویم که هلاکوخان مغول، دستور جمع آوری و نگهداری از آن مجموعه کتاب‌‌ها را داده است.

در پی حمایت‌های همه جانبه مغول‌ها، تبتی‌ها که به سطحی از شعور تولید فکر، کتاب و کتابت رسیده اند، دشمنی با کتاب و فکر را هم محاسبه کرده بوده‌اند.

تبتی ها برای حل این مشکل و حفظ کتاب‌ها برای نسل‌های آینده، احتمالا از هر کتاب، چند نسخه را در کتابخانه‌های بسیار سری تحت نظر رهبران دینی نگه می‌داشته‌اند.

آن رهبران و استراتژیست‌های فکری و آینده‌نگر، احتمالا خود کتابت و کتاب را دین فرض می کرده اند و پنهان کردن تعدادی از آن‌ها را هم واجب دینی می‌دانسته‌اند تا در صورت دستیابی دشمنان به یک یا چند کتابخانه، حداقل، یکی از کتابخانه‌ها ایمن بماند.

 پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست‌ها  ادعا می کنند که  در یکی- دو هزار سال قبل، دارای تمدن، مدنیت، فکر، کتاب، کتابت، مدرسه و دانشگاه، بوده‌اند.

 آیا اجداد فارس‌ها و خود ایرانی پندارها، به سطحی از شعور و  درک احتمالات و خطرها نرسیده بودند تا از هر کتاب، چند نسخه را در کتاب‌خانه‌های سری، از حملات دشمنان احتمالی پنهان بکنند و برای نسل‌های تشنه بعدی فارس زبان‌ها نگهداری بکنند؟

لازم است بدانیم که در تمامی فرهنگ ها، تمدن‌ها و اجتماعات بشری گذشته که به سطحی از آگاهی، شعور و توانایی دستیابی به تولید فکر، تولید نوعی از خط و تولید کتاب رسیده بودند، لابد به سطحی از فکر آموزش آن خط، نوشتن، تکثیر، نگهداری و محافظت از آن کالای بسیار گران قیمت و نایاب هم رسیده بوده‌اند.

آن کالا به قدری گران‌قیمت بوده که برای تولید آن، نه تنها طلا که عمرها و جان‌ها داده می شده است.

این خطوط و کسانی که بتوانند آن‌ها را نوشته و بخوانند، افرادی مقدس، فهیم و حتی استراتژیست می بوده‌اند.

نمی توان تصور کرد که یک جامعه‌ای به سطحی از شعور و توانایی تولید فکر، خط برای ثبت آن افکار، به تکنولوژی تولید و تکثیر کتابت رسیده‌ باشد اما و در عین حال، به سطحی از فکر نرسیده باشد و نداند که باید کتاب‌ها را در چند لایه غیر قابل دسترس و پنهان نگهداری کرد.

خود تولید کننده خط و نگهداری از کتابت، عین دین بوده و هزینه برای آن‌ها و کشته شدن در راه آن‌ها از بالاترین نوع افتخار در راه منافع آن اجتماع بوده است.

بحث را با چند سوال خاتمه بدهیم: 
آیا ایرانی ها (فارس‌زبان‌های مدعی تمدن، کتابت، آموزش، مدرسه، دانشگاه و کتابخانه‌های گسترده در ایران خیالی) برای حفظ آن همه میراث تمدنی خیالی، راه حلی پیدا نکرده بوده‌اند؟

چرا هیچ کتابی، چه به صورت تکی، چه کتابخانه‌ای، از حفریات موسسات دولتی، خارجی‌ها و قاچاقچیان آثار تاریخی بدست نیامده است؟ در حالی که سراسر ایران جدید را شخم زده اند.

آیا ایرانی‌های فارس، به آن سطح از درک وشعور نرسیده بوده‌اند که دارایی‌های فردی خود مانند طلا، نقره، روی و مس را برای مقابله با هر احتمالی پنهان می کرده‌اند ولی دارایی مذهبی، دینی و ارزشمند خود، چون آثار مکتوب و خطی خودشان را پنهان نمی‌کرده اند؟
شما تعجب نمی‌کنید؟
چه نتیجه‌ای گرفتید؟

انصافعلی هدایت














بیر تکلیفی دوشونه‌لیم

 


بیر تکلیفی دوشونه‌لیم


گوزل بیری، ضریفجه‌سینه یازدی:

ایکی "پان"؛ پانفارس-پان‌ایرانیست ییرینه، بیرین پانفارس، بیرین‌ ده ایرانشهر یازسان داها گوزل اولار.


سوزو دوشونه‌رک یازدیم:

 پانین آنلامی، آزدا اولسا، آچیلمیش، آمما ایرانشهرینین آنلامی منه آیدین دئییل. 

بیر یالان گورونو سالیبلار دیللره. اوزله‌ری ده بیلمیر نه‌دیر، بو ایرانشهرلیک.

 بیرده، فارس، همن ایران دیر، ایران ایسه فارس. بونو آنلامیشیق. 

ایران-شهر فارس اولارمی؟

دوشونه‌لیم.

منده دوشونوم. 


انصافعلی هدایت


Thursday, February 1, 2024

فارسلار، فارسلیق و خورافه‌لر


فارسلار، فارسلیق و خورافه‌لر


سوردو:


 سیز نیه عربلری مودافیعه ادیرسیز؟ عرلر بیزیم باشیمیزا گول ووروبلار؟ عربلردن، بیز تورکلره یئتیشن جهالت و خورافات دیر. بئله، میللتیمیز عرب دینی سایه‌سینده جاهیللشیبلر کی اوز تورک کیملیکلرینه بئله دوشمان اولوبلار. ایندی گونئی آزربایجانین بوتون شهرلرینده هر کیمه تورکلویوموزدن‌ دانیشاندا، ایلک ائله دیندارلار بیزه پان تورک دئییز.

 لوطن منیم یورومومو سیلمئیین.


جاوابلادیم:


 یوخ دوستوم، سیلمم. هله کی سیز بیر ادبلی اینتیقادلا یاناشمیسیز. 

 من، بو یازی‌دا عربلری‌ ساوونمامیشام. فارسلارین یالانلارین آچیقلامیشام. 

سیز، نه‌دن، فارسلارین پاسینین‌ آچیلماسیندان‌ راحاتسیز اولموسوز؟ منیده عرب‌لره باغلامیسیز؟ 

خورافات، هر توپلومدا وار. اولاجاق‌ دا. خرافات عربلرده، فارس شیعه‌لیگیندن، مین پای آز دیر. 

مثلن: عربلر، رسول اللهین‌ شریف مزارین، ایماملارین، صحابه‌لرین، و ... قبیرله‌رین زیارت اتمز، زیارتینه‌ده ایذین وئرمز، اولولردن شفا ایسته‌مز، اونلارا نذیر نیاز اتمزلر.

عربلر، اینسانلاری آللاهین‌ یئرینه‌ قویمانی کوفور بیلرلر. عربلرده موسیقی، رقص آزاد دیر.


 او حالدا کی  فارس دین و شیعه‌لیگینده، ایماملاری، ایمامزاده‌لری، حتی جمکران قویوسون بئله آللاهدان‌ اوستون توتور. اونلاردان شفا ایستیرلر.


فارس شیعه لیگینده، ایر فارس شیعه‌سی، بیریئسل و توپلومسال گوناهلاری و حاقسیزلئقلاری ادرسه، حوسین حضرتله‌رینه‌ آغلاماقلا‌، باغیشلانیر. 

بودا هر تورلو گوناها، اوغورلوقا، جینایته، ایختیلاصا، میللت‌لرین ملی حاقلارین دانماغا، اونلارا یاپای (مصنوعیو) کیملیک وئرمه‌یه ایذین ویریر. ظولوم و سیتم ادیر. 

سون چاغدا، جننتی ساتماغا بئله باشلامیشلار.


دوستوم، فارس‌لار، بیزیم حاکیمییتیمیزی، دوولتمیزی، توپراقیمیزی، تاریخیمیزی و ...  دانیرلار.

فارس‌لارین یالانلارین آچماق، تورکلرین بئینین ایرانچیلیق و فارس شیعه لیگیندن قورتارماق دئمک دیر.


انصافعلی هدایت







نقد یک دروغ تاریخی-فارسی ساخته


نقد یک دروغ تاریخی-فارسی ساخته

یک خانم تحصیل کرده (احیانا فارس)، با سوز و گداز و با  استناد به تاریخ پر از دروغ‌های پانفارس‌های پان‌ایرانیست، در باره تاریخ کلمه "عجم" توضیح می‌دهد.
می گوید: وقتی "قطیبه"؛ فرمانده سپاه عرب، "خوارزم" را تسخیر کرد، روز سوم، همه مردم شهر را در میدان شهر جمع کرد. سپس چهار هزار نفر از فضلای شهر را جدا کرده، سر برید و گفت؛ اگر از این به بعد کسی به فارسی صحبت بکند، زبانش را از بیخ ببرند. مردم از آن روز یا با هم حرف نمی زدند و یا با ایما و اشاره صحبت می کردند. از آن روز، به ایرانی‌ها عجم می گویند. عجم یعنی "گنگ". و چنین شد که به ایرانی‌ها لقب عجم داده شد.

کشف دروع‌ها:

مراد عرب‌ها از دو کلمه "عرب" و "عجم"، تفکیک اجتماعی و جامعه شناسانه است. در جانعه شناسی عرب‌های گذشته تاریخی، به همه افراد و اجتماعات غیر عرب‌، لهجه‌های عربی مخلوط با زبان‌های دیگر، همچنین خطوط غیر عربی، از کلمه "عجم" و "اجم" می گوید.

یعنی، مراد عرب از عجم، تمامی مردمان نه تنها فارس‌ها که مردمان مالزی، اندونزی، آفریقایی‌ها و ... هم هستند.

فهم ایرانی‌ها از جامعه شناسی عرب‌، درکی اشتباه، نژادپرستانه و خود حقیر پندارانه است.

لطفا، به ترکیب "خوارزم را تسخیر کرد" دقت بکنید. 

تصور تاریخ نویس و جاعل تاریخ پانفارس پان‌ایرانیست از "خوارزم" یک شهر به "معنی جدید" است. 

چرا که فارس‌ها، تاریخ حمله عرب، به این منطقه را جدیدا و در دوره رواج شهرنشینی و شهرها، با مفهوم جدید نوشته‌اند.

 ایرانسهری‌های متوهم، مفهوم شهر خوارزم را بشکل شهر جدید در دوران نیمه دوم قرن بیستم می بینند که در آن‌ها چند صدهزار یا چند میلیون نفر زندگی می کنند. 

تاریخ-رمان نویس ایرانی فراموش می کند که تا شصت سال قبل، بیش از هشتاد درصد جمعیت در آسیا، در روستاها ساکن بوده یا کوچ رو بوده‌اند.

تصور دروغ پردازی ایرانی آن است که شهری به نام خوارزم، با "میدان بسیار بزرگ" وجود داشته است که تمامی مردمان شهر را در خود جای می داده است.

 حتی در قرن بیست و یکم هم چنان میدان وسیعی که همه اهالی یک شهر در آن جمع بشوند، وجود ندارد. چه برسد به شهرهای قدیمی که اغلب هم در داخل حصارهایی محصور بوده‌اند. 

تصور غلط ایران از روند شهرنشینی، نتیجه غلط داده است.

همچنین تاریخ-رمان نویس پانفارس پان‌ایرانیست آن‌چنان جاهل است که نمی‌داند خوارزم نام یک شهر نیست. بلکه نام یک منطقه بسیار گستره چغرافیایی با چند شهر و روستا است.

همچنین رمان-تاریخ نویس فارسزده نمی داند که منطقه وسیع خوارزم در ایران یا در نزدیکی ایران (جدیدا متولد شده) نیست و در وسعت ازبکستان و تورکمنستان پهن شده است.

دروغ دیگر نویسندگان بیشعور ایرانی، در باره تعداد جمعیت خوارزم است. جمعبت فعلی سراسر منطقه خوارزم در دو کشور تورک، کمتر از  دو میلیون نفر است. 

چطور می توان شهری به این بزرگی، در حدود هزار و سیصد سال قبل تصور کرد که چهار هزار انسان فاضل را از دیگر فضلا جدا کرده و سربرید‌ه‌اند.

آیا در تهران‌چند میلیونی کنونی، چهار هزار انسان فاضل وجود دارد که در  خوارزم قدیم وجود داشته باشد؟
 
آیا متوجه هستید که چهار هزار انسان فاضل، به چهار هزار خانه با خانواده‌های گسترده آن زمان ختم می شود که حداقل، نیم میلیون تا یک میلیون انسان را شامل می شود؟

 چرا، فرمانده عرب که می خواهد آن‌ها را به مسلمانی تشویق بکند، چهار هزار انسان فاضلی که تسلیم شده و اهل جنگ نیستند، جزیه و مالیات خواهند داد، مسلمان خواهند شد را بکشد؟
 مگر خوارزمی‌ها، بعد از دادن کشته‌ در جنگ تسلیم نشده اند؟

 جاعل فارسزده ایرانی، در ذهن بیمار خود، تصور می کند که  مردم خوارزم، فارس و فارسی زبان بوده‌اند.

چرا فرمانده عرب، از مردم تورک و تورک زبان منطقه خوارزم بخواهند که دیگر بفارسی صحبت نکنند؟

چرا که رمان نویسان ایرانی، نمی‌دانند که مردمان منطفه خوارزم تورک زبان بوده‌اند و هستند.

 اگر مردم خوارزم با هم صحبت نمی کردند، چگونه می توانستند اسلام را بپذیرند؟ فلسفه اسلامی تولید بکنند؟

مگر می‌توان و ممکن است که با تهدید، ترس و اجبار، مردمانی را در یک لحظه، از یک زبان، فرهنگ و تاریخ بریده، به زبان دیگر کوچ داد؟

حتی کوچ جغرافیایی هم با این سرعت ممکن نیست.
آیا تغییر زبانی بدون آموزش زبانی ممکن است؟

اگر در نگرش پان‌ایرانیستی مسموم، قرار شده است که مردم خوارزم فقط عربی را یاد گرفته و صحبت بکنند، زبان خودشان را فراموش بکنند، چرا زبان مردم خوارزم، عربی نشده است و توکری مانده است؟

چرا زبان ملی تورک مردمان خوارزم فراموش نشده است؟

به چه علت پانفارس‌های پان‌ایرانیست فکر می کنند که خوارزمی‌ها فارس بوده اند؟ 

ایرانی‌ها، بر روی" ایرانی بودن" مردمان برخی از کشورهای همسایه تاکید می کنند. 
آن‌ها باید روشن بکنند که چه کسانی، با چه مشخصات و تعریفی از ایرانیت، در هنگام حمله عرب‌ها به خوارزم، ایرانی بوده‌اند و یا خودشان را ایرانی می دانسته‌اند؟

ایران، یک واژه سیاسی بسیار جدید است که نمی‌توانسته در گذشته و تاریخ وجود داشته باشد. 

در تاریخ و جغرافیای آسیا، هیچ سرزمینی، کوهی، دشتی، دره ای، جنگلی، روستایی، شهری به نام ایران وجود نداشته است.

می توان از مردمانی با صفت خوارزم و خوارزمی سخن گفت. چرا که خوارزم نام یک منطقه جغرافیایی است و می توان جمعیت ان منطقه را خوارزمی نامید. 

ولی جغرافیایی که ایران نامیده بشود و بتوان مردمان آن را ایرانی نامید و آن مردمان خودشان را ایرانی تعریف بکنند، وجود نداشته است.

همه این دروغ‌ها و تلاش‌های پان ایرانیست‌ها، جهت ساختن شناسنامه جعلی برای ایران جدیدی است که هنوز نود ساله نشده است.

 البته کلمه جدید ایران، مفاومی جعرافیایی نیست بلکه نام سیستم حاکمیتی و سیاسی حاکم بر این جغرافیا است که با تغییر نام منطقه از ایران به تورکوستان یا هر نام دیگر، از بین خواهد رفت و اثری از آن جز در کتاب‌های جعلی  که بر اساس ترس، رشوت، طمع و پول نوشته شده اند، نخواهد ماند.

انصافعلی هدایت
















Wednesday, January 31, 2024

محکوم و ایشغال اولونموش میللت لرین دورومو

 


محکوم و ایشغال اولونموش میللت لرین دورومو

ایشغال، قورخو، دیلنچیلیک و اردم‌لرین توپلومداکی یئرلری

یازدی:
سالام لار سایقی لار هیدایت بئی : اولای لاری چوخ دوغرو و دوزگون ایضاح ائدیب سینیز ، سیزه تشککور ائدیرم ، آمما مسئله نین بیر اوزون یازئب سینیز و اصلی و پرابلم لی اوزوندن واز کئچیب سینیز ! تورکلرین اثاث پرابلمی کولتور و اخلاق‌لارین‌دا دیر کی بیر بیری ایلن اجتیماعی روابیط لرین‌ده چوخ پیس و اخلاق سیز و تربیه سیز و حرمت سیز داورانیرلار ، و ایکنجی سی تورکلرده ظرفیت دوزوم منطیق تفاهوم تعامول انتقاد پذیری دیالوگ حورمت احترام یوخ دور ! اصلین ده تورکلرده نمونه اوچون تکجه بیر موثبت (مثبت) حوسن (حسُن ) یوخدور ! عکسینه یاخشی چوخلو منفی و پیس پیس خصوصیات وارلاریدی ، و بو منفی صیفت‌لر تورکلرین میللی بیرلشمه‌سینه و هیملیک‌اینه ان بویوک مانع دیر.

یازدیم:

دوستوم،
سیز بویوران سوزلر دوغرو دور. ایسته‌میریم کی توپلوموموزون اوزو قارالیقلارینین اوستون اورتم. پیسلیک‌لری اورت باس اتمک، هر کسه و توم توپلوما ضرردن سئوای بیر شئی وئرمز.

بونلان بئله، بیر چوخ شئی‌لر، بیر میللتین ایچینده، سئویملی، ایستکلی و اردملیک‌له‌رین جوجرمه‌سینه-گوللنمه‌سینه یئر سالار. 

او یئر حاضر اولمازسا، او اردملیک‌لر فیلیزله‌نیب، بار وئرمزلر. چون شورلوقدا، هئچ بیر شئی گویه‌رمز.

اولاناقلی باخارسلق، اردملیک و اخلاقلی ببر  توپلومون یارانماسی اوچون، ایستیقلالی (باغیمسیرلیقی)، وارلیلیقی (ریفاهی)، اینانجی، دوولتی، ائوز گوونی، امین آمانلیقی ایله قورخمامازلیقی (قورخودا یاشاماماقی)، دینی، اخلاقی و دیلی کیمی قاوراملار لازیم دیر.

بو ده‌یرلی قاوراملارین قارشیسیندا دوران پیسلیک قاوراملار؛ سومورگه‌له‌شمک، کاسیبلیق-یوخسوللوق، کوفر-اینانج یوخسونلوقو، میللی روحسوزلوق، دوولتسیزلیک- حاکیمییت‌سیزلیک، ائوز گوونسیزلیک، قورخو-قورخاقلیق، دین‌ده باغلیلیق (دینده تقلید)، اخلاقسیزلیق (اردمسیزلیک)  هابئله دیلسیزلیک کیمی قونولاری قویماق اولار.

گوزل، ایستکلی و توپلوپون چیخارلارینین اولماسی ائوچون، توپلومدا او پیسلیک‌لر اولمامالی دیرلار.

 بو ایکی دسته قاوراملاردان هانکیسی اولورسا، او بیریسی یوخ اولار. 

چون، بو ایکی موثبت و منفی قاوراملار، ایشیق ایله قارانلیق کیمی دیرلر. بیری اورتایا چیخیرسا، اوبیریسی، اورتادا اولابیلمز. بونلار قارشی دوروملار و قاوراملار دیر.

بیرده، هر دسته‌نین ایچینده کی قاوراملارین هامیسی، بیر زاماندا و بیر بیرینه باغلی و ال اله وئره‌رک اورتادا گورونرلر. یانی، اونلار بیربیرله‌رینه باغلی زنجیر حلقه‌لری کیمی دیرلر. هر سالخیمین هامیسی بیرلیکده، یادا بیربیرینین آرخاسیجا اورتایا چیخارلار.

یئر، زامان و توپلوم، اویقون شرطلرده اولورسالار، بو ایکی بوقچالی قاوراملارین هر بیرینه اوزل مئیدان یارانار. 

هر بیر بوقچاداکی قاوراملارین هامیسی بیرلیکده مئیدان تاپیب، آتلارین چاپارلار. یادا هامیسی بیر بیرینین آرخاسیجا یوخ اولماق زوروندا قالارلار و یئرله‌رین، قارشیلارینداکی قاوراملارا ویریرلر.

یانی، هر توپلومدا، بیر قاورامین یاواش یاواش گوجله‌نمه‌سی ایله، قارشی و ضید قاوراملارین  یاواش یاواش گوجله‌نمه‌سین گوروروز. 

بونلارین آچیقلاماسینا باشلامادان اونجه، سورمالئیق؛ بیر توپلومون باشینا هانکی اویون گله‌ر کی پیس و منفی قاوراملارین دورومونا دوشه‌ر؟ 
نییه او دورومدان چیخاماز؟
 نییه او دورومدان قورتارماسی زور اولار؟

او زامان کی بیر توپلوم، توم ساحه‌لرده ان زیروه‌‌ده و گوجلو اولور، او توپلومون، توپلومون بیرئی‌لری‌نین اوز گوونی اولور، اوردوسو اولور، وارلی-ماللی اولور، دوشمن‌لرینین جانینا قورخو سالمئش اولور، و ... اوندان دولایی‌دا موثبت توپلومسال قاوراملاری یاشار.

ایر او توپاوم تهلوکه حیس اتمزسه، اوردوسو‌ ساواشا حاضیر اولمازسا، ساواشا حاضئرلیقی آرادان گئدرسه، هر شرطده صولحو ساواشدان اوستون توتارسا، پول-مال توپلاماقی اردمله‌رین اوستونده سایارسا، یالان‌لار و تغللوب‌لر باش آلیب گئدرسه، قوروملار و بیرئی‌لر ایشله‌رین دوغرو دوزگون یاپمازلارسا، توپلوم و بیرئی‌لر پیسلئقلاری گورمه‌دیم توتارلارسا، و ... پیس و منفی قاوراملار حاکیم اولار.

کوتو قاوراملار حوکم سوررکن، اوغورلوقلار باشلار، فساد باشلار، هر ساحه‌ده پیسلیک‌لر باشلار، اخلاق و اردملر آرادان گئدر، اینسانلیق قییمتدن دوشر، شرف-ناموس، اوز گوون، آزادلیق‌لار، گوزللیک‌لر و ... محو اولار. 

او زامان بو سورج هیز بولوبان، توپلومون زورلولوقونا چئوریلیر کی توپلومون اونده گئدنلری سس‌سیز قالیر، الیت‌لری، دوشونجه صاحیبله‌ری توپلومون اونملی و موثبت قاوراملارینین گیری گئتمه‌سینه ایلتیفات امزلر، دوشونورلر توپلومون منفی یونده یورومه‌سینه گوز یومارلار یادا گورور آمما توپلومولا لیدرالرین اوزونه چالمازلار.

اوندا دا او توپلوم، ایچی-ایچدن بوشالیر یادا اشیکدن گلن قورخویا، دوشمه‌نه، رقیبه تسلیم اولور، داغئلیب، گئدر.

ایر بیر توپلوم قورخویا، رقیبه یا دوشمنه تسلیم اولورسا، او دئمک دیر کی او توپلوم، بوتونلوبونده اوزون آشاغا، رقیب یا دوشمنی اوستون یادا اونلاری داها لاییق گورور. بئله‌لیک‌له ایشغالا بویون اییر.

ایر بیرئی‌لر و توپلوم، هر نه‌دن دولایی ایشغالا قارشی آیاقلانمازسالار، ایشغالا قارشی اولومو و اولدورمه‌نی قبول اتمز یاشامازلارسا، ایشغال سورجی هیزلی اولاراق منفی دئییشیمله‌ری یارادیر و اویقولار.

 ایشغالین ان اونملی سورجی، توپلومون و بیریله‌رین بئیینله‌رینین ایشغال اولونماسی و یئخانماسی دیر.

اوزللیک‌له توپلومون و بیرئی‌لرین بئیین‌لری ایشغال اولور-یئخانیرسا، پیس قاوراملارا یونه‌لیک بیر سورج باشلار و او توپلوم، هر گون، گوزللیک‌لردن، پیسلیکله‌ره گئری‌لر.
 
ایشغالچی گوج، ایشغالی باشلارکن، گوجونه دایاناراق، بیر سورو آداملاری، همده توپلومون گوزو اونونده اولدورور. 

ایشغالچیلار، تسلیم و سینمیش توپلومدا، اولوم، ایشکنجه، حبس قورخوسون یارادیر، یایئر و اونلارین ذهین‌له‌رینه پومپالار. قورخونو داها درنلش‌دیریر. بو یول، هر تورلو تسلیم و قبوللانماق اوچون لازیم دیر.
تا کی ایشغالچی، ایشغال اولموش توپلومون، اونون بیرئی‌له‌رینین ایچ دیره‌نیشین، دوشونجه دیره‌نیشین، ایراده‌ دیره‌نیشین ازیب، سیندیریر.

ایشغالچی ایستیر، سینمیش توپلومون و بیرئی‌لرینین روحونا-جانینا، قورخونو، ان کیچیک ذرره‌له‌رینه دک ایشله‌سین.

اونون ایچین ده، داییم مغلوب توپلومو قورخودا ساخلار. اونلارین هر تورلو وارلیقلاری ایله مزاح ادر. اونلارا گولر. اونلارین کیملیک‌له‌رین تحقیر ادر. اونلارین اینسانلیقلارین لاغا قویار. دیل‌لرین کوتولر. تاریخ‌لرین دانار و پیس‌لر. اینسانلیقلارین آشاغالار. اونلارا حئیوان آدی وئریر. اونلارلا، حئیوان کیمی ایمیش‌لر دییه داورانیر.
 
لاغا قویولان توپلوم‌لا بیرئی‌لر، داها اوزون ساوونابیلمز یادا ساوونماسی چوخ زور اولور. او بیرئی‌لر و توپلوم ساواشا‌بیلمز. ساواش گوجو اولماز. 

بیرئی‌لر، امین امان‌دا قالماق اوچون دوشمنه-ایشغالچینین اوردوسونا، سیستیمینه، محکه‌مه‌سینه، ایداره‌له‌رینه و ... قوشولار.

او بیرئی‌لر، ایشعالچینین قوللوقچوسونا چئوریلر. دوشمانلا بیرلیکده، اوز میللتین، ائوز توپلومون، اوز اینسانلارین، اوز دیلین، مدنییت‌لرین، اویقارلیقلارین، تاریخین، گئچمیش‌لرین، دوشونجه‌لرین، و ... تحقیر ادر.

 دوشمان-ایشفالچی‌لار، اونلارا گولدوکجه، اونلاری تحقیر اتدیکجه، اونلارا توهین اتدیکجه، اودا عاینی‌سینی اوزونه و توپلومونا یاپار.
 
ایش اورادک اوزانا بیلیر کی او بیرئی، او آشاغالامالاری، او توهینله‌ری، او اله سالمالاری، دوغال تاپار.

 او بیرئی، ایشغالچی دوشمانین آشاغالایئجی ایشله‌رین حقوقی-آخلاقی یوروملار. او ایشله‌ری، اوزونه و ایشفالچیلارا بیر حاق تانیر.

بئله بیر ارکک یا خانیم، هر گولدوکجه، تحقیر اولدوقجا یا تحقیره شاهید اولدوقدا، توهین ادر یا اشیدرسه، اوزون و توپلومونون اسگیک اولدوغونا داها بیر آز چوخ اینانار. 

او اوزدن ده، هر ساحه‌ده، اوزون و میللتین گوناهکار تاپار،  محکوم ادر. نئجه کی اوزونون و توپلومونون لیاقتسیزلیگینه داها دریندن اینانار. 

میثال ائوچون، ایسپانیانین ایشغال ائگتدیگی توپراقلارا باخالیم. خاچلی ایسپانلار، گوجلو ایسلام خلافه‌تینه زور گلدیلر. "آندولوس"و ایشغال اتدیلر.

ایشغال ادرکن، قئردیقلارین، قئریب، قالانلارا "یا جهنم اولون بو توپراقلاردان گئدین یادا ایسلامی ترک ادیب مسیحی اولون" دئدی‌لر.

قاچابیلن‌لر، وار یوخلارین، مال مولک‌لرین، کوک‌لرین، تاریخ‌لرین و ... قویوب قاچدیلار.

 وطن‌لرین یوخ، جانلارین قورتاردیلار. دیری قالدیلار. ایر او یاشاما، دیریلیک دئمک اولورسا.

قالانلار، مین اومود ایله قالدیلار آمما اونلارین گونله‌ری داها قارانلیق اولدو. 

آندولوسلو موسلمانلار، دینله‌رین دئییشدیریب کریستییان اولماق زوروندا قالدیلار. آدلارین دئییشدیلر. دیل‌لرین دانئب، ایسپان دیلینه گئچدی‌لر. اوزله‌رین، گئچمیش‌لرین، تاریخ‌لرین و توم کیملیک‌لرینه آرخالارین چئویردی‌لر.

ایسپانلارین ایسته‌یی، گوسترگه‌سی و ایراده‌سی یونونده، اینسانلیقلارین ترک ادیب، دانیب، یئنی بیر اینسان وارلیقی اولماقا چالئشدیلار‌. اولابیلسه‌لر البت. بونلان بئله، نه اونجه‌ کی اینسان قاردیلار، نه ده ایسپانلارین ایسته دیگی وارلیق اولابیلدی‌لر.

 داها اونلاردان بیر ده "ابن رشد" کیمی فیلسوف چئخمادی. فیکیر، دوشونجه، فلسفه، منطیق و علم‌لر ده ایشغال آلتیندا توکه‌نر. داها بیر ده توره‌مز یادا چوخ چتین بیتر.

ایسپانلارین ایسته‌گی، اونلارلا بیتمه‌دی. ایسپانلار، موسلمانلارین دین، دیل، دوشونجه، کیملیک و ... دن دونوبن آیاقدان باشا ایسپان-کریستییان اولمالاریندان شوبهه دویدولار، اینانمادیلار. 

بو شوبهه، بو تئزلیکده گئچمه‌‌دی. بئش یوز ایل، آشاغا یوخاری ایگیرمی بئش نسیل سوردو. سونوندا دا یاسلارین‌ین سورمه‌سین دایاندیردیلار. بلکه هله‌ده کوشکولاری یئرینده قالیر.

ایسپانلار، آندولوسلولاردان "گئجه-گوندوز، هئش بیر قاپی کیلیتلنمه‌مه‌لی دیر. توم قاپیلارین، حتتا یاتاق اودالارین بویرو آچیق قالمالی دیر" ایسته‌دی‌لر.

 ایشغالچی دوولتین ""تفتيش عقايد" مامورلارینین حاققی وار، هر زامان ایراده ادرلرسه، گئجه اولسون یا گوندوز، یوخودا اولسونلار یا آییق، اونلارین ائوله‌رینه و یاتاق اوتاقلارینا گیرسین و اونلارین ناماز قیلیرلار یا یوخ، هانکی دیلده دانیشیرلار و ... تفتیش اتسین‌لر. حتتا شئویشیرکن بئله.

بوردان‌ دیر کی اورتا و قارانلیق عصیرلرینین "عقیده تفتیش محکه‌مه‌لری" باشلاندی.

ایشغالچی مسیحی ایسپانلارنین، آندولوسلو موسلمان بالالارینین، اوشاقلارینین، گنجلرینین، قورخاقلارینین، ساتقینلارینین، و ... ائولرده، محلله‌لرده، مئیدانلاردا، کیلیسالاردا و ... زورونلو تعلیم‌لرده، بئیین‌ یئخامالاری باشلاندی. هئش زامان بیتمه دی.

مسیحی‌لر، ایله بیر روح یاراتدیلار و قورخو حوکومتی سوردوردولر کی هر بیر آندولوسلونون ائوینده، بیر نئچه جاسوس اولدو.

ایله بیر دوروم یاراتدیلار کی هر کس، ائوز چیخاری اوچون، باشقالارین ساتیر. 

بیر ائوده، بیر عاییله‌نین عوضولری، بیر بیریندن قورخدولار. بیربیریندن اوشن دیلر. عاییله ده، توپلومدا، گوون اورتادان قالخدی. بیربیرلرینه گووه‌نه‌مه دیلر. حتتا دوشمان اولدولار. 

هر آندولوسلو موسلمان، هم وطنینده، هم ائوینده، هم دیلینده، هم دینینده، هم تاریخینده هم مدنییه‌تینده، هم کولتورونده، هم هر کس اوز ایچینده، هم‌ده اوز بئینینده بئله زیندانا دوشدو، حبسه محکوم اولدو. 

بئله‌لیک‌له، توم بیر میللت، بیرلیکده، گوز آلتیندا، گوونسیزلیکده، قورخودا، سئخینتی‌دا، یوخسوزلوقدا و ... یاشاماقا محکوم قالیب، محکوم یاشادیلار.

آندولوس توملوموندا بیر موسابیقه باشلاندی. هر کیم داها چوخ جاسوسلوق ادیرسه، داها چوخ ایمکانا مالیک اولدو.

 هر کیم اوز میللتینه و توپلومونا، اینانجینا، وطنینه، دیلینه، تاریخینه و ... قارشی داها چوخ و داها جیدی چالیشیرسا، داها چوخ خیانت و دوشمانلیق گوسته‌ریر ایسه، اوز میللتین داها چوخ اله سالیب، تحقیر ادیرسه، اونلارا داها پیس توهین ادیرسه، حتتا اوز توپلومونون اویه‌لرین داها آجیماسیز موجازات ادیرسه، اوز آداملارین محکوم و اعدام ادیرسه، اونلارا، داها گوجلو و داها قولای یاشامی حاق ادیلیردی.

آندولوسلولاردان دولایی، ایسپانلار و ایتالییانلار، دینچیلیق، عقیده و اینانج محکه‌مه‌له‌رین (اینانج تفتیش محکه‌مه‌له‌رین) یولا سالدیلار. 

بو باسقیلار، بیر ایل، اون ایل، یوز ایل یوخ، بلکه بئش یوز ایل جیوارئندا داوام اتمیش.

 ایسپانلارین دوولتی 1990 اینجی ایلله‌رده، رسمی اولاراق، او یاسانی، ایشدن چکمیش‌.

ایسپانلارین او گئنیش و اوزون سورن، تایسیز زیندانلاری، تکجه آندولوس موسلمانلارین ایچینه آلمامیش، بلکه گونئی آمریکا ائولکه‌لرین و میللتلرین‌ده عاینی گونه قویموشلار. 

هم آندولوس، هم گونئی آمریکا میللتلرینین هر شئیی دئییشمیش آمما دونیانین ان گیری قالمیش میللت‌لریندن بیری دیرلر. 

چون، ائله بئیین‌لری یئخانمیش ایدی، اینانمادیلار، اوزلری باشقا بیر میللت دیرلر و  ایسپان دئییرلر.

 اینانمیردیرلار، باشقا بیر میللت و وطن صاحیبی دیرلر کی توپراقلاری ایله عاینی زاماندا بئیین‌لری ده ایشغال اولونموش.

 بونون اوچون‌ده، ایستیقلال‌لاری ایله موخالیف ایمیش‌لر. اونون اوچون‌ده چوخ گئج ایستیقلال آلدیلار. 

آمما ایستیقلال آلسالار بئله، بئیین‌لری، دونیا گوروش‌لری، و ... ایستعمار دئورینین میراتی دیر کی اونلارا میراث قالیب. هله‌ده اونلارین بئیین‌لری، موستعمیره‌لیکدن و ایشغالدان بوراخیلمامیش.

گوروندوگو کیمی، بیر توپلوم، ایشغال اولاندان سونرا، اونلاری قورخودماق، قورخودا ساخلاماق، اوز بیرئی‌سل و توپلومسال گوونلرین ال‌لریندن آلسالار، ایش‌سیز، گوجسوز بوراخیب، موحتاج ساخلایئب، اسیر-یئسیر، دیلنچی گونونه سالسالار، دیلنچیلیگه عادت وئرسه‌لر، و ... هر شئی ایستعمارچیلارین ایسته‌دیگی کیمی گئدر.

بئله بیر توپلومدا، هئش بیر اخلاق، اردم، اینسانلیق، دیرنیش، وطن آنلایئشی، وطن سئوگیسی، میللت دوشونجه‌سی، میللت سئوگیسی، بیرلیک، بیر بیرینه دستک وئرمک، بیربیرینین اللریندن توتماق، یاردیملاشماق، آزادلیق، و... اولماز. اولاماز. یاراناماز. چون بونلارین یارانماسینا یئر و شراییط موساعید دئییل.

ان اونملی‌سی، اونلارین عاغیل گوجو گئریله‌مه‌سه، سومورگه و ایشغال داوام اتمز. بونون اوچون، اونلارین دویغولارینا یول یونتم آچمالی و عاغیل قاپیلارین باغلامالی. اونلاری یونلندریره‌جک‌لر کی درین تاریخدن قالان اوچ بئش داشا فخر اتسین‌لر. اونلارین عاغیل گوج‌لرین، او یونده قورمالی دیر.

بو توپلومون، دیلی یوخ دور. اگر دیلیندن بیر ایزلر وارسا، او دیل، او توپلومون ده‌یرلرین داشیماز. او دیل، دوشمه‌نین، ایشغالچینین ده‌یرله‌رین، دوشونجه‌لرین، دونیا گوروشون، تعریف لرین، و .‌.. داشیر. 

او توپلومون، داها اوزونون تاریخی یوخ دور. تاریخین دوشمن دن، ایشعالچینین الیندن، گوزوندن، باخیشیندان آلیر.
 
او بیرئی و توپلوم، دونیایا، چئوره‌یه، و ... اوز وطنی، میللتی، تاریخی، دیلی، دوشونجه‌سی، دینی و ...ملی گوزلویوندن یوخ، دوشمان و ایشغالچینین گوزلویوندن، منفلت‌لریندن و تعریف‌لریندن باخار. دوشمانا قازاندیریر. دوشمانین چیخارلارین قورور.

ایشغال اولموش توپلوم و بئیین، اونون هئش بیر میللی حاققینین اولدوقونا‌ اینانماز. 

اوندان دولایی دا هر نه میللی ده‌یرلر، حاقلار، گلیرلر، منفعتلر وار ایسه، ایشغالچینین اولابیلیر.

آجلیق، فقیرلیک، دیلنچیلیک، گوونسیزلیک، قورخو کیمی قاوراملار یاشاما حاکیم اولان و ایشغال اولونموش توپلوم، دیرچه‌له‌نه بیلمز.

بئله بیر توپلومدا و روحدا، اردملر و اخلاق اولماز.

 اینانجلارین نئجه‌لیگی و کیمه خیدمت، کیمه خیانت اتدیگی، اینسانلارین بئینینه یوخ، قارینلاری ایله بوغازلارینا، یاشاملارینین سوییه‌سینه باغلی اولار. 

موحتاج توپلوم و اینسانلاردا، فیکیرلرله دوشونجه‌لر، حتتا داورانیشلار، قارینلا بوغازلاردان اوته‌یه گئچه‌مزلر. 

ایشغال اولونموش توپلومدا، بیرئی‌لرده و بئیین‌لرده، اخلاق، تربیه، ادب، و ..‌. ان آشاغی سوییه‌یه دوشر. 

ایشغال آلتیندا اولان اینسان و توپلومون، یارادیجی اولمایا ایمکانی، زامانی، بئینی قالمامیش. توم گوجو دیری قالمایا گئدیر.
 
چون، اینساندا و توپلوملاردا، یاشام و دیری قالماق ان اونملی ایستک دیر.
 
ایشغال اولونموش توپلوم و بئیین، دیلنچیلیک دوشونجه‌سینین قولو اولموش. او توپلومون اینسانلارینین الی، گوزو، فیکیری، داییما یاتاق یئرینده، یئمده، سک... ده اولور و اونلاری نئجه الده اتمک ده اولور. اونلارین تامینی اوچون، اونا هر شئیی‌ و هر یول حلال دیر.

ایشغال اولموش تورکلر ایراندا، ایشغالی، قورخونو، گوونسیزلیگی، یوخسوللوقو، دیلنچیلیگی، دیلسیزلیگی، دوولتسیزلیگی، حاکیمییتسیزلیگی، دین‌سیزلیگی، امین آمانسیزلیقی، و ... ، روحون و فلسفه‌سین یاشامیشلار. ایشغال ایله عاینی و بیر اولموشلار.

دیرنیش، اخلاق-اردم، دوزلوک، میللتچیلیک، دوولتچیلیک، غورور-باشی اوجالیق، آلنی آغ آچیق اولماق، ال توتان-دستک ویریجی، گوونن، اینانجلی، فداکار، دیلسیز، تاریخسیز، دین‌سیز و ... ایراندا، یوز ایللیک بیر سورجدن گیچیر.

  تورکله‌رین جانینا، ائله بیر قورخو، دین، دیل، باخیش، دوشونجه، تاریخ، میللت معناسی، وطن آنلایئشی، سوخوبلار کی، اوندان قورتارماق مومکون گورونمور.

 ایللا‌ کی یاشایان بئیین‌لری چالینمیش نسیل‌لردن بیر نیچه‌سی اولوب گئدیرسه، بلکه یئنی میللتچیلیک توخوملاری فیلیزله‌نیر و دیلنچیلیک، ایرانچیلیق، آذریلیک، فارسلیق، شعوبیه‌چیلیک، شیعه‌چیلیک کیمی قاوراملارین زیندانیندان دئشاری چئخئ‌بان، دونیانی بیر تورک کیمی، آزاد اینسان کیمی، وطن پرور کیمی، میللتچی کیمی، گونئی‌لی کیمی، آزربایجانچی‌ کیمی، دیلچی کیمی، کیملیکچی کیمی، فداکار کیمی، گورمه‌یه باشلار.

اوندا دیر کی میللی منفعتله‌رینین نه اولدوغونو، بیرئی‌سل و توپدومسال گوونی، بیرلیکده ایشله مه‌یی (امکداشلیقی)، توپلانمانی، اخلاقی، اردمی، اینسانلیقی، گله‌جه‌یی، دیلی، تاریخی و .‌‌‌‌.. ائوز گوزوندن،  ائوز گوزلویوندن گورور. یازیر. آنلیر، آنلادیر.

یوخسوللوق، قورخو و ایشغال، بیر توپلومون هر بیر وارین الیندن آلیب، هئچه چیغاردان بیر اوچگن دیر. 

تورکلر، اوزللیک‌له آیدین تورکلر، بو اوچگنین ان قورخونج سوره‌جین ایراندا یاشایاراق، یولا دوشوب، بو گونکو دوروما گلیب، چاتیب‌لار. چاتدیریب‌لار.

ایندی ایسه یول آچیق، اونجول‌لر یولدا، فداکارلار اونده، آیدینلار میللی دوشونجه یاراتماقدا دیر.

 اخلاق و اردملر ایسه، اکونومییه باغلی دیر. اکونومی، ان اونملی و آلت یاپی آدلی وارلیق دیر کی اوزرینده اوتوران اوست یاپیلارین نئجه‌لییین و یول یونته‌مین شکیللندیریر.

ایسپانیا و آندولوسون دورومون اونوتمامالییق.

حورمتله

انصافعلی هدایت 










Monday, January 29, 2024

دوشمه‌نه رحم ادن اودوزار، اودوزموشوق

 

دوشمه‌نه رحم ادن اودوزار، اودوزموشوق

یازدی:
بی، بیزلر انسان سوور میلتیخ اما منی قیناماسالار شونیزم فارسین صغیرینه کبیرینه رحم ئتمم.

یازدیم:

دوشمنه، همده ساواشارکن، رحم اولونماز.
 بیز تورکلر، مسیحییت (خاچلی‌لار) دونیاسی و اونون ال‌بیری اولان فارسلارا، ساواشی اودوزموشوق. 

ان سون صلیبی‌ (خاچلی) ساواشی، ایسلام-موسلمانلار و مسیحییت‌ دونیاسی آراسیندا گئدیر.  

بو صلیبی ساواش، هر ساحه‌ده و ایکی یوز ایلدیر باشلانیب. هله‌ده داوام ادیر. هله کامیل سونوجا‌ چاتمامیش. ایسلام دونیاسیندا گئدن ساواش‌لار، همن ساواشین پازئلله‌ری (تیکه مارچالاری) دیر.

قبول اده‌ک، اتمییه‌ک، بیز تورکلر، موسلمانیق. ایسلام دونیاسینین‌ بیر پارچاسییق.

 بیز تورکلر، اوزوموزو ایسلام دونیاسیندان‌ قئرساقدا، خاچلئلار بیزی موسلمان و ایسلام دونیاسی حساب ادیب، بیزه اینانماز.

چون، تاریخده، گیچمیش خاچلی ساواشلاریندا، تورک‌لر  مسیحی‌لرین ظفرین سئندیرمیشلار. 
تورکلر، ظفر قازاناراق، مسیحییت‌ دونیاسینین‌ توپراقلارینین بیر چوخون اله گیچیرمیش‌لر.

او ظفرلردن قالان یادداشلاردان دولایی اولسادا، کریستیانلار، بیز تورک‌له‌ره اینانمازلار. 

حالا سورن خاچلی‌لار ساواشی، ایکی یوز ایل ائونجه‌دن، هیندوستان‌دا، موسلمان تورک حاکیمییتین یئخماقا چالیشماق ایله باشلامیش.

 خاچلی‌لار یوز اللی ایلین ایچینده، حفصله و دوزوم ایله، یاواش یاواش، تورکله‌رین ایچینده اولان ساتقینلاری، گوزله‌ری دویمایان‌لاری
 آلمیشلار.

سونرا، نئچه نسیل سورون سوره‌جده، ساتقینلارین الی ایله، تورکله‌رین گوونین قازانیب، تورکلویون، تورکون و تورک حاکیمییتینین ایچینه سئزمئش‌لار.

ان سونوندا، هیندوستاندا تورکلرین‌ قودرتین، حاکیمییتین، اوردوسون و ثروتین اله‌ گئچیریب، تورکلویون‌ دیبینه‌ داش آتمیش‌لار.

 حاکیمییه‌تی اینگلیسلی‌لر ائوز الینه گئچیرمیش و همن، هیندوستانین دیلی اینگیلیسجه‌یه گئچیرمیش‌لر، الیناسیون باشلامیش.

اوندان‌ سونرا، هیندوستان تجروبه‌سیندن فایدالاناراق، خاچلی ساواشچیلاری، هر ساحه‌ده، توم‌گوجله‌ری ایله عوثمانلینین‌ ائوزه‌رینه توپلانمیش‌لار. خاچلی‌لار چوخ ایستیراتئژی و تاکتیک‌لردن گئچیبن، ان سونوندا بیر اینجی‌ دونیا ساواشین‌ یاراتمیشلار.

اونلار، ساتیلمیشلارین‌ الی ایله بیز تورکلری‌ تاولایئب، غفله‌ته سالاراق، عوثمانلینی‌ یئخیب، اوندان‌ قئرخ‌‌دورد "ال‌ آلتی" سومورگه‌لنمیش موسلمان‌ دوولت‌ یاراتمیشلار.

عجیبه دئییل کی دونیانین هر یانیندا، توم تورک‌له‌رین وطن‌لری، مسیحییت دونیاسی الی ایله ایشغال اولموشلار، سومورگه اولموشلار. حتتا تورکیه جمهورییه‌تی بئله.

خاچلی‌لار، ایسلام و تورک دونیاسین ایله بیربیریندن آیری سالمیشلار کی بیربیرله‌رین تورک بئله تانیماز، باشقا آدلا سسلر، دوشمان گورور، دانیشمازلار، فیکیر آل وئری اتمزلر و ائوز آرالاریندا ساواشیرلار.

ایچ ریقابت‌لر، ساواشلار و دوشمانلیق‌لاردان دولایی، ایسلام و تورک دونیاسینین داها قولای توپارلانماسینا ماجال یوخ و چابالار بوشا گیدیر.

 فارسلار، ان‌ باشدان، کریستیان‌ دونیاسینین‌ جبهه‌ سینده‌ دوراراق، تورکلرین‌ و موسلمانلارین‌ سئندیریلیب، محو اولماسیندا‌ ال‌‌بیرلیک اتمیش‌لر. 

فارسلار، توپلولوق اولاراق، مذهب اولاراق، سیاسی، حربی گوج اولاراق، خاچ‌-هیلال ساواشیندا، خاچین یانیندا دوروبلار و اونلارین حیمایه‌سینه بئل باغلامیشلار.

ایندی اگر بیز تورکلر، بو تاریخ بویو دوشمنلیگی و تورک-فارس آراسیندا،همده هر ساحه‌ده سورن‌ ساواشی گورمزدن گلیرسک، اودوزمامیزین‌ سونوجلاری داها درین، داها آجی و داها آغیر اولاجاق.

اونون ائوچون، تورکلر، فارسلارین، فارسلیقین، تورک-ایسلام و موسلمانلارلا دوشمانچیلیق‌لارین‌‌ گوز ائونونده توتمالی دیر.

 دوشمانلیقلارا، دوستاوقلا یوخ، دوشمانلیقلا جاواب قایتارمالی دیر.

ساواشدا، قارشی جیبهه‌ده دورانلارا، هر کیم اولور اولسون، رحم اتمزلر. 

ساواش منطیقیندن دولایی، فارسلار و فارسلیق، بیز تورکله‌ره هئچ بیر ساحه‌ده رحم اتمیر. هر ساحه ده، بیزلری، ائولومه و یوخلوقا سورور.

بیز تورکلر، هر یونلو گوجلنمه‌لی، ساواشی، جیددی‌ توتمالی، ساواش دورومونا گئچمه‌لیییک.

آتالاریمیز، خاچلی‌لارین سیاسال، روحسال، گیزلی ساواشلارین گورمه‌مزدن گلدیکله‌ری اوچون، هر شئی‌له‌رین، او جومله‌دن میللی‌ حاکیمییت‌لرین، دوولت‌لرین اودوزدولار.

آتالاریمیز اودوزدولار دا آمما بیزیم نسیلیمیزین بوینونا بیر دونیا‌ بورج قویوب، گئتدی‌لر.

بیز تورکلر، ائوزوموزه، بیر ایستیقلال، بیر وطن، بیر حاکیمییت، بیر دوولت، هابئله اونلار بلکه یوزلر مین شهید، بیرده بیر قانلی و اوزون‌ ساواش بورجلویوق، بوینوموزدا دیرلار.

گئجی-تئزی، بو بورجو ائوده‌مه‌لییک. بیز ویرمز ایسک، بیزیم بالالاریمیز بو بورجلاری داها آغیر ائوده‌مه‌ک زوروندا قالاجاق‌لار. مومکون دور کی  بورجو ائوده‌مک سوره‌جی یوزلر ایل سورسون.


انصافعلی هدایت





بیل، یا توپلومدا لیدر اولورسون، یا لیدر کیم دیر، بیلمز، آوارا قالیرسین!

 بیل،

یا توپلومدا لیدر اولورسون، یا لیدر کیم دیر، بیلمز، اوارا قالیرسین!


عربجه‌دن بورج آلدیم

انصافعلی هدایت 





نتیجه دشمنی فارس‌ها با دیگران، دشمنی خواهد بود


 

نتیجه دشمنی فارس‌ها با دیگران، دشمنی خواهد بود


یکی از بزرگترین ملت‌هایی که در ایران و بطور رسمی دارای حقوق ملی، ملی-اجتماعی، ملی-سیاسی، ملی-اقتصادی، ملی-فرهنگی، ملی-حقوقی، ملی-اقتصادی، ملی-وطنی، ملی-سرزمینی و ... نیست، ملت تورک در ایران استعماری است. 


اکنون ملت تورک، برای دستیابی به تمامی حقوق ملی-انسانی خود، بر علیه دولت ایران و فارس‌ها به پا برخواسته است.


 حرکت ملی تورک‌ها در ایران، جنبشی ضد استعماری، استقلال طلبانه و ضد حاکمیت فارس‌هاست.


از آن زمانی که ملت تورک، بر ضد استعمارگری فارس‌ها و ایران قیام کرده‌اند، فارس‌ها و پانفارس‌ها، حرکت ملی تورک‌ها در ایران را وابسته به دیگر کشورها اعلام می‌کنند. 

چرا که منافع فارس‌ها و پانفارس‌ها با خطر جدی رو برو شده است.

۰ 

پانفارس‌ها و فارس‌ها با تبلیغ اتهام‌ وابستگی تورک‌ها به دیگر کشورها، نمی‌توانند تورک‌ها را از فعالیت‌های ضد استعماری و استقلال طلبانه بازداشته، به همراهی با فارس‌ها و حمایت از تورک‌ها از خواست‌های سیاسی فارس‌ها جلب و همراه بکنند. 


از طرف دیگر، ارتباط ملت تورک در ایران با تورک‌ها در دیگر کشورهای تورک، در حکم ارتباط با بیگانه، خارجی و دشمن نیست، بلکه ارتباط دو بخش تجزیه شده بدنه ملت تورک است.

رابطه ملی تورک‌های چند کشور، به هم نزدیکتر از رابطه تورک‌ها با فارس‌ها در ایران است.


چرا که فارس‌ها منکر هویت‌های ملی، ملی-انسانی، ملی-تاریخی، ملی-سرزمینی و ملی-زبانی تورک‌ها در ایران شده‌اند و هستند.


از طرف دیگر، اتحاد استعمارگر-مستعمره شده، اشغالگر- اشغال شده غیر ممکن است.

 ملت تورک‌، به عنوان مستعمره تحت اشغال و حاکمیت فارس‌ها نمی‌تواند با توده‌های فارس متحد بشود.

 چرا که، نه تنها فارس‌ها، دشمن اصلی ملت تورک هستند و بر طبق برنامه طراحی شده‌ای با تورک‌ها آگاهانه دشمنی می کنند، بلکه هدف فارس‌ها از بین بردن تورک‌ها و محلول کردن تورک‌ها در فارسی هستند. 


فارس‌ها و پانفارس‌ها، در پی تحقق دشمنی خود با تورک‌ها، در حال ساختن، تلقین و آموزش هویت‌های مصنوعی برای تورک‌ها هستند.


 فارس‌ها و پانفارس‌ها تصور کرده‌اند که قوه عقلانی ملت تورک در ایران چنان ضعیف است که تسلیم ساخته ها و اتهام‌های مصنوعی-تاریخی فارس‌ها بشوند و مصنوعات هویتی فارس‌ها را باور بکنند.

 

در نتیجه آگاهی ملت تورک از طرح‌های فارس‌ها برای از بین بردن هویت‌های ملی تورک‌‌ها، به دشمن اصلی ایران، فارس‌ها و حاکمیت فارس‌ها در ایران بدل شده‌اند.


انصافعلی هدایت











بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs