Saturday, February 26, 2022

مقایسه زیلنسکی با رضا کودتاچی خلاف عقل است





مقایسه زیلنسکی با رضا کودتاچی خلاف عقل است

مقایسه رضا کودتاچی با زلینسکی اشتباه است. پدر فارسیستان و‌ ارتش مدرن، بدون جنگ‌، تسلیم شده، فرار کرد.
رهبر اوکراین و‌ مردمانش، از آزادی و استقلال خود در مقابل دشمن و مهاجم دفاع می کنند.
این دو‌ ملت و‌ دو رهبر، قابل مقایسه نیستند‌‌.
فارس‌ها، در همیسه تاریخ، ملتی تسلیم شونده بوده و شکست خورده اند‌.
تاریخ، پیروزی یا شکست بعد از جانفشانی قوم‌فارس را بخاطر ندارد.

انصافعلی هدایت




کیتاب اوخویاق: دوشمنله‌ ساواشدا ایستیراتئژیلر - بیر

 





دوشمنله‌ ساواشدا ایستیراتئژیلر - بیر

گیچمیشده، «ساواش‌ صنعتی» آدلی‌ کیتابی‌ اوخوماغا‌ باشلامیشدیم آمما خسته‌لیگیمه‌ گورا، بیر اوزون زامان، اوخویانمادیم.

بوگونلرده کی روس ایمپیریاسی‌، اوکراینا‌ میللت‌ و دوولتینه‌ تهاجوم‌ اتمیش، همن‌ کیتابین اوخونماسین‌ داها‌ لازیم‌ گوردوم.

آما چون منیم، علمی، ادبی تورکجه‌ ایله انبشلیقیم یوخوم‌دور و اؤردو-یا‌ عایید‌ اولان‌ سوزجوک‌لر‌ ایله تانیش‌ دئییلم، و هابئله، بو کیتابین‌ اوخونماسی‌ و اونلا تانیش‌ اولماق، گؤنئی‌ آزربایجانلیلارا‌، چورکدن‌ ده‌ واجیب‌ دیر، بو قرارا‌ گلدیم‌ کی او کیتابین فارسجا‌سین‌ اوخویوم.

ساواش صنعتی آدلی‌ کیتابین فارسجا‌ آدی‌ «هنر‌ جنگ» دیر کی دکتر حسن حبیبی الی‌ ایله فارسجایا‌ چئوریلیب.

بو کیتاب 203 صحیفه دن عیبارتدیر‌.

من بو گون، اونون‌ «پیشگفتار» آدلی‌ بؤلؤمؤن‌  اوخودوم.

اگر منیم جیسمی‌ دوروموم، منه‌ ماجال‌ وئریر‌ ایسه، هر گون، جانلی‌ اولاراق، بو‌کیتابدان‌ بیر‌ نئچه‌ صحیفه اوخویاجاغام و دوشونجه‌لریمی‌ده آچیقلاجایام.

حؤرمتلریمله
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
25.02.2022








کیتاب اوخویاق: دوشمنله‌ ساواشدا‌ ایستیراتئژیلر - ایکی

 











کیتاب اوخویاق: دوشمنله‌ ساواشدا‌ ایستیراتئژیلر - ایکی

بو‌گون، «هنر جنگ» آدینا فارسجایا‌ چئوریلمیش‌ کیتابین اؤن‌بیر و اون ایکینجی‌ صحیفه‌سین‌ اوخودوم.

گؤردوک، اوستا بیر‌ ساواش‌ اؤنجولو، عاغیللی‌ اؤلمالی، دویغولاری‌ ایله داورانمامالی دیر.
عاینی زاماندا، دوشمنی‌ کامیل حالدا و هر طرفلی تانیمالی دیر.
اؤ، یؤرد و ائلینین دوشمنین، دوست و یار‌ یولداشلاریندان‌ آیئرمالی دیر.
ساواش‌ لیدری، دوشمنین‌ گوج‌ قایناقلارین دوغرو‌، دؤزگون تانیمالی و کسمه‌لی دیر‌.
جوربه‌جور یؤنتملر ایله، دوشمنین‌ توپلومسال و ایچ بوتوولوگون‌ پوزمالی دیر‌.
دوشمنین ایچینده‌  ایختیلاف و دوشمنلیک‌ یاراتمالی، دوشمنین‌ توپلومون‌، ایچدن پارچالامالی و بیر‌ بیرینین‌ جانینا‌ سالمالی دیر.
اؤنون، دوشمنین‌ ایچینده و هر یئرده‌ و توم‌ ساحه‌لرده جاسوسو‌ اؤلمالی دیر.
و ... تا اؤردو‌ و سیلاحلی‌ گوجلردن‌ فایدالانمادان، دوشمنله گیزلی گئدن ساواشی‌ قازانسین.
اگر، ساواشجی‌ بیر اؤنجول، ائل و یوردونون دوشمنین‌، بو یوللارلا‌ یئخانمازسا‌ و ساواشی قازانما آماجلارینا‌ ال‌ تاپانمازسا، اوندا، سیلاحلی‌ گوجله‌ره‌ و سیلاحلی‌ گوجلردن‌، ساواشدا آپ آچیق فایدالانماسینا یؤل آچیلار.
بوردان‌ بللی اؤلدو؛ باشاریلی‌ بیر ساواشجی اؤنجول، سیلاحلی‌ گوجلردن‌ فایدالانمادان‌ ظفری‌ الده‌ ادر‌ ایسه، داها عاغیللی‌، تجروبه‌لی‌ لیدر و ساواشجی‌ دیر‌.
بونلارا دایاناراق، دئمک‌ اونلار‌ کی لیدرلر، سیلاحسیز‌ آمما داییمی و بیتمز توکنمز بیر‌ ساواش‌ ایچینده‌دیرلر.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
26.02.2022











Thursday, February 24, 2022

سوال هایی از دکتر رنانی در باره خطای ترکیب

 

سوال هایی از دکتر رنانی در باره خطای ترکیب

سلام آقای دکتر رنانی

من انصافعلی هدایت هستم و در کانادا زندگی می کنم.

اخیراً یک مقاله از شما در رابطه با «جمهور خطای ترکیب» خواندم.

بسیار علاقه مند شدم که نظر شما را در باره این که حکومت‌های یکصد سال اخیر ایران، به زور و جبر قانون و ترس، زبان فارسی را به همه ملل غیر فارس تحمیل کرده‌اند، بدانم.

نتیجه آن سیاست زبانی، یک نوع دشمنی، گریز از مرکز و تمایل به استقلال در میان ملل نه‌گانه  غیر فارس در ایران شد و است که به شدت هم در همه جوامع و در میان ملل غیر فارس رویت می‌شود.
در عین حالی که یک نوع تنفر هم از زبان فارسی در میان آن ملل پیدا شده است.

در این میان، اندیشمندان فارس، دولتمندان و پانفارس‌ها، به شدت، از رسمی شدن زبان‌های غیر فارسی در ایران مخالفت می کنند. بر آموزش اجباری و تک‌زبانی فارسی، حتی به کودکان پیش‌دبستانی و امتحان گرفتن از سطح فارسی نوباوگان، و امتحان و‌ نمره دادن به هوش آن ها از طریق سنجش سطح لغات فارسی یاد گرفته نشده کودکان،  ادامه می دهند.

در راستای نظریه خطای ترکیب شما، آیا در این سیاست تک زبانی-آموزسی هم خطای ترکیب وجود دارد؟

راه حل خروج از این خطا را چگونه ارزیابی می کنید؟

پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت تحمیل زبان فارسی بوسیله دولت بر غیر فارس زبانان را چگونه تحلیل می کنید؟

آیا دلیل این که استقلال طلبان ملل غیر فارس بر رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری خودشان تاکید می کنند و از حذف زبان فارسی سخن می گویند، نتیجه آن سیاست زبانی-آموزسی-اجباری و  خطای ترکیب است؟

در رابطه با تحمیل سیستم مرکزگرا و و سیستم فدرالیسم چگونه می اندیشید؟

چرا پانفارس ها با سیستم اداره ممالک دهگانه از طریق فدرالیسم مخالفت می کنند؟

آیا دلیل مخالفت با استقلال ملل غیر فارس یا فدرالیسم، خطای ترکیب در امر سیاسی و‌ اداری بوده است؟

آیا آینده ملل، در منطقه ما، بهدجنگ‌های خونین استقلال خواهان ملل غیر فارس و فارس‌ها خواهد انجامید؟

ایا رابطه ای در میان خطای ترکیب و علاقه روشنفکر مرکزگرا به دیکتاتوری وجود دارد؟

آیا باز تولید دیکتاتوری در ایران حاصل خطای ترکیب است.

  بسیار ممنون خواهم شد که پاسخ شما را دریافت کنم.

با احترام
انصافعلی هدایت
روزنامه‌نگار
تورنتو- کانادا


Monday, February 21, 2022

آنا دیلی، توسعه و گلیشمه‌نین آناهاچاری‌ دیر.

 




آنا دیلی، توسعه و گلیشمه‌نین آناهاچاری‌ دیر. 


زورلا تحمیل اولموش دیل، گلیشیمه سبب‌ اولماز. 


بو بحثده‌ چالیشیرام، بیر میللتین‌ دیل، دین و یاشام‌ یول‌ یونته‌مینین‌ دئییشمه سببلرین و سونوجلارین‌ آچیقلایام.

بونون ایثباتیندا، ایسلام، عربلر، تورک حاکیمییتلر، اسپانیالیلار، پورتاغاللیلار، اینگیلس لر، فرانسه‌لر و آلمانلارین‌ تهاجومله‌ریندن‌ میثاللار‌ گتیره‌رک، ایشغال‌ اولموش میللتلرین دیل، دین، گئییم، یاشام یول‌ یونتیملرینین‌ دئییشیمیمه‌، اینکیشافینا و گئنیشلنمه‌سینه آچیقلیق‌ گتیرم.


بیر بازی دا فارس دیلینده، بو حاقدا‌ یازمیشام کی آشاغادا‌ اوخویابیلرسیز.


انصافعلی هدایت




بررسی رابطه تغییر زبان و دین با رخ دادن توسعه


دوستی نوشته است: همان طور که شما (انصافعلی هدایت) نوشته اید، زبان هر ملتی، نشانه اصلی انسانیت آن ملت است و از دست دادن زبان ملی-مادری هر ملتی، نشانه دوری آن ملت از انسانیت ملی خودش است. همچنین، مخالفت با رسمی شدن زبان هر ملتی، مخالفت با انسانیت آن ملت است.

  این قضیه، در ایران و در میان ملل غیر فارس صادق نیست و شامل حال مردمان آمریکای جنوبی می شود که زبانشان را از دست داده و زبان پرتغالی و اسپانیایی را پذیرفته اند‌.

پاسخ:

چه عواملی سبب شده تا انسان ها و‌ ملل زبان ملی-مادریشان را به نفع زبان مهاجم و استعمارگر تغییر بدهند؟

چرا استعمارگران بر روی تغییر اجباری زبان ملل مستعمره تمرکز کرده اند؟
آیا تغییر زبان موجب توسعه می‌شود؟

اولا؛ اگر تغییر زبان موجب توسعه و پیشرفت علمی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژیک می شد، پس چرا ملل آمریکای لاتین، آفریقا و ساکنان اولیه آمریکای شمالی توسعه نیافته اند‌؟

پس تغییر زبان و دین، بطور اجباری یا تحت شرایط حاکم، باعث توسعه و رفاه نمی شود‌‌. چرا که تغییر دین و زبان در میان آن ملل باعث توسعه و رفاه نشده است.

ثانیا؛ در میان مردم  آمریکای جنوبی، آفریقا و بومیان آمریکای شمالی، ملی گرایی و ناسیونالیسم ملی وطنی مثبت را هم به نفع ناسیونالیسم‌ مهاجم اروپایی نابود کردند. روشنفکران ملی آن ملل را هم نابود کردند.

در نتیجه، روشنفکران خائنی زنده ماندند که برای تامین منافع شخصی، نمی خواستند ملل خودشان را با مفاهیم زبان ملی، باورها و ادیان ملی، وطن ملی، با معنا و هدف استعمارگران، با هویت ملی، با نبودن هیچ رابطه‌ای در میان تغییر زبان، دین و‌ مذهب ملی به دین و مذهب استعمار و ... از یک طرف و رخ دادن توسعه و رفاه از طرف دیگر روشنگری بکنند. چرا که همه روشنفکران ملی که منافع شخصی خودشان را فدای منافع ملی بکنند، قتل عام شده بودند.

ثالثا؛ فارس‌ها، پانفارس ها و پان ایرانیست ها در ایران کنونی، همان سیاست اروپایی ها در آمریکای جنوبی، آفریقا و آمریکای شمالی را  در میان ملل غیر فارس در پیش گرفته اند‌.

پانفارس‌ها، و دولت پانفارس، با بکار گیری سیاست‌های زیر، در حال نابودی زبان ها و دیگر هویت های ملل غیر فارس است. آن‌ها با  رشوه‌های گسترده، تهدیدها، استخدام‌های تشویقی، اخراج‌های تنبیهی، عدم سرمایه گذاری در وطن ملل غیر فارس، مخالفت با زبان‌های ملی-مادری، تخریب زبان‌های ملی-مادری با ضعیف نشان دادن زبان ملل، تمرکز همه ثروت ها بر چاقی کردن غیر واقعی زبان فارسی و توسعه مناطق فارس نشین و ... تغییر دین و مذهب ملل غیر فارس به دین و مذهب پانفارس شعوبی، در حال نابودی ملل غیر فارس هستند.

برای این که فارس‌ها و پانفارس‌ها به اهداف استعماری خودشان دست یابند، باید با مشخصه اصلی انسانیت این ملل که زبان ملی-مادری آن هاست، مخالفت و دشمنی بکنند.

باید زبان استعماری فارسی را به زور قانون، پلیس، زندان و اعدام، به دیگر ملل تحمیل بکنند.
از طرف دیگر، زبان های ملی-مادری را غیر قانونی، غیر رسمی، غیر آموزشی و غیر استخدامی بکنند تا ملل غیر فارس در دراز مدت، بخش اصلی و اساسی انسانیت خودشان را از دست بدهند.

رابعا؛ با از دست دادن زبان و دین ملی ملل غیر فارس، و حاکمیت زبان استعمارگر فارسی بر این ملل، توسعه در میان ملل غیر فارس اتفاق نخواهد افتاد.
چرا که یک، خود ملت فارس، نه از نظر زبانی، نه از منظر تکنولوژیک، نه از زاویه هنر و حقوق و ... توسعه یافته نیستند.
دو، همان طور که با تغییر زبان و دین ملی در آمریکای جنوبی، آفریقا و در میان ملل اصلی آمریکای شمالی توسعه اتفاق نیفتاد، در میان مللی هم‌ که زبان فارسی را جایگزین زبان ملی-مادری بکنند، توسعه رخ نخواهد داد.

خامسا؛ در گذر روزگار، آمریکای جنوبی‌ها، آفریقایی‌ها، ملل و ساکنان اصلی آمریکای شمالی (کانادا و آمریکا) تحت تاثیر جنبه های ظاهری و مثبت تمدن، تکنولوژی، هنر، صنعت، سلاح، تخصص، تقسیم کار،  قدرت، ثروت، سطح درآمد و رفاه، سرباز، کشتی های بخار و سریع، و .‌‌.. پرتغالی‌ها، اسپانیایی‌ها، انگلیسی‌ها و  فرانسوی‌های مسیحی قرار گرفته، دین، مذهب و زبانشان را، آنهم به اجبار و بعد از دادن ده‌ها میلیون کشته، تغییر دادند ولی باز‌ هم توسعه نیافتند.

این در حالی است که فارس ها از هیچ جهت، ملتی توسعه یافته نیستند. بلکه، یکی از ارتجاعی‌ترین و عقب مانده ترین ملل روی زمین هستند.
فارس‌ها، نه از نظر زبانی، فکری و حقوقی، نه از جنبه هنری و معماری، نه از زاویه دینی و مذهبی، نه از زاویه تکنولوژی و سلاح، و ... بر دیگر ملل غیر فارس برتری چندانی ندارند.

اگر میزان رفاه و‌ توسعه فارس ها کمی بیشتر دیده می شود، بخاطر تمرکز کارخانه ها، ثروت، رفاه، سرباز و سلاح در دستان فارس ها و زبان فارسی است.

مردم فقیر، بدون سلاح و سرباز، بدون کشتی های بخار، بدون لباس، بدون دین و ... در مقایسه خودشان با اروپایی‌های مرفه، خودشان را بسیار پایین‌تر از اروپایی‌ها دیده، علل همه عقب ماندگی‌های خودش را در همرنگ و همزبان نبودن با  اروپایی‌ها دیدند.
برای رسیدن به آن ها و توسعه یابی، دین و زبان اروپایی ها را به عنوان عاملان اصلی توسعه فرض و تصور کردند.
در نتیجه، شیفته زبان دین و زبان اروپایی‌ها شدند. نبود روشنفکر ملی آنها را در این تصور خام‌غوطه‌ور کرد. اروپایی‌ها‌ هم با سیاست‌های مختلف، همه ملل آن سه قاره را شستشوی مغزی کردند.
آن ملل، بتدریج انسانیت خودشان را فراموش کردند و آگاهانه و ناآگاهانه، تلاش کردند تا همشکل اروپایی ها بشوند.
زبان آنها تغییر کرد. دینشان تغییر کرد. لباسشان تغییر کرد و ... اما توسعه نیافتند.
به هر حال، آن ملل مستعمره شده و با فرهنگی استعماری زیست اما استعمار اجازه نداد تا آن ها توسعه بیابند.
حالا این زبان و دین استعمارگر و استعماری به ذهن و انسانیت تک تک  آنها شکل داده است.
آیا ملل غیر فارس در این مسیر به پیش نمی روند؟
در کجای این راه هستیم؟


انصافعلی هدایت


https://youtu.be/zk6yMNk1tPo






Sunday, February 20, 2022

دیل، وارلیق و گله‌جگین خالیقی دیر‌







 دیل، وارلیق و گله‌جگین خالیقی دیر‌ 


دیل، کیتاب، قازت و نامه کیمی‌ ایرتیباط آلتی دئییل. 


دیل اینسانلیق، تخیول، دوشونجه و یاشام طرزی‌ دیر. 


هر بیر تمددون، بیر دیلین وئریمی و سونوجو‌ دور.


 توپلوملارین اینکیشافی‌نین‌  گوسته‌رن و اؤلچن، دیلین دوغدوغو سونوج‌دور.


آللاه‌، دیلسیز‌ اولدوغو‌ زاماندا، آللاه‌ دئییلمیش. او زامان‌ آللاه‌ اولور کی دیل‌ آچیر و اؤز ایراده و ایسته‌گین دیله گتیریر. 


دیلسیز‌ آللاه‌دان، آللاه‌ چیخمازمیش.


و اذا‌ اراد شئیا‌، قال له کن، فیکون.» قوران‌ آیتی‌ دیر.


دیلسیز، توپلومدان‌، جانلی و دیری بیر میللت‌ چیخماز.

 بو، آللاهین، ابدی‌ و ازلی قانون و یاساسی‌ دیر.


دیل، اینسانلارین و توپلوملارین یاراتدیقلاری‌ و یاراتماقینا‌ هوسلندیک‌لری دونیا‌ دیر؟ 


بو سوالین جاوابی، دیل‌ دیر: بیز، نئجه بیر‌ دونیادا‌ یاشئریق و گله‌جکده نئجه‌ بیر دونیادا‌ یاشاماق ایستیریک؟


 


انصافعلی هدایت

Saturday, February 19, 2022

#نه به دیکتاتوری سیاسی

 


#نه به دیکتاتوری سیاسی

#نه به دیکتاتوری و مخالفت با استقلال ملل

#نه به دیکتاتوری مذهبی

#نه به دیکتاتوری نظامی

#نه به دیکتاتوری زبانی

#نه به دیکتاتوری نژادی

#نه به دیکتاتوری بودجه‌ای

#نه به دیکتاتوری آموزشی

#نه به دیکتاتوری بانکی

#نه به دیکتاتوری ورزشی

#نه به دیکتاتوری مافیایی

#نه به دیکتاتوری مرکز به پیرامون

#نه به دیکتاتوری و مخالفت با #حق تعیین سرنوشت

#نه به دیکتاتوری مردها

#نه به دیکتاتوری مدیران مرکز‌نشین

#نه به دیکتاتوری و مخالفت با اراده ملل

#نه به دیکتاتوری روشنفکر نمایان پانفارس  پان ایرانیست

#نه به دیکتاتوری رسانه ای پانفارس پان ایرانیست

#نه به دیکتاتوری احزاب پان فارس پان ایرانیست مرکزگرا

نه به مغز شویی

شما کدام دیکتاتوری را مهمتر می دانید؟
شما با کدام دیکتاتوری دیگر «نه» می گویید؟




انصافعلی هدایت









یئنیدن‌ دوغما‌ تاریخیمیز



یئنیدن‌ دوغما‌ تاریخیمیز

دوستوم، سیز، من، و میلیونلار بیزه‌ تای‌ تورکلر‌ و هابئله، ایراندا یاشایان‌ میللتلرین دؤرد نسلی، فارس حاکیم‌ سیستیم الی‌ایله، بئینیمیز‌ یئخالانمیش و تورک‌لرله‌ ضیدلیک‌ دؤشونجه‌سیله دؤلدورولموشوق.

دؤرد نسیلین ایچینده‌، «بئیین‌ یئخاماق تؤروندان‌» قورتولانلارین‌ سایئ‌، یاواش‌ یاواش‌ چوخالماقدادیر.

یانی، هر بیریمیزین‌، اؤ سیستیمدن‌ قورتارماسی، اؤ بیری‌ تورکلر‌ین آیئلماسینا‌ ندن‌ اولور.
بس، بیزیم، هر بیریمیزین‌، یئنیدن‌ دؤغولماسئنئن بیر تاریخی‌ وار.
بیر چوخوموز، هله آیئلمامیشیق. گوناهیمیزدا‌ یوخ‌ دور.

بو،اؤ دئمک دیر‌ کی، هله، آیئلمایانلارین آیئلماسئنا‌ بیر‌ سبب‌ اؤلمامیش‌ دیر.
ایندی، بوندان‌ اؤتورو‌ کی بیز، اؤنلاردان‌ بیر‌ آز تئز‌ آیئلمیشیق، بیزله‌ره بو حاققی وئرمز کی اؤنلارا‌ توهین و تحقیر اده‌ک.
بلکه، بیزه‌، بو حاققی‌ وئریر‌ کی اؤنلارا‌ حئورمت‌ قویاراق، اؤنلارین آیئلمالاری‌ اؤچون‌ چالیشاق. یانی، داها چوخ چالئشمالییئق.


اینصافعلی هیدایت



هر جوره دیکتاتورلوقون آناسی

 




هر جوره دیکتاتورلوقون آناسی

چئشیتلی دیکتاتورلوقلارین ایچینده، «بئیین‌  یئخاماق دیکتاتورلوقو» ان قورخونج، چیرکین و ان‌ گئنیش دیکتاتورلوق دور کی یئنی دیکتاتورلوقلاری دوغوزدورماقا‌ یئر آچیر.

او شئی کی فارسجا «باز تولید دیکتاتوری» دئییلیر، بئیین‌ یئخاما دیکتاتورلوقونون سونوجو‌ دور.

اینان، گئچن یوز ایللیک ایران، بونا بیر جانلی میثال دیر‌.

انصافعلی هدایت





Hər cürr diktatorluqun anası

Çeşitli diktatorluqların içində, ən qorxunc, geniş ve ən çirkini, "Beyin Yıxamaq Diktatorluqu" dur.

Bu diktatorluq, obiri diktatorluqlarin yenidən doğmasina yer açir.

O söz ki farscada "Baz tolide diktatori" deyilir, Beyin Yıxananın bir sonucudur.
Geçən yüz illik İran, buna canli bir misaldır.

İnsafəli Hidayət






منشاء باز تولید همه انواع دیکتاتوری‌ها

بدترین نوع از انواع دیکتاتوری‌ها، دیکتاتوری مغزشویی است که منجر به باز تولید انواع دیگری از دیکتاتوری های مالی-اقتصادی، امنیتی-سیاسی، مرکز-پیرامون، حقوقی-دینی، زبانی-آموزشی، نژادی، حزبی، دیکتاتوری شبه روشنفکری و دیکتاتوری فکر مسلط و ... می‌شود.
باور بکنید که ایران صد ساله، نمونه بارز دیکتاتوری مغزسویی است.

انصافعلی هدایت




انسان = زبان است. زبان = انسان است‌

 






انسان = زبان است.
زبان = انسان است‌
دشمنی با زبان = دشمنی با انسان است.

اگر زبان انسان را از او بگیرند، او را از انسانیت پایین‌ می کشند.

زمانی که آدمی‌زاده، از رتبه انسانیت مجزا شد و زبانش غیر قانونی شد، قتل او بسیار آسان می‌شود.

چون صفت اصلی انسانیت، زبان است.
مخالفت با رسمیت زبان‌های مادری، مخالفت با مقام‌ و جایگاه انسان و بمثابه فرمانی برای قتل انسان‌هاست.

فرقی نمی کند که با زبان مادری انسان ها مخالفت بکنید یا با انسان بودن انسان مخالفت بکنید. نتیجه، یکی است.

از خود بپرسید:
در کجای این معادله قرار دارید و‌ درجه ضدیت شما با زبان انسان‌ها و انسانیت چقدر است؟

انصافعلی هدایت






بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 381

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 381 https://youtube.com/live/iiCpk_FGehg