Monday, June 21, 2021

دیالوگ: شستشوی مغزی از طریق بی توجهی به پیش‌نیازهای لازم برای استقرار دموکراسی

 











آذ شرقی و آذ غربی، سمبل جنگ‌ روانی بر علیه تورک هاست

 

"ابروی‌ییشن" یا کوتاه نویسی چیست؟
کوتاه نویسی. در این روشن، حرف اول هر کلمه نوشته می شود.
اگر کوتاه نویسی یک اصل نوشتاری است، پس چرا در ایران، فقط نام استان های آزربایجان شرقی (آذ شرقی) و آزربایجان غربی (آذ غربی) را به این شکل می نویسند؟
در حالی که طبق اصل، باید
آزربایجان شرقی =آش،
آزربایجان غربی =آغ،
چهارمحال و بختیاری = چوبختیاری یا (چموب)،
کهکیلویه و بویراحمد" =کو احمد یا (کوب)،
خراسان رضوی = خ رضوی یا (خر)،
خراسان جنوبی = خ جنوبی یا (خج)،
خراسان شمالی = خ شمالی یا(خش)،
سیستان و بلوچستان = سو بلوچستان یا (سوب)،
تهران = (ته)،
مرکزی = (مر)،
سمنان = (سم)،
هرمزگان = (هر)،
بوشهر = (بو)،
فارس = (فا)،
کرمان = (کر)،
یزد = (یز)،
اصفهان =(اص)،
خوزستان =(خو)،
لرستان =(لر)،
ایلام =(ای)،
کرمانشاه = (کرم)، زمانی که دو کوتاه به هم‌شبیه بشوند، حرف سومی به یکی از آن ها افزوده می شود.
همدان = (هم)،
کردستان = (کو)،
قزوین = (قز)،
زنگان = (زن)،
گیلان = (گی)،
مازندران = (ما)،
گلستان = (گل)،
نوشته شوند ولی فقط اصل کوتاه نویسی در باره آزربایجان شرقی (آذشرقی) و آزربایجان غربی (آذ غربی) اعمال می شوند؟
آیا هدف این نوع نوشتار، یک‌نوع جنگ روانی، تحقیر روانی تورک‌ها، کوتاه کردن و تصغیر سرزمینی و ملی تورکان نیست؟
پ.ن۱= می توان با ابروی‌ییشن یا شکل کوتاه شده آن استان‌ها شوخی های عجیب و غریبی کرد ولی فارس ها برای این شوخی ها ظرفیت ندارند.

پ.ن ۲= در کوتاه نویسی، از صدای حرف اول هم‌استفاده می شود که من در اینجا استفاده نکردم تا حس نشود که جدی نیستم.


Friday, June 18, 2021

شستشوی مغزی با بی توجهی به پیش‌نیازهای لازم برای استقرار دموکراسی

 


در دو هفته گذشته، در باره دموکراسی بحث کردیم و متوجه شدیم که منظور از دموکرسی، حاکمیت مطلق اراده و خواست مردم در همه امور اجتماعی است و آن ها هستند که عده ای را برای اداره امور اجتماعی، با رای خودشان استخدام کرده، بخدمت می گیرند. عده ای از جمله رهبران فکری و تئوریسین های ملایان ایرانی آن است که مردم اطلاعات لازم در باره افرا  و صلاحیت آن‌ها برای اداره امور را ندارند. نه تخصص لازم برای چنان شناختی را دارند و نه تجربه لازم را دارند. براحتی می توانند گول خورده فریفته بشوند. لذا آن ها معتقد هستند که یک عده متخصص یا خبره باید در انتخاب افراد مانند رهبری تصمیم‌بگیرند. 

در حالی که اداره امور اجتماعی یا یک کشور نیازمند پزشک یا مهندس نیست. حتی متخصص علوم اجتماعی، سیاسی، حقوق، روانشناسی، فنی، آمار،  اقتصاد و ... هم لازم نیست. یک متخصص، پزشک، مهندس، اقتصاددان، جامعه شناس و ... فقط می تواند در زمینه تخصص خودش و آن هم بسیار محدود عمل بکند. یک کشور به پزشک و مهندس، حقوقدان و اقتصاددان نیاز دارد اما هیچ کدام آن ها نمی توانند مشکل یک کشور را حل بکنند. 

کشور و اجتماع یک بدن انسانی نیست که به جراح یا پزشک نیاز داشته باشد. یک حقوقدان هم نمی توانند با علم به حقوق جامعه را اداره بکند. اقتصاددان هم نمی تواند و ... همه رشته های علمی و تخصصی از این قبیل هستند.

برای پاسخ به هزاران نوع مسائلی که در جامعه اتفاق می افتد و نیاز به تصمیمگیری است، میلیون ها تن در مراکز آموزشی و تخصصی آموزش دیده اند و مجموعه آن ها باید اداره جوامع و ملل را اداره بکنند. برای اداره جوامع و ملل یا ملت به یک تصمیم گیرنده نیاز است که از میان راه حل های مختلفی که برای حل یک مسئله یا مشکل در جامعه یا کشور به میان می آید، و با توجه به مجموعه اطلاعاتی که سازمان های مختلف اداره، سیاسی، امنیتی، حقوقی، اقتصادی و فکری می دهند، باید یک راه حل یا چندین راه حل را انتخاب و برای اجرای آن ها دستور بدهد.

پس، حتما لازم نیست که مثلا رئیس جمهور، یک متخصص یا دارای فلان مدرک دانشگاهی باشد. چرا که سیستم اداری یک کشور دارای هزاران متخصص در زمینه های مختلف برای دادن رله حل های متفاوت است.

در نتیجه، مردم (نه نخبگان یا الیت های مشخصی) باید بر اساس صلاحدید خودشان، یک یک فرد را برای تصمیمگیری انتخاب بکنند. آن ها ممکن است، به یک بیسواد بیشتر از یک متخصص اعتماد داشته باشند. اگر هم اشتباه کرده باشند، تاوانش را هم‌خواهند داد. احتمال اشتباه یک بیسواد در یک سیستم، به اندازه احتمال یک پرفسور یا دکتر یا وکیل و جامعه شناس و مهندس است. 

ولی برای بروز و ظهور و حاکمیت مطلق اراده مردم باید لوازمی و شرایطی وجود داشته باشد تا دموکراسی یا اراده و خواست مردم بتواند تجلی یابد و مردم فریب سیاس های دروغگو را نخورند.

برای همین است که دموکراسی در فضای خالی عملی نمی شود بلکه برای عملی شدن اراده ملت و پرهیز از فریب دادن ملت، موسسات، نهادها و سازمان های بسیاری لازم هستند. 

برای تحقق راستین دموکراسی، یک قانون مدرن، بر اساس جدایی دین از سیستم سیاسی و اداری، بدون هر نوعی از تبعیض، و با تفکیک قوای سه گانه از هم و نظارت آن ها بر هم لازم و شرط است.

در عین حال و به موازات قانون و قوای سه گانه مستقل، احزاب با گرایش های سیاسی و فکری و بدون نیاز به درخواست مجوز از دولت شرط سوم دموکراسی است. دموکراسی بدون تحزب و آزادی احزاب، امکان تحقق ندارد و دروغی بیش نیست. باید متذکر شد که برای تاسیس احزاب، سازمان ها،  آن.جی.اوها، سازمان های خیریه، و ... هیچ محدودیتی نباید وجود داشته باشد.

رکن چهارم دموکراسی هم مطبوعات، رسانه ها، وبسایت ها و ... هستند. باید تمامی کسانی که در رسانه ها فعال هستند، از نوعی مصونیت قضائی برای دسترسی به اطلاعات دولت، سازمان ها، موسسات، نهادها،خیریه ها و افرادی که در سطوح مختلف سیستم دولتی و نیمه دولتی یا حتی خصوصی مشغولند، داشته باشند.

هر فرد، حزب، سازمان و جمعیتی هم می تواند رسانه ارتباطی خود با مردم را بدون نیاز به مجوز، نظارت و کنترل دولت داشته باشد.

اگر قانونی مدرن تهیه شده و قوای سه گانه از هم تفکیک شده و بر هم نظارت بکنند و اگر احزاب و سازمان های مستقل و رسانه های مستقل هم تاسیس بشوند باز هم دموکراسی عملی نخواهد شد. مگر آن که بر اساس قانون، را اعمال هر نوع سانسور را بست.

اگر ذره ای امکان اعمال سانسور در مطالب و محتوای کتاب ها، نشریات، رسانه ها، وبسایت ها و  از طرف سازمان های نظامی، امنیتی، انتظامی، موسسات دولتی،افراد و ... باشد، دموکراسی یک کلمه توخالی خواهد بود. همان طور که در صد سال گذشته بوده است.

برای جلوگیری از سانسور، باید طبق قانون، امکان شکایت افراد حقیقی، حقوقی، سازمان ها، دولتمردان در هر سطحی از افراد افشاگر، مطبوعات، روزنامه‌نگاران و ... را گرفت. تنها زمانی حق شکایت داشته باشند که بصراحت به آن ها توهینی که قانون مشخص شمرده است را کرده باشند.

برای این که همه این ها با هم کار کرده و قطار دموکراسی را بحرکت در بیاورند، به دادستان ها و قضات مستقلی نیاز است. برای این که دادستان ها و قضات از شغل خودشان سوء استفاده نکنند، باید پاسخگوی سوالات مردم و فعالان رسانه ای در مورد عملکرد خودشان باشند. 

دادستان ها و قضات باید از حقوق جامعه، افراد و بخصوص از حقوق احزاب و افراد افشاگر دفاع کرده و در موارد لازم، از آن ها همه گونه حمایت های مالی، جانی و امنیتی را بکار بگیرند.

نباید فراموش کرد، همان طور که سازمانوها، نهادها، دولتمردان، احزاب، جمعیت ها، دادستان ها و قضات به رسانه ها پاسخگو هستند و رسانه ها از هر کس و هر سازمانی می توانند و حق افشاگری دارند، همین فعالان رسانه ای هم به مردم و دادستان ها، قضات، و ... پاسخگو هستند.

 اگر یک فرد یا سازمان و نهادی حق نظارت و افشاگری در باره همه افراد و امور را دارد، خودش هم تحت نظارت متقابل قرار داشته و باید پاسخگو باشد.

در صورتی که این سیستم باد هم و کار کرده و بر هم نظارت بکنند و تخلفات و اختلافهای همدیگر را افشا بکنند، راه برای فریب مردم، سوء استفاده از قدرت و فرصتی که مردم به دولتمردان و سازمان ها و نهادهادولتی و نیمه دولتی و حتی خصوصی می دهند بسته خواهد شد.

برای بررسی این مسئله سه مهمان در برنامه این هفته دیالوگ شرکت خواهند داشت.

جناب مهیم سرخوش؛ از فعال سیاسی و نویسنده

جناب امین قضایی: جامعه شناس و فیلسوف

جناب آغوز تورک: محقق سیاسی-اجتماعی


با احترام

انصافعلی هدایت 

تورنتو - کانادا

هیجدهم (18) جون 2021

hedayat222@yahoo.com




 


 







Saturday, June 12, 2021

دیالوگ: شستشوی مغزی از طریق استفاده غلط از دموکراسی، انتخابات و رفراندوم


 

تورکچولوک، عاینی اینسانلیق و گوزللیک دیر 2

 تورکجه کیتاب اوخویاق

کیتابین آدی: تورکچولویون اساسلاری

یازار: ضیاء گوکآلپ

چئویرن: اوکتای‌ آذرائل‌

ایکینجی اوتوروم‌

آلتی‌اینجی صحیفه اوخوودو‌ق.

صحیفه‌لری منیم‌ اینیستاقیرامیمدا گوره‌بیلرسینیز. 

کیتابی منیم تئلقیرامیمدان ایندیره‌بیلرسینیز.

میللی‌دوشونجه ایله یازیلمامیش کیتابلاری اوخوساق، بیزی، او یازانلارین میللی قوللارینا چئویرر. 

میللی باغیمسیزلیق اوچون، میللی‌باغیمسیز‌ کیتابلار یازیلمالی‌ و اوخونمالی دیرلار. 

کوله یاراتماق‌ دوشونجه‌سی‌ ایله یازیلان‌ کیتابلاردان، آزادلیق‌ و آزاد اینسان‌ توره‌مز.









Friday, June 11, 2021

شستشوی مغزی از طریق استفاده غلط از دموکراسی، رفراندم و انتخابات


چه بخواهیم و چه نخواهیم، زندگی در این عصر، با مفاهیمی چون دموکراسی، رفراندم، انتخابات و آزادی ها گره خورده است. اسلوب زندگی مدرن بر اساس درک و اجرای این مفاهیم استورا شده است.

دموکراسی چیست؟

ایرانی ها چه درکی از دموکراسی دارند؟

درک ایرانی ها از دموکراسی چه نسبتی با دموکراسی در کشورهای توسعه یافته دارد؟

آیا درک ایرانیان خارج از کشور از دموکراسی با ایرانیان داخل متفاوت است؟

شرایط و پیش نیازهای استقرار دموکراسی چیستند؟

رفراندم چیست و در چه مواردی کاربرد دارد؟

درک ایرانیان از رفراندم، چه نسبتی با آن چه در جهان می گذرد، دارد؟

شرایط و پیش نیازهای رفراندم چیستند؟

آیا ایرانی ها آماده پذیرش رفراندم با معیارهای جهانی هستند؟

چرا ایرانی ها تن به رفراندم با مفهوم رایج در عرصه بین المللی نمی دهند؟

چه نسبتی در میان دموکراسی، رافراندم و انتخابات وجود دارد؟

انتخابات، دارای کدام مقدمات و پیش شرط هاست؟

پروسه انتخابات از چه زمانی آغاز می شود؟

آیا بدون داشتن همه ملزومات و پیش شرط های انتخابات و رفراندم، می توان از انتخابات یا رفراندم سخن به میان آورد؟

اگر حق انتخاب مردم در رفراندم و انتخابات، به هر وسیله و شکلی محدود و خدشه دار بشود، چه وضعیتی رخ داده است؟

و همه این مفاهیم، چه ربطی به آزادی دارند؟

آزادی چیست؟

آیا بدون آزادی، می توان از حقوق اجتماعی و جمعی مردمان و ملل سخن گفت؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، سه متفکر مهمان برنامه این هفته دیالوگ خواهند بود.

جناب اغوز تورک؛ محقق سیاسی-اجتماعی

جناب امین قضائی؛ حامعه شناس دیان و فلسفه

جناب احمد هاشمی؛ کارشناس مسایل سیاسی


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

یازدهم (11) جون 2021

hedayat222@yahoo.com





Wednesday, June 9, 2021

استراتژی دو مرحله ای تورک ها در انتخابات

 


استراتژی دو مرحله ای تورک ها در انتخابات:
الف- اصلا رای نمی دهیم
ب- از هر کسی که از زبان، هویت، تاریخ و سرزمین تورک ها دفاع بکند، حمایت معنوی (بدون رای) می کنیم.
یعنی، به هیچ عنوان در انتخابات شرکت نکرده و رای نمی دهیم. در عین حال که بیزاری خود از سیاست های ضد تورک در ایران و توسط پانفارس‌ها را نشان می دهیم، از هر کاندیدایی و هر کسی که از حقوق، خواست ها، هویت زبانی، تاریخی و سرزمینی تورک ها سخن بگوید هم، حمایت روانی و معنوی می کنیم.
هر کس که تن به اراده ملی تورک ها خم‌بکند و اراده ملی تورک ها را برسمیت بشناسد، مورد حمایت تورکان قرار می گیرد.
چرا استراتژی دو مرحله ای بالا را انتخاب می کنیم؟
چون در چهل و دو سال گذشته، با چند جمله تورکی یا چند جمله در باره حداقل حقوق تورک ها و دیگر ملل، سر تورک ها و دیگر ملل کلاهی به بزرگی چهل دو سال عقب نگه داشتن گذاشته اند.
ما به عنوان تورک، نمی توانیم به مواضع سیاسی مقطعی، کوتاه مدت، آنی و انتخاباتی افراد اعتماد بکنیم. چون نمی توانیم اعتماد بکنیم‌که آن چه کاندیداها در مقطع تبلیغات انتخاباتی می گویند، اعتقاد قلبی آن هاست.
ما تورک ها مطمئن نیستیم که کاندیداها می توانند بر خلاف خواست حاکمیت پانفارسیست ها، بر خلاف قوانین ضد غیر فارسی و فارس ها، گفته هایشان را در عمل و در عرصه سیاسی و حقوقی و اجرایی، عمل بکنند؟
در عین حالی که هر کس موضوع حقوق و اراده و خواست ملی ملل غیر فارس را در هر سطحی مطرح بکند، نباید از طرف ما تورک ها طرد و مطرود بشود.
به هر حال، آن ها به بخشی از بدنه سیاسی حاکمیت تعلق دارند و مانند اغلب تورک ها، آنان هم در صد سال گذشته، قربانی شستشوی مغزی پانفارس ها بوده اند.
هیچ کدام ما تورک ها، مادر زادی با حقوق و آزادی ها و خواست و اراده ملی ملت تورک آشنا نبوده ایم. در مقطعی از زندگی، به این آگاهی تدریجی رسیده ایم‌و هر روز، تلاش می کنیم تا خودمان را از زیر هژمونی شستشوی مغزی و اطلاعاتی پانفارسیسم آزاد بکنیم. آن ها هم مانند ما هستند و شاید و شاید و شاید که به مرحله ای از خودآگاهی ملی و به سطحی از شعور و آشنایی با هویت تورکی خود رسیده باشند.
لذا، د عین حالی که باید از آن ها حمایت معنوی (بدون رای) بکنیم، اما باید از انتقاد دوستانه، مهربانانه، تشویق گرایانه، هم خودداری نکنیم.
نباید آن ها را مانند پانفارس ها، دشمن بدانیم. بلکه باید فرض را بر این بگذاریم که آن ها هم به سطحی از شعور و خودآگاهی ملی تورک بودن و دفاع از حقوق تورکها رسیده اند و حداقل کارکرد حضور آن ها در صدا و سیما و در صحنه انتخابات، آن است که خواست، اراده و حقوق تورک ها با صدای بسیار بلندتری شنیده می شود.

ولی می دانیم که آن ها نمی توانند قانون اساسی و قوانین و دولت در سایه یا پنهان را در جهت منافع ملی تورک‌ها و دیگر ملل تغییر بدهند.

با احترام

انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا 

نهم (9) جون 2021

hedayat222@yahoo.com 


Tuesday, June 8, 2021

میلله‌تیمیزه، بّیین یئخالاشما، مانقورلاشما، آوارالاشمانین نه اولدوغون آچیقلامامیشیق

 دوشونورله‌ریمیز، مانقود ائوزون و دوشونجه‌سین، حتتا دیل ساحه‌سینده بئله کامیل آچیقلامایئبلار.

سائین اوغوز بی تورک‌جنابلاری، "حاق نه‌دیر؟" باشلیقی آلتیندا بوراجان، ائوتوز اوچ ساحات دانیشیب‌لار. آمما مانقورلاشما و بئیین یئخالاماق حاقدا دانیشیقلار اولمئییب‌دیر. 

مانقورلاشما، همده، هر ساحه‌ده، آچیقلانماز ایسه، میللی سرمایه‌دار، میللی دئولت ایشچی‌سی، میللی اوردو گوجو، میللی مهندیس‌لر، میللی دوکتورلر و  میللی  صئنیفلار اورتایا چیخمازلار.

یوخ تهراندان دونمک اوچون، تهران کوچمه‌نین سببله‌ری آرادان قالدیریلمالی‌دیر. تهراندان نیه دونن‌میرلر؟ چونکو، میللی پوللو و سرمایه‌دار یوخ دور. میللی ایش یارادان یوخ دور. میللی فقر-فلاکت، میللی یوخسوزلوق، میللی ایش‌سیز‌لیک، و میللی دئوولت‌سیزلیک حاکیم دیر.









 


Friday, June 4, 2021

شستشوی مغزی از طریق انقطاع علمی و فکری از جهان

 یکی از زوایای تاریک شستشوی مغزی، قطع رابطه فکری، علمی، سیاسی، حقوقی و اجتماعی همه ملل در ایران، از آن چه در جهان می گذرد است. رژیم ها و دولت های صد سال اخیر ایران تلاش می کنند تا افراد و ملل در ایران را در نوعی از انزوا و انقطاع از جهان و علوم، فنون، افکار و اندیشه و حرکت های سیاسی و حقوقی  و اجتماعی در میان دیگر ملل قرار بدهند.

آن ها می دانند که افکار، اندیشه ها، نگرش ها، ایدئولوژی ها، جریان های فکری، سیاسی، حقوقی، اجتماعی و ... مسری هستند. مانند هوا و ابرهای بارانی، از سرزمینی به سرزمین دیگر می روند و ملل، چه بخواهند و چه نخواهند تحت تاثیرات عمیق آن ها قرار گرفته و خفتگان را بیدار شده و به جریان های جهانی پیوند می دهند.

حکومت های یک صد سال اخیر ایران، نمی خواهند مللی که در زیر فرمان و استعمار آن ها قرار دارند، از جریان های فکری، فلسفی، سیاسی، حقوقی، اجتماعی و تکنولوژیک در جهان خبردار شده و با آن جریان ها همراه بشوند. چرا که منافع غارتگران، حاکمان و دزدان بزرگی که به نام دولت و خدمت به مردم حکم می رانند را در ایران بخطر بیاندازند.

می دانیم که یکی از تکنیک های شستشوی مغزی جامعه و ملل و افراد، در قرنطینه قرار دادن آن افراد و ملل، تجزیه کردن آن ها از جامعه جهانی و در انزوا قرار دادن افراد است.

وقتی افراد و ملل در ایران، به نوعی توسط دولت تحت سیستم قرنطینه و انزوا قرار داده شوند و اجازه ندهند تا آنان با دنیا و تحولات فکری، سیاسی، حقوقی، اجتماعی و تکنوولوژیک در جهان آشنا بشوند، به شستشوی ذهنی و فکری آن ها منجر می شود.

در نتیجه، افراد و ملل در ایران، یا از دنیا و از آنچه در جهان می گذرد، هیچ آگاهی و تصوری ندارند و یا همان طور که کالاهای قاچاق نمی توانند نیازهای زندگی افراد و ملل را تامین بکنند و فروشندگان، خریداران و مصرف کنندگان احساس امنیت هم نمی کنند، دقیقا، افکار و اندیشه ها و جریایات سیاسی، فکری، حقوقی، اجتماعی و تکنولوژیک هم به ایران قاچاق می شوند و احساس امنیتی نمی دهند اما این افکار و جریان های قاچاقی، همانی نیستند که در جهان می گذرند. 

این افکار و جریان های قاچاق شده، در هنگام ورود غیر قانونی به ایران، توسط افراد، رنگ و بوی دیدگاه ها، نگرشها، خواست ها، ایدئولوژی ها و غروض ورزی های افراد و جریان ها را می گیرند و از آن چه در جهان بوده اند و هستند، دور می شوند و گاهی تماما بر خلاف آن چه در جهان رایج و جاری است، جلوه می کنند.

یکی از این جریان ها، نژادپرستی است که در ایران جزو افتخارات ملی فارس ها محسوب می شود و در غرب، جزو رذایل اخلاقی فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق فرهنگی، سیاسی و حقوقی است. مجازات های سخت و شدیدی برای نژادپرستی و نزادپرستان در نظر گرفته شده است. 

پس، نژادپرستی چیست؟ دنیا در رابطه با نژادپرستی چه واکنش هایی نشان می دهد؟ چه چیزهایی نژادپرستی تلقی می شوند؟ و چه چیزهایی توهین به انسان ها بوده و نژادپرستی تلقی می شود؟ حقوق قربانیان نژادپرستی چیستند؟ مجازات نژادپرستان چیستند؟

 حقوق زن یا مدافعه از حقوق زن یا "فمینیسزم" هم یکی از این مباحث است. مسیر حقوق زن و فمینیزم در دنیا با آن چه در ایران و در میان ایرانیان می گذرد، بسیار متفاوت است. 

همان طور که ایرانی ها به طور علمی با نژادپرستی و مصداق های نژادپرستی در مدارس و دانشگاها و بر اساس تحقیقات علمی و اجتماعی مبتنی به خود هر جامعه، آشنا نمی شوند و درک درستی از آن ندارند، در مورد فمینیزم و حقوق زنان هم شناختی غیر علمی، غیر تحقیقی و مبتنی بر واقعیت های موجود در ایران و جهان ندارند.

در ایران مبارزه با نژادپرستی و همراهی با فمینیزم، یک نوع مد، مانند مد لباس یا مد شدن دودکردن سیگار توسط روشنفکران و نویسندگان یا مد شدن فلان کفش و پالتو یا رنگ موی سر است. برای فریب یا دلبری از دیگران است که مد شده است و مردمان از آن ها پیروی می کنند.

در ایران، همه از اخلاق و انسانیت سخن می گویند. سخنان فیلسوفان و شاعران را می نویسند و قیافه های مسخره بخود می گیرند که مثلا خیلی متفاوت از دیگران هستند اما پایه های جامعه در ایران، بر پایه نژادپرستی و زن ستیزی استوار شده است.

آیا درک و قضاوت ایرانیان در باره حقوق کودکان، بهتر از درک ایرانیان از حقوق زن و نژادپرستی است و چه نسبتی با درک دنیا از این مسایل دارند؟

آیا شناخت و درک ایرانیان از سوسیالیزم و کمونیزم بهتر از آن حقوق زن، حقوق کودک و نژادپرستی است؟ درک و شناخت ایرانیان از سوسیالیزم، چه نسبتی به درک جهانی دارد؟ و بر پایه کدام تحقیقات و آموزش استوار هستند؟

درک و شناخت ایرانیان از دموکراسی و حاکمیت ملت یا ملل در ایران چیست؟ شناخت ایرانیان از دموکراسی به کدامین تئوری و نظریه نزدیک است؟ با کدام آثار فکری، فلسفی، اجتماعی و تجربی در جهان و آنهم در مدارس و دانشگاه ها آشنا شده اند؟

در باره انتخابات، کاندیداتوری وحق انتخاب کردن و انتخاب شدن، شرایط و مسئولیت های سازمان های مجری انتخابات چه می دانند؟ چرا به انتخابات واقعی در ممالک محروسه بعد از قاجاریه تن نمی دهند؟ چرا از دوره کودتای رضا کودتاچی تا امروز، این همه انتخابات برگزار شده و هیچ انتخاباتی، انتخاب به همان شکلی و سیاقی که در جهان توسعه یافته می گذرد، رخ نداده است؟ ریشه این همه تضاد در میان انتخابات ایرانی و ممالک و ملل توسعه یافته در چیست؟ انتخابات در ایران با دنیا چه نسبتی دارند؟

شناخت ایرانیان از آزادی، آزادی مطبوعات، آزادی فکر، اندیشه و بیان آزادانه و بدون نگرانی از عواقب دردناک آن افکار و انتشار کتاب و نوشته به هر زبانی در ایران، چه نسبتی به مفاهیم آزادی، آزادی افکار، آزادی بیان افکار، آزادی دین، آزادی از ترس و نگرانی و ... با دنیا دارد؟

آیا آزادی به عنوان یک حق اولیه انسانی، در قانون، در دولت و در اجرائیات و در قوه قضائیه برسمیت قانونی شناخته شده است؟ اصلا، آزادی چیست که به حقوق بدل بشود؟ و چگونه به حقوق بدل می شود؟ و چگونه اعمال می شود؟

چرا درک ما از آزادی، بسیاز سخیف است؟ چرا ما عادت کرده ایم که طالب کف آزادی ها و حقوق فردی و ملی خودمان باشیم؟ چرا نمی توانیم سقف حقوق فردی و اجتماعی را بشکافیم و سقف حقوقی که دولت و حاکمیت بر روی سر همه افراد و ملل در ایران ساخته است، عبور بکنیم؟ 

شناخت و درک ما از حق آزادی ها و آن چه در جهان می گذرد، چیستند؟ آزادی در فکر و رفتار ایرانی ها، چگونه معنی شده است و معنی می شود؟ چرا درک و معنای آزادی در ایران با دنیا متضاد است؟

آیا لیبزالیزم همان آزادی است؟ چه فرقی در میان آزادی، "فریدوم" و لیبرالیزم وجود دارند؟ ما انسان ها و ملل در ایران، چه درکی از آزادی، لیبرالیزم و فریدوم داریم؟ این تعاریف و شناخت، از کدام منابع به ما تزریق شده است؟ کدام کانال ها و با چه اهدافی تعاریفی در باره همه مسایل ذکر شده در بالا را بر افراد و ملل در ایران تزریق کرده اند؟

یکی از زوایای تاریک و ناشناخته شستشوی ذهنی و عقلی ایرانی ها، تحزب و تشکیل جمعیت ها و ان.جی.او ها است. در حالی که در دوران قبل و بعد از جنبش اصلاح طلبانه مشروطه خواهی تحزبگرایی داشت شکل و ریشه می گرفت، با آمدن کودتاچی بر راس هرم قدرت، با تشکیل هر نوع حزب و جمعیت مقابله شد و در نهایت تحزب چه در دوران پهلوی ها، چه در دوران ملاهای پانفارس به نوعی وابستگی و نوکری و مرکزی برای مزد و سهم گیری از حاکمیت، ملا و شاه بدل شد.

مدت هاست که فراموش کرده ایم و نمی دانیم که حزب برای چیست؟ چگونه و با کدام اهداف شکل می گیرد؟ چه کسانی احزاب را تشکیل می دهند؟ نقش ملل و توده های مردم در تعیین خط و مشی احزاب چیست؟ کارکرد و نقش احزاب در کشورهای توسعه یافته چیستند؟ احزاب در ایران چه نقشی بازی می کنند؟ تشکیل احزاب در ایران چه نسبتی با احزاب در کشورهای توسعه یافته دارد؟ چرا احزاب در ایران طفیلی دولت و حاکمیت و حاکم هستند؟

آیا می دانیم که قانون اساسی و قوانین دیگر چه معنایی دارند؟ مکانیزم تهیه قوانین چگونه است و با کدامین میکانیزم ها اصلاح می شوند؟ قوانین برای چه منظوری تهیه می شوند؟ کدام نهاد، قانون را تهیه و تصویب می کند؟ حقوق مردم چیست؟ وظایف دولت چیست؟ چرا در ایران، قوانین تصویب می شوند که نقض بشوند و به اجرا درنیایند؟ چرا هیچ تظمین و ضمانتی برای به اجرا در آوردن قوانین در ایران وجود ندارد؟ چرا در ایران قوانین برای آن تصویب می شوند که پولداران و قدرتمندان آن ها را براحتی و بدون چون و چرا زیر پا بگذارند؟ قانون در ایران با قانون در کشورهای توسعه یافته چه نسبتی دارند؟ چرا درک ایرانیان از قانون متفاوت از درک ملل توسعه یافته از قانون است؟

درک ایرانیان از قوه قضائیه و دادگاه ها و قضات چیست؟ چرا قوه قضائیه در ایران وابسته و تحت فرمان بوده و هستند؟ چرا قوه قضائیه در ایران نمی تواند مستقل باشد؟ چرا درک و شناخت ما از مفهوم قانون، قانونگذار و اجرا کنندگان قوانین، با دنیا در تضاد است؟

درک و شناخت ایرانیان از استقلال قوای سه گانه از هم  چیست؟ این شناخت و درک ایرانیان از استقلال قوای سه گانه، چرا نتوانسته است در یکصد سال گذشته، خودش را نشان بدهد؟ چرا استقلال قوای سه گانه از کودتای رضا کودتاچی تا امروز عقب گرد داشته است؟ درک و شناخت ایرانیان از استقلال قوای سه گانه، چه نسبتی از درک ملل توسعه یافته از آن واژه ها دارد؟

درک ایرانیان از "رفراندم" چیست؟ شرایط رفراندم چیستند؟ آیا ایرانیان از رفراندم شناختی مانند آن چه در ممالک و ملل توسعه یافته وجود دارد، دیده می شود؟

درک ایرانیان از حقوق بشر چیست؟ شناخت ایرانیان از حقوق بشر چه نسبتی با شناخت ملل، ممالک و حقوقدانان کشورهای توسعه یافته دارد؟ چرا نگرش و درک ما از حقوق بشر گزینشی و نفع شخصی یا گروهی و نژادی است؟

ایرانیان چه درک و شناختی از حقوق و قوانین بین المللی دارند؟ چرا ایرانیان خودشان و دیدگاه هایشان را برتر از حقوق و قوانین بین المللی می دانند؟ چرا ایرانیان نه تنها حقوق و قوانین بین المللی را اجرا نمی کنند، بلکه آن ها را بطور علنی زیر پا می گذارند؟ شناخت و درک ایرانیان از حقوق بین الملل چه نسبتی با حقوق بین الملل دارد؟

درک و شناخت ایرانیان از استقلال دیگر کشورها چیست؟ چرا ایرانیان برای خود، این حق را قایل هستند که در امور داخلی دیگر کشورها دخالت بکنند؟ چرا ایرانیان در قرن بیست و یکم، هنوز در پی توسعه طلبی سرزمینی و اشغال دیگر کشورها و نقض حریم و مرزهای رسمی و شناخته شده دیگر کشورها هستند؟ چه درکی و شناختی از حقوق و قوانین بین الملل در ایران به همه تزریق شده است که براحتی بخشی از سرزمین های دیگر ملل که در ایران به عنوان سفارت یا کنسولگری نامیده می شود را اشغال کرده و یا به آن ها حمله می کنند؟ 

چرا ایرانیان این حق را به خود می دهند که ماموران و سفیران دیگر کشورها را گروگان بگیرند؟ این شناخت ایرانیان از حقوق بین الملل و درکی که باعث نقض یکطرفه حقوق بین الملل از طرف ایرانیان می شود، از کجا ریشه گرفته است؟ آیا ایرانیان در دانشگاه ها، با حقوق بین الملل آشنا نمی شوند؟ چرا نتایج آموزش های حقوقی ایرانیان تاثیر معکوس در جامعه می گذارند؟

چرا ایرانیان نه تنها به حقوق زبانی، فرهنگی، ملی، تاریخی و آموزشی ملل غیر فارس در ایران ارزش و اهمیتی قایل نیستند، بلکه به حقوق دیگر واحدهای سیاسی برسمیت شناخته در سازمان های بین المللی که خود ایران هم برسمیت شناخته است، احترام نمی کذارند؟ کدام درک و شناخت از انسانیت، تاریخ، فرهنگ، زبان، دین، سیستم آموزشی به ایران و ایرانیان اجازه می دهد که فرهنگ، زبان، نژاد، دین، تاریخ، ادبیات، هنر، و ... فارس ها را در راس هرم زبان ها، هنرها، تاریخ ها، ملل، نژادها (اگر نژادی وجود داشته باشد)، سیستمهای آموزشی و ... بدانند؟ این درک ایرانیان از حقوق مختلف ملل، چه ربطی با حقوق ملل در ممالک توسعه یافته دارد؟

و ... اگر دقت بکنیم، نه علوم، نه تکنولوژی، نه دین، نه حقوق انسانی، نه حقوق ملل، نه حقوق بین الملل، نه آزادی ها، نه احزاب، نه دموکراسی، نه مطبوعات و انتشارات، نه ... بر اساس درک و شناخت ملل و ممالک توسعه یافته نیستند، بلکه در اغلب موارد، یک کپی ناقض یا کاملا غلط از آن چه در جهان توسعه یافته می گذرد، هستند. این درک غلط یا ناقص را از کجا گرفته ایم؟ چه کسانی ایرانیان را به سمت این درک اشتباه از علوم، فنون، جریان ها و جنبش های اجتماعی سوق داده اند؟ درک و شناخت غلط ایرانیان به نفع چه کسانی و کدام گروه های انسانی تمام می شود؟ 

آیا می توان حقوق بشر را نوعی مد اجتماعی، تحزب را نوعی مد و کلاس نامید؟ آیا سخن گفت از دموکراسی، یک کلاس در اجتماع است؟ آیا سخن گفت از آزادی، یک تفختر اجتماعی است؟ آیا سخن از حقوق زن و حقوق حیوانات، مد اجتماعی است؟

قطعا، هیچ کدام آن ها مد روز نیستند. هیچ کدام آن ها مانند رنگ ناخن، رنگ موی سر، نوع شکل ریش و سبیل، نوع لباس و کفش نیستند. آن ها، خود زندگی در قرن ما هستند. اگر ما درک و شناختی اشتباهی از دنیا داشته باشیم یا به ما شناخنی غلط داده باشند، اشتباه و غلط زندگی خواهیم کرد.

این درک غلط و زندکی اشتباه را از کجا گرفته ایم؟ درک و شناخت سهوی، اشتباهی و غلط را کسانی یا سیستم هایی بر اساس و در راستای تامین منافعشان، به ما دتحمیل کرده اند؟ 

در کجا؟ 

در مدرسه، در دانشگاه ها و از طریق رادیو، تلویزیون، کارتون، فیلم، تاتر و سریال، از طریق کتاب ها و ... ما را شستشوی مغزی داده و راه درک و شناخت ما از جهان را در مسیری غلط  مهندسی کرده اند. ما بر اساس درک و شناختی از چهان واقعی و پیرامون خود زندگی می کنیم که به ما القاء کرده اند. 

اگر نتیجه همه آن آموزش ها و تلقین ها، ما را از جهان و ملل توسعه یافته دور کرده اند، یعنی ما شستشوی مغزی شده ایم تا در جهت خلاف مسیر جهانی راه برویم.


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

چهارم (04) جون 2021

HEDAYAT222@YAHOO.COM

 


هانکی کیتابی اوخوروق: تورکچولویون اساسلاری - جلسه 1

 


کیتاب: تورکچولویون اساسلاری

سالاملار دوستلاریم
بو کیتابی، اوخوماغا باشلییه‌جاغام و توپلومسال شبکه‌لردن‌ده یایماغا جهد اده‌جاغام.
ماراقلی اولان دوستلار، جانلی اولاراق، کیتاب اوخوما حرکتیمیزه قوشولابیلرلر و هابئله، ویدوئولاری یایماقلا، بیر چوخ دوستلاریمیزین الینه چاتدیرابیلرلر.
بو کیتابی اوخوماقدان، ایکی اونملی آماجی گئوز اونونده توتموشام:
بیر- تورکجه‌میزی اوخوماغا جیددی جهد اده‌لیم.
ایکی- تورکچولوک ایله، پانفارسلارین دئدیکله‌ری ایله یوخ، تورکچولوله‌رین یازدیقلارینا اساسن تانیش اولالیم.

کیتابی لینکیدن ایندیره‌بیلیرسینیز
یادا
من هر جلسه‌نین صحیفه‌لرین کپی پیست اده‌جاغام.
حئورمتله‌ریم‌له
انصافعلی هدایت


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs