Sunday, December 29, 2024

گرفتاری در باتلاق پاندول ذهنی

 

گرفتاری در باتلاق پاندول ذهنی



از مترجم محترم بسیار متشکرم که این سند را هم در اختیار ما گذاشته و هم آن را ترجمه کرده است. 

اما در جمله ای که اینگونه آغاز می شود " در تاریخ باستان اورمیش ..." یک سهو در نگارش رخ داده است که احتمالا عمدی نیست. آن سهو این است که کلمه

 Urumiah

در تایپ "اورمیش" شده است.

لاکن، مطلب دیگری که بسیار برای تورک‌ها مهم است ولی بنا به دلایلی به آن توجه نمی‌کنیم خود کلمه

Urumiah

 است.

لابد تصدیق خواهید کرد که ما تورک‌ها و حتی‌ فارس‌ها هم، در گفتار نام این شهر "اورومیّه" می گوییم که دارای دو “او” است. یعنی با "او" و "رو" در این کلمه مواجه هستیم. حقیقت این است که در جهان بیرون از ذهن، به این شهر “اورومیه” یا “اورمو” می‌گوییم اما در نوشتار “اُرومیّه” می‌نویسیم. 

این اختلاف و چندگانگی در میان تجربه ملی و فردی زیسته، فرهنگ و مدنیت ملی، آموزشی ملی، تحمیل اجباری فراملی، ذهن فردی، حافظه ملی، گفتار جمعی و نوشتار دولتی تحمیلی سرگردان هستیم. این سرگردانی در دوره‌های اخیر فارسی سازی کلمات - نام‌ها و با تورک ستیزی اسامی و کلمات تورکی رایج و به ما تورک‌ها تحمیل شده است که بر خلاف اصول اندیشه و قواعد ذهنی-زبانی تورکی است. 

ما تورک‌ها هم‌ به تبعیت از آموزش اجباری و تحمیلی فارس‌ها، به دوگانگی زبانی هم مبتلا شده‌ایم و هم به ان عادت کرده‌این و هم از آن دفاع می‌کنیم. 

چرا که ما به عنوان یک فرد تورک، در خانواده و در میان ملت خود، در حافظه تاریخی ملی ملت خود، در ذهن و خاطرات فردی خود، در پروسه زبانی تورکی و در گفتار روزانه خود نام این شهر را “اورومیه” می گوییم اما “اُرومیّه” می‌نویسیم. 

این چندگانگی که با قواعد زبان تورکی، حافظه ملی-تاریخی تورک‌ها، با آموزش ملی-وطنی تورک‌ها، با حافظه فردی ما از این کلمه در ذهن ما مخالف است، باعث چندگانگی رفتار و تفکر ما در جهان واقع می شود.

نفرمایید که چگونه تفاوت گفتار و نوشتار در یک کلمه، باعث رفتار و فکر متضاد در جهان بیرون از ذهن ما می شود.

باید بپذیریم که مغز ما انسان‌ها تابع قواعد ویژه‌ای برای ادراک جهان خارج است. اگر تضادی جزئی هم در میان این قواعد و جهان واقعی باشد، ادراک عقلی ما هم متزلزل شده و ما در یک حرکت پاندولی گرفتار می شویم.

در نتیجه این پاندول، در تشخیص درست و غلط مردد می‌شویم که کدام درست و کدام غلط است؟ و این حالت و وضعیت ذهنی-زبانی، به سوالی پاندولی و دائمی بدون جواب در عقلی ما بدل می شود که به خاطر عدم تلاش برای پاسخگویی و انتخاب یک راه حل برای آن، به باتلاق عقلی و در مرحله بعد به باتلاق حرکت فردی و ملی ما بدل می شود.


ما تورک‌ها برای رهایی از این وضعیت پاندولی و اختلاف در میان چندگانگی‌های تحمیلی به عقل فردی و ملی-تاریخی ما، باید به شفافیت شیشه ای در میان گفتار، نوشتار، تفکر، تجربه فردی، تجربه ملی، مدنیت ملی، عقل فردی و ملی و عمل فردی و عمل ملی برسیم.

 یعنی باید از تشکیک دائمی در میان خود فردی، خود ملی، خود تاریخی، خود عقل ملی، خود عقل فردی، آموزش خانوادگی-ملی، آموزشی تحمیلی اجباری فرا‌ملی و … خارج شده به شفافیت در ان‌ها برسیم تا راه برون رفت از عقب ماندگی و باتلاقی که دیگران به طور مصنوعی ساخته و ما و عقل پان را گرفتار آن کرده اند، رها بشویم. 


انصافعلی هدایت 

29.12.2024



Saturday, December 28, 2024

استراتژی سرکوب

 

استراتژی سرکوب



از هم جدا نشویم



تجربه نشان می‌دهد که سرکوبگران تلاش می‌کنند تا معترضان را از هم تجزیه کرده، آن ها را از «جمع»، به «فرد» تبدیل بکنند.

 آنگاه، خودشان، بطور دسته جمعی به افراد تنها و تجزیه شده، حمله کرده، به ضرب و شتم او بپردازند.

نباید تسلیم سرکوبگران شده، فرار کرده، همدیگر را تنها بگذاریم. 

باید به نیروهای سرکوب حمله کرده، آن ها را از هم جدا کرده، و بطور دسته جمعی بحسابشان برسیم.


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

21.11.2022
















ایستیقلالین شرطی

 

ایستیقلالین شرطی




ایستیقلال اوچون، اللر سیلاح توتمادان اونجه، بئیین‌لر سیلاحلانمالی دیر. 

بئیبن‌لر قورخودان آزاد اولمازسا، اللر سیلاح توتاماز، ساواساماز. 

چرا آثار باستانی در زیر خاک دفن شده اند؟

 

چرا آثار باستانی در زیر خاک دفن شده اند؟


سوال: 

چرا در گذشته کاخ‌ها را در زیر زمین می ساختند؟ 

اگر کاخ‌ها، معابد و شهرها را در زیر زمین نمی ساختند، جرا اغلب آثار باستانی، در چند متری زیر خاک دفن شده اند؟ 

می توان باور کرد که مردگان را در دل خاک چال می کرده اند و قبرها می توانند در چند متری زیر سطح خاک باشند.

ولی معمولان و باید، کاخ ها را در بلندی ها بسازند تا هم کاخ به اطراف مشرف باشد. چرا که ارتفاع و بلندی، اهمیت استراتژیک هم دارد و هم اطراف و زیر دستان، از پایین به بالا و کاخ نگاه بکنند. تا نمایانگر حاکمیت طبقاتی باشد. 

در همه دنیا، بلندی ها با اعیان، ثرتمندان، نجبا، حاکمان و روحانیان ارشد تعلق داشته است.

بدانیم؛ هر کاخ، ستون، شهر، که در دل زمین است، تازه و‌جعلی است. حرفه‌ای‌های باستانی ساز مشغول تولید آثار باستانی برای فریب شما هستند.

تازه و به هر دلیلی، اگر در دل خاک دفن شده اند، چرا فقط ستون‌ها مانده اند؟ سقف، دیوارهای چهار طرف کجا رفته اند؟

نکند در گذشته، حایی که خانه، کاخ، معبد و ... نامبده می شده، فقط چند ستون بدون دیوار و سقف، در و پنجره بوده است؟


انصافعلی هدایت


28.12.2324 

پیشنهادی فاشیستی برای ملل تورک، عرب، بلوچ و …

 پیشنهادی فاشیستی برای ملل تورک، عرب، بلوچ و …


نوشت:

همه تک تک ایرانیان باید بطور کامل، برابر و عادلانه از تمام حق و حقوق برخوردار باشند. هرکسی بغیر این فکر بکند، خائن و ظالم به ایرانیت بوده و لازم است با تصویب قوانینی مجازات بشوند.


نوشتم: 


گرچه حقوق «تک تک» افراد در حکومت های فارس ضایع شده و می شود ولی بحث اصلی بر سر حقوق، اراده و خواست «ملل» است و حقوق افراد در زیر مجموعه حقوق ملی ملل مستتر است. 


آیا فارس‌ها و‌پانفارس‌ها حاضر به از دست دادن منافع استعماریشان از قبل ملل تورک، عرب، بلوچ و … هستند؟


 از طرف دیگر، فارس‌ها خودشان را نه قوم و نه ملت تعریف می کنند. در نتیجه، هستی آن‌ها، چگونه تعریف خواهد شد تا دارای حقوق باشند؟


آیا باور می‌کنید که توده فارس، رهبران و روشنفکرانش، به برابری صد در صدی حقوق، جایگاه و منافع خود با ملل غیر فارس گردن بنهند؟


به‌ عنوان‌مثال، آیا فارس‌ها خواهند پذیرفت تا زبان‌های تورکی، عربی، بلوچی و ... هم زبان رسمی، سراسری، اجباری و مشترک همه باشد؟ 


من تصور می‌کنم که حتی اگر فارس‌ها به برابری صد در صدی با تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و … تن بدهند، تورک‌ها، عرب،ها، بلوچ‌ها، و ... فارس‌ها را قبول نخواهند کرد. 


چرا که فارس‌ها (ایرانی‌ها) در صد سال گذشته، بار‌ها از این نوع سخنان زیبا و فریبنده گفته و وعده داده‌اند اما وقتی قدرتشان تثبیت شده است، به زیر تمامی قول و قرارهای مکتوب و حتی قانون‌شده، زده اند. 


لذا ملل تحت استعمار فارس (ایران) هیچ اعتمادی به فارس‌ها ندارند و راهی جز استقلال از توده فارس‌ها و ایران را نخواهند پذیرفت.


نویسنده این پیشنهاد، در ادامه نوشته‌اش، تفکر و منش فاشیستی پنهان درونش را با این کلمه‌ها افشا می‌کند: «هرکسی بغیر این فکر بکند، خائن و ظالم به ایرانیت بوده ...». 


در این کلمه‌ها، پیشنهاد دهنده به مخالفت با «فکر» افراد و گروه‌ها، انجمن‌ها، سازمان‌ها، احزاب و اتاق‌های فکر می پردازد. 


می‌دانیم که منش و رفتار روبنا است و زیر بنا فکر است. لذا، مخالفت با فکر، به معنی تعطیلی عقل، آزادی‌ها، خواست و اراده افراد و ملل است که به سانسور و کشتار جمعی می‌انجامد.


 این، همان روسی است که با رضاکودتاچی شروع شده، با محمدرضا ادامه یافت و با خمینی و خامنه‌ای به اوج خفقان رسید.


همان نویسنده، در همان جمله، افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و مللی که فکری متفاوت از او و امثالش را داشته باشند، خاین می داند و به مجازاتشان قول می دهد.


در حالی که مسئله اصلی بسیاری از روشنفکران ملل تورک، عرب، بلوچ و … آن چیزی است که او «ایرانیت» می‌نامد.


از نظز روسنفکران ملل غیرفارس، ایرانیت خمیر مایه تمامی استعمار، تبعیض، تحقیر و حذف و عقب ماندگی‌ها در طول یکصد سال گذشته بوده است.


تازه، معلوم نیست که منظور پیشنهاد دهنده از «ایرانیت» چیست و دارای کدام خصوصیات و ویژگی‌هاست؟


 در حالی که یکی از حقوق اولیه افراد و ملل، فکر در راستای حذف ایران و ایرانیت است.


همچنین، ملل استقلال خواه تحت استعمار فارس و ایران، می‌خواهند از سایه شوم ایرانیت و فارس‌ها آزاد شده و مستقل بشوند. 


در نتیجه، هر کسی که خواهان مذاکره با ملل تورک آزربایجان، تورک قشقایی، تورکمن، عرب، بلوچ و … است باید ابتدا به ساکن، بدو شرط و شروط، وارد مذاکره شده و با شرایط این ملل همدلی و همراهی بکند.


همدلی و همراهی هم تحفه ایست که فارس‌ها، پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست ها در انبان فکریشان و عمل‌گراییشان ندارند.


انصافعلی هدایت 


02.11.2023



من سه زبانه ام و لهجه دارم.

 


من سه زبانه ام و لهجه دارم.

 تو چند زبانه هستی؟ 

راستی، می توانی بدون لهجه، تورکی صحبت بکنی؟ می خواهی برات بخندم یا مسخره‌ات بکنم؟ 

ولی من تو را مسخره نمی کنم و به تلاش تو برای یاد گرفتن زبان من احترام می‌گذارم.

راستی، می دانی احترام گذاشتن چه نوع عملی است؟

بدان: کسانی که لهجه ندارند، تک زبانه بوده، نسبت به لهجه‌دارها بسیار عقب مانده هستند.

 عقل، هوش، تجربه، روابط انسانی و درک جهانی تک زبانه‌ها نسبت به لهجه‌دارها بسیار اندک است.

 اغلب تک زبانه‌ها غرق در خودبینی و نژادپرستی هستند. 

همین که لهجه ای را مسخره‌ می‌کنی، نشان می دهی که عقب مانده هستی.

من لهجه دارم و از لهجه دارها حمایت می کنم.


انصافعلی هدایت 


29.10.2023

فرض بگیریم که فارسی، زبان تخصصی همه شعرا بوده است، که چی؟


فرض بگیریم که فارسی، زبان تخصصی همه شعرا بوده است، که چی؟


دوستی، شستشوی مغزی شده که نمی خواهد پایش را از کتاب‌های تحریف شده، جعلی و رمان-تاریخی فراتر بگذارد، یا در متن‌ها آن‌ها قوه تعقلش را بکار بیندازد، آن‌ها را نقد بکند، در درستی آن‌ها شک بکند، در ده‌ها متن کپی-پیست خود، می خواهد بما بقبولاند که فارسی زبان ملی همه ملل در ایران بوده و است. 


او نوشته است:

«زبان فارسی زبان ملی ایران واسط ارتباط اقوام تورک عرب بلوچ گیلک و فارس است تمام شعرای تورک زبان دیوان فارسی دارند ایران جعلی نیست افکار تو مغشوش است و فاقد تعقل و علم»


در پاسخش نوشتم:


فرض بگیریم که همه شعرای تورک، عرب، بلوچ، روس، انگلیس و ... شعرعایشان را به زبان فارسی سروده اندک. 

خوب که چی؟


 این، نشان می دهد که یک عده متخصص شعر بافی، اشعارشان را به زبان خاصی می‌گفته‌اند یا می‌گویند.


 یعنی، فارسی، زبان تخصصی یک رشته بوده است. فراتر از این نمی‌رود.


 زبان تخصصی یک رشته که تعداد متخصصانش در طول تاریخ، بسیار کمتر از پنج هزار متخصص بوده است، نمی تواند زبان عموم باشد. 


یعنی، زبان فارسی، زبان شعر فارسی بوده است، نه زبان عموم ملل تورک، عرب، بلوچ، لور،گیلک، مازنی، طالش، کرد، انگلیس، روس و ... 


تازه، فرض بگیریم که زبان یکصد نسل قبلی من، فارسی تهرانی و نه دری، بوده است که حتی خود فارس ها هم ده‌ها لهجه دارند و فارسی لهجه جدیدی با عمری کمتر از یکصد سال است.


ولی باز هم دلیل نمی شود که ما تورک‌ها، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، و ... زبان مادری امروز خودمان را انکار و عوض بکنیم. 


کدام عقل سلیم قبول می کند که چون اجداد ما در صدها یا هزاران سال قبل با زبان دیگری سخن می گفته اند، پس باید ما زبان امروزین خودمان را ترک کرده و به زبان اجداد چند صدیا چند هزار سال قبل برگردیم.


پس چرا خود فارس‌ها به زبان پهلوی یا زبان قبل از پهلوی، یا زبان کوروش و ... بر نمی گردند که زبان تاریخی فارس‌ها بوده است؟


 این نوع تفکر، از باستان شناسی و بازگشت به تاریخ جعلی فارس ها در تاریخ تاریک بیرون می طراود و ارزش علمی، اجتماعی ندارد و مقبول نیست.


تازه، از زبان، نمی توان نتیجه کرفت که ایران، کسوری و واحد سیاسی جدید و جعلی نیست. ایران، مانند چهل و چهار گشور دیگر، بعد از جنگ جهانی اول پیدا شده است.


انصافعلی هدایت 

26.10.2023 

کدامیک از خیانت های رضاخان پس از کودتا در سوم اسفند 1299 مهمتر است؟

 


کدامیک از خیانت های رضاخان پس از کودتا در سوم اسفند 1299 مهمتر است؟


1. نابودی دموکراسی هفتاد ساله دوره قاجار


2. نابودی همه دستاوردهای مشروطیت


3. نابودی تنوع و آزادی مطبوعات و بیان


4. نابودی احزاب مستقل


5. نابودی نهاد نمایندگی مردم و تبدیل مجلس به طویله


6. مهندسی انتخاب نمایندگان ملت در مجلس


7.. قتل عام روشنفکران، روزنامه نگاران


8. سترون کردن نهاد روشنفکری


9. مستولی کردن ترس و وحشت بر اجتماع


10. استقرار مجدد دیکتاتوری


11. توجیه حقوقی، فلسفی، دینی و توسعه‌ای دیکتاتوری توسط مشروطه خواهان سابق


12. نابودی حکومت‌های ملی ملل غیر فارس


13. آغاز دشمنی با ملل غیر فارس


14. جدیت برای حذف ملل و اجبار به مهاجرت غیر فارس‌ها


15. آغاز جنگ سیستماتیک با زبان‌ها، فرهنگها و دولتمداری تاریخی ملل غیر فارس


16. تحمیل تکزبانی بجای تکثر زبانی


17. تبدیل پانفارسیسم، پان‌ایرانیسم و پان کوروشیسم به ایدئولوژی نژادپرستانه رسمی دولتی


18. سرکوب تکثر ملی و تحمیل ایرانیت فارسی به همه ملل غیر‌فارس


19. حذف همه حقوق ملی و انسانی غیر فارس‌ها


20. اعمال تبعیضات گسترده و سیستماتیک علیه ملل غیر فارس


21. نابودی هر گونه حق انتخاب، از جمله حق پوشش مردانه و زنانه


22. آغاز رسمی شستشوی مغزی همه ملل در سیستم‌های آموزش اجباری 


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

22.02.2023




















اهداف آموزش مکمل در ایران چه بوده است؟

 


اهداف آموزش مکمل در ایران چه بوده است؟


من نمی دانم که سطح تحصیلات و تخصص شما چیست؟

اما می دانم که هر چه کرد، دانشگاه‌های با نام «دارالفنون» کرد.

 از زمانی که پهلوی‌ها و فراماسون ها، دست بر روی آموزش، دارالفنون و دانشگاه گذاشتند، ممالک محروسه و مراکز آموزشس، تخصصی و تکنیکی آن به اندازه سر سوزنی در جهان، نقش تولید علم و تکنولوژی نداشته و ندارد. 

سوال: نفس سیستم‌های مکمل آموزشی (از پیش دبستان، دبستان، راهنمایی، دبیرستان، فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس، دکتری و پروفسور) و در کنار آن‌ها سیستم آموزش دینی، و آموزش‌های ۶یر مستقیم رادیو، تلویزیون، مراکز تحقیق و پژوهشی، اداری و ... چه بوده اند و هستند؟ 

پاسخ من: همه این سیستم‌ها مشغول شستشوی مغزی افراد و ملل و تولید آدم‌های وفادار به رژیم و کپی (شبیه سازی فکری) همدیگر، و تولید آدم‌های ترسو، بدون آرمان، ادم‌هایی که تسلیم خواست و اراده حاکمیت بوده اند، است.

همچنین محو ملت‌ها، فرهنگ‌ها، زبان‌ها، هویت های ملی و فردی از اهداف آن مراکز آموزشی مستقیم و غیرمستقیم بوده است.

تلاش ان ها، بر روی تولید ملتی به نام «ملت ایران» که فقط شاه (ولایت فقیه)، خدا و میهن فارس را قبول بکنند، متمرکز بوده و است. تولید انسان‌هایی که مهمترین افتخاراتشان، انکار هویت های خودشان و کپی کاری تولیدات ممالک دیگران بوده و است.

 سوال نهایی: به نظر شما تولیدات سیستم آموزشی مکمل در ایران چه بوده است؟

 اگر پاسخ شما این است که حداقل، توانایی خواندن و نوشتن فارسی را داریم‌ و همه را مجبور به یادگیری فارسی کرده ایم.

 آیا این همه بودجه برای یاددادن خواندن و نوشتنی که اکثرین دانشگاهیان نمی توانند یک مقاله دویست کلمه ای بنویسند و ملل غیر فارس، از زبان و ملت فارس متنفر شده اند، لازم بوده است و به این اهداف رسیده است؟

چرا سطح تولید کتاب و کتابخوانی این همه پایین است؟

چرا اگر هدف آموزش مکمل، تولید علم و تکنولوژی و تولید تفکر انتقادی نبوده و نیست؟


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

10.01.2023















آیا نباید آیت‌الله خلخالی را طور دیگری دید؟

 

آیا نباید آیت‌الله خلخالی را طور دیگری دید؟


سلام دوست عزیز؛ جناب آیدین مارالانلی


 نقد حضرتعالی را در تورک-مقاله‌لر خواندم و خوشحال شدم. 


اما می خواهم چند نکته را یاد آور بشوم: 


1. من (انصافعلی هدایت)، هیچ مطلبی را به نام حرکت ملی و یا عضو حرکت ملی ننوشته ام که شما به نام حرکت ملی پاسخ داده‌اید.


آیا شما حرکت ملی یا سخنگوی آن هستید؟


این نوع رفتار، بازی با شعور فعالان حرکت ملی و تحریک احساسات آن‌ها است تا از شما حمایت بکنند. 

من فکر می کنم؛ ما نباید افکار و تحلیل‌های شخصی خودمان را به عموم مردم، بخصوص به حرکت ملی نسبت بدهیم. 


حرکت ملی، مسئول اعمال، رفتار، بینش و نوع تحلیل های شخصی من و شما نیست و نباید حرکت ملی را با افراد اشتباه بگیریم.


 2. نگاه به تاریخ و تحلیل نوین از شخصیت‌ها، افکار و رفتار آن ها، نتایج عملکرد آن‌ها و ... دایما تغییر می کند و تاریخ و زمان، نیازمند تحلیل‌های جدیدی است.


3. خلخالی، شریعتمداری، ستارخان، باقرخان، بابک، خیابانی، پیشه وری، و ... شخصیت های تاریخی هستند. 


رژیم‌ها، حاکمیت‌ها، ایدیولوژی ها، منافع، تعلق خاطر ملی، عرق ملی، و ... دشمنی و احساس تنفر نسبت به ملتی، سیستم‌های شستشوی مغزی و ... در اطراف آن‌ افراد پیله هایی را بافته اند و به اذهان ما سمت و سو داده اند.


ستار خان و باقر خان را ناجی ایران تعریف کرده و مصادره به مطلوب فارس ها کرده اند و تاریخ ساختگی و نوع تحلیلی که داده اند، قابل قبول جلوه گر شده است.


مثلا؛ اگر ما بخواهیم با نوعی دیگر از تحلیل، آن افراد را نه در خدمت سیستم فارسیسم که در خدمت ملت تورک نشان بدهیم و یکی از سلاح‌های فارس ها برای سرکوب تورک ها را از دستشان بگیریم، کار اشتباهی کرده‌ایم؟


چرا نباید تحلیلی متفاوت از آنچه دستگاه تبلیغاتی تمامی نحله های فکری پانفارسیسم ارائه داده اند، ارائه بدهیم؟ 


4. من از اعدام ها حمایت نکرده ام. بلکه گفته ام، خلخالی انتقام بخشی از قتل‌عام شدگان تورک توسط پانفارسیسم را گرفته است. یعنی ق۱اوتی در درستی یا اشتباه بودن احکام او نداشته‌ام.


5. راستی، «عدالت» چیست؟ منشأ عدالت کجاست؟ تا بتوان بر آن تکیه کرد. 


عدالت، مفهومی بر خواسته از مجموعه آداب، رسوم، شرعیات، نوع بینش ملی، منافع ملی-قومی، دوستی‌ها و دشمنی ها، قوانین و ... جاری در یک جامعه در طول زمان است که حتما بخشی از آن نوع عدالت رایج در فلان جامعه و ملت، با عدالت در دیگر جوامع و ملل در تضاد یا تقابل خواهد بود. 


چرا که مفهوم عدالت در نزد یک ملت، از تاریخ متفاوت، دین متفاوت، آداب و رسوم متفاوت، تجربه های متفاوت، منافع متفاوت و ... دشمنی‌ها و ... ریشه گرفته اند.


پس نمی توان مفهوم مجردی از عدالت در ذهن ساخت و آن عدالت را به همه انسان هایی که در روی بخش‌هایی از کره زمین زیست می‌کنند، نسبت داد.


 چرا این همه در مفهوم عدالت و حقوق تفاوت دیده می شود؟ 


چرا جنایت‌ها، اشغال‌ها، استعمار، نابرابری‌ها و ... در جریان است؟ 


پس مفهومی مشترک از عدالت وجود خارجی و جاری ندارد.


اگر عدالت را با پیشفرض شما ببینیم، کار امثال آیت‌الله خلخالی عادلانه بوده است. چرا که او، در مقطع خاصی از تاریخ و بر اساس رژیم حقوقی خاصی که مورد قبول بخش بزرگی از ملل در ایران استعمارگر بوده، احکام اعدام را صادر کرده و بخش بسیار بزرگی از ملل در ایران آن زمان، به آن‌ اعدام‌ها اعتراض نکرده و غیر عادلانه ننامیده اند. 


پس، مفهوم عدالت، در طول زمان و مکان و شرایط حاکم، تغییر می کند.


6. من با آنچه شما به عنوان اصول (مدرن) حرکت ملی نام نهاده‌اید، مخالفت نکرده‌ام که آن‌ها را در زنجیره انتقاد نسبت به من می آورده‌اید. گویا که من با آن‌ها مخالفت کرده‌ام.


در عین حالی که باید اعتراف بکنیم: حقوق بشر، دموکراسی، آزادی‌ها، اعتقاد درونی به برابری ملل و حق تعیین سرنوشت ملل، حقوق زنان و کودکان، مخالفت تورک‌ها با اعدام، مخالفت با اشغال وطنشان، و ... باعث استقلال تورک‌ها از ایران فارسزده نخواهند شد.

 

همان طور که محکومیت حدود سی ساله ارمنی‌های اشغالگر در سازمان‌های بین المللی هم باعث آزادی قره باغ نشد.


باید واقعیات سیاسی، نظامی، کشتار و ... ساری و جاری و سخت و دردناک در منطقه را پذیرفت.


 شما نمی توانید رژیم ملایان پانفارس را با چنین مفاهیمی به برکناری راضی بکنید تا حقوق فردی و ملی افراد و ملل را برسمیت بشناسند.


در تعریف من از عدالت، قدرت همه جانبه شما، در تحقق حقوق ملی ملت تورک نقش دارد. هر طرف که قدرت بازدارندگی و کشتار بیشتری داشته باشد، حرف و خواست خودش را بر کرسی می نشاند و هیچ قدرتی نمی تواند او را به بیعدالتی متهم بکند.


این دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و عدالت نیست که شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی-آموزشی، اقتصادی و ... را به نفع یک ملت تحت ستم و مستعمره تغییر می‌دهد. بلکه توان و قدرت بازدارندگی و کشتار (نظامی) او است که دشمن را به تسلیم وامی‌دارد.


7. باید این واقعیت را هم بپذیریم که ما تورک‌ها، یک ملت هستیم. تک تک افراد این ملت، عضو جدایی ناپذیر این ملت هستند.


 شما می توانید تعدادی از اعضای ملت را خائن، جاسوس، عامل دشمن، ضد وطن و ملت تورک، مانقورد، خود فروخته و ... بنامید. بخشی از حقوق و آزادی های آن ها را بر اساس قانون و روش‌های قانونی محدود بسازید اما حق ندارید صفت «عضویت ملی تورک» را از او بگیرید و بگویید او تورک نیست.


سوال: 

چرا خلخالی نمی تواند انتقام کشته شدگان در قتل عام های دوران خیابانی، پیشه‌وری و پنجاه و هفت را از عوامل رژیم پهلوی و فارس‌ها بگیرد؟ 


چرا نباید تفسیری جدید از رفتار سیاسی امثال خلخالی بدست بدهیم؟


آیا بخش مهمی از ما، تسلیم تبلیغات ضد آیت الله حسنی؛ امام‌جمعه ارومیه نشده بودیم و از چشم فارس‌ها و کردها او را محاکمه و محکوم نمی کردیم؟ 


چرا امثال خلخالی‌ها، مورد غضب رژیم‌واقع شده، خانه نشین شدند و در تنهایی و (احتمالا) در فقر جان دادند؟


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

21.12.2022

















بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs