Monday, September 5, 2016

صدای دوهول بنیاد آذربایجان ... از دور هم خوش نیست



خیلی خوشحالم که اعتراض به سیاست های "بنیاد فرهنگ و ادب آذربایجان" از داخل و از آزربایجان جنوبی شروع شده است.

مردم تورک و بخصوص روشنفکران آزربایجان جنوبی، متوجه حیله و سیاست جدید اما کثیف پان فارثیسم برای از بین بردن هویت تورکی آزربایجان در زیر پرچم و آرم پانفارثیسم: "بنیاد فرهنگ و ادب آذربایجان" شده اند.

فعالان مدنی و روشنفکران آزربایجان دریافته اند که دشمن تورکان و آزربایجان در لباس تازه ای به ما حمله کرده است و هدف دشمن تورکان، قتل عام فرهنگی تورکان است.

دشمن تورکان آزربایجان تصور کرده است که چون قتل عام تاریخ، فرهنگ، زبان، و ... در زیر عنوان "بنیاد ... قتل عام آزربایجان" است، کمترین اعتراض و مخالفتی را در پی خواهد داشت. اما آزربایجان اویاق دیر و دوشمه نین هر حیله سین و ته له سین گورور. آزربایجان دوشمنی هر هانکی دوندا و قئلیقدا اولور اولسون، آزربایجان خالقی ائوز دوشمنین یاخجی تانیز. آزربایجان تورکو دوشمنی اولان فارثیسم بو سفر "بنیاد ..." آدی ایله تورکلر ایله ساواش مئیدانینا گیریب لر.

آزربایجانیان تورک، فهمیده اند که شعارهای خوش صدای "دوهول" وار فارث ها، تنها برای گرفتن رای تورکان بوده است تا در سایه آن آرا، بر تشدید الیناسیون و از بین بردن زبان و تاریخ و تمدن و فرهنگ ما تورکان کوتاهی نکنند!

 امید که مردم تورک آزربایجان دیگر فریب، راست و چپ، اصلاح طلب و محافظه کار، ملا و عامی، دکتور یا مهندس، و  ... را نخورند و بدانند که "فراکسیون ترک" هم بخشی از همان بازی فارثیسم برای خرید وقت کافی، عملی کردن برنامه هایشان برای الیناسیون تورکان و هضم کردن تورکان در معده تعفن فارثیسم است


Sunday, September 4, 2016

فارس نشین = تورک نشین




فارس نشین = تورک نشین
رادیو فردا: ارگان سیاسی پان فارسیسم، با هدف تحریف اخبار


انصافعلی هدایت
تورنتو- کانادا

اصول حرفه ای خبرنگاری بر "بی طرفی" در تولید و در ارسال خبر تاکید می کند.
"رادیو فردا" یکی از رسانه های خبری است که طبق اساسنامه و تاکید دولتمردان آمریکا، باید در تهیه، تولید و انتشار اخبار و پیام های رسانه ای (خبر، تحلیل، گزارش، مصاحبه، طنز، و ... نوشتاری، شنیداری و دیداری) "بی طرف" باشد اما به هنگام بررسی اخبار و مطالب این رسانه، مشاهده می کنیم که این رسانه آمریکایی، در تولید مطالب خود، بی طرفانه حرکت نمی کند و تمامی تولیدات آن با هدف تامین منافع سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... قوم فارس (در ایران) و در ضددیت با منافع گوناگون ملل دیگر، مانند تورکان، عرب ها، بلوچ ها، تورکمانان، کوردها، لرها، گیلانی ها، مازنی ها و ... تهیه و منتشر می شود.
این روش جانبدارانه، توسط مدیران وسردبیران (بطور مستقیم یا غیر مستقیم) به خبرنگاران، نویسندگان و ادیتورهای رادیو فردا تزریق می شود.
 اگر رسانه ای مانند رادیو فردا، در تولیدات خود  حافظ اصل اساسی خبرنگاری و فعالیت رسانه ای؛ "بی طرفی"، نباشند، این جانبداری به چه معنایی خواهد بود؟
آیا طرفداری رادیو فردا از یک ایده، جریان، نژاد، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد، تمدن، باور، دین، سیاست و ... رادیو فردا را "ارگان" و بلندگوی آن  جریان یا ایده سیاسی، فرهنگی، ملی، نژادی، و ... تبدیل نمی کنند؟
آیا رادیو فردا تریبون پان فارسیسم نیست و بر ضد ملت تورک و دیگر ملل در ایران به پروپاگاندای زهرآگین مشغول نمی باشد؟
آیا طرفداری از قوم نژادی فارس در ایران (نه در افغانستان و دیگر همسایه ها)، در همه تولیدات رادیو فردا به معنی مخالفت و اعمال سلیقه سیاسی خاص، در ضددیت با دیگر ملل ساکن در ایران کنونی نیست؟
من، شخصا در باره تولیدات رادیو فردا و گرایش های نژادپرستانه در حمایت از "نژاد فارس" در ایران و در ضددیت با ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد و ...، آن هم در همه اقسام از تولیدان رادیو فردا، تحقیق مفصلی را انجام داده و گزارش خود را به گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران؛ "دکتر احمد شهید" تقددیم کرده ام.
در این جا نمی خواهم به آن گزارش بپردازم. بلکه هدفم، بررسی خیلی کوتاهی در متن یک مطلب تولیدی در رادیو فردا است.
رادیو فردا در تاریخ 14 شهریویر 1395 گزارشی با محتوای جالبی به قلم آقای احسام مهرابی، تحت عنوان "از«حیدربابا» تا فراکسیون ترک‌زبان‌ها" منتشر کرده است.

این گزارش نسبتا بالا بلند، دارای 38 پاراگراف، 1.517 کلمه و 6968 حرف و دو عکس است.

همان طور که از تیتر نوشته فهمیده می شود، این فراکسیون متعلق به "تورکان" نیست بلکه متعلق به "ترک زبانان" است. یعنی نمایندگان عضو این فراکسیون، در حال تاسیس فراکسیونی برای "تورکان خالص" نیستند بلکه فراکسیونی تاسیس می کنند که از سرزمینی دیگر به ایران مهاجرت کرده اند و دو زبانه می باشند.

می دانیم که عوامل رادیو فردا اهل جمهوری چک نیستند بلکه از ایران یا کشورهای دیگر به آن جا کوچیده اند و بعدها، شهروند چک شده اند. مردم و رسانه های چک به این افراد "چک های فارس زبان" یا " فارس زبان" خواهند گفت. چرا که این افراد اصلن و ذاتا متعلق به چک نیستند ولی بعدا و بنا به دلایلی، تابعیت و شهروندی چک را اخذ کرده اند.

آیا تورکان ساکن جغرافیایی به نام ایران هم مانند عوامل رادیو فردا، مهاجرانی هستند که به تازگی شهروندی ایران را گرفته اند؟ یا برای صدها، بلکه هزاران سال، ساکن آن مناطق بوده و آن مناطق، وطن و سرزمین اجدادی آنان بوده و است؟

آیا این گونه خبر نویسی، توصیف ها و توضیح ها، انکار یک واقعیت (وجود ملتی با نژاد تورک، با زبان تورکی، و در همه جای سرزمینی به نام ایران) نیست؟

آیا نویسندگان این نوع کلمات در رادیو فردا معتقد نیستند که تورکان مهاجر و (شاید) هم اشغالگرانی هستند که روزی، باید اخراج شوند؟

نویسندگان رادیو فردا با بکار بردن این نوع کلمات، در پی القای کدام مفهوم ضد انسانی هستند؟ و چرا بر تکرار این نوع کلمات نژادپرستانه اصرار می ورزند؟

در گزارش جناب مهرابی، کلمه "ترک" 45 بار در قالب ترکیب های مختلف و نژادپرستانه تکرار شده است.

ترکیب "ترک زبان"، 33 بار تکرار شده است که در پی القای مفهومی از نژادپرستی است و تاکید می کند که این افراد "ترک" (تورک) نیستند بلکه هویتی غیر از "تورک" بودن دارند که در اثر نافهمی، هویتشان را از دست داده اند و نمی فهمند که باید هویت اصیل خودشان: "فارس" یا هویتی بدون ریشه تاریخی و جعلی "آذری" را دوباره بدست بیاورند.

نویسنده، شاید عمدا وشاید ناخواسته،  تلاش می کند تا 33 بار بر خواننده خود ضربه بزند که تو تورک نیستی، تورک بودن هویتی ساختگی است که باید از تورک بودنت خجالت بکشی و فرار کنی.

یادم افتاد که وقتی هفت ساله شدم و پا مدرسه گذاشتم، فارس ها برای این که به من تورک، زبانشان را تحمیل کنند، سپاهی دانشی 20 ساله را مامور کرده بودند تا به من و هم سنان من، فارسی را به عنوان زبان اصلیم بپذیراند. نظامی یاد شده، 3 مداد در لای انگشتان دست کوچک من می گذاشت و با قدرت تمام با من دست نامردی می داد و دستم را با قلدریش می فشرد و از گریه گردن من، زجر کشیدن من، خونریزی انگشتانمن، از اشکی که می ریختم، مانند یک شکنجه گر شاهنشاهیش، لذت می برد تا هویت تورکی من را از من خارج کرده و به زور قد بلند و بازویش، هویت فارس را بر من قالب کند.

جالب است، وقتی پا به سن دوران تحصیل در راهنمایی گذاشتم، آقای فرقانی نامی که معلم زبان انگلیسی بود، برای القای انگلیسی بودن به من و همکلاسانم، همان مدادها را لای انگشتان ما می گذاشت و می فشرد.

جالب است که در پی آن همه شکنجه و تحقیری که روا می داشتند، نه توانستند ما را انگلیسی کنند و نه توانستند ما را فارس کنند!

ما علیرغم همه آن شکنجه های جسمانی و روحانی در مدارس دولت فارسیستان، تورک ماندیم و بر تورک بودنمان هم اصرار می کنیم.

حال که من و میلیون ها تورک فریاد می زنیم که ما تورک هستیم، هویت اصیل من و و دیگر تورکان، از نظر رادیو فردا چیست؟ که رادیو فردا ما را تورک زبان می نامد.

باید نویسندگان رادیو فردا توضیح بدهند و بگویند که چرا میلیون ها انسان تورک در سراسر ایران، بر عکس اصرار عوامل رادیو فردا، خودشان را "تورک" می نامند و حتی در مبارزه با "ترک زبان" خوانده شدن خودشان، به خیابان ها می آیند؟ این پدیده ساده ای نیست که رادیو فردا بخواهد برای آن تاریخ جعلی بسازد.

میلیون ها تورک در همه شهرهای ایران شما فریاد می زنند: "هارای هارای من تورکم!" یعنی "فریاد فریاد، من تورکم!" و در راه اثبات هویت تورکی خودشان، کشته هم می دهند تا اثبات کنند که قد، قلم، زبان و نوشتار امثال نویسندگان نژادپرست رادیو فردا، حقیرتر از آن هستند که بخواهند هویت فردی، اجتماعی و تاریخی یک ملت با هزاران سال سابقه تاریخی و تمدنی را تغییر دهند و برای این ملت، هویتی جعلی بسازند.

به هر حال، این شیوه تولید مطلب، در قوانین چک که عوامل رادیو فردا در آن ساکن هستند، قابل پیگرد قانونی نیست؟

آیا این نوع نوشته ها، در چک، در چهارچوب نژادپرستی طبقه بندی نمی شوند؟ آیا رسانه های چک، اجازه انتشار این نوع اخبار با این نوع نگرش نژادپرستانه به نفع یک قوم (مثلا آلمانی ها) و به زیان ملت دیگر (یهودی ها) را می دهند؟

حتم دارم که مجلس سنای آمریکا با چنین واژه های نژادپرستانه ای که عوامل رادیو فردا بکار می برند، بسختی مخالف است.

باید پرسید که چرا به جای ترکیب نژادپرستانه و ضد تورک "ترک زبان" از کلمه ساده "ترک" استفاده نمی کنند؟

به چند نمونه از متن نوشته، دقت بفرمایید و قضاوت بکنید که آیا می شود به جای آن ترکیب توهین آمیز، از کلمه ساده "تورک" استفاده کرد یا نه؟

1. ... نمایندگان ترک‌زبان در هیات رئیسه .

2.  ... عباس دوزدوزانی نماینده ترک‌زبان تهران عضو ...

3. ... یک نماینده ترک‌زبان پس از ۲۸ سال نایب ...

4. ... خود را مدیون نمایندگان ترک‌زبان نبود ...

5. ... در استان‌های ترک‌زبان مطلوب نبوده ...

 6. ... تعداد وزرای ترک‌زبان در کابینه ...

7.  ... از نمایندگان ترک‌زبان اصلاح‌طلب ...

8. ... و نمایندگان ترک‌زبان ناکام می‌مانند ...

9. ... نمایندگان اصولگرای ترک‌زبان از جعفر ...

10. ... برخی از نمایندگان ترک‌زبان به عنوان ...

ترکیب "ترک نشین" هم هشت بار (8) بار تکرار شده است. تعدادی از استان های ایران، دارای اکثریت بیش از 99 درصدی از تورکان هستند ولی برخی از استان ها دارای درصدهای متغییری از ترکیب تورکان با ملل دیگر و از جمله عرب ها، بلوچ ها، تات ها، لرها، گیلکی ها، مازنی ها و ... و فارس ها هستند.

آیا اگر نویسنده رادیو فردا بخواهد در باره فراکسیون فارس ها بنویسد (اگر چنان فراکسیونی تاسیس شود)، باز هم از عین همین واژه در باره فارس ها استفاده خواهد کرد؟

مثلا آیا رادیو فردا خواهد نوشت که فارس زبان های استان طهران، فارس زبان های کرج، فارس زبان های کرمان، فارس زبان های شیراز، فارس زبان های کاشان، فارس زبان های یزد، فارس زبان های خراسان رضوی، فارس زبان های اصفهان، و ...؟

آیا نویسندگان رادیو فردا به هنگام خواندن پاراگراف بالا، همان احساسی را دارند که در نوشتن متن " از «حیدربابا» تا فراکسیون ترک زبان‌ها" و نسبت به تورکان داشته اند؟ یا ناراحت شده و احساس کردند که این نوع نوشتار، در پی آن است تا فارس ها را از متن به حاشیه براند؟ فارس هایی که شاید از هندوستان و شاید هم از روسیه و سیبری و به همراه کوروش، به اینجا کوچیده اند؟

نویسندگان فارس در نوشتار خودشان تلاش می کنند تا با بکار بردن ترکیب های توهین آمیز یا حتی خنثی، در ذهن خواننده و شنوده، تورکان را از متن به حاشیه برانند و تورکان را از کادر اصلی به بیرون هدایت کنند.

عوامل رادیو فردا می خواهند، اهمیت و جایگاه تاریخی، سرزمینی، زبانی، فرهنگی، تمدنی، وطنی تورکان را انکار کنند یا شنونده و خواننده را به آدرسی به غیر از نشانی تورکان بفرستند.

این در حالی است که بنا به احتمالاتی، تعدادی از شنوندگان و خوانندگان رادیو فردا و دیگر رادیو های همطراز آن، از تورکان هستند. عوامل رادیو فردا تلاش می کنند تا آنان را "بی مقدار"، "بی اهمیت"، "ناچیز"، "غیر قابل توجه"، "حقیر"، "محتاج"، "زیر دست"، "پست" و "..." جلوه دهند.

در این حالت، خواننده یا شنونده نا آگاه از تبلیغات زهرآگین پان فارسیسم در رادیو فردا، تلاش خواهد کرد، خودش را از تاریکی و حتی از بخش خاکستری به بخش روشن تر بکشند و این میسر نخواهد بود، مگر این که در تعریف هویت و کیستی خودش، با نویسنده یا مجری برنامه رادیو فردا همرنگ و همنوا شوند. ولی غاقل از این که دوران تئوری "تزریق هویت" به پایان رسده است. دوران "تبادل اطلاعات" و حتی دوران "کامنت گذاری" رسیده است.

با هم به جند مورد از ترکیب "ترک نشین" رادیو فردا که هشت بار (8) هم تکرار شده، دقت کنیم:

1. ... هیئت رئیسه از نمایندگان استان‌های ترک‌نشین بوده‌اند.

2. ... هم نمایندگان مناطق ترک‌نشین تلاش کرده‌اند که ...

3. ... ترتیب استان‌های ترک‌نشین معمولاً ۳۹ کرسی در ...

4. ... فراکسیون مناطق ترک‌نشین برای نمایندگان ...

5. ... موافقان تشکیل فراکسیون مناطق ترک‌نشین اما می ...

6. ... فراکسیون مناطق ترک‌نشین هنوز تشکیل نشده، خبرساز شده و ...

اگر به جمله های ناقص در بالا دقت بفرمایید، خواهید دید که نویسندگان رادیو فردا عامدانه، تلاش می کنند تا هویت جغرافیایی و وطنی تورکان را به زیر تیغ "شبهه" ببرند و به خواننده و شنونده خود القاء کنند که در هیچ جای ایران، تورکان در اکثریت نبوده و دارای وزن هم  نیستند. یعنی تورکان به مثابه آپارتمان نشین و کرایه نشین هستند که یک روزی باید این خانه را تخلیه کنند.

در حالی که می دانیم، تورکان در خاک های تاریخی آزربایجان زیسته اند و این مناطق، وطن و سرزمین آباء و اجدادی تورکان بوده اند.

همان طور که دیگر برادران ما؛ تورکمانان هم در سرزمین های تاریخی خودشان زندگی می کنند.

همچنان که قشقائیان تورک هم حداقل، بیش از پانصد سال در استان های فارس نشین ساکن بوده اند و نمی توان استان فارس، اصفهان و ... را ترک نشین ننامید بلکه استان های فارس نشین به همان میزان که سرزمین فارس ها هست، به همان میزان هم سرزمین تورکان است و خواهد بود.

اگر تورکان قشقایی را "ترک نشین" بنامند، فارس ها هم به همان میزان و در همان مناطق، "فارس نشین" خواهند بود. این مثال در مورد تورکان خراسان، تورکان خوزستان، تورکان لرستان، کرمان، تورکان طهران، تورکان مرکزی، و ... هم صادق است.

رادیو فردا در این نوشته، سه (3) بار از ترکیب "ترک بودن" استفاده کرده است که

1. ... وزارت پزشکیان در دولت محمد خاتمی هم البته با ترک بودنش بی‌ارتباط نبود ...

2. ... راه‌یابی به مجلس می‌شوند و ترک بودن تنها می‌تواند میزان رأی آنها به نسبت به دیگر ...

3. .... وب‌سایت انتخاب ترک بودن امیرآبادی را یکی از دلایل رأی ...

نویسنده یکبار هم از کلمه "ترکی" استفاده کرده است.

با این همه، باید از عوامل رادیو فردا و بخصوص از آقای احسان مهرابی، یک "تشکر" جدی هم بکنم. چرا که مقاله جناب مهرابی حاوی توهین به تورکان نبود.

احتمال می دهم که جناب مهرابی دانسته، نخواسته است تا ما تورکان را "آذری" بخواند. آذری، کلمه ای است که از زمان رضا پالانی (پهلوی) و برای الیناسیون و القای هویتی جعلی به ما تورکان و برای باز تعریف ما و برای انحراف ما از تورک بودن خودمان مطرح شده و می شود.

نویسنده این مقاله بخوبی از میزان حساسیت جامعه و ملت تورک به آن توهین آگاه بوده و با زرنگی تمام تلاش کرده است تا از کنار آن، رد شود.

می دانم که حداقل تعدادی از همکاران جناب مهرابی به وی حمله کرده و او را سرزنش خواهند کرد که چرا در یک مقاله، 45 بار از نام مقدس "ترک" استفاده کرده است؟ و او می بایست، به جای تعدادی از آن ها، از واژه جعلی و ضد تورک، "آذری" استفاده می کرد.

 امیدوارم که این نقد، باعث درک بهتر و تغییر نگرش به موضوعی حساس همچون "تورک" در وی و دیگر همکاران وی بدل شود.

از طرف دیگر، نمی خواهم جناب مهرابی را به نژادپرستی متهم کنم اما می دانم که او هم به مانند بسیاری دیگر از نویسندگان آموزش گرفته در دوران پالانی ها و خامنه ای و خمینی ها، ناخودآگاه، تحت تاثیر آموزش های نژادپرستانه و برتری طلبانه فارس ها قرار گرفته است و رهایی از این آموزش هاس ضد انسانی، بسیار سخت و دشوار است.

    

 

                        

 

 

 

 

تحریف قرآن توسط فارث ها



در عکس زیر، متن عربی قرآن "غیر المغضوب علیهم و لا الضالین" را  در ترجمه به زبان اسپانیایی، به "ایرانی ها"ی فارث، ترجمه و تحریف کرده اند. 

من شخصا معنی اسپانیایی آیه را در گوگل به عربی ترجمه کردم و به این معنا در آمد: "لیس لاولئک الذین هم من الایرانیین ان من الضالین"، معنی فارسی  ترجمه به زبان اسپانیایی این آیه چنین است: " برای آنهایی که از ایرانیان هستند، امکان گمراهی نیست." 

تورکجه بویله معنادا دیر: "ایراننیلاردان اولان لار اوچون گومراهلیق (آزماق) مومکون دئییل."



Saturday, September 3, 2016

it is the right time to republish: The Tomorrow of Iran will Be Bloodshed



I wrote the bellow article in 2008 and I think it is time to review it again. When I rote this article, it does cost me all my journalistic jobs that I had them in USA based Persian radios that founded by USA institutions. There were a lot of Persian were standing against me at the time. now, they may have better understanding of the problem they were trying to hid them. Because the racism is as large as a political Tsunami main to destroy the country by the name of Iran. Tens of Thousands of Persian were chanting: "Vaveyla! Vaveyla! Arabs Kosse nanat!" (wow! wow! Arabs in your mother's mussy!)



The Tomorrow of Iran will Be BloodshedEnsafali Hedayat;

Iranian- Azeri Independent Journalist
Hedayat222@yahoo.com
+1-416-497-8070
Toronto- Canada


I received a scroll today from the Iranian Azeris. It was signed by more than 17,536 Azeris from all over the world. The Azeris are one of the many Iranian ethnic groups. There are other ethnicities in Iran, including the Persians, Arabs, Kurds, Turkmans, Baluchs, Sistanies, and so on. Most Iranians believe that the Azeris and Persians are the most dominant communities among all of the ethnicities and they think that the political and economic power in Iran belong to both of these two major ethnic groups.
However, each group believes itself to be the most popular in Iran. The population of Iran is around 72 million. The Azeri political and social activists claim that the Azeri population comprises the actual majority, since they number 35 million. Even so, the ruling Persians somehow manage to relegate them to minority status.
Meanwhile, the Azeris were in power for more than one thousand years, and throughout all those centuries, they did not impose their Turkish culture and language on other Iranian ethnics. However, when the political power turned to Persian hands in the 1920s, the government imposed the Persian culture and language, designating Persian as the only official language and suppressing almost 120 languages in Iran in this relatively short period of time.
Unfortunately, there are no reliable statistics on the populations of Iranian ethnic groups. Like many other matters, it is kept under a cloak of secrecy. The Persian political system calls the Azeris in derogatory names in public and the media. In fact, the Iranian media feel free to make Azeris the main subject of a lot of jokes. The official print media and radio and television stations present them in despicable, distorted situations. For example, in May, 2006, an insulting and inflammatory cartoon was published in Iran, the daily newspaper of the official Iranian news agency (IRNA). The cartoon depicts a cockroach which talks in Azeri, instead of in Farsi, the official or newspaper’s language.
The government eventually shut down its own official newspaper, but only after a huge public protest. In 2006, outraged by the controversial cartoon and the government’s institutionalized discrimination against Azeris, the Iranian Azeris held large demonstrations in districts, cities and regions where the Azeris constitute the majority. Their main slogan was: “We are Turks!” and “The Turkish language should be official!”. They called upon the politicians of the Islamic regime to honour the Iranian Islamic Constitution’s fifteenth and nineteenth articles that allow all the ethnic groups to use their local languages in schools and universities, besides Farsi as an official language.
That national protest was as close as Iran has come to a revolution in almost thirty years. Hundreds of thousands of Azeris filled the streets. It reminded the authorities of the role played by the Azeris in the Islamic Revolution in 1978. They thought it may happen again, as it was begun by and continued by Azeris.
Therefore, the Islamic regime called thousands of its troops to quell these demonstrations. In total, the police, secret intelligence forces, Revolutionary Guards and civil militants (Basiije) killed at least eleven and arrested more than 1300 people. At least these are the two figures recorded by Iranian official news agencies.
It was the biggest demonstration in Azeri history since 1978—although there were also a lot of peaceful demonstrations from 2000 every year in the Azeri-dominated provinces. I was a journalist there and I was monitoring both sides of the action. Despite my Azeri ethnicity, my thinking is not the same as that of most Azeris. In other words, many of them support the goal of full separation in theory and practice. I am an Azeri-Iranian journalist who does not have any interest in the separation of an Azerbaijan of Iran. Nevertheless, I am an advocate of the recognition of the cultural, economic, historical and ethnic distinction of Azeris and other ethnic groups in Iran. And I am the witness of deep discriminations in these fields.
There is such deep discrimination towards non-Persian Iranian Muslim ethnics in Iran that you cannot imagine it at all, because it is not possible for you to imagine yourself as the victim of such blatant discrimination and persecution. Most Canadian-born people have not felt the effects of this degree of racism and its long-term psychological and political effects. Only the people who have grown up in such a situation can fully comprehend what it feels like to be treated as second class citizens. Only they can imagine what I am going to say.
You should thank God that you were not raised in a society like that of Iran—to feel what we endured on a daily basis. The government’s attitude towards Azeris and other ethnicities in Iran is more like the deprivation of food and goods. I have been a witness to that discrimination myself because I was not permitted to read and write the language of my ancestors, that is, Turkish. I do not know anything about my background, history and culture. But I do know the Farsi and Persian culture and history perfectly, as I was forced to learn it officially in schools and university and by every bit of education and high professional training in journalism.
Although I know very little about my background, I have studied my language on my own outside of school. I know there are a few other Iranian religious ethnic groups that have their linguistic and religious rights there. However, they are relatively small groups compared to other Iranian ethnic minorities. For instance, the Armenians of Iran have special permission to have their own schools in their languages there. It is good and I am glad that they are allowed a little bit of their human rights, but what about us and other ethnics? We Iranian Azeris, Kurds, Arabs, Baluchs, Turkmans, and Sistanis constitute huge populations. However, we do not have our human rights to read, write and study in our languages in official schools and universities.
I have written many articles on this subject, not only when I was reporting from Iran and when I was in prison as a dissident, but also since I have been living in exile in Canada. Given the growing ethnic tensions, I predict that the Iranian future will be worse than politicians estimate. The future of Iran will be full of war, blood and dead bodies—and the division of the country into small parts.
Clearly, the future will bring regional and ethnic violence in Iran and throughout the Middle East. The onus is on the world human rights organizations and individual activists to do something now to prevent a tomorrow of disaster and devastation in that region.
As an Iranian journalist living in Canada, it is my duty to make you aware and ask you to do your best for all the Iranian people who have been living for tens of centuries there together. Please be realistic about Iran’s future before it changes to a new Darfur.


چر از انسان شرقی بیزاریم و شیفته آدم غربی هستیم؟



یکی در فیس بوک و در باره این تصویر نوشته است 
اگر تو آمریکایی یا اروپایی بودی عکست تمام دنیا پخش شده بود و برایت شمع روشن می کردند و برایت شعر و ترانه اجرا میکردند و بنای یادبود برپا میکردند.



و من به عنوان مردی از شرق چنین فهمیدم که

همه ما غرب زده ایم و انسان شرقی را آدم و جاندار حساب نمی کنیم.
چرا که خودمان را نسبت به غربی ها، حقیر یافته ایم و نسبت به شرقی، نژادپرستانه

رفتار می کنیم.

از طرف دیگر، از شرق و انسان شرقی متنفریم!

چرا؟

چون غربی ها پولدارترند و ما شرقی ها فقیر تر.

عربی ها بیشتر پناهنده می گیرند و ما بیشتر پناهنده می فرستیم.

چون غربی ها با بمباران هوایی و با هر بمب، ده ها انسان شرقی را می کشند

اما ما از آن همه کشتارهای غربی ها بی خبریم

لکن، شرقی، برای کشتن یک غربی یا طرفدار غرب، خودش را هم می شکد.

رسانه ها جنایاتی را که انسان شرقی می کند، نمایش می دهند ولی جنایات غربی ها،

پنهان می شود.

چون من و تو، فریب تبلیغات مدیا را می خوریم و ذهنمان را به دست رسانه ها و

تبلیغاتشان داده ایم

و دیگر این که من و ما، در غرب زندگی می کنیم

برای همین هم، یا باید طرفدار کشتار غربی ها باشیم و یا سکوت کنیم.

در غیر این صورت، ما را از کشورهای غربی اخراج یا دپورت می کنند.

نه؟

و وگر نه، انسان، انسان است و جاندار

شرقی و غربی ندارد.

کشتار، کشتار است،

کم و زیاد ندارد

بمب، بمب است

هوایی و زمینی

بمب مقدس و بمب انتحاری دارد

ولی

ما ساکتیم.

چرا؟









گلن بیر نسلین ایستیراتئژیسی: خانیملارین آزادلیق و ایستیقلالی





منجه، گلن 10 تا 15 ایلین ایستیراتئژیک شوعاری و هدفی "آزربایجان خانیملاری نین آزادلیقی و ایستیقلالی" اورمالی دیر! 
اگر 1370 دن بو گونه دک (گئچمیش 25 ایلی) خانیملار و قیزلاریمیزین آزادلیقی و ایستیقلالی اوچون، چالیشسایدیق، ایندی وطن آزاد اولموش دور. 
قدیم لر آزربایجاندا هر 25 ایله بیر "قرینه" یا "قرن" دییردیلر. یانی هر 25 ایلده بیر نسیل دئییشیر. 
باتی ائولکه له رینده ده هر 25-30 ایله، بیر "نسل قرنی" دئییلیر. یانی بیر نسیل دئییشیر. 
اگر بیز، بیر نسلین خانیملارین آزاد یئتیرسک، اونلارین آزادلیق و ایستیقلالین رسمییه ته تانیساق، اونلار، وطن و وطن ائولادینین ایستیقلالین بیزه ایکی اللی هدیه وئررلر

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc