بدبخت ملت و سیاستمدارنی که
بجای اینکه از رفتار سیاسی رئیس جمهور (ایران فارس) سخن بگویند، از نماز او سخن می گویند.
انصافعلی هدایت
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
بدبخت ملت و سیاستمدارنی که
بجای اینکه از رفتار سیاسی رئیس جمهور (ایران فارس) سخن بگویند، از نماز او سخن می گویند.
انصافعلی هدایت
اگر من به عنوان یک پناهنده هم، به روسیه رفته بودم،
باز هم، بهتر از رئیسی،
از من استقبال می شد.
انصافعلی هدایت
فارس نژادپرست شوونیست کیست؟
هر فارسی که علیه ظلم و ستم به ملل غیر فارس سخن نمی گوید و ذفتار استعماری پانفارسها با ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... را محکوم نمی کند، نژادپرست، فاشیست و شوونیست است.
بگوید یا نگوید، پشتیبان سیاست های هر دو رژیم شاه و پهلوی بوده و دشمن ملل غیر فارس است
انصافعلی هدایت
به نظر شما:
چرا روسها، رئیس جمهور فارسها را آدم حساب نکردند؟
آیا روسها، ایران را در صحنه سیاست منطقه ای و جهانی تحقیر نکردند؟
آیا روسیه، اهمیتی به شریک ایرانیش میدهد؟
رنج و شکایت از زندگی، همزاد بشر و تاریخ توسعه است
بعضی از افراد، جوری در باره گذشتگان حرف می زنند و قضاوت می کنند، گو این که آنها، در غار زیسته اند یا در طول تاریخ و با همه مردمان تاریخ، با شاهان و قیصرها و ... نشست و برخواست داشته اند و فقر و فلاکت، رضایت و نارضایتی انسانها در تاریخ را زیسته اند؟
ما، به عنوان نسلی از انسان که الان زندگی می کنیم، برای مردمان فردا، جزوی از تاریخ خواهیم شد.
امسنهای نسل فردا حق ندارند، فکر بکنند که ما اینسانهای دیروز، راحت زندگی می کردیم و از وضعیت زندگیمان، در هر زمینه ای، راضی بودهایم و احساس خوشبختی داشت ما را خفه می کرد.
انسان، همیشه و در تاریخ حیاتش، همچون خود ما در امروزمان، در رنج بوده است. از نداشتن چیزهای زیادی رنج می کشیده است.
آدم ها را با پیشفرضهای احمقانه خودمان، احمق فرض نکنیم و آن ها را با افکار احمقانه خودمان، به باتلاق حماقت و نفهمی نبریم.
همین شکایت آدم ها از وضع موجود و نارضایتی از زندگیشان در طول تاریخ و شکایت از همه چیز، گله از نیازها، نداشتهها و ... راه توسعه و ترقی، اختراع و اکتشاف را برای ما انسانها باز کرده است.
اگر انسان ها مانند حیوانات، از داشته هایشان راضی بودند و احساس خوشبختی می کردند و از نداشته هایشان شکایت نمی کردند، هیچ وقت از غار و تاریکی غارنشینی، به رفاه، به برق و زندگی شهری امروزی نمی رسیدیم.
قدر دان نارضایتی های انسان دیروز و انسان امروز باشیم.
سطح رفاه امروز ما انسان ها، مدیون سطح نارضایتی و شکوه و شکایت نسل دیروزیهاست.
هر نوع نارضایتی در جوامع بشری، خیزی برای حل نارضایتی یا بهتر شدن در آن زمینه را مهیا می کند و راه را برای زندگی راحت تر برای ما یا نسل بعد باز می کند.
انصافعلی هدایت
آیا کسی می تواند پاسخ بدهد که
کلمه «فارس»،
از چه زمانی بر منطقه ای از جغرافیا در ایران اطلاق شده و بعد به «استان فارس» بدل شده است؟
انصافعلی هدایت
آیا مهمترین ترس پانفارسهای باستانگرای تخیلی، آزادی فکر و آزادی بیان نیست؟
آیا تک تکما، عروسکهای خیمه شب بازی متخصصان شستشوی مغزی نیستیم؟
دوستی پرسیده است:
چه بر سر ما آمده است که برخی از ما تورکها، فارس تر از فارس ها از منافع فارس ها دفاع کرده و به هویت تورکها حمله می کنیم؟ چه بر سر ما آمده است که از تشخیص منافع ملی ملت تورک عاجز هستیم و بجای تامین منافع تورک ها، در جهت تحکیم استعمار فارس ها بر تورک ها فعالیت می کنیم؟
پاسخ انصافعلی هدایت:
گر چه باید به این موضوع، روانشناسان در رشته های مختلف روانشناسی پاسخ بدهند اما در ایران، هیچ شاخه ای از علوم و رشته های علمی دانشگاهی در این باره آموزش داده نمی شود و تحقیق هم نمی کنند.
اما من، بشخصه، در باره توضیح این گونه مسایل غامض اجتماعی در ایران، حدود پنجاه ساعت برنامه تلویزیونی تهیه و در «گوناز تیوی» اجرا کرده ام.
به عقیده من، همه ما، بدون استثناء و در یکصد سال گذشته، از لحظه ای که نطفهیمان شکل گرفته تا همین لحظه که نفس میکشیم، تحت تاثیر آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم سیستم شستشوی مغزی پانفارس ها پانایرانیست ضد حقوق انسان قرار داشته ایم و قرار داریم.
هر کدام از ما، هر طوری که فکر می کنیم، یا رفتار می کنیم یا از خود، در مقابل افکار و اعمال دیگران، عکس العمل نشان می دهیم و یا بدون هر گونه عکس العملی می مانیم، همه این افکار و رفتارها یا بی عملیها، از طرف حکومت و پانفارس های شوونیست مهندسی شدهاند.
در یکصد سال گذشته، پانفارس های نژادپرست، ما را برای اهداف خودشان طراحی کرده و شکل داده اند.
به همین سبب است که رفتار فردی هر یک از ما یا رفتار جمعی تورکها (مثلا)، یا بی اعتمادی تورکها به هموطنها، به همزبان ها، همخونها، و ... شان، برای سیستم اداری پانفارسبسم قابل پیش بینی است.
چرا؟
چون آن ها، این افکار و رفتارها را در ما پرورش داده اند.
آن ها می دانند که چگونه ما را به حرکت یا هیجان دربیاوردند یا چگونه ما را رام و آرام بکنند.
آنها مواد لازم برای ترساندن و ترسیدن مان، حتی در تنهایی و بدون دلیل واضح را، در مدارس، دانشگاهها، محیط کار، محیط اجتماعی و ... در ذهن، احساس و درون ما کاشته اند.
آن ها می دانند که از آن مواد درون ما، چگونه برای ترساندن یا نگران کردن ما استفاده بکنند. چگونه، ما را منفعل بکنند. چگونه ما را به حرکت در بیاورند یا چگونه از انجام حرکت خاصی دور بکنند. یا ما، چگونه حرکت مورد نظر آن ها را بروز بدهیم.
آن ها، آگاهانه از ما، انسان هایی فرو دست، ترسو، بدون جسارت، مقلد، نگران کار، نگران درآمد، نگران فردا، نگران ... ساختهاند و می دانند که نگرانی، «اراده» و «توان اندیشیدن» انسان را فلج می کند و ما فلج ذهنی و ارادی هستیم.
متخصصان شستشوی مغزی پانفارس ها، عقده هایی را در درون ما بوجود آورده اند تا بتوانند بوسیله آن عقده ها، فکر ، رفتار و عکس العملهای ما را براحتی کنترل بکنند یا فکر و اراده ما را بخرند.
متخصصان شستشوی مغزی، مفاهیم اساسی لازم برای زیستن انسان گونه را تحریف کرده و به ما تزریق کرده اند و تمایل به انسان گونه زیستن را در درون ما کشته اند. یا مفاهیم را برعکس مفاهیم رایج در جوامع نسبتا آزاد، به ما آموزش داده اند.
بنا بر این، اگر دزدی می کنیم، اگر در ناموس دیگران چشم داریم، اگر اختلاس می کنیم، اگر ادب و احترام سرمان نمی شود، اگر اعتیاد داریم، اگر کلاهبرداری می کنیم، اگر انتقاد پذیر هستیم یا نیستیم، اگر لجوج هستیم یا نیستیم، اگر به آزادی می اندیشیم یا آزادی برای ما بی معنی است یا درک درستی از آزادی نداریم، اگر ملت تورک را می شناسیم و برای منافع ملی ملت خود فداکاری می کنیم یا منافع ملی ملت تورک برای ما بی معنی است، و... همه این افکار، احساسات و رفتارها را سیستم شستشوی مغزی یک صد ساله، در مغز و مخ ما فرو کرده است. آن ها، ذهن و نوع نگرش ما را ساخته است.
در چنین جوامعی، سخن از مفاهیمی چون آزادی، اختیار، حقوق، انسانیت، دین، ملت، منافع ملی و ... عین دروغ است.
چون آن ها، کتاب ذهنی و احساسی و رفتاری ما را بر اساس خواست و نقشه خودشان نوشته اند و ما بر اساس سناریوی نوشته شده آن ها، فکر، احساس و رفتار می کنیم.
برای همین است که هر کدام از ماها، معجونی از رفتارهای متضاد و ضد هم هستیم.
هیچ فکر و رفتاری نداریم که براحتی و تحت شرایطی و برای دفع ضرر یا جلب منفعتی، آنها را تغییر ندهیم.
چرا؟
چون آن ها از من و تو و ما، چنین معجون بدون اندیشه آزاد، توخالی، بدون هویت، و ... ساخته اند.
چرا که ما، به اراده خود، فکر و رفتار نمی کنیم.
ما، عروسکهای روی صحنه هستیم که دستان پشت پرده، ما را بحرکت در می آورند و سخنانی را بظاهر از زبان ما جاری می سازند.
این نکته، خیلی تلخ اما واقعی است. من، تو، او، ما ،شما و آن ها، یعنی همگی ما، سیستم شستشوی مغزی را اما با درجاتی از آگاهی و ناآگاهی، زندگی می کنیم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم (12) جنیووری 2022
hedayat222@yahoo.com
چیزی به نام کشف حجاب وجود نداشته است
چیزی به نام «کشف حجاب» وجود نداشت. کشف حجاب نامی بود که دو بازوی سیاسی و دینی پانفارس شعوبیه، به مرحله پایانی «سلب حق انتخاب آزادانه پوشش» مردان و زنان، در بخش هایی از جوامع و ملل گذاشتند.
در مرحله اول آن طرح، در دوره دیکتاتوری پهلوی اول، حق انتخاب نوع پوشش مردانه در ممالک محروسه را محدود کردند.
در آن مقطع تاریخی، اغلب مواد لازم برای تولید پوشش های مردانه، در همه مملکتها، به تولید ملی هر ملت و مملکت متکی بود و عمدهترین بخش تولید را هم تشکیل می داد.
در این مرحله، تمامی زنجیره تولید مواد لازم برای تهیه انواع و اقسام پوشش مردانه، در میان هر ملت و مملکت را نابود کردند.
چرا که حق انحصاری واردات تمامی آن مواد لازم برای تهیه پوششهای مردانه را به انحصار وارد کنندگان تازه به دوران رسیده وابسته به پهلوی در آوردند.
برای همین است که بجای لباس و کلاه سنتی-تاریخی مردانه هر ملت و مملکتی، لباس پهلوی-فرنگی را اجباری کردند و دولت، آن را به زور اسلحه، جریمه و زندان به مردها تحمیل کرد. باید تکتک مردان را به بازار مصرف اجناس خارجی تبدیل می کردند و ارادیشان را می شکستند.
وقتی مردمان در مقابل زور و اجبار دولتی مقاومت نکردند و نجنگیده، شکست را پذیرفتند، نوبت مرحله بعدی بود تا حق انتخاب پوشش زنان را هم بنا بر دیکتاتوری و اجبار، از زنان بگیرند و از انحصار واردات به نو کیسههای خاصی، منافع مالی بسیار عظیمی را بجیب بزنند.
وابستگان نو کیسه دربار، منافع چندانی از تولیدات ملی-مملکتی ملل مختلف بدست نمی آوردند و نمی توانستند انحصار تولید مواد لازم برای تهیه پوشس مردانه و زنان در داخلی را در دست چند درباری متمرکز بکنند.
لذا، دربار پهلوی و وابستگانش، ترجیح می دادند تا تولید داخلی را نابود کرده و انحصارت واردات، تامین و توزیع مواد لازم برای تهیه پوشش مردانه و زنانه را در دستان چند خانواده وابسته به دربار متمرکز بکنند.
بر همین اساس بود که طرح نابودی تولید مواد لازم برای تهیه لباس های سنتی-تاریخی و ملی ملل و مملکت ها را ریختند. سود انحصاری تجار جدید، حاصل ورشکستگی همه ملل بود. همه زنجیرههای تولید ملی را از بازار رقابت با انحصارگران درباری حذف کردند.
بازوی، دینی پانفارس شعوبیه، نام آن را کشف حجاب گذاشت. معنی کلمه، با محتوای عمل، ناخوانا است. بیشتر، به رقابت بازاریان سنتی با انحصارگرات واردات اشارت دارد. در آن هنگام هم، ملاها از آخور تجار سنتی تغذیه می شدند. در نتیجه توانستند، بعضی از ملاها را به عصیان ترغیب بکنند.
اگر این تحلیل اقتصادی از دیکتاتوری در تعیین و سلب حق و آزادی انتخاب نوع پوشش مردان و زنان را بپذیریم، متوجه خواهیم شد که این سیاست حکومت نظامی رضا کودتاچی، هیچ ربطی به روشنفکری، توسعه و فرنگی شدن مردان نداشته است.
همان طور که سلب یا تعیین حق انتخاب آزادانه نوع پوشش زنان هم هیچ ربطی به مقوله «آزادی زنان»یا حضور آنان در عرصع اقتصادی نداشته است. همان طور که ربط چندانی به سفر رضاشاه به تورکیه نداشته است.
بلکه تمامی فعالیتهای فرماندهان نظامی طولانیترین دولت کودتایی تاریخ ممالک محروسه، ریشه منافع اقتصادی باندی داشته است. جنگ بین همراهان کودتاگران با تجار سنتی بوده است.
جنگی برای حذف تولید داخلی و بدست آوردن انحصار واردات از خارج و زنجیره توزیع در داخل بوده است که در دستان آقازادههای تحت حمایت دولت کودتاو شاه بر آمده از کودتا بوده است.
حکومت نظامی و دولت تحت کنترل نظامیان، نمی تواند خواهان دموکراسی، آزادی واقعی فکری، بیان افکار و انتشار افکار مردان باشد. تولیدی هم برای حضور زنان نبود.
در آن مقطع تاریخی، بیش از نود و پنج درصد شهرها، کمتر از صد هزار نفر جمعیت داشتند. اکثریت مردمان در روستاها و شهرهای کوچک زندگی می کردند. اکثرا هم تولید کننده بودند و کمترین میزان وابستگی به واردات را داشتند. زنانهم، در تولید، بیش از مردان نقش داشتند.
ملایان و مذهبیها هم، در این باره، کاملا با شیوه تولید زنانه در ممالک محروسه، کنار آمده بودند و چیزی به نام «حجاب»، معنای فرا ملی و مملکتی نداشت. همانطور که درک از حجاب در ممالک اسلامی یکسان نیست.
لباس زنان هر ملت و مملکتی هم، بر اساس سنت تاریخی و شرایط جغرافیایی خود آن ملت و بطور طبیعی، شکل، رنگ و فرم گرفته بود. مذهب و ملایان هم نقشی در حق انتخاب نوع، رنگ و ... آن پوشش ها نداشتند.
ملاحظه می شود که «سلب حق انتخاب آزادانه پوشش مردانه و زنانه» در دوره اولیه حاکمیت کودتایی پانفارسیسم، رابطه ای با توسعه، آزادی فکری، سیاسی و اجتماعی نمی توانسته داشته باشد. بلکه تنها در جهت به انحصار در آوردن واردات، نابودی صنایع ضعیف ملی-مملکتی و همچنین پیدایش سرمایه داری غازتگر وابسته به پانفارسیسم بوده است.
اگر توجیه و دلیلی غیر از این میداشت، از میان صدها کتاب و مقاله ای که در این باره نوشته شده است، چند محقق و تحلیلگر به جنبه های اقتصادی سلب حق انتخاب نوع پوشش مردانه و زنان در دوره اول حاکمیت پانفارسیسم نپرداخته اند. چون دیکتاتوری مافیایی اجازه افساگری نمی داده است.
در دوره دوم حاکمیت پانفارسیسم، طیف دیگری از تجار، ملاها را به مدد گرفته، باز هم، با حق انتخاب آزادانه نوع پوشش مردان و زنان مخالفت کردند و با زور کودتا گونه و تحت سایه همان تفنگ های کودتاچیان، زنان را مجبور و محکوم به نوع پوشش خاصی کردند.
این دو دوره و دو سیاست بظاهر متفاوت، عین هم و مانند دو لبه یک قیچی عمل کرده اند و «حق انتخاب آزادانه نوع پوشش» را از بدنه جوامع بریده و جدا کرده اند.
برای همین است که هیچ محقق و نویسنده ای به این مرحله از تاریخ معاصر این ملل، از جنبه اقتصادی، تجاری، واردات، نابودی صنایع ملی- مملکتی و سنتی، وابستگی به خارج، و ... توجه نکرده است.
چرا؟
انصافعلی هدایت
09 آوریل 2022
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc