Saturday, February 20, 2021

شستشوی مغزی از طریق مخالفت با آموزش زبان های مادری 5


 

سیاستین تورکلر اوچون نه آنلامی وار؟


 

علوم انسانی و سیاست برای تورک ها در ایران

 

انسان چیست و چه تعریفی از او می شود؟


تعریف علوم مرتبط با انسان یا علوم انسانی چیست؟

ما انسان را تعریف می کنیم تا او را بشناسیم تا بر اساس این سناخت از انسان، برایش علومی را تولید بکنیم که به آن موجودی که شناختیم و تعریف کردیم خدماتی را عرضه بکند.

ارسطو انسان را حیوان ناطق می دانسته است. او به زبان و فکر انسان اهمیت می داده است. برای همین هم، ارسطو به فکر و فعالیت های فکری و زبانی او پرداخته است. او فلسفه را شکوفا کرده است. منطی سخن گفتن زبانی را برای خدمت به انسان تدوین و تالیف کرده است.

انسان تحت تاثیر فرهنگ فارسی و پارسیان چه تعریف و شناختی از انسان داشته اند. برای نمونه به یک مورد از تعریف انسان از زبان یکی از مشهورترین متفکران و روشنفکران پانفارسیسم اشاره می کنم.

صادق هدایت را همه می شناسند و او را برجسته ترین فرد و الگوی روشنفکری معاصر و روشنفکر برجشته عصر پهلوی ها می دانند.

تعریف صادق هدایت از انسان چیست تا بر اساس تعریف او برای انسان مورد نظر خدماتی ارائه بکنیم؟

صادق هدایت، انسان را چنین تعریف می کند: انسان موجودی  است که از یک دهان و معده، روده و آلت تناسلی تشکیل شده است.

یعنی او نیازمند فکر و فلسفه، سیاست و علوم اجتماعی و ... نیست. انسان مورد نظر عصر پهلوی، عبارت بود از یک دهان برای خوردن، معده و روده ای برای هضم و الت تناسلی برای ایجاد روابط سکسی یا تخلیه آن چه از باید بدن بیرون برود.

در این صورتف چخ نیازی به تعریف و ایجاد بستری برای تولید علوم انسانی است. انسانی که موجودی انفرادی و منطوی نیستو بلکه موجودی اجتماعی و جمعی است که نیازهای بسیار گسترده تری دارد. یکی از این نیازهای انسان، تعریف سیاست استو معنای سیاست در همین فرهنگ پارسی و زبان فارسی چیزی در حدود "زیرکی"، "حیله گری"، "رندی"، "تنبیه، "شکنجه" و "مجازات" است.

اما سرشت علوم انسانی به انسان تفسیرگر آن ها، به نوع نگاه او به خود، به ملت خود، به جامعه خود، به همسایگان و به جهان، به تعریف منافع ملی آن ملت، به نگاهش به جهان، روابط جهانی، روابط درون خود، به آزادی ها، به مطبوعات، به احزاب و جمعیت ها، به نوع حکومت و حاکمیت، به مرزهای جغرافیایی و فرهنگی و تمدنی آن ملت و آن شخص  و به منافع آن ملت در فراتر از مرزهایش بستگی دارد.

سیاست هم مانند حقوق، تحزب، روانشناسی اجتماعی و روانشناسی فردی، جامعه شناسی، فلسفه، تاریخ، اقتصاد، پول، بانک، مالیات، و نطامی و ... هم معنا و مفهوم و رنگ و بوی فرد یا ملت خاص را بیان و ارائه می کند.

سیاست جزو علوم کختص هر ملت خاصی است که صد در صد با ملل دیگر متفاوت است که رنگ و بوی ملی-جمعیتی، تاریخی، زبانی، فلسفی، اقتصادی و ... آن ملت را در مقابل دیگر ملل دور و نزدیک تامین و تعریف می کند.

برای همین هم باید هر ملتی سیاست مختص خودش را خودش تعریف بکند تا این تعریف منافع مورد نظر او برای خود آن ملت را تعریف و تظمسن بکند. اگر ما در تغعریف سیاست از دیگر ملل و کشور ها تبعیت بکنم و تقلید و کپی بکنیم، منافه ملت خود را تامکین نخواهیم کرد بلکه در خدمت تامین منافع ملی ملتی خواهیم بود که تعریف آن ها اط سیاست را پذیرفته، تقلید و کپی کرده ایم.

اگر سیاست را خود هر ملتی تعریف و مشخص نکند، نمی تواند به خواست های آن ملت در آن شرایط و در آن مقطع تاریخی-زمانی پاسخ لازم را بدهد. نمی تواند به خواست های آن ملت، به آرزوهای ان ملت،جامع تفسیری و اجرایی بدوزد. نمی تواند وضعیت موجود آن ملت را توضیح داده، آینده مورد نظر آن ملت را در تاریکی های سیاسی روشن بکند، نمی تواند منافع ملی ان ملت را در درون خود ملت و در بیرون و در میان دیگر ملل تفسیر و روشن بسازد. نمی تواند حاکمیت ملی بر مرزهای جغرافیایی-فرهنگی آن ملت، اقتصاد آن ملت و جایگاه مخصوص آن ملت در میان دیگر ملل و درجهان سرو سازمان بدهد.

آیا معنا و مفهوم سیاست در منطقه خاورمیانه یا ایران یا در اروپا و آمریکا، همان معنا و مفهومی است که تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها و دیگر تورک ها در ایران اراده کرده اند؟

آیا آن معنا و مفهوم سیاست، تورک ها را به خواست، حقوق، آرزوها، جایگاه انسانی، فرهنگی و تمدنی مورد نظر تورک ها برای خوئدشان در میان دیگر ملل رهنمکون می شود؟

آیا معنی و سیاستی که در ایران برای ما آموزش داده می شود، یا بر روی ما اعمال می شود، منافع ملی و حقوق و خواست ها و آرزوهای ما تورک ها را تامین می کند؟

آیا معنا و مفهوم سیاستی که بر روی ما در ایران اعمال می شود، مسایل و مشکلات، حقوق و خواست های ما تورک ها را تامین و تفسیر می کند؟

اگر پاسخ به این نوع از سوال ها منفی است، پس درک معنا و مفهوم سیاست در راه و مسیر منافع ملی تمدنی تورک ها نیست و نمی تواند آن منافع را تامین و تظمین بکند. نمی تواند ما را، اراده ما را، خواست ما را، حقوق ما را، و ... بعنواتن یک ملت تعریف بکند

اگر سیاست در ایران ما را ملت نمی بیند بلکه قوم می نامد، نمی تواند منافع ما را تامین بکند.

پس نیازمند طراحی معنا و مفهوم متفاوتی از سیاست نه تنها به عنوان علم بلکه به عنوان رفتار، برنامه ریزی، کارکرد اداری-سیاسی سیاسی هم هستیم

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

بیستم (20) فوریه 2021

HEDAYAT222@YAHOO.COM

شستشوی مغزی از طریق مخالفت با آموزش زبان های مادری

 می دانیم که در ایران، نه تنها سازمان ها، نهادها و مقام های دولتی، احزاب و تشکل های صنفی و حرفه ای، حتی بعضی از جریان های شبهه دینی، بلکه تعداد زیادی از  افراد عادی، دانش آموزان و دانشجویان، روزنامه نگاران، نویسندگان، محققان، اساتید دانشگاهی، ملاها و آیت الله ها هم با رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران مخالفت می کنند.

آیا سیستم آموزشی و تربیتی دولتی در ایران بعد از قاجاریه و از دوران رضا شاه تا کنون، بر پایه شستشوی مغزی افراد در همه سطوح آموزش رسمی و غیر رسمی استوار شده است؟

هدف شستشوی مغزی در مدارس از دوران رضاشاه تا کنون چه بوده است؟

آیا همه توان آموزشی و تربیتی رسمی و غیر رسمی در ایران صد سال اخیر، بر روی آموزش زبان فارسی و مخالفت با زبان های مادری متمرکز نشده است؟

چرا مخالفت با زبان های رسمی در همه سطوح اجتماعی دیده می شود؟

آیا دلایل مخالفت آن ها با رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران قابل دفاع است؟

آیا مخالفت با رسمی و  آموزشی شدن زبان های مادری، به موازات و شانه به شانه زبان فارسی، نشانه ای از شستشویی مغزی نیست؟

برای بحث در باره این نوع از شستشوی مغزی در ایران و از طریق سیستم های رسمی و غیر رسمی آموزشی سه مهمان در برنامه امروز دیالوگ شرکت کرده اند.

دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ محقق برجسته

جناب محمد رحمانی فر: محقق تاریخ

جناب محمد المدحجی نیسی، نویسنده و روزنامه نگار

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

بیستم (20) فوریه 2021

hedayat222@yahoo.com

Wednesday, February 17, 2021

شستشوی مغزی در آزمایش های روانشناسی، در راستای آموزش و تغییر هویت افراد

 

روش های شستشوی مغزی از طریق آموزش، پاداش و تنبیه

شستشوی مغزی از طریق روش پاداش و تنبیه پاوولوف

ترشح بزاق نوعی پاسخ طبیعی به غذاست؛ هرگاه  پاولف پودر گوشت را به سگ گرسنه می‌داد، بزاق سگ بطور طبیعی  ترشح می‌شد.

پاولف پس از مدتی متوجه شد که حتی اگر غذایی به همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح می‌شود. پاولف بر این اساس آزمایشی را طراحی کرد. او هم‌زمان با دادن پودر گوشت زنگی را به صدا درمی‌آورد. صدای زنگ محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بی‌مفهوم بود؛ امّا به دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ به‌طوری که با صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح می‌شد. به عبارتی سگ نسبت به همراه بودن صدای زنگ و پودر گوشت، شرطی شده بود.

در این نوع یادگیری، هرگاه یک محرک بی‌اثر (مثلاً صدای زنگ)، به همراه یک محرک طبیعی (مثلاً غذا) به جانور عرضه شود، پس از مدتی محرک بی‌اثر به تنهایی سبب بروز پاسخ (مثلاً ترشح بزاق) در جانور می‌شود. به این محرک جدید محرک شرطی می‌گویند؛ زیرا به شرطی می‌تواند سبب بروز رفتار شود که پیش از آن همراه با یک محرک طبیعی باشد. به محرک طبیعی، محرک غیرشرطی نیز گفته می‌شود.

شستشوی مغزی از طریق نظریه اسکینر:

 

اسکینز بر این باور بود که می توان تمام رفتارهای موجودات را به وسیله پیامدهای آن رفتارها کنترل و حتی پیش بینی کرد. بر همین اساس معتقد بود که رفتارهای اجتماعی انسان نیز صرفا بر اساس تحریکات محیطی پدید نمی آیند، بلکه اگر محیط آنها را مورد تقویت قرار دهد، پابرجا باقی خواهند ماند. همچنین وی بیان می کند که رفتار به وسیله متغیرهایی کنترل می شود که بیرون از ارگانیسم قرار دارند و صرفا محیطی هستند. اسکینر می گوید شما بچه ها را به من بدهید و بگوئید که چه نوع شخصیتی می خواهید تا من برایتان تربیت بکنم

 

شستشوی مغزی از طریق یادگیری تقلیدی

 

  • نظریه یادگیری از طریق تقلید، توسط نیل میلر و جان دلارد ارائه شد. یادگیری اجتماعی مبین آن است که یادگیری در موقعیت‌های گوناگونی در جهان واقعی می‌تواند رخ بدهد. مردم با مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتارها می‌توانند یاد بگیرند
  • یادگیری بدون تغییری در رفتار روی می‌دهد.
  • پیامدهای رفتار در یادگیری نقش دارند.
  • شناخت در یادگیری نقش دارد

تقلید رفتار دیگران از چشم‌انداز شرطی شدن کنشگر حفظ و نگهداری می‌شود، افراد همیشه  بلکه اغلب از ادامه تقلید کردن اطرافیانشان به حد کافی تقویت می‌شوند. در واقع خود تقلید یک عادت می‌شود، پدیدهای که میلر و دلارد آن را تقلید تعمیم یافته نامیده‌اند.

نظریه آلبرت باندورا:

 

 ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.

به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.

در این‌جا محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم. در اینجا "الگو" و "الگوبرداری" از دیگران هم بسیار مهم هستند.

 

 

  شستشوی مغزی از طریق اعمال خشونت و شکنجه

تغییر رفتار یا شستشوی ذهنی حیوانات سیرک ها از طریق اعمال خشونت و شکنجه و کانالیزه کردن رفتار عکس العملی آن‌ها در مسیری که مربی مورد نظر قرار داده است. برای اصلاح هر رفتار شیر یا فیل و یا سک و ... به آن ها را با شلاق یا شوک الکتریکی تنبیه می کنند. آزادی رفتار و اراده در این روش سلب می شود.

 

شستشوی مغزی از طریق تربیت فرماندهان و فرمانبران "تئودور آدورنو" یا  اقتدار گرا و اقتدار طلب

ادم‌ها تحت چه شرایطی شکنجه‌گر می شوند؟ دیگران را می کشند؟ یا انسان ها را بطور دسته جمعی به قتل می رسانند؟ او این نوع رفتارها را با نوع تعلیم و تربیت والدین (معلم، مدرسه، پادگان، اداره و ...) در کودکی ربط دارد که بچه را در بزرگسالی به سرباز یا به فرمانده بدل می کند. در حقیقت، بچه ها در خانواده یا حرف شنو تربیت شده و یا آزادتر تربیت شده اند.

 

نظریه "سالمون اش" همرنگی با جماعت

اش در آزمایش هایش از شش همکار خود خواست تا جواب غلط بدهند تا ببینند که آیا فردی که تحت آزمایش است و تفاوت خطوط روی کارت ها را می بیند و براحتی می تواند خط بلند را از خط کوتاه تشخیص بدهد، آیا تحت تاثیر دیگران نظراتش را تغییر می دهد و همرنگ حمایت می شود یا نه؟

جناب این است که وقتی هر شش همدست جناب اش پاسخ غلط را می دهند، فرد تحت آزمایش هم نظرش را تغییر می دهد.

 

نظریه و آزمایش "استنلی میلگرام" وارد کردن شوک الکتریکی به دیگران

اقتدار در موقعیت یا سخن

 

آزمایش شوندگان به کسی که روپوش سفید پزشکی به تن داشت، چقدر گوش دا ه و از او فرمان‌می برند. در هر پاسخی که جواب نادرست می شنید، از آزمایش شونده می خواست، به جواب دهنده شوک الکتریکی بدهد. جالب این است که حدود 65 تا 75 درصد افراد از دستور کسی که لباس سفید به تن داشت و از آن‌ها می خواست تا دیگری را شکنجه کرده و به او شوک‌الکتریکی وارد بکنند، اطاعت می کردند. در این موضوع بین زن و مرد فرقی نیست. افراد براحتی فرمانبر می شوند. گر چه امر به  شوک دادن می شد ولی عدم اطاعت هیچ مجازات در پی نداشت. اگر امر را اجرا نمی کرد، با هیچ پیامد منفی روبرو نمی شد.

 

 

آزمایش "فیلیپ زیمباردو"

 

تاثیر گم شدن فرد (ناشناخته ماندن فرد) در گروه و یا شناخته شدن یا شاخص بودن در گروه، چه تاثیری بر رفتار انسان ها در انجام جنایت علیه بشریت دارد؟

سربازانی که نامش روی سینه اش بود، بیشتر به جنایت و دادن شک راغب بود ولی وقتی نامش روی سینه اش نبود، راغب به جنایت نبود یا کمتر راغب بود.

در مورد دیگر،زیمباوه به آزمایش شونده قدرت بدون نظارت داد. او می خواست ببیند که اگر افراد در موقعیت فرو دست و فرا دست قرار بگیرند، اعمال خلاف قانون و انسانیت انجام بدهند یا نه؟

او 24  نفر زیر 24 ساله ها را از طریق قرعه کشی به دو گروه زندانی و زندانبان تقسیم‌کرد. همه آن ها می دانستند که در یک بازی شرکت کرده اند و واقعی نیست اما از روز دوم اعمال و رفتار غیر قانونی و غیر انسانی از طرف زندانبانان بر علیه زندانی ها شروع شد. تا به حدی در این اعمال به پیش رفتند که در روز ششم از ادامه آزمایش خودداری کردند.


انصافعلی هدایت 

تورنتو - کانادا

هفدهم (17) فوریه 2021

hedayat222@yahoo.com

 

 


Saturday, February 13, 2021

بزرگترین توطئه علیه ملل و مردم در ایران: شستشوی مغزی حداکثری ۱


 

شستشوی مغزی: بزرگترین توطئه علیه ملل و مردم 2


 

نویسنده، مترجم و کتاب، ابزارهای شستشوی مغزی 4


 چهارمین‌ برنامه "دیالوگ" در باره شستشوی مغزی در ایران   4

نویسنده، مترجم و کتاب، ابزارهای شستشوی مغزی 3

نمی دانم چقدر با من موافق هستید که اغلب نویسندگان، مترجمان و کتاب های یکصد سال گذشته در ایران، ابرازهای دولت مستقر برای شستشوی مغزی بوده اند؟

شاید اگر سه مثال بزنم، موضوع روشن تر بشود. اغلب ما نسل میانسالان و پیران، انقلاب 1357 را بخاطر داریم. لابد، کمی جلوتر و عقب تر از انقلاب را هم در ذهن خود داریم. در دوران بعد از انقلاب که ملاها مانند کودتاگران، بر ملل و جوامع مسلط شدند، کتاب هایی که در آن ها کلمه شاه یا عکس شاه آمده بود را تسویه و تصفیه نکردند؟ نویسندگان و روزنامه نگاران دوران شاه را مجازات و بیکار نکردند؟ احزاب و جریان های غیر مذهبی و حتی مذهبی غیر همراه و تا حدودی مخالف ملایان حاکم را حذف نکردند؟ کتاب خانه های عمومی را از کتاب های غیر خودی خالی کرده و به آتش نسپردند؟ آیا با حاکمیت چنان جو روانی، خفقان، کشتار، تصفیه، بیکاری، و ... می توانیم بگوییم که افرادی به عنوان نویسنده و مترجم مستقل می توانند کتاب هایی بنویسند . ناشران هم آن کتاب هارا چاپ بکنند که در آن کتاب ها و مقاله ها، افکاری در مخالفت با حکومت  ملایان آمده باشد؟

محمدرضا پهلوی با یک فرمان، در یازدهم (11) اسقند 1353 همه احزاب و ارگان ها یا نشریات احزاب را توقیف و غیر قانونی اعلام کرده و دستور تاسیس یک حزب وابسته به شخص خودش، با نام "حزب رستاخیز ملت ایران" را داد. آیا همه احزاب و جمعیت های موجود حذف نشدند؟ یا به زیر زمین پناه نبردند؟ آیا احزاب قبلی توانستند در مقابل فرمان شاه ایستادگی بکنند؟ نویسندگان و مترجمان کتاب و روزنامه ها آن احزاب به چه چیزهایی در دست دولت بدل شدند؟

خاطره حکومت ملی آزربایجان هم هنوز در ذهن و جامعه تورک ها زنده است. می دانیم که قشون و نیروهای مسلح خارجی، وقتی وارد شهرها و روستاهای آزربایجان شدند، همه کتاب ها را سوزاندند. موافقان و همراهان حکومت ملی را اعدام و زندانی و تبعید کردند. اموال همراهان و موافقان حکومت ملی را مصادره کردند. جشن کتابسوزان براه انداخته، تمامی کتاب های درسی و غیر درسی که به زبان تورکی منتشر شده بود را آتش زدند. نویسندگان و مترجمان تورک و تورکی نویس را اعدام و زندانی و شکنجه کردند. روزنامه نگاران پرشور آذربایجان را به جوخه های اعدام سپردند. منتقدان حاکمیت پانفارسیسم در ایران را بشدت مجازات کردند. احزاب ملی و آزربایجانی و تورک را توقیف و اعضای آن ها را بسختی مجازات کردند. 

آیا در پی چنین شرایطی، نویسندگان تورک، می نتوانستند، جز در باره مشروعیت اشغال آزرذبایجان، قهرمانی محمدرضاشاه و قشون او، تعریف و تمجید از ایران، از زبان فارسی و عظمت ایران باستان وبازگشت آزربایجان با آغوش مام وطن، تعریف و تمجید از ایران و مخالفت با تورک، توکی و آزربایجان و در عیم حال، فرار از وطن و زندگی گمنامانه در میان توده های فارس و ... راه دیگری برای زیستن انتخاب بکنند؟ آیا آن ها راه دیگری، بغیر از حمله به آزربایجان، تورک، حکومت ملی، زبان تورکی و تاریخ تورک ها و ... در کتاب ها و مقاله هایشان برای ابراز تنفر از تورک ها و اعلام وفاداری به پانفارسیسم، چاره دیگری داشتند تا زنده بمانند و حق زیستن داشته باشند؟ آیا نویسندگان بعد از اشغال آزربایجان، از ترس مجازاتی هایی که دیگر نویسندگان، مترجمان و روزنامه نگاران و اعضای احزاب تورک کشیدند، داوطلبانه، به ابزار ایدئولوژیک دولت پهلوی بدل نمی شدند؟ آیا آن ها و کتاب هایشان، می توانستند ابزار شستشوی مغزی نشوند؟

این سه مثال نشان می دهند که چرا کتاب های تاریخ پر از فحش و فضیحت نسبت به تورک ها و عرب ها و قاجاریه هستند؟ چرا در دوران بعد از کودتای رضا میرپنج که بعدا به رضاشاه بدل شد، همه نویسندگان، به سیاه نمایی تورکان و قاجارها و عرب ها پرداختند؟ چرا با زبان های مادری ملل غیر فارس مخالت شده و حتی بسیاری از کسانی که خواهان نابودی زبان های مادری خودشان و آموزش اجبازی زبان فارسی بودند، تورک و عرب و ... بودند.

چرا در یکصد سال گذشته (جز در چند مقطع کوچک تاریخی) در بخش اعظم تاریخ یکصد سال اخیر، هیچ فکر آلتیرناتیوی در ممالک محروسه دیده نمی شود؟ 

چرا هیچ جزبی فعالیت نمی کند؟ 

چرا هیچ کتابی، نظر و فکری دومی از جهان خارج از ایران را در اینجا مطرح نمی کند؟ 

چرا افکار متضادی در جامعه دیده نمی شود؟ 

چرا خفقان و ترس بر جامعه و انسان ها حاکم است؟ 

چرا در روزنامه ها، صدایی جز صدای دولت و ایدئولوژی حاکم شنیده نمی شود؟

آیا بعد از کودتا علیه مشروطیت توسط رضا میرپنج، همه نویسندگان، مترجمان و روشنفکران مردند یا از ترس انواع مجازات های بعد زا کودتا، مانند شکست خوردگان، تسلیم حکومت شده وبه ابزار هایی در دست دولت رضاشاهی برای شستشوی مغزی نسل های کتابخوان بدل شدند؟

ما در برنامه امروز خواهیم دید که آیا نویسندگان، روزنامه نگاران، مترجمان و کتاب ها و نشریات و احزاب سراسری در ایران به ابزارهایی برای شستشوی مغزی بدل شده اند یا نه؟

انصافعلی هدایت

سیزدهم (13) فوریه 2021

تورنتو - کانادا

hedayat222@yahoo.com


Saturday, February 6, 2021

کتاب و آثار نویسندگانی که ارزش توجه و خواندن را ندارد!

 در سری بحث هایی شستشوی مغزی چند نسل (حداقل چهار نسل) در ایران و در برنامه دیالوگ، بتدریج نام نویسندگان و کتاب ها و مقاله های آن ها به این لیست اولیه علاوه خواهد شد.

به عقیده من، تمامی کتاب هایی که در پی شستشوی مغزی افراد و کتابخوان ها در ایران بوده اند، باید شناسایی و به مردمان معرفی بشوند. در پی این کار خواهد بود که ما به لیست بلند بالایی از نویسندگان دروغپرداز و تحریف رو برو خواهیم شد. آن ها نویسنده و متفکر و روشنفکر ملل در ایران نبوده اند. آن ها کارشناسان رسمی یا داوطلب، برای شستشوی مغزی نسل های متوالی بوده اند و هستند. در حقیقت، آن ها کارشناسان جنگ روانی و متخصص شستشوی مغزی تحصیل کردکان بوده اند و هستند.

فکر می کنم که یکی از عوامل عقب مانگی و بازتولید شرایط داخلی و خارجی عقب ماندگی ایران و بالنتیجه ملل در ایران، این کارشناسان بوده اند که ما را در هر زمینه ای که می خواسته اند و منافع فردی و ملی آن ها و پانفارسیسم و سیستم و طبقه حاکم را تامین می کرده است، شستشوی مغزی می کرده اند.

به لیست زیر در هر هفته مواردی علاوه خواهد شد:

بیر- هر دو مترجم کتاب های جناب دکتر جمیل حسنلی در ایران 

الف - تمامی آثار تالیفی و ترجمه ای منصور همامی. او کتاب دکتر حسن جمیلی 600 صفحه ای او لا در 239 صفحه آورده و هر کجا که در راستای منافع تورک ها و آزربایجان و ملل تورک و غیر فارس در ایران بوده را حذف کرده و تنها نکاتی را آورده است که مورد نظر او و در تایید نطریات رسمی از دوره محمدرضا پهلوی تا کنون بوده است و می خواسته مردم آزربایجان و کردستان را محوم بکند.

ب - شاید و احتمالا باید ناشرانی را هم که چنین کتاب هایی را نشر کرده اند، جزو کارشناسان و موسسات یا نهادهای شستشوی مغزی عنوان کرده و مجموعه کتاب های آن ها را تحریم کرد. انتشارات "نشرنی" ترجمه منصور همامی را منتشر کرده است.

ج - تمامی آثار قلمی و ترجمه ای منصور صفوتی، غیر قابل استفاده و استناد علمی و تحقیقی است. او نه تنها بخش های بسیاری از کتاب جناب جمیل حسنلی را حذف کرده، بلکه بخش هایی را به آن اضافه کرده است. نه تنها علاوه کرده است، بلکه اضافات را به نویسنده اصلی منتسب کرده است.

چ - شاید و احتمالا باید تمامی کتاب های انتشارات "نشر شیرازه" را هم در جزو کتاب هایی قرار داد که هدفی جز شستشوی مغزی قشر محقق و کتابخوان و تحصیل کرده نداشته و ندارد.

ایکی - دکتر فرهاد حکیم زاده به بیش از یکصد و پنجاه (150) کتاب و اثر تاری مربوط به قرن شانزدهم میلادی در کتاب خانه ملی بریتانیا در لندن خسارت های غیر قابل جبرانی وارد کرده است. او مدافع فرهنگ ایرانی (پارسی) با گرایش های باستانگرایانه بود که با بودجه های هنگفت، سالانه چندین کنفرانس و همایش (شبهه علمی و تحقیقی) برگزار می کرد. او با تکیه به منابع مالی و فکری خود و همکیشانش "بنیاد میراث ایران" در لندن را هم تاسیس کرده بود.  

اوچ - لذا نه تنها تمامی کتاب های حکیم زاده بلکه تمامی کتاب هایی که بنیاد میراث ایران در لندن منتشر کرده است نیز هیچ ارزش و اعتباری جز وسایل و ابزارهایی برای شستشوی مغزی اهل کتاب و نسل تحصیل کرده در ایران نداشته و ندارد.

دورد - تمامی کتاب ها و نویسندگان و محققانی که به استوانه کوروش استناد کرده و در باره حقوق بشر، برابری زن و مرد، حق استقلال ملل بدون نیاز به جنگ برای بازپسگیری سرزمین های آن ملل، لغو برده داری، حقوق کارگران، حقوق زنان و ... فاقد اعتبار علمی و تاریخی است.

بنا به گفته خانم هایده ترابی، متخصص خطوط عیلامی، در دوران قبل از جشن های 2500 ساله در دوران محمدرضا پهلوی، عده ای که به گفته ترابی معلوم نیستند، چهارده سطر به استوانه منتسب به کوروش اضافه کرده اند که مربوط به حقوق بشر، برابری زن و مرد، حق استقلالخواهی و جدایی ملل از امپراطوری کوروش، لغو برده داری، حقوق زنان و حقوق بردگان و ... هستند. این چهارده سطر، دروغپردازی و جعل سند در ترجمه بوده است که بخواست سیستم مغز شویی پهلوی و برای شستشوی مغزی چند نسل طراحی و اجرا شده است. 

بئش - 

ادامه دارد

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs