Tuesday, December 10, 2024

سیلاح ایستیرم

سیلاح ایستیرم

یازدی:

من سلاح ایستیرم.



یازدیم:

یاشاااااااااا


حاضر اولون. هم اوزون، هم دوستلار حاضیر اولون. داغا چیخین. یول‌ یئرییین. قاچین. ساواش تکنیکلرین‌ اویرنین.


سیلاح ان سون‌ لازیم‌ اولان‌ ایمکان‌ دیر.


ان باشدا، بئیین‌ حاضیرلیقی، دوشونجه‌ حاضیرلیقی، دوستو- دوشمانی‌ تانیماق‌ حاضیرلیقی، میللی منفعتلری و ایستیقلالدان‌ سونرا لازیم اولان‌ سیاسال، حوقوقسال، توپلومسال، و ... یاپیلمالی‌ اولان‌ ایشلر و سیاستلری‌ اویرنمه‌میز لازیم‌ دیر.


بو آرادا، کیچیک سیلاح‌ آلمالی‌ و ائویمیزی، محله‌میزی، کندیمیزی، شهریمیزی و ... قوروماق اوچون‌ حاضیر اولمالییق.

 

ایستیقلال، باشلار باشلاماز، آغیر سیلاحلار الده ائدیله‌جک. اونا نیگران‌ اولمایین.


بئین و دوشونجه‌ حاضیرلیقی، هامیمیزدا‌ اولمالی کی ایچیمیزده‌ خایینلره یئر اولماسین. جاسوسلارا‌ یئر اولماسین.


حورمتیمله‌

اینصافعلی هیدایت

Sunday, December 8, 2024

باید راه ملی مستقل از ایران را رفت

باید راه ملی مستقل از ایران را رفت



مقایسه ارزش اقتصاد ایران با اقتصاد کشورهای همسایه
ایرانی‌های بیمار، عرب‌ها و کشورهای عربی و همسایه را مسخره و تحقیر می‌کنند. 
آن‌ها مردم را می‌ترسانند که به عراق بدل نشوند اما ارزش پول و اقتصاد کشورهای عربی و همسایه را با ایران مقایسه بکنید.
چشم‌ها را باز بکنید و بدانید که اگر آزربایجان جنوبی، تورکمنستان‌ جنوبی، قشقائیستان، الاحواز، بلوچستان و ... از فارس‌ها جدا شده و مستقل بشوند، اقتصادشان از سیطره مدیریت فارس‌ها رها شده، حداقل ارزش اقتصادی همسایه را بدست می‌آورند‌.
بگذارید فارسیستان به مدیریت فعلی خود در سیاست، اقتصاد، حقوق شهروندی، آزادی‌ها و ... ادامه بدهد.
باید راهمان را از ان‌ها جدا بکنیم.
ما می‌توانیم سرنوشت ملی خودمان را تغییر دهیم.

انصافعلی هدایت

Friday, December 6, 2024

خیانتکاران اینگونه اند

وقتی شستشوی مغزی بشویم، به هموطنان و همزبانان‌، به ملت خودمان خیانت می‌کنیم تا منافع دشمنان خود و ملت‌خود را تامین بکنیم.



برای چه؟ 

برای تامین‌ منافعی جزئی که رئیس و حاکم به من یا تو خواهد داد.

آیا کسی یا کسانی را می‌شناسید که به منافع ملت خود، به خاطر منافع دیگران، خیانت می‌کند؟

انصافعلی هدایت 

Thursday, December 5, 2024

فارس‌ها، ممالک محروسه تورک‌ها را به باد دادند


این ممالک محروسه را تورک‌ها با خون و شجاعت خود بوجود آوردند و شما پانفارس‌های پان‌ایرانیست، آن را نابود کردید.

صدای نابودی ایران و استقلال ملل به زودی شنیده خواهد شد.

 دوباره در تاریخ اینده، به افسردگی تاریخی فرو خواهید رفت.

سیاست های شما بشارت مرگ ایران را می‌دهد.

انصافعلی هدایت 

Wednesday, December 4, 2024

دایان چیچه‌گیم

 

دایان چیچه‌گیم



طوفانا قاسئرقایا قارشی دایانان سون چیچک‌لریم

دایان چیچه‌گیم

بهار گله‌جک

یئنیدن قئشدان، قاردان، قاسئرقادان

باغلیقا بوستانلیقا قاووشاجاقسان

اومودوم.

انصافعلی هدایت 

Tuesday, December 3, 2024

پان‌تورکیسم من، عین انسانیت، آزادگی و هنر انسانی زیستن است

پان‌تورکیسم من،  عین انسانیت، آزادگی و هنر انسانی زیستن است



نوشت:

 میشه آدرس دقیق پانفارس را بدهید ولی پانتورک یک نهاد و تشکل سازمان یافته است. اگر شما هم‌ پانفارس را یک تشکل می‌دانید بگویید از کجا شکل گرفته، و الآن متولیانش چه کسانی هستند؟


نوشتم:


 اولا در سراسر تاریخ همه ملت تورک در کشورهای مختلف، سازمان سیاسی، تروریستی،  اداری و ... تحت عنوان پان تورکیسم وجود نداشته و ندارد.

هر تورک روشنفکری که در پی تامین حداکثر منافع ملی تورک‌های یک بخش از جهان تورک است، نگران و دیدگاه هایی را برای تامین منافع ملی تورک‌های آن‌ منطقه تدوین کرده است.


 بعضی از متفکران تورک، تنها به فکر منافع جمع کوچکی از تورک‌ها نیستند، بلکه منافع ملی همه تورک‌های روی کره زمین، در مد نظر آنان است.


در راس هرم منافع ملی همه تورک‌های جهان؛ اتحاد و یگانگی تورک‌ها، تامین و تاسیس استقلال سرزمینی و جغرافیایی تورک‌ها، آزادی ذهنی و سرزمینی تورک‌ها از اشغال، تامین و تاسیس دولت جهان شمول تورک‌ها، تاسیس سیستم های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، آموزشی و رفاهی برای همه تورک‌ها، تامین حداکثر قدرت نظامی و تدافعی تا هیچ قدرتی نتواند به منافع تورک‌ها آسیب بزند یا آنان را تهدید کرده، منافع آن ها را نادیده بگیرد، و … 


یعنی پانتورکیسم دارای تفکر جنایت پیشه بر علیه دیگران نبوده، یه سلب توان بالفعل و بالقوه آنان از تنفس سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، زبانی و … سرزمینی دیگران اهتمام‌ نمی کند.


در پانتورکیسم، قدرت ملی بر علیه دیگران، در راستای نابودی فیزیکی، فرهنگی و تمدنی دیگران بکار گرفته نمی شده است و نمی شود.


در پانتورکیسم، برای همه انسان‌ها حقوق برابر در همه زمینه ها تامین شده است و تاریخ حاکمیت های تورک‌ها شاهدی بر این مدعاست. 


از زمانی که تورک‌ها از جهان مسیحی شکست خورده اند،در آسیا، آفریقا و بخش هایی از اروپا که زمانی تحت حاکمیت تورک‌ها بوده اند، سایه شوم‌ جنگ، خونریزی و کشتار، ترور و … برچیده نمی شود. 


جنگ‌های چهل سال اخیر در آسیا و آفریقا و حتی روسیه بر علیه ملل را در این بسته سیاسی استراتژيک می توان مشاهده کرد. در دورانی که تورک‌ها حاکم بوده و دولت را اداره می کردند، از چنین جنگ‌هایی با چنین ابعاد جنایتکارانه و کشتار جمعی و تخریب سرزمین‌ها و پناهندگی ده‌ها میلیون انسان خبری نبود.

 

 در ثانی، در تاریخ یک قرن اخیر ایران جعلی و جدید، سازمان های تروریستی، نژادپرستانه، ضد حقوق ملل تورک، عرب، بلوچ و ... با نام پانفارس و پان ایرانیست فعالیت می کرده‌اند و فعالیت می کنند. 


در سال هزار و سیصد بیست و شش، محسن پزشکپور، "سازمان پان‌ایرانیسم" را تاسیس کرد.

 بسیاری از کادر آن، اعضای دولت، مجلس، قوه قضائیه، پلیس، ژاندارمری، ساواک و واواک، اداره سانسور، اداره رشد افکار، آموزش عمومی … بودند و سیاست ها و بودجه‌های هنگفت را به نفع تفکرات و نقشه های دور و نزدیک پانفارسیسم و پانفارس‌ها و به ضرر منافع ملی و منطقه‌ای تورک‌های آزربایجان جنوبی، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و … متمرکز کردند. 


همچنین اعضا و رهبران آن سازمان، در فعالیت‌های تروریستی بر ضد روشنفکران ملل یاد شده در بالا، دست به سلاح برده و تعداد زیادی را ترور کردند. لطفا به تاریخچه پان‌ایرانیسم در وبسایت رسمی "حزب پان‌ایرانیست" مراجعه بفرمایید.


گر چه به مدت چهار سال در داخل ایران فعالیت نمی کرده است، اما حزب پان‌ایرانیست از سال هزار و سیصد هفتاد، دوباره در داخل ایران‌ جعلی به فعالیت قبلی خود متمرکز شد. 

همچنین ان حزب، دارای یک نشریه داخلی با نام "ضد استعمار" بود که بعدا به "حاکمیت ملت" تغییر کرد.


 بیشتر فعالیت های این حزب، در شهرها و مناطقی متمرکز شده است که جمعیت فارس در آن ‌مناطق در حدود صفر درصد است. 


تمرکز آن ها در این مناطق نشان می‌دهد که آن‌ها در پی شناسایی فعالان و متفکران دیگر ملل و حذف آن‌ها و اعمال و تحمیل نظرات خود به مدیران  سیاسی امنیتی منطقه بوده و است. در حقیقت، پان ایرانیست ها یکی از بازوهای اطلاعاتی رژیم ها در زکصد سال گذشته بر علیه ملل غیر فارس زبان بوده و در تمامی جرابم رژیم‌ها شریک روده و نقش مستقیم داشته اند.


علاوه بر این که اعضای آن حزب، به قتل سیاستمداران، نویسندگان، و … دست زده و ملل تورک، عرب، بلوچ و … را از بازتولید نسل‌های حال و آینده روشنفکر تخلیه و تهی کرده‌اند. 


از دیگر احزاب پان‌ایرانییت ضد حقوق ملی ملل و توسعه طلب و منکر حق حاکمیت سرزمینی برای دیگر ملل، می توان به  تشکل های "سومکا"، "آوارگان پان‌ایرانیزم"، "حزب ملت ایران"، "حزب ایرانیان" و … و همچنین به احزابی با نام‌های بسیار رنگین و فریبنده و در زیر عنوان‌های "ایران"، "اسلام"، "ایران اسلامی" و … ولی با عقاید و سیاست‌های ضد تورک و عرب و بلوچ و … را نام برد.


ثالثا؛ پان ایرانیسم، دشمن دیگر ملل و تمدن ها بوده و هست.


برای ادراک این مسئله، کافی استبه ادعاهای توسعه طلبانه آن‌ها، انکار حق حاکمیت ملی کشورهای مستقل و … دقت بکنید


همچنین توجه به وضعیت ملل تورک، عرب، بلوچ، کرد، لور، گیلک، مازن، تالش، و … و مقایسه میزان عقب ماندگی آن‌ها در همه زمینه ها از فارس‌ها و مناطق فارس نشین مشاهده کرد.


لطفا به تاریخ شهرها و بناهای تاریخی در همین ایران‌ جعلی و جدید نظر بیندازید و از خودتان بپرسید که چه بر سر آن همه عمارت‌ها،  کاخ‌ها، حمام‌ها، قلعه‌ها، برج و باروها و … آمده است؟


از خودتان بپرسید که چرا مجموعه ملل در ایران هیچ ابنیه و آثار دفاعی در مقابل تهاجم دشمنان ندارند؟


در حالی که ادعا می‌کردند و ادعا می کنند که ایران جعلی آن ها، در سر چهار راه تهاجمات شرقی و غربی قرار گرفته است.


آیا نباید چنین مللی، در چنین چهار راهی، برای دفاع از داشته‌های مالی، تمدنی و شهرسازی خود اقداماتی مهندسی-عمرانی انجام می دادند؟


 احتمالا در این‌ منطقه هم مانند دیگر نقاط جهان، باید آثار تاریخی و تمدنی بسیار زیادی می‌بوده باشد. اما چرا وجود ندارند؟


از خودتان بپرسید که چه کسانی با کدام اهداف و در چه زمانی، با کدام‌ سیاست‌ها و امکانات، در جهت منافع چه کسانی یا گروه‌هایی و … آن‌ها را تخریب کرده اند؟


اگر تعصب نداشته باشید، خواهید دید که همه آن بناها و آثار تاریخی ملل مختلف تحت اشغال ایران-فارس، یا اغلب آن‌ها (یعنی بیش از نود و پنج درصد آثار تمدنی ملل مختلف) ملل تورک و عرب و بلوچ و … توسط پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست‌ها و در جهت انکار وجود مللی غیر از فارس و  زبان فارسی، آن‌ها را عمدا تخریب کرده‌اند.


 اگر هم یکی دو درصدی از آن بناها باقی مانده است، آن ها را هم به زندان و ... تبدیل کرده ‌اند تا از ارزش اجتماعی، تاریخی آن‌ها کاسته، به طور سمبلک، آن دولت‌ها و ملل را زندان و شکنجه گاه و عقب مانده معرفی بکنند.


اما مهمترین جنبه منفی سیاست‌ها و اعمال پانفارس‌های  پان ایرانیست، تخریب کتاب‌ها و شستشوی مغزی-آموزشی تمامی افراد تحصیل کرده بوده و است. هر چه سالدها و درجه تحصیلات بیشتر.  بالاتر بوده، به همتن‌میزان شستشوی مغزی-آموزشی در آن افرا عمیق تر بوده است.

در عین حالی که استخدام افراد بیشماری در کارهای مرتبط با دولت ام بخش مهم و بدون تعطیل شستشوی مغزی-آموزشی اجباری تا لحظه مرگ را برای پانفارس‌های پان‌ایرانیست فراهم‌ می کند.


پانفارس ها در حدود دویست سال اخیر، در زیر عنوان بسیار جالب "تصحیح و تنقیح کتاب های تاریخی و نسخ خطی" و باز نشر آن کتاب‌ها، انحصار تصحیح و نشر کتاب‌ها را در دستان خود متمرکز کرده اند تا از یکی دو مرکز تولید تاریخ برای فارسی، فارس‌ها، ایران و پان‌ایرانیسم را مدیریت کرده و تاریخی قدیمی برای ایران جدید دست و پا بکنند.


 ان‌ها محتوای همه آن‌ کتاب‌های تاریخی و دشتنوشته‌ها، سکه‌ها، تمبرها، اسناد، مهرها، وقفنامه‌ها، ازدواج نانه ها، قباله ها، و … را در راستای اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی  پان فارسیستی و پان‌ایرانیستی خود تغییر داده و تغییر می‌دهند.


می‌توان ادعا کرد که هیچ کتاب و سند تاریخی معتبری را نمی توان یافت که پانفارسیسم در متن آن‌ها دست نبرده باشد. حتی آن ها به نابودی کتاب های تاریخی در کشورهای دیگر هم اقدام‌کرده اند که بهترین نمونه آن در انگلستان به اخبار راه یافت. یعنی اگر پانفارس ها نتوانند متن کتاب ها را تغییر داده و افکار خودشان را به متون آن ها تزریق بکنند، از محو کردن و از بین بردن هیچ کتابی ابایی نداشته و ندارند.


پانفارسیسم برای تغییر کتاب های قدیمی و جدیدی که چه چاپ بشوند و که چاپ نشوند (ولی برای تهیه سند برای آیندگان)، سازمان عریض و طویلی را در سراسر سرزمین های ملل تحت اشغال در ایران جعلی تاسیس کرده است.


 نام این سازمان را بارها و بنا به مقتضای شرایط و نیاز  زمانی، مکانی، اجتماعی و قدرت رهبران پر نفوذ در جوامع تغییر داده‌اند و به روز کرده اند.


  مسئولیت تمامی شاخه‌های آن سازمان‌ها در صد سال اخیر، سانسور رسمی و علنی کتاب‌های خطی قدیمی، کتاب هایی که با سفارس سازمان های مختلف تهیه می شوند و دستکاری کتاب هایی است که افراد مستقل می نویسند، بوده و است.


 در حقیقت سازمان سانسور افکار و تراوشات ذهنی انسان‌ها، مسئولیت قتل هر نوع تفکری را بر عهده دارد که در خلاف جهت اراده پانفارس‌های پان ایرانیست مطالبی را نوشته باشند.


فرقی هم نمی‌کند که ان کتاب شعر باشد یا تاریخ یا ادبیات، یا هنر، یا داستان، یا آثار تحقیقی، علمی، سیاسی، حقوقی، فیزیکی، پزشکی، فضایی، صنعتی، کودکان، تفریحی، جوک، دینی و …


 باید سر و پای همه آن ها را به قدری زد که قامت تصور و تفکر نویسندگان و خوانندگان آن اثرها، همسطح فکر و تصور کوتوله های پانفارس پان ایرانیست بشود.


 این سازمان دولتی در دوره رضا، محمدرضا ، خمینی و خامنه ای (شاهان مطلق العنان) پانفارس وجود داشته و دارند و به تحریف حقایق روز و تاریخی و ... اقدام و حتی افتخار می کنند.


 سازمان های فرهنگی، اسلامی، تبلیغاتی، تولید هنر، آموزشی، رادیوها، تلویزیون‌ها، مطبوعات و نشریات، هنر و سینما، فیلم و سریال، کانون‌ها و انجمن‌ها فرهنگی، هنری، آنوزشی، تحقیقی، سیاسی، حقوقی و … و نهادها و سارگزمان‌ها و ... در این راستا عمل کرده اند و عمل می‌کنند. 


اما درباره پانتورکیسم، باید بدانید که لازم نیست پانتورکیسم را از زبان و قلم دشمنان تورک‌ها بخوانید. تورک‌ها، صدها کتاب و هزاران مقاله در این باره نوشته اند و آثار هنری و تحقیقی بیشماری را ارائه کرده اند.


من، یکی از این قشون بیشمار پانتورک هستم، در این باره عقاید و تصورات خودم را در ده‌ها مقاله منتشر کرده ام. بیش از پنجاه ساعت برنامه زنده ضبط کرده آن که در یوتیوب موجود است.

پان‌تورکیسم من،  خود انسانیت، آزادگی و هنر انسانی زیستن است.


انصافعلی هدایت 

3. دسامبر 2024


Monday, December 2, 2024

پانتورکیسم را از پانفارس‌ها آموخته اید

پانتورکیسم را از پانفارس‌ها آموخته اید


نوشت: 
ما که بیشتر تعصب کور و دروغ دیدیم از پانتورکیسم.
نوشتم:
ذهن شما با دروغ‌هایی انباشته شده است که در یکصد سال گذشته دشمنان تورک‌ها، بخصوص فارس‌ها ساخته و افکار ضد انسانی خودشان را به نام پانتورکیسم، به امثال شما تزریق کرده اند. 
اگر می خواهید با واقعیت های پانتورکیسم آشنا بشوید، باید پانتورکیسم را از زبان و قلم روشنفکران، سیاستمداران و رهبران احزاب تورک دریافت بکنید.
 در اینجا، شما با پانتورکیسمی که انصافعلی هدایت به آن معتقد است، آشنا می شوید.
 البته که بزرگان، رهبران، سیاستمداران و رهبران احزاب پیشرو تورک، افکار و نظرات کاملتری در باره پانتورکیسم دارند. ولی شما نمی‌خواهید صدای پانتورکیست‌ها را بشنوید. بلکه به صدای پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست‌های جعلی و ساخته غرب مسیحی و قضاوت‌های دشمنانه آن ها با تودک‌ها و عرب ها دل بسته اید.
برای شناخت پانتورکیسم، باید از جعلیاتی که ایران و ایرانیت ساخته است، آزاد شوید.
بدون آزادی ذهنی و فکری، نمی توان با پانتورکیسم که خود انسانیت و حقوق ملی انسان است، آشنا شد.
در عین حال، پانتورکیسم عکس العمل نیست بلکه نه تنها عملی در راستای حقوق ملی و حقوق بشری تورک‌‌ها که استراتژی سیاسی، حقوقی، اداری، اجتماعی، آموزشی و ... تورک‌ها برای اداره تورک‌ها و همکاری با دیگران در آینده است.
پانتورکیسم، قطب جدیدی در سیاست جهانی، عامل تعادل در جهان آینده در میان ملل و قدرت‌های جهانی است.
پانتورکیسم مخالف اشغال سرزمینی، اشغال ذهنی و تمدنی دیگر ملت‌ها است. 
با احترام
 انصافعلی هدایت 

Saturday, November 30, 2024

چرا ایران مفهوم بسیار جدیدی است؟


چرا ایران مفهوم بسیار جدیدی است؟




باید پرسید: آیا ملل و مردمانی که در یکصد سال قبل، در مناطق مختلفی که امروزه "ایران" نامیده می شوند، زندگی می‌کرده‌اند‌


آیا آن‌ها خودسان را "ایرانی" می دانسته‌اند؟ 



آیا مردمان نواحی مختلف و مللی که در ایران جدید و کنونی، اما در گذسته زیست می کرده‌اند، "تصوری جمعی" از "جا و منطفه‌ای" با نام ایران داشته‌اند؟


اگر آن‌ ملل و مرومان مختلف یک "تصور جمعی و ذهنی" از ایران نداشته‌اند، آیا ایران برای آن‌ها مانند ژاپن، آمریکا و فرنگ، غریبه و ناشناخته نبوده است؟


آیا چنان ایران ناشناخته‌ای می‌توانسته برای آنها وجود خارجی داشته باشد؟


آیا آن افراد و ملل "احساس تعلق خاطری" به مجموعه سرزمین‌هایی که امروزه ایران نامیده می شوند، داشته‌اند؟


آیا آن‌ ملل و مردمان، همدیگر را هموطن می‌دانسته‌اند؟


آیا در زمان‌هایی که یکی از آن ملل، با یکی از همسایگانش وارد جنگ می‌شده، دیگر ملل برای حمایت از آن ملت، به عنوان هموطن و به عنوان یک ملت وارد جنگ می‌شده‌اند؟


مثلا در زمانی که تورکان قاجار و آزربایجانی‌ها با روسیه تزاری می‌جنگیده‌اند، آیا مردمان فارس زبان، ملل عرب، بلوچ، لور، گیلک، هم‌احساس تورک‌ها بوده و در حمایت از آن‌ها، از مال و جانشان می‌گذشته‌اند؟


مثلا وقتی آسوری‌ها، ارمنی‌ها، کردها در سال‌های بین هزاد نهصد و سیزده تا هزار و نهصد و بیست و پنج در غرب آزربایجان و در مناطقی که امروزه کردها ساکن هستند، به قتل عام مشغول بودند، آیا احساسات ملی غیر تورک‌ها در حمایت از تورک‌ها تحریک می شد؟


چرا که می بینیم، تنها تورک‌های عثمانی در حمایت از تورک‌های آزربایجان وارد جنگ با گروه‌های قتل عامگر می‌شوند.


اگر مسئله را امروزی بکنبم، درک موضوع سهلتر خواهد شد. 


آیا ملل مختلف در ایران کنونی، نسبت به جنگ اشغالگرانه ارمنستان با جمهوری آزربایجان، جنگ و خونریزی در افغانستان، در عراق، در سوریه، در لبنان، در فلسطین و ... احساس هموطنی می کنند؟


اگر ملل و مردمان نسبت به همدیگر، احساس تعلق درونی و داوطلبانه نداشته باشند و یا هم اکنون ندارند، نمی‌توان آن‌ها دا یک ملت نامید. 


در نتیجه، در گذشته‌ها هم احساس تعلق خاطر داوطلبانه‌ای، تصور ذهنی جمعی به ملل و مردمان خارج از جغرافیای زیستی هیچ ملتی نسبت به ملت دیگر وجود نداشته است. 


در چنان شرایطی نمی‌توانسته ایرانی هم وجود داشته باشد. ایران جدید ساخته شده، نمی‌توانسته برای مجموعه ملل در آن زمان وجود خارجی با مفهوم هموطنی با احساس تعلق ملی و تصور ذهنی مللی داشته باشد.


 چرا که احساس تعلق و تصور جمعی-ملی داشتن از وطن و ملت، شرط اصلی پیدایس حس ملی و هموطنی است.


احساس تعلق و تصور جمعی، عمل و احساسی داوطلبانه و خود خواسته هستند. 


اگر احساس تعلق و تصور جمعی با زور و تبلیغات و با تزریق دیگران (دولت) و بخاطر ترس از مجازات ایجاد شود و اگر نپذیرفتن نتایج آن تبلیغات، همراه با مجازات باشد، آن تصور و احساس هموطنی ساختگی و مصنوعی بوده و فاقد هر نوع ارزش ملی است.


آن ملل و مردمانی که اغلبشان هم هیچ شناختی از ملل و مناطق پیرامونب خود نداشته‌اند (چون وسایل حمل و نقل سریع و کتاب و مدرسه ارزان و رایگان وجود نداشته) آیا آن‌ها قادر بوده‌اند که درکی امروزی از چنین مفهومی داشته باشند؟


آیا آن‌ها می‌توانسته‌اند بدانند که جایی به نام ایران وجود دارد و آن‌ها مالک مجموعه سرزمین‌های ایران هستند که دیگرانی با اویت‌های ملی متفاوت از آن‌ها، در آن‌جاها ساکن هستند و در داشتن ایران، همه افراد و ملل سهم یکسانی دارند و ایران به همه آنها تعلق دارد، و همه آن ملل و مردمان در قبال حفظ آن ایران مسئول هستند؟ 


اگر چنین احساسات ملی بدای ایران و ایرانیت وجود خارجی داسته است؟ چرا سربازی راو آموزش فارسی را و یکسانی لباس‌ها را و ... با مفهوم "اجباری" همداه و ادراک می‌کرده اند؟


آیا کلمه "اجباری" که به اغلب کارها، سازمان‌ها، نهددها و ... دولت و ایران چسبیده بوده است، نشان از نارضایتی ملی و نشانگر اشغالگری ایران فارس نبوده و نیست؟ 


آیا تورکها، عربها، بلوچها، کردها، گیلکها، مازنیها، حتی فارسها خودشان را بخشی از ایران می دانسته‌اند؟


معلوم است که با گذشت یک قرن تلاش و هزینه های بسیار کلان دولتی ایران-فارس، هنوز تعداد زیادی از ملل و مردمان، تصوری ذهنی و ملی از ایران ندارند.


 همچنین آن نلل و مردمان احساس تعلق خاطر ملی به ایران و تعلق ایران به آن ها هم ندارند.


چرا که هنوز و با گذشت یکصد سال از اشغال سرزمین‌ها و ذهن آن ملل و مردمان، اراده ملی و فردی آن‌ها در اداره ایران جدید نقشی بازی نمی‌کند.


برای همین است که آن ملل و حتی بخش‌هایی از مردمان فارس‌ هم خواهان نابودی ایران و از بین رفتن دولت و حاکمیت در ایران بوده‌اند و هستند.


به همین دلیل است که آن ملل و مردمان، همدیگر را به ایرانی بودن و ایرانی نبودن متهم می کنند.


 ایرانی بودن و ایرانی نبودن، نه تنها به عنوان اتهام، بلکه برای تحقیر طرف مقابل و در جهت سوق دادن طرف مقابل به تسلیم استفاده می شده و استفاده می‌شود. 


یعنی مفهوم ایران و ایرانیت دارای ارزش مثبت مورد قبول همه افراد و ملل، بخصوص روشنفکران و گروه های مرجع اجتماعی نیستند‌.


 یعنی هنوز مفهوم ایران برای بسیاری از ملل و افراد وطن محسوب ننی‌شود و بسیاری از ملل و مردمان هیچ احساس تعلقی به ایران و ایرانیت و ایرانی شدن ندارد و ایران را هم متعلق به خودشان نمی دانند.


آیا همه افراد و ملل، چه در گذشته و چه در حال، آماده کشته شدن برای ایران هستند و بوده‌اند؟


اگر افرادی (روشنفکران و رهبران اجتماعی) و مللی، در هر فرصت ممکنی، علم استقلال ملی منطقه ملی خودشان را برداشته و برای تاسیس دولت ملی و منطقه‌ای خودشان با ویژگی‌هایی متفاوت از آن چه از ایران و مرکز به آن ها تحمل می‌شده و می‌شود، اقدام کرده یا می‌کنند، آیا این رفتادهای گریز از ایران به ان معنی نیست که مفهومی به نام ایران هم وجود نداشته و هم اتفاقی در قبول آن، نه در گذشته وجود داشته است و نه اکنون وجود دارد؟


لذا احساس تعلق ملی به ایران و احساس تعلق ایران به ملل و افراد، در نواحی مختلف، در گذشته وجود نداشته است. 


اکنون هم‌، با چشم کور هم می‌توان ملاحظه کرد که هیچ احساس و تعلق ملی و مشترکی در میان هیچ ملتی برای ایران موجود نیست.


چرا که تاریخ معاصر بارها شاهد بوده است که تورک‌های آزربایجان، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها و ... برای تاسیس دولت ملی خود و رهایی از اشغال ایران اقدام کرده‌اند. 


حتی آن ملل و نواحی، برای مدت‌ها دولت ملی مستقل خودش را داشته اند.


 حتی امروزه هم، ملت تورک پراکنده در سراسر ایران جعلی و جدید، خواهان یکپارچگی سرزمینی خود، زیستن در سایه هویت های ملی خود، داشتن وطن ملی با نام و مرزهای مشخص ملی و تحت نام ملی آزربایجان جنوبی، تورکمنستان جنوبی و قشقائیستان هستند.


 اراده سیاسی تاسیس و یکپارچگی سرزمینی تاریخی استان قشقایی، تورکمنستان جنوبی و آزربایجان یکپارچه و تاریخی متحد هم یکی از مهمترین خواسته و اراده ملی ملت تورک است.


عرب‌ها، بلوچ‌ها، گیلک‌ها، مازنی‌ها، و ... ام دولت‌های ملی خودشان را داشته‌اند و در همین یکصد سال هم برای رهایی از اشغال ایران و دستیابی به استقلال ملی بارها اقدام کرده اند.


با کمی دقت در روند حوادث، پیدایش تکنولوژی‌ها، تحمیل و اجبار رسمی دولتی، دسترسی به پول حاصل از فروش نفت و غارت منابع ملی ملل، و ... متوجه خواهیم شد که احساس تعلق به ایران و تعلق ایران به آن ها بسیار جدید است و همزمان با پیدایش صنعت چاپ، حمل و نقل ماشینی و سریع، آموزش اجباری مدرسه‌ای و همه‌گیر، سربازگیری همگانی و اجباری، استخدام گسترده در سیستم‌های دولتی، گسترش رسانه های تبلیغاتی، سرازیر شدن پول نفت، ترس از مجازات، اعدام، زندان و ... ایجاد شده است.


برای درک راحت موضوع، اگر هر کدام از این عوامل یاد شده در ایجاد یکسانی و شبیه سازی ملل و مردمان در ایران را حذف بکنیم، متوجه خواهیم شد که کمتر کسی خود را ایرانی می دانسته و می‌داند.


امروزه هم، در عکس العمل به ظلم و ستم ایران به آن ملل، اعمال تبعیض منفی در حق حقوق ملی غیرفارس‌ها، محرومیت شدی و امه جانبه آن ملل، غارت، چپاول، قتل عام و کشتار آن ملل، اجبار آن ملل به مهاجرت برنامه‌ریزی شده و هدفمند، نقض حقوق فردی و حقوق ملی آن ملل و ... آن کسانی را که احساساتی هم در آن‌ها برای تعلق به ایران ایجاد شده بود، بتدریج از ایران و هر آنچه رنگ و بوی ایرانیت بدهد، متنفر شده و از آن دوری می کنند.


نه تنها تورک‌های آزربایجان جنوبی، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها، عرب‌ها و بلوچ ها و ...از ایران و ایرانیت متنفر هستند، بلکه کسانی که هویت ایرانیت سیاسی را حمل می‌کنند اما مجبور به مهاجرت به دیگر واحدهای سیاسی شده‌اند و در آن کشورهای دیگر ساکن شده‌اند هم از ایران و ایرانیت متنفر هستند.


اغلب آن مهاجران سیاسی و غیر سیاسی، تمایلی به آشنایی و رفت و آند. گفتگو و سناخت ایرانی‌ها در منطقه خود ندارند.


 لذا نه تنها ایران مفهوم سیاسی و جدیدی است، بلکه برای این که ادراک بکنیم که کشوری با چنین نامی وجود داشته، باید به حس تعلق ملی به ایران و تعلق ایران به تک تک افراد و ملل توجه بکنیم.


اگر چنان حسی وجود نداشته و تمامی یکصد سال را صرف ایجاد آن کرده اند، پس چیزی وجود نداشته و تلاش می کرده‌اند تا چیز و احساست جدیدی را بسازند.


ولی سازندگان این مفهوم، تنها برای ساخت مفاوم ایران اکتفا نکردهاند، بلکه به تاریخی و قدیمی نشان دادن آن هم امت گماشته‌اند.


احساس تعلق ملی و فردی، اصلی ترین منبع و سنجه تشخیص هستی ازران و ایرانیت و تشخیص راست از دروغ بوده و است.



انصافعلی هدایت 

Wednesday, November 27, 2024

آیئقلئقین یولو 1 1 Ayıqlıqın Yolu


https://youtu.be/0YqiwWhVWTM?si=ZVOXoqfFNiaA6dI8


آیئقلئقین یولو


Ayıqlıqın Yolu


دشمنان مسلمانان و تورک ها، مغز ما را با آموزش ها و تاریخ دروغین دستکاری کرده اند تا بتوانند سرزمین ها و منابع متعلق به ما را اشغال و چپاول بکنند و ما اقدامی بر ضد آن ها نکنیم. 


باید از نو مغز، معلومات و مسلمات ذهنی خود را بدست خود و بر اساس منافع ملی، ملت و میهنی خود سازمان داده و اداره بکنیم تا به رفاه ملی-میهنی برسیم.


انصافعلی هدایت


Müsəlman ve Türk düşmanları bizim beynimiz ile oynamışlar, bize yalan bilgiler, tarih ve düşünceler vererek, aklimizla oynamışlar. Beynimizin işgalinden dolayı vatanımızı ve tüm kaynaklarımızı kendi kontorollarina almış, bizleri bölmüş ve idare ediyorlar. 


Biz, onlara karşı hiçbir iş yapmıyorum, işkaldan razi olanlar kibi.


Beynimizi yeniden ve kendi milli çıkarlarımız, milletimiz və vatanımız üzre qurqulamamız gərəkiyor. 


Yoksa Milli menfaatler ve rifah diye bir şey olmaz.



İnsafeli Hidayet

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs