Saturday, April 12, 2025

مهندسی جهل 031: برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد

 مهندسی جهل 031: برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد


 مهندسی جهل 031: 

برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد


در برنامه سی و یکم "مهندسی جهل" دو شمع-کتاب را در خاموشی و سکوت جهل خودمان روشن کردیم و با دو جهان جدیدی آشنا گشتیم.

کتاب اول، تفسیر میان رشته ای چندین سوره قرآن را شامل می شد. معلوم نشد که نویسنده کتاب چه کسی بوده و آن را در چه تاریخی نوشته است.

 نویسنده این قرآن تفسیری تورکی، آن را به زبان تورکی استاندارد، ادبی، تخصصی و علمی نوشته است. 

شیوه نزدیکی او به تعریف و توضیح کلمات اگر چه رنگ و بوی دینی دارد اما بی طرفی در نوشتار آن دیده می شود. از این زاویه، کتاب، تنه به تنه تعاریف علمی می زند.

تورکی به کار گفته شده در نوشتار این کتاب، در مقایسه با کتاب های دست نوشته تورکی قدیمی که در سی جلسه قبلی معرفی کرده و با آن ها اندکی آشنا شدیم، متفاوت است. چرا که نوع جمله بندی، کلمات و افعالی که نویسنده در این کتاب به کار برده است، با بقیه کتاب ها فرق زیادی دارد. لذا این کتاب، قدیمی تر از کتاب های قبلی احساس می شود.

نام کتاب را "سوره نساء" گذاشته اند ولی این اسم را نویسنده کتاب برای این کتاب تورکی انتخاب نکرده است. 

با دیدن اسم کتاب، می توان تصور کرد که اگر سرتاسر کتاب عربی نباشد، نویسنده تنها به ترجمه “سوره نساء” به تورکی بسنده کرده است اما وقتی به متن کتاب مراجعه می شود، با ترجمه ده ها سوره قرآن به تورکی قدیمی تری مواجه می شویم.

نوع ترجمه و معنی کلمات قرآن در این کتاب هم، با آن چه در فارسی خوانده ایم و دیده ایم، هم از نظر سبک کار نویسنده و هم از نظر معنایی، بسیار متفاوت است. 

نویسنده بعد از نوشتن "بسم الله الرحمن الرحیم" در اول هر سوره قرآن، بدون این که آن را معنا بکند، به سراغ تک تک کلمات بعدی در متن سوره در قرآن می رود. تک تک آن کلمه ها را نظر معنایی، به تورکی ادبی، اصیل برمی گرداند. سپس نوع و جنس آن کلمه یا حرف را در زبان عربی مشخص می کند که آیا حرف است؟ اسم است؟ فعل است؟ فاعل است؟  و ... اگر حرف است، چه نوع حرفی است؟ کارکردهای آن حرف در زبان عربی چیست؟ در فلان آیه مشخص، چه نقشی و معنایی دارد؟ معناهای احتمال دیگرش چیست؟ حتی به تاریخچه ای که در دل هر کلمه نهفته و با خود از دین، تاریخ، اجتماع، آداب و سنن و … به همراه آورده است هم می پردازد. مخاطب آیه چه بوده است؟ یا چه کسانی در نزول و مدلول فلان آیه نقش داشته اند. نویسنده در شآن نزول آیه هم بحث می کند اما همه این ها به طور خلاصه آورده شده و از ئاطناب کلام و خسته کنندگی در آن خبری نیست.

موضوع بحث این کتاب زبان عربی پیچیده قرآنی با جنبه های رنگارنگ قرآن در مکتب های فکری و ایمانی مختلف است.

فهم قرآن و زبان آن، تخصص خاصی لازم دارد. تاریخ، تاریخ اسلام، تاریخ شخصیت های اسلامی و غیر اسلامی، اعتقادات رایج در قبل از اسلام، جنگ ها و صلح ها در دوران اسلامی و … .و همچنین قواعد زبان عربی، و ... در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند.

اگر علوم مرتبط با قرآن را علم خاص یا تخصص خاصی با پیچیدگی های ویژه اش در نظر بگیریم، با کتابی پیچیده و با لایه های تخصصی مختلف روبرو هستیم که زبان تورکی توانسته است از عهده ترجمه و تفسیر آن کوتاه آن ها برآید.

نویسنده کتاب هم آگاه بوده است که خود قرآن مقدس و محترم است و باید صداهای حروف و کلمات را درست ادا کرد تا هم درست فهمیده و ادراک بشود و هم از ورود تخریبات و تحریفات در اثر غلط خوانی ها و رواج غلط خوانی ها در این کتاب مقدس جلوگیری بشود.

لذا نویسنده، تمامی حروف کلمات قرآن را صداگذاری کرده است تا خواننده مبتدی بتواند هم در خواندن آن، هم در درک صحیح، فهم و ترجمه صداها با اصول استاندارد واحدی به پیش برود.

لذا نویسنده، نه تنها حروف و کلمات عربی قرآنی را صداگذاری و استاندارد نوشته است، بلکه تمامی حروف و کلمات تور کی را هم صداگذاری کرده و استاندارد نوشته است تا از هر گونه لغزش، لغزش خواننده و مخاطب به هر لهجه از لهجه های تاریخی و جغرافیایی تورکی و همچنین از تغییر و تحول زبان تورکی آن عصر در زمان های مختلف جلوگیری بکند.


نوع کلمات و افعالی که در این کتاب نوشته شده است، ما را به این نتیجه رساند که برای آشنایی با فهم و اندیشه تورک-گونه و تورک-وش، تورک ها باید به خواندن کتاب های تورکی-تاریخی 200-250 سال قبل به قبل تر مشغول بشوند. 

چرا که بعد از استیلای انگلیسی ها بر هندوستان و تشکیل نیروهای مسلح هندو بر علیه حاکمان تورک هندوستان و خود هندی ها، همچنین با تکمیل اشغال کامل تمامی ممالک تحت اداره "تورکان بابری" در هندوستان، انگلیسی های مسیحی تحت عنوان "فراماسون" و "فراماسونری" با تشکیل موقوفات متخلف، به پیش خرید روحانیان سرشناس، آیت الله ه و تحصیل کردگان دانشگاهی جهان مسیحی و در جهان مسیحی پرداختند.

با افزایش تعداد کارمندان و مدیران میانی و ارسد فراماسون ها و تورک های پیش فروش شده فراماسون در دل دولت های تورک، مسیحی ها تا عمق استخوان های سیاسی، اداری و مدیریتی حکومت های تورک رخنه کردند.

در نتیجه، رهبران زور، قدرت، ثروت و غارت جهان مسیحی توانستند، طمع و حرص نویسندگان دینی و غیر دینی را به خدمت اهداف "شستشوی مغزی-آموزشی و "مهندسی جهل" غرب مسیحی در آورده، منافع میان مدت و بلند مدت رهبران زور، ثروت  و اشغالگری غرب مسیحی را تامین بکنند.

لذا تمامی کتاب هایی که در 200 تا 250 سال گذشته در دنیای تورک نوشته شده اند، برای گسترش جهل و شستشوی مغزی-آموزشی تورک ها نوشته شده است. فرقی هم نمی کند که در کدام کشور تورک، در زیر نام کدام رهبر بت شده، در کدام امپراتوری یا ایدئولوژی و پرچم بوده اند. همه آن ها یک هدف داشته اند و آن، مهندسی جهل، و شستشوی مغزی-آموزشی تورک ها بوده است.

لذا برای این که نسل های فعلی و آینده تورک ها از چاه ویل شستشوی مغزی و مهندسی جهل هژمونیک جهان غرب مسیحی به ظاهر سکولار بیرون بیایند، باید به مطالعه عمیق کتاب های آن دوره ای از جهان تورک روی برگردانند که اثر کمتری از ایده ها و مهندسی جهل فراماسونری در آن ها دیده می شود یا هنوز فراماسون ها نفوذ چندانی در جهان تورک نداشته و سیاست های اداری، آموزشی، سیاسی، حقوقی و مکتب های فکری-دینی و اعتقادی تورک ها را به رنگ خواست ها و اراده فرماسون ها در نیاورده بوده اند.


کتاب دومی که به شمع آن جرقه ای زده ایم، در باره آموزش الفبا و صداهای مغولی با حروف و صداهای تورکی-عربی بود. در این کتاب، تئوری ما در رابطه با شکل حروف و صداهای آن ها به خوبی آموزش داده می شود. 

برای کسانی که مایل به آموزش الفبا و صداهای استاندارد مغولی هستند، کتاب جالب توجهی خواهد بود ولی باید بدانیم که شاید بعد از اشغال مغولستان توسط مسیحی ها، نوع حروف، صدها و علایم استاندارد زبان مغولی هم در راستای "مغول زدایی" از زبان مغولی تغییر کرده باشد. همان طور که تورک زدایی از زبان تورکی رخ داده است. تورک ها، تعاریف خودشان از تورک ها را نه از تمدن مکتوب خودشان که از کتاب های مسیحی های فراماسون غربی بیرون می کشند. این هم به آن منتج می شود که تامین منافع غربی ها در نزد تورک ها بر تامین منافع تورک ها تقدم داشته باشد.

بخش دوم این کتاب، در زبان فارسی نوشته شده است. اگر فرض را بر این بگذاریم که این کتاب و بخش فارسی آن، در حدود 300 تا 500 سال قبل نوشته شده است، نوع کلمات و جمله بندی زبان فارسی در این کتاب با جمله بندی فارسی در شاهنامه و دیگر کتاب های فارسی بسیار متفاوت است.

شاید بتوان این نتیجه را گرفت که فارسی موجود در شاهنامه فردوسی، بیشتر به فارسی قرن بیست و یکم شهر تهران نزدیک و از این کتاب دور است.


https://youtube.com/live/DslO1HWIxcc



انصافعلی هدایت

12 آپریل 2025


Friday, April 11, 2025

مهندسی جهل 030: تورکی، زبان پزشکی شفای ابو علی سینا

 مهندسی جهل 030: تورکی، زبان پزشکی شفای ابو علی سینا


مهندسی جهل 030: تورکی، زبان پزشکی شفای ابوعلی سینا


در برنامه سیم از "مهندسی جهل”، به معرفی سه کتاب تورکی تاریخی و دست نویس اقدام کردیم. 

کتاب اول، ترجمه تورکی نامه حضرت علی به مالک اژدر (در زبان فارسی، نام آن شخصیت سیاسی را “مالک اشتر” نوشته و گفته اند که به معنی “شترتر” بودن فرد و نوعی کینه دار بودن و تحقیر فرد است اما در زبان تورکی از عنوان“مالک اژدر” سخن به میان می آید که به معنی قدرتمندی، درایت و عاقل بودن است.)است.

 می توان این کتاب و نوشته حضرت علی را اولین کتاب سیاست نامه عملی در جهان اسلام دانست. چرا که می توانیم آن را یک سیاستنامه و دستورالعمل سیاسی و اداری بنامیم

. نام این اثر تورکی دست نویس قدیمی؛ "عدالت نامه امیر المومنین امام علی" است. ترجمه و تفسیرهایی که در ایران فارسی زده، از این کتاب شده است، مخاطب این سیاست نامه را فرمانداران وسیاستمداران شناسانده اند. 

در حالی که این کتاب، علاوه بر این که در باره سیاست، سیاستمداران، رفتار و منش سیاسی و جامعه آرمانی و سیاسی سخن می گوید که یک سیاستمدار اهل عمل سیاسی و مسلمان بحث مربوط به اداره یک جامعه در سطوح مختلف را بیان کرده است.

این کتاب درباره رفتار و مسئولیت های تمامی مدیریت ها در هر سطحی از اجتماع، در رابطه با چگونگی رویارویی با ارباب رجوع، مشتری و همچنین به در ارتباط با ارائه دهندگان خدمات به دیگران، به عنوان افراد یا جمعیت ها گفتگو کرده و نظریه هایی را در میان گذاشته است.


این کتاب تورکی قدیمی، کاملا سالم مانده و به خط الرسم بسیار دلنواز و قابل مطالعه برای هر سطحی از دانش و آگاهی از زبان تورکی است. در ترجمه این کتاب، از متن عربی آن خبری نیست و خواننده، تنها با متن تورکی سروکار دارد. 

علاوه بر این که این کتاب تورکی دست نوشته است، از علایم استاندارد صدایی بر روی خطوط و حروف هم استفاده کرده است،  تا بازسازی صدای حروف، کلمات و جملات درست  و بر اساس اراده نویسنده، در مغز خواننده و در زبان وی و در ترجمه ذهنی او از کلمات درست انجام بگیرد. همچنین نوع تلفظ خواننده ازصداهای حروف،  ادراک صداها و  مفاهیم کلمات را از تغییر و تحول تاریخی کلمات حفظ بکند. تا خواننده در فهم و بیان صدای حروف و کلمات، همچنین درک مفاهیم آن ها و ترجمه درستی از هر کلمه در ذهن خواننده و شنونده یاری کرده و به آن ها شکل بدهد.

این کتاب سیاسی و اجتماعی را می توان دستور العمل سیاسی و رفتاری حضرت علی نامید و آن را با دیگر کتاب های سیاسی غربی و شرقی مقایسه کرد.

در پی.دی.اف این کتاب، یک مشکل اساسی دیده می شود و آن تکرار تصویر هر صفحه برای دو بار است. این تکرار باعث شده تا تعداد صفحات کتاب دو برابر دیده بشود. 

مورد دیگر، برگ های سفید بسیار زیادی است که در اول و بخصوص در آخر کتاب، برای حاشیه نویسی و جر و بحث خواننده با حضرت علی در نظر گرفته شده است.

به نظر ما، این کتاب منتسب به حضرت علی، یکی از کتاب های اولیه بسیار مهم سیاسی جهان اسلام است که نه به شکل سیاست نامه های داستانی و حکایت وار از زبان حیوانات که به طور مستقیم به موضوع سیاست، رابطه سیاست با مردم، وظایف سیاست، چگونگی بدست آوردن سیاست و قدرت، چگونگی مهار قدرت، روابط دولت، سیاستمداران و صاحبان قدرت با مردم پرداخته است.

گر چه ما چند صفحه بیشتر از این کتاب را تورق نزدیم اما می توانیم بگوییم که این کتاب تورکی در سیاست نامه و اداره امور اجتماعی و در زمینه رام کردن اسب سرکش قدرت و قدرتمندان را می توان در ردیف نویسندگان سیاسی اروپایی قرار داد.

با مطالعه تاریخ سیاست نامه ها، کتاب ها و نظریاتی که در رابطه با سیاست و قدرت در غرب و شرق مسلمان نوشته شده است، متوجه می شویم که تمامی کسانی که در شرق غیر مسلمان و در غرب، در باره سیاست و قدرت کتاب هایی را نوشته و نظریه هایی را در قالب فلسفه مطرح کرده اند، از نزدیک، دستی بر آتش سیاست داشته و نقش مهمی در اداره امور سیاسی جامعه خود ایفا می کرده ان.

اگر به شرق مسلمان دقت بکنیم، بجز یکی دو نفر از نویسندگان سیاستنامه ها، افرادی که در باره سیاست و قدرت نظریه پردازی کرده اند، دستی بر سیاست نداشته و درک آن ها از سیاست و سیاستمداری، تئوریک و آرمانی بوده است. 

در مقابل، نگرش غربی ها به سیاست و سیاستمداری پراتیک و عملی بوده است. چرا که غربی ها و شرقی های غیر مسلمانی که در باره سیاست نظریه ای را مطرح کرده اند، خود در مصدر سیاست و قدرت نقش مهمی را اعمال می کرده اند.

 برای همین هم، نظریه های غربی ها و شرقی های غیر مسلمان، به واقعیت های سیاسی و سیاستمداری در جامعه و جابه جایی قدرت جاری در جامعه، نیز به نقش سیاستمداران و سیاست نزدیکتر، قابل لمس تر و قابل درک تر هستند.


کتاب دومی که امروز مطرح کردیم، ترجمه و خلاصه ای از کتاب "شفا، منتخب طب" ابوعلی سینای تورک است. این کتاب ترجمه شفا نیست بلکه اقتباسی و خلاصه نویسی ای از شفا است که کاملا به زبان تورکی و از نو نوشته شده است.

در این کتاب،نویسنده تورک، به بررسی بیماری ها، علل بروز بیماری ها، علائم بیماری های رایج و داروها و همچنین به تشریح میزان دقیق هر ماده و گیاه در ترکیب داروها و آماده سازی داروها برای مصرف بیماران پرداخته شده است.

نویسنده تورک کتاب، تنها به این ها هم اکتفا نکرده و با توسل به اعتقادات دینی و ایمانی مسلمانان، جداول و داعاهایی را هم نوشته و برای بیماران تجویز کرده است.

شاید در نگاه اول این دعاها خرافات ترجمه بشوند اما به نظر می رسد که این ادعیه ها، بیشتر نقش تقویت روحی و روانی بیماران در مقابل بیماری ها و تقویت اراده آن ها در راستای حصول بهبودی را داشته است.

چون این کتاب تورکی به زبان بسیار تخصصی طب و داروسازی نوشته شده است، نویسنده ای که دست به تلخیص شفای ابوعلی سینا به تورکی زده است، می خواهد آن را به قدری ساده و روان بنویسد که در دور دست هایی که مردم به طبیبان حاذق دسترسی ندارند، بتوانند با استفاده از مطالب این کتاب، با علایم بیماری های پر تکرار، با شناسایی بیماری ها، داروها و ترکیبات آن ها آشنا شده و به معالجه بیماران دست بزنند.

همین امر نشان می دهد که زبان تورکی، نه تنها زبان اداری و سیاسی، حقوقی و … بوده، بلکه زبان تخصصی پزشکی هم بوده است و مردمانی هم که در دور دست ها می زیسته اند، تنها با نوشتارها و مکتوبات تورکی آشنایی داشته اند. یعنی زبان تورکی زبان علم و تنها زبان آشنای مردمان عامی و عادی در روستا ها و شهرها بوده است.

این کتاب در 340 صفحه، با دو رنگ سیاه و سرخ نوشته شده است. کتاب دارای تعداد زیادی جداول مستطیلی، مربعی و دایره ای شکل  است. 

گرچه زبان تورکی کتاب، خواندن و فهم آن را برای تورک ها ساده کرده است اما به هر حال، کتابی تخصصی است. تنها کسانی که با نام و مفاهیم واژه های تخصصی پزشکی، دارو و درمان بیماری ها در آن عصر آشنایی داشته اند و دارند، می توانند آن را به طور کامل فهمیده و از آن استفاده بکنند.

در متن جداولی که در کتاب آمده است، نام های مختلف آلله ها دیده می شود. در این جا این سوال مطرح می شود که آیا این جداول در کتاب اصلی حضرت ابوعلی سینا وجود داشته است یا مصنف خلاصه ای از شفا، این جداول را خود بر آن افزوده است؟


کتاب سوم، به مباحث درون ایمانی یک نحله فکری خاص در میان نحله ها، مکاتب فکری و اعتقادی دینی و ایمانی رنگارنگ جهان اسلام آن روزگار می پردازد. 

متاسفانه کتاب در اثر عدم مراقبت های درست و در اثر مرور زمان، از آسیب های عمده در امان نمانده است. لذا تعدادی از صفحات اول کتاب، به طور کامل از بین رفته است. لذا زمانی که خواننده کتاب را باز می کند، از وسط بحث وارد مباحثه نویسنده می شود. در آخر کتاب هم با صحاتی رو به رو می شوی که بخش عمده آنها از بین رفته است.

از عنوان کتاب "عشق و صادق" معلوم می شود که این کتاب در رابطه با مسایلی عرفانی، دینی و همچنین در رابطه با صداقت در باورها و ایمان دینی نگاشته شده است. 

با مروری بر چند صفحه از کتاب متوجه می شویم که نویسنده کتاب طرفدار رادیکال یک تفکر خاصی از مکاتب فکری جاری در جهان اسلام آن  روزگار بوده است.

نویسنده کتاب، بر اساس باور و ایمان خود و تعصب به مکتب فکری و ایمانی خود، چند مکتب فکری رایج در آن زمان را غیر قابل قبول دانسته و آن ها را مترادف با کفر و نفاق می داند و حکم دینی و ایمانی صادر می کند که باورمندان با آن مکاتب فکری-ایمانی و زیستی اهل جهنم هستند. 

از نحله ها و مکاتب فکری-ایمانی و زیستی که نویسنده با تفکرات و منش آن ها مخالفت می کند، می توان به طرفداران "جبر"، طرفداران "قدر"، "دهری ها، "حروفی ها"، "اباحی گران و"حروفیه ها" اشاره کرد.

می توانیم ادعا بکنیم که در دوران پس از کودتا بر علیه خلافت و حاکمیت تورکان عثمانی، قاجارها و حاکمان “تورکان بابری” در هندوستان، جهان تورک و اسلام از ریشه ها و تاریخ علمی، سیاسی، فکری، تاریخی و ... خود گسسته شده اند. 

در نتیجه، اکثریت دانشجویان و اساتید شرق مسلمان، با تمامی نظریات سیاسی، سیاست نامه های غربی، فلسفه سیاسی، تاریخی سیاسی و فلسفه تاریخ سیاسی، نظریه پردازان در غرب آشنا هستند و کتاب های آن ها را خوانده اند.

همان طور که در باره جامعه شناسی، تاریخ جامعه شناسی، فلسفه جامعه شناسی، تاریخ فلسفه جامعه شناسی در غرب هم آشنا هستند. این آشنایی ها در همه زمینه ها و رشته های دینی، تخصصی، علمی، هنری و حتی تکنولوژیک هم صادیق است

در عین حالی که اغلب اساتید و دانشجویان از دستاوردهای تمدنی، نظریات و اندیشه ها اندیشمندان و فلاسفه جوامع خود و جوامع مسلمان، فلسفه و تاریخ آن ها بی اطلاع هستند. 

این کتاب، گرچه بعضی تفکرات را محکوم کرده است اما در باره آن ها اطلاعات ارزشمندی را بدست می دهد. با خواندن آن، ما با نجله و مکتب های فکرِ، دینی، ایمانی، زیستی و اجتماعی جاری در جوامع مسلمان و سطح اندیشه ورزی آن ها آشنا می شویم.

این کتاب تورکی هم با رسم الخط جالب و چشم نوازی نوشته شده است که خواندن و درک متن آن را آسان می کند. با این همه، این کتاب هم تخصصی و درون دینی است که ادراک معنای و موضوعات مطروحه در آن، به آشنایی اولیه با آن مفاهیم و مکتب های فکری-ایمانی نیازمند است تا درک عمیق و نسبتا دقیقی از موضوعات مطرح شده در این کتاب به دست بیاید.

کتاب، معلومات و اطلاعات مفیدی برای درک تاریخ اندیشه و مکاتب فکری رایج در جوامع آن روز اسلامی بدست بدهد.

نویسنده کتاب، گاهی برای بیان روشن تر مقصود خود، از اشعار تورکی هم فایده برده است. 

در متن کتاب، از آیات قرآن و احادیث هم استفاده شده است. نویسنده به هنگام منقوش کردن آیات و روایات به زبان عربی در داخل متن تورکی،، از علائم صدایی بر روی حروف استفاده می کند.

در عین حال، از اضافه کردن صداهایی بر روی حروف کلمات تورکی هم خودداری نمی کند ولی این قاعده اصلی در نوشتن این کتاب نبوده است و استفاده از سیستم استاندارد صدایی بر روی کلمات تورکی جزو استثنائیات این کتاب است. 

چرا که نویسنده، فرض خود را بر آن گذاشته است که خواننده ای که به این موضوع و در این سطح از عمق معنایی و ایمانی علاقه مند است، نه تنها با خواندن و ادراک زبان تورکی استاندارد و ادبی آگاه است، بلکه چشم و مغز خواننده هم با درست خوانی کلمات تورکی و ادراک درست آن کلمات هم سازگار شده است. لذا او نیازی به استفاده از علایم صدایی بر روی حروف کلمات تورکی حس نمی کند.



انصافعلی هدایت

11 آپریل 2025


Wednesday, April 9, 2025

مهندسی جهل 029: تورکی، زبان حقوق و زبان مفاهیم مجرد عقلی هم بوده است

  مهندسی جهل 029: تورکی، زبان حقوق و زبان مفاهیم مجرد عقلی هم بوده است


در قسمت بیست و نهم از "مهندسی جهل" به دو کتاب تخصصی تورکی نظری اجمالی انداختیم.

یکی از این کتاب ها با نام "فرایض" ترجمه ای از زبان عربی به تورکی است که در سال 974 هجری قمری نوشته و تمام شده است. 

موضوع این کتاب بسیار پیچیده بوده و به حقوق فردی و اجتماعی مربوط است.

کتاب از همان ابتدا و بعد از دو سطر، به زبان تورکی نوشته شده است اما چون کتاب به حقوق و تخصص بسیار دقیق نیاز دارد، نویسنده از علایم استاندارد برای تعیین صداهای حروف و کلمات استفاده نکرده است. 

از طرف دیگر، چون کتاب دست نویس هست، چرخش قلم نویسنده بر روی کاغذ، برای ترسیم حروف و صداها، کمی متفاوت از آثار و خط الرسم نویسندگان دیگر است.

با این همه، با تلاشی اندک می توان کتاب را خواند و کلماتی که در ابتدا و به خاطر رسم الخط نویسنده، گمان می رفت نتوان نخواند را هم در متن صفحات و حملات دید و آشنا شد و خواند درک کرد.


نام کتاب دوم "صفات سلبیه و ثبوتیه" است که در باره عقاید سنی ها در مورد صفاتی که می توان و باید به الله نسبت داد و صفاتی که نمی توان به الله نسبت داد، تعریف و توضیح داده است.

لذا این کتاب هم درون دینی است و به مسایل ذهنی، مجرد و عقلی پرداخته است. 

وقتی نویسنده تورک کتاب، می خواهد صفات سلبی یا صفات ثبوتی آلله را بیان بکند، ابتدا هر صفت را معنی کرده، تعریف می کند. گاهی نویسنده بعد زا بیان معنی و تعریف آن مفهوم، معنای سلبی آن صفت ثبوتیه یا معنای ثبوتی آن صفت سلبیه را هم ایضاح می کند تا خواننده بداند و آگاه باشد که تعریف نویسنده از هر کلمه و مفهوم چیست تا اگر خود خوانند از آن کلمات و مفاهیم تعاریفی در ذهن دارد یا تعاریف دیگران را به خاطر دارد، آن ها را با تعریف نویسنده این کتاب مخلوط و قاطی نکرده و به اشتباه نیفتد. 

همچنین خواننده، به تضادهای احتمالی  تعریف خود یا دیگران با نویسنده آگاه بوده، تضاد آن ها را ادراک بکند.

از این منظر، روش نوشتاری نویسنده و شیوه نزدیکی او به عقاید دینی، علمی و بر اساس تعاریف در علوم امروزه در قرن بیست و یکم است. 

نویسنده در آخرین سطر این کتاب از "دین و ملت" و از "شریعت" هم تعریفی مختصر ارائه می کند. 

به عقیده نویسنده، احکام و مسائلی که به اعتقادات انسان ها مرتبط هستند، “دین” یا “ملت” نامیده می شوند اما احکام و مسائلی که به اعمال افراد مربوط هستند، شریعت نامیده می شوند.

این دو کتاب، در درون دایره دین اسلام قرار دارند اما اولی به حقوق انسان ها در اجتماع اختصاص دارد و دومی به توضیح عقاید بخشی از مسلمانان درباره الله و ملائکه اختصاص یافته است.

اما موضوع و شیوه نزدیکی به موضوع در هر دو کتاب تخصصی است. زبان هر دو کتاب هم تورکی است و زبان و توان اندیشه ورزی تورکی توانسته است، به راحتی هم مسایل مجرد فکری و هم مسائل پیچیده اجتماعی و حقوقی را توضیح بدهد.

با خواندن این دو کتاب، می توانیم با قدرت و نفوذ زبان تورکی در بیان علوم و شریعت و دین بیشتر آشنا بشویم به به انبان لغت های تورکی ما افزوده خواهد شد.


انصافعلی هدایت

09 آپریل 2025


Tuesday, April 8, 2025

مهندسی جهل 028: زبان، جنگ ها، خونریزی ها، قتل عام ها، اعدام ها و … را شکل می دهد

  مهندسی جهل 028

https://youtube.com/live/gUliR_CGMNs

   مهندسی جهل 028: زبان، جنگ ها، خونریزی ها، قتل عام ها، اعدام ها و … را شکل می دهد


در قسمت بیست و هشتم از برنامه های "مهندسی جهل" به بررسی و معرفی دو کتاب در دو زمینه متضاد از هم یکی علمی و دیگری اعتقادی و درون دینی پرداختیم.

کتاب اول به عنوان "فضیلت لر" نامگذاری شده است. این کتاب در رابطه با دین، دینداری، عقاید درون دینی، باورهای منسوب به دین، ثواب و گناه، دعاها و ذکریات و ... بحث می کند. 

طبیعتا کسانی که به یک دین و عقیده اعتقاد یافته و ایمان آورده اند، ممکن است آن ها بعضی سخنان مطرح شده در کتاب های دینی را بطور مطلق و بدون چون و چرا باور و قبول کرده به عمل به آن ها اقدام بکنند.

از طرف دیگر، ممکن است افرادی هم به هر سخنی که می شنوند یا می خوانند را باور نکرده و در مقابل آن ها منتقدانه بیاندیشند و آن ها را به چالش بکشند.

معلوم است که دین افراد و اجتماعات بشری از همدیگر متمایز هستند. افرادی که به دینی و مذهبی و عقیده و جهان بینی خاصی ایمان و اعتقاد یافته اند، به اعتقاد دیگران باور ندارد و بر دین متفاوت از دیگران سینه می زند. صاحب هر دینی، می تواند به دین دیگران نقد وارد بکند اما ممکن است همان نقدها در رابطه با دین و اعتقاد خود را درست نداند یا آن ها را از نظر زبانی و عقلی، به نوعی تاویل و تفسیر بکند که هم برای خودش و هم برای دیگران عقلانی به نظر برسد. این نوع از توانایی هم مهمترین توانایی اختراعی زبانی-عقلی بشری در ساختن تعبیر، تفسیر و فلسفه برای ادراک جهان اطراف است.

در همان حال، ممکن است کسانی هم باشند که به هیچ دینی به طور مطلق باور نداشته باشند و مفاهیم دینی که دیگران به آن ها ایمان و اعتقاد دارند را غیر عقلانی بدانند. این هم نوعی تاویل، تفسیر و فلسفه زبانی -فکری است که عقل همان بشر و به خاطر منافعی یا دوری از مضاری اختراع کرده است.

بعضی ها هم می توانند هم بخشی از دین را عقلانی بیابند و هم بخش هایی را غیر عقلانی ادراک بکنند. این هم ثمره زبان و عقل بشری است که در جوامع و شرایط دیگری بروز یافته است.

چرا که عقل انسان ها با توجه به شرایطی که در آن رشد کرده و شکل داده است، سنتز سازی می کند. یعنی، عقل زندانی محیط و میزان توسعه یافتگی اجتماعات بشری است. در نتیجه،  چیزی، صفتی یا توانایی که از آن به عنوان عقل نام می بریم، مسائلی را عقلانی و مسائلی را غیر عقلانی ادراک و توجیه می کند.

برای همین است که "عقلانیت" در میان انسان ها و اجتماعات، نمودهای بیشماری دارند و راه هایی که انسان ها برای زیست عقلانی در اجتماعات در پیش گرفته اند، و نتایجی که با آن ها دست و پنجه نرم می کنند، محصول عقل جمعی-اجتماعی، محیط، شرایط آن اجتماع و تولیدی و میزان رشد تمدنی آن جمعیت است.

گر چه می توان ادعا کرد که چیزی یا توانایی به نام “عقل جمعی”، بر هیچ جامعه ای حکمرانی نمی کند، بلکه آن عقلی که بر جوامع حاکم بوده، راه و رسم و نوع زندگی فردی و جمعی آن جوامع را ترسیم و هدف گذاری می کند، عقل رهبران و صاحبان زر و زور آن جامعه است که جامعه و جماعات را در راستای نیازها و اهداف و اراده خودشان کنترل کرده و به سمت و سویی که می خواهند و اراده می کنند، پیش می برند.

در هر حال، این کتاب به زبان تورکی استاندارد و تخصصی در رشته اعتقادات اسلامی، آن هم نه اعتقادان عام مسلمانان که در حوزه تفکر دینی نحله خاصی از شیوه های مسلمانی نوشته شده است.

 به اعتقاد “ما”ائی که در زبان تورکی بی سواد، بدون آموزش و بدون شناخت علمی و ادبی هستیم، زبان استاندارد شده این کتاب تورکی درون دینی، به لهجه ای از یک از زبان تورکی رایج در یک منطقه خاص جغرافیایی-جمعیتی نگاشته شده است. 

به عقیده ما، به عنوان یک خواننده ناشی که فقط چند سطر از این کتاب را خوانده است، این کتاب بیشتر به زبان تورکی رایج در آزربایجان نوشته شده است.

بخاطر رسم الخطی که در نوشتن این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است، خیلی به راحتی و آسانی می توان این کتاب درون دینی تورکی را خواند و ادراک کرد. 

نویسنده کتاب، به هنگام نوشتن این کتاب (احتمالا با لهجه یک منطقه خاص در تاریخی معین) از علایم صدا گذاری بر روی حروف استفاده کرده است تا من و مای خواننده بی سواد در تورکی در صدها سال بعد، در خواندن این کتاب، حروف، کلمات و جملات را با "صدایی" بخوانیم، بشنویم و ادراک بکنیم که نویسنده قصد ادای آن صداها را در قالب تصاویری از صداها (حروف +صدا)، کلمات و جملات داشته است. 

برای همین، به هنگام قرائت این کتاب، خواننده، خود را به صدایی که در دهان، زبان و مغز نویسنده جریان داشته است، نزدیکتر احساس می کند و احساسات، زبان و فکر او را بهتر ادراک و لمس می کند.


کتاب دومی که امروز معرفی کردیم، در موضوع حساب و در 184 صفحه نوشته شده است. این کتاب دست نوشته وخطی، به موضوع حساب و ریاضی پرداخته و کتابی بس تخصصی است که قبل از آغاز بحث، و در همان صفحه اول قبل از معرفی کتاب و موضوع آن، به طرح 14 مسئله حساب و ریاضی اقدام کرده است تا اذهان خوانندگان را با موضوع محاسبات ریاضی در طول کتاب و سمت و سوی کتاب آشنا بکند.

نویسنده کتاب، خود آگاه بوده است که موضوع کتاب بسیار تخصصی است. او می دانسته است که خوانندگان و مخاطبان علاقه مند به موضوع حساب و ریاضی، باید دارای تحصیلات اولیه در زبان تورکی استاندارد و ادبی و همچنین علاقه مند و آشنا با حساب و ریاضیات باشند. خوانندگان او  باید اندکی با موضوعات علمی و تخصصی موجود در رشته حساب و ریاضیات آشنایی داشته باشند تا بتوانند مسائل مطروحه در این کتاب را خوانده و ادراک کرده و به کار بگیرند.

لذا از تورکی استاندارد؛ به این مفهوم که در استفاده از صداهای کوتاه و بلند، ساکن، تشدید، و سه صدایی که مختص زبان تورکی بوده و زبان عربی و فارسی فاقد آن ضداها و علایم خطی هستند، خودداری کرده است.

از طرف دیگر، کتاب با دست خط زیبایی نوشته شده است که افراد بی سواد در زبان تورکی استاندارد، ادبی، تخصصی، علمی و نا آشنا به رسم الخط انواع خوشنویسی ها، در خواندن آن با کمی مشکل رو به رو خواهد شد ولی هرچه زمان بیشتری را صرف تلاش برای خواندن کلمات و جملات بکند و بر خستگی اولیه ظفر یابند، در سطور و صفحات بعدی چشم، گوش، ذهن، حافظه و قدرت عقلی خواننده، با رسم الخط، چگونگی چرخش قلم بر روی کاغذ و شکل دادن به کلمات آشنا شده، دید، و تفسیر خطوط به صداهای تورکی و ادراک معانی نهفته در پس پرده آن حروف و صداها و کلمات در متن جمله و صفحه ها، برای خواننده روشنتر خواهند شد.

با این وجود، هر خواننده ای باید با اصطلاحات علمی و تخصصی رشته های مرتبط با ریاضیات، حساب، هندسه، ووو هم در قرنی که خواننده زیست می کند آشنا باشد و هم به مفهوم و اصطلاحاتی که این رشته های علمی و تخصصی در هنگام نوشته شدن این کتاب رایج بوده است، آشنا باشد تا درک درستی از معنی و مقصود نویسنده کتاب از هر کلمه را ادراک بکند.

این کتاب به غایت تخصصی، علمی و آموزشی است که زبان تورکی به راحتی توانسته است از هعده بیان مفاهیم این رشته علمی برآید.

ما در برنامه های گذشته هم یک کتاب در رابطه با موضوع حساب و ریاضی معرفی کرده بودیم ولی این کتاب به روشی متفاوت و با مسایلی متفاوت تدوین گشته است. 

در عین حالی که این کتاب دارای توضیحات بسیار بیشتری نسبت به کتاب قبلی، آن هم با متن تورکی است. در کتاب قبلی، بیشتر صفحات کتاب را حل محاسباتی مسائل ریاضی و حساب اشغال کرده بود. در حالی که در این کتاب، متن و توضیح مسایل و توضیح راه حل های حل معادلات، بیشتر از حل معادلات به شکل ریاضی دیده می شود.

با دیدن این کتاب ها، می توان فهمید و ادراک کرد که عمق مهندسی جهل در ایران بسیار عمیق تر از آن چیزی بوده و هست که تا کنون به ادراک و فهم آن نایل گشته بوده ایم.

چگونه یک استاد دانشگاه، یک تحصیل کرده، می تواند باور بکند که آن چه تاکنون طرفداران "کشتار تمدنی تورک ها" ادعا کرده اند و ادعا می کنند، زبان و تمدن تورکی چیزهای مکتوب زیادی برای عرضه به بشریت نداشته است و آن چه تورک ها در تمدن خود به شکل آثار مکتوب خلق کرده اند را می توان در نیم ترم تحصیلی به دانشجویان تدریس کرد؟

باور به چنین مهملاتی و بیان آن در مراکز علمی، جز اذعان به بی سوادی، بی اطلاعی، عدم تحقیق، تعصب بی جا و چشم بسته، ضدیت با تمدن و ملت تورک، تسلیم شدن به سیستم مهندسی جهل، تبدیل شدن به بخشی از سیستم مهندسی جهل، تبدیل شدن به عاملی از عوامل مهندسی جهل، تسلیم شدن به آموزش های اجباری و تحمیلی سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی، بدل گشتن به یک مامور برای ترویج آن سیستم، رفترا بر اساس ماموریتی اداری در راه شستشوی مغزی آموزشی نسل حاضر و نسل های آینده، خودفروشی به نهادهای قدرت و ثروت برای تامین رفاه شخصی، پرهیز از روش علمی برای مطمئن شدن و … معنای دیگری ندارد.

البته که در ایران جدیدی که کمتر از یکصد سال عمر دارد، سیستم مهندسی جهل با به راه انداختن سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی، نه تنها در تضعیف تمدن های بشری در این منطقه نقش بسیار مهمی به عنوان قاتل تمدن ها و آثار مکتوب در زبان های مختلف و از جمله در زبان تورکی بازی کرده است، بلکه این قتل عام های تمدنی، فرهنگی، زبانی، و … شکل و شمایل رفتار و عمل، همچنین دشمنی، تندخویی و بی اخلاقی و عدم به رسمیت شناختن وجود و هستی افراد از جنبه روانی و جسمی و فرهنگی، همچنین عدم به رسمیت شناختن تفاوت های هویتی جوامع، ملل، تمدن ها، فرهنگ ها و زبان ها را بخود گرفته است. 

لذا زبان فارسی به یک سلاح کشنده و ویرانگر بدل شده است. چرا که اکنون، زبان فارسی، نقش بمب و دینامیت ها را در اجتماعات مختلف بر عهده گرفته است که با انفجار آن بمب و دینامیت در هر کجایی؛ آبادانی و تمدن، همین طور هم زبان و آثار مکتوب تمدنها را نابود می کند.


نمی توان تصور کرد که خود زبان فارسی از این خشونت رفتاری، عملی، کرداری و خشونت های زبانی، فکری، اعتقادی و ... در باره خود فارس ها و فارسی در امان مانده باشد.

اگر با انفجار بمبی، جایی، مکانی، چیزی، آثاری و ... تخریب می شود،  قبل از تخریب آن چیز، فکر، جهان بینی، زبان، آثار تمدنی، آثار مکتوب، و ... خود آن بمب (زبان فارسی) هم منفجر و نابود می گردد.

زبان و تمدن متعلق به فارسی، در قرن گذشته به بمب هایی بدل شده اند که با انفجار هر بمب، در هر کجا و با هر هدفی، خود زبان فارسی هم منفجر شده و به نابودی تن داده است.

چرا که آثار خشونت فیزیکی، روانی، رفتاری و احساسی نهفته در زبان فارس را می توان در رفتار خود فارس ها با هم و در بین غیر فارس ها دید که متاسفانه تحت تاثیر انفجارات و تخریب های روانی، اجتماعی، اخلاقی و رفتاری فارس ها و زبان فارسی، قرار گرفته اند.

شما می توانید پیامدهای فردی و اجتماعی انفجار بمب های فارسی را در رفتار، روان، و نوع احساسات، و درفکر افراد فارس زبان و فارسیزه شده در قرن اخیر ملاحظه بفرمایید. 

رفتار زبان فارسی و فارس زبان ها، نه تنها نسبت به خارجی های غیر فارس زبان، دشمنانه، خصمانه و دگرستیز است، بلکه نسبت به خود فارس ها و پانفارس ها هم بسیار خشن و نامحترمانه است. 

چرا که رفتار ما، از رابطه ما با زبان حاکم بر ما ریشه می گیرد که وضعیت روانی ، وضعیت اخلاقی و اعتقادی ما را آن زبان حاکم بر ما شکل می دهد. یعنی، رفتار، احساسات، تفکر، عمل و عکس العمل های ما از زبانی که با آن می اندیشیم، ریشه می گیرند و زاییده می شوند.

رفتار، روان و اخلاق فردی و جمعی هر جامعه ای محصول زبان حاکم بر آن جامعه است. اگر جامعه ای دچار خشونت زبانی، فکری، رفتاری، اعتقادی است، سبب و دلیل آن نفوذ خشونت و حضور خشونت در آن زبان است. 

برای همین خاطر است که همه سخنوران  آن زبان و علی الخصوص سخنورانی که دارای تحصیلات عالی هستند و جزو گروه های مرجع اجتماعی محسوب می شوند، همچنین آنانی که جوامع را اداره و مدیریت می کنند، آن هایی که در آن جوامع حقوق را تدوین و تصویب می کنند، آنانی که آن حقوق را به اجرا در می آورند، سیستم های آموزش عمومی مستقیم و غیر مستقیم در مدارس، دانشگاه ها، رسانه های عمومی، مساجد و مراکز علمی و تحقیقاتی ... به خشونت فکری، کلامی، زبانی، حقوقی، سیاسی، رفتاری و عملی مبتلا شده اند.

قاعدتا این ابتلا، حداقل باید در میان طبقات عالی اداری، آموزشی و مرتبط با حقوق و سیاست در حد صفر یا بسیار ناچیر و نادر دیده بشود اما ملاحظه می کنیم که خشونت در همه سطوح زندگی فردی، جمعی، اداری، حقوقی، سیاسی، تخصصی، ووو در ایران فارس زده، رایج بوده و امری عادی است.

یعنی دامن خشونت، نه تنها در میان همه اقشار، اصناف، طبقات اجتماعی ریشه دوانده، بلکه مورد توافق و قبول عمومی در همه عرصه ها شده و هر روز هم بر میزان و حجم درندگی زبانی، فکری، اعتقادی، حقوقی، سیاسی و … ایرانیان افزوده می شود. 

می توان انواع خشونت ها را هم در عرصه ایرانیان درون ایران و در میان ایرانیان در بین دیگر ملل و ممالک مشاهده کرد. می توان خشونت ایرانیان را هم در عرصه بین المللی و هم در میان رهبران عالی سیاسی خود ایران دید که به امر، تفکر، رفتار و احساساتی رایج، عادی و طبیعی بدل شده است.

در گذشته، روشنفکران و طبقه اشراف و حاکم، رفتار ها، احساسات، تفکرات و … را با صفت "لمپنیسم" مشخص کرده، آن را محکوم می کردند اما با به روی کار آوردن فارسی و فارس ها در ممالک محروسه تورکهای قاجار که به رهبری رضاخان قلدر بی ادب، بی نزاکت، بی اخلاق، بدون آموزش دیده و نا آشنا به سیاست و حقوق انسانی افراد و ملل، خو گرفته با توهین و تحقیر بسیار زشت و غیر قابل قبول، به بدنه سیاست و حقوق در ایران راه یافت.

 به تدریج، آن لمپنیسم رضاخانی دیگر بخش های روشنفکری، آموزشی، رسانه ای، دینی و دینداری، مساجد و تکایا، پارلمان، دولت، حقوق، و … را هم به انواع خشونت های کلامی، روانی، فکری، رفتاری و مالی آلوده کرده، بنیان های اجتماعی، اداری، خانوادگی و انسانی را بسیار سست کرد. 

نتیجتا، ایران و ایرانی، به لمپنیسم آلوده گشت. روشنفکران ایرانی، دیگر، نه تنها به شناخت و محکومیت این لمپنیسم اقدام نکردند، بلکه منافع آن ها در ترویج علنی و رسانه ای، در سایه سلطه لمپنیسم سیاسی-حقوقی بیش از پیش تضمین  می گردید.

لذا است که در ایران کنونی و در زیر مهمیز زبان و فکر فارسی و فارس ها و فارسیزه شده ها، خشونت در همه زمینه های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی به جزئی از زندگی و به امری عادی و طبیعی بدل شده است.

 نمونه آن را می توان در سکوت جامعه و روشنفکران و حتی در حمایت ضمنی آنان از اعدام ها، مجازات های سنگین، همچنین آن خشونت را می توان در نامه اخیر هشتصد تن از تحصیل کردگان عالی دانشگاه، حوزه، مدرسه، هنر، سیاست، حقوق، و دیگر تخصص ها دید.

این هشتصد تن لمپنیست پانفارس پان ایرانیست آماده قتل عام تورک ها هستند. آنها در نامه اخیرشان که به شکل گسترده ای در رسانه های پان فارس منتشر شده است . می خواهند آن را به افکار عمومی تحمیل بکنند، نه تنها در راستای انکار حقوق فردی و ملی تورک ها قلم زده اند، بلکه دولت ایران فارس و نهادهای سرکوب را به اقدام به خشونت بر علیه تورک ها فرا خوانده اند. 

آن ها در مخالفت با آزادی فکر و اندیشه تورک ها در وطن شان، آزادی عمل تورک ها، حقوقی تورک ها براساس قوانین و کنوانسیون های بین المللی، همچنین با  اراده و خواست تورک ها به ستیز برخاسته و باز هم موضعی دشمنانه گرفته اند.

این هشتصد لمپن، در جهت دشمنی و نابودی هستی، تمدنی، هویتی و زبانی تورک ها در ایران، با انتشار بیانیه ای از نهادهای خشونت، اعدام، شکنجه، زندان، پلیس، اطلاعات، سپاه، بسیج و دیگر نهادهای سرکوب می خواهند تا تورکان را تحت شرایط و مجازات های سخت تری قرار داده و آن ها را به خاطر اراده برای دستیابی به حقوق فردی، ملی و حاکمیتی تورک ها محکوم و مجازات بکنند.

آن لمپن های دانشگاهی، هنری و نویسنده، شرایط را برای حمله فیزیکی به تورک های آزربایجان جنوبی و کشتار و قتل عام تورک ها مهیا نمی بینند. 

اگر رهبران سیاسی و امنیتی ایران، چراغ سبز را برای آن ها روشن بکنند و به آن ها اجازه بدهند که "آتش به اختیار" باشند، آن روشنفکران جامد المغز،خودشان دست به خونریزی و کشتار تورک ها در شهرها خواهند زد. 

یعنی سیستم توپ و بمب های فکری و مغزی، حقوقی، روانی، اخلاقی، دینی، اجتماعی و حتی تخصصی آن ها برای کشتار تورک ها در شهر و روستاها آماده شلیک هستند.

بر اساس همین نوع تفکر و منش روانی و رفتار است که آن ها در هر مرحله از رشد اجتماعی، مانع توسعه، آزادی ها، قانونگرایی، دموکراسی، حاکمیت حقوق، توانایی و وسعت دید ارائه تفسیری واسع از حقوق اولیه و گسترش دایره نفوذ حقوق در زمینه هایی که آزادی ها و حقوق انسان ها و ملل را محدود می کرد و می کند، ندارند.

امثتل این لمپن ها، بارها، برای حفظ منافع شخصی خودشان، و در دشمنی با حقوق عموم ملل و اراده آنان برای تغییر، به سلاح های آتشین برای کشتار و حاکمیت دیکتاتوری دست یازیده و توسعه ملی و اجتماعی را متوقف کرده اند.

چرا از خود نمی پرسیم که ریشه این همه خشونت طلبی در ایران و در تمامی عرصه های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در کجاست؟ آبشخور اصلی این مشکل روانی همه گیر از کجاست؟

ملاحظه می فرمایید که در پی انقلابیون 1357 به سفارتخانه ها حمله کرده، سرزمین دول خارجی در ایران را اشغال و ماموران ارشد دول خارجی را دستگیر و زندانی می کنند. 

مردم و روشنفکرانی که بر علیه دیکتاتوری شاه انقلاب کرده بودند، خود دستگاه اعدام، شکنجه، زندان را برپا می کنند. 

آنان هر کسی را که با کشتار مخالفان مخالفت می کرد را ازندانی، شکنجه و اعدام می کردند.

همان روشنفکران ضد دیکتاتوری سابق، دیکتاتوری جدیدی را در زیر نام اسلام و روحانیت تاسیس کرده و به تقویت نهادهای سرکوب همت گماشتند و مخالفان دیکتاتوری دینی و جدید تحت سلطه پانفارسیسم را به انواع اتهام ها متهم کرده، آن ها را به اشد مجازات رسمی، علنی (نه قانونی)، غیر رسمی و غیر علنی محکوم می کردند.

روشنفکران پانفارس آن زمان که هنوز هم در راس امور هستند، به توهین و تحقیر مخالفان، منتقدان دست زدند. آنان به اشغال سرزمین های ملل دیگر، کشتار دیگران، بمبگذاری در شهرها، اماکن عمومی دیگر ملت ها، حتی بمبگذاری و کشتار کسانی که آنا ها را هموطن خود می نامیدند، آن هم در اماکن مقدس داخل ایران پیشه خود کردند.

پان فارسیسم و پان ایرانیسم فارس زبان، دشمنی و مخالفت با  دولت ها و رهبران دولت ها، توهین به و تحقیر آن ها، تلاش برای ترور و کشتار رهبران کشورهای دیگر را به امری عادی در سیاست و حقوق علنی و غیرعلنی ایران بدل کردند.

همه این خشونت های درون ایران و عرصه بین المللی با همان زبان فارسی، با شعارهای دگر ستیز و خشونت بار به راه افتاد و ترویج  شد و اکنون هم ترویج می شود. 

روشنفکران انقلابی ایران، بر علیه مخالفان سیاسی، حقوقی، فکری، دینی، و … خود، شعارهای "مرگ بر ..." سر دادند و خشونت کلامی بدون هیچ واهمه ای را به سر فصل رفتار سیاسی و حقوق عمومی بدل کردند. آنان خشونت را در انواع مختلف خشونت، به عرصه های نهادهای عمومی و سراسری بردند و به بخشی از آموزش عمومی بدل کردند.

آن چه در همه ابن ها و در چهار- پنج نسل گذشته مشترک بوده است، زبان فارسی، سیستم مهندسی جهل و سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی بر اساس زبان فارسی بوده و هنوز هم هست.

 نتیجه آن شعارهای خشن به زبان فارسی، کشتارها، تجاوزها، بمبگذاری ها، و ... نه تنها به حقوق و آزادی های افراد و ملل آسیب زد، بلکه خشونت های نهادینه شده در نهادهای اجتماعی باعث  از بین رفتن حقوق و آزادی ها، اخلاق، جهان بینی، انسانیت، فکر و روان خود فارس ها هم بشدت متزلزل شده، شاید هم از بین رفته و غیر قابل بازگشت شده است. برای همین هم جوامع طوری فاسد شده اند که قابل درمان در کوتاه مدت نیستند.

زبان وسیله ای مثل رادیو، تلویزیون، تلفن، اتومبیل، لپ تاپ و … بی طرف و خنثی نیست که صداها را از یک مبدئی به مخاطبانی در اقصا نقاط دور و نزدیک برساند. 

زبان؛ هویت، کیستی، شخصیت، رفتار، فکر، گفتار، روان، و احساسات شما به عنوان فرد و ملت به عنوان جمع و متخصصان به عنوان افراد دارای بینش مترقی و تحصیل کرده، در حال و آینده را آن هم اکنون شکل می دهد و خود زان هم در زبان، رفتار، احساسات، عمل و عکس العملتان به نمایش به نمایش درمی آید. 

یعنی شما چیزی و موجودی جز محصول زبان نیستید. این زبان است که به شما توانایی جهان بینی، اندیشه و اندیشیدن، ترجمه ای از احساسات، نوع رفتار و عکس العمل شما در حال و اینده را دیکته می کند.


انصافعلی هدایت

08 آپریل 2025

https://youtube.com/live/gUliR_CGMNs


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs