Saturday, December 28, 2024

پیشنهادی فاشیستی برای ملل تورک، عرب، بلوچ و …

 پیشنهادی فاشیستی برای ملل تورک، عرب، بلوچ و …


نوشت:

همه تک تک ایرانیان باید بطور کامل، برابر و عادلانه از تمام حق و حقوق برخوردار باشند. هرکسی بغیر این فکر بکند، خائن و ظالم به ایرانیت بوده و لازم است با تصویب قوانینی مجازات بشوند.


نوشتم: 


گرچه حقوق «تک تک» افراد در حکومت های فارس ضایع شده و می شود ولی بحث اصلی بر سر حقوق، اراده و خواست «ملل» است و حقوق افراد در زیر مجموعه حقوق ملی ملل مستتر است. 


آیا فارس‌ها و‌پانفارس‌ها حاضر به از دست دادن منافع استعماریشان از قبل ملل تورک، عرب، بلوچ و … هستند؟


 از طرف دیگر، فارس‌ها خودشان را نه قوم و نه ملت تعریف می کنند. در نتیجه، هستی آن‌ها، چگونه تعریف خواهد شد تا دارای حقوق باشند؟


آیا باور می‌کنید که توده فارس، رهبران و روشنفکرانش، به برابری صد در صدی حقوق، جایگاه و منافع خود با ملل غیر فارس گردن بنهند؟


به‌ عنوان‌مثال، آیا فارس‌ها خواهند پذیرفت تا زبان‌های تورکی، عربی، بلوچی و ... هم زبان رسمی، سراسری، اجباری و مشترک همه باشد؟ 


من تصور می‌کنم که حتی اگر فارس‌ها به برابری صد در صدی با تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و … تن بدهند، تورک‌ها، عرب،ها، بلوچ‌ها، و ... فارس‌ها را قبول نخواهند کرد. 


چرا که فارس‌ها (ایرانی‌ها) در صد سال گذشته، بار‌ها از این نوع سخنان زیبا و فریبنده گفته و وعده داده‌اند اما وقتی قدرتشان تثبیت شده است، به زیر تمامی قول و قرارهای مکتوب و حتی قانون‌شده، زده اند. 


لذا ملل تحت استعمار فارس (ایران) هیچ اعتمادی به فارس‌ها ندارند و راهی جز استقلال از توده فارس‌ها و ایران را نخواهند پذیرفت.


نویسنده این پیشنهاد، در ادامه نوشته‌اش، تفکر و منش فاشیستی پنهان درونش را با این کلمه‌ها افشا می‌کند: «هرکسی بغیر این فکر بکند، خائن و ظالم به ایرانیت بوده ...». 


در این کلمه‌ها، پیشنهاد دهنده به مخالفت با «فکر» افراد و گروه‌ها، انجمن‌ها، سازمان‌ها، احزاب و اتاق‌های فکر می پردازد. 


می‌دانیم که منش و رفتار روبنا است و زیر بنا فکر است. لذا، مخالفت با فکر، به معنی تعطیلی عقل، آزادی‌ها، خواست و اراده افراد و ملل است که به سانسور و کشتار جمعی می‌انجامد.


 این، همان روسی است که با رضاکودتاچی شروع شده، با محمدرضا ادامه یافت و با خمینی و خامنه‌ای به اوج خفقان رسید.


همان نویسنده، در همان جمله، افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و مللی که فکری متفاوت از او و امثالش را داشته باشند، خاین می داند و به مجازاتشان قول می دهد.


در حالی که مسئله اصلی بسیاری از روشنفکران ملل تورک، عرب، بلوچ و … آن چیزی است که او «ایرانیت» می‌نامد.


از نظز روسنفکران ملل غیرفارس، ایرانیت خمیر مایه تمامی استعمار، تبعیض، تحقیر و حذف و عقب ماندگی‌ها در طول یکصد سال گذشته بوده است.


تازه، معلوم نیست که منظور پیشنهاد دهنده از «ایرانیت» چیست و دارای کدام خصوصیات و ویژگی‌هاست؟


 در حالی که یکی از حقوق اولیه افراد و ملل، فکر در راستای حذف ایران و ایرانیت است.


همچنین، ملل استقلال خواه تحت استعمار فارس و ایران، می‌خواهند از سایه شوم ایرانیت و فارس‌ها آزاد شده و مستقل بشوند. 


در نتیجه، هر کسی که خواهان مذاکره با ملل تورک آزربایجان، تورک قشقایی، تورکمن، عرب، بلوچ و … است باید ابتدا به ساکن، بدو شرط و شروط، وارد مذاکره شده و با شرایط این ملل همدلی و همراهی بکند.


همدلی و همراهی هم تحفه ایست که فارس‌ها، پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست ها در انبان فکریشان و عمل‌گراییشان ندارند.


انصافعلی هدایت 


02.11.2023



من سه زبانه ام و لهجه دارم.

 


من سه زبانه ام و لهجه دارم.

 تو چند زبانه هستی؟ 

راستی، می توانی بدون لهجه، تورکی صحبت بکنی؟ می خواهی برات بخندم یا مسخره‌ات بکنم؟ 

ولی من تو را مسخره نمی کنم و به تلاش تو برای یاد گرفتن زبان من احترام می‌گذارم.

راستی، می دانی احترام گذاشتن چه نوع عملی است؟

بدان: کسانی که لهجه ندارند، تک زبانه بوده، نسبت به لهجه‌دارها بسیار عقب مانده هستند.

 عقل، هوش، تجربه، روابط انسانی و درک جهانی تک زبانه‌ها نسبت به لهجه‌دارها بسیار اندک است.

 اغلب تک زبانه‌ها غرق در خودبینی و نژادپرستی هستند. 

همین که لهجه ای را مسخره‌ می‌کنی، نشان می دهی که عقب مانده هستی.

من لهجه دارم و از لهجه دارها حمایت می کنم.


انصافعلی هدایت 


29.10.2023

فرض بگیریم که فارسی، زبان تخصصی همه شعرا بوده است، که چی؟


فرض بگیریم که فارسی، زبان تخصصی همه شعرا بوده است، که چی؟


دوستی، شستشوی مغزی شده که نمی خواهد پایش را از کتاب‌های تحریف شده، جعلی و رمان-تاریخی فراتر بگذارد، یا در متن‌ها آن‌ها قوه تعقلش را بکار بیندازد، آن‌ها را نقد بکند، در درستی آن‌ها شک بکند، در ده‌ها متن کپی-پیست خود، می خواهد بما بقبولاند که فارسی زبان ملی همه ملل در ایران بوده و است. 


او نوشته است:

«زبان فارسی زبان ملی ایران واسط ارتباط اقوام تورک عرب بلوچ گیلک و فارس است تمام شعرای تورک زبان دیوان فارسی دارند ایران جعلی نیست افکار تو مغشوش است و فاقد تعقل و علم»


در پاسخش نوشتم:


فرض بگیریم که همه شعرای تورک، عرب، بلوچ، روس، انگلیس و ... شعرعایشان را به زبان فارسی سروده اندک. 

خوب که چی؟


 این، نشان می دهد که یک عده متخصص شعر بافی، اشعارشان را به زبان خاصی می‌گفته‌اند یا می‌گویند.


 یعنی، فارسی، زبان تخصصی یک رشته بوده است. فراتر از این نمی‌رود.


 زبان تخصصی یک رشته که تعداد متخصصانش در طول تاریخ، بسیار کمتر از پنج هزار متخصص بوده است، نمی تواند زبان عموم باشد. 


یعنی، زبان فارسی، زبان شعر فارسی بوده است، نه زبان عموم ملل تورک، عرب، بلوچ، لور،گیلک، مازنی، طالش، کرد، انگلیس، روس و ... 


تازه، فرض بگیریم که زبان یکصد نسل قبلی من، فارسی تهرانی و نه دری، بوده است که حتی خود فارس ها هم ده‌ها لهجه دارند و فارسی لهجه جدیدی با عمری کمتر از یکصد سال است.


ولی باز هم دلیل نمی شود که ما تورک‌ها، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، و ... زبان مادری امروز خودمان را انکار و عوض بکنیم. 


کدام عقل سلیم قبول می کند که چون اجداد ما در صدها یا هزاران سال قبل با زبان دیگری سخن می گفته اند، پس باید ما زبان امروزین خودمان را ترک کرده و به زبان اجداد چند صدیا چند هزار سال قبل برگردیم.


پس چرا خود فارس‌ها به زبان پهلوی یا زبان قبل از پهلوی، یا زبان کوروش و ... بر نمی گردند که زبان تاریخی فارس‌ها بوده است؟


 این نوع تفکر، از باستان شناسی و بازگشت به تاریخ جعلی فارس ها در تاریخ تاریک بیرون می طراود و ارزش علمی، اجتماعی ندارد و مقبول نیست.


تازه، از زبان، نمی توان نتیجه کرفت که ایران، کسوری و واحد سیاسی جدید و جعلی نیست. ایران، مانند چهل و چهار گشور دیگر، بعد از جنگ جهانی اول پیدا شده است.


انصافعلی هدایت 

26.10.2023 

کدامیک از خیانت های رضاخان پس از کودتا در سوم اسفند 1299 مهمتر است؟

 


کدامیک از خیانت های رضاخان پس از کودتا در سوم اسفند 1299 مهمتر است؟


1. نابودی دموکراسی هفتاد ساله دوره قاجار


2. نابودی همه دستاوردهای مشروطیت


3. نابودی تنوع و آزادی مطبوعات و بیان


4. نابودی احزاب مستقل


5. نابودی نهاد نمایندگی مردم و تبدیل مجلس به طویله


6. مهندسی انتخاب نمایندگان ملت در مجلس


7.. قتل عام روشنفکران، روزنامه نگاران


8. سترون کردن نهاد روشنفکری


9. مستولی کردن ترس و وحشت بر اجتماع


10. استقرار مجدد دیکتاتوری


11. توجیه حقوقی، فلسفی، دینی و توسعه‌ای دیکتاتوری توسط مشروطه خواهان سابق


12. نابودی حکومت‌های ملی ملل غیر فارس


13. آغاز دشمنی با ملل غیر فارس


14. جدیت برای حذف ملل و اجبار به مهاجرت غیر فارس‌ها


15. آغاز جنگ سیستماتیک با زبان‌ها، فرهنگها و دولتمداری تاریخی ملل غیر فارس


16. تحمیل تکزبانی بجای تکثر زبانی


17. تبدیل پانفارسیسم، پان‌ایرانیسم و پان کوروشیسم به ایدئولوژی نژادپرستانه رسمی دولتی


18. سرکوب تکثر ملی و تحمیل ایرانیت فارسی به همه ملل غیر‌فارس


19. حذف همه حقوق ملی و انسانی غیر فارس‌ها


20. اعمال تبعیضات گسترده و سیستماتیک علیه ملل غیر فارس


21. نابودی هر گونه حق انتخاب، از جمله حق پوشش مردانه و زنانه


22. آغاز رسمی شستشوی مغزی همه ملل در سیستم‌های آموزش اجباری 


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

22.02.2023




















اهداف آموزش مکمل در ایران چه بوده است؟

 


اهداف آموزش مکمل در ایران چه بوده است؟


من نمی دانم که سطح تحصیلات و تخصص شما چیست؟

اما می دانم که هر چه کرد، دانشگاه‌های با نام «دارالفنون» کرد.

 از زمانی که پهلوی‌ها و فراماسون ها، دست بر روی آموزش، دارالفنون و دانشگاه گذاشتند، ممالک محروسه و مراکز آموزشس، تخصصی و تکنیکی آن به اندازه سر سوزنی در جهان، نقش تولید علم و تکنولوژی نداشته و ندارد. 

سوال: نفس سیستم‌های مکمل آموزشی (از پیش دبستان، دبستان، راهنمایی، دبیرستان، فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس، دکتری و پروفسور) و در کنار آن‌ها سیستم آموزش دینی، و آموزش‌های ۶یر مستقیم رادیو، تلویزیون، مراکز تحقیق و پژوهشی، اداری و ... چه بوده اند و هستند؟ 

پاسخ من: همه این سیستم‌ها مشغول شستشوی مغزی افراد و ملل و تولید آدم‌های وفادار به رژیم و کپی (شبیه سازی فکری) همدیگر، و تولید آدم‌های ترسو، بدون آرمان، ادم‌هایی که تسلیم خواست و اراده حاکمیت بوده اند، است.

همچنین محو ملت‌ها، فرهنگ‌ها، زبان‌ها، هویت های ملی و فردی از اهداف آن مراکز آموزشی مستقیم و غیرمستقیم بوده است.

تلاش ان ها، بر روی تولید ملتی به نام «ملت ایران» که فقط شاه (ولایت فقیه)، خدا و میهن فارس را قبول بکنند، متمرکز بوده و است. تولید انسان‌هایی که مهمترین افتخاراتشان، انکار هویت های خودشان و کپی کاری تولیدات ممالک دیگران بوده و است.

 سوال نهایی: به نظر شما تولیدات سیستم آموزشی مکمل در ایران چه بوده است؟

 اگر پاسخ شما این است که حداقل، توانایی خواندن و نوشتن فارسی را داریم‌ و همه را مجبور به یادگیری فارسی کرده ایم.

 آیا این همه بودجه برای یاددادن خواندن و نوشتنی که اکثرین دانشگاهیان نمی توانند یک مقاله دویست کلمه ای بنویسند و ملل غیر فارس، از زبان و ملت فارس متنفر شده اند، لازم بوده است و به این اهداف رسیده است؟

چرا سطح تولید کتاب و کتابخوانی این همه پایین است؟

چرا اگر هدف آموزش مکمل، تولید علم و تکنولوژی و تولید تفکر انتقادی نبوده و نیست؟


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

10.01.2023















آیا نباید آیت‌الله خلخالی را طور دیگری دید؟

 

آیا نباید آیت‌الله خلخالی را طور دیگری دید؟


سلام دوست عزیز؛ جناب آیدین مارالانلی


 نقد حضرتعالی را در تورک-مقاله‌لر خواندم و خوشحال شدم. 


اما می خواهم چند نکته را یاد آور بشوم: 


1. من (انصافعلی هدایت)، هیچ مطلبی را به نام حرکت ملی و یا عضو حرکت ملی ننوشته ام که شما به نام حرکت ملی پاسخ داده‌اید.


آیا شما حرکت ملی یا سخنگوی آن هستید؟


این نوع رفتار، بازی با شعور فعالان حرکت ملی و تحریک احساسات آن‌ها است تا از شما حمایت بکنند. 

من فکر می کنم؛ ما نباید افکار و تحلیل‌های شخصی خودمان را به عموم مردم، بخصوص به حرکت ملی نسبت بدهیم. 


حرکت ملی، مسئول اعمال، رفتار، بینش و نوع تحلیل های شخصی من و شما نیست و نباید حرکت ملی را با افراد اشتباه بگیریم.


 2. نگاه به تاریخ و تحلیل نوین از شخصیت‌ها، افکار و رفتار آن ها، نتایج عملکرد آن‌ها و ... دایما تغییر می کند و تاریخ و زمان، نیازمند تحلیل‌های جدیدی است.


3. خلخالی، شریعتمداری، ستارخان، باقرخان، بابک، خیابانی، پیشه وری، و ... شخصیت های تاریخی هستند. 


رژیم‌ها، حاکمیت‌ها، ایدیولوژی ها، منافع، تعلق خاطر ملی، عرق ملی، و ... دشمنی و احساس تنفر نسبت به ملتی، سیستم‌های شستشوی مغزی و ... در اطراف آن‌ افراد پیله هایی را بافته اند و به اذهان ما سمت و سو داده اند.


ستار خان و باقر خان را ناجی ایران تعریف کرده و مصادره به مطلوب فارس ها کرده اند و تاریخ ساختگی و نوع تحلیلی که داده اند، قابل قبول جلوه گر شده است.


مثلا؛ اگر ما بخواهیم با نوعی دیگر از تحلیل، آن افراد را نه در خدمت سیستم فارسیسم که در خدمت ملت تورک نشان بدهیم و یکی از سلاح‌های فارس ها برای سرکوب تورک ها را از دستشان بگیریم، کار اشتباهی کرده‌ایم؟


چرا نباید تحلیلی متفاوت از آنچه دستگاه تبلیغاتی تمامی نحله های فکری پانفارسیسم ارائه داده اند، ارائه بدهیم؟ 


4. من از اعدام ها حمایت نکرده ام. بلکه گفته ام، خلخالی انتقام بخشی از قتل‌عام شدگان تورک توسط پانفارسیسم را گرفته است. یعنی ق۱اوتی در درستی یا اشتباه بودن احکام او نداشته‌ام.


5. راستی، «عدالت» چیست؟ منشأ عدالت کجاست؟ تا بتوان بر آن تکیه کرد. 


عدالت، مفهومی بر خواسته از مجموعه آداب، رسوم، شرعیات، نوع بینش ملی، منافع ملی-قومی، دوستی‌ها و دشمنی ها، قوانین و ... جاری در یک جامعه در طول زمان است که حتما بخشی از آن نوع عدالت رایج در فلان جامعه و ملت، با عدالت در دیگر جوامع و ملل در تضاد یا تقابل خواهد بود. 


چرا که مفهوم عدالت در نزد یک ملت، از تاریخ متفاوت، دین متفاوت، آداب و رسوم متفاوت، تجربه های متفاوت، منافع متفاوت و ... دشمنی‌ها و ... ریشه گرفته اند.


پس نمی توان مفهوم مجردی از عدالت در ذهن ساخت و آن عدالت را به همه انسان هایی که در روی بخش‌هایی از کره زمین زیست می‌کنند، نسبت داد.


 چرا این همه در مفهوم عدالت و حقوق تفاوت دیده می شود؟ 


چرا جنایت‌ها، اشغال‌ها، استعمار، نابرابری‌ها و ... در جریان است؟ 


پس مفهومی مشترک از عدالت وجود خارجی و جاری ندارد.


اگر عدالت را با پیشفرض شما ببینیم، کار امثال آیت‌الله خلخالی عادلانه بوده است. چرا که او، در مقطع خاصی از تاریخ و بر اساس رژیم حقوقی خاصی که مورد قبول بخش بزرگی از ملل در ایران استعمارگر بوده، احکام اعدام را صادر کرده و بخش بسیار بزرگی از ملل در ایران آن زمان، به آن‌ اعدام‌ها اعتراض نکرده و غیر عادلانه ننامیده اند. 


پس، مفهوم عدالت، در طول زمان و مکان و شرایط حاکم، تغییر می کند.


6. من با آنچه شما به عنوان اصول (مدرن) حرکت ملی نام نهاده‌اید، مخالفت نکرده‌ام که آن‌ها را در زنجیره انتقاد نسبت به من می آورده‌اید. گویا که من با آن‌ها مخالفت کرده‌ام.


در عین حالی که باید اعتراف بکنیم: حقوق بشر، دموکراسی، آزادی‌ها، اعتقاد درونی به برابری ملل و حق تعیین سرنوشت ملل، حقوق زنان و کودکان، مخالفت تورک‌ها با اعدام، مخالفت با اشغال وطنشان، و ... باعث استقلال تورک‌ها از ایران فارسزده نخواهند شد.

 

همان طور که محکومیت حدود سی ساله ارمنی‌های اشغالگر در سازمان‌های بین المللی هم باعث آزادی قره باغ نشد.


باید واقعیات سیاسی، نظامی، کشتار و ... ساری و جاری و سخت و دردناک در منطقه را پذیرفت.


 شما نمی توانید رژیم ملایان پانفارس را با چنین مفاهیمی به برکناری راضی بکنید تا حقوق فردی و ملی افراد و ملل را برسمیت بشناسند.


در تعریف من از عدالت، قدرت همه جانبه شما، در تحقق حقوق ملی ملت تورک نقش دارد. هر طرف که قدرت بازدارندگی و کشتار بیشتری داشته باشد، حرف و خواست خودش را بر کرسی می نشاند و هیچ قدرتی نمی تواند او را به بیعدالتی متهم بکند.


این دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و عدالت نیست که شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی-آموزشی، اقتصادی و ... را به نفع یک ملت تحت ستم و مستعمره تغییر می‌دهد. بلکه توان و قدرت بازدارندگی و کشتار (نظامی) او است که دشمن را به تسلیم وامی‌دارد.


7. باید این واقعیت را هم بپذیریم که ما تورک‌ها، یک ملت هستیم. تک تک افراد این ملت، عضو جدایی ناپذیر این ملت هستند.


 شما می توانید تعدادی از اعضای ملت را خائن، جاسوس، عامل دشمن، ضد وطن و ملت تورک، مانقورد، خود فروخته و ... بنامید. بخشی از حقوق و آزادی های آن ها را بر اساس قانون و روش‌های قانونی محدود بسازید اما حق ندارید صفت «عضویت ملی تورک» را از او بگیرید و بگویید او تورک نیست.


سوال: 

چرا خلخالی نمی تواند انتقام کشته شدگان در قتل عام های دوران خیابانی، پیشه‌وری و پنجاه و هفت را از عوامل رژیم پهلوی و فارس‌ها بگیرد؟ 


چرا نباید تفسیری جدید از رفتار سیاسی امثال خلخالی بدست بدهیم؟


آیا بخش مهمی از ما، تسلیم تبلیغات ضد آیت الله حسنی؛ امام‌جمعه ارومیه نشده بودیم و از چشم فارس‌ها و کردها او را محاکمه و محکوم نمی کردیم؟ 


چرا امثال خلخالی‌ها، مورد غضب رژیم‌واقع شده، خانه نشین شدند و در تنهایی و (احتمالا) در فقر جان دادند؟


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

21.12.2022

















نتیجه دفاع و عقب نشینی، شکست است

 

نتیجه دفاع و عقب نشینی، شکست است

وارد هر نوع کار یا رفتار دو طرفه ای مانند رقابت، مسابقه، نبرد و ... بشویم، در صورتی موفق و پیروز می شویم که فقط به پیروزی بیندیشیم و برای پیروز شدن برنامه ریخته، عمل بکنیم.

همه ما در پی سرنگونی رژیم هستیم. رژیم در آستانه باخت، به حمله، دستگیری و کشتار دست زده است.

اخبار دستگیرشدگان را هم رژیم و هم خود ما منتشر کرده و بزرگتر نشان می دهیم.

در پی این کار، روحیه مهاجم سرکوبگر تقویت می شود. روحیه معترضان تضعیف می شود.

همه می دانیم که در این مبارزه، هدف سرنگونی رژیم است و ما هم کشته خواهیم داد و دستگیر خواهیم شد.

باید به استراتژی اصلی خود برگشته، حمله بکنیم.

باید در تمامی شهرها به مراکز اصلی قدرت و مدیریت کشور و شهر حمله کرده، آن‌ها از کار بیندازیم.

انرژی و توان خود را در خیابان‌ها، صرف مقابله با سرکوبگران نکنیم.

هدف؛ اشغال بیت رهبری، ریاست جمهوری، مجلس، وزارتخانه ها، رادیو-تلویزیون‌ها، روزنامه‌ها، استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، اشغال پادگان‌ها، مسلح کردن مردم، نا‌امن کردن زندگی برای سرکوبگران و خانواده‌های آنهاست.

اگر سرکوبگران به خانه های ما می ریزند و امنیت خانواده‌های ما را بهم می زنند، ما هم حق مقابله بمثل با آن‌ها را داریم.

اگر سرکوبگران از سلاح استفاده می کنند، ما هم حق مسلح شدن و دفاع از خود داریم.

انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

17.12.2022

افغانستانی ها را تحقیر نکنید. یکصد سال از افغانستان عقب هستید

 افغانستانی ها را تحقیر نکنید. یکصد سال از افغانستان عقب هستید


ای ملل در ایران فارسزده، با تحقير أفغانستاني‌ها بجایی نمی رسید.


ملل اسیر ایران فارسزده و خود فارس‌ها، یک هزارم جسات، شهامت و جرات ملل در افغانستان ندارند.


آن‌ها از زمان ظاهر شاه تا کنون با روسیه و آمریکا و ایران جنگیده و تسلیم نشده اند و همه آن‌ها را شکست داده‌اند.


آزادی‌ها و حقوق ملل در افغانستان، قابل قیاس با آزادی‌ها و حقوق ملل در ایران فارسزده نیست.


حداقلش آن است که افغانستان در احترام به ملل، بسکل فدرال اداره می شود و تمامی ملل در قانون اساسی افغانستان زنده و حاضر هستند و از حقوق یکسان برخوردارند.


 در حالی که جز فارس ها و جز حکومت فارس ها و جز حقوق فارس‌ها، جز اقتصاد فارس‌ها و ... هیچ چیز و هیچ ملتی، هیچ زبانی، هیچ انسان دیگری در ایران فارسزده وجود حقوقی ندارد.


ایران فارسزده یکصد سال از افغانستان جنگزده عقب است.


ملل در افغانستان به زیر ظلم استعمار نرفتند. کشته دادند اما تسلیم نشدند.


آیا فرزندان ملت تورک آزربایجان‌جنوبی، تورکمنستان جنوبی، تورک قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلگ، مازنی، کرد، تالش و ... برای آزادی، استقلال، حقوق ملی خود و رهایی از استعمار فارس‌ها جنگیدند؟ کشته‌ها دادند؟ خود، زبان، وطن، تاریخ، ادبیات، اقتصاد، و‌ ملتشان را وارد حقوق و سیاست و آموزش رسمی در کنار فارس‌ها کردند؟


نه! 

در قوانین ایران، مللی و حقوقی، زبانی، تاریخی، سیاستی، اقتصادی، اموزشی غیر از آنچه فارس است، وجود ندارد که آزادی و دموکراسی و حق انتخاب و تعیین سرنوشت هم داشته باشند.


ای انسان‌های تحقیر شده در ایران فارسزده، با چه رویی خودتان را برتر از ملل در افغانستان می دانید و آن‌ها را تحقیر می کنید؟


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

11.12.2022






تنها مانده، تجزیه شده، بازنده شدیم

 

تنها مانده، تجزیه شده، بازنده شدیم


ایران جعلی، روس، انگلیس و تمامی استعمارگران، برای تکه پاره کردن جهان تورک نقشه کشیدند و ما تورک‌ها هم بر اساس نقشه آن‌ها بازی کردیم، فهمیدیم، قضاوت کردیم و بازنده شدیم.


آنها، بر روی کشورهای مختلف تورک‌، نام های متفاوت گذاشته، ما تورک‌ها را از هم تجزیه، و به هم بیگانه کردند.


به تورک‌ها، در ایران جعلی، «آذری» گفتند. همه تورک‌ها هم آن را باور کردند. و ما تورک‌های آذری شده، از همه همسایه های تورک خود تجزیه شدیم؛ تنها مانده، بازنده شدیم.


به آزربایجان شمالی،آزربایجان روس گفتند و آن‌ها را هم از دیگر تورک‌ها تجزیه کردند، تنها مانده، تجزیه شده، باختند.


همین داستان را بر سر تورکمنستان جنوبی و شمالی، قیرقیزستان، اوزبکستان، تاتاریستان، و ... آوردند. آن ها هم تنها و تجزیه شده، باختند.


جمهوری تورکیه هم به همان دام افتاد. تنها خودش را تورک دانست و به زبان اروپای استعمارگر دید و شنید و قضاوت کرد.

 تورکیه هم تنها ماند. از جهان تورک تجزیه شد و باخت.


وقت آن است که بر روی نقشه تجزیه تورک‌ها، قلم بطلان بکشیم.

خود را تورک بدانیم. تورک ببینیم. تورکی بفهمیم و تورکی قضاوت بکنیم. به یک‌ ملت تورک تبدیل شده، با هم پیوند سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی،. و ... برقرار بکنیم.


در این صورت، از مستعمرگی رها خواهیم شده و به نیروی سازنده و تاثیرگذار بدل خواهیم شد.


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

20.11.2022




















مگر رفراندم هم داشتید؟

 



مگر رفراندم هم داشتید؟


پان‌ایرانیستهای پانفارس، به رفراندم حمله می کنند. امیررضا واعظ آشتیانی نامی، طلب کارانه گفته: چرا باید برای هر موضوعی رفراندم بگذاریم؟


اولا؛ رفراندم از حقوق ملل است و باید هر یکی دو سال یکبار، بر سر مسایل مهم داخلی ملل در ایران و در جهان، به آرای عموم ملل مراجعه کرد‌.

ثانیا؛ انگار در هر سال، چند رفراندوم گذاشته اند که بر سر ملل منت می گذارند.

ثالثا؛ در چهل سال گذشته، بجز رفراندم آری به جمهوری اسلامی و قانون اساسی، رفراندم دیگری هم بوده است؟

اما اگر قرار به رفراندم است، چرا کثیرالمله بودن ایران جعلی، چرا استقلال ملل غیر فارس، چرا رسمی و اداری شدن زبان‌های غیر فارسی، چرا دوستی با غرب و آمریکا، چرا مخالفت با سیاستهای جاری، چرا دخالت در امور داخلی دیگر ملل، چرا بمب اتمی، چرا آزادی احزاب، چرا حذف سپاه و دادگاه ها و چرا ... به رفراندم گذاشته نشود؟


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

13.11.2022














بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc