Tuesday, June 20, 2023

چرا بنام امام حسین، در باره ایران و ایرانیان حدیث جعل می‌کنند؟ و تشریح ایران

 


 
چرا بنام امام حسین، در باره ایران و ایرانیان حدیث جعل می‌کنند؟

حدیتی را نقل می کنند که امام حسین (امام سوم شیعیان) "ایرانیان را پست تر از عرب ها و بخصوص قریش می داند  که باید آن ها را اسیر کرده، زن‌هایشان را به کنیزی و مردانشان را به غلامی واداشت."
من (انصافعلی هدایت) هم، نه تنها این حدیث دروغین را خوانده ام، بلکه در "گوناز تی وی" به تشریحدحدیث جعلی از امام حسین در باره ایران و ایرانیان نیز پرداخته ام. 
اما بعدها متوجه شده ام‌ که این حدیث جعلی و ساخته ایرانیان صد سال اخیر بوده است.
 چرا که در آن مقطعی که امام حسین می زیسته است، کشور یا واحد سیاسی بنام ایران وجود خارجی نداشته است. 
 کشور به مفهوم امروزی و به نام‌هایی که امروزه در مدارس به ما آموزش می دهند، در تا دویست یا سیصد سال قبل در اروپا و تا صد سال قبل در آسیا و آفریقا و اغلب نقاط آمریکا وجود نداشت. 
چرا که در آن زمان‌ها، سیستم سیاسی، حاکمیت و مفاهیم آن‌ها با معنی و مفاهیم امروزشان بسیار متفاوت بوده است.۰
در آن زمان‌ها یک فرد، یا فرمانده یا رئیس قوم یا قبیله و ... خاک دیگری یا دیگران را اشغال کرده و مالک آن سرزمین یا سرزمین‌ها می شد. مردم هم‌ به ناچار، حاکمیت و مالکیت او بر زمین‌هایشان را برسمیت می شناختند. 

اگر او شاه می شد یا خان می بود و ... سرزمین‌ها و ملت‌های ساکن در آن مناطق، به نام آن فرد یا خاندان نامیده می شد. نه تنها زمین که ساکنانشان هم ملک او می شدند.
اگر آن فرد یا خاندان از فرد یا حکومت دیگری شکست می خورد و طرف پیروز در جنگ، سرزمین تحت مالکیت او را اشغال می کرد، نام حاکم یا سلسله قبلی از آن سرزمین ها خذف شده و به مالکیت و نام فرد یا شاه جدید بر آن سرزمین و ملت نهاده می‌شد.
 اگر ما در کتاب ها از مصر، روم، یونان، چین و ... سخن می گوییم، این‌ها، تاریخ و نام‌های جدیدی هستند که نویسندگان برای آن سرزمین‌ها و مردمان می گذارند تا هم خوانندگان را شستشوی مغزی کرده و هم تاریخسازی بکنند و هم تاریخ جدید را به تاریخ گذشته پیوند بزنند. و تاریخ، سیلست، حاکمیت، مالکیت بر سرزمبن‌ها را یک مسیر مستقیم و بدون زیر و بم و تغییر و تحول نشان بدهند. 
آن‌ها، بدین ترتیب، تاریخ را جامد می کنند و از منظر همین امروز، به تاریخ و گذشته نگاه کرده و تاریخنویسی و ساریخسازی می کنند. مفاهیم اکنونی را به گذشته نسبت می دهند.

در حالی که در تاریخ چنان واقعیتی نبوده است.
 مثلا همین ایران سیاسی و به مفهوم سیاسی جدید است و در 1314 ساخته شد. قبل از آن ایرانی وجود نداشت و جغرافیایی که امروزه ایران و یک کشور نامیده می شود، در قبل از آن تاریخ، چند کشور نیمه مستقل بود که تحت مالکیت و حاکمیت خاندان قاجار اداره می شد‌ند.
 مفهوم و وجود خارجی همین ایران جدید هم، در جنگ جهانی دوم از بین رفت و تحت اشغال انگلستان و روسیه درآمد. در آن مقطع از تاریخ، مفهومی تحت عنوان حاکمیت سیاسی و ایران مستقل با دولت مستقل وجود نداشت۰
چند سال بعد از اشغال، روسیه و انگلستان از این منطقه رفتند ولی باز هم در منطقه آزربایجان، ایرانی وجود نداشت و حکومت ملی آزربایجان به رهبری پیشه وری در جریان بود. همچنین حکومت ملی آزربایجان به کردها هم اجازه و مجال داد تا حکومتی وابسته به آزربایجان در مهاباد تاسیس بکنند.
 وقتی فارس ها دوباره این سرزمین ها را اشغال و مردم را قتل عام کردتد، دوباره ایران جدیدی ساختند اما وقتی قطر از این ایران جدا شد، باز هم ایران، همان ایران قبلی نبود و باز هم تغییر کرده بود.

حتی وقتی در سال 1357 انقلاب شد، نام "ایران" سابق تغییر کرد و شد "جمهوری اسلامی ایران" که در گذشته تاریخ، چنین کشوری و واحد سیاسی وجود خارجی نداشت.
با توجه به این نکته‌ها، متوجه می شویم که خاک تغییر نمی کند. خاک در همان جا بوده و است اما حاکمیت بر آن ها و نامی که بر آن ها گذاشته می شود، در زمره علم سیاست قرار می گیرد و سیاسی هستند و تغییر می کنند. چرا که سیاست، نوع مدیریتی است که تلاش می کند تا نوع نگاه خود بر اداره این سرزمین، منابع و منابع انسانی را مدیریت کرده و رابطه آن‌ها را با دیگر واحدهای سیاسی کنترل و اداره بکند.
حال سوال این است که چه کسانی، با کدامین اهداف، چنین احادیثی را جعل کرده و به امامان نسبت داده اند؟
پانفارس‌ها و پان ایرلنیست ‌ها که در پی دست و پا کردن تاریخ برای خودشان هستند، حدیث هم‌ جعل می کنند تا برای ایران جعلی و جدید، و از طریق قدسیت احادیث، تاریخی قدیمی بسازند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
20.06.2023




ضمنا آنچه در باره "ایران" و "انیران" در اوستا آمده است، در دوره اسلامی و سال‌ها بعد از آن که خط اسلامی به شکوفایی رسید، نوشته شده است. اگر واژه ایران و انیرانی در اوستا دیده می شود، کلمات جدیدی هستند که در این دوره نوشته شده است، البته اگر در دوره بعد از رضاخان و پیدایش زرتشگری و باستانگرایی، وارد این کتاب بسیار جدید نشده باشند.



















Sunday, June 18, 2023

قولدا می اولارمیش دوشونجه؟

 


بئنی‌ زینجیرلی قوللار

ای فارس شعری، ادبیاتی دیینلر،
اونا فخر ادن‌لر، کندنی خور گورنلر!!!
سیزده بو درینلیکده، بو معنادا، به دویغودا، ... شعر می وار؟
سیزده شعر می وار؟
تورکون دیلینین‌، دویغوسونون، روحونون، دوشونجه‌سینین، ادبیاتی‌نین
و ... اوقیانوسونون درینلیگینه‌
فارس دیلی قوللوق اده‌بیلرمی؟
توم یالان حافیظی، سعدینی، فیردوسینی، ... توپلاسانیز،
بو شعرله یاریشابیلرلرمی؟
هه!!! ... هه!!!
کیم؟
نه‌دن؟
بیزی، نئجه تاولادیلار؟
بو دیلی، بو سئوگینی، بو خزینه‌نی، به اوقیانوسو، بو درینلیگی، بو روحو، بو یارادیجیلیغی، ..‌.
بیر‌ فارس‌ دیلی شوکلاتی‌ وئریب، 
آلدیلار بیزی ائوزوموزدن، قول اتدیلر بیزی.
دیلیمیزی الیمیزدن‌ آلئب، بیزی، یئتیم‌ قویدولار
بیز ایسه، فارس دیلینه، کوهنه، درده‌ ده‌یمه‌ین دوشونجه‌لره، شعر دئیب، اویدوق، یاتدیق، نشعه اولدوق، گئری قالدیق!
واریمیزی، وارلیغیمیزی،
یوخونا،
فارسا، فارسلارا ساتدیق.
یات هاااا یات، یاتدیق،
هامی دوروب چالیشان چاغدا!
اودوزدوق، یاریشا باشلامادان!
یاتمیشدیق یاریشدا هااااا یاتمیشدیق‌!
ایله کی، اویانماق بیزه عار‌ گلیر،
"گئج دئییل" دئییبن، دوروب، یاریشا باشلاماقدان عار ادر،
نه‌دنسه، داها چوخ‌ اودوزمانی‌ فخر بیلیر.

هیچ سورما جسارتی یوخ‌مو دور بیزده؟
ائولموش بو جسارت،
یا کی غارت‌ اولموش بئینیمیز، یوردا‌ تای؟
نه یوردوموزا صاحیب چیخدیق، نه بئینیمیزه، نه دیل نه تاریخیمیزه، 
توم قهرمانلاریمیزی قوول اتدیک فارسچی ایرانچی لارا، یییه‌ چیخمادیقجا.
نییه اولدو، ده‌ده لریمیزده‌ کی جسارت بیزده؟
هئش‌نه‌یی می ایرثه‌ آلمادیق؟
ده‌ده‌لر نوکر دئیلدی، آغا،
نه دن بیز آغا دئییل ده، قول اولدوق؟
نه دن قوللوقا‌- قوللارا، قول اوددوق، دوشونجه میزده؟
هانکی دوشونجه قالمیش‌می بیزده،
آتالاریمیز قوردوقلاری دئولتلردن؟

قولدا می اولارمیش دوشونجه؟
قول، زینجیر ده اولورسا، حوررییه‌ته اومار، چالئشار، قاچار، قئرار زینجرلری یادا ائولر آزادلیق اوغروندا.
بیزیمسه زینجیرله‌نیب دوشونجه‌ میز، دوشونجه پئنجه‌ره‌لریمیز.
هیچ بیر ائشیق‌ یولو یوخمو دور؟
یول آچماق، دیوارلاری‌ یئخماق، فارس دوشونجه‌ ایسارت‌ زینجیرلرین، بئینیمیزدن آتماق‌، کندیمیزه، تورکلویوموزه دونمک دن باشقا، یول وار می دیر؟

اینصافعلی هیدایت
19 June 2023
Toronto, 🇨🇦








Tuesday, June 13, 2023

Sene hacı demesin kimse. Allahın yanında hacı olman yetməzmi

 


کیمسه‌ سنه‌ حاجی‌ دئمه‌سین. آللاهین یانئندا‌ حاجی اولماق یئتمزمی؟

Sene hacı demesin kimse. Allahın yanında hacı olman yetməzmi

انقلاب در میان تورک‌های دیندار

400 حجاج تورک از رفتن به زیارت خانه خدا انصراف داده، هزینه های حج خود را صرف تهیه جهازیه برای دختران و ساخت مدرسه هزینه خواهند کرد.


مقصود من از کعبه و بت‌خانه توئی تو


انصافعلی هدایت




انقلاب در میان تورک‌های دیندار

 



انقلاب در میان تورک‌های دیندار

400 حجاج تورک از رفتن به زیارت خانه خدا انصراف داده، هزینه های حج خود را صرف تهیه جهازیه برای دختران و ساخت مدرسه هزینه خواهند کرد.مقصود من از کعبه و بت‌خانه توئی تو

کیمسه‌ سنه‌ حاجی‌ دئمه‌سین. آللاهین یانئندا‌ حاجی اولماق یئتمزمی؟


Sene hacı demesin kimse. Allahın yanında hacı olman yetməzmi


انصافعلی هدایت





Sunday, June 11, 2023

سوی‌قئریم قورخوسو

 




سوی‌قئریم قورخوسو

بیر دوستوموز، میللی فعاللاریمیزین توتوقلانماسینا، سورگون اولمالارینا، و ... داریخاراق، آشاغاداکی سوزلری، همده ائورک‌ آغرئسی ایله قلمه‌ آلمیش، هامیمیزدان‌ گلایه اتمیش.

دوستوموزا حاق‌ وئره‌رک، یازدیم:
دوستوم، بو سادادیقلاریزین‌ هامیسی‌ میلله‌تیمیزده وار آمما‌ میللی دوولت‌ اولمازسا، بونلار‌ ائوزلرین‌ گوسترمزلر. تورک‌ میللتی، ایرن آدلانان سیاسی وارلیقدا، بیر تاریخی سوی قیریم (قتلی‌عام) قورخوسون یاشایئب، و یاشایئر.

بو حیسییاتی، بو وارلیقلاری یاشاماق ائوچون امنیت‌ گرکیر. ایران آدلانان‌ ائولکه ده امنیت‌می وار؟

انصافعلی هدایت 



اکبر آزاد به تبعیدگاه رفت

 



اکبر آزاد به تبعیدگاه رفت


جناب اکبر آزاد بخاطر نوشتن صدها مقاله و حمایت از حقوق ملی ملل تورک، عرب و بلوچ در ایران، محکوم به تبعید به "دره‌شهر" در ایلام شده بود. آزاد، در راه تبعیدگاهش است.


آزاد، یکی از مدنی‌ترین فعالان ملت تورک است اما قلم و افکار گزنده‌اش، باعث ترس خفاشان شب پرست پانفارس شده است تا بر عکس تمامی قوانین خود، آزادی‌های آزاد را سلب و به دره شهر تبعیدش بکنند.

دره‌شهر در استان ایلام است.


دره شهری‌ها، آزاد را به امانت به شما می سپاریم.


انصافعلی هدایت



Əkbər Azad sürgünə getdi

 


Əkbər Azad sürgünə getdi

Əkbər Azad cənabları İranda farslara əsir düşmüş millətlərin haqların ən mədəni şəkildə müdafiə edirdi amma Azad yazdığı yüzlər yazı, panfars gecəquşlarının ışıqdan qorxmalarına nədən olmuş.

Ondan dolayı, Azadı qanunlara tərs olaraq, mühakimə və Türk millətindən uzaq, "dərə şəhər"ə sürgün etdilər.

Azadın sürgünü bu gündən başlanıb. Azad, azadlığın sürgün yolçusu dur.

Bundan belə ki Azad sürgündə yaşayacaq amma geçmişə tay, İrana əsir düşmüş Türklər, Ərəblər, Bəluçlar və ... millətlərın haqların müdafiə edəcək.

Azadın ən son yazdığı  "Azərbaycan Azərbaycan dır" adlı məqalə dir ki bir gün sürgündən öncə yazaraq, Azərbaycanın tikə-parça edilməsinə etirazını bildirmiş və İran dövlətinin məclisdəki nümayəndələrinin xəyanətinin üstün açmış ki necə Ərdəbil iyalətinin üstündən Azərbaycan adın götürmüşlər ta Türkçülük və Azərbaycançılıqla bübafizə aparsınlar.

İnsafəli Hidayət 



Friday, June 9, 2023

حاق نه‌دیر؟ هر کس می حاقلی دیر؟

 




حاق نه‌دیر؟ هر کس می حاقلی دیر؟

سالام دوستوم.

گوزل جاوابلار آمما بعضی سوزلری ایشله‌دیریک آمما  اونلارین دقیق آنلامی بیزیم اوچون‌ بللی دئییل.

مثلا، حق نه دیر؟

هر کس ائوز منفعتینه گورا، ائوزون حاقلی بیلر.

هر دین  و دینچی ائوزون حاقلی بیلر و باشقا دینلری و دینچی‌لری حاقسیز.

هر توپلوم، میللت، دولت، قانون، حاکیم، تشکیلات، ائورگوت و ... ائوزلرین حاقلی بیلر.

حتتا‌ اوغرولار، ایختیلاسچیلار، روشوتچیلر، سوئی ایستیفاده‌چی‌لر، قانون سئندیرانلار بئله ائوزلرین حاقلی بیلر.

اوندا یئنیدن‌ سورمالی دیر کی حاق نه دیر؟

انصافعلی هدایت 








Wednesday, June 7, 2023

بهار با تغییر تو آغاز می شود

 







بهار با تغییر تو آغاز می شود

از تو، زمستان ساخته اند در مدرسه و دانشگاه و

بهار در درون تو زندانیست

بهار با آزادی تو آزاد، با تو زندانی می شود

بهار با تو شکوفا می شود، اگر از یخزدگی سردخانه‌ای که برایت ساخته‌اند، بگذری.

بهار در مغز تو، در فکر تو، در درون توست. زمستان هم. 

باور تو مهم است.

 اما باورت را در مدرسه و دانشگاه و با میدیا ساخته اند و تو، برای خدمت با منافع آن‌ها برنامه‌ریزی شده‌ای.

تا سیاسی نباشی، سیاست را نفهمی، با سخنان زیبا فریبت می‌دهند و تو از سخنان تلخ گریزانی و سیاست را کار دیگران می‌دانی،

می‌خواهی همرنگ ظلم و ستم جاری شوی، تا سفره‌ات نانی داشته باشد،

با تحمیق خود، دینداری می کنی، در ظاهر، و به نام دین، تسلیم دینداران احمق تر می‌شوی، 

رمان،  و دروغ از سیاست و زیارتگاه، از کتاب ممنوع مهمتر می شود، 

وقتی تقلید از تفکر و از سوال، آسانتر می‌شود، 

وقتی اراده تغییر محیط و جامعه‌ات را از دست می‌دهی، و خودت، مقاوم در برابر تغییر خود می شوی،

وقتی از تغییر فکر و اعتقاداتت می‌ترسی و نمی‌خواهی بپذیری که چرا آن‌ها را در تو ساخته و خشکانده اند، چرا خشکیده ای؟

مغزت مستعمره آن‌هاست، تو مستعمره ای، در توهم آزادی! و نای رهایی نداری، داری؟ 

وقتی فقط در پی زیستن باشی، و هدفت کسب پول، خانه، خرید، مصرف، شهوت، دوست دختران، دوست پسران، سفر، و ... رقابت باشد،

وقتی فکر بکنی با تغییر تو، هیچ چیزی درست نمی شود،

وقتی راضی باشی، آری راضی، حتی در ظاهر و در حرف، و از وضع موجود تمجید بکنی، و بخواهی مستخدمشان بشوی،

وقتی طوطی دست آموز شستشوی مغزی آن‌ها باشی، و آموزش‌های مدرسه، دانشگاه، میدیا آیات وحی برایت باشند، 

وقتی نخواهی بدانی که مغز من و تو و ما را شکل داده‌اند، و با  دروغ ما را پر کرده اند، و ما جز دروغ نیستیم، در دروغ غوطه وریم

وقتی نفهمی ملت چیست؟ هویت چیست؟ وطن چیست؟

وقتی نفهمی وطنت کجاست؟ ملتت کیست؟ و هویتت چه بوده و چه شده؟ بر سر تو و ملت و هویت تو چه آمده؟ و رنج درک این‌ها را نکشی،

وقتی لمپن‌ها، جوکرهای‌ توهین‌گر، سلبریتی‌های تو خالی، تلویزیون و ... الگوهای تو باشند؟

 وقتی مدافعان وطن، ملت، هویتت‌ در انزوا و زندان،

وقتی سرت به جوک‌ها و توهین‌ها سرگرم، و به شنیدن توهین تحقیر، حقیر شده باشی،

وقتی فهمیدن را قربانی خندیدن بکنی؟ و نفهمیدن راه زندگی تو باشد،

وقتی هزینه فهمیدن بیش و سخت باشد،

وقتی روشنفکران ملت تو در زندان و تو ساکت باشی،

 وقتی "به من چه!" مرام تو باشد،

وقتی بترسی از  گفتن"من تورکم"، "تورکون حاققی، حکومتی اولمالی"،

وقتی فارسی و فارس‌ها را پاس می داری، و از زبان و هویت خودت شرم داری و تسلیم نوع نگاه تحمیلی هستی،

وقتی ...،

وقتی هنوز، رادیو، تلویزیون و مطبوعات دولتی را بر نوشته‌ها و سخنان آزاد مردان و زنان ملت خود ترجیح می دهی،

حتما، شتر ظلم و ستم، در خانه تو را هم خواهد زد و تو مزه تلخ سکوت‌هایت را خواهی چشید.

تغییر، هم اکنون، و با خود تو آغاز می شود.

نترس، باور کن، با تغییر تو، جهان دگرگون خواهد شد. زمستان خواهد رفت و بهار در فکر تو، درون تو ریشه خواهد کرد.

هنر در تغییر جهان با یک گل و مژده باغ پر گل از زبان توست.

وقت آنست که به خود آییم و از تغییر نترسیم.

من تغییر می کنم‌...

 تو تغییر می‌کنی ...،

 ما تغییر می کنیم ...

آنچه در مدرسه و دانشگاه تحمیلم کرده اند، دور می ریزم و سوال می پرسم: در آن‌سوی آن‌چه به ما تفهیم کرده اند، چه چیزهایی را پنهان کرده اند و نمی‌خواهند بدانیم؟

 هر تغییری، با تغییر نگاه "من" شروع می شود.

"تغییر"، مسری‌ است. موج می شود و در حیات جامعه جریان می یابد.

در راستای ملت خود، منافع ملی خود، و تاسیس دولت تورک خود، فرمان تغییر را بچرخانیم.


انصافعلی هدایت






بهار با تغییر تو آغاز می شود

 

بهار با تغییر تو آغاز می شود

بهار با تغییر تو آغاز می شود
از تو، زمستان ساخته اند در مدرسه و دانشگاه و
بهار در درون تو زندانیست
بهار با آزادی تو آزاد، با تو زندانی می شود
بهار با تو شکوفا می شود، اگر از یخزدگی سردخانه‌ای که برایت ساخته‌اند، بگذری.
بهار در مغز تو، در فکر تو، در درون توست. زمستان هم. 
باور تو مهم است.
 اما باورت را در مدرسه و دانشگاه و با میدیا ساخته اند و تو، برای خدمت با منافع آن‌ها برنامه‌ریزی شده‌ای.
تا سیاسی نباشی، سیاست را نفهمی، با سخنان زیبا فریبت می‌دهند و تو از سخنان تلخ گریزانی و سیاست را کار دیگران می‌دانی،
می‌خواهی همرنگ ظلم و ستم جاری شوی، تا سفره‌ات نانی داشته باشد،
با تحمیق خود، دینداری می کنی، در ظاهر، و به نام دین، تسلیم دینداران احمق تر می‌شوی، 
رمان،  و دروغ از سیاست و زیارتگاه، از کتاب ممنوع مهمتر می شود، 
وقتی تقلید از تفکر و از سوال، آسانتر می‌شود، 
وقتی اراده تغییر محیط و جامعه‌ات را از دست می‌دهی، و خودت، مقاوم در برابر تغییر خود می شوی،
وقتی از تغییر فکر و اعتقاداتت می‌ترسی و نمی‌خواهی بپذیری که چرا آن‌ها را در تو ساخته و خشکانده اند، چرا خشکیده ای؟
مغزت مستعمره آن‌هاست، تو مستعمره ای، در توهم آزادی! و نای رهایی نداری، داری؟ 
وقتی فقط در پی زیستن باشی، و هدفت کسب پول، خانه، خرید، مصرف، شهوت، دوست دختران، دوست پسران، سفر، و ... رقابت باشد،
وقتی فکر بکنی با تغییر تو، هیچ چیزی درست نمی شود،
وقتی راضی باشی، آری راضی، حتی در ظاهر و در حرف، و از وضع موجود تمجید بکنی، و بخواهی مستخدمشان بشوی،
وقتی طوطی دست آموز شستشوی مغزی آن‌ها باشی، و آموزش‌های مدرسه، دانشگاه، میدیا آیات وحی برایت باشند، 
وقتی نخواهی بدانی که مغز من و تو و ما را شکل داده‌اند، و با  دروغ ما را پر کرده اند، و ما جز دروغ نیستیم، در دروغ غوطه وریم
وقتی نفهمی ملت چیست؟ هویت چیست؟ وطن چیست؟
وقتی نفهمی وطنت کجاست؟ ملتت کیست؟ و هویتت چه بوده و چه شده؟ بر سر تو و ملت و هویت تو چه آمده؟ و رنج درک این‌ها را نکشی،
وقتی لمپن‌ها، جوکرهای‌ توهین‌گر، سلبریتی‌های تو خالی، تلویزیون و ... الگوهای تو باشند؟
 وقتی مدافعان وطن، ملت، هویتت‌ در انزوا و زندان،
وقتی سرت به جوک‌ها و توهین‌ها سرگرم، و به شنیدن توهین تحقیر، حقیر شده باشی،
وقتی فهمیدن را قربانی خندیدن بکنی؟ و نفهمیدن راه زندگی تو باشد،
وقتی هزینه فهمیدن بیش و سخت باشد،
وقتی روشنفکران ملت تو در زندان و تو ساکت باشی،
 وقتی "به من چه!" مرام تو باشد،
وقتی بترسی از  گفتن"من تورکم"، "تورکون حاققی، حکومتی اولمالی"،
وقتی فارسی و فارس‌ها را پاس می داری، و از زبان و هویت خودت شرم داری و تسلیم نوع نگاه تحمیلی هستی،
وقتی ...،
وقتی هنوز، رادیو، تلویزیون و مطبوعات دولتی را بر نوشته‌ها و سخنان آزاد مردان و زنان ملت خود ترجیح می دهی،
حتما، شتر ظلم و ستم، در خانه تو را هم خواهد زد و تو مزه تلخ سکوت‌هایت را خواهی چشید.
تغییر، هم اکنون، و با خود تو آغاز می شود.
نترس، باور کن، با تغییر تو، جهان دگرگون خواهد شد. زمستان خواهد رفت و بهار در فکر تو، درون تو ریشه خواهد کرد.
هنر در تغییر جهان با یک گل و مژده باغ پر گل از زبان توست.
وقت آنست که به خود آییم و از تغییر نترسیم.
من تغییر می کنم‌...
 تو تغییر می‌کنی ...،
 ما تغییر می کنیم ...
آنچه در مدرسه و دانشگاه تحمیلم کرده اند، دور می ریزم و سوال می پرسم: در آن‌سوی آن‌چه به ما تفهیم کرده اند، چه چیزهایی را پنهان کرده اند و نمی‌خواهند بدانیم؟
 هر تغییری، با تغییر نگاه "من" شروع می شود.
"تغییر"، مسری‌ است. موج می شود و در حیات جامعه جریان می یابد.
در راستای ملت خود، منافع ملی خود، و تاسیس دولت تورک خود، فرمان تغییر را بچرخانیم.

انصافعلی هدایت 




بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc