Friday, July 7, 2017

هدایت و دیالوگ، دنیا را از پنجره ملل غیر فارس به شما نشان می دهد




آیا نگران آینده اقتصادی و سیاسی جامعه و فرزندان خود هستید؟
آیا می خواهید بدانید که بر سر ایران و منطقه چه خواهد آمد؟
آیا مرزهای ایران فرو خواهند ریخت و چند کشور مستقل زاده خواهند شد؟
آیا اقتصاد ایران بسمت ورشکستگی می رود؟
آیا دارایی های شما در بانک ها و موسسات مالی و پولی ایران، در امنیت قرار دارند؟
آیا ایرانیان و فارس ها در قرن 21 به اصول، شرایط و لوازم  دموکراسیتن خواهند داد یا باز هم با کلمات بازی خواهند کرد؟
آیا در ایران چیزی به نام روشنفکری وجود دارد؟ روشنفکر ایرانی چطور فکر می کند؟
آیا فارس ها به حقوق بشر اعتقاد دارند و همه مواد حقوق بشر را می پذیرند؟
آیا دول خارجی، در مبارزه با تروریسمی که تحت حمایت ایران است، به ایران حمله خواهند کرد؟
آیا حکومت ایران و فارس ها حاضرند تا برای صلح درآینده جغرافیای ایرانیان، حقوق صد درصد برابر با تورکان، تورکمانان، عرب ها، بلوچ ها، کوردها، و دیگر ملل و اقوام ساکن در ایران را در همه ابعاد اجتماعی بپذیرند؟
برای پاسخ به این قبیل سوالات و سفر به عمق ذهن افراد، احزاب و جمعیت های فارس و غیر فارس و آشنایی با طرز نگرش آنان در رابطه با آنچه که به زندگی کنونی و آینده شما مرتبط است، با برنامه "دیالوگ" همراه شوید
!
انصافعلی هدایت در دیالوگ، شما را با ایران قرن 21 آشنا می کند
گوناذ تی وی و دیالوگ، دنیا را از پنجره ملل غیر فارس به شما نشان خواهد داد
 دیالوگ، به همراه متفکران از ملل و اقوام ساکن در ایران، در روزهای شنبه از ساعت 21:30 به خانه های شما خواهد آمد
برنامه دیالوگ را در گوناذ تی وی، فیس بوک، یوتویوب و 
www.gunaz.tv
 دنبال کنید 

Sunday, July 2, 2017

علایم نابودی یک تمدن






خود ویدئو و موضوع، اصلا مهم نیست.
مهم و خیلی مهمتر از نوع نگاه برنامه سازان رادیو- تلویزیون ایران، جمله سازیی هایی است که کارشناس این برنامه می برد.
وقتی برای بار اول به این ویدئو نگاه می کردم، تصور کردم که جمله بندی کارشناس، فارسی است اما زمانی متوجه شدم، او فارسی صحبت نمی کند که کارشناس، فعل آخر جمله را ادا کرد. 

https://www.facebook.com/urmu.azer64/videos/1950583421845086/

دقت فرمایید: "هر چقدر که ملت ها و جوامع اشتراکات فرهنگی یوخاری اولسا، اقتباس فرهنگی ده بسرعت انجام تاپار."
در این جمله مشروط کارشناس تحصیل کرده که برای جامع تورک آزربایجان نظر کارشناسی ارائه می کند، تنها و تنها دو فعل "یوخاری اولسا" و نیم دوم فعل فارسی-تورکی"انجام-تاپار"، تورکی و فازری (فارسی-آزری) است.
یعنی، در کل این جمله، یک و نیم کلمه از 14 کلمه تورکی و نیمه تورکی است.
یعنی در هر کلام 28 کلمه ای او، سه کلمه ناقص تورکی می تواند بزبان رانده شود.

یعنی 12% کلمات این کارشناس، احتمالا یا تا حدودی، رنگ و بوی تورکی خواهد داشت.
چرا این بلا بر سر مردم و زبان تورکی آمده است؟
چه کسی این جنایت علیه بشریت را به فرهنگ اداری و رسمی بدل کرده است؟
چرا افکار عمومی و روشنفکران در قبال نابودی زبان تورکی سکوت کرده اند؟
آیا فرهنگستان فارسی در پی رسمیت دادن به زبان جدیدی در میان تورکان آزربایجان است؟
چرا به جای ترویج زبان جدید، از زبان خود مردم آزربایجان استفاده نمی شود؟
مسئولیت من و شما در قبال نابود سازی زبان تورکی چیست؟
انصافعلی هدایت
تورنتو
دوم جولای 2017

Saturday, July 1, 2017

دیالوگ: موانع دموکراسی در ایران: پذیرش حقوق ملل و روشنفکر ایرانی - بخش دوم




مدیر برنامه: انصافعلی هدایت

میهمانان برنامه:
دکترجعفر الهاشمی
دکتر شهسوار کریم زاده
دکترحسن نایب هاشمی

ويدئو: گوناز تی وی
۱۰/ ۱۳۹۶تیر
برنامه هفته دوازدهم دیالوگ





دیالوگ: موانع دموکراسی در ایران: پذیرش حقوق ملل و روشنفکر ایرانی - بخش اول



مدیر برنامه: انصافعلی هدایت

میهمانان برنامه: 
دکترجعفر الهاشمی 
دکتر شهسوار کریم زاده 
دکترحسن نایب هاشمی

ويدئو: گوناز تی وی

  ۱۰/  ۱۳۹۶تیر 
 برنامه هفته دوازدهم دیالوگ




İranda demokrasi içdən doğa bilərmi?



İnsafəli Hidayət 
www.gunaz.tv
Published on Jul 1, 2017


Friday, June 30, 2017

تجزیه و شکست سیاسی برای ایران، یک ضرورت تاریخی است



انصافعلی هدایت

بنظر من، نویسندگان فارس یا پان-ایرانیست ها نگران دموکراسی برای ملل (تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد ، گیلکی، مازنی و فارس) در ایران نیستند و تکرار می کنم که آن ها نگران دموکراسی برابر و صد در صدی برای همه ملل در ایران نیستند. 

این افراد به اصطلاح روشنفکر، نمی خواهند اعتراف و قبول کنند که در میان ایرانیان و بخصوص فارس های به اصطلاح روشنفکر، کمتر از تعداد انگشتان یک دست، افراد "کاملا" معتقد به دموکراسی تمام عیار و برای تمامی ملل در ایران ممکن است وجود داشته باشد.
همان طور که فارس ها و پان ایرانیست ها نمی خواهند به "بود - وجود" تورکان، عرب ها، بلوچ ها، تورکمنان، کورد ها، گیلکی ها، مازنی ها و ... اعتراف بکنند و بپذیرند که در یک قرن گذشته، به نفع پانفارسیسم، و به زیان این ملل، به همه آن ملل ظلمی غیر قابل تصور و غیر قابل تجربه توسط روشنفکر و جامعه فارس روا داشته شده و روشنفکر فارس و فارس زده، پشتیبان آن سیاست ها بوده و هست که نمی خواهد مسئولیت خودش را هم بگردن بگیرد.
در چنین شرایطی و با چنین روشنفکرانی، آیا می توان انتظار داشت که "دموکراسی درون زا" باشد و از درون بجوشد؟
در حالی که می دانیم، تا جامعه با نطفه دموکراسی حامله نشود و تا روشنفکران، تخم دموکراسی را با جامعه لقاح ندهند، انتظار برای زایش دموکراسی در درون بیهوده خواهد بود. 
از طرف دیگر، می دانیم که روشنفکر جوامع فارسزده، در یک پروسه فاشیستی-نزادپرستانه وتاریخی، اخته فکری شده است و چون توانایی و پتانسیل انجام لقاح دموکراسی در جوامع ایرانی را ندارد، نمی توان انتظار درون زا  بودن یا درون زا شدن دموکراسی در ایران را هم داشت. 
 اگر ملل ساکن در جغرافیای کنونی ایران بخواهند منتظر استقرار دموکراسی در فرایندی دورن زا در ایران بمانند، زایش دموکراسی در ایران به قرن ها خواهد کشید. باید قرن ها صبر و تحمل بخرج داد و می دانیم که چنان صبری چقدر گران تمام خواهد شد و قافله تمدن بشری، منتظر ایرانیان عقب مانده و عقب نگه داشته شده توسط فارسیسم و پان-ایرانیزم نخواهد ماند.
چرا که همین حالا هم تعداد بسیاری از روشنفکران فارس و فارسزده معتقد هستند که "به یک رضا دیکتاتور احتیاج است". 
از طرف دیگر، اس و اساس منطق پان-ایرانیت ها و فارسیست ها در مخالفت به حمله احتمالی آمریکا به ایران یا تلاش آمریکا برای تغییر رژیم از درون به مضار و کشتار در ایران بر می گردد.
آن ها اساس منطق خودشان را بر اقدامات و سیاست های ضد ایرانی آمریکا متمرکز کرده اند و کمتر (بخاطر
 پان-ایرانیست بودنشان) به  سیاست های خصمانه و شیطانی و مداخله گرانه ایران در ویرانی منطقه و تضییع حقوق ملل در درون ایران توجه می کنند. 
این بی توجهی ناآگاهانه نیست، بلکه آن ها عمدا و آگاهانه تلاش می کنند تا نقش ایران در انکار حقوق ملل در داخل کشور که موجب فروپاشی ایران از درون خواهد شد، اصرار کنند.
آن ها همچنین، خودبرتر بینی و دخالت ایران در امور داخلی همه ممالک منطقه ای که عامل خارجی فروپاشی ایران خواهد شد را نادیده می گیرند.
آن ها تصور می کنند که با سیاست انکار و نادیده گرفتن ملل و خواست آن ها و دخالت های ایران در همه کشورهای منطقه، موضوع حل خواهد شد و به مسئله ای برای از هم ریختن ایران بدل نخواهد شد.
این در حالی است که اغلب ملل غیر فارس در ایران منتظر یک وضعیت بحرانی در ایران هستند تا فرصتی برای آزادی و رهایی از زیر ظلم و ستم ایران و فارسیسم بدست بیاورند. 
چنین فرصت و روزی (هر چند دور هم باشد) فراهم خواهد آمد. در چنان روزگاری، فارسیسم بیشترین قربانیان  و خون را خواهد داد. 
چرا که ملل غیر فارس، انتقام عقب نگه داشته شدگی خود و خون فرزندان خود توسط عوامل پان-ایرانیست و پانفارسیست را از نسل کنونی (!) فارس ها خواهند گرفت. گر چه نسل موجود، کمترین  همراهی با ظالمان به ملل غیر فارس را داشته باشد اما گریزی از خشم ملل نخواهد بود و خشم ملل امری غیر اجتناب خواهد بود. الا این که  روشنفکران فارس و پان ایرانیست ها و پان فارسیست ها و مدیران و سیاستگذاران فارسیسم از سیاست مخالفت با حق و حقوق این ملل دست بردارند.
می دانم و ایمان راسخ دارم که اگر هر کدام از عوامل اپوزیسیون فارس در خارج از ایران هم به عنوان رهبر آینده ایران برگزیده شوند، اگر دیکتاتوری در ایران تشدید نشود، همین که هست، خواهد ماند. 
چرا که از درون سیستمی که ایشان و ما را تربیت کرده و ضد دموکراسی به بار آورده است، آدمی دموکرات بیرون نخواهد آمد که صد در صد دموکرات باشد. 

شاید، جنگ و تجزیه ایران بتواند (تنها راهی است که شاید بتواند) قدرت نظامی و پرسنلی و مالی ایران و فارسیستان را محدود کند تا فارسیسم مجبور شود، به سمت دموکراسی گام بردارد. 
یعنی، یک شکست عمده سیاسی و تجزیه خاک ایران برای دگردیسی شفیره فکری و خودبرتر بینی ایرانیان و بخصوص فارس ها و فارسیسم لازم است تا از عرش نژادپرستی ،به فرش تساوی طلبی پایین بیاید. 
یک شکست برای ایران و ایرانیان، درسی خواهد داد. همان درسی که ژاپن و آلمان جنگ جهانی دوم گرفتند.
این درس برای تغییر حرکت تاریخی و اجتماعی در ایران به سمت واقعیات و دموکراسی ضروری بنظر می رسد.


انصافعلی هدایت
تورنتو
30-06-2017



...
 

آیا دین من و دین شما، جز "خرم دینی" است؟


انصافعلی هدایت


دوست نویسنده و متفکر من: خانم معصومه قربانی مقاله زیبایی در باره بابک خرمدین و مبارزات ایشان بقلم آورده و نوشته اند که گر چه از خواندن آن لذت بردم اما در باره محتوای آن نوشته، دیدگاه متفاوتی هم دارم. 
نوشته ایشان را نقد نمی کنم بلکه تفاوت دیدگاهم را بیان می کنم. 
برای همین لازم است، ابتدا مقاله ایشان را از فیس بوکشان برداشته در اینجا منتشر کنم و سپس عقیده خودم را بیان دارم:

نمادى از مقاومت ملتى در برابر بربريت، سبعيت و اِشغالگرى خلفاى اسلامى كه با نام ارتجاع اسلام وحشى گرى هاى خود را به ملتهاى اشغال شده تحميل مى كردند. هنوز هم شنيدن نام بابك لرزه بر اندام ارتجاعيون اسلامى و حتى عوامل خودفروش توركش مى اندازد. آرى قيام بابك مبارزه بر عليه اشغالگرى بود و اين اِشغالگرى و جنايات با نام اسلام تطهير مى شد: حالا برده گان خود خواسته در زنجير اسلام كه به برده گى شان افتخار مى كنند كينه اى عميق از بابك دارند كه چرا عليه سروران اِشغالگر مسلمان اينها قيام كرد! اما اينها فراموش كرده اند كه اشغال سرزمينهاى ما با تقديم جعبه شرينى و شكلات همراه نبود و آذربايجان شاهد ريختن دلمه هاى خون براى اِشغال شدنش بود. قيام بابك هوشمندانه بود و مى دانست كه براى آزادى از سيطره اِشغالگر بايد نه فقط جسم اِشغالگر كه بايد ايدولوژى اشغالگرى را نابود كرد. بعد از هزار سال داعش نمونه متمدن و حقوق بشرى خلفاى اسلامى است حالا هزار سال قبل اينها، اين وحوش چه جنايتهايى را براى اِشغال سرزمين ما مرتكب شدند قلم عاجز از بيان است.
ياد بابك را گرامى مى داريم و وجودمان را در برآورده كردن راهش و مقصدش قربانى مى كنيم. اين نبردى هزاران ساله است، نبرد افشين و بابك، نبردى كه لشكر اِشغال گر از برده هاى اختيارى و داوطلب است. اين نبردى است كه در درون ما هم جريان دارد، بين ميل به برده گى و رهايى از برده گى. عشق به بابك نبايد به خاطر تورك يا اذربايجانى بودن او باشد، عشق به بابك بايد بخاطر نبرد او براى بازگرداندن انسانيت انسانها باشد، بايد به او عشق ورزيد زيرا او بود كه مشقات آزاد زيستن را به لذات برده گونه زيستن ترجيح داد. عشق ما به او بخاطر بهايى است كه بابك با زندگى اش براى بهاى آزادى سرزمينمان پرداخت. تحقيرى كه بر او رفت، تحقيرى كه براى زنان و دختران تجاوز شده آذربايجان در بارگاه خليفه وحشى بر ما، بر روح و روان ما تحميل شد هنوز به نوعى ديگر توسط تاجران دين در جريان است و بر روح و روان ما تحميل مى شود. اين تحقير هم انگيزه ما را و هم عشق لايتناهى ما را براى نبردى جانفرسا دوچندان مى كند. مسله ما نبرد است، نبردى درونى با خودمان در درون خودمان براى رهايى از ميل به نوكرى و بنده گى اِشغالگران و نبرد با اِشغالگران براى رهايى از مشقات اِشغال شده گى.

Image may contain: one or more people


Image may contain: mountain, sky, outdoor and nature

عکس ها را از مقاله ایشان کپی کرده ام


نوشته و فکر من: انصافعلی هدایت که بر اساس تجربه خودم در میانه دهه 1370 در قلعه بابک "بذ" یا "قلعه جومهور" شکل گرفته است

مقاله ای زیباست اما به عقیده من جز چند اتهام، هیچ سند دیگری در باره عقاید بابک خرم دین نداریم. نمی دانیم و مئمئن نیستیم که او علیه "اسلام" قیام کرده باشد. 

چرا که خود بابک مسلمان و مسلمانزاده بود. 
پدرش از مدینه به آزربایجان مهاجرت کرده و مادرش اهل اردبیل بوده و هر دو مسلمان بوده اند. 
گر چه او را "خرمدین" دانسته اند اما نگفته اند که این دین "خرم" چه اصول و کدام فروع را داشته و بر چه مبانی ای استوار بوده است؟ و چگونه توانسته ده ها هزار مسلمان را در سرزمین های آزربایجان بر علیه خلیفه و فرماندهان و وزرای فارسش بسیج کند؟ و برای سال ها این مسلمانان تورک را در مقابل مدعیان اسلام رهبری کند؟ کدامین ایدئولوژی ده ها هزار تورک را برای کشتن اعراب و لشکرهای فارسشان و کشته شدن در راه وطن و عقیده، مهیا می ساخت؟

من و خانواده ام، به همراه ضدها هزار تورک دیگر، چند سال پی در پی، در اجتماع بزرگ سربازان (زن و مرد) بابک در قلعه او: "بذ" در کلیبر، حاضر بوده ایم. حتی یک سال 5-6 روز را در قلعه بابک و اطراف آن در اوردوهای ملی بابک ماندیم. 

اغلب ما مسلمان بودیم و نماز هم می خواندیم. هیچ عمل و رفتار ضد اصول و فروع اسلامی در بین آن صدها هزار تن تورک مسلمانی که قاعدتا از دست ملایان حاکم هم عصبی و بر علیه دین و اعتقادات آن ها شورشی بودیم و بودند، رخ نداد. 

در عوض، همه اعضای (زن و مرد) اوردو و لشگرهای بابک، در اوج شادی و خرمی و همبستگی با هم به یاری هم می شتاقتیم. جرعه ها، لقمه ها و شادی هایشان را با هم تقسیم می کردیم. 
ما داشتیم برادری، خواهری و تورک بودن و"خرمی دینی"  بودن خودمان را از نو تجربه کردیم. 
همان طور که فرمانده ما: "بابک" هم بیش از حدود 1200 سال قبل، همین راه را رفته و  همین دین را تجربه کرده بود. خوانش جدیدی از اسلام "آزادی خواه" و انسان دوست ارائه داده بود. تفسیر جدید از اسلام که متفاوت از دیدگاه خلیفه و مشاوران و فرماندهان فارس وی بود. اما از طرف قدرت تمامیت خواه که منکر حقوق ما بوده و هنوز هم منکر تورک بودن و حقوق انسانی ما است، متهم شده بود و متهم شده ایم. همان که که آیت الله ها و رهبران و پلیس و امنیت و ... فارسیسم، ما را متهم کردند و متهم می کنند. 

تاریخ نویسان دولتی و آیت الله های درباری خلیفه عباسی که رهبران شعوبیه بودند و فرصتی یافته بودند تا دربار خلیفه اسلامی-عباسی را پر از پانفارسیسم بکنند، علیه بابک و سربازانش فتوا داده و تاریخ نوشتند و تلاش کردند تا از نظر دینی بر او برچست ارتداد و ضد دینی بزنند. همان کاری که علی خامنه ای و خمینی کردند و می کنند.

 اما جز یاوه ها و اتهامات مبهم "مزدکی گونگی" و چند شبهه بی اساس دیگر، کاری پیش نبردند. همان طور که خمینی بر آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان ما اتهام زدند و مدارکی جعلی از شراب های نخورده بر ضد مسلمانان معتقد جعل کردند و ده ها اتهام دیگر اختراع کردند ولی نه تنها حدود 1200 سال قبل، بلکه امروز هم اعتراف نکردند که ما مردم تورک، برای ملت تورک آزربایجان چه می خواهیم

 امروزه و در قرن بیست و یکم، ما هم ضد دین و ضد اسلام نیستیم. حق و حقوق ملت تورک و سرزمین های غصب و اشغال شده مادری و زبان مادریمان و حقوق انسانی خودمان را می خواهیم. 

دشمنان اما صدها اتهام می زنند. این حاکمیت و آیت الله هایش، تاریخ نویسانش و قلم بدستانش، منکران وجود انسانی ما و منکران حقوق بشری ما، از هیچ اتهامی و تهمتی فرو نمی گذارند. همان طور که سلف هایشان فروگذاری نکردند. 

هر چیزی که به ذهن علیل شان می رسد را به ما می چسبانند اما از همه آن چیزهایی که شما: خانم قربانی و من و ده ها میلیون تورک آزربایجانی طلب می کنیم، سخنی نمی گویند. 

آیا خواست ها و رفتارهای ما تورکان آزربایجان، در نوشته ها و کتاب های تاریخی پانفارسیسم جای گرفته است؟ یا اتهامات و برچسب هایی پان فارسیسم به ما زده آن نوشته ها و کتاب ها را پر کرده اند؟

اگر محققان و آینده گان، مبنای قضاوت خودشان در باره زمان ما را نوشته های ضد تورکان مسلمان، نوشته های اتهامی فرمان نویسان خمینی و خامنه ای و پانفارسیسم بگذارند، قضاوت درستی خواهند کرد؟

 آیا ما تورکان، ضد دین و ضد اسلام هستیم؟ یا آنانی که به پذیرش حقوق و خواست های انسانی ما ملت تورک، تن نمی دهند؟ 
آیا همین امروز، ما به عنوان تورکان آزربایجان قیام نکرده ایم و در حال نبردی نابرابر با دشمن تا دندان مسلح و ضد دین و عدالت و آزادی و سعادت و رفاه آزربایجان جنوبی نیستیم؟ 
آیا علیه اشغالگران وطنمان قدم برنمی داریم؟ 
آیا در راه نوزایی "خرمی" و "شادی" در این سرزمین ها قیام نکرده ایم؟ 
آیا اهداف ما "خرمی" نیست؟ 
آیا دین، جز "خرمی" و سعادت" است؟ 
آیا ما جز "خرمی" دینی دیگر می پذیریم؟ 
آیا جز خرمی و شادی ملت تورک آزربایجان، دینی وجود دارد؟
 آیا امروزه فارسیسم "بردگی" را به نام دین و تشیع علوی به خورد مردم نمی دهد؟ 
آیا ما بر علیه بردگی و بهره کشی (که پان فارسیسم از دوران خلفای عباسی و با نفوذ در سیاست بارگاه خلفا آغاز کرده و هر روز بر علیه ما حمله ای جدید طراحی می کردند و می کنند)، قیام نکرده ایم و برپا نایستاده ایم؟

دین ما، "دین بابک خرمدین" است که امروزه امروز، خودمان، شادی و سعادت را در همین زندگی خاکی و در زیر هجوم سربازان و ماموران فارسیسم و در قلعه بابک تجربه کرده ایم و اجربه می کنیم.
ما شادی ها و غم هایمان را، غذا و لقمه نانمان را، هوایمان را، آزادیمان را، دین مان و بی دینی مان را و ... با هم شریک شدیم و زیستیم.

چون بر علیه ظلم و جنایتی که در حق ما تورکان روا می رود، بپا خواسته ایم، از نو زنده شده ایم که زنده بودن ما در مبارزه برای بدست آوردن آن چیزهایی است که ملت تورک آزربایجان، آن خواسته ها را "سعادت" و "خرمی" می نامد. 

آیا این دین جدید نیست؟
آیا دین من و دین شما، جز "خرم دینی" است؟


انصافعلی هدایت
تورنتو
30/06/2017


....

Wednesday, June 28, 2017

بابک خرمدین بر علیه فارسیسم قیام کرده بود




من گوناذ تی وی ده اونلار ساحات جانلی برنامه لرده اعلان اتدیم کی "بابک خرمدین، موسلمان و موسلمان ائولادی دیر و خلیفه ایله موباریز اتمیر بلکه ایرانلیلارین عربلر و خوصوصیله عبباسی لرین سارایلارینا سیزیب و اوردا ایرانچیلیق فیکرین آپاریب و غیری فارس موسلمانلارا و خوصوصیله آزربایجانلیلارا ظولوم ادنلر ایله جهاد ادیر. بابک ایسلام و خلیفه یه یوخ، فارسلارین ظولومونه قارشی قیام اتمی دیر تا آزربایجانی فارسلارین نظلرتی آلتیندان آزاد ایله سین. طبیعی کی تاریخ کیتابلاری بو حادیثه نی خلیفه و ایسلام ضیدلی گوسته ره جک لر.
بو حاقدا ابراهیم ساوالان جنابلاری مرتضی مطهری دن بیر فاکت گتیریب:
مرتضی مطهری در کتاب پانزده گفتار بر این باور است که بابک نه با عربها بلکه با ایرانیها سر ناسازگاری و ستیز داشته است؛ وهمه لشگریان و فرماندهانی که خلیفه عباسی بر علیه بابک گسیل داشته از ایرانیهای مسلمانی بودند که خلیفه مسلمان عرب را بر بابک زندیق ترجیح داده‌اند . در این گزاره اشرافیت ایرانی در نبرد بین« بد و بدتر» دشمنان بابک ترسیم شده‌اند

در لین زیر می توانید متن کامل نوشته ایشان را بخوانید
Image may contain: people standing, sky, cloud, plant and outdoor 

سیدآغا عون‌الهی در کتاب تاریخ تبریز در اعصار میانه بابک را پیشرو نهضت آزادیبخشی میداند که بر علیه خلافت عباسی و برای احیائ استقلال ازدست رفته سرزمین خودبپا خواسته بود.این گزاره جنبش خرمی را یک جنبش ملی میداند که برعلیه خلیفه اشغالگرمبارزه کرده‌اند.
برخی نیز نهضت خرمی را یک جنبش دینی- سیاسی و مقاومتی در برابر دین نوظهور اسلام و حکومت اسلامی از طرف معتقدان آیینهای کهن میدانند. این گزاره نهضت خرمی را دشمن و مخالف دین نو ظهور اسلام توصیف میکنند.
مرتضی مطهری در کتاب پانزده گفتار بر این باور است که بابک نه با عربها بلکه با ایرانیها سر ناسازگاری و ستیز داشته است؛ وهمه لشگریان و فرماندهانی که خلیفه عباسی بر علیه بابک گسیل داشته از ایرانیهای مسلمانی بودند که خلیفه مسلمان عرب را بر بابک زندیق ترجیح داده‌اند . در این گزاره اشرافیت ایرانی در نبرد بین« بد و بدتر» دشمنان بابک ترسیم شده‌اند.
چنین جملاتی بیشتر به بیانیه‌هایی می مانند که از طرف جریانهای فکری خاصی صادر شده باشند.بهتر آن است که فعالیتهای اجتماعی بابک را در طول بیست سال زمامداری آذربایجان بررسی نماییم. آنگاه بعد از آگاهی از اهداف و اقدامات آنها متوجه خواهیم شد که بر اساس رویکرد آنها چه گروههایی نمیتوانستند موفقیت نهضت خرمی را تحمل کنند.
کتاب تاریخ فلسفه و فقه عربی توسط دو تن از نامداران تاریخ اندیشه در جوامع اسلامی نگاشته شده است. نویسندگان این کتاب از مسیحیان لبنان هستند که بیشتر تالیفات آنها از جمله همین کتاب به زبان فرانسوی میباشد. نویسندگان این کتاب؛حنا الفاخوری مولف دهها جلد کتاب در زمینه فلسفه اسلامی و خلیل الجر نویسنده فرهنگ لاروس عربی-فارسی ؛ دو هدف اجتماعی عمده را برای نهضت بابک ذکر کرده‌اند که یکی از آنها عینیت دادن به حقوق زنان و دیگری الغای نظام ارباب-رعیتی حاکم بر آن روزگار بوده است؛ تا به تبع آن اکثریت ستمبران جامعه را از استیلای ستمگران آزاد ساخته و با آزادی فرد- فرد جامعه یوغ استیلای حامیان بیگانه این ظلمها نیز برچیده شود.
اگر نوشته‌های تاریخ فلسفه درست باشد پربیراه نخواهد بود که محافظه‌کاران خو گرفته به نظامهای موبدسالاری ایرانی و معتقدین به آیین نوظهور اسلام و طرفداران خلیفه ارباب منش مردسالار؛ باید در کنار یکدیگر با این جریان روشنگر نوپا مخالف بوده باشند.
با این اوصاف باید به درک بی‌بدیل دکتر زهتابی از تاریخ آذربایجان و تلاش وی برای سمبل سازی بابک و تعیین قلعه بابک به عنوان اولین محل اعلان عمومی تفکر ملی آذربایجان آفرین گفت. زیرا این اهداف اجتماعی میتواند به عنوان اهداف بلند مدت مد نظر کنشگران این حرکت باشند.

Tuesday, June 27, 2017

دیالوگ: موانع استقرار دموکراسی در ایران - بخش دوم




 گوناز تی وی
 سوم  تیر۱۳۹۶
 برنامه هفته یازدهم دیالوگ
مهمانان برنامه: 1. دکتر کریم عبدیان 2. بابک آزاد 3. عبدالله بلوچ
مجری دیالوگ: انصافعلی هدایت
Published on Jun 24, 2017


دیالوگ: موانع استقرار دموکراسی در ایران - بخش اول





 گوناز تی وی
 سوم  تیر۱۳۹۶
 برنامه هفته یازدهم دیالوگ
مهمانان برنامه: 1. دکتر کریم عبدیان 2. بابک آزاد 3. عبدالله بلوچ
مجری دیالوگ: انصافعلی هدایت
Published on Jun 24, 2017





بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs