مهندسی جهل 041: با رسوخ زبانی، ادراک و جهان بینی فرد و جامعه هم تغییر می کند
https://youtube.com/live/QY7FRUwF7iM
در دیدار چهل و یکم از زندان "مهندسی جهل"، با سه کتاب تورکی آشنا شدیم. در ابتدای این آشنایی،"تحفه الاخوان صفا"ی 346 صفحه ای را یافتیم که در سال 860 هجری قمری نوشته شده است. این کتاب تورکی در هشت باب و در توضیح ایمانیات و مفاهیم دینی-ایمانی نوشته شده است. نویسنده به توضیح و تفسیر آن مفاهیم پرداخته است که در قرآن برای توضیح آن مفاهیم توصیفی نیامده است.
در نتیجه، این گونه توضیحات، نظر هر فرد انسانی می تواند باشد اما نظر قطعا نظراسلام و الله نیست، بلکه نظرات متفکران و نظریه پردازان اسلامی است که در برهه ای از زمان و در مکان خاصی، با تجربه و دانش محدودی و … می زیسته اند.
این گونه نظریات تحدید شده، از طرف افراد مختلف، متاسفانه به نام اسلام، با مهر اسلام، نه با مهر نظریات افراد و مسلمانان، بر روی هم انباشته شده است.
همچنین متاسفانه باید با حزن و اندوه گفت که نظرات و تئوری های افراد، حتی متخصصان فقه و تفسیر قرآن، به اسلام و مفاهیم دست و پاگیر امروزی جوامع مسلمان بدل شده است. چرا آن نظریه های وابسته به زمان و مکان، بیش از اندازه بر دوش انسان و جوامع مسلمان سنگینی می کنند. آن ها اجازه حرکت فکری و عملی را از این افراد و جوامع سلب کرده اند.
اگر روزی، مسلمانان و بخصوص رهبران و اندیشمندان مسلمان بخواهند و اراده بکنند تا اسلام اولیه را از میلیون ها اسلام بعدی که ثمره و دست پخت نظرات علما، مفسران و مسلمانان نظریه پرداز بوده است، تجزیه و پالایش بکنند، با اسلامی بسیار متفاوت و سهل و ساده و جذابی روبرو خواهند شد.
البته که چنان اصلاحات انقلابی و رادیکال در پیرایش اسلام از احادیث و جعلیات، تاریخ، آداب و رسوم، نظریات و فتاوا و …، در شرایط کنونی انسان و جوامع مسلمان، عملی غیر ممکن و حتی محال دیده می شود.
به خصوص که منافع گروه هایی از علما، قرآن خوانان و مفسران، در گرو همان نظریه ها، فتواها و احادیث هستند. منافع آن گروه ها به عنوان مهمترین عامل مقاومت در مقابل پالایش اسلام از زرق و برق ها، جل و پلاس هایی که به نام اسلام به خورد مردمان داده شده است، نقش ایفاء خواهند کرد.
البته اگر چنان اتفاقی بیافتد، با اسلامی جدید بسیار متفاوت، غیر قابل باور برای این نسل هایی که به تحمل سنگینی غیر عادی و متوقف کننده عادت کرده اند، همچنین با اسلامی سازگار با زمان، مکان و شرایط اجتماعات بشری و با توانایی توسعه آفرینی آشنا خواهند شد.
چرا که در تاریخ، هر کسی که مکتب رفته و تحصیل کرده است، خود، نظرات و برداشت های محدود و وابسته خود به زمان، مکان، امکانات، سطح علم و توسعه یافتگی و ... را عین اسلام دانسته، عقاید و پاسخ های خود به نیازهای گذرای جامعه و افراد را اسلام فرض کرده است.
در حالی که هر عالمی و هر فردی می توانست و می تواند به نیازها و سوال های در هر جامعه ای راه حل های متفاوت و حتی ضد همی را بدهد.
در نتیجه، هیچ کدام آن افراد و نظراتشان اسلام نیستند. هر کدام آن ها، نظر یک مسلمان، محصور محیط و در شرایط خاصی بوده و است.
نتیجتا، چنان افراد و نظریاتشان، از نظر دینی و اسلامی، هیچ تقدسی و اعتباری ندارند. البته که می توان و شاید بتوان آن نظریه ها، فتاوا و احادیث درست و نادرست، را به عنوان تاریخ افکار، نظریات و فتاوای اسلامی تاریخ گذشته، در موزه های و برای انجام تحقیقات علمی نگه داشت. هر کدام آن ها نظریه و فتوای یک نفر هستند و به راحتی می توان آن ها را نقض کرد یا به کنار گذاشت و راه دیگری را انتخاب کرده و پیمود.
اگر بنا باشد که اسلام، عقاید افراد و پاسخ های آن ها به سوال ها و نیازهای روز باشد، چرا پاسخ های متخصصان مسلمان غیر فقیه یا غیر ملا ملاک عمل قرار نمی گیرد؟
به هر حال، “تحفه الاخوان صفا”، عقاید یک یا مجموعه عقاید بخشی از متفکران، فرضیه تراشان و تئوریسین های مسلمان درباره مصادیق کلماتی است که قرآن به عنوان منبع اصلی مسلمانان، در باره آن ها سکوت کرده است. اگر قرآن سکوت را انتخاب کرده است، سخن حضرت رسول هم یک نظریه، حدس و گمان انسانی تلقی می شود. فتاوای انسان های عادی یا تحصیل کرده، فقیه و …که به مرکز وحی اتصال ندارند ابدا، جای چون چرا هم ندارد.
با این همه، این کتاب تورکی، منبع آشنایی نسل حاضر با تاریخ اندیشه و تاریخ تحول مفاهیم و تاریخ متراکم و حجیم شده دین و تاریخ غیبت و محو شدن دین از منظر عمومی در زیر پشته ها و کوه هایی از نظرات و عقاید افراد تحصیل کرده است.
کتاب، مجموعه ای از تئوری ها، فرضیه ها و ثمره تلاش فکری و مغزی بخشی از انسان های مسلمان، برای باز کردن گره کور مفاهیم اسلامی گنگ و تعریف نشده است.
لذا این کتاب، آن تعاریف را، آن هم از منظر انسان تورک مسلمان در 586 سال پیش به ما نشان می دهد. کتاب نشان می دهد که تورک ها برای ساختن راهی فکری و ایمانی چه تلاش هایی را انجام داده اند.
البته و احتمالا، آن تعاریف و راه ها، در آن مقطع تاریخی شاید می توانست، جامعه مسلمانان را به پیش ببرد و نسبت به رقبای غیر مسلمان، مسلمانان را به تحرک و انکشاف و اختراع وا دارد. ممکن هم هست و بود که مسلمانان را به گوشه گیری، عدم فعالیت، مخالفت با اختراعات و اکتشافات و ... سوق بدهد و جامعه را به جمود فکری و انجماد بکشاند.
کتاب دوم، مجموعه ای از شش رساله است که "تحفه شاهدی" نامگذاری شده است. چون این کتاب، از مجموعه چند رساله گردآوری شده است، اسم خاص و عامی برای این کتاب ذکر نشده است. یکی از آن رساله ها به زبان تورکی بوده، بقیه به زبان فارس و عربی هستند.
رساله تورکی این کتاب، لغتنامه تورکی-فارسی است. نویسنده، لغت و معنی کلمات تورکی را در زبان فارسی پیدا کرده و نوشته است.
سبک ادبی و نوشتاری کتاب، شعر است.
نویسنده شاعر، تلاش کرده تا معنی هر کلمه تورکی را در زبان فارسی بیان بکند. نویسنده صاحب قریحه و توانا در زبان تورکی و فارسی، روی هر حرف و کلمه، صداهای آن ها را هم وارد کرده است تا حروف و کلمات به شکل استاندارد، علمی و تخصصی در همان زمان، به نسل های بعدی منتقل بشوند.
کتاب سوم "تفسیر المواکب" نام دارد که از یک تفسیری در زبان فارسی خلاصه برداری شده است. نویسنده برای نوشتن این تفسیر در تاریخ 24 ربیع الاول 1240 (شاید هم 1245، چرا که عدد پنج، به صفر تو خالی هم شبیه است) دست بکار شده است. در زیر همان سطر و تاریخ، (در صفحه قبل از آغاز متن کتاب)، تاریخ دیگری هم دیده می شود که "ایلول 1242" را نشان می دهد.
نویسنده از ولایت "قرجه ایلی" هست و خودش را "صپانجه لی امام اوغلو ابراهیم" مخدوم "اسماعیل حقی احسان" معرفی کرده است.
او افزوده است که دست نوشته اش، ترجمه ای از "تفسیر مواکب اسمعیل فرخ افندی" است که یکی از بزرگان دیوانی بوده است.
با نگاهی به متون نوشته های او متوجه می شویم که نویسنده با قلم (خودکار یا مداد نوک تیزی)، مطالب خود را به رشته تحریر درآورده است. همین هم نشان می دهد که عمر این دست نوشته نمی تواند خیلی قدیمی باشد.
همچنین تورک ها در آن مقطع تاریخی، یا تکنولوژی تولید مداد و خودکار را داشته اند و یا آن را از دیگر ممالک وارد کرده بوده اند. یعنی در این زمینه از کشورهایی که آن ها را به ما، به عنوان کشورهای صنعتی معرفی می کنند، عقب مانده نبوده است.
نویسنده، اولین صفحه دست نوشته اش را به یک مقدمه کوتاه یک صفحه ای اختصاص داده و چگونگی نوشتن این کتاب و استفاده اش از دیگر منابع را ذکر کرده است.
او در معرفی خودش نوشته است که با معاطله کتاب های تفسیر عربی، فارسی و تورکی گذران عمر می کرده است ولی اکثر آن ها تورکی بوده است. ملت تورک در خواندن تفاسیر عربی و فارسی در مشقت می افتاده اند. لذا تصمیم می گیرد تا تفسیر مختصری را به تورکی بنویسد.
در پی این تصمیم، او با تفسیری از "مرحوم حسین واعظ" آشنا می شود که "مواهب" نام داشته و به زبان فارسی نوشته شده بوده است.
با این همه، نویسنده تاکید می کند که گر چه این تفسیر را به عنوان "ماخذ اصلی" خود در نگارش مواکب انتخاب کرده است اما در نوشتن تفسیر مواکب، مطالب مواهب را با تفاسیر "تبیان"، "بیضاوی"، "کشاف" و "خازن" مقایسه کرده است. نظرات آن ها را هم مد نظر قرار داده و از کلمات غامض منشیانه رایج در آن ها پرهیز کرده است.
در چند جمله ای که از این کتاب خوانده شد، متوجه شدیم که چون منبع اصلی نویسنده، تفسیری به زبان فارسی بوده است، او مفاهیم و برداشت های فارس ها از آیات و کلمات قرآن را هم برعکس دیگر مفسران تورک ها آورده است.
همین رفتار و امر هم نشان داد که اگر نویسنده و یا هر فردی، با زبان دومی انس بگیرد یا با زبانی بنا به هر دلیلی آشنایی داشته باشد، کلمات آن زبان در مغز او عمل کرده، نوع نگاه، تفسیر، جهان بینی، درک مفاهیم و ... را در مسیر آن زبان و آن ملت تحت تاثیر قرار داده و دگرگون می کند.
به نظر ما، این تفسیر، گرچه به زبان تورکی نوشته شده است اما در معنی و تفسیر آیات قرآن، فارس و فارسی زده رفتار کرده و آراء و اندیشه های فارس ها و فارسی را وارد متن جامعه فکری و دینی تورکی کرده است.
البته که او می خواسته بی طرف مانده، مفاهیم ادراکی و شکوفا شده زبانی فارسی در نزد فارس ها را به عنوان نوعی دیگر از تفسیر قرآن و فهم قرآن، وارد جهان تورک و اسلام کرده باشد.
انصافعلی هدایت
23 اپریل 2025
No comments:
Post a Comment