Monday, December 17, 2012

آیا با رفراندم برای استقلال آزربایجان جنوبی موافقید ؟







 برای پاسخ به این وب سایت مراجعه فرمایید






https://www.facebook.com/questions/387122868038855/




چهارمین برنامه زنده من در تلویزیون گون آز تی وی



چهارمین برنامه زنده من در تلویزیون گون آز تی وی

قسمت دوم

14.12. 2012



چهارمین برنامه زنده من در " گون آز تی وی"


چهارمین برنامه زنده من در " گون آز تی وی" در تاریخ 

قسمت اول 

14.12.2012



GünazTv Dec.14.2012 İRANA QARŞI YENİ TƏHRİMLƏR,İRAN-AZƏRBAYCAN,SURİYA,QƏBƏLƏ RLS,RUSİYA YENİ XARİCİ SİYASƏT DOKTRİNİ





http://youtu.be/nizJvlQu-f4

سومین برنامه زنده من در تلویزیون گون آز تی وی





سومین برنامه زنده من در تلویزیون گون آز تی وی
قسمت دوم

12-12-12


https://www.youtube.com/watch?feature=player_detailpage&v=87OkBKmIwOQ














The link is working.

سومین برنامه زنده من در تلویزیون گون آز تی وی - قسمت اول




 قسمت اول برنامه زنده سوم من در تلویزیون گون آذ تی وی در روز چهارشنبه: 12/12/12















 * * * *

Monday, November 12, 2012

Qoyma rüsva vo pərişan olam





Qoyma rüsva vo pərişan olam














Səni görən gündən ey  nazənin dilbər dilimi apardın mənim
vuruldum sənə bir ıldırım vuran yaralı biçarə kimi 

atəş tutub yandım gecəmi göndüzümü
qəlbi ürəyi alavlanmış aşiqi zar bimarə biçarə kimi

dedim dərdimi sənə gizlində daldada əyano aşıkarda
fəryad etdim aşqimi dəli bimar o fərhad kimi

aram o ram bir ahu kimi durdun baxdın
məni zarə cavab verdin giriftar olmayan kimi

dedin olmaz, bu xətadır, cəfəadır dostuma
aşq olsada içimdə dedin istəməm rüfəqa kimi

çarəm qalmadı qaçdım bu evdən bu həyatdan
qaşdım səni tutam səni bir uqabi tiz minqar kimi

mən nəqədər qaçdımsa sənə səndən daha uzaqlaşdım
fasilə açdın məni zarıdən ey bi vəfa ağyar kimi

səndən otrü, dili zarımın naləsionə gora
qaçdım xənemdən kaşanəmdən yurdumdan ğürəba kimi

tərk etdim tamam el obamı tənha sənin üçün
buraxdın məni suzi biyabanda getdin na aşina kimi

nifrin etsəm səni yandırar aşqımım odu kül edər
aşqım qoymur qılam nifrinə mübtəla səni bir bəla kimi

daha istəməm yanasan mənə tay aşqın yandıram oduna
istərəm tək qalasan omrünü ey bi vəfa səni bi vəfa kimi

dərdim bir uqyanusdur səndən bimar olmuşam
canı canınə dərd düşməsin bir qəlbi bimar yari zar kimi

səndə bir zərrə aşq ətri yoxumuş məni divanə eylədin
diyvanələr səri xod aşiq olarmış, aşıqa dolasan divanələr kimi

siratı eşq, qıldan nazıkış qılıcdan kəsər
kəsildim bu qılınca geçdım imtəhanidən, bir şahikar kimi

səni gözlər qəlbimin gözləri hər ləhzə vö an
ey nazi xabidə, qoyma yolda bu gözləri bir müntəziri zar kimi

ver qanadımı uçum sənilə aşqın səmasinə olum azad
yakı üzüm aşq dənizində sənilə bərabər bir uşaq val kimi

mən, sənə çatmaq arzısılə viran eylədim evimi, xanəmi
heç olmasa gəl abad et məndən qaçan ruhumu bir roya kimi

qoyma viranədə tək qalam zar o pərişan bundan sonra
heç olmasa istəmə zaro pərişan qalam Züleyxa vö Leyla kimi

mən dərdimin həkimiyəm dərdimə dərman busən dir
olsan, biymar olub dayıma busəni dərman istərəm tazə damad kimi

gəl ey vəfasız başımı al dizin üstə ver nuş daru mənə
mən biymarın səndən dayıma nuşı daru istərəm Zohrab kimi

qoyma fəryad edib ismini rusvayi cəhan eyliyəm
özümü özünü ey nazlı rüsva vo pərişan istəmə bir müsəlman kimi

mənə, halimə bax, dəli olmuşam, çöllərə düşməm qalır
istəmə bundan daha biş sakini biyaban olam Fərhad kimi

gəl yalvarıram ver dirdimin dəvasını qoyma nalan qalam
qoyma fazla pərişano zaro nalan olam bir yetimi tənha kimi

İnsaf ağlamaxdan əl çək rəhmi yoxdur bu nazlı zalımın
get başına çərə qıl ey binəva bir bir rüsva tariki dünya kimi.






* *   *   *   *   *   *   *

Thursday, August 23, 2012

یئنی حیاتیم گئتدی الدن


یئنی حیاتیم گئتدی الدن


نازلئم
...
من
یئنی بیر صحیفه 
آچمئشدیم
یئنه الوان اولموشدور، 
گئچمیشیم کیمی
گنج اولموشدوم
بیر اوشاق کیمی
 دالمیشدیم
شیرین خیاللارا،
یار خیالئنا...
طوفان گلدی 
بیردن بیره 
حیاتئما
اسدی سرین، قارانلیق یئل
قاسئرقالار کیمی
آپاردی رنگلی، الوانلی دوورانئمئ
یئنی دن سقوط اتدیم
ان درین ... قارانلیق لارا دالدیم
گوز آچدیم
کندیمی قوجالمئش
گوردوم.
...
یئنی صحیفه می
باغلادی بیر ال
.اولدوردو منی


انصافعلی هدایت
Friday 09 March 2012



Wednesday, August 22, 2012

ما حقوق انسانیمان را به صلح می خواهیم


 دوست خوب من!

در این همه سال ها که پان فارسیسم پدران ما (خیابانی، پیشه وری، ستارخان، باقرخان و ...) را متهم کرده و اجازه نداده تا آنان سرنوشت آذربایجان خودشان را خودشان بدست بگیرند، تجربه آنان به ما می آموزد  که برای گرفتن حقوق خودمان، باید شمشیر را از رو ببندیم.

 اما و با این حال، ما مردمان صلح، دوستی و انسانیت هستیم. حتی با فارس ها هم دشمنی نداریم و می خواهیم با آنان همسایه های خوبی باشیم. ولی این پان فارس ها هستند که در پشت واژه "ایران" پنهان شده اند و منافع پان فارسیسم و استعمار فارس را به نام همه ایران و ایرانیان تامین می کنند و حقوق اولیه و حقوق انسانی همه ما مستعمره ها (آزادیستان (آذربایجان)، کردستان، عربستان، بلوچستان، ترکمنستان، و ...  را از ما دزدیده اند.

 حالا که ما می خواهیم برای کسب دوباره حقوق اولیه و انسانی خودمان، به پا برخیزیم، شما جوانان ، در دفاع از حقوق انسانی کسانی که هموطنشان می نامید ( ما) ، در جبهه پان فارسیست ها و پان ایرانیست ها و استعمارگران قرار دارید.

شما نه از استعمارگر و ضد حقوق انسان ها بلکه از ما مظلومان و مستعمره شدگان روی زمین می خواهید، به ظلمی که بر ما می رود و رفته است، باز هم سر خم کنیم.

 چرا باید ما متحمل ظلمی باشیم که این همه سال در اعتراض به آن، یا سکوت کرده ایم و یا به طور مسالمت آمیزی حرف زده ایم؟
 در این مدت طولانی که صدای مردمان مستعمره ((آزادیستان (آذربایجان) ،عربستان، کردستان، بلوچستان، ترکمنستان و .... ) به آرامی در می آمد، شما کجا بودید؟
 کجا هستید؟
 چرا سکوت کرده اید؟
و چرا در جبهه ما و در کنار ما مظلومان که حقوق انسانی مان به غارت رفته است، قرار ندارید؟
 چرا در دفاع از حقوق انسانی ما مردمان مستعمره، روشنفکرانتان را محکوم نمی کنید؟
 و چرا از روشنفکرانتان نمی خواهید تا از حقوق انسانی و اولیه ما مردمانی که خودمان را مستعمره می دانیم، دفاع کنند؟
چرا روشنفکرانتان و اندیشمندانتان در باره تضییع حقوق جوامع غیر فارس در ایران و وضعیت سیاسی، فرهنگی واجتماعی و اقتصادی ما نمی نویسند؟
چرا رهبرانتان به حقوق دزدیده شده  ما اعتراف نمی کنند؟
 چرا از ما می خواهید تا از حقوق انسانی خودمان که همه کشورها و سازمان های بین المللی آن ها را پذیرفته اند ، باز هم برای مدت زمان بیشتری دست بکشیم؟ و باز هم سکوت کنیم؟
 آیا می توان پذیرفت که شما برای حقوق انسانی انسان هایی که در ایران زندگی می کنند، فعالیت می کنید؟
 از خودتان و ادعایتان شرمنده نیستید؟
چرا تا کنون، در دفاع از حقوق ما انسان های مستعمره ها (آزادیستان (آذربایجان)، کردستان، عربستان، بلوچستان، ترکمنستان، و ...، لال شده بودید؟
 آیا این زبونی و لالی شما نشان نمی دهد که شما در جبهه ظالم و ضد انسانی و ضد حقوق بشر و در جبهه استعمارگر قرار دارید؟
آیا شما هم سنگر آن ها و بر ضد حقوق انسانی خواهان، آزادی خواهان، دمکراسی خواهان، برابری خواهان و ... نیستید؟
 آیا شما خودتان را انسان های آزاده می دانید که از حقوق انسان ها و انسانیت و آزادی انسان ها در ایران یا در هر کجای جهان، حمایت می کنید؟
 احساس شرم چیزی است که باید به سراغتان بیاید تا مرحله اول بیدار شدن را طی بکنید.
چرا از ما می خواهید باز هم سکوت کنیم؟
چرا از خودتان، از روشنفکرانتان و از رهبرانتان نمی خواهید که حقوق انسانی  دزدیده شده ما را بدون نیاز به جنگ و خون ریزی تامین کنند تا ما نیازمند دست زدن به خشونت برای گرفتن حقوق خودمان نباشیم؟

 ما آذربایجانی ها مردمانی صلح دوست و صلح پرست هستیم. گر چه محققان آذربایجانی معتقدند که ارامنه در آذربایجان جنوبی به قتل عام دست زده اند اما ما تبریزی ها و آزادیستانی ها (آذربایجانیان) نه تنها ارامنه را بخشیده ایم بلکه در دل تبریز برای آن ها امان داده ایم که در بهترین منطقه از این شهر ساکن باشند.
ما با کردها، با عرب ها، با فارس ها ، با بلوچ ها، با ترکمن ها، با لرها، با بختیاری ها و ... با هیچ کس و هیچ ملتی دشمنی نداریم.
برای تحقق آزادی ها، برای گرفتن حقوق مان، برای کسب دمکراسی، و برای رفاه انسان ها ، دست دوستی برای دوستیشان دراز می کنیم.
سخن ما این است: هر کس به حقوق ما مردم ترک ایران دست درازی کرده و آن ها را از ما گرفته، باید تاوان آن جنایاتش را پس بدهد.
ما بهتر آن می دانیم که روشنفکران فارس و پان ایرانیست و فارس ها پیش قدم شوند و با اعتراف به حقوق دزدیده شده ما آذربایجانی ها و دیگر مللی که در ایران زندگی می کنند، راه را بر خصومت و دشمنی بین ما ملت ها ببندند.
بهتر آن است که روشنفکران فارس و مرکزگرا، با اذعان به حقوق انسانی و غارت شده ما و ارائه راه حلی برای جبران آن همه ظلمی که بر ما مردم آذربایجان در طول یک صد سال اخیر شده، از دشمنی در میان ملت ها جلوگیری کنند.
مسئولیت و پیامد هر نوع دشمنی با ما که مورد ظلم و ستم قرار گرفته ایم و طبق قوانین بین المللی حقوق اولیه و انسانیمان ضایع شده است، به عهده روشنفکران و احزاب و رهبران جامعه فارس زبان و کسانی است که در خدمت ایدولوژی برتری نژادی آریایی قرار دارند، نه ما.
ما مردمان صلح پرست، با دیگر ملت ها در سر میز مذاکره به توافق خواهیم رسید. چون ما با آنان، درد و سرنوشت استعمار زده و مشترکی داریم.
در این میان،  متاسفانه، بسیارند از فرزندان تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان عزیز من، فرزندان کردستان، عربستان، بلوچستان، ترکمنستان، فارسیستان و ... که در خدمت استعمار گر و پان فارسیزم قرار دارند و هنوز هم بیدار نشده اند و به نام فرزند آذربایجان، فارسیستان، کردستان، عربستان و ... به ما حمله می کنند.
 این فرزندان مام میهن من، در خدمت منافع ملت و سرزمین آذربایجان نیستند. در خدمت استعمارگر فارس و پان ایرانیسم هستند و امید دارم که بیدار شوند.
می دانیم و می دانید که عوامل استعمار در ستیز با ضد استعمارگران، از عوامل مستقیم خود استعمارگر، خشن تر عمل می کنند و می خواهند وفاداری و جدایی خود از وطنپرستان و ملت پرستان مبارز را به استعمارگر ثابت کنند.
گاهی ممکن است که فرزندانی از مستعمره، به ریاست کشوری مثل ایران برسند اما آنان تحت تسلط اندیشه استعمارگر و نژاد پرستانه فارسیسم مسلط قرار دارند و منافع استعمارگر را بر منافع ملت و همزبانان خود ترجیح می دهند.
خامنه ای و هزاران دیگر آذربایجانی  وجود دارند که در خدمت استعمارگر قرار دارند و مردمان آذربایجان مستعمره و دیگر مستعمره ها را لگد مال می کنند.
 این فرزندان سرزمین های مستعمره، برای ملت های مستعمره، خطرناکتر از ماموران مستقیم استعمارگر هستند.
خامنه ای یکی از این فرزندان ناخلف آذربایجان می تواند باشد. می توان او را خائن به آذربایجان و مردمش نامید وگر نه، باید با همراهی و هم دلی او، آذربایجان در راس هرم رفاه در ایران بود و حقوقش زایل نمی شد. فرهنگ و زبان و هنر و ادبش در راس هرم آموزشی قرار داشت.
 ولی هر آذربایجانی که از حقوق انسانی، فرهنگی، زبانی، آموزشی، اجتماعی، هنری، زیست محیطی، اقتصادی، سیاسی، اداری، فنی و  توسعه آذربایجان و آن هم بر اساس قانون اساسی ایران دم می زند، دستگیر، بازجویی، شکنجه و زندانی می شود.
آیا می توان پذیرفت که او تحت سیطره افکار استعمارگرانه قرار ندارد و به عنوان یک عامل اجرایی در سرکوب خواست های قانونی هموطنانش عمل نمی کند؟

 وقتی فرزندی، حقوق مردمش را نادیده می گیرد، آیا می توان او را فرزند همان مردم خواند؟





* * **     **                 *

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs