Sunday, July 17, 2016

باور به دین جدید و تاریخ جدید ابداعی ایرانیان



  

آمان از دست دوستان دوستان کتابخوان ما! کاش کتابخوان نبودند!
باید تاسف خورد.
بله! باید تاسف خورد به حال دوستان ما که کتابخوان هستند!
حکایت فریبخوردگی ما از آنجا آغاز می شود که کتاب می خوانیم اما کتاب و نویسنده و فرق کتاب ها و نویسندگان را نمی فهمیم.
کتاب ها و به طبع کتاب ها، نویسندگان انواع و اقسامی دارند: کتاب های دینی، کتاب های علمی، کتاب های فلسفی، کتاب های منطقی، کتاب های درسی رسمی و کتاب های غیر درسی و غیر رسمی، کتاب های خورافاتی، کتاب های اقتصادی و کتاب های شبه اقتصادی، کتاب های تاریخی و کتاب های شبه تاریخی، کتاب های رومان، داستان های تاریخی، کتاب های دری وری، کتاب های کودکان و ...
مقوله کتاب ها و انواع آن ها و نویسندگانشان لیست بالا بلندی هستند.
همه کتاب ها علمی نیستند بلکه بسیاری از کتاب هایی که "علمی" خوانده می شوند، "غیر علمی" هستند.
در این زمینه بین جوامع شرقی و غربی هم تفاوتی نیست و گذشته و حال هم در آن ها تاثیری نداشته و ندارد.
نویسندگان برای تامین زندگی خود باید کتاب بنویسند ونشر کنند و باید خواننده داشته باشند. برای همین هم باید با ذهن خواننده بازی کنند تا بیشتر کتاب هایشان را بفروشند. نوشتن کتاب، یک صنعت و فروختن کتاب هم صنعت دیگری است و هر دوی آن ها به روانشناسی اجتماعی وابسته هستند. یعنی اگر بر اساس خواست روز آن جامعه نوشته نشوند، خریدار نخواند داشت. یعنی کتاب ها بر اساس نوعی از "مد اجتماعی" نوشته می شوند.
این خواننده عامی و کمی احمق است که هر چه را در کتاب ها می خواند، قبول می کند و "مطلق" فرض می کند. حتی در کتاب های علمی. مانند یک آدم دینی، هر چه را که به نام "دین" نوشته شود، مثل آیات وحی، مقدس و غیر قابل انکار و سوال فرض کرده، قبول می کند. بعضی ها هم هر کتابی با عنوان"علمی" نشر شده است، "علمی" تلقی می کند. غافل از این که باید خودش نیز بیندیشد و موضوع را بفهمد.
مثلا هزاران سال مردم در کتاب های علمی و دینی می خوانند که کره زمین بر روی شاخ یک گاو استوار است یا آسمان و ستارگان و کهکشان ها به دور زمین می چرخد و یا انسان عاقلترین موجودات است و ...
این ماجرا و بد فهمی در عیران بدتر هم است. انسان کم سواد و "مقلد" تربیت شده ساکن در عیران، بین کتاب ها و نویسندگان تفاوتی قایل نیست. هر کتابی که عنوان دینی یا شبه دینی داشته باشد را کتاب "دینی" می بیند و از روی جلد کتاب، در باره محتوای کتاب قضاوت می کند و با خودن آن، فکر می کند که "تحقیق"(!) انجام داده است!
همچنین مقلد تربیت شدگان در عیران، هر کتابی را که جلد آن اشاره به "علمی" بودن داشته باشد را به خاطر "شرطی شدگی" و مقلدی، علمی فرض کرده و از مطالب آن به عنوان اسناد علمی یا اسناد دینی در مباحث روزانه خودشان استفاده می کنند و بدبختی آن است که نمی توان با این انسان ها بحث منطقی و علمی داشت. چرا که ذهن آن ها تقلیدی و منجمد تربیت یاقته است.
بنا بر این، بین کتاب های علمی با دینی، با فلسفی و تاریخی و ... تفاوت های آشکاری وجود دارد. این تفاوت ها در عیران در هم تنیده شده است. چرا که خوانندگان عیرانی کم سواد تشریف دارند.
منظور از "سواد" هم تحصیلات دانشگاهی یا مدرسه ای نیست. ممکن است فردی تحصیلات ابتدایی داشته باشد اما فرق بین مطالب علمی و غیر علمی را بفهمد یا فرق میان تاریخ و رومان را بفهمد اما فرد دیگری که استاد دانشگاه هم است، نتواند و یا نخواهد درک کند که یک رومان تاریخی، تاریخ و یا کتاب تاریخی نیست بلکه تراوشات ذهنی رومان نویس است که به تاریخ یا شخصیت های تاریخی نسبت می دهد تا جذاب شده و خریدار بیابد. همان طور که خود اساتید داشنگاهی عیرانیان هم می دانند که چه مطالبی را در نوشته های "علمی!" یا "تاریخی" خودشان می گنجانند که علمی و تاریخی نیستند.
از همین مقوله است، افسانه سازی های فارص ها و عیرانچی ها در باره کوروش و داریوش و ... .
چرا که در نهایت، چند سنگ نوشته  یا یک استوانه با چند کلمه در روی آن ها در باره کوروش و داریوش در دست است و اسناد دیگری هم وجود ندارد. حتی اگر باور کنیم که سکه ها یا چند ظرف شکسته از آن ها هم باقی مانده است و صد در صد به آن ها یا آن دوره متعلق است، باز هم برای نوشتن تاریخ آن افراد یا آن دوره از تاریخ، کافی نیستند.
مگر مجموع کلمات روی سنگ نوشته های مانده از آن دوران چند کلمه است که ما بتوانیم از آن ها زندگانی و تاریخی یک دوره یا حتی یک روز بلکه یک ساعت را در یابیم؟
باید از خودمان بپرسیم که این همه کتاب های مفصل چند صد صفحه ای در باره تاریخ هخامنشی یا ساسانی از کجا و از روی چه منابعی نوشته شده است که استادان دانشگاهی ما آن ها را عین آیات وحی تاریخی، قبول می کنند؟
فرض کنیم که در سنگ نوشته بیستون، 1000 کلمه نوشته شده باشد یا در روی استوانه منتسب به کوروش هم 200 کلمه حک شده باشد و فرض کنیم که آن کلمات را خود آن ها نوشته اند و حاصل تغلب در تاریخ نویسی تارسخ سازان نیست.
آیا می توان از 1200 کلمه  (فرضی) آن دو، یک کتاب 2000 کلمه ای نوشت؟
آیا آن 800 کلمه اضافی را نویسنده دوره ما و مثلا استاد تاریخ دانشگاه بر آن 1200 کلمه اولیه نیفزوده است؟
آیا آن 800 کلمه اضافی، تاریخ مستند هستند یا توصیفات نویسنده یا مترجم آن کلمات؟
باید بپذیریم که اگر متن آن فرض 1200 کلمه ای ما صحت داشته باشد، تاریخی که در باره یک فرمان به ما رسیده است، بیش از آن کلمات آن فرمان نیست. حتی ما نمی دانیم که آن فرمان را واقعا چه کسی صادر کرده است؟ چه کسی یا کسانی آن را نوشته اند؟ چه کس یا کسانی آن ها را روی سنگ حکاکی کرده اند؟ و ...
تاریخ عیران، این قدر مبهم بوده و در تاریکی قرار دارد. حالا نویسندگان عیرانچی و آریایی با استناد به همان مثلا 1200 کلمه، 100-ها میلیون کلمه "تاریخ" برای ما نوشته اند.
حال باید از خودمان بپرسیم، کدام بخش از آن نوشته ها حامل تاریخند و کدام بخش ها حامل تصورات ذهنی و غیر تاریخی- غیرحقیقی نویسنده عیرانی در باره یک مقطع تاریخ هستند؟
حال، بیایید به سراغ نویسندگان برویم و ببینیم آیا علی شریعتی یک نویسنده دینی است یا یک نویسنده تاریخی یا یک نویسنده سیاسی، یا جامعه شناس بوده است؟ و ... است؟
مرتضی مطهری هم همین طور. آیا مطهری یک نویسنده تاریخی است، نویسنده دینی است؟ نویسنده ای فلسفی است؟ نویسنده ای علمی است؟ یا جامعه شناس است؟
آیا کتاب های امام جمعه اسبق شیراز: سید عبدالحسین دستغیب شیرازی دینی هستند یا خورافاتی؟ علمی هستند یا تاریخی؟ داستان هستند یا تاریخ؟
و ...
می بینیم که نوع کتاب هایی که نویسندگان نوشته اند، در زمینه های بسیار متفاوتی گسترده هستند و مربوط به دایره تخصصی نویسنده نیستند.
خواننده بدبخت عیرانی هم، آن ها را با استناد به نویسنده، دینی یا جامعه شناسانه می داند و می پذیرد اما چنان نیست. خواننده عیرانی در مسیر غلطی پیش می رود. بد می فهمد و کسی به آن ها نمی گوید که راه خطا در پیش گرفته اند. آن چه به نام تاریخ یا دین یا علم خوانده اند، نه تاریخ ایت، نه علم ایت و نه دین بلکه تراوشات و تمایل های ذهنی نویسنده است که در آن قالب ها به او تزریق می شوند. بلکه با نتقد و بررسی آن ها، بر صحت و دقت آن کتاب ها مهر تایید می نهند.
از آن جمله است کتاب های مرحوم ذبیح آلله منصوری. بنا به نوشته فارث ها؛ ذبیح منصوری کورد است یا در کوردستان زاده شده است. به خاطر فوت پدرش، نتوانسته است، ادامه تحصیل بدهد اما در زمانی که پدرش در کرمانشاه بوده، از یک پزشک، زبان فرانسه را آموخته است. چقدر در زبان فرانسه مهارت داشته است؟ چقدر آموخته بود؟ نمی دانیم ولی او مجبور بود تا به وسیله همان زبانی که آموخته بود، زندگی خانواده اش را تامین کند.
آیا او کتاب هایی به زبان فرانسه را می خواند؟ یا مقالات منتقدین کتاب های نویسندگان را می خواند و از روی آن ها داستان های خودش را می نوشت؟ و ...؟
ولی به هر حال، ذبیح آلله منصوری سواد و تخصصی در تاریخ، دین، حامعه شناسی، و ... نداشت اما 1200 عنوان کتاب و مقاله از او مانده است.
سواد تاریخی و دینی عیرانیان در همین سطحی است که ذبیح الله منصوری ها تراشیده اند. نمی خواهم بگویم که ذبیح الله منصوری آدم بدی بوده است. ابدا! یا نوشته های او را تحقیر کنم. ابدا! بلکه می خواهم بگویم در نگاه کلانتر، ذبیح الله یک روزنامه نگار کم سواد بدون هر گونه تخصصی در هیچ زمینه ای بوده است. در حداکثر ممکن، ذبیح الله یک مترجم با سبک "ترجمه آزاد" بوده است.
سبک ترجمه آزاد یعنی این که او یک متنی را می خوانده و بر اساس نوع نگاه حاکمیت و زمینه های سیاسی-اجتماعی و دینی عیران و درخواست ناشران یا مطبوعات، آن را از نو تدوین می کرده است.
معنی این جمله ها این است که او "ترجمه نمی کرده است" بلکه فکری را در چند خط می گرفته و در خیال خود آن ها را پرورش می داده و می نوشته است.
ذبیح الله منصوری اعتقادی به این که "مترجم باید امانتدار نویسنده اصلی باشد" نداشت. برای همین، کتاب ها و افکار دیگران را تحریف می کرد. اگر آن ها 1000 کلمه نوشته بودند، او بدون پایبندی به اصل فکر و نوع نگاه نویسنده 1000 کلمه ای، داستان و حکایتی در 10000 کلمه یا بیشتر می نوشت ولی کار را به نام نویسنده اصلی و خارجی تمام می کرد تا به نوشته خود اعتبار بدهد. چون می دانست که انسان کم سواد عیرانی مقلد هم نوشته های نویسندگان عیرانی را قبول نمی کند. از طرفی دیگر، نویسندگان عیرانی هم بخودشان اعتماد نداشتند.
در حقیقت ذبیح الله منصوری و نویسنده همعصر او، تاریخ یا کتاب از زبان های دیگر ترجمه نمی کردند بلکه آن چه را که رژیم و شاه حاکم بر عیران می خواست و می پسندید، به نام ترجمه و از زبان خارجی ها اما بنا به اراده و ذوق سیستم سیاسی و امنیتی، نوشته می شد تا به ذهن عیرانیان تزریق شوند.
برای همین عیرانیان نوشته های امثال ذبیح الله منصوری را تاریخ می دانند که محققان خارجی و یا تاریخ نویسان و محققات تاریخ نویس غربی آن ها را نوشته اند.
اولا، نوشته های منصوری و امثال او، در قالب تاریخ نوشته شده اند ولی بویی از تاریخ نبرده اند.
ثانیا، ترجمه های آن ها تنها عنوان "ترجمه" و "مترجم" را داشته است ولی در اصل نه ترجمه بوده و نه مترجمی در میان بوده است.
ثالثا، معلوم نیست، کتاب ها و نویسندگانی که امثال ذبیح الله به نام آنان کتاب هایی منتشر کرده اند، چنان کتاب و نویسندگانی بوده باشند.
رابعا، آن مطالب و ادعاهایی که در آن کتاب ها مطرح شده است، بیش از 95 درصدشان تراوشات ذهنی خود ذبیح الله منصوری و امثال ایشان بوده است.
اما حقیقت غیر قابل انکار آن است که ذبیح الله منصوری و امثال او، برای نسل عیرانی مقلد، تاریخ و دین جدید نوشتند و بخورد مردم دادند و مردم سبک و شیوه قلمی و نوشتاری آن ها را جذاب یافته و شیفته آثار آن ها شدند ولی همین خوانندگان از خودشان نپرسیدند که آیا این نوشته ها، رومان هستند که به نام ترجمه و به نام ترجمه تاریخی به مردم داده می شوند یاهیچ ارتباطی با تاریخ و نویسنده اصلی کتاب ندارند؟
این نوع نوشتار به دوره مرحوم ذبیخ الله منصوری (رضا پالانی و محمدرضا پالانی-پهلوی ها) محدود نشد و ادامه یافت و دوام هم دارد.
من شخصا در این اواخر (1394) کتاب هایی را دیدم که در عیران به نام جناب محمدقلی مجد، از انگلیسی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
جناب مجد یک استاد دانشگاه در آمریکا است. من چند کتاب او را از طریق اینترنت بدست آورده ، با متن ترجمه های فارثی آن ها مقایسه کردم.
باز هم ترجمه آن کتاب ها هم به سبک ذبیح الله منصوری و ترجمه آزاد یا تدوین جدیدی از آثار جناب مجد بودند. یعنی مترجم محترم (!) کتاب جدیدی اما به نام جناب محمدقلی مجد نوشته و منتشر کرده است که با متن اصلی بسیار متفاوت است.
حال باید بدانیم و بپذیریم که ذهنیت و شناخت ما از تاریخ، تاریخ ذهنی اندوخته ها و آموخته های ما (رسمی و غیر رسمی) در مدارس و داشنگاه ها یا در کتاب هایی مانند نوشته های ذبیح الله منصوری، توسط فارص ها دستکاری شده است.
حال، با دقت در مجموعه کتاب هایی که امثال ذبیح الله منصوری در باره تاریخ فارص ها و تاریخ تورکان، همچنین در باره زندگانی سیاسی شاهان تورک و شاهان فارث نوشته اند، می می توانیم بفهمیم چقدر دور از حقیقت است و چقدر می تواند اذهان خواننده را بر ضد یک ملت بشوراند و بر نفع ملت دیگر تهییج کند.
ما نباید با استناد به رومان های تاریخی عیرانیان و غیر ایرانیان، تاریخ را در ذهن خود به سان نوشته های رومان ها تصویربسازیم. چنان تاریخی وجود نداشته است بلکه فارث ها خلق کرده اند تا مقاصد سیاسی و ایدئولوژیکشان را پیش ببرند.
حتی نگاه های دینی و شیعی فارث ها و عیرانیان هم عین نگرش تاریخی آنان است. آن نویسندگان، دین و شخصیت های دینی اسلام و شیعه را هم همان طور ساخته و پرداخته اند که متناسب با خواست رژیم و شاه و ملا باشد.
در هر حال، اصل ماجرا در نوشته های عیرانیانی همچون ذبیح الله منصوری، چه در زمینه های تاریخی یا دینی، تحریف تاریخ و دین و قبولاندن نوع نگاه ایدئولوژیم فارثیسم و پان عیرانیسم بوده و است. آن ها تاریخ و دین نمی نویسند بلکه تاریخ و دین جدیدی خلق می کنند. اگر انسان و متفکر غربی، فکر، ایدئولوژی و صنایع بداع و اختراع می کند، نویسنده و روشنفکر عیرانی، دین و تاریخ جدیدی اختراع و ابداع می کنند ولی آیا ما باید آن ها را بپذیریم و به آن ها استناد کنیم؟






Saturday, July 16, 2016

تورکیه جدید در پاسخ به کودتاگران و حامیان خارجی آن ها متولد شد


باز گشت دموکراسی برای ملت تورک بسیار گران و پر هزینه تمام شد. بیش از160 تن از طرفداران دموکراسی تورک، در راه دموکراسی، دولت قانونی و مردمی عالیجناب رجب طیب اردوغان شهید شدند. بیش از 1400 نفر هم در راه دموکراسی زخم برداشته اند.

این کودتا در تاریخ کشور تورکیه، از جهت گستردگی و خشونت و حمله به مراکز سیاسی-اداری و شلیک به مردم، بی نظیر بوده است.

گر چه جناب اردوغان در یک جنگ روانی، کودتاچیان را تعدادی اندکی نامید، ولی واقعیت آن است که این کودتا بسیار گسترده تر از جنگ روانی بوده است.

کودتاچیان نه تنها چندین لشگر ارتش را به خیابان ها آوردند، بلکه از صدها تانک، دها هلیکوپتر و هواپیماهای جنگی اف 16 استفاده کرد.
نفرات و فرماندهان کودتاچیان در تمامی شهرهای مرکزی همه 81 ایالت تورکیه حضور سنگین و نفرت انگیز داشتند.
کودتاچیان نه تنها مردم را به گلوله بستند، بلکه مجلس ملی تورکیه را هم هدف سلاح های سنگین هواپیماها، هلیکوپترها، تانک ها و دیگر سلاح های سبک و سنگین قرار دادند. حتی هتل محل اقامت رئیس حمهور اردوغان در "مرمریس" را بمباران کردند.

بسیاری تصور می کردند که اردوغان از بین رفت و تمامیت سرزمینی و سیاسی تورکیه و همچنین خیزش اقتصادی تورکیه محو و نابود شد. تصور می کردند که تورکیه نابود شدو بخصوص فارث ها از شدت شادی تا آستانه دیوانگی پیش رفتند.
اما چنان نشد. چرا که بین مردم تورک تورکیه و مردم فارث عیران و رهبران این دو ملت و کشور، بسیار تفاوت است و فرق از زمین تا آسمان است.
عین چنین کودتایی اما در مقیاس ماکتوار در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی رخ داد که می توان به آن عنوان کودتای "طهران" را داد. چرا که نقطه صقل آن، فقط در طهران بود.
چون مردم فارث عیران با دموکراسی بیگانه بودند و هستند، در همه شهرها و مراکز جمعیتی به خیابان ها نیامدند تا برای دموکراسی و آزادی خود بها و هزینه پرداخت کنند.
مدیا و رسانه های گروهی عیران، طرفدار کودتاچیان در طهران و در کنار دیکتاتور مطلق ایستاده بودند و نه تنها از دموکراسی و آزادی ملت و رسانه ها دفاع نکردند، بلکه بر طرفداران اندک و انگشت شمار آزادی، نهادهای مدنی و دموکراسی حمله کردند.
از همه خیانت آمیز تر آن بود که محمد خاتمی بر روی رای بیش از 20 میلیون انسان تاکید می کرد.
همه طرفداران آزادی و دموکراسی در عیران فارث زده، منتظر بودند تا خاتمی به میدان آمده و از 20 میلیون رای دهنده به خود بخواهد تا به خیابان ها و میادین شهرها آمده و از آزادی و حقوق خود و دموکراسی دفاع کنند.
این خیال خام، در دل و جان طرفداران اندک آزادی و دموکراسی در عیران فارث زده مرد. خاتمی به مردم، رای مردم، آزادی فکر و اندیشه، آزادی رسانه ها، حقوق مردم، دموکراسی و ... اعتقاد نداشت. همان طور که کودتاگران سپاه به نهادهای مدنی و حقوق ملت و آزادی ها اعتقادی نداشتند. نقطه مشترک فارث رهبر با فارث کودتاچی و فارث دولت و فارث در خیابان و کوچه ها، عدم اعتقاد به دموکراسی و آزادی ها بود.
همه مردم و نخبگان متوجه شدند که محمد خاتمی از آن 20 ئمیلیون رای برای فشار بر رقیب های سیاسی خود استفاده می کرده است تا مزایای بیشتری در سیستم اداری فارث عیران و کنترل بر نیروهای سیاسی- نظامی و امنیتی و اقتصادی (نفتی) بدست بیاورد.
چون خاتمی و فارث ها به قدرت و توان و حقوق مردم و دموکراسی اعتقاد نداشت، از همان مردم نخواست تا به خیابان ها آمده و برای دفاع از حکومت خود، دموکراسی خود و آزادی خود به پا برخیزند.
مدیای عیران هم به مردم و دموکراسی و آزادی اعتقادی نداشت. سعی نکرد تا از قوه ملت برای دفاع از حقوق و آزادی های خود دفاع جانانه بکند.
چرا که منافع ملی و گروهی و حتی منافع شخصی و تشکیلاتی فارث ها و رسانه های گروهی آن ها در حضور دموکراسی و مردم و آزادی ها نبود و نیست. بلکه در سایه دیکتاتوری تامین و تظمین می شود.
معکوس آن چه در عیران فارث زده رخ داد، در تورکیه تورک دیده شد. مردم تورکیه به دموکراسی خود ایمان داشتند. می دانستند که کس یا نهاد هایی با مهندسی، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس را از صندوق آرا بیرون نیاورده اند بلکه خود آن ها این نمایندگان و دولت را انتخاب کرده اند.
دولت، مجلس و نمایندگان، منتخب شورای نگهبان رهبری (قانون اساسی) نبودند بلکه خودشان را نماینده مردمی می دانستند که آن ها را به مجلس فرستاده اند اما دولت و نمایندگان مجلس تورکیه هم مانند مردم تورکیه به دموکراسی و آزادی های مردم ایمان داشتند و خودشان را مانند نمایندگان فارث زده، به چند میلیون تومان در هر ماه نفروخته اند.
برای همین عالیجناب رئیس جمهور: رجب طیب اردوغان در گفتگوی های کوتاه تلفنی با چند رسانه هنوز توقیف نشده توسط کودتاچیان، از مردم خواست تا برای دفاع از دولت خود، مجلس خود، برای دفاع از اراده خودشان، برای دفاع از آزادی های مدنی، سیاسی، اقتصادی و جهت دفاع از دموکراسی خود به پا برخیزند و به میدان ها و خیابان های همه شهرها در تمامی 81 ایالت بیایند.
نمایندگان مجلس از همه احزاب ها و جناح ها هم به پارلمان آمدند. گر چه پارلمان هدف حمله کودتاچیان قرار گرفت اما نمایندگان در دفاع از حقوق ملت و از آزادی های مردم، عقب نشینی نکرده و مجلس را ترک نکردند.
کودتاچیان در همه جا حضور داشتند. بدون نگرانی وارد همه ادارات می شدند و هر کس را هم که مایل بودند، دستگیر و تحت نظر می گرفتند.
احزاب سیاسی هم دست در دست رئیس جمهور تورکیه مردم را به خیابان ها فراخواندند. مردم تورک، علارغم اعلام حکومت نظامی و ممنوعیت رفت و آمد در خیابان ها و میادین و شهرها، مانند آب پاک دموکراسی از خانه های امن خود به بیرون ریختند و مرگ توسط گلوله های خارجی را بجان خریدند.
نظامیانی که بر ضد منافع ملت تورک به خیابان ها آورده شده بودند و می خواستند با زور سر نیزه، تورکیه و آزادی ها، منافع سیاسی و اقتصادی آنان را قربانی منافع دشمنان ملت تورک بکنند، به مردم شلیک کردند. افراد زیادی را کشتند و مجروح کردند ولی تورک و تورکیه عقب نشینی نکردند.
مردم تورک با دستان خالی و به عنوان الگوی دموکراسی قابل تعظیم در خاورمیانه، به مقابله با تانک ها، هلیکوپترها، و سلاح های سبک و سنگین رفتند.
رئیس جمهور محبوب تورکیه هم به استانبول برگشت و به مردم خود که با خواست وی به خیابان ها و میادین شهرها و فرودگاه ها آمده بودند، پیوست. مردم تورک، اطراف فرودگاه را تسخیر کرده و با نیروهای کودتاچی در آن جا درگیر شده بودند. مردم رئیس جمهور خود را در کنار خودشان دیدند که مانند خود آنان از دموکراسی و آزادی و دولتش دفاع می کند و حاضر نیست، کشور و دموکراسی را تسلیم اراده نظامیانی که منافع تورکیه را در سینی طلایی به خارجیان تسلیم می کردند، نشد.
عالیجناب رجی طیب اردوغان کودتاچیان را بازیچه عواملی خارجی "پنسیلوانیا" خواند و آن ها را وابسته دانست.
بتدریج و در مدت کمتر از 24 ساعت تورکیه و مردم تورک، دموکراسی تورک، و نهادهای مدنی تورک در مقابل ارتجاع و نیروهای ضد دموکراسی در منطقه، موفق و پیروز شدند. خیابان ها را و ارتش را تسخیر کردند.
گر چه دولت و مردم تورکیه از حقوق و آزادی های خود دفاع کردند و قدرت دموکراسی را بنمایش گذاشتند، اما باید پرسید، آیا نظامیان بدون حمایت قبلی نیروهای خارجی و بخصوص آمریکا و ناتو می توانستند، کودتا کنند؟
آیا نیروهای خارجی این کودتا را برای نابودی تورکیه مدرن و توسعه یافته تدارک ندیده بودند تا همه دستاوردهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و مدنی و آزادی های فکر- اندیشه و آزادی های رسانه ای را نابود سازند؟
آیا این کودتا برای آن رخ نداد که سیاست های ناتو، تورکیه را تجزیه کنند؟
آیا کودتاگران بازیچه ساست مداران خارجی نبودند تا در سایه حماقت کودتاچیان، به سمت تجزیه تورکیه و تاسیس دولت کوردستان بزرک اقدام کنند؟
آیا کودتا برای آن برنامه ریزی نشده بود که تمامی دستاوردهای اقتصادی و آزادی های مردم تورک را نابود سازند و دیکتاتوری را به تورکیه باز گردانند؟
آیا کودتا برای انتقام گیری از مقاومت تورکیه و شخص اردوغان در برابر سیاست های منطقه ای آمریکا و ناتو نبود؟
اگر این نظامیان راست می گفتند و خواهان صلح بودند، چرا توان خود را صرف مقابله با ترور نکردند و آن را رو در روی دولت و ملت تورک قرار دادند؟
ارتش می تواند ضامن "سئکولاریسم" در قانون اساسی باشد اما آیا ارتش معنی و مفهوم دموکراسی را می داند؟
آیا ارتش تسلیم اراده ملت تورک و خواست آنان بوده است؟
آیا کودتاچیان، در ضدیت با اراده ملت و رای ملت تورک به خیابان ها نیامدند؟
آیا ملاک کودتاگران، رای ملت تورک بوده است؟
اگر ملت تورک اراده بکند که برای خود نوع خاصی از سئکولاریسم یا حکومت دینی-سئکولار داشته باشند، ارتش حق خواهد داشت تا اراده مردم را نادیده بگیرد؟
تورکیه جدید در پاسخ به کودتاگران و حامیان خارجی آن ها متولد شد


Saturday, July 9, 2016

بو بینالار تبریزده قالسایدی، بیزلر فرقیلی دوشونمزدیک می؟






سیزجه بو بینالاردان قالانی وارمی دیر؟

کیم لر او بینالاری تخریب ادیب؟
بونلار قالسایدیلار، بیرلر فرقیلی دوشونمزدیک می؟
نه دن دولایی تخریب ادیب لر؟

کیملر بو وطنین دوشمنی دیرلر؟
کیملر بو آزربایجان دوشمن لرینین ماشالاری و عامیللری دیرلر؟
بو بینالار بیز تورکلرین تاریخی کیملیگی و هوییتی دئییل لرمی؟
بونلاری محو ادیب، یئرین نه لر ایله دولدوماق ایستیرلر؟
بیز بو تخریباتی نه زامان دوردورمالییق؟
نه زامان ائوز دئولتیمیز اولمالی دیر تا بو بینالارین قالانلارین تخریب دن نجات وئرسین؟
بو بینالاری کیم لر تیکیب؟
بو شهرلریمیزی کیم لر آباد اتمیش؟
بو بینالاری کیملر یئخیب؟




یعنی تبریز شهر شوراسی، تبریز ضیددینه تاریخی بیر جینایته ایمضا آتیر؟




یعنی بو محلله نی یئخماق ایستیرلر؟ 

یعنی بیر نئچه بینا ریضا پالانی، محمدریضا پالانی، خومینی کیمی ضیددی تورکلرین اللریندن سالیم جان قورتارمیش دیرلار، اونلاری دا خامنه ای یئخماق ایستیر؟

شهر شوراسی و بلدییه (شهردار) بو جینایتله ره شاهید اولورلار؟ 

یوخسا شهر شورا عوضولری ده بو جنایتی تصدیق ادیب لر؟

یعنی بو شهر شوراسی بیلمیر کی تاریخده لعنتله نه جکلر؟

بیلمیر کی گلن دوور، هئش کیم اونلارین بو خیانه تین اونوتماز و اونلارا گئنه رای وئرمزلر؟


چرا حاکمیت استعماری فارث از اجتماع تورکان می ترسد؟



لیست نام تورکان آزربایجان که به جرم سفر به "دره شیروان" دستگیر شدند

 فارث ها چرا از اجتماع ما تورکان در دره ها و کوه های وطنمان هم می ترسند؟


 فارث ها، در پشت این بازداشت ها، بگیر و ببندها، چه چیزی را پنهان می کنند؟ 

فارث ها می خواهند ما متوجه چه چیزهایی نباشیم؟

آیا فارث ها از اعتماد ما به هم و مبادله افکارمان با هم، و ... نگران نیستند؟

آیا فارث ها به خاطر این ماها را دستگیر نمی کنند که فکر می کنند ما در هر کجا
اجتماع کنیم، برای نابدی عیرانشان، اقدام خواهیم کرد؟


جناب ایشیق سونمز لیست نام این دوستان وطنپرست تورک آزربایجان را این گونه منتشر فرمده اند:

گونئی آذربایجانین شیروان دره سینه گزمک اوچون گئدن و فارس حاکیمیت قووه

 لری طرفیندن توتولوب سونرا بوراخیلانلارین لیسته سی:

رحیم غلامی

.(پویا غلامی (فرزند خردسال رحیم غلامی 14ساله

حسین بالاخانی

عباس بالاخانی

محمد خاکپور

محمد اژدری

کیانوش اصلانی

احمد محمد پور

مهدی هوشمند

عزیز فرض اللهی

مصطفی پروین

سعید صادقی فر

رحیم نوروزی

رضا وحدت

بهنام روحی

 علیرضا بیدار

عبدالله جاوید

 رضا نام




تیم دزدان علی خامنه ای و فیش های حقوقیشان





در مورد این فیش حقوقی ...
وقتی همه می خورند، چرا مدیر روزنامه رهبر نخورد.
اگر آیت الشیطان علی خامنه ای دزد نباشد، نمی تواند در تیم خود با دزدان کار کند.
می توان تیم مدیریتی آیت الشیطان علی خامنه ای را "تیم دزدان" نامید. در مقابل آزادی مدیران برای دزدی بی حد و حصر، دزدان هم باید از سهم خود مبلغ درشتی را به مدیر تیم خودشان: آیت الشیطان، هدیه بدهند.
کسانی که در جمع دزدان حاکمیت فراث ها در عیران حضور دارند، مانند رودی که از گنداب باشد، جز با لجن و دزدها سازگار نیست.
هر فرد سالمی هم که در آن گندآب دزدی های فراث ها بیفتد، گند می زند. چون محیط مدیریت فارثی تنها برای زیست در گندآب مناسب است.
برای همین، حسین شریعتمداری و دستگاه زیر مدیریتش؛ موسسه کیهان، مانند بنیاد شهید، بنیاد جانبازان و ایثارگران، اوقاف، امامزاده ها، سازمان های تبلیغاتی و دینی فارثی، بنیادهای مختلف شیعی فارثی، رادیو و تلویزون های درون مرزی و برون مرزی فارثی، انتشارات، حوزه های علوم دینی فارثی، خبرگزاری ها، سپاه پاسداران، بسیج، اطلاعات، دفاتر نمایندگی ولی فقیه شیعه فارث، امامان جمعه فارث و ... جزئی از همین جمع مدیران دزد است.
شاید کمترین حقوق از آن مدیر موسسه کیهان است(!)بیچاره در جمع دزدان، به عنوان سنگر دفاعی-فرهنگی و تبلیغاتی دزدان فارث، سربازی می کند ولی تنها ...



ایچه ری و دیشاری میللی حرکتچی لرین فرقیله ری


دوستوم!
هئش بیر آغاجی کوکوندن قوپاریب، باشقا یئرده اکمکله، همن آغاجی و همن باری اوندان آلانمازسان! اویله بیر بکلنتی دوغرو دا دئییل.
هر آغاج ائوز یئرینده، گوجلو اولار و بار وئرر.
بو نه دنله، خاریجده یاشایان لارین هامیسی، کوکلریندن اویولوبلار و خاریجه ده "بیتمه مه گه" چالیشیرلار. خاریجه نین قارشیسیندا دایانماغا و اونلا همن اولماماغا دیرنیرلر.
بونون اوچون ده، خاریجه اونلارین گوجله رین اللریندن آلیر. خاریجه بیزیم کیمی کوچورولمه گه مجبور ادیلن لری، گوجسوز ادیر. خاریجه بیزلری که خاریجه نی سئچمه میشیک، گوجسوزلوگه محکوم ادیر. بیزلری ائوزوندن بیلمیر و بیزلری منیمسه میر. خاریجه ده یاشئرسان آمما اونون بیر پارچاسی دئییلسن.
خاریجه ده بیر مملکتین یا بیر سیاسی-حوقوقی قورومون "عوضوو" اولورسان آمما وطنداش دئییلسن. ائوزون ائوزونو جیددی وطنداش بیلرسن و اعلان ادرسن. وطنداشلیقینا جیددی غورورلا باخارسان و اونو خاریجه لی یانیندا گوجلو دیله گتیررسن آمما بو ایصرار سنین ایچینده کی قورخونو ائوزه وورار.
سنین بو ایصراری نین قئراغیندا، خاریجه لی، سنی "موسلمان"، "قاچقین"، "تازا موهاجیر"، "ایشچی و فهله"، خاریجه لی لرین ایش لرین غصب ادن و اللریندن آلان و اونلاری ایش سیز قویان و ... بیلر و حساب ادر.
سن اورانین ایش ماشینینین بیر موهره سی سن. سنه وطنداشلیق وئردیک لری اوچون میننت قویولار. داییما میننت داشیرسان. سن، بو وطنداشلیقی اینسان اولدوغون اوچون "حاق" اتمیرسن. "وطنسیز" اولدوغون اوچون او وطنداشلیقی "دیله نیرسن". وطنداشلیقی "گئری آلماق ایمکانی" شرطی ایله سنه وئریلیر.
بو سیاسی-حوقوقی وئریلگه نین میننتین داشیرسان. سنه "سیاسی نه دن لردن" دولایی "وطنداشلیق" وئریلیر آمما هر آن اونو سندن گئری آلابیلرلر.
خاریجه ده، خاریجه لی لر، سنه "همیشه" بیر "تازا موهاجیر" گوزی ایله باخیرلار. حتتا اونلار کی سندن بیر نئچه ایل قاباق موهاجیر اولموشلار ، ائوزلرین سندن داها چوخ اورانین ضاحیبی بیلیرلر. سنه زورلا قبوللانیرلار.
سن خاریجه ده وطنداشلیق آلارسان آمما سنی هر ایشه بیله آلمازلار. بیر ایش اوچون مین دره نین سویون بیر بیرینه قاتارلار. آن آشاغا ایشله ره مجبور قالارسان.
بو همن "سیاسی و پولیتیک "دئشلاماق" دیر. بو جور دئشلاماغی کیمسه یا هئش بیر قوروم قئناماز. بو دئشلاماغی سنین ائوز باشئوا و خاریجه نین دیل، قانون، کولتور، ایداره، ... سیستیمین بیلمه مه گیوین باشینا یئخارلار. سن "بیلمه مک له" سوچلانارسان و "دئشلانماغین" سنین بوینوون وبالی گوسته ریلر. دئشلانماق حیسس ادیرسن سه، سنین گوناهین دیر، دئییب، سنی گوناهکارلیقیوا ایناندیرارلار.
سن خاریجه ده و بیر بویوک شه هر و میلیونلار اینسان ایچه ریسینده یاشارکن، بیر آدا یا جزیره ده یاشاماق حیسسی آلارسان، تکلیگه محکوم اولارسان.
خاریجه بیزلری، بیر بیریمیزه "غریبه" ادیب. هر کس، بیر یئرده تک دوشوب. سن، بیر یئرده، بیر باغدا، بیر داغدا، بیر دره ده، بیر کتده، بیر شهرده، رابینسون کوروزو اولارسان. بلکه بونو بیلرسن بلکه بیلمزسن!
هه، "بیرلیک اولمایان یئرده دیریلیک ده اولماز!" دئمیش لر. خاریجه یه کوچدورولموش اولان بارلی آغاجلاریمیز، یئنی دن، بار وئرمک سوره سینه چتین گلر. اولار، اونلارین ایچلرینده بیر نئچه سی، یاخجی دا بار وئرسین آمما اونلارین سایی بارماقلار ساییئندان بیله داها آز اولار.
خاریجه ده کوسوز اولان هر بیر آغاجین، او بیری آغاجلارا دایاق دورماخ ایمکانی یوخ دور.
نیه؟
ایسته میر دئلل ها! ایمکانسیز گورونور. اوول گرک هر کیمین ائوزو تازا توپراقلاردا کوک سالسین!
نیه کی هامی ائوز کوکوندن، ایجتیماع سیندان، خالقین دان، وطنین دن، توپراغیندان، و ... قازیلیب. کوکسوز دوروما سوخولدوروب.
هامی بیلیر کی خاریجه ده بو راحاتلیقلا کوک سالماق اولماز. خییالیندا کوک سالماغی راحات گوررسن آمما عملده اونلار ایل بلکه عومورلر بویو زامان آپارار. یوزلر بلکه مین لر ایل سورر، بیر ده، وطنده کی کیمی کوک سالاسان.
بو اوزون زاماندا دا آزلیقدا اولدوقونون اوچون، ارییب آرادان گئدرسن. بونون اوچون دور کی ایچه ری "وطن" دیر. بونون اوچون دور کی وطن آنلامی، حیات داشیر و کیملیک دیر. وطنسیزلیگی چکمه ین، بونو بیلمز و حیس اتمز.
ایچه ری "کوک" دور. ایچه ری "دوغما" دیر. ایچه ری "دیریلیک" دیر. ایچه ری "بیرلیک" دیر. ایچه ری "جریان" دیر. ایچه ری "حرکت" دیر. ایچه ری "اینانج" دیر. ایچه ری "مئیدان" دیر. ایچه ری "موباریزه" دیر. ایچه ری "دوشونگه" دیر. ایچه ری "وطنداش" و "هموطن" دیر.  ایچه ری "هر شئی" دیر. ایچه ری "وارلیق" دیر. خاریجه "یوخلوق" دور.
اشیکده کی میللی حرکت ده کی دوستلارین یوکو، وطنده کی میللی حرکت ده چالیشانلاردان یوزلر قات آغیر دیر. چون خاریجه ده کی میللی حرکتچی بیر اینسان، یوزلر مئیداندا موباریزه آپاریرکن، ایچه ریه ده فیکیرله شیر و الیندن گلدیکجه، قول وئرمه گه و دایاق دورماغادا چالیشیر.
خاریجه ده کی میللی حرکتچی بیر فععالیمیز، تکلیکده، کوکسوزلوکده، وطنسیزلیکده، کیمسه سیزلیکده، دستکسیزلیکده، یالقیزلیلیقدا، وطن و موباریز قارداش باجیلارینین حسرتینده، آتاسیزلیقدا، آناسیزلیقدا، باجیسیزلیقدا، قارداشسیزلیقدا، کیمسه سیزلیکده، بیلمه مه زلیکده، تجروبه لرین هامیسی نین هدر اولماسینده، ساوادین هده ر اولماسیندا، پولون هدر اولماسیندا، ایجتیماع دا تانینماغین هده ر اولماسیندا، ایجتیماع دا ایللر بویو قازالندیقین اعتبارین هده ر اولماسیندا، و ... چالیشیر.
بو بوشلوقلارین هامیسی ال اله وئریر و خاریجه ده یاشایان بیر میللی فععال حرکت پارچاسین ایچه ریدن و اینانجدان بولمه گه و حرکتدن اوزاق توتماغا چالیشیر.
بو بوشلوقلار ال اله وئریر و خاریجه یه کوچورولموش بیر وطنداشی بیر موحتاج اوشاق یا بیر موحتاج یاشلی آدام دورومونا سالیر. فرض ایله کی سنین 50 یاشین وار آمما بیردن بیره بیر موعجوزه اولوب، بیر سئحر اولوب، بیر جادئ اولوب و سن اوشاق اولموسان یا بیردن بیره یاشین چوخالیب دئر.
هامی سنی 50 یاشیندا، ساوادلی، پوللو، ایش صاحیبی، تجروبه لی، هامینی تانییان، هامییه ال وئرن و یاردیمجی تانیرلار و هامینین سندن بکلنتیسی وار آمما سن بیر دیل بیلمز، یول بیلمز، یونتم بیلمز بیر اوشاق، بیر ... دورومونا دوشموسن. کیمسه ده اینانماز بو دردله ره.
بو دردی هئش کیم بیلنمز ایللا بو کی ایللر بویو یاشایا! چون تجروبه اتمه ین، اینانماز! او دوروما دوشمه ین قبول اتمز. اونو تفسیر ادر و باشقا یوللارا یورار.
نئجه کی هئش بیر قیز و اوغلان، آتا یا آناسینا اینانماز. اونلارا و اونلارین تجروبه لرینه عوصیانچی اولار. حتتا خور باخار آمما زامان گئچر، سین یوخاری گئتدیکجه و هر شئیین ائوز زامانی گلدیجه، آتاسین یا آناسین دوشونمه گه باشلار. آوندا دیر کی "جان آی آتا!" یا "جان آی آنا!" دییر. همده اورک دن دییر.


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs