Friday, July 17, 2020

بررسی مرزهای ناسیونالیسم مثبت و منفی و پان


ناسیونالسیم چیست؟
آیا می توان ناسیونالیسم را به ناسیونالیسم آزادیخواهانه و استعمارگرانه تقسیم بندی کرد؟
آیا می توان ناسیونالیسم را اثباتگرایانه و انکارگرایانه دید؟
ملت در کجای ناسیونالیسم قرار دارد؟
هویت و ناسیونالیسم چه روابطی با هم دارند؟
ناسیونالیسم ایرانی، چه نوع ناسیونالیسمی است؟
آیا ملل غیر فارس ساکن در ایران فعلی هم، ناسیونالیسم ملی  خودشان را دارند؟
فرق های ناسیونالیسم ملی با ناسیونالیسم ایرانی در چیست؟
اهداف ناسیونالیسم ملی با ناسیونالیسم ایرانی چه فرق هایی  با هم دارند؟ کدام یک انسانی و کدام یک ضد انسانی است؟
آیا می توان دولت نداشت ولی ناسیونالیسست بود یا دولت و ناسیونالیسم لازم وملزوم یک دیگرند؟


شوونیسم چیست؟
کجا ناسیونالیسم به شوونیسم تبدیل می شود؟
ناسیونالیسم با پان چه فرق هایی دارد؟
آیا بدون داشتن دولت، می توان پان بود؟
آیا پان و ناسیونالیست بودن، روحیه ای ضد ارزش است؟

برای پاسخ به چنین سوال هایی سه مهمان از سه ملت در برنامه این هفته "دیالوگ" حضور خواهند داشت.
جناب صلاح ابوشریف الاجوازی؛ دبیر کل جبهه دموکراتیک مردمی الاحواز و مسئول روابط خارجی جبهه ملل برای حق تعیین سرنوشت 
جناب جلیل آزادیخواه؛ سخنگوی کانون نویسندگان کرد
جناب رحیم بندوئی؛ عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) جولای 2020
hedayat222@yahoo.com



Friday, July 10, 2020

چرا در ایران و ایرانیان تغییر مهمی اتفاق نمی افتد؟


گاهی تاریخ بشر را یک حرکت ریز، یا یک خبر کوچک تغییر می دهد. یکی از این خبرهایی که در حال تغییر دنیا است، خبر کشته شدن "جورج  فلوید" سیاه در آمریکا بود که 45 روز قبل اتفاق افتاد و این سیاه توسط پلیس به قتل رسید. او در هنگام کشته شدن 21 بار گفته است "نمی توانم نفس بکشم". 
بعد از مرگ او، فکر انسان ستم زده و زجرکش سیاه تغییر کرد. 
بسیاری از سفیدهای طبقه متوسط و فقیر، در اغلب کشورها، نه تنها در حمایت از حقوق سیاهان به خیابان ها آمدند، بلکه با شعار 
 Black life is matter
از حق حیات و زندگی انسانی سیاهان حمایت کردند.
این خبر، در حال تغییر نوع نگرش به حقوق انسان ها و حقوق بشر است. 
این خبر، فلسفه و درک جدیدی از ارزش‌های زندگی انسان را به دنیا و انسانیت تحمیل می کند.
این خبر، نوع نگرش دینی ادیان به انسان ها را تغییر می دهد. سفیدی رسولان خدایی، ملائکه، مقربان درگاه خدا، و رسوخ افکار نژادپرستانه سفید محور در ادیان را هدف حملات خود قرار داده است. اگر همه پیغمبران سفید هستند، آیا این عین نژادپرستی نیست؟
این خبر، عمق و گستره معنا و مفهوم نژادپرستی و تبعیض در جوامع انسانی را دگرگون می سازد. مسائل و رفتارهایی که تا چندی قبل به عرف بدل شده و مورد قبول همه بود، مورد شک و تردید قرار گرفته و مهر رفتار تبعیض آمیز و نژادپرستانه خورده است. 
این خبر، قوانین و قانونگذاری ها را تغییر می دهد. پارلمان ها و مجالس قانونگذاری، شیوه های قانونگذاری را از نو بررسی می کنند.
این خبر، علوم انسانی و از جمله جامعه شناسی را تغییر می دهد.
این خبر، علوم سیاسی، سیاست ها و سیاستگذاری ها را تغییر می دهد.
این خبر، مدیریت شهری و کشوری را دگرگون می کند.
این خبر معنا و مفهوم قهرمانان و انسان های غالب و مغلوب را جا بجا می کند.
این خبر، تغییر را به المان ها، مجسمه ها، نقاشی ها، موزه ها و شهرسازی ها و دکوراسیون شهری تحمیل می کند.
این باارزش های اطلاعاتی تحمیل و تلقین شده به انسان ها را به زیر سوال برده است و آن ها را نمی پذیرد.
این خبر، جایگاه و نقش سازمان های پلیسی، اطلاعاتی، امنیتی را دگرگون می سازد. آن ها و قدرت سازمانی آن ها، حق کاربرد زور و سلاح توسط آن ها را به زیر سوال برده است.
این خبر، نگرش انسان به خود، اعتماد بنفس، مظلوم بودن و تن دادن به ظلم را تغییر می دهد. افراد مظلوم، بیشتر فریاد می کشند و بیشتر شنیده می شوند.
این خبر در حال تغییر رابطه اجتماعی فردی و جمعی افراد با هم است. تساوی حقوقی و انسانی را به جوامع تحمیل می کند. 
این خبر، به انسان های ضعیف، فقیر، بیکار، بی خانمان و آواره، حق انسان بودن و انسان شناخته شدن و حق تحقیر نشدن را باز می گرداند.
این خبر، مفهوم انسان های مورد احترام در دهه ها و سدههای قبل را به زیر سوال می بارد. بسیاری از افرادی که مورد احترام بوده اند، را دیگر  قابل احترام نمی داند. 
این خبر، معنا و مفهوم سنتی رابطه کار، کارفرما و کارگر را تغییر می دهد. کارگر حقوق انسانی مساوی با کارفرما را طلب می کند.
این خبر، به معنا و مفهوم استعمار، استعمارگر، مستعمره و مستعمره شده ها نظر و نگرش جدیدی را تحمیل می کند.
این خبر، اهمیت افکار عمومی و خواست و اراده انسان ها را به سیستم های اداره شهری و کشوری، بیش از گذشته تاکید کرد.
در دیالوگ این هفته با سه مهمان، 
جناب دکتر محمدحسن حسین بر؛ حقوقدان بلوچ
جناب یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده عرب و دبیر کانون مبارزه با نژادپرستی در ایران
جناب دکتر فرهاد صباغی؛ دکترای ترمینولوژی

به سوال‌هایی در این رابطه پاسخ خواهند داد.

چرا در ایران تغییرات رخ نمی دهد یا حداقل تغییرات فکری هم با سختی رخ می دهد؟
چرا افراد و سازمان هادر ایران، در مقابل تغییر مقاومت می کنند و نمی خواهند تن به تغییر بدهند؟
مشکل ایران و ایرانی ها از کجا و یا از چه چیزهایی ریشه می گیرد؟
در دنیا، ده ها و صدها مجسمه افراد نژاد پرست اما مشهور، از میدان ها، موزه ها به زیر کشیده شده و نابود شده اند و یا جمع آورده و پنهان شده اند. چرا در ایران چنین رفتاری با سمبل های نژادپرستی دیده نمی شود؟
نه تنها با سمبل های نژادپرستی در فارسیستان مبارزه نمی شود، بلکه در میان ملل تحت ستم، مستعمره، اشغال شده هم با سمبل ها، مجسمه ها، تابلوها، نقاشی ها، تندیس ها، و ... رفتاری متفاوت تر از گذشته دیده نمی شود. چرا؟
آیا روشنفکری در ایران و در میان ملت فارس مرده است؟
آیا ملل تحت ستم، مستعمره و یا اشغال شده به آگاهی لازم برای مبارزه با استعمار، اشغال، و تبعیض ها نرسیده اند و به رشد لازم عقلی و سیاسی نرسیده اند؟

با احترام
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دهم (10) جولای 2020
hedayat222@yahoo.com



Friday, July 3, 2020

آینده سیاست های پانفارسیسم در ایران چگونه دیده می شود؟

مدتی پیس علی خامنه ای در باره زبان فارسی و در خطر بودن آن سخنانی را گفته اند که جالب هستند.
در حالی که می توان‌ادعا کرد که همه بودجه فرهنگی، آموزشی، تخصصی-دانشگاهی، اداری، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و مالی و ... بطور مستقیم و غیر مستقیم برای زبان فارسی تخصیص یافته است، چه طور این زبان با این همه امکانات می تواند در خطر باشد اما دیگر زبان هایی که از هر گونه امکانات و بودجه های دولتی محروم هستند، در خطر نباشند؟
همان طور که می دانید، در ایران، تنها یک زبان وجود ندارد بلکه ایران باغی از انواع زبان های زنده و مرده دنیا است. لکن، بغیر از فارسی، هیچکدام از زبان ها از حمایت دولتی، قانونی، سیاسی، حقوقی، اداری و استخدامی برخوردار نیستند.
در همین حال، جز فارسی، همه زبان های تورکی، تورکمنی، لوری، عربی، بلوچی و ... غیر رسمی و حتی می توان گفت که غیر قانونی و حتی به عنوان زبان دشمن یا دشمنان شناخته می شوند. حاکمیت های صد سال اخیر هم برای از بین بردن این زبان ها، تمامی امکاناتشان را بکار می برند.
لذا همین دوگانگی و رفتار متضاد در مقابل زبان های مردمان در ایران، ایران و ایرانیان را در مسیر تجزیه و دشمنی قرار داده است.
هیچ کس نمی تواند ادعا بکند که این رفتار و احساسات برخواسته از آن ها را دول همسایه یا دشمنانی که دولت می تراشد، به ایران و ایرانیان تحمیل کرده است. بلکه، تنها کس و نهادهایی که این دشمنی و نگرانی را ایجاد کرده و بر پر رنگ شدن آن اصرار می روزد، تفکر و سیاست های پانفارس و ضدیت با حقوق ملل غیر فارس در ایران است.
آیا فکر می کنید، با آن همه امکاناتی که زبان فارسی در اختیار دارد، این زبان در خطر نابودی است؟ چرا در خطر است؟ و یا چرا در خطر نابودی نیست؟
تصور می کنید، خامنه ای، به عنوان رهبر ایران، در مورد در خطر بودن زبان فارسی چه موضعی گرفته است؟
چه کسانی ایده و فکر در خطر بودن زبان فارسی را تبلغ و تلقین می کنند؟
آیا می توان این افراد را پان فارس نامید؟
آیا می توان ملل غیر فارس که پانفارس ها با زبان های آن ها می جنگند، را با صفت پان مشخص کرد؟
آیا پانفارس ها به خاطر دشمنی کردن با ملل غیر فارس، مجرم و قابل مجازات هستند؟
آیا خامنه ای و نهادهای ستیزه جو با زبان ها و هویت های ملل غیر فارس، دشمن همه ملل، دشمن صلح، دشمن توسعه همه ملل هستند؟
چه مجازات هایی را می توان بر پانفارس ها در نظر گرفت؟
چرا روشنفکران، نویسندگان، مطبوعات و رسانه ها، احزاب و سیاستمداران از خطرات پانفارسیسم برای صلح، دوستی، برادری، امنیت، آرامش و توسعه ملل نمی نویسند و مردمان را آگاه نمی کنند؟
مسئولیت هر گونه دشمنی بین ملت فارس با ملل غیر فارس و مسئولیت هر گونه جنگ و خونریزی در بین این ملل بر عهده کیست؟
برای پاسخ به این قبیل از سوالات، چهار مهمان در برنامه دیالوگ این هفته شرکت خواهند داشت.
1. جناب یوسف عزیزی بنی طرف؛ نويسنده و دبير كانون مبارزه با نژاد پرستى در ايران
2. جناب فرامرز خان بختیار؛ رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستانات
3. جناب عبدالله بلوچ؛ عضو هیات اجرایی جنبش ملی بلوچستان
4. دکتر محمدرضا ستوده؛ از تورکان خمسه و فعال حقوق بشر قشقایی

Monday, June 29, 2020

دیالوگ: ... و مسایل بورس در ایران: آیا سود 800 درصد معقول است؟

دیالوگ 27 جون 2020

... و مسایل بورس در ایران: آیا سود 800 درصد معقول است؟



https://youtu.be/DSlcwBI1x3s

در روزهایی بسر می بریم که همه ما در هوس سرمایه گذاری در بورس ایران آتش گرفته ایم. چرا که بورس ایران، در بعضی از صنایع تا 800 درصد در یک سال سود می دهد. اغوا کننده نیست؟ ولی واقعیت این است که متوسط سود سرمایه گذاران بورس در ایران به 300 تا 400 درصد در سال می رسد.
در حالی که در دنیای پیشرفته غربی، چنین اتفاق اقتصادی در رویاها هم دیده نمی شود و امکان پذیر نیست.
در همین حال، نزول خورها هم صد درصد در یک سال سود نمی گیرند. 32 بانک موسسات مالی در ایران، زیر 20 درصد در سال سود می دهند. اگر دقیق تر بگویم، یک موسسه 20 درصد سود می دهد. تنها 3 موسسه 18 درصد و بقیه بانک ها و موسسات پانزده درصد سود می داده اند.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که اقتصاد ایران در تحریم است. تولید خوابیده است. تورم خیلی بالاست. نفت و گاز بفروش نمی رسند. دلار تا مرز 20.000 تومان رشد کرده است. قیمت مسکن بسیار افزایش یافته است و طلا هم در سیر صعودی قرار دارد.
البته که بسیار عالی خواهد بود که پول مردمان در خرید سهم هایی از کارخانجات تولیدی و شرکت ها، سرمایه گذاری بشود تا شاید جانی به اقتصاد بدهند.
ولی در بورس ایران چه خبر است که این همه سود می دهد؟
آینده بورس در ایران چگونه دیده می شود؟
احتمال سقوط بورس در ایران چقدر است؟
آیا بورس در ایران واقعی است؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، آقایان
دکتر محمدحسین یحیایی
جناب جهانگیر لقائی
در برنامه "دیالوگ" امشب (27 جون 2020 حضور خواهد داشت.




دیالوگ: رابطه با بابک خرمدین و حقوق ملی تورک ها

دیالوگ 20 جون 2020

رابطه با بابک خرمدین و حقوق ملی تورک ها

https://youtu.be/w0ZIpePnnKA



ملت بدون قهرمان و شخصیت تاریخی، ملتی مرده است. برای همین است که هر ملتی شخصت ها و قهرمانانی دارد. همان شخصیت‌ها و قهرمانان، راهی را برای عظمت و سربلندی و استقلال آن ملت باز کرده بوده‌اند که با گذشته زمان طولانی هم، مایه غرور آن ملت هستند. ملتی که قهرمان و شخصیت تاریخی نداشته باشد، ملت فقیری بیش نیست و نمی‌تواند اعتماد به نفس کافی داشته باشد. شاید نتواند دوباره برخیزد و عزت خودش را بدست بیاورد. اگر هم ملتی دارای شخصیت‌ها و قهرمانی بوده است اما آن‌ها را فراموش کرده است، ملت‌هایی هستند که آن شخصیت‌ها رابه نفع خودشان مصادره بکنند و مایه افتخار و غرور ملی شان بشود.
یکی از این شخصیت های تاریخی تورک ها، «آتا بابک» یا بابک خرمدین است. او منبع هویت خواهی، استقلال طلبی، و مبارزه با استعمار و اشغال بوده است و می‌تواند منبع و الهامبخش روحیه ملی و مبارزاتی ملت تورک در ایران کنونی باشد.
برای همین است که مردان متفکر تورک، آتا بابک را از سیطره فکری پانفارسیسم درآورده و به عنوان سمبل مبارزاتی خود، برای بدست آوردن دوباره حقوق ملی-انسانی تورک ها علم کردند. پانفارسیسم هم راه را بر این حرکت بست.
آیا حرکت بابک باید بمیرد یا می‌توان آن را زنده نگه داشت و از آتا بابک، برای کسب مجدد سربلندی و حقوق ملی تورک ها الهام گرفت؟
چرا باید، تورک ها، هفته تولد "بابک آتا" را با شکوه برگذار می کردند؟
آیا تورک ها، به اهدافی که از برگزاری هفته تولد بابک آتا داشتند، دست یافته اند؟
چگونه می توان هفته تولد "بابک آتا" را و دوباره با حضور میلیون‌ها انسان برگزار کرد؟
آیا به جای حضور در قلعه بابک (که رژیم اجازه نمی دهد) نمی توان، همه شهرهای تورک را به قلعه بابک و دژ بیان حقوق ملت تورک بدل کرد؟
چگونه می توان، هفته تولد بابک آتا را از زندان رژیم آزاد بکرد؟
چگونه می توان، چون بابک آتا، حقوق ملی و انسانی تورک ها را فریاد زد؟
احقاق حقوق ملی تورک ها در ایران، ذهنی است یا واقعی؟ استراتژیک است یا تاکتیک؟ قابل چشم پوشی است یا قابل فداکاری؟
برای بدست آوردن دوباره حقوق ملی-انسانی-جمعی ملت تورک، چه کارهایی را می توان انجام داد؟
ریشه اصلی این که ملت تورک، حقوق ملی و انسانی خودش را از دست داده است، چیست؟
آیا اشغال شدگی و استعمار، باعث از دست رفتن حقوق تورک ها شده است؟
آیا تسلیم و نجنگیدن با اشغالگر و استعمارگر، برای زیستن با حقوق ملی باعث نابودی حقوق تورک ها شده است؟
راه های بازیابی حقوق ملی تورک ها که از دست داده اند، چیست؟



دیالوگ: یک صد سال نژادپرستی و تلاش های ضد نژادپرستی در ایران

دیالوگ 13 جون 2020

یک صد سال نژادپرستی و تلاش های ضد نژادپرستی در ایران

https://youtu.be/yAiu_RaRqDo

نژادپرستی موضوع و بحث تازه ای نیست. با رشد جوامع انسانی، با تقسیم انسان ها بر حسب زن یا مرد، دین، زبان، رنگ پوست، محل سکونت، نوع پوشش و خوراک و ... آغاز شده است.در ظاهر، همه انسان ها و جوامع، با نژادپرستی مخالفت می کنند اما در عمل، آگاهانه و ناآگاهانه، رفتارهای نژادپرستانه را پیش گرفته اند.
در قوانین و مقررات بعضی از کشورها و ملل، با هر نوع سیاست، مدیریت و رفتار نژادپرستانه مخالفت شده و غیر قانونی قلمداد شده است اما در کشورها، چون ایران، نژادپرستی، قالبی قانونی بخود گرفته است. تمامی قوانین ایران، به نژادپرستی و برتری یک دسته انسان ها بر دسته های دیگر، مهر تایید زده است. مرد شیعه چهارده امامی ولایتی فقیهی پانفارس پان ایرانیست در راس هرم نژادپرستی و برتری نژادی قرار دارد.
زن تورکمن غیر شیعه ضد ولایت فقیه معتقد به استقلال سرزمین‌های تورک از ایران در پایین ترین بخش هرم اجتماعی قرار دارد‌.
قانون اساسی ایران و قوانین عادی، به همه انواع نژادپرستی ها در ایران مهر تایید زده و در عمل هم همه برنامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زبانی، فرهنگی، آموزشی، توسعه علمی و صنعتی، محیط زیستی، تاریخی و ... در راستای اعمال نژادپرستی به اجرا در می آیند.نژادپرستی چنان‌در تار و پود ایرانیان نفوذ کرده است که همه نژادپرستان پانفارس و اغلب قربانیان سیاست های نژادپرستانه در ایران، آن سیاست را عادی، طبیعی و عمومی می دانند. یکی به خود حق می دهد که آن سیاست ها را نه تنها با شدت اعمال بکند بلکه حق اعتراض از قربانیان را هم گرفته است و از قربانیان نژادپرستی، درخواست می کند تا از سیاست های نژادپرستانه او حمایت بکنند. اکثریت قربانیان هم تن به رضایت و سکوت به سیاست های نژادپرستانه داده اند.در این میان، کشته شدن یک سیاه پوست آمریکایی توسط پلیس آمریکا، مردمان و قربانیان سیاست های نژادپرستی را در بعضی از کشورها به خیابان ها آورد. آن ها نه تنها خواهان از بین رفتن هر نوع نژادپرستی هستند، بلکه خواهان اصلاحات عمیق در تشکیلات پلیس و یا انحلال پلیس و تاسیس سیستم جدیدی غیر نظامی هستند.
در این میان، ایرانیان بحث اصلی نژادپرستی را از رسانه هایشان حذف کرده اند و تلاش می کنند تا اذهان مردمان را از نژادپرستی قانونی و رایج در ایران و راه های مبارزه با نژادپرستی منحرف بکنند.در حالی که در کشوری همچون کانادا، با آن که نژادپرستی غیر قانونی است اما رئیس دولت فدرالش، می پذیرد که از گذشته های دور، پدران موسس کانادا، سیستم های مختلف سیاسی، اجرایی، حقوقی و کاری را دانسته یا ندانسته، بر اساس نژادپرستی بنا گذاشته اند که باید با آن ها مبارزه کرده و در کوتاهترین زمان، از خطاها بازگشت و اصلاحات عمیق در همه زمینه ها را اعمال کرد.
در ایران اما بحث را به افول سرمایه داری یا نابودی آمریکا تقلیل داده اند. در حالی که آمریکا و سرمایه داری، دست به اصلاحات ساختاری خواهد زد.فعالیت های ضد نژادپرستی یک صد سال اخیر، در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، و ... چه بوده اند؟
چرا مردمان و تحصیل کردگان با این تاریخ آشنا نیستند؟
رابطه دنیای معاصر و انسان قرن بیست و یکم با نژادپرستی چیست؟
چرا نژادپرستی در ایران را موضوعی نه چندان مهم، بی ارزش و غیر قابل بحث نشان می دهند؟
آیا در ایران، نژادپرستی، قانونی و عرفی شده است؟
آیا می توان از نژادپرستان انتظار داشت که نژادپرستی نکنند و آیا با التماس از نژادپرستان، می توان آن ها را ضد نژادپرست کرد؟
نژادپرستی بر روی انکار چه حقوقی و کدام جنبه هایی از انسانیت استوار یافته است؟
نژادپرستی چه خطرهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی دارد؟
آیا نژادپرستی منطقه را به سوی جنگ و خونریزی نمی برد؟
چرا قربانیان نژادپرستی، متوجه عمق نژادپرستی در سیستم های دولتی و آموزشی و رسانه ای و همچنین متوجه قربانی شدن خودشان نمی شوند؟
اگر هر فردی متوجه بشود که قربانی نژادپرستی است، چه اقداماتی را انجام می دهد؟
پیش زمینه های لازم برای مبارزه با نژادپرستی چیست؟
آیا طبقه متوسط، تحصیل کرده و روشنفکر ایرانی متوجه عمق نژادپرستی در ایران نیست؟ چرا در باره این فاجعه سکوت می کند؟
آیا قربانیان نژادپرستی، از نظر اخلاقی، حقوقی، انسانی، اجتماعی و فلسفی حق مبارزه با نژادپرستی را دارند یا نه؟
آیا درست است که استاندارد اندازه گیری این که یک فرد، روشنفکر است یا نه، میزان مبارزه او با نژادپرستی است؟
چرا در ایران، مطبوعات، رسانه ها، احزاب سیاسی و ... در باره انواع نژادپرستی نمی نویسند و مباحث را عمومی نمی کنند؟
آیا مردم در ایران، شناختی از انواع و روش های اعمال سیاست های نژادپرستانه را دارند؟
آیا نژادپرستی می تواند ایران را به سمت تجزیه براند؟آیا کشورهای خارجی نژادپرستی را به ایران و ایرانیان تحمیل کرده اند؟
آیا تا زمانی که سیستم نژادپرستی از ایران برچیده نشود، می توان از عدالت، برابری، مالک یا ملک مشاع همه ایرانین و همه ملل و افراد بر ایران سخن گفت؟
در چه شرایطی، نژادپرستی از ایران ریشه کن خواهد شد؟
بعضی ها، در کانال های تلویزیونی نژادپرست فارس زبان می گویند و وانمود می کنند که آگاهی به هویت های ملی و نژادی انسان ها و ملل، یک عمل ارتجالی است. چرا آن ها با آگاهی افراد به هویت های فردی و ملی_جمعی خودشان مخالفت کرده اما بر تحمیل هویت پانفارسیسم بر ملل غیر فارس تاکید می کنند؟
مرز بین ارتجاع قوی و آگاهی مای -قومی در کجاست؟
به این قبیل از سوال ها، با حضور یه مهمان از سه ملت تورک، عرب و بلوچ پاسخ خواهیم داد.انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم (12) جون 2020
hedayat222@yahoo.com


دیالوگ: دیالوگ: گامی به سوی حل مشکلات آزربایجان و کردستان



https://youtu.be/HU2fq3DeN_Q
https://youtu.be/T_lT679ARGw


دیالوگ 06 جون 2020

دیالوگ: گامی به سوی حل مشکلات آزربایجان و کردستان

خاورمیانه و ایران، منطقه ای کثیرالمله است. در این منطقه، تورک، کرد، فارس، عرب و دیگر ملت‌ها در همسایگی هم زندگی می کنند. هیچ کدام از این ملت‌ها، نمی توانند، دیگر ملت ها را از بین برده یا به کوچ از سرزمین هایی که در آن زندگی می‌کرده اند و زندگی می کنند، مجبور بسازد.
در این میان، رژیم پانفارسی و پان ایرانیست، با حقوق ملی و انسانی ملل غیر فارس در ایران مخالف است. این رژیم می‌داند که تنها راه تداوم استعمار ملل غیر فارس ایجاد دشمنی و ادعاهای ارضی در میان ملل غیر فارس و ایجاد دشمنی در میان آن است تا آن ملل از ترس جنگ‌های خونین در بین خودشان در آینده، به حاکمیت پانفارسیسم و نقض حقوق اساسی انسانیشان تن بدهندو ولی این ملل چه می‌کنند و چه باید بکنند؟
آیا در بین دو ملت همسایه تورک و کرد مسایل و مشکلاتی هست؟
ایا به این مسایل و مشکلات دامن زده می شود؟
چه کسانی بر خرمن مسایل و مشکلات دامن می زنند؟
موقعیت احزاب و رهبران سیاسی در چنین مسایلی چگونه باید باشد؟
آیا احزاب کردی عمداً و آگاهانه، نقشه ها، اطلاعات و اخباری را منتشر کرده و بر بخش‌هایی از سرزمین های ملت تورک ادعای مالکیت می کنند؟
آیا چنین ادعاهایی باعث ادعاهای متقابل و در نتیجه، باعث پیدایش دشمنی در میان دو ملت همسایه نمی شود؟
بروز و حتی سلطه مسایل و مشکلات به رابطه میان این دو ملت، بیشتر منافع کدام ملت را تأمین می کند؟
آن‌هایی که به مسایل و مشکلات دامن می زنند، در پی کدام اهداف هستند؟
چرا تمامی اهداف بعضی‌ها بر روی دشمنی و عدم آشتی دو ملت تورک و کرد متمرکز شده است؟
آیا عده‌ای نمی خواهند، در بین تورک و کرد دشمنی و دعاوی سرزمینی ایجاد کرده و شنان بدهند که این دو ملت توانایی سیاسی اداره آینده خودشان را ندارند و در صورت استقلال یا خروج از حاکمیت پانفارسیسم و پان ایرانیسم، در جنگ دایمی خواهند بود؟
آیا این تصور، به مردمان نمی‌گوید که باید از احزاب سیاسی و از بخش مهمی از حقوق ملی دست کشید و به نفع پان ایرانیسم از حقوق ملی عقب نشست تا در آینده، از جنگی بین تورک و کرد دوری حست؟
همه پذیرفته‌ ای که گروه‌های کردی، دارای تجربه سیاسی، مبارزاتی و تبلیغاتی بیشتری هستند، ولی چرا از آن امکانات، برای ایجاد روابط دوستانه و حقوق ملی دوملت تورک و کرد استفاده نمی کنند؟
راه حل‌های غلبه بر مسایل و مشکلات بین دو ملت تورک و کرد چیست؟

مهمانان:
خالد حسن پور: عضو رهبری حزب دمکرات کردستان، نه حزب دموکرات کردستان ایران

احمد اوبالی: عضو کار رهبری جببه ملی آزربایجان جنوبی

دیالوگ: بررسی معنی و مفهوم پلورالیسم در ایران

دیالوگ 30 می 2020

بررسی معنی و مفهوم پلورالیسم در ایران


https://youtu.be/0P7zHOGdZxY

پلورالیسم چیست؟
چرا روز بین المللی پلورالیسم و تکثر فرهنگی، اکثر زبانی را گرامی نداشته ایم؟
آیا پلورالیسم یک موضوع و مبحث سیاسی است یا ما آن را سیاسی می کنیم؟
آیا ایران در یک منطقه فرهنگی-زبانی و تمدنی پلورالیستی واقع شده است؟
چه موانعی بر سر راه قبول پلورالیسم در ایران وجود دارد؟
چگونه می توان بر مخالفت های عملی-سیاسی و حقوقی با پلورالیسم چیره شد؟
رابطه بین پلورالیسم، دموکراسی، حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و آزدای چیست؟
به این سوال ها در سیم (30) می در برنامه زنده "دیالوگ" پاسخ خواهیم داد.با احترام
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
بیست و ششم می 2020
hedayat222@yahoo.com
Three-quarters of the world’s major conflicts have a cultural dimension. Bridging the gap between cultures is urgent and necessary for peace, stability and development.
Cultural diversity is a driving force of development, not only with respect to economic growth, but also as a means of leading a more fulfilling intellectual, emotional, moral and spiritual life. This is captured in the culture conventions, which provide a solid basis for the promotion of cultural diversity. Cultural diversity is thus an asset that is indispensable for poverty reduction and the achievement of sustainable development.
At the same time, acceptance and recognition of cultural diversity – in particular through innovative use of media and Information and Communications Technologies (ICTs) – are conducive to dialogue among civilizations and cultures, respect and mutual understanding.


Saturday, June 27, 2020

... و مسایل بورس در ایران: آیا سود 800 درصد معقول است؟


در روزهایی بسر می بریم که همه ما در هوس سرمایه گذاری در بورس ایران آتش گرفته ایم. چرا که بورس ایران، در بعضی  از صنایع تا 800 درصد در یک سال سود می دهد. اغوا کننده نیست؟ ولی واقعیت این است که متوسط سود سرمایه گذاران بورس در ایران به 300 تا 400 درصد در سال می رسد.
در حالی که در دنیای پیشرفته غربی، چنین اتفاق اقتصادی در رویاها هم دیده نمی شود و امکان پذیر نیست.
در همین حال، نزول خورها هم صد درصد در یک سال سود نمی گیرند. 32 بانک موسسات مالی در ایران، زیر 20 درصد در سال سود می دهند. اگر دقیق تر بگویم، یک موسسه 20 درصد سود می دهد. تنها 3 موسسه 18 درصد و بقیه بانک ها و موسسات پانزده درصد سود می داده اند.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که اقتصاد ایران در تحریم است. تولید خوابیده است. تورم خیلی بالاست. نفت و گاز بفروش نمی رسند. دلار تا مرز 20.000 تومان رشد کرده است. قیمت مسکن بسیار افزایش یافته است و طلا هم در سیر صعودی قرار دارد.
البته که بسیار عالی خواهد بود که پول مردمان در خرید سهم هایی از کارخانجات تولیدی و شرکت ها، سرمایه گذاری بشود تا شاید جانی به اقتصاد بدهند. 
ولی در بورس ایران چه خبر است که این همه سود می دهد؟
آینده بورس در ایران چگونه دیده می شود؟
احتمال سقوط بورس در ایران چقدر است؟
آیا بورس در ایران واقعی است؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، آقایان
 دکتر محمدحسین یحیایی
جناب جهانگیر لقائی
در برنامه "دیالوگ" امشب (27 جون 2020 حضور خواهد داشت.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هفتم (27) جون 2020
hedayat222@yahoo.com

Monday, June 15, 2020

رابطه با بابک خرمدین و حقوق ملی تورک ها

ملت بدون قهرمان و شخصیت تاریخی، ملتی مرده است. برای همین است که هر ملتی شخصت ها و قهرمانانی دارد. همان شخصیت‌ها و قهرمانان، راهی را برای عظمت و سربلندی و استقلال آن ملت باز کرده بوده‌اند که با گذشته زمان طولانی هم، مایه غرور آن ملت هستند. ملتی که قهرمان و شخصیت تاریخی نداشته باشد، ملت فقیری بیش نیست و نمی‌تواند اعتماد به نفس کافی داشته باشد. شاید نتواند دوباره برخیزد و عزت خودش را بدست بیاورد. اگر هم ملتی دارای شخصیت‌ها و قهرمانی بوده است اما آن‌ها را فراموش کرده است، ملت‌هایی هستند که آن شخصیت‌ها رابه نفع خودشان مصادره بکنند و مایه افتخار و غرور ملی شان بشود.
یکی از این شخصیت های تاریخی تورک ها، «آتا بابک» یا بابک خرمدین است. او منبع هویت خواهی، استقلال طلبی، و مبارزه با استعمار و اشغال بوده است و می‌تواند منبع و الهامبخش روحیه ملی و مبارزاتی ملت تورک در ایران کنونی باشد.
برای همین است که مردان متفکر تورک، آتا بابک را از سیطره فکری پانفارسیسم درآورده و به عنوان سمبل مبارزاتی خود، برای بدست آوردن دوباره حقوق ملی-انسانی تورک ها علم کردند. پانفارسیسم هم راه را بر این حرکت بست.
آیا حرکت بابک باید بمیرد یا می‌توان آن را زنده نگه داشت و از آتا بابک، برای کسب مجدد سربلندی و حقوق ملی تورک ها الهام گرفت؟
چرا باید، تورک ها، هفته تولد "بابک آتا" را با شکوه برگذار می کردند؟
آیا تورک ها، به اهدافی که از برگزاری هفته تولد بابک آتا داشتند، دست یافته اند؟
چگونه می توان هفته تولد "بابک آتا" را و دوباره با حضور میلیون‌ها انسان برگزار کرد؟
آیا به جای حضور در قلعه بابک (که رژیم اجازه نمی دهد) نمی توان، همه شهرهای تورک را به قلعه بابک و دژ بیان حقوق ملت تورک بدل کرد؟
چگونه می توان، هفته تولد بابک آتا را از زندان رژیم آزاد بکرد؟
چگونه می توان، چون بابک آتا، حقوق ملی و انسانی تورک ها را فریاد زد؟
احقاق حقوق ملی تورک ها در ایران، ذهنی است یا واقعی؟ استراتژیک است یا تاکتیک؟ قابل چشم پوشی است یا قابل فداکاری؟
برای بدست آوردن دوباره حقوق ملی-انسانی-جمعی ملت تورک، چه کارهایی را می توان انجام داد؟
ریشه اصلی این که ملت تورک، حقوق ملی و انسانی خودش را از دست داده است، چیست؟
آیا اشغال شدگی و استعمار، باعث از دست رفتن حقوق تورک ها شده است؟
آیا تسلیم و نجنگیدن با اشغالگر و استعمارگر، برای زیستن با حقوق ملی باعث نابودی حقوق تورک ها شده است؟
راه های بازیابی حقوق ملی تورک ها که از دست داده اند، چیست؟


Image may contain: text

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs