- نژادپرستی
موضوع و بحث تازه ای نیست.
با
رشد جوامع انسانی، با تقسیم انسان ها بر
حسب زن
یا مرد،
دین، زبان، رنگ پوست، محل سکونت، نوع پوشش
و خوراک و ...
آغاز
شده است.در
ظاهر، همه انسان ها و جوامع، با نژادپرستی
مخالفت می کنند اما در عمل، آگاهانه و
ناآگاهانه، رفتارهای نژادپرستانه را پیش
گرفته اند.
- در
قوانین و مقررات بعضی از کشورها و ملل،
با هر نوع سیاست، مدیریت و
رفتار نژادپرستانه مخالفت شده و غیر
قانونی قلمداد شده است اما در کشورها،
چون ایران، نژادپرستی، قالبی قانونی بخود
گرفته است.
تمامی
قوانین ایران،
به نژادپرستی و برتری یک دسته انسان ها
بر دسته های دیگر،
مهر تایید زده است.
مرد
شیعه چهارده امامی ولایتی فقیهی پانفارس
پان ایرانیست در راس هرم نژادپرستی و
برتری نژادی قرار دارد.
- زن
تورکمن غیر شیعه ضد ولایت فقیه معتقد به
استقلال سرزمینهای تورک از ایران در
پایین ترین بخش هرم اجتماعی قرار
دارد.
- قانون
اساسی ایران و قوانین عادی، به همه انواع
نژادپرستی ها در ایران مهر تایید زده و
در عمل هم همه برنامه
های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زبانی،
فرهنگی، آموزشی، توسعه علمی و صنعتی،
محیط زیستی، تاریخی و ...
در
راستای اعمال نژادپرستی
به
اجرا در می آیند.نژادپرستی
چناندر تار و پود ایرانیان نفوذ کرده
است که همه نژادپرستان پانفارس و اغلب
قربانیان سیاست های نژادپرستانه در ایران،
آن سیاست را عادی، طبیعی و عمومی می دانند.
یکی
به خود حق می دهد که آن سیاست ها را نه
تنها با
شدت اعمال بکند
بلکه
حق
اعتراض از
قربانیان را
هم
گرفته است و
از قربانیان نژادپرستی،
درخواست می کند تا
از سیاست های نژادپرستانه او
حمایت
بکنند.
اکثریت
قربانیان هم تن به رضایت و سکوت به سیاست
های نژادپرستانه داده اند.در
این میان، کشته شدن یک سیاه پوست آمریکایی
توسط پلیس آمریکا، مردمان و قربانیان
سیاست های نژادپرستی را در بعضی از کشورها
به خیابان ها آورد.
آن
ها نه تنها خواهان از بین رفتن هر نوع
نژادپرستی هستند، بلکه خواهان اصلاحات
عمیق در تشکیلات پلیس و یا انحلال پلیس و
تاسیس سیستم جدیدی غیر نظامی هستند.
- در
این میان، ایرانیان بحث اصلی نژادپرستی
را از رسانه هایشان حذف کرده اند و تلاش
می کنند تا اذهان مردمان را از نژادپرستی
قانونی و رایج در ایران و راه های مبارزه
با نژادپرستی منحرف بکنند.در
حالی که در کشوری همچون کانادا، با آن که
نژادپرستی غیر قانونی است اما رئیس دولت
فدرالش، می پذیرد که از گذشته های دور،
پدران موسس کانادا، سیستم های مختلف
سیاسی، اجرایی، حقوقی و کاری را دانسته
یا ندانسته،
بر اساس نژادپرستی بنا
گذاشته
اند که باید با آن ها مبارزه کرده و در
کوتاهترین زمان، از خطاها بازگشت و اصلاحات
عمیق در همه زمینه ها را اعمال کرد.
- در ایران اما بحث را به افول سرمایه داری یا نابودی آمریکا تقلیل داده اند. در حالی که آمریکا و سرمایه داری، دست به اصلاحات ساختاری خواهد زد.فعالیت های ضد نژادپرستی یک صد سال اخیر، در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، و ... چه بوده اند؟
- چرا مردمان و تحصیل کردگان با این تاریخ آشنا نیستند؟
- رابطه دنیای معاصر و انسان قرن بیست و یکم با نژادپرستی چیست؟
- چرا نژادپرستی در ایران را موضوعی نه چندان مهم، بی ارزش و غیر قابل بحث نشان می دهند؟
- آیا در ایران، نژادپرستی، قانونی و عرفی شده است؟
- آیا می توان از نژادپرستان انتظار داشت که نژادپرستی نکنند و آیا با التماس از نژادپرستان، می توان آن ها را ضد نژادپرست کرد؟
- نژادپرستی بر روی انکار چه حقوقی و کدام جنبه هایی از انسانیت استوار یافته است؟
- نژادپرستی چه خطرهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی دارد؟
- آیا نژادپرستی منطقه را به سوی جنگ و خونریزی نمی برد؟
- چرا قربانیان نژادپرستی، متوجه عمق نژادپرستی در سیستم های دولتی و آموزشی و رسانه ای و همچنین متوجه قربانی شدن خودشان نمی شوند؟
- اگر هر فردی متوجه بشود که قربانی نژادپرستی است، چه اقداماتی را انجام می دهد؟
- پیش زمینه های لازم برای مبارزه با نژادپرستی چیست؟
- آیا طبقه متوسط، تحصیل کرده و روشنفکر ایرانی متوجه عمق نژادپرستی در ایران نیست؟ چرا در باره این فاجعه سکوت می کند؟
- آیا قربانیان نژادپرستی، از نظر اخلاقی، حقوقی، انسانی، اجتماعی و فلسفی حق مبارزه با نژادپرستی را دارند یا نه؟
- آیا درست است که استاندارد اندازه گیری این که یک فرد، روشنفکر است یا نه، میزان مبارزه او با نژادپرستی است؟
- چرا در ایران، مطبوعات، رسانه ها، احزاب سیاسی و ... در باره انواع نژادپرستی نمی نویسند و مباحث را عمومی نمی کنند؟
- آیا مردم در ایران، شناختی از انواع و روش های اعمال سیاست های نژادپرستانه را دارند؟
- آیا نژادپرستی می تواند ایران را به سمت تجزیه براند؟آیا کشورهای خارجی نژادپرستی را به ایران و ایرانیان تحمیل کرده اند؟
- آیا تا زمانی که سیستم نژادپرستی از ایران برچیده نشود، می توان از عدالت، برابری، مالک یا ملک مشاع همه ایرانین و همه ملل و افراد بر ایران سخن گفت؟
- در چه شرایطی، نژادپرستی از ایران ریشه کن خواهد شد؟
- بعضی ها، در کانال های تلویزیونی نژادپرست فارس زبان می گویند و وانمود می کنند که آگاهی به هویت های ملی و نژادی انسان ها و ملل، یک عمل ارتجالی است. چرا آن ها با آگاهی افراد به هویت های فردی و ملی_جمعی خودشان مخالفت کرده اما بر تحمیل هویت پانفارسیسم بر ملل غیر فارس تاکید می کنند؟
- مرز بین ارتجاع قوی و آگاهی مای -قومی در کجاست؟
- به این قبیل از سوال ها، با حضور یه مهمان از سه ملت تورک، عرب و بلوچ پاسخ خواهیم داد.انصافعلی هدایت
- تورنتو - کانادا
- دوازدهم
(12)
جون
2020
hedayat222@yahoo.com - hedayat222@yahoo.com
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Friday, June 12, 2020
یک صد سال نژادپرستی و تلاش های ضد نژادپرستی در ایران
Saturday, May 30, 2020
بررسی معنی و مفهوم پلورالیسم در ایران
چرا روز بین المللی پلورالیسم و تکثر فرهنگی، اکثر زبانی را گرامی نداشته ایم؟
پلورالیسم چیست؟
آیا پلورالیسم یک موضوع و مبحث سیاسی است یا ما آن را سیاسی می کنیم؟
آیا ایران در یک منطقه فرهنگی-زبانی و تمدنی پلورالیستی واقع شده است؟
چه موانعی بر سر راه قبول پلورالیسم در ایران وجود دارد؟
آیا پلورالیسم یک موضوع و مبحث سیاسی است یا ما آن را سیاسی می کنیم؟
آیا ایران در یک منطقه فرهنگی-زبانی و تمدنی پلورالیستی واقع شده است؟
چه موانعی بر سر راه قبول پلورالیسم در ایران وجود دارد؟
چگونه می توان بر مخالفت های عملی-سیاسی و حقوقی با پلورالیسم چیره شد؟
رابطه بین پلورالیسم، دموکراسی، حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و آزدای چیست؟
رابطه بین پلورالیسم، دموکراسی، حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و آزدای چیست؟
به این سوال ها در سیم (30) می در برنامه زنده "دیالوگ" پاسخ خواهیم داد.
با احترام
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
با احترام
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
بیست و ششم می 2020
hedayat222@yahoo.com
Three-quarters of the world’s major conflicts have a cultural dimension. Bridging the gap between cultures is urgent and necessary for peace, stability and development.
Cultural diversity is a driving force of development, not only with respect to economic growth, but also as a means of leading a more fulfilling intellectual, emotional, moral and spiritual life. This is captured in the culture conventions, which provide a solid basis for the promotion of cultural diversity. Cultural diversity is thus an asset that is indispensable for poverty reduction and the achievement of sustainable development.
At the same time, acceptance and recognition of cultural diversity – in particular through innovative use of media and Information and Communications Technologies (ICTs) – are conducive to dialogue among civilizations and cultures, respect and mutual understanding.
Wednesday, May 27, 2020
ای مردم عرب، چرا پیروز نباشید که انتفاضه هایتان حاکمیت و مرگ را به هراس انداخته است
سلام ملت عرب الاحواز و مردم شریف غیزانیه
من و ملت تورک، به فقر، فلاکت شما و قیام هایتان برای دستیابی به حقوق انسانی خودتان آگاهیم. به دوستی با ملت جسور عرب که بر ترس غلبه کرده، افتخار می کنیم.
من و ما تورک ها، در این روزهای سخت، با تمامی توان فکری، قلمی و رسانه های خودمان، در کنار شما ملت عرب هستیم و از هر گونه یاری بر قیام شما دریغ نخواهیم کرد.
ملت عربی که پی برده است که دیگر مظلومیت و تن دادن به ظلم ظالم بس است و نمی خواهد مظلوم زندگی بکند و مظلوم باشد.
ملت عربی که در مقابل ظلم صد ساله قوم مسلط و حاکم فارس، سر عصیان و شورش بلند کرده است تا سربلند باشد.
ملت عربی که به استعمار و استثمار خود و وطنش توسط قوم مسلط فارس آگاه شده و می خواهد آزادانه، در مملکتی آزاد از استعمار، استثمار و استحماق زندگی بکند.
من؛ به عنوان یک روزنامه نگار و نویسنده تورک، در کنار شما و انتفاضه های مداوم شما هستم.
من با شما، در کنار شما و در هر شهر و روستای شما هستم و با شما در این انتفاضه ها، همراه خواهم بود.
افتخار می کنم که با مردمی دوست هستم که دیگر از مردن در ذلت و زندگی در ترس، آزاد شده اند و این مرگ و ترس است که از آن ها فرار می کند.
نترسیدندتان از مرگ، رمز و کلید آزادی شما و مملکت تان خواهد بود.
دایما، در حسرتم که چرا بیش از این ها، با شما و زبان شما و تاریخ پر افتخار آشنا نیستم.
بدانید که اگر یکبار توانسته اید، تاریخ را به نفع خودتان عوض بکنید و حاکمیت در وطن تان را بدست آورید، اگر فقط یکبار پدرانتان توانسته اند، بیرق عربستان مستقل و آزاد را بالا ببرند، شما هم خواهید توانست، در زیر بیرق خودتان و مملکت آزادتان زندگی پر افتخاری را تجربه بکنید. کافی است که بخواهید و آزاده باشید.
برای من بسی افتخار است که خود را دوست عرب ها و همراه عرب ها بدانم و به دوستی شما افتخار بکنم.
برای شما آرزو نمی کنم که به ظفرمندی و پیروزی شما اطمینان و ایمان دارم.
سربلند باد علم ملت عرب الاحواز
پایدار باد دوستی تورک و عرب
انصافعلی هدایت
نویسنده و روزنامه نگار تورک و تهیه کننده برنامه های تلویزیونی
بیست و هفتم (27) می 2020
Saturday, May 23, 2020
وجدان و ریشه های آن چیست؟
انسانیت چیست؟ آیا انسانیت در ایرانی ها مرده است؟
مهمانان این هفته "دیالوگ" به این سوال ها پاسخ دادند.
بحث، روی روشنفکر و روشنفکری در ایران متمرکز شد که حتی جناب ناصر کرمی هم اظهار داشت که در ایران اثری از روشنفکر و روشنفکری موجود نیست.
دین آلوده به خرافات، نسل جدید را هم خرافاتی می کند
تا زمانی که بجای علم، لر روی دینتاکید کنیم، خرافات در جامعه ما عمق و وسعت بیشتری پیدا خواهد کرد. چرا که چه قبول بکنیم یا رد بکنیم، دین، به خرافات آلوده شده است. همان طور که آیت الله بهتر از در دیالوگگفت، از 110 جلد بحارالانوار، ادحادیث و روایاتی که به اندازه مطالب یک جلد هم غیر خرافی باسد، یافت نمی شود.
ما با شعار دین و حتی با عرفان، نمی توانیم جامعه و ملت تورک را از باتلاق عقب ماندگی بیرون بکشیم.
اسلام و یا هیچ دینی نمی تواند مشکل جامعه ما را حل بکند. به جای آن باید بر روی منافع ملی، هویت، توسعه، رفاه، آزادگی، اخلاق، حقوق انسانی، دموکراسی، و ... تاکید بکنیم.
گفتگو از دین و منافعی که ندارد، ما را از نسل مولد و تازه نفس و جوان هم دور خواهد کرد و یا ما تکیه بر دین، خرافات را بر جان و دل نسل جدید هم تحمیل خواهیم کرد. باید نسل جدید را از خرافات که در لباس دین به مردم تحمیل می شود، دور کرد.
خود دانید
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
لیست و چهارم می 2020
hedayat222@yahoo.com
Thursday, May 21, 2020
نقد کتاب «رضا شاه»؛ نوشته دکتر صادق زیبا کلام - 17
نقد کتاب «رضا شاه»؛ نوشته دکتر صادق زیبا کلام
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار، تحلیلگر و شکاک
چرا
مجلس به توپ بسته شد؟
تقیزاده
میگفت:
«نه
محمدعلی شاه آن قدر مستبد بود و نه ما
آن قدر از مشروطه سرمان میشد.»
بعدها
در این باره بیشتر خواهم نوشت ولی در اینجا
به خلاصه سخنان آقای جمشید کیانفر در باره
زمینههای اجتماعی و سیاسی به توپ بسته
شدن مجلس توسط محمدعلی شاه قاجارمی پردازم
که در گفتگویی با خانم فهیمه نظری شرکت
کرده است.
متن
اصلی آن نوشته، در وبسایت «تاریخ
ایران»
و
با تیتر «فرمان
مشروطه را محمدعلیشاه صادر کرد نه
مظفرالدینشاه»
منتشر
شده است.
آیا
محمدعلی
شاه قاجار،
با انقلابیون همراهی کرد یا از همان
اول
علیه
آنها بود؟
او در پاسخ به سؤال خودش، گفته است:
در
آغاز،
محمدعلی میرزا،
چه در تبریز و چه زمانی که در ایام ولایتعهدیش
به تهران میآمد، با مشروطه همراهی
میکرد.
اتفاقا
فرمان مشروطه را هم
محمدعلی
شاه صادر کرد.
نخستین
بار در دستخطی
که برای میرزا علیاصغرخان امینالسلطان
صدراعظم می دهد،
لفظ مشروطه
را به کار می
برد و می
پذیرد
که حکومت مشروطه باشد.
این
شد فرمان مشروطه،
نه آن فرمانی که مظفرالدین شاه صادر
کرده بود.
فرمان
مظفرالدین شاه،
تنها برای تشکیل مجلس بود.
ما
به غلط آن را فرمان مشروطه تصور میکنیم.
مردم
اصلا نمیدانستند مشروطه چیست، همچنان
که نمیدانستند مشروعه به چه معناست.
آنها
تنها به دنبال عدالتخانه بودند.
در
آغاز جنبش عدالتخواهی هنوز مساجد و
امامزادهها جزء اماکن مقدسه (دارالامان
ها)
بودند
و مردم در آن بست مینشستند.
در
همان زمان،
در مسجد شاه تیراندازی و یک نفر کشته شد.
با
این تیراندازی،
مساجد
حریم امن به شمار نمیرفتند.
در
اصطبلهای سلطنتی و حکام هم بسته شده
بود.
در
اینجا بود که سفارت انگلستان پیدا
شد.
جناب
کیانفر اشاره نمیکند که سازماندهی
اعتصاب ها، انتخاب محل اعتصاب عمومی یا
بست نشینی، توسط چه کسانی و در کجا انجام
می گرفته است؟ چرا سفارت کشور دیگری، به
غیر از انگلستان برای بست نشینی انتخاب
نشد؟
معلوم
نیست که سفیر انگلستان چگونه از تصمیم
این افراد نامعلوم آگاه شده است؟ چرا با
سرعت از باغ ییلاقی «قلهک»،
به سفارت برگشته است.
سفیر
چگونه در فرصت اندکی، ضمن مهیا کردن مقدمات
پذیرایی از هزاران بست نشین، برای رفع
نیاز آن ها، 30
توالت
ایرانی هم ساخته است؟ آیا همه این کارها
و هزینههای کلان که نیازمند فرصت و
هزینههای زیادی هم بوده، بدون خبر و
اجازه دولت انگلستان پیش رفته است؟
من،
نمیتوانم باور بکنم که انگلیسیها از
قبل، از چنین برنامهریزی آگاهی نداشته
باشند و یا خودشان، این چنین برنامهای
را ترنیب نداده بوده باشند.
کیانفر
در ادامه و بدون پاسخ به اینگونه سؤال
ها، گفته است:
زمانی
که بحث سفارت مطرح شد، سفیر که در باغ
ییلاقی قلهک به سر میبرد،
با تقاضای
اعتصاب در محوطه سفارت انگلستان
موافقت کرد.
حتی
پیش از ورود بستنشینان، ضلع غربی سفارت
را برای آنها آماده و بیست-
سی
دستشویی ایرانی برای آنها آماده کرد.
معمولا
کسی از بست بیرون نمیرود،
اما در دوران بستنشینی در سفارت انگلستان،
رفت وآمد آزاد بود.
کارگر،
سر کارش
میرفت.
کارش
را انجام میداد.
ظهر،
به سفارت برمیگشت.
ناهارش
را میخورد و حتی سهم اهل خانه را میفرستاد.
عصر
به سر کار میرفت.
شب،
دوباره به سفارت بازمیگشت.
حتی
برخی بستنشینان شبها به خانه خود
میرفتند و صبح برای صرف
صبحانه
به سفارت میآمدند.
به
همین دلیل در تصاویری که از این دوران بجا
مانده،
گاهی بیست، سی نفر دیده
میشوند ولی
در
سر
سفره جمعیتی چند ده هزار نفری دیده
می شوند.
قبل
از حضور در سفارت انگلستان، مردم، تنها
خواستار عدلیه و عدالتخانه بودند که
بتوانند، شکایاتشان را آزادانه طرح کرده
و پیگیری بکنند.
پس،
چرا از سفارت، مشروطه بیرون آمد؟
کیانفر
در این باره می گوید:
به
هنگام بستنشینی
در سفارت انگلستان،
واژه مشروطه پیدا
شد.
یعنی
منورالفکران در آن جا به این نتیجه رسیدند
که برای رسیدن به عدالت،
باید حکومت مشروطه بشود
اما
مردم
معنی
مشروطه را نمیدانستند و میگفتند،
مشروطه،
یعنی
حکومت به شرط آن
که پادشاه سلطنت بکند.
هر
کدام از روشنفکران
هم
تعبیر خاص خود را داشتند.
گروهی
به فرانسه و
ناخودآگاه به جمهوریت تمایل داشتند.
گروهایی
نیز به بلژیک، انگلیس و آلمان گرایش
داشتند.
او
درادامه افزوده است:
مظفرالدین
شاه،
با تشکیل مجلسی برای
تدوین
قانون اساسی که
ترجمهای
از قانون اساسی بلژیک بود،
موافقت کرد.
بعدا،
متمم قانون اساسی از فرانسه گرتهبرداری
شد.
آیا
علت مخافت مجلس با محمدعلی شاه قاجار،
عدم دعوت از نمایندگان به مجلس تاجگذاریش
بود؟
کیانفر
در پاسخ به این پرس می گوید:
در
فرانسه و انگلستان و
در چنین مراسم هایی، دعوت شخصیتهای مهم
رسم بوده است
اما در ایران،
از این آداب مطلع
نبودند.
با
این حال،
دو نفر از نمایندگان مجلس نیز در این مراسم
حضور داشتند.
پس
شاه،
عنادی با مجلس نداشت.
از
سوی دیگر،
باید در مراسم تاجگذاری، رجال و شخصیتهای
مهم را دعوت میکردند.
در
حالی که بیش از نیمی از نمایندگان مجلس
از نظر شخصیتی افراد مهم و جزو رجال طراز
اول نبودند.
چرا
که
اولین دوره مجلس
بود
و
مجلس هویت خاصی
پیدا نکرده بود.
البته،
نه
نمایندگان، دربار را آدم حساب میکردند
و نه دربار برای آنها تره خرد میکرد.
علت
به توپ بسته
شدن
مجلس را
ما ساختهایم.
اکثریت
قریب به اتفاق نمایندگان،
به این قضیه اعتراض نکردند.
هیچ
موقع هم در هیچ نطقی نمیبینید که
نمایندهها از این بابت گله کرده باشند.
البته،یک
سال بعد و
در
دی یا اسفند که
اختلافات بین
مجلس و شاه آغاز می شد،
سه تن از نمایندگان از چنین دلیلی سخن
گفته اند ولی
تا آن زمان،
نمایندگان
به این قضیه اعتراض نکرده بودند.
چون
هر کس شان و حدود خود را میدانست که در
کدام مجلس جا دارد و در کدام مجلس جا
ندارد.
نمایندگان،
به ویژه در سال اول،
مطلقا نمیدانستند که
وظیفهشان چیست.
برای
هعمین هم در
هر کاری دخالت میکردند.
در
کنار بی تجربگی
مجلس،
از همه جا انجمن
میرویید.
محمدعلی
شاه در تلگراف به مشیرالسلطنه،
یک روز پس از به توپ بستن مجلس،
در 24
جمادیالاول1326،
در مورد دخالت انجمنها در امور دولتی
می نویسد:
«چنانچه
بر احدی پوشیده نیست،
به واسطه اتحاد انجمنهایی که بدون
نظامنامه تشکیل و در امور دولتی که از
وظایف اهالی خارج است،
مصرا دخالت مینمودند به طوری که رشته
انتظام امور را به کلی از دست اولیای دولت
خارج و به میل خود میخواستند،
امور مملکتی را حل و عقد نمایند و نزدیک
بود هرج و مرج عظیمی در کلیه مملکت روی
داده موجب اضمحلال دولت قدیم قویم ایران
گردد...»
این
محقق تاریخ، تقصیر به توپ بسته شدن مجلس
را دخالت انجمنها در امور سیاسی-اداری
می داند:
عملکرد
انجمنها،
یکی از علل به توپ بسته
شدن مجلس
بود.
یک
دفعه،
180
انجمن
در تهران
پیدا شدند
که
همگی
هم
آرمانگرا
بودند.
این
انجمنها خیلی تند میرفتند.
نظمیه
و مردم
از دست آنها آسایش نداشتند.
آنها
روزانه مشق نظام میکردند.
یکی
از دلایل استعفای احتشام السلطنه؛
رئیس مجلس،
همین
تندرویهای
انجمن ها
بود.
صدر
اعظم منتخب
محمدعلی
شاه را
در مقابل در مجلس ترور کردند.
بعد
و
در مسیر دوشانتپه،
به درون
کالسکه خود او بمب انداختند.
روزنامه
روحالقدس،
مساوات
و صوراسرافیل برای شاه آبرو و حیثیت
نگذاشته بودند.
مساوات
در بد و بیراه گفتن به به
پدر و مادر
و خود
پادشاه پیشتاز
بود اما محمدعلی
شاه همه اینها را تحمل کرد.
درفاصله
زمانی دی 1286
تا
تیر 1287
،
حوادثی مانند
ترور اتابک، واقعه میدان توپخانه، رشد
بی رویه و
مسلح شدن انجمن
ها،
حمایت مجلس از انجمنها، تضاد میان حکومت
و مجلس بر سر امضای متمم قانون اساسی،
بمباندازی به کالسکه شاه، استعفای رئیس
مجلس،
مقاومت مجلس در مقابل درخواست
شاه مبنی بر دستگیری چند تن از جمله میرزا
ابراهیم تبریزی، شیخ احمد روحالقدس
و...
زمینهساز
به توپ بستن مجلس شدند.
وقتی
بحث متمم قانون
اساسی
پیش آمد، سید عبدالله بهبهانی با سفیر
روس ملاقات کرد.
از
او خواست تا
پادشاه را به امضای متمم قانون اساسی
تشویق بکند.
سفیر
روس و انگلیس،
به همراه رئیس مجلس با شاه ملاقات کرده و
او را تشویق کردند
تا
متمم را بپذیرد و سلطنت کند اما در کمتر
از چند ماه پس از امضای آن،
شاه
مورد
سوء قصد قرار گرفت
و به سمت ماشین و سپس،
کالسکهاش بمب انداخته
شد.
پس
از این ماجرا، به در و دیوار شهر اعلامیه
زدند
که مجلس حکم راده
تا
شاه از قصرخارج
نشود.
در
21
خرداد،
شاه از مجلس میخواهد تا
11
نفر
را تبعید کند.
قانون
مطبوعات را جاری بسازد.
نظامنامهای
برای انجمنها تدوین و آنها را از مداخله
در امور اجرایی منع بکند
و حمل اسلحه ممنوع بشود.
مجلس،
ممنوعیت حمل اسلحه را موکول به برقراری
امنیت میکند.
تبعید
افراد را خلاف قانون اساسی میداند و
استدلال میکند که نمیتوان افراد را
بدون محاکمه تبعید کرد.
همان
مجلسی که ده روز قبل،
از پادشاه خواسته بود،
شش نفر،
از جمله رئیس محافظان شخصی شاه؛
پاشاخان امیربهادر را بدون محاکمه تبعید
کند و شاه نیز پذیرفته
بود.
شاه
تا 24
و
25
خرداد
1287
مدارا
کرد.
از
24
خرداد
به بعد،
فرماندار نظامی تعیین و او را مامور خلع
سلاح انجمنها می
کند.
از
تبریز و شیراز پیغام میرسید که گروهای
مسلحی
جهت خلع شاه،
به سمت تهران در حرکتند.
بنابراین،
شاه، حکومت نظامی اعلام
می کند.
قزاقها
مصرانه مردم مسلح را خلع سلاح می
کنند.
شاه
تهدید می
کند
که اگر انجمنی
ها
مجلس را تخلیه نکنند، مجلس را به توپ خواهد
بست.
در
حد
فاصل 25
تا
29
خرداد،
اخبار ضد و نقیضی،
مبنی بر
توقیف میرزا سلیمانخان؛
مدیر انجمن برادران قزوین، به جرم دادن
تفنگ به مجلس، حرکت مجاهدین قزوین و رشت
به سمت
تهران و حمل یک دستگاه توپ از میدان توپخانه
به باغشاه
در شهرمی
پیچد.
وقتی
محمدعلی
شاه می
بیند
که
مجلس برای
مهار انجمنها نمی
کوشد،
خود وارد عمل می
شود.
او
حتی تا 31
خرداد
هم مدارا میکند.
تیراندازیهای
روز اول تیرماه قزاقها مشقی بودند.
به
همین دلیل هم
100
قزاق
در آن روز کشته می
شوند.
چرا
که
تیرهای
انجمنیها مشقی نبودند.
در
همین روز،
شاه، وزرا را به مجلس می
فرستد
و خواهان تسلیم اشخاصی می
شود
که متهم به هرج و مرج بوده
اند
اما مجلس با وزرا به تندی برخورد می
کند
و خواهان استعفای همه
آنها
می
شود.
بعد
از این ماجرا،
طاقت شاه تاب نمی
آورد
و به لشکر
قزاق مستقر
در
میدان بهارستان فرمان
به توپ بستن
مجلس را
می دهد.
در
این روز،
اعضای انجمنها،
در مسجد سپهسالار و خانه ظلالسلطان سنگر
گرفته،
به دستور سید عبدالله بهبهانی،
به قزاقها تیراندازی میکردند.
از
جانب قزاق،
خانه ظلالسلطان در ابتدای خیابان ملت
و مجلس مورد
هدف قرار می گیرد
ولی مسجد سپهسالار را هدف قرار نمی
دهند.
در
این ماجرا 300
نفر
کشته و500
نفر
زخمی می
شوند.
بعضی
ها، تعداد
کشتهشدگان را 1200
نفرتخمین
می زنند
که احتمالا کشته
های انجمنی ها را
با کشته
های
قزاق جمع
کرده اند.
مردم
از مشروطهای درآوردند که هیچ کس الفبایش
را نمیدانست.
کیکاووس
جهانداری؛
کتابدار
کتابخانه مجلس سنا،
به
نقل از تقیزاده میگفت:
«نه
محمدعلی شاه آن قدر مستبد بود و نه ما
آن قدر از مشروطه سرمان میشد.»
این
محقق تاریخ نتیجهگیری میکند:
اگر
رجال و منورالفکران،
شناخت کافی از مشروطه و چگونگی اجرای آن
داشتند، محمدعلی شاه بهترین فرد برای
اجرای آن می
بود،
اما او را
به کسی
تبدیل کردند
که مجلس را به توپ بست.
با تشکر
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و یکم (21) می 2020
hedayat222@yahoo.com
Subscribe to:
Comments (Atom)
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...
