Wednesday, January 24, 2018

چرا فقر، غارت منابع و عقب ماندگی سهم ملل غیر فارس و ثروت، رفاه و توسعه سهم فارس است؟

آغا مجید در پاسخ مقاله زیرین من چنین نوشته اند. پاسخ من در پی می آید:



آEnsafali Hedayat آغای هدایت عزیز مطالب شما را کامل و با دقت خواندم با برخی موافقم با برخی خیر و آن را مبالغه آمیز می دانم با آنهایی که موافق نیستم مختصرا اشاره می کنم اولا چه کسی گفته خود فارسها برای کار به مناطق دیگر مهاجرت نمی کنند یا فارسها در مناطق غیر فارس تعدادشان کم است؟؟؟ این همه فارس مثلا به نواحی نفت خیز جنوب مثل عسلویه برای کار مهاجرت کرده اند پس این را چه می گویید؟؟؟ من خودم اهل خراسانم خراسان یک منطقه ی اکثریت فارس نشین است فارسهای خود خراسان به تعداد فراوان برای کار به تهران مهاجرت کرده و می کنند چون تهران در مقایسه با خراسان از وضعیت اقتصادی بسیار مناسبی برخوردار است پس این را چه می گویی؟؟؟ من خودم سربازی در سیستان و بلوچستان بودم تعداد فارسها در بلوچستان خصوصا در زاهدان از خود بلوچها کمتر نبود و بیشترشان هم کارمندان ادارات و نیروهای مسلح بودند این را چه می گویی؟؟؟؟ البته در مشاغل دیگر هم تعداد فارسها در آنجا کم نبود. این همه فارس در خوزستان در کردستان اینها برای چه آنجا هستند مگر بیکارند عمر خود را آنجا تلف کنند ایا جز برای کار رفته اند اینها را چه می گویی؟؟؟ در مورد زبان بالاخره زبان فارسی زبان رسمی کشور است البته می شود زبان و تاریخ اقوام دیگر تدریس شود مشکلی نیست این که می گویی شخصیتهای اقوام غیر فارس خائن جلوه داده می شوند نه این طور نیست مثلا در مورد اذربایجان شما فقط یک پیشه وری منفی معرفی شده ولی اشخاصی مثل ستارخان باقرخان خیابانی عباس میرزا و..... مثبت معرفی می شوند حتی در همین تاریخ فارسی این را چه می گویی؟؟؟؟؟؟ اقوام غیر فارس از جمله همان قشقاییها و اذربایجانیها همواره هر موقع دلشان خواسته کنسرت داده اند و باز هم خواهند داد نه این طور که گفتی نیست. در مورد مسئله ی آب، ببین آقای هدایت گرامی کشور ما کشور کم آبی است باید منابع ابی درست مدیریت شوند دلیلی وجود ندارد میلیاردها متر مکعب آب بدون استفاده و در سالهای خشک سالی به خلیج فارس بریزد و هموطنان ما در مناطق مرکزی از بی آبی رنج ببرند یعنی در منطق شما هموطن یزدی یا اصفهانی ما برود از بی آبی بمیرد بعد ما این حق را نداشته باشیم که از مناطقی دیگر که اب فراوانی دارد حداقل برای رفع نیازهای اساسی مردمان مناطق کم آب، آب منتقل کنیم یعنی نظر شما این است؟؟؟؟؟؟ نه ما چنین چیزی را قبول نداریم ایران کشور ما و ملک مشاع همه ی ایرانیان است و همه ی ثروتهای آن اعم از اب نفت گاز معدن و.... متعلق به همه است و همه حق استفاده از آن را دارند حالا چه شما اقای هدایت قبول بکنید چه نکنید ولی اقای هدایت لطفا دچار سوء تفاهم نشوید من منظورم این نیست که دیگر حالا همه ی ابهای مناطقی مثل لرستان یا بختیاری یا خوزستان را به مناطق مرکز منتقل و خود مردمان ان مناطق بی اب بمانند من منظورم این نیست ابتدا باید نیازهای ابی مردمان همان مناطق برطرف و سپس اب مازاد به مناطق مرکزی منتقل شود باید منابع اب منصفانه و عادلانه توزیع شود دلیلی وجود ندارد لرستان یا خوزستان اب مازاد و بلااستفاده داشته باشد ولی این اب مازاد برای مناطق بی ابی مثل اصفهان و یا یزد استفاده نشود حداقل برای رفع نیازهای اساسی مناطق بی اب با رعایت اصل انصاف و عدالت و پس از تامین نیاز ابی مردمان مناطق پر اب تر اب مازاد به مناطق کم اب تر منتقل شود این ایرادی ندارد به شرطی که اصل انصاف رعایت شود و حالت غارت اب پیدا نکند این جور مشکلی ندارد خود انتقال اب فی نفسه مشکلی ندارد در همه جای دیگر دنیا اب از مناطق پر اب تر به مناطق کم اب تر منتقل می شود ولی به اندازه ی نیاز ان مناطق با رعایت عدالت و انصاف. مشکل ایران انتقال اب نیست مشکل عدم مدیریت درست منابع اب و عدم توزیع عادلانه ی اب است که امیدوارم این مشکل حل شود در ضمن ابی از اذربایجان به مناطق فارس منتقل نمی شود در ضمن شما که این قدر اهل عدالت هستی چرا به انتقال اب مناطق کردنشین به اذربایجان به بهانه ی احیای دریاچه ارومیه اعتراض نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ من: انصافعلی هدایت به آغا مجید
آغا مجید گرامی،
می بینید که من عمدا الاحواز را از قلم انداخته ام. چون منبع اصلی درآمد استعمار ایران و فارسیسم، الاحواز است و فارسیسم می خواهد با جابجایی مردم، بافت عرب آنجا را از بین ببرد.
طهران هم جزو فارسیستان و قلب ضد حقوق ملل (از منظر سیاست) غیر فارس است. /// همان طور که خودت گفتی، کارمندان ادارت و نیروهای مسلح فارسیستان در بلوچستان هستند (اجباری).
شما در کتاب های درسی، یک رهبر تورک مانند شاهان تورک، پیدا بکنید که مستقیم و غیر مستقیم مورد اتهام و ... خیانت نباشند!
چون عباس میرزا مرده است، از ایشان گاهی به نیکی یاد می کنند. وگرنه قضاوت و ارزشگذاری فارسیسم برای دیگر رهبران و پادشاهان تورک در منظر ماست ....
چطور مشکلی در سر راه تدریس زبان و تاریخ و همه جنبه های تمدنی ملل وجود ندارد؟
مگر واقعیت جامعه روشنفکری فارس را نمی بینید که با این همه حقوق ملل تحت ستم مخالفت می کند؟
همین دیروز، رهبر یکی از گروه های موسیقی تبریز اعلام کرد که در سه سال گذشته، فقط یکبار مجوز اجرای کنسرت در تبریز داشته اند. در حالی که بگفته وی، می توانند در هر شهری کنسرت برگزار بکنند.
قشقاییان هم که در 40 سال بعد از انقلاب، یک کنسرت و نمایشگاه در پایتخت خودشان نداشته اند.
این که آب را باید تقسیم کرد، مانند ثروت است که باید تقسیم کرد؟ اما در ایران شما فقر را تقسیم می کنند. چرا به الاحواز و دیگر نقاط آب نمی رود که بیش از 60 درصد روزهای سال، در اثر سیاست های ضدیت با عرب ها، آب را به فارسیستان برده اند و الاحواز را به کویر بدل کرده اند که مردم نمی توانند تنفس بکنند.
در این کشور مشاع، چرا فقر مال تورک، لر و عرب، بلوچ . تورکمن، قشقایی و ... است و ثروت، رفاه، امنیت، هویت، شخصیت، شهروندی و ... متعلق به فارس و مرکز؟
آیا این است مفهوم کشور مشترک و تقسیم منابع آن در بین ملل؟ اصلا آیا فارس می پذیرد که در ایران شما، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر، و ... "قوم" نیستند و حقوق "ملت" را دارند؟
آیا دولت و روشنفکر فارس این تعریف را می پذیرند که تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، و ... "ملت " بوده و از حقوق ملت برخوردارند؟
آیا عدالت و انصاف در تقسیم آب و کار، ثروت، توسعه و آموزش و برادری و برابری و رسمی شدن زبان ها و ... رعایت شده است؟ و تنها مانده که در مورد آب هم رعایت بشود؟
اصلا، چرا فارسیسم همه صنایعی که در مصرف آب، بسیار پر مصرف هستند را در مرکز و فارسیستان تاسیس کرده است که این همه نیاز به آب داشته باشند؟
چرا آن صنایع در لرستان، الاحواز، کردستان، آزربایجان و ... تاسیس نمی شوند که فارسیسم مجبور نباشد، آب مناطق دیگر را به آنجایی که آب ندارد اما انباشته از صنایعی است که نیازمند میلیون ها تن آب در هر روز است، منحرف و کانالیزه بکند؟
کردستان، بعد از آزربایجان، در نزدیکترین منطقه نسبت به دریاچه اورمیه قرار دارد. اگر این دریاچه خشک شود، به همان اندازه که تبریز و آزربایجان دچار خسارت های جبران ناپذیر خواهد بود، کردستان هم خسارت خواهد دید.
در نتیجه، برای نجات دریاچه اورمیه، باید فدا کاری کرد.
البته تا کنون آبی از کردستان به دریاچه اورومیه منحرف و کانال کشی نشده است. این سوال شما مربوط به تاریخ آینده است که جوابش هم معلوم است. در حال حاضر، دولت فارسیستان، اراده ای برای نجات دریاچه اورمیه ندارد. تنها هدف اصلی دولت فارسیستان نابودی تورک و عرب در مرحله اول، چه از منظر سیاسی، تمدنی، فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی است. آنگاه نوبت ملل ضعیف تر هم خواهد رسید.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و چهارم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

ستم مضاعف برای ملل تورک، تورکمن، عرب، بلوچ، قشقایی، لر و ... یعنی چه؟

ستم مضاعف برای ملل تورک، تورکمن، عرب، بلوچ، قشقایی، لر و ... یعنی چه؟
آغا مجید در فیس بوک پرسیده است:
این قابل توجه شما آقای هدایت که می گویید فارسها حق دیگران را می خورند. این مشکلات و معضلات اقتصادی صرفا برای غیر فارسها نیست خود فارسها نیز از وضعیت موجود هم رنج می برند. مگر یزدیها فارس نیستند؟؟ پس این را چه می گویید؟؟؟ به هر حال ممنون از این پستتان.
پاسخ من؛ انصافعلی هدایت؛
1. من و ما، منکر مشکلات اقتصادی در دیگر نقاط ایران و بخصوص در فارسیستان نیستیم. مشکلات اقتصادی در همه جای امپراتوری ایران (فارسیستان) هست ولی عمق آن ها در مناطق و در میان ملل مختلف فرق می کند.
2. آیا شما مشکلات اقتصادی فارسیستان را با مشکلات اقتصادی بلوچستان، تورکمنستان، لرستان، عربستان، آزربایجانستان، قشقاییستان، و ... یکی می دانید؟
3. عمق فاجعه های اقتصادی در کدامیک از این مناطق عمیق تر است؟
4. چرا عمق فاجعه اقتصادی در فارسیستان کمتر از آزربایجان است؟
5. من از "ظلم مضاعف" سخن می گوییم! ظلم مضاعف، یعنی این که همان ظلم اقتصادی که در فارسیستان وجود دارد، در آزربایجانستان و قشقائیستان، بلوچستان و عربستان و تورکمنستان جنوبی و ... هم موجود است اما عمق فاجعه عمیق تر است.
6. علاوه بر عمق عمیق این فجایع در میان این ملل، از ظلم هایی سخن می گویم و می گوییم که اصلا آن ظلم ها به فارس ها وارد نمی شود و منحصرا به تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... وارد می شود.
ظلم هایی:
7. رسمی نبودن زبان مادری این ملل در امپراطوری ایران،
8. عدم آموزش زبان مادری این ملل،
9. عدم حق داشتن احزاب ملی در میان این ملل،
10. اجبار (غیر محسوس) به عضویت افراد سیاسی ملل تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... در احزاب سراسری،
11. غارت ثروت معادن سرزمین های تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... و تبدیل آن ها به فراورده های مصرفی در فارسیستان،
12. بیکاری بسیار عمیق تر در میان این تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... ،
13. مهاجرت برای اشتغال فرزندان ملل تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... به فارسیستان
14. عدم مهاجرت معکوس فارس ها به سرزمین های تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... برای کاریابی،
15. آبرسانی به فارسیستان، آن هم از منابع آبی ملل تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ...
16. خشکاندن عمدی و برنامه ریزی شده دریاچه اورومیه برای این که آزربایجان تخریب شود و مردمش مجبور به کوچ و ترک وطن شوند تا حس وطنپرستی آن ها موجب تجزیه ایران، آن هم در آینده، نشود.
17. محرومیت ملل تورک، عرب، لر، بلوچ، تورکمن و ... از منابع آبی خود که توسط قوم استعمارگر فارس به غارت و تاراج می رود.
18. داشتن حق اعتراض مسالمت آمیز مردم فارسیستان به خشکی های رودخانه های فصلی و دایمی بدون نگرانی معترضان فارس از دستگیری، شکنجه، زندانی شدن
اما در عربستان، آزربایجانستان، لرستان، تورکمنستان و بلوچستان اگر اعتراضی به غارت آب هایشان و خشکانیدن عمدی منابع آبشان صورت بگیرد، دستگیر، شکنجه و زندانی شدن، حتمی است. ای بسا ده ها تن معترض مسالمتجو (تنها به دلیل اعتراض مسالمت جویانه) کشته هم می شوند.
19. آیا در فارسیستان روستایی یا شهرکی وجود دارد که اکثر مردان آن قتل عام شده باشند؟
20. در بلوچستان چند روستا موجود است که هیچ فردی از جنس نر (مرد) که بیش از نه (9) سال داشته باشد، در آن ها زندگی نمی کنند. چرا؟ چون توسط فارسیسم قتل عام شده اند.
21. انعکاس اخبار تجمعات فارسیستان در حد اعلا در رسانه های داخلی و بین المللی تحت اشغال کارمندان و مزدوران فارس.
22. بایکوت خبری اعتراض های مسالمتجویانه تورکان، تورکمنان، قشقائیان، عرب ها، بلوچ ها، و ... نه تنها در رسانه های داخل امپراطوری فراسیستان که در رسانه های خارجی که تحت اشغال نژادپرستان فارس روشنفکر(!) قرار دارند.
23. فارس ها در امپراطوری فارسیستان هزاران رادیو، تلویزیون، سالن سینما، سالن تاتر، فیلم ها، سریال ها، نمایشنامه ها، سالنامه، فصلنامه، ماهنامه، گاهنامه، دو هفته نامه، هفته نامه، مجله، روزنامه ها، ده ها هزار وبسایت، خبرگزاری های دولتی و نیمه دولتی، مراکز تحقیقاتی، آموزشی، صدها میلیون جلد کتاب در موضوعات مختلف و ... هستند.
24. نبود همان هزاران رادیو، تلویزیون، سالن سینما، سالن تاتر، فیلم ها، سریال ها، نمایشنامه ها، سالنامه، فصلنامه، ماهنامه، گاهنامه، دو هفته نامه، هفته نامه، مجله، روزنامه ها، ده ها هزار وبسایت، خبرگزاری های دولتی و نیمه دولتی، مراکز تحقیقاتی، آموزشی، صدها میلیون جلد کتاب در موضوعات مختلف در جوامع و سرزمین های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ...
25. عدم مخالفت ملل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... با زبان، تاریخ، ادبیات، هنر، اقتصاد، هویت و ... فارس ها
26. مخالفت بسیار جدی فارس ها با زبان، تاریخ، ادبیات، هنر، اقتصاد، هویت و ... ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ...
27. وقتی فارس ها ضد زبان، تاریخ، ادبیات، هنر، اقتصاد، هویت و .. ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... هستند و عمل می کنند، وطنپرست نامیده و قهرمان می شوند.
28. اما اگر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... خواستار رسمی شدن زبان، تاریخ، ادبیات، هنر، اقتصاد، هویت و .. ملی خودشان در سرزمین هایشان و ایرانی که فارس ها مدعی "مشاع و مشترک بودنش" هستند، باشند، متهم به "... پانیسم ..." می شوند و ضد ملی و ضد همبستگی و ضد منافع ملی رفتار کرده اند.
29. چرا استانداردهای فارسیسم، ضد هم و دوگانه هستند؟
30. رسانه های فارسیستان 100 درصد فارس زبان هستند .
31. ولی اگر رسانه ای هم در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... وجود دارد، 10 درصد هم در زبان ملی خودشان هم نیستند.
31. چرا رسانه های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... مشروط به دو یا چند زبانه بودن هستند و در همه آن رسانه ها، حضور زبان فارسی الزامی است؟
32. این هژمونی و اجبار فارسیسم و تحمیل فارسیسم بر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... از کدام اصل حقوقی و انسانی یا بین المللی یا برادرانه یا مشاع، نشات می گیرد؟
33. چرا رادیوها و تلویزیون ها موجود در سرزمین های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... ملی و 100 درصد متعلق به زبان و فرهنگ و تاریخ و ... این ملل نیستند؟
34. فارسیسم به هر بوته تاریخی چنگ می اندازد تا برای فارسیسم، تاریخ جدیدی می سازد و آن تاریخ را به همه ملل فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... تحمیل می کند.
35. ولی نه تنها تاریخ باستانی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در سزمین های استعماری فارسیسم انکار می شوند، بلکه تاریخ جدید (نوشتاری) و حتی معاصر آن ها هم تحریف یا انکار می شوند.
36. فارس با هر چیزی که بتواند، بخودش نسبت بدهد، برای خودش "هویتی" جدید می تراشد و آن را به همه تحمیل می کند.
37. لاکن، فارسیسم، منکر هویت ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... است. ابتدا تلاش می کند، هویت مستقل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... را انکار بکند ولی چون تلاش برای انکار هوست این ملل، مورد قبول همین ملل واقع نمی شود و در مقابل این تحریف و جعل آشکار، مقاومت می کنند، برای ملل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... هویت هایی مورد قبول فارسیسم ساخته می شود تا آن هویت های ساختگی را به این ملل تحمیل کرده و هویت های واقعی و تاریخی و هنری و فرهنگی و نژادیشان و ... را از این ملل بزدایند. "آذری"، "آذری زبان"، "عرب زبان"، "بلوچ، لر، کرد آریایی اصیل" یا زبان آن ها یکی آن های زبان فارسی بوده است و ... از این نوع تلاش های ضد هویتی این ملل توسط فارس ها نیست؟
38. همه هویت های ساختگی و واقعی فارسیسم مدرن، در مدارس و دانشگاه ها به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... تحمیل می شوند.
39. اما زبان، تاریخ، هنر، ادبیات، صنایع، افکار و اندیشه ها و ... ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در مدارس و دانشگاه ها تدریس نمی شوند و با آموزش و رسمیت یافتن این ویژگی های ملی ملل در ایران تحت استعمار فارسیسم، مخالفت شدید می کنند.
40. اگر هم به بخشی از تاریخ، هنر، موسیقی، اقتصاد، سیاست، افکار، اندیشه ها، و ... در مدارس و دانشگاه ها اشاره می شود، فارسیسم، آن ها را عنوان "خیانت" ترسیم و معرفی می کند.
41. چرا در رسانه ها، تحقیقات، کتاب ها، کنفرانس ها، رسانه های مختلف تحت تسلط فارسیسم، افراد تاریخساز ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... ضد ایران و ضد منافع ملت خودشان تصویر می شوند؟
42. چرا فارسیسم تلاش می کند تا ادبیات فارس را ادبیات اصیل و همه گیر، آن هم در تاریخ ملل فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... نشان بدهد. در حالی که چنین نبوده است؟
43. لکن و چرا ادبیات این ملل، جزو ادبیات ملل ساکن ایران محسوب نمی شوند؟ چون این ادبیات، مورد قبول فارسیسم نیست، تدریس هم نمی شوند و با آموزش و رسمیت آن ها مخالفت هم می کنند؟
44. چرا تمدن و دستاوردهای تمدنی-تاریخی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در دانشگاه ها تدریس نمی شوند؟
45. چرا در حالی که روی هر مسئله فارسیسم میلیاردها تومان صرف می شود تا در باره آن تحقیقی صوری و غیر علمی انجام داده و "وجود" و یا "بهترین" بودن آن ها را از نظر علمی اثبات بکنند، روی مسایل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... هیچ تحقیق علمی انجام نمی گیرد؟
46. می دانیم که فارس ها، موسیقی و رقص ویژه و متمایزی برای خودشان ندارند و هر چه دارند، ملغمه ای برگرفته از آثار تمدنی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... هستند ولی همین هنر دست و پا شکسته فارسیسم، در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شوند.
47. در همین حال، موسیقی و انواع هنر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در نزد فارسیسم حاکم بر ایران، جزو هنر محسوب نشده و تدریس هم نمی شوند.
48. هیچ دانشگاه هنری در سرزمین های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... برای تدریس هنر این ملل، تاسیس نشده است. اگر دانشگاه هنری در میان این ملل وجود دارد، به تحریف هنر این ملل اقدام می کنند و آن چه به نام هنر به دانشجویان این ملل داده می شود، هنر فارسیسم است که ملغمه ای بیش نیست و هویت مستقل هنری ندارد.
49. چرا هنرهای ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... نه به نام خود هر ملت که به نام "ایران" در داخل امپراطوری فارسیستان و با عنوان "پرشین" در خارج از این امپراطوری معرفی می شوند؟
50. هیچ کدام از ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... به هویت فارس در امپراطوری فارسیستان توهین نمی کنند و تحقیر روا نمی دارند یا خواهان نابودی هویت فارسی نیستند و برایشان جوک تحقیر آمیز و توهین آمیز نمی سازند و نمی گویند.
51. اما فارس ها، هر چه توهین و تحقیر و جوک است را به این ملل نسبت داده، در تورهین، تحقیر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... می کوشند.
52.این ملل با فارس و منافع فارسیسم در این جغرافیا مخالفت نمی کنند .
53. ولی فارسیسم با منافع ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در سرزمین هایشان و در امپراطوری تحت کنترل فارسیسم مخالفت می کنند.
54. فارسیسم تلاش می کند تا در رسانه ها و کتاب ها و دانشگاه هایش، تاریخ تلاش ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... برای دستیابی به آزادی از استعمار ایرانی و فارسیسم را به عنوان خیانت ارزیابی و تدریس بکنند.
55. در میان افکار و اندیشه های ایرانیان که در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود، جایی برای اندیشه های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... وجود ندارد.
56. گویا که خود این ملل و اندیشه ها و نگرش هایشان، بخشی از این سرزمین ها و تاریخ این منطقه نیستند.
57. فارس چنان برنامه های آموزشی و رسانه ای را پیش می برد تا به طور ضمنی همه بپذیرند که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در تاریخ و بخصوص در تاریخ معاصر، فاقد اندیشه و روشنفکر بوده اند و توانایی اندیشیدن نداشته اند.
58. در اصل، همه هجمه های فارسیسم به نفی "توانایی" فکری و مدیریتی و تمدن سازی این ملل استوار شده است.
59. روش تبلیغاتی فارسیسم چنان است که گویا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... دارای مدیران و توانایی مدیریت کلان سرزمین های خودشان یا امپراتوری هایی که در تاریخ ساخته بوده اند، نبوده اند.
60. فارسیسم می خواهد، این تصور را حلق و القاء بکند؛ در دورانی که فارس مغلوب بوده و ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... مدیریت این سرزمین های گسترده را در دستان خودشان داشته اند، آن ها مدیریت نمی کرده اند بلکه این، عوامل فارسیسمی بوده که در زیر سایه ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... آن ممالک را مدیریت می کرده اند. یعنی آن رهبران جهانگیر و استراتژیست، توانایی عقلی و ذهنی برای اداره ممالک تحت فرمانشان را نداشتند و اگر فارس ها نبودند، آن ها نمی توانستند، ممالک را اداره بکنند. یعنی آن تورکان و تورکمانان و ... فاقد شعور بوده اند و فقط شمشیرشان برنده بوده است.
61. فارسیسم، بطور سیستماتیک در آمارهای ایجاد کار و اشتغال و سرمایه گذاری ها دست اندازی کرده، آن ها را به نفع فارسیستان تحریف می کند تا منابع مالی بیشتری را به فارسیستان جذب کرده و بفرستد.
62. مثلا آیا ممکن است، میزان بیکاری و آمار رشد اقتصادی در اصفهان، یزد، کاشان، شیراز، و .. در ردیف آزربایجان یا لرستان، و ... باشد؟ یا حتی آزربایجان رشدیافته تر از فارسیستان باشد که آمارهای فارسیسم می گویند؟
63. آمارهای رسمی و سیستماتیک فارسیسم، نشان می دهند که آزربایجان رشد اقتصادی بیشتری دارد و نرخ بیکاری در آن، بسیار کمتر از نرخ بیکاری در اصفهان و ... است.
64. چرا مطبوعاتی که در فارسیستان منتشر می شوند، یک زبانه هستند؟ آن هم تنها زبان فارسی اما و چرا باید مطبوعاتی که در میان ملل تحت ستم مضاعف منتشر می شوند، چند زبانه باشند؟
65. در کردستان، تورکمنستان جنوبی یا در قشقائیستان یا در بلوچستان یا در آزربایجانستان و ... چند فارس وجود دارد که این مطبوعات مجبور به دو زبانه بودن در این مناطق هستند؟
66. چرا بیش از 90 درصد مطبوعات ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ...، به زبان استعمار حاکم: فارسی، نوشته می شوند؟
67. طبق قوانین و اجبار فارسیسم، شرط استخدام در دوایر دولتی و خصوصی، تسلط هر فردی بر زبان فارسی، آن هم در سطح بالا و همسطح با فارس های تحصیل کرده در زبان خودشان است.
68. اگر همین اجبار و شرط را برای استخدام در سازمان های دولتی و خصوصی بر روی زبان تورکی متمرکز کنیم و مدعی شویم که باید هر فارسی هم مانند یک تورکی که در زبانی رسمی و اداری و آموزشی خودش تحصیل کرده است، باید زبان تورکی را بلد باشد، آیا فارس زبانی می تواند استخدام شود؟
69. با این همه ادعایی که فارسیسم می کند که "همه ایرانیان برابرند" چرا در شرط استخدام به زبان های ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... در هیچ نهاد دولتی و خصوصی مد نظر نیست؟
70. چرا مردم مهاجرت می کنند؟
71. لابد، مردم (چه مهاجران و چه غیر مهاجران) توقع دارند که باید زندگی بهتر، رفاه بیشتر، دسترسی به امکانات زندگی و بهداشت و آموزش بیشتر و .. کاریابی آسانتر و ... داشته باشند.
72. اگر چنین است، چرا مردم فارسیستان برای بدست آوردن استانداردهای رفاه و کار و زندگی راحت تر، به سرزمین های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... مهاجرت نمی کنند؟
73. اگر ظلم در ایران تحت تسلط فارس، علی السویه است و همه ملل و همه مردم در همه جای ایران، به یکسان تحت ظلم هستند، چرا ملل تحت ستم تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... به فارسیستان مهاجرت می کنند؟
74. علل عدم مهاجرت فارس ها به دیگر نقاط ایران که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ...ساکن هستند، چیستند؟
75. علل مهاجرت ملل تحت ستم تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... به فارسیستان در چیست؟
76. آیا امکان کاریابی برای ملل تحت ستم با فارس ها، 100 درصد یکی و برابر است؟
77. آیا دستور داده نشده که از استخدام افراد "لهجه دار"، یعنی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... خود داری شود؟
78. آیا فارس ها در زبان فارسی دارای لهجه هستند که نباید استخدام بشوند؟
79. آیا فارس ها دو زبانه یا چند زبانه هستند؟
80. معایب و محاسن دو زبانگی چه چیزهایی هستند؟
81. آیا انرژی ها و توانایی های فارس ها برای یادگیری زبان های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... صرف می شوند؟
82. مزایای زبان فارسی برای فارس ها در چیست که نمی خواهند زبان های دیگر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... هم رسمی شوند تا آن منافع از دست فارس خارج نشوند؟
83. معایب زبان فارسی برای ملل تورک، عرب، بلوچ و تورکمان و لر و ... چیست؟
84. چرا کنسرت های فارسی در میان جوامع ملل تورک، عرب، بلوچ و تورکمان و لر و ... بیشتر از کنسرت های خود این ملل و در زبان های خودشان، برگزار می شوند؟
85. چرا به هنرمدان رشته های مختلف ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ...اجازه کار و نمایش آثارشان، به ملت خودشان، داده نمی شود؟
86. چرا به فارس ها بیشتر هنرمندان خود هر ملت اجازه داده می شود تا در میان ملل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... آثار هنریشان را بفروشند؟
87. چرا در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... سینما، سریال رشد نکرده و فیلم ها و سریال هایی با برتری فرهنگی این ملل ساخته نمی شوند؟
88. چرا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ...هیچ رادیو - تلویزیون و رسانه ای 24 ساعته برای سراسر ایران ندارند؟
89. چرا قشقایی ها حق برگزاری کنسرت موسیقی، تاتر، نمایشگاه کتاب تورکی و ... در میان ملت خودشان را نداشتند و ندارند؟
90. چرا مردم تورکمنستان جنوبی حق ماهیگیری در سواحل خودشان را ندارند؟
91. چرا باید ماهی دریای تورکمانان را شرکت های فارس صید کرده و برای آن ها بفروشند؟
92. چرا اگر خود تورکمنان به صید همان ماهی هایی که فارس ها صید می کنند، بروند، کشته می شوند؟ و اگر خوش شانس باشند و کشته نشوند، دستگیر و زندانی می شوند؟
93. آیا برای بلوچ و کرد و عرب، راهی جز قاچاق کالا از آن سوی مرزها مانده است؟
94. علت روی آوردن مردم به قاچاق کالا در مرزها چیست؟
95. آیا همین قاچاق کالاها در اختیار نهادهای دولت فارس برای تامین منافع قوم فارس، سازماندهی نمی شوند؟
96. بسیاری از موارد ذکر شده، مربوط به دولت و حاکمیت نیست، بلکه مربوط به فرهنگ مسلط و نژادپرستانه حاکم و استعماری است.
97. اگر با دقت به همه این موارد ذکر شده، توجه بفرمایید، روحیه استبداد و استعمارگری را در تک تک آن ها مشاهده خواهید کرد.
98. روحیه برتری نژادی و سیاسی، در یک قرن اخیر، نه تنها وارد تک تک واژه های فارسی شده است، بلکه تک تک سلول های فارس ها را هم بیمار کرده است.
99. نه تنها فارس ها که اغلب ایرانی ها هم با این نوع نژادپرستی و ایرانیت ضد حقوق انسان های ملل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، و ... تربیت شده اند.
100. آیا این رفتار استعمارگرانه، هژمونیک، برتری جویانه و توهین آمیز را در میان روشنفکران پان فارسیست و پان ایرانیست یکسان نمی بینیم؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و چهارم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

Tuesday, January 23, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 9 ب. عملی ژورنالیسم - خبر یازاق

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 9

ب. عملی ژورنالیسم - خبر یازاق



بو حیسسه دهT ایکی خبری گوناز تی وی نین وبسایتئندان گوتوروب، عملی بیر ایش اوچون، اوخویوب و یاخجی-پیسین اورتایا قویماقلا، درسیمیزی ایرلی آپارئرئق.

1. بیر اینجی خبرین بیری اوزون لینکین آشاغادا گورورسوز.

بو خبر، تبریز ایمام جوماسئنئن خبری دیر کی اورمو گولو حاقدا دانئشئب. جالیب بیر خبر اولدو. گورمه نیزی سیفاریش ادیرم.

https://www.gunaz.tv/…/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%8…

2. ایکینجی خبر ایسه، اردبیل زیندانی و محبوسلار حاقدا دیر. بو خبر چوخ چوخ اوزون و بیر مقاله کیمی دیر. اوندان 4-5 یاخجی و قیسسا خبر یازماق اولار. اگر بو زیندانی، بیر نئچه گون گوندمده ساخلاساق، بلکه ایران سیاسیلرین و زیندان مقاملارئن، بیر پارا ایصلاحا مجبور اده ریک آمما بیر یئرده و 1180 کلمه لیک بیر خبرده، سادهجن بیر گون گوندمده اولور و سونرا ایتیر باتئر. هئش اثری اولمور. ایله بیل کی بیز خبری "اثری اولماماق" اوچون یازئرئق!

بو خبرین ایچینده، بیر نئجه خبری قوربانلئق ادیریک. بللی اولور کی بیز بو جور خبرلری یازماق ایله، نئجه خالقی و اوخوجونو، یوروب، قاچئردئرئق و ... کیمی موضوعلاردا اورتایا چئخیر.

بو درسه دیققتینیزی ایستیرم.

https://www.gunaz.tv/…/%D9%85--%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8…



بو درسی گورمک لازیم دیر تا هر شئیدن بیر آز اورگنک!



انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

ایگیرمی اوچ ژانویه2018

hedayat222@yahoo.com





آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 9 الف. تئوری- هانکی ژورنالیسم؟

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 9

الف. تئوری- هانکی ژورنالیسم؟



بو درس ده، ژورنالیسمی و ژورنالیست لری اوچ دسته یه بولدوم و هر بیرینه گورا تعریف و ایضاحلار وئردیم.

1. موحافیظه کار، مونفعیل، آینا و فیکیرسیز ژورنالیست: منجه گونئی آزربایجانین بوگونکو گونونده، 99% قازت یازارلاری، بو تیپدن دیرلر. یعنی طهران مطبوعاتی، گونئی آزربایجان مطبوعاتی یانئندا، چوخ روشنفکر و چوخ اینقیلابی گورونورلر.

نیه؟

چوخلو ایجتیماعی، سیاسی، ایقتیصادی، تاریخی، روانشوناسی، استعمار-موستعمیره دلیللری وار.

آزربایجان مطبوعاتی او قدر دالی قالمئش کی طهران مطبوعاتئنا یاخئن دوشنمیر!



2. مونتقید یا اعتیراضچی یا راحاتسیز یا ایصلاحاتچی ژورنالیسم: بو آدلارئن هامئسی بو جور ژورنالیسمه یاناشئر و هرهسیغ بو ژورنالیسمین بیر طرفین آچیقلئر.

ایران رسمی لری و قانونلاری، او قدر چتینلیک یارادیر کی، آداملاردا، مونتقیدچیلیک و اعتراضچئلئق یا ایصلاحچی اولماق قووهنی اولدورور.

چون اونلار، ساده اینتیقادی دوشمنلیک کیمی گورورلر و نوماینده لردن، یازارلاردان و قازته چی لردن ایستیرلر، "انتقاده سازنده" (یارادئجی اینتیقاد) اتسین لر. بونون آنلامی بودور کی ...

3. اینقیلابی یا دئوریمچی یا دئییشیکچی ژورنالیسم: بو ژورنالیسم، "مونتقید ژورنالیسمدن چوچ چوخ درین و موحافیظه کار ژورنالیسمین ترسینه دیر و یارادئچی دیر.

بو ژورنالیسم و ژورنالیستین ذهنینده بیر آیده آل و بیر جننت وار. ژورنالیست، موجود سیستیمی قبول اتمیر و اونو یئحماق و یئرینه یئنی بیر سیستیمی گتیرمک ایستیر. بو سیستمسده، اینسانئن فیکیری و یاشام طرزی ...

بو درسده، بو موضوعلار حاقدا بیر چوخ میثاللار و مسئله لر آچیقلارنیر کی آزربایجان میللی یازارلاری اوچون، سیاسی باخئش و تحلیل لرین بیر باشقا یونه چئویره بیلر.



انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

ایگیرمی اوج ژانویه 2018

hedayat222@yahoo.com





Sunday, January 21, 2018

تهدیدهای توخالی اطلاعات


وزارت اطلاعات ایران با ارسال یک پیام ساده، تلاش می کند تا قدرت و تسلط خود بر اوضاع داخلی را نشان داده و همه را بترساند.
این قبیل پیام ها، یک نوع تاکتیک و جنگ روانی قدیمی برای ترساندن و بیرون راندن حریف از میدان مبارزه است.
طبیعی است که افرادی با دریافت این نوع از پیام های تهدید آمیز، تصور بکنند که اداره اطلاعات، بر رفتار آن ها اشراف دارد و آن ها را کنترل می کند.
در حالی که این پیام، نشان می دهد که رژیم بسیار نگران و در هراس است و می خواهد با تهدید همه، مخالفان را با کمترین هزینه از اعتراض باز دارد.
چرا این پیام یک تهدید تو خالی است؟
چون این پیام برای یک فرد مشخص ارسال نشده است. برای همه افراد جامعه ارسال می شود. اگر برای یک فرد ارسال می شد، نام آن فرد در متن پیام گنجانده می شد.
یک بولوف توخالی است که در میان مردم به "یکدستی زدن" معروف است. ادازه اطلاعات نه توان و نه امکانات تحت نظر قرار دادن همه را ندارد ولی می تواند در دل افراد در جامعه نگرانی و ترس ایجاد کرده، آن ها را از هر نوع فعالیت سیاسی-اجتماعی و مدنی دور بکند!
ما این تهدیدهای تو خالی را تجربه و زندگی کرده ایم
نترسید!
انصافعلی هدایت

Saturday, January 20, 2018

دیالوگ: توهین ها، تحقیرها، جوک ها و آینده ایران - بخش دوم


برنامه هفته چهلم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
یوسف عزیزی بنی طرف
محسن ابراهیمی
ناصر کرمی.
برنامه دیالوگ هرهفته روزهای شنبه ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون گوناز بطور زنده به روی آنتن می رود
گوناز تی وی
سیم دی ۱۳۹۶
در زیر ویدئو، مقدمه ای بقلم مدیر برنامه، به عنوان ورودیه مبحث تقدیم شده است. سپس سوال هایی را از مهمانان برنامه پرسیده ام که پاسخ های قابل تاملی دریافت داشته ام
امید که من و دیالوگ، توانسته باشیم، به بخش هایی از سوال های شما پاسخ گرفته باشیم
لطفا انتقادهایتان را از من و برنامه دریغ نفرمایید


https://youtu.be/IzLvaPvqLr8

توهین ها، تحقیرها، جوک ها و آینده ایران در چند روز گذشته و برای هزارمین بار در ایران و اما این بار در یک مجله وابسته به "بانک سپه ایران"، تورکان مورد بدترین نوع تهاجم و دشمنی و کینه قرار گرفتند. باز هم، مسئولان این بانک، همچون مسئولان دیگر سازمان ها، وزارتخانه ها، روزنامه ها، مجله ها، شبکه های رادیویی و تلویزیونی، فیلم ها، سریال ها، تاترها، و ... اعلام کردند که توهین به تورکان، غیر عمدی و اشتباهی رخ داده است. چرا این همه اشتباه غیر عمدی بر علیه تورکان و عرب ها و گیلکی ها و لر ها و ... رخ می دهد اما بر علیه ایران، ایرانیت، فارس، زبان فارسی یا بر ضد سیستم سیاسی موجود رخ نمی دهد؟ با قرار گرفتن رضا میرپنج سابق بر پشت سکان کشتی سیاست در "ممالک محروسه ایران" پس از حاکمیت هزار ساله تورکان، سیاست "یکسان سازی" و "فارسیزاسیون" ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... در همه این سرزمین های تاریخی آغاز شد. تمامی سیاست های فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، سرمایه گذاری، رفاه اجتماعی، بهداشتی، فکری، رسانه ای، اجتماعی و ... بر یکسان سازی افراد این ملل ناهمگون و متمایز از هم استوار گردید. یکسان سازیی که اساس آن بر ساختن یک هویت جعلی "فارس تهرانی" بنا شده بود. در این سیاست، تمامی نام ها، نقشه ها و مرزهای سرزمین های تاریخی ممالک محروسه را تغییر دادند تا آن ملل همسایه و متمایز از هم را در هم تنیده و به آن ها "هویت" یکسان و استانداردی که باید "فارسی" هم می بود، بدهند ولی نام آن را "ایرانیت" گذاشتند تا برتری و محوریت فارسیسم را در پس پرده ایرانیت، پنهان بکنند. لاکن، آن چه از تعریف محتوایی "ایرانیت" برمی آید، تنها و تنها تکیه بر زبان و تاریخ فارسی و فارسیسم است. شاید بتوان شیعه گری نوع فارسیسم را هم به این مشخصه های دوگانه علاوه کرد. از ابزارهای یکسان سازی و تولید انبوه و "کارخانه ای هویت ایرانی" برای هر فرد تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، لر، بختیاری، مازنی، گیلکی و ... شیرازی هم، در مرحله اول، نادیده گرفتن موجودیت و هستی آنان، در مرحله بعدی، انکار هستی و هویت آن ها بود اما تحقیر زبان و لهجه، تحقیر وطن، تحقیر نژاد، تحقیر تاریخ، تحقیر ادبیات، تحقیر موسیقی، تحقیر هنرها، تحقیر رهبران و پیشروان تاریخی این ملل در هر زمینه ای، تحقیر دستاورهای بشری آنان، و حتی تحقیر روابط خانوادگی آنا، اصلی ترین ابزار ابراز سیاست تنفر از هویت جمعی این ملل بودند . سیاست تحقیر این ملل، نه تنها در جوک های مردم کوچه و بازار بلکه در میان رسانه های دولتی و خصوصی، کتاب های رسمی نظام آموزشی در مدارس و دانشگاه ها بلکه در میان سیاستمداران و روشنفکران سراسری هم رواج داده شد. کار این سیاست چنان رونق گرفت که توهین، جوک تلقی شد. مللی که در گذشته مشخصه های هویتی برای خود داشتند، دیگر، هویتشان با توهین و تحقیر، تعریف و معرفی می شدند. زنان پاکدامن و نجیب شمالی و رشتی فاحشه شدند. هر زنی به فاحشه و هر خانه ای به جنده خانه بدل گشت و هر مردی قرمساقی در خانه خود شد. هدف، مبارزه با هویت "گیلکی" و سرکوب هویت این مردمان این سرزمین و ملت تاریخی بود. تورک ها را "خر" نامیدند. صدها هزار جوک تحقیر آمیز و توهین آمیز ساختند تا هویت افتخار آفرین "تورک" مورد حمله و توهین و تحقیر قرار گیرد تا نه تنها به تورک بودن خود افتخار نکنند، بلکه از تورک بودن، درک و فهمی پست و عقب مانده داشته باشند. ماجرای لرها، بسیار بدتر از تورکان است. برای همین هم لرها تلاش می کنند تا در صف اول ایرانیت به مفهموم فارس و فارسیسم قرار بگیرند تا از زیر آور میلیون ها تن تحقیر و توهین، نجات یابند. عرب ها، ملخ خور، سوسمار خوار، دختر کش، بی رحم و اشغالگر ایران فارس ها تعریف و معرفی شدند تا هویت عربیشان را از دست بدهند. این سیاست ها هنوز هم در حالی دوام دارد که دولت و روشنفکر و احزاب به اصطلاح سراسری، از "برادری" و یکپارچگی" ملل تورک، قشقایی، تورکمن، عرب، بلوچ، کرد، گیلک، بختیاری، مازنی و ... و حتی شیرازی، سخن می گویند. هر آن چه با این سیاست تفرقه افکنانه و دشمنانه، در این یک قرن کاشتند، در این اواخر به طوفان بدل شد که باید در آینده درو بکنند. گر چه، آن سیاست ها توانستند اندکی در گسترش زبان فارسی، نقش بازی بکنند. اگر میلیون ها تورک با "هارای هارای من تورکم!" فریاد هویتگرایانه سر می دهند و اگر گروهی "مرگ بر فارس" سر می دهند، عکس العمل احساسی و نوعی دفاع، در مقابل یک قرن توهین و تحقیر و سیاست های هویت زدایی و ضدیت با این ملل است. عرب ها و تورکمنان و بلوچ ها و کردها و لرها و ... هم صداهای خودشان را دارند. نفرت و دشمنی نسبت به سیاست های پان فارسیستی و پان ایرانیستی در شعارها و تفکر همه ملل دیده می شود. به سیاست مقابله به مثل این ملل در مقابل پانفارسیسم بدل شده است. من: انصافعلی هدایت، در طول "دیالوگ" امشب تلاش خواهم کرد تا به سوال های زیر، از مهمانان گرامی، پاسخ بگیرم. مهمانان برنامه امشب، آقایان: 1. دکتر هوشنگ امیر احمدی؛ متفکر و سیاستمدار و استاد دانشگاه از آمریکا 2. یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده، یکی از بنیانگذاران "کانون نویسندگان ایران" و روزنامه نگار از لندن 3. محسن ابراهیمی؛ نویسنده و متفکر چپ، روزنامه نگار و فعال سیاسی از تورنتو 4. ناصر کرمی؛ نویسنده و فعال سیاسی از آلمان
مشخصه های تعریف ایرانیت چیست؟
چرا تاکید بر رسمیت زبان فارسی و مخالفت با رسمی شدن زبان های دیگر در ایران، پانفارسیسم و ضد ارزش نیست اما تاکید بر رسمیت زبان تورکی یا زبان های دیگر بموازات زبان فارسی پان تورکیسم یا گان عربیسم و پان ... است؟
بر اساس کدام منافع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نه تنها اجازه دادند بلکه به تشویق جوک سازی ها بر علیه ملل غیر فارس یا غیر "فارس تهرانی" پرداختند؟
گفته می شود که دفتری در اداره فرهنگ زمان پهلوی ها و همچنین در دوره جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد که جوک های نشریات خارجی را بومی و ضو ملل کرده و در نشر آن ها می کوشد. آیا واقعا چنین سیاستی وجود داشته است؟
چرا دروغ ها و تحریف های رایج در کتاب های درسی مدارس و دانشگاه ها و رسانه های دولتی، بر علیه ملل غیر فارس، ساخته و ترویج می شوند؟
چرا هدف جوک های تحقیر آمیز، ملل تورک، عرب، لر، گیلکی، بختیاری و ... هستند؟
چرا رسانه های ایرانیان انباشته از این نوع جوک های دشمن تراشانه و ضد هویت ملل هستند؟
چرا دولت های یک قرن اخیر که از قضا پانفارس هم بوده اند، اراده ای برای مبارزه با این نوع توهین و تحقیرها بر ضد ملل ساکن ایران را نداشته و ندارند؟
چرا احزاب، روشنفکران، اساتید دانشگاهی، هنرمندان، روزنامه نگاران و روشنفکران با جوک ها و توهین ها و هویت زدایی از ملل تورک و عرب و بلوچ و تورکمن و ... مخالفت نمی کنند؟
چرا همیشه به سهو و اشتباه، جوک ضد تورک و ضد عرب و ضد لر ساخته و رواج می یابد ولی جوک های ضد ایرانیت و ضد فارس بطور سهوی و اشتباهی هم ساخته نمی شوند؟
آیا جوک هایی که تا کنون و بر علیه این ملل ساخته می شوند و ساخته شده اند، به همبستگی ملی یاری رسانده اند؟
نقش این توهین ها و تحقیرها و جوک ها در تعمیق دشمنی و شکاف عمیق تر در میان ملل ساکن ایران کنونی چیست؟
آیا احتمال می دهید که در پس این همه توهین و تحقیر و جوک های ضد هویتی، ملل ساکن ایران تمایلی به ادامه هموطنی با پانفارسیسم داشته باشند؟
این جوک ها و توهین ها و تحقیرها، تا چه اندازه ای در تولید دشمنی در میان ملل نقش داشته و دارند؟
نقش این همه توهین و تحقیر و جوک در فرو پاشی احتمالی ایران چقدر است؟
چه می توان کرد که از گسترش توهین و نژادپرستی در جوک سازی ها جلوگیری کرده، از افزایش دشمنی ها جلوگری کرد؟
آیا جوک های ضد هویت ملل و تحقیر آمیز می توانند، منشاء جنگ های خونین در میان ملل در ایران بشوند؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com


***

دیالوگ: توهین ها، تحقیرها، جوک ها و آینده ایران - بخش اول




برنامه هفته چهلم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
یوسف عزیزی بنی طرف
محسن ابراهیمی
ناصر کرمی.

برنامه دیالوگ هرهفته روزهای شنبه ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون گوناز بطور زنده به روی آنتن می رود
گوناز تی وی
سیم دی ۱۳۹۶
در زیر ویدئو، مقدمه ای بقلم مدیر برنامه، به عنوان ورودیه مبحث تقدیم شده است. سپس سوال هایی را از مهمانان برنامه پرسیده ام که پاسخ های قابل تاملی دریافت داشته ام
امید که من و دیالوگ، توانسته باشیم، به بخش هایی از سوال های شما پاسخ گرفته باشیم
لطفا انتقادهایتان را از من و برنامه دریغ نفرمایید


https://youtu.be/7Mk70X0FT5M

توهین ها، تحقیرها، جوک ها و آینده ایران
در چند روز گذشته و برای هزارمین بار در ایران و اما این بار در یک مجله وابسته به "بانک سپه ایران"، تورکان مورد بدترین نوع تهاجم و دشمنی و کینه قرار گرفتند. باز هم، مسئولان این بانک، همچون مسئولان دیگر سازمان ها، وزارتخانه ها، روزنامه ها، مجله ها، شبکه های رادیویی و تلویزیونی، فیلم ها، سریال ها، تاترها، و ... اعلام کردند که توهین به تورکان، غیر عمدی و اشتباهی رخ داده است.
چرا این همه اشتباه غیر عمدی بر علیه تورکان و عرب ها و گیلکی ها و لر ها و ... رخ می دهد اما بر علیه ایران، ایرانیت، فارس، زبان فارسی یا بر ضد سیستم سیاسی موجود رخ نمی دهد؟
با قرار گرفتن رضا میرپنج سابق بر پشت سکان کشتی سیاست در "ممالک محروسه ایران" پس از حاکمیت هزار ساله تورکان، سیاست "یکسان سازی" و "فارسیزاسیون" ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... در همه این سرزمین های تاریخی آغاز شد.
تمامی سیاست های فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، سرمایه گذاری، رفاه اجتماعی، بهداشتی، فکری، رسانه ای، اجتماعی و ... بر یکسان سازی افراد این ملل ناهمگون و متمایز از هم استوار گردید. یکسان سازیی که اساس آن بر ساختن یک هویت جعلی "فارس تهرانی" بنا شده بود.
در این سیاست، تمامی نام ها، نقشه ها و مرزهای سرزمین های تاریخی ممالک محروسه را تغییر دادند تا آن ملل همسایه و متمایز از هم را در هم تنیده و به آن ها "هویت" یکسان و استانداردی که باید "فارسی" هم می بود، بدهند ولی نام آن را "ایرانیت" گذاشتند تا برتری و محوریت فارسیسم را در پس پرده ایرانیت، پنهان بکنند.
لاکن، آن چه از تعریف محتوایی "ایرانیت" برمی آید، تنها و تنها تکیه بر زبان و تاریخ فارسی و فارسیسم است. شاید بتوان شیعه گری نوع فارسیسم را هم به این مشخصه های دوگانه علاوه کرد.
از ابزارهای یکسان سازی و تولید انبوه و "کارخانه ای هویت ایرانی" برای هر فرد تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، لر، بختیاری، مازنی، گیلکی و ... شیرازی هم، در مرحله اول، نادیده گرفتن موجودیت و هستی آنان، در مرحله بعدی، انکار هستی و هویت آن ها بود اما تحقیر زبان و لهجه، تحقیر وطن، تحقیر نژاد، تحقیر تاریخ، تحقیر ادبیات، تحقیر موسیقی، تحقیر هنرها، تحقیر رهبران و پیشروان تاریخی این ملل در هر زمینه ای، تحقیر دستاورهای بشری آنان، و حتی تحقیر روابط خانوادگی آنا، اصلی ترین ابزار ابراز سیاست تنفر از هویت جمعی این ملل بودند .
سیاست تحقیر این ملل، نه تنها در جوک های مردم کوچه و بازار بلکه در میان رسانه های دولتی و خصوصی، کتاب های رسمی نظام آموزشی در مدارس و دانشگاه ها بلکه در میان سیاستمداران و روشنفکران سراسری هم رواج داده شد.
کار این سیاست چنان رونق گرفت که توهین، جوک تلقی شد. مللی که در گذشته مشخصه های هویتی برای خود داشتند، دیگر، هویتشان با توهین و تحقیر، تعریف و معرفی می شدند.
زنان پاکدامن و نجیب شمالی و رشتی فاحشه شدند. هر زنی به فاحشه و هر خانه ای به جنده خانه بدل گشت و هر مردی قرمساقی در خانه خود شد. هدف، مبارزه با هویت "گیلکی" و سرکوب هویت این مردمان این سرزمین و ملت تاریخی بود.
تورک ها را "خر" نامیدند. صدها هزار جوک تحقیر آمیز و توهین آمیز ساختند تا هویت افتخار آفرین "تورک" مورد حمله و توهین و تحقیر قرار گیرد تا نه تنها به تورک بودن خود افتخار نکنند، بلکه از تورک بودن، درک و فهمی پست و عقب مانده داشته باشند.
ماجرای لرها، بسیار بدتر از تورکان است. برای همین هم لرها تلاش می کنند تا در صف اول ایرانیت به مفهموم فارس و فارسیسم قرار بگیرند تا از زیر آور میلیون ها تن تحقیر و توهین، نجات یابند.
عرب ها، ملخ خور، سوسمار خوار، دختر کش، بی رحم و اشغالگر ایران فارس ها تعریف و معرفی شدند تا هویت عربیشان را از دست بدهند.
این سیاست ها هنوز هم در حالی دوام دارد که دولت و روشنفکر و احزاب به اصطلاح سراسری، از "برادری" و یکپارچگی" ملل تورک، قشقایی، تورکمن، عرب، بلوچ، کرد، گیلک، بختیاری، مازنی و ... و حتی شیرازی، سخن می گویند.
هر آن چه با این سیاست تفرقه افکنانه و دشمنانه، در این یک قرن کاشتند، در این اواخر به طوفان بدل شد که باید در آینده درو بکنند. گر چه، آن سیاست ها توانستند اندکی در گسترش زبان فارسی، نقش بازی بکنند.
اگر میلیون ها تورک با "هارای هارای من تورکم!" فریاد هویتگرایانه سر می دهند و اگر گروهی "مرگ بر فارس" سر می دهند، عکس العمل احساسی و نوعی دفاع، در مقابل یک قرن توهین و تحقیر و سیاست های هویت زدایی و ضدیت با این ملل است.
عرب ها و تورکمنان و بلوچ ها و کردها و لرها و ... هم صداهای خودشان را دارند. نفرت و دشمنی نسبت به سیاست های پان فارسیستی و پان ایرانیستی در شعارها و تفکر همه ملل دیده می شود. به سیاست مقابله به مثل این ملل در مقابل پانفارسیسم بدل شده است.
من: انصافعلی هدایت، در طول "دیالوگ" امشب تلاش خواهم کرد تا به سوال های زیر، از مهمانان گرامی، پاسخ بگیرم.
مهمانان برنامه امشب، آقایان:
1. دکتر هوشنگ امیر احمدی؛ متفکر و سیاستمدار و استاد دانشگاه از آمریکا
2. یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده، یکی از بنیانگذاران "کانون نویسندگان ایران" و روزنامه نگار از لندن
3. محسن ابراهیمی؛ نویسنده و متفکر چپ، روزنامه نگار و فعال سیاسی از تورنتو
4. ناصر کرمی؛ نویسنده و فعال سیاسی از آلمان
مشخصه های تعریف ایرانیت چیست؟
چرا تاکید بر رسمیت زبان فارسی و مخالفت با رسمی شدن زبان های دیگر در ایران، پانفارسیسم و ضد ارزش نیست اما تاکید بر رسمیت زبان تورکی یا زبان های دیگر بموازات زبان فارسی پان تورکیسم یا گان عربیسم و پان ... است؟
بر اساس کدام منافع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نه تنها اجازه دادند بلکه به تشویق جوک سازی ها بر علیه ملل غیر فارس یا غیر "فارس تهرانی" پرداختند؟
گفته می شود که دفتری در اداره فرهنگ زمان پهلوی ها و همچنین در دوره جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد که جوک های نشریات خارجی را بومی و ضو ملل کرده و در نشر آن ها می کوشد. آیا واقعا چنین سیاستی وجود داشته است؟
چرا دروغ ها و تحریف های رایج در کتاب های درسی مدارس و دانشگاه ها و رسانه های دولتی، بر علیه ملل غیر فارس، ساخته و ترویج می شوند؟
چرا هدف جوک های تحقیر آمیز، ملل تورک، عرب، لر، گیلکی، بختیاری و ... هستند؟
چرا رسانه های ایرانیان انباشته از این نوع جوک های دشمن تراشانه و ضد هویت ملل هستند؟
چرا دولت های یک قرن اخیر که از قضا پانفارس هم بوده اند، اراده ای برای مبارزه با این نوع توهین و تحقیرها بر ضد ملل ساکن ایران را نداشته و ندارند؟
چرا احزاب، روشنفکران، اساتید دانشگاهی، هنرمندان، روزنامه نگاران و روشنفکران با جوک ها و توهین ها و هویت زدایی از ملل تورک و عرب و بلوچ و تورکمن و ... مخالفت نمی کنند؟
چرا همیشه به سهو و اشتباه، جوک ضد تورک و ضد عرب و ضد لر ساخته و رواج می یابد ولی جوک های ضد ایرانیت و ضد فارس بطور سهوی و اشتباهی هم ساخته نمی شوند؟
آیا جوک هایی که تا کنون و بر علیه این ملل ساخته می شوند و ساخته شده اند، به همبستگی ملی یاری رسانده اند؟
نقش این توهین ها و تحقیرها و جوک ها در تعمیق دشمنی و شکاف عمیق تر در میان ملل ساکن ایران کنونی چیست؟
آیا احتمال می دهید که در پس این همه توهین و تحقیر و جوک های ضد هویتی، ملل ساکن ایران تمایلی به ادامه هموطنی با پانفارسیسم داشته باشند؟
این جوک ها و توهین ها و تحقیرها، تا چه اندازه ای در تولید دشمنی در میان ملل نقش داشته و دارند؟
نقش این همه توهین و تحقیر و جوک در فرو پاشی احتمالی ایران چقدر است؟
چه می توان کرد که از گسترش توهین و نژادپرستی در جوک سازی ها جلوگیری کرده، از افزایش دشمنی ها جلوگری کرد؟
آیا جوک های ضد هویت ملل و تحقیر آمیز می توانند، منشاء جنگ های خونین در میان ملل در ایران بشوند؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

دوشونجه لر مئیدانی: توهین لر، تحقیرلر، جوکلار و ایرانئن گله جگی


برنامه: دوشونجه لر مئیدانی
موضوع: توهین لر، تحقیرلر، جوکلار و ایرانئن گله جگی
آپارئجئ: انصافعلی هدایت
قوناق: دوقتور ضیاء صدر الاشرافی
بو هفته دن، شنبه گونلری و منیم حوضوروم اولان تورکجه بولومون آدین "دوشونجه لر مئیدانی" قویدوق. بوندان بویانا، دوشنوجه لر مئیدانی برنامه سی ایله هر هفنه شنبه گونلری بیر یا ایکی تورک وطنداشئمئزلا بیرلیکده، سیزلرین ائولریزه قوناق اولاجایئق.
بو هفته منیم قوناغیم؛ دوقتور ضیاء صدرالاشرافی جنابلاری دیر. 
برنامه نین باشلانئشئندا، من، فارسیسمین تورکلرله ضید اولان توهین لر و تحقیرلر حاقدا  ائوز دوشونجه لریمی خولاصه ده اولسا تقدیم اتدیم. سونرا دوقتور ضیاء جنابلاری منیم سورولارئمی جاوابلادئلار.
فارسیسمین اخلاقسیز و غیر اینسانی ایشلریندن بیری میللتلره و خوصوصیله ده تورک میللتینه توهین دیر. تورک میللتی بو توهین لرین قارشئسئندا تامام جسارت ایله دورمالی و "ایران سپه بانکئن" تحریم اتمه لی دیر. هر تورکه و.اجیب دیر کی پوللارئن بو بانکلاردان، (هر یئرده اولور، اولسون) چکمه لی و بو بانکا درین مالی ضرر وورمالی دیر.
بو ویدئویا باخمانئزی خواهیش ادیرم
هر کسدن خواهیشم وار، برنامیه و منه گورا اولان نقد و اینتیقادین منه یازسئن. میننتله نقدلریزه گوز تیکمیشم!
انصافعلی هدایت
hedayat222@yahoo.com

توهین ها، تحقیرها، جوک ها و آینده ایران



توهین ها، تحقیرها، جوک ها و آینده ایران
در چند روز گذشته و برای هزارمین بار در ایران و اما این بار در یک مجله وابسته به "بانک سپه ایران"، تورکان مورد بدترین نوع تهاجم و دشمنی و کینه قرار گرفتند. باز هم، مسئولان این بانک، همچون مسئولان دیگر سازمان ها، وزارتخانه ها، روزنامه ها، مجله ها، شبکه های رادیویی و تلویزیونی، فیلم ها، سریال ها، تاترها، و ... اعلام کردند که توهین به تورکان، غیر عمدی و اشتباهی رخ داده است.
چرا این همه اشتباه غیر عمدی بر علیه تورکان و عرب ها و گیلکی ها و لر ها و ... رخ می دهد اما بر علیه ایران، ایرانیت، فارس، زبان فارسی یا بر ضد سیستم سیاسی موجود رخ نمی دهد؟
با قرار گرفتن رضا میرپنج سابق بر پشت سکان کشتی سیاست در "ممالک محروسه ایران" پس از حاکمیت هزار ساله تورکان، سیاست "یکسان سازی" و "فارسیزاسیون" ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... در همه این سرزمین های تاریخی آغاز شد.
تمامی سیاست های فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، سرمایه گذاری، رفاه اجتماعی، بهداشتی، فکری، رسانه ای، اجتماعی و ... بر یکسان سازی افراد این ملل ناهمگون و متمایز از هم استوار گردید. یکسان سازیی که اساس آن بر ساختن یک هویت جعلی "فارس تهرانی" بنا شده بود.
در این سیاست، تمامی نام ها، نقشه ها و مرزهای سرزمین های تاریخی ممالک محروسه را تغییر دادند تا آن ملل همسایه و متمایز از هم را در هم تنیده و به آن ها "هویت" یکسان و استانداردی که باید "فارسی" هم می بود، بدهند ولی نام آن را "ایرانیت" گذاشتند تا برتری و محوریت فارسیسم را در پس پرده ایرانیت، پنهان بکنند.
لاکن، آن چه از تعریف محتوایی "ایرانیت" برمی آید، تنها و تنها تکیه بر زبان و تاریخ فارسی و فارسیسم است. شاید بتوان شیعه گری نوع فارسیسم را هم به این مشخصه های دوگانه علاوه کرد.
از ابزارهای یکسان سازی و تولید انبوه و "کارخانه ای هویت ایرانی" برای هر فرد تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، لر، بختیاری، مازنی، گیلکی و ... شیرازی هم، در مرحله اول، نادیده گرفتن موجودیت و هستی آنان، در مرحله بعدی، انکار هستی و هویت آن ها بود اما تحقیر زبان و لهجه، تحقیر وطن، تحقیر نژاد، تحقیر تاریخ، تحقیر ادبیات، تحقیر موسیقی، تحقیر هنرها، تحقیر رهبران و پیشروان تاریخی این ملل در هر زمینه ای، تحقیر دستاورهای بشری آنان، و حتی تحقیر روابط خانوادگی آنا، اصلی ترین ابزار ابراز سیاست تنفر از هویت جمعی این ملل بودند .
سیاست تحقیر این ملل، نه تنها در جوک های مردم کوچه و بازار بلکه در میان رسانه های دولتی و خصوصی، کتاب های رسمی نظام آموزشی در مدارس و دانشگاه ها بلکه در میان سیاستمداران و روشنفکران سراسری هم رواج داده شد.
کار این سیاست چنان رونق گرفت که توهین، جوک تلقی شد. مللی که در گذشته مشخصه های هویتی برای خود داشتند، دیگر، هویتشان با توهین و تحقیر، تعریف و معرفی می شدند.
زنان پاکدامن و نجیب شمالی و رشتی فاحشه شدند. هر زنی به فاحشه و هر خانه ای به جنده خانه بدل گشت و هر مردی قرمساقی در خانه خود شد. هدف، مبارزه با هویت "گیلکی" و سرکوب هویت این مردمان این سرزمین و ملت تاریخی بود.
تورک ها را "خر" نامیدند. صدها هزار جوک تحقیر آمیز و توهین آمیز ساختند تا هویت افتخار آفرین "تورک" مورد حمله و توهین و تحقیر قرار گیرد تا نه تنها به تورک بودن خود افتخار نکنند، بلکه از تورک بودن، درک و فهمی پست و عقب مانده داشته باشند.
ماجرای لرها، بسیار بدتر از تورکان است. برای همین هم لرها تلاش می کنند تا در صف اول ایرانیت به مفهموم فارس و فارسیسم قرار بگیرند تا از زیر آور میلیون ها تن تحقیر و توهین، نجات یابند.
عرب ها، ملخ خور، سوسمار خوار، دختر کش، بی رحم و اشغالگر ایران فارس ها تعریف و معرفی شدند تا هویت عربیشان را از دست بدهند.
این سیاست ها هنوز هم در حالی دوام دارد که دولت و روشنفکر و احزاب به اصطلاح سراسری، از "برادری" و یکپارچگی" ملل تورک، قشقایی، تورکمن، عرب، بلوچ، کرد، گیلک، بختیاری، مازنی و ... و حتی شیرازی، سخن می گویند.
هر آن چه با این سیاست تفرقه افکنانه و دشمنانه، در این یک قرن کاشتند، در این اواخر به طوفان بدل شد که باید در آینده درو بکنند. گر چه، آن سیاست ها توانستند اندکی در گسترش زبان فارسی، نقش بازی بکنند.
اگر میلیون ها تورک با "هارای هارای من تورکم!" فریاد هویتگرایانه سر می دهند و اگر گروهی "مرگ بر فارس" سر می دهند، عکس العمل احساسی و نوعی دفاع، در مقابل یک قرن توهین و تحقیر و سیاست های هویت زدایی و ضدیت با این ملل است.
عرب ها و تورکمنان و بلوچ ها و کردها و لرها و ... هم صداهای خودشان را دارند. نفرت و دشمنی نسبت به سیاست های پان فارسیستی و پان ایرانیستی در شعارها و تفکر همه ملل دیده می شود. به سیاست مقابله به مثل این ملل در مقابل پانفارسیسم بدل شده است.
من: انصافعلی هدایت، در طول "دیالوگ" امشب تلاش خواهم کرد تا به سوال های زیر، از مهمانان گرامی، پاسخ بگیرم.
مهمانان برنامه امشب، آقایان:
1. دکتر هوشنگ امیر احمدی؛ متفکر و سیاستمدار و استاد دانشگاه از آمریکا
2. یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده، یکی از بنیانگذاران "کانون نویسندگان ایران" و روزنامه نگار از لندن
3. محسن ابراهیمی؛ نویسنده و متفکر چپ، روزنامه نگار و فعال سیاسی از تورنتو
4. ناصر کرمی؛ نویسنده و فعال سیاسی از آلمان
انصافعلی هدایت
مشخصه های تعریف ایرانیت چیست؟
چرا تاکید بر رسمیت زبان فارسی و مخالفت با رسمی شدن زبان های دیگر در ایران، پانفارسیسم و ضد ارزش نیست اما تاکید بر رسمیت زبان تورکی یا زبان های دیگر بموازات زبان فارسی پان تورکیسم یا گان عربیسم و پان ... است؟
بر اساس کدام منافع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نه تنها اجازه دادند بلکه به تشویق جوک سازی ها بر علیه ملل غیر فارس یا غیر "فارس تهرانی" پرداختند؟
گفته می شود که دفتری در اداره فرهنگ زمان پهلوی ها و همچنین در دوره جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد که جوک های نشریات خارجی را بومی و ضو ملل کرده و در نشر آن ها می کوشد. آیا واقعا چنین سیاستی وجود داشته است؟
چرا دروغ ها و تحریف های رایج در کتاب های درسی مدارس و دانشگاه ها و رسانه های دولتی، بر علیه ملل غیر فارس، ساخته و ترویج می شوند؟
چرا هدف جوک های تحقیر آمیز، ملل تورک، عرب، لر، گیلکی، بختیاری و ... هستند؟
چرا رسانه های ایرانیان انباشته از این نوع جوک های دشمن تراشانه و ضد هویت ملل هستند؟
چرا دولت های یک قرن اخیر که از قضا پانفارس هم بوده اند، اراده ای برای مبارزه با این نوع توهین و تحقیرها بر ضد ملل ساکن ایران را نداشته و ندارند؟
چرا احزاب، روشنفکران، اساتید دانشگاهی، هنرمندان، روزنامه نگاران و روشنفکران با جوک ها و توهین ها و هویت زدایی از ملل تورک و عرب و بلوچ و تورکمن و ... مخالفت نمی کنند؟
چرا همیشه به سهو و اشتباه، جوک ضد تورک و ضد عرب و ضد لر ساخته و رواج می یابد ولی جوک های ضد ایرانیت و ضد فارس بطور سهوی و اشتباهی هم ساخته نمی شوند؟
آیا جوک هایی که تا کنون و بر علیه این ملل ساخته می شوند و ساخته شده اند، به همبستگی ملی یاری رسانده اند؟
نقش این توهین ها و تحقیرها و جوک ها در تعمیق دشمنی و شکاف عمیق تر در میان ملل ساکن ایران کنونی چیست؟
آیا احتمال می دهید که در پس این همه توهین و تحقیر و جوک های ضد هویتی، ملل ساکن ایران تمایلی به ادامه هموطنی با پانفارسیسم داشته باشند؟
این جوک ها و توهین ها و تحقیرها، تا چه اندازه ای در تولید دشمنی در میان ملل نقش داشته و دارند؟
نقش این همه توهین و تحقیر و جوک در فرو پاشی احتمالی ایران چقدر است؟
چه می توان کرد که از گسترش توهین و نژادپرستی در جوک سازی ها جلوگیری کرده، از افزایش دشمنی ها جلوگری کرد؟
آیا جوک های ضد هویت ملل و تحقیر آمیز می توانند، منشاء جنگ های خونین در میان ملل در ایران بشوند؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com


Friday, January 19, 2018

نویسندگان و مترجمان بیمار ایرانی، روشنفکران و ملل ایرانی را مسموم کرده اند



انصافعلی هدایت

راهکاری برای آشتی ملل ایرانی با افکار و انسانیت در دنیای اطراف

من: انصافعلی هدایت، شخصا به ترجمه های مترجمان "فارس زبان" هیچ اعتماد و اعتقادی ندارم. مترجم پانفارسیست، بطور عمد و برنامه ریزی شده، آثار نویسندگان خارجی را تحریف کرده و یک اثر جدید اما برنامه ریزی شده و هدفدار خلق می کند تا افکار شخصی و عقب مانده و بیمار خودش را ولی به نام روشنفکر غربی به مردم بخت برگشته و گوش و زبان بسته ملل ایرانی تزریق کند.
این کتابی که ترجمه شده است، اثر فکر مشوش خود مترجم بیمار ایران است که تحت نام "ترجمه" ارائه می دهد تا خواننده ایرانی در مقابل آن اندیشه های پانفارسیست و پان ایرانیست مقاومت نکند.
چرا مترجم و نویسنده پانفارسیست و پان ایرانیست به چنین تحریفی در ترجمه یا در نوشتن فکر خود، به نام دیگری دست می زند؟
چون خواننده اثر  مترجم و نویسنده ایرانی متصور شود که همه دنیا و بخصوص روشنفکران، نویسندگان و متفکران غربی (پیشگامان جوامع غربی) هم مثل نویسنده، مترجم و در نتیجه مانند خود خواننده ایرانی، به برتری نژاد آریا و فارس معتقد است. 
مترجم و نویسنده فارس، چون از زبان دیگرانی که نامی و شهرتی در انسانیت و آزادیگی و روشنفکری در دنیا بهم آورده اند، سوء استفاده می کند، مقاومت در مقابل افکار ضد انسانی، نژادپرستانه، پانفارس و پان ایرانیستی را در خواننده و بطور زنجیره وار، در کل جامعه می شکند. او افکارش را به نام دیگرانی که چنان نمی اندیشند و ننوشته اند، به خواننده  (در مرحله بعد، به کل بدنه ملل و تک تک افراد) تحمیل و تزریق می کند. در نتیجه افکار بیمار او، همه افراد را مسموم و بیمار کرده است. 
بگونه ای که همه ما در مقابل افکار جدیدی که واکسن این بیماری هستند، مقاومت می کنیم و آن ها را نمی پذیریم. در عین حال و در نهایت تاسف، باید اعتراف بکنم که اصلا افکار جدیدی که مخالف نظر و فکر هژمونیک و مسلط نویسنده "رسمی" ایرانی باشد، نمی تواند وارد ایران بشود و وارد هم نشده است. 
در نتیجه، همه ما بیماری فکری و نگرشی نویسندگان و مترجمان ایرانی را گرفته ایم و متاسفانه در مقابل واکسن های نجات بخش هم مقاوت نشان می دهیم.
در دوران پهلوی ها و ملاها، تنها فکر تازه ای که وارد جوامع ملل ایرانی شده بود، افکار چپگرایانه، کمونیستی و سوسیالیستی بودند که آن هم به ویروس غیر قابل علاج پانفارسیسم و پان ایرانیسم آلوده شده بود.
برای نمونه، از تحریف عمدی نویسنده و مترجم ایرانی، دو کتاب را به عنوان مثال می آورم تا با عمق بیماری نویسنده و مترجم ایرانی آشنا بشویم:
1. یک متفکر چینی هزاران سال قبل، کتابی در زمینه جنگ و استراتژی های جنگی و تاکتیک های آن نوشته است که تقریبا به اکثر زبان های مهم دنیا ترجمه شده است. کتاب "هنر جنگ"، اثر "سان تسو" است. 
متن انگلیسی این کتاب (با فونت های مختلف) بین 46 صفحه تا 56 صفحه و برای دانلود رایگان در دسترس است اما همین کتاب در زبان فارسی، توسط یم "دکتر" به 204 صفحه افزایش یافته است. 
آیا زبان فارسی این همه عقب مانده است که نمی تواند کلمات را بدرستی ترجمه بکند و برای ترجمه یک کلمه چینی، باید از ده ها کلمه فارسی استفاده بکند؟ یا این که نویسنده نژادپرست پانفارسیست، کتاب جدیدی از افکار خودش را نوشته و هر از گاهی هم از یک جمله از نویسنده چینی؛ "سان تسو" به عنوان شاهد ادعایش وارد کتاب خود کرده است؟
2. کتاب دیگری که مایلم در باره آن بنویسم، "قحطی بزرگ" است که نویسنده و محقق دانشگاهی مقیم آمریکا؛ جناب "محمدقلی مجد" آن را نوشته است که در آن از اسناد وزارت خارجه آمریکا استفاده کرده و روشن می کند که "انگلستان" با سیاست های خود باعث قحطی و در نتیجه کشتار بیش از نیمی از جمعیت ملل ایرانی شده است ولی "مترجم پانفارس و ضد تورک" این اثر علمی و تاریخی، آن را از سطر اول تحریف کرده و بر علیه تورک ها در آورده است.
برای همین، متفکر جوان ملل ایرانی مجبور است تا برای فهم علم، سیاست، اقتصاد و ... دیگر علوم انسانی، خودش را از دست تحریف های نژادپرستانه پانفارسیسم برهاند و الا در همین "منجلاب عقب ماندگی فکری" خواهد ماند.
اگر قرار بود، در یکصد سال گذشته، جوامع ملل ساکن ایران ترقی کرده و با افکار و اندیشه های علمی و روز دنیا آشنا شده و در نتیجه باعث دگرگونی روابط و افکار و اندیشه و سیستم سیاسی-اجتماعی این ملل می شد، چنین نتیجه ای نداده است، بلکه جوامع ملل ساکن در ایران کنونی، هر روز نسبت به قبل از مشروطه، عقب تر رفته اند و می روند. 
چرا؟
چون، نویسندگان و مترجمان ایرانی، مرزهای کتاب، فکر و اندیشه را به سود پانفارسیسم، چنان مسدود کرده و بسته اند که هیچ فکر متحول و دگرگون کننده ای وارد جوامع ملل ایرانی نمی شود. در نتیجه ما هر روز در گرداب عقب ماندگی عمیق تر فرو رفته و دست و پا می زنیم. همچنان که افکار چپی هم رنگ و بوی پانفارسیستی و پان ایرانیستی گرفته و از استعمار ایرانی در مقابل حقوق ملل دفاع کرد.
تنها راه ممکن برای "توسعه اندیشه جوانان ملل ساکن ایران" برون رفت از سایه هژمونی زبان فارسی
، رهایی از سیطره و تسلط فکر مترجمان و نویسندگان نژادپرست و پانفارسیست و آشتی با دنیا و آشنایی با اندیشه های "پیش برنده"است. تا زمانی که از آن چه به زبان فارسی و ایرانیت مربوط است نبریم و فاصله نگیریم و با زبان ها و ملل دنیا آشتی نکنیم، در تورهای تنیده عنکبوت های پانفارس و پان ایرانیسم اسیر خواهیم ماند. برای همین، باید با زبان های دنیا و بخصوص با زبان ها تورکی و عربی (که دشمن فرضی نشان داده شده اند) آشتی کرد.
چرا که برای غلبه بر یک مشکل، نه تنها باید آن مشکل را شناخت، بلکه باید بر آن حمله برده و مقابله کنیم. در مورد موضوع بحث این نوشته هم، باید با ترس ها و ویرانی های فکری و روانی که توسط نویسنده و مترجم پانفارس و پان ایرانیست ایجاد شده است، روبرو گشته و آن ها را آگاهانه نابود سازیم تا رها شویم.
چهار پنج نسل ملل ایرانی 90 سال گذشته، با هر کلمه و هر جمله ای، با "پانفارسیسم" و با "ضدیت با افکار و انسان های اطرف و دنیا" پر و تربیت شده ایم.
چون این چند نسل، پانفارس و "هیپنوتیزم" شده، تربیت شده است، باید اول آن تربیت و هیپنوتیزم را بشکند و خود را از این زنجیرهای فکری و تربیتی و آموزشی که به عنوان "حقایق علمی و تاریخی و اجتماعی" قبول کرده ایم و به آن ها ایمان آورده ایم، آزاد سازیم تا بتوانیم بپذیریم که در حالی که پانفارسیسم مشغول انباشتن ما با اندیشه ها و رفتارهای نژادپرستانه بوده است و کتاب هایی بنام افکار جدید دنیا به ما می فروخته است، ما را از هر چه اندیشه جدید و انسان و انسانیت بوده، هراسان و دورتر می کرده است.
باید با این "نفرت و ترس از اندیشه و جسم و نژاد دیگری" در درون خود مواجه شویم و خودمان را از آنچه به ما تزریق شده است، آزاد سازیم تا بتوانیم آزاد شده و خودمان را از نو بازسازی فکری و علمی بکنیم.
ما باید "هارد" (حافظه تاریخی) اندیشه ها و آموخته هایی را که در یکصد سال گذشته دریافت کرده ایم و با آن ها پر شده ایم را "فرمت" و "دیلیت" بکنیم. باید از از نو، به پر کردن خودمان با افکار و نگرش های نو به جهان و کشورهای همسایه بپردازیم.
می دانم و آگاه هستم که این، راهی بسیار سخت و دردناک است. چرا که ما یک قرن تلاش کرده ایم تا هویتی بسیار ضد انسانی و نژادپرستانه به خودمان بدهیم و هویتی دروغین و متمایز در منطقه و جهان داشته باشیم. برای این منظور یک قرن به ما تلقین کرده اند. یک قرن ما را پر کرده اند. سلول های من پر از مفاهیم دروغین و ضد توسعه است.
بعد از یک قرن و ناگهان، متوجه می شویم که یک قرن تغییر، نژادپرستی و ضدیت با انسان ها و افکارشان و حمله به هویت تورک، عرب، هندی، چینی و ... که در ما انباشته شده است تا "ایران!" توسعه یابد، جوابی نداده و یک قدم ما را به قافله تمدن پیشگام و بشری نزدیک نکرده است.
پس، مسیری که ما را در آن می برده اند، اشتباهی انتخاب شده بود است. باید از ادامه دادن به این راه صرف نظر کنیم و نگوییم که یک قرن سرمایه گذاری کرده ایم و این سرمایه گذاری ها نباید به هدر برود. نمی توانیم از آن همه سرمایه دست برداریم. باید بدانیم که اگر امروز به تغییر راه نپردازیم، فردا دیرتر و جبران عقب ماندگی، بسیار عمیق تر خواهد بود و نسل بعدی ما، بیشتر از ما، بر پدرانشان لعنت ابدی خواهند فرستاد.
برای آغاز حرکت در راه این تغییر، باید ابتدا، با تورک ها و عرب ها و هندی ها و چینی ها آشتی کرده و با یادگیری زبان آن ها، با افکار آنان آشنا شده و یاد بگیریم که باید به آنان و افکارشان احترام بگذاریم. سپس باید با دشمنی بیجا و نفرتی که در دل ما کاشته اند، روبرو شده و بر آن نوع احساسات غلبه بکنیم. 
با شکست این دشمن در درون من و تو، راه برای درک علل توسعه دنیا و فهم علل عقب ماندگی خود ما، مثل آفتاب، از پشت ابرهای کدورت و دشمنی با فکر و انسانیت، بیرون خواهد آمد.
در پی ایم مقدمه طولانی، آیا می دانید که مدت ها بوده که مبحثی در زیر عنوان "عقل اسلامی" وجود داشته و کسانی در جهان عرب، به "نقد عقل اسلامی" مشغول بوده اند؟
من؛ انصافعلی هدایت، از این نویسنده پر کار و متفکر عرب، چندین کتاب جالب بدست آوردم که برای دانلود مجانی در اینترنت (گوگول) قرار داده اند.
در دنیای اطراف ما، افکار بسیاری وجود دارند که بنا به دلایلی و بطور "برنامه ریزی شده"، اجازه ورود به میان ملل ایرانی را نیافته و"سانسور" شده است و روشنفکر دینی و غیر دینی این ملل از آن هامحروم مانده اند. چون اعراب را فاقد توانایی فکر و اندیشه می دانستیم.
کتاب "فکر عربی" در لینک زیر قابل دسترسی است:

کتاب "الدین و النص و الحقیقه" هم در این لینک قابل استفاده است:

کتاب "الفکر الاسلامی قراءه علمیه" هم در اینجا لمیده است:
و کتاب "من الاجتهاد الی نقد العقل الاسلامی" را هم از این مرتبط بدست می آورید:
علاوه بر این کتاب ها، ده ها ویدئو از سخنرانی های این متفکر هم در "یوتبوب" موجود است. ولی برای آشنایی با این افکار و اندیشه ها، لازم است تا زبان "عربی" که در میان اکثر جوامع روشنفکری ایرانیان با تحقیر روبرو است را بیاموزیم و بدانیم. تنها راه آشنایی با افکاری در جهان پرامون ما، رهایی از هژمونی نویسندگان و مترجمان پانفارس و پان ایرانیست است!

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs