Saturday, April 12, 2025

مهندسی جهل 031: برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد

 مهندسی جهل 031: برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد


 مهندسی جهل 031: 

برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد


در برنامه سی و یکم "مهندسی جهل" دو شمع-کتاب را در خاموشی و سکوت جهل خودمان روشن کردیم و با دو جهان جدیدی آشنا گشتیم.

کتاب اول، تفسیر میان رشته ای چندین سوره قرآن را شامل می شد. معلوم نشد که نویسنده کتاب چه کسی بوده و آن را در چه تاریخی نوشته است.

 نویسنده این قرآن تفسیری تورکی، آن را به زبان تورکی استاندارد، ادبی، تخصصی و علمی نوشته است. 

شیوه نزدیکی او به تعریف و توضیح کلمات اگر چه رنگ و بوی دینی دارد اما بی طرفی در نوشتار آن دیده می شود. از این زاویه، کتاب، تنه به تنه تعاریف علمی می زند.

تورکی به کار گفته شده در نوشتار این کتاب، در مقایسه با کتاب های دست نوشته تورکی قدیمی که در سی جلسه قبلی معرفی کرده و با آن ها اندکی آشنا شدیم، متفاوت است. چرا که نوع جمله بندی، کلمات و افعالی که نویسنده در این کتاب به کار برده است، با بقیه کتاب ها فرق زیادی دارد. لذا این کتاب، قدیمی تر از کتاب های قبلی احساس می شود.

نام کتاب را "سوره نساء" گذاشته اند ولی این اسم را نویسنده کتاب برای این کتاب تورکی انتخاب نکرده است. 

با دیدن اسم کتاب، می توان تصور کرد که اگر سرتاسر کتاب عربی نباشد، نویسنده تنها به ترجمه “سوره نساء” به تورکی بسنده کرده است اما وقتی به متن کتاب مراجعه می شود، با ترجمه ده ها سوره قرآن به تورکی قدیمی تری مواجه می شویم.

نوع ترجمه و معنی کلمات قرآن در این کتاب هم، با آن چه در فارسی خوانده ایم و دیده ایم، هم از نظر سبک کار نویسنده و هم از نظر معنایی، بسیار متفاوت است. 

نویسنده بعد از نوشتن "بسم الله الرحمن الرحیم" در اول هر سوره قرآن، بدون این که آن را معنا بکند، به سراغ تک تک کلمات بعدی در متن سوره در قرآن می رود. تک تک آن کلمه ها را نظر معنایی، به تورکی ادبی، اصیل برمی گرداند. سپس نوع و جنس آن کلمه یا حرف را در زبان عربی مشخص می کند که آیا حرف است؟ اسم است؟ فعل است؟ فاعل است؟  و ... اگر حرف است، چه نوع حرفی است؟ کارکردهای آن حرف در زبان عربی چیست؟ در فلان آیه مشخص، چه نقشی و معنایی دارد؟ معناهای احتمال دیگرش چیست؟ حتی به تاریخچه ای که در دل هر کلمه نهفته و با خود از دین، تاریخ، اجتماع، آداب و سنن و … به همراه آورده است هم می پردازد. مخاطب آیه چه بوده است؟ یا چه کسانی در نزول و مدلول فلان آیه نقش داشته اند. نویسنده در شآن نزول آیه هم بحث می کند اما همه این ها به طور خلاصه آورده شده و از ئاطناب کلام و خسته کنندگی در آن خبری نیست.

موضوع بحث این کتاب زبان عربی پیچیده قرآنی با جنبه های رنگارنگ قرآن در مکتب های فکری و ایمانی مختلف است.

فهم قرآن و زبان آن، تخصص خاصی لازم دارد. تاریخ، تاریخ اسلام، تاریخ شخصیت های اسلامی و غیر اسلامی، اعتقادات رایج در قبل از اسلام، جنگ ها و صلح ها در دوران اسلامی و … .و همچنین قواعد زبان عربی، و ... در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند.

اگر علوم مرتبط با قرآن را علم خاص یا تخصص خاصی با پیچیدگی های ویژه اش در نظر بگیریم، با کتابی پیچیده و با لایه های تخصصی مختلف روبرو هستیم که زبان تورکی توانسته است از عهده ترجمه و تفسیر آن کوتاه آن ها برآید.

نویسنده کتاب هم آگاه بوده است که خود قرآن مقدس و محترم است و باید صداهای حروف و کلمات را درست ادا کرد تا هم درست فهمیده و ادراک بشود و هم از ورود تخریبات و تحریفات در اثر غلط خوانی ها و رواج غلط خوانی ها در این کتاب مقدس جلوگیری بشود.

لذا نویسنده، تمامی حروف کلمات قرآن را صداگذاری کرده است تا خواننده مبتدی بتواند هم در خواندن آن، هم در درک صحیح، فهم و ترجمه صداها با اصول استاندارد واحدی به پیش برود.

لذا نویسنده، نه تنها حروف و کلمات عربی قرآنی را صداگذاری و استاندارد نوشته است، بلکه تمامی حروف و کلمات تور کی را هم صداگذاری کرده و استاندارد نوشته است تا از هر گونه لغزش، لغزش خواننده و مخاطب به هر لهجه از لهجه های تاریخی و جغرافیایی تورکی و همچنین از تغییر و تحول زبان تورکی آن عصر در زمان های مختلف جلوگیری بکند.


نوع کلمات و افعالی که در این کتاب نوشته شده است، ما را به این نتیجه رساند که برای آشنایی با فهم و اندیشه تورک-گونه و تورک-وش، تورک ها باید به خواندن کتاب های تورکی-تاریخی 200-250 سال قبل به قبل تر مشغول بشوند. 

چرا که بعد از استیلای انگلیسی ها بر هندوستان و تشکیل نیروهای مسلح هندو بر علیه حاکمان تورک هندوستان و خود هندی ها، همچنین با تکمیل اشغال کامل تمامی ممالک تحت اداره "تورکان بابری" در هندوستان، انگلیسی های مسیحی تحت عنوان "فراماسون" و "فراماسونری" با تشکیل موقوفات متخلف، به پیش خرید روحانیان سرشناس، آیت الله ه و تحصیل کردگان دانشگاهی جهان مسیحی و در جهان مسیحی پرداختند.

با افزایش تعداد کارمندان و مدیران میانی و ارسد فراماسون ها و تورک های پیش فروش شده فراماسون در دل دولت های تورک، مسیحی ها تا عمق استخوان های سیاسی، اداری و مدیریتی حکومت های تورک رخنه کردند.

در نتیجه، رهبران زور، قدرت، ثروت و غارت جهان مسیحی توانستند، طمع و حرص نویسندگان دینی و غیر دینی را به خدمت اهداف "شستشوی مغزی-آموزشی و "مهندسی جهل" غرب مسیحی در آورده، منافع میان مدت و بلند مدت رهبران زور، ثروت  و اشغالگری غرب مسیحی را تامین بکنند.

لذا تمامی کتاب هایی که در 200 تا 250 سال گذشته در دنیای تورک نوشته شده اند، برای گسترش جهل و شستشوی مغزی-آموزشی تورک ها نوشته شده است. فرقی هم نمی کند که در کدام کشور تورک، در زیر نام کدام رهبر بت شده، در کدام امپراتوری یا ایدئولوژی و پرچم بوده اند. همه آن ها یک هدف داشته اند و آن، مهندسی جهل، و شستشوی مغزی-آموزشی تورک ها بوده است.

لذا برای این که نسل های فعلی و آینده تورک ها از چاه ویل شستشوی مغزی و مهندسی جهل هژمونیک جهان غرب مسیحی به ظاهر سکولار بیرون بیایند، باید به مطالعه عمیق کتاب های آن دوره ای از جهان تورک روی برگردانند که اثر کمتری از ایده ها و مهندسی جهل فراماسونری در آن ها دیده می شود یا هنوز فراماسون ها نفوذ چندانی در جهان تورک نداشته و سیاست های اداری، آموزشی، سیاسی، حقوقی و مکتب های فکری-دینی و اعتقادی تورک ها را به رنگ خواست ها و اراده فرماسون ها در نیاورده بوده اند.


کتاب دومی که به شمع آن جرقه ای زده ایم، در باره آموزش الفبا و صداهای مغولی با حروف و صداهای تورکی-عربی بود. در این کتاب، تئوری ما در رابطه با شکل حروف و صداهای آن ها به خوبی آموزش داده می شود. 

برای کسانی که مایل به آموزش الفبا و صداهای استاندارد مغولی هستند، کتاب جالب توجهی خواهد بود ولی باید بدانیم که شاید بعد از اشغال مغولستان توسط مسیحی ها، نوع حروف، صدها و علایم استاندارد زبان مغولی هم در راستای "مغول زدایی" از زبان مغولی تغییر کرده باشد. همان طور که تورک زدایی از زبان تورکی رخ داده است. تورک ها، تعاریف خودشان از تورک ها را نه از تمدن مکتوب خودشان که از کتاب های مسیحی های فراماسون غربی بیرون می کشند. این هم به آن منتج می شود که تامین منافع غربی ها در نزد تورک ها بر تامین منافع تورک ها تقدم داشته باشد.

بخش دوم این کتاب، در زبان فارسی نوشته شده است. اگر فرض را بر این بگذاریم که این کتاب و بخش فارسی آن، در حدود 300 تا 500 سال قبل نوشته شده است، نوع کلمات و جمله بندی زبان فارسی در این کتاب با جمله بندی فارسی در شاهنامه و دیگر کتاب های فارسی بسیار متفاوت است.

شاید بتوان این نتیجه را گرفت که فارسی موجود در شاهنامه فردوسی، بیشتر به فارسی قرن بیست و یکم شهر تهران نزدیک و از این کتاب دور است.


https://youtube.com/live/DslO1HWIxcc



انصافعلی هدایت

12 آپریل 2025


No comments:

Post a Comment

جهالت موهندیسلیگینه غلبه 269

  جهالت موهندیسلیگینه غلبه 269 https://youtube.com/live/ShuWL6bc9b4