Sunday, March 16, 2025

مهندسی جهل 009 : نقش زبان تورکی در تولید متون "قانون و حقوقی" در قرن های گذشته

مهندسی جهل 009 : نقش زبان تورکی در تولید متون "قانون و حقوقی" در قرن های گذشته

در نهمین قسمت از "مهندسی جهل" در ایران، کتابی با موضوع "قانون" و مسایل قانونی را آن هم به زبان تورکی معرفی کردیم این کتاب در سال 1084 قمری، یعنی 362 سال قبل و در 96 صفحه نوشته شده است.

این کتاب تورکی با خطی زیبا، تمیز نوشته شده و با آسیب کمتری بدست ما رسیده است. وقتی به محتوای کتاب می نگریم، ملاحظه می کنیم که از کلمه "قانون" صدها بار استفاده کرده است. این در حالی است که در مدارس و دانشگاه های ایران به همه دانش آموزان و دانشجویان و متخصصان تعلیم کرده اند که "قانون" یک کلمه جدید بوده است و میراث غربی ها و مجلس است. در حالی که این کتاب، در زمانی نوشته شده است که احتمالا غربی ها هنوز با مفهوم قانون آشنا نیستند و یا چند ملت، به تازگی به تولید قانون در مجلس دست یافته اند. بحش بر سر قانون در غرب نیست. بلکه سخن بر سر این است که این کتاب نشان می دهد و ثلبت می کند که قانون در جوامع تورک مسلمان، کلمه ای رایج و جاری بوده است و بسیاری از عوام با این کلمه و محتوا و معنای آن آشنایی داشته اند. همین هم نشان می دهد که فارسی و فارس زبان ها، تا دوره مجلس شورا که با فرمان خاقان تورک در 1285 تاسیس شد، با کلمه قانون نا آشنا بوده است ولی این ناآشنایی فارس ها و زبان فارسی به قانون را به عموم مسلمانان و از جمله به تورک ها تعمیم داده اند و نداشته خود را نداشته دیگران فرض گرفته اند. اما این کتاب دروغ و جهل فارس ها و فارسی را به رخ آن ها می کشد. در نوشتن این کتاب از دو رنگ سیله و قرمز استفاده شده است. "مسئله" یا سوال ها و تیتر موضوعات کتاب را به رنگ قرمز نوشته اند تا هم کتاب دارای رنگ و لعاب بوده و هم زیبایی خاضی به متن داده و از خستگی چشم ها بکاهد. کلمه "جواب" یا "نوع آخر" و ... که پاراگراف ها را از هم متمایز می کند هم با رنگ قرمز نوشته شده است. باز هم تاکید می کنم که هدف من خواندن متون تورکی کتاب ها نیست بکه معرفی کتاب هایی در زبان تورکی و به زبان تورکی، آن هم در رشته های مختلف است تا باور بکنیم و ایمان بیاوریم که زبان تورکی در هزار سال گذشته، زبان علم، فلسفه، حکمت، منطق، ریاضیات، فقه، تفسیر، نجوم، پزشکی، داروسازی، سیاست، شعر، ادب، عرفان، علوم غریبه و ... و ... بوده است و باور بکنیم که در صد سال گذشته، رهبران جهانی و رهبران سیستم هایی در کشورهای مسلمان و بخصوص در ایران، چندین نسل از پدران ما و هود ما را جاهل تربیت کرده اند و جهالت ما را هم برنامه ریزی و برای دستیابی به منافعی مهندسی کرده اند. بنا بر این، من (انصافعلی هدایت) هیچ سوادی درنوشتن و خواندن زبان تورکی ندارم. چشم و مغز من، بر عکس فارسی که عمرم را صرف خواندن و نوشتن آن کرده ام، با نوشتن و خواند کلمات و جملات تورکی آشنا نیست. در عین حالی که در خواندن متون ساده فارسی که خوشنویسی شده است هم هیچ توانایی ندارم. چه برسد به خواندن دست خط های بسیار متفاوت نویسندگان قدیمی که ممکن است لهجه هایشان، زمان زیستشان، جغرافیای زیستی شان و ... با همدیگر از زمین تا آسمان فرق و اختلاف دارند و با توجه به آن ها در رشته هایی که من با آن ها آشنا نیستم قلم زده اند، تخصص هایی که در کتاب های تورکی مکتوب شده اند، لغات علمی و تخصصی که من با آن ها آشنایی ندارم، خواندن متون قدیمی خطی را بیش از خطوط چاپی سخت و دشوار می کند. هدف من این است که نشان دهمف فارس ها، رهبران، شاه و آیت الله و روشنفکران، مدیران، گروه های مرجع اجتماعی، ووو هم جاهل بو.ده اند و هم د رتولید انسان های جاهل نقش بسیار موثری داشته اند. بسیاری از آن ها حتی امروزه هم با توانایی زبان تورکی در تولید علم و دانش در رشته های مختلف کخالفت و دشمنی می کنند. آن ها قبول نمی کنند که زبان فارسی هنوز و با صد سال تلاش برای استاندارد کردن آن و تحمیل آن به انسان ها زبان علم و تفکر نیست و نمی تواند پایش را به فراتر از عرثه اشعار تکرای مبهم بگذارد. در تاریخ هزار سال گگذشته، زبان تورکی در کنار زبان عربی، زبان سیاست، زبان علم، زبان تخصص های متنوع، زبان ریاضیات و هندسه، زبان اختراعات و اکتشافات، زبان فلسفه و منطق، زبان شرعیات و قوانین و ... بوده استو این مه در ایران نمی دانیم و اجازه نمی دهنهد تا بدانیمف دلیلی بر این نیست که زبان تورکی توانایی نداشته یا اکنون هم فاقد توانایی است بلکه دلیل بر آن است که ما به زبان تورکی و توانایی های این زبان در اداره همه جوانب زندگی فردی، دروانی و اجتماعی انسان ها نقش مهمی بازی می کرده است. انصافعلی هدایت 16 مارچ 2025


 در نهمین قسمت از "مهندسی جهل" در ایران، کتابی با موضوع "قانون" و مسایل قانونی را آن هم به زبان تورکی معرفی کردیم این کتاب در سال 1084 قمری، یعنی 362 سال قبل و در 96 صفحه نوشته شده است.

این کتاب تورکی با خطی زیبا، تمیز نوشته شده و با آسیب کمتری بدست ما رسیده است. وقتی به محتوای کتاب می نگریم، ملاحظه می کنیم که از کلمه "قانون" صدها بار استفاده کرده است. این در حالی است که در مدارس و دانشگاه های ایران به همه دانش آموزان و دانشجویان و متخصصان تعلیم کرده اند که "قانون" یک کلمه جدید بوده است و میراث غربی ها و مجلس است. در حالی که این کتاب، در زمانی نوشته شده است که احتمالا غربی ها هنوز با مفهوم قانون آشنا نیستند و یا چند ملت، به تازگی به تولید قانون در مجلس دست یافته اند. بحش بر سر قانون در غرب نیست. بلکه سخن بر سر این است که این کتاب نشان می دهد و ثلبت می کند که قانون در جوامع تورک مسلمان، کلمه ای رایج و جاری بوده است و بسیاری از عوام با این کلمه و محتوا و معنای آن آشنایی داشته اند. همین هم نشان می دهد که فارسی و فارس زبان ها، تا دوره مجلس شورا که با فرمان خاقان تورک در 1285 تاسیس شد، با کلمه قانون نا آشنا بوده است ولی این ناآشنایی فارس ها و زبان فارسی به قانون را به عموم مسلمانان و از جمله به تورک ها تعمیم داده اند و نداشته خود را نداشته دیگران فرض گرفته اند. اما این کتاب دروغ و جهل فارس ها و فارسی را به رخ آن ها می کشد. در نوشتن این کتاب از دو رنگ سیله و قرمز استفاده شده است. "مسئله" یا سوال ها و تیتر موضوعات کتاب را به رنگ قرمز نوشته اند تا هم کتاب دارای رنگ و لعاب بوده و هم زیبایی خاضی به متن داده و از خستگی چشم ها بکاهد. کلمه "جواب" یا "نوع آخر" و ... که پاراگراف ها را از هم متمایز می کند هم با رنگ قرمز نوشته شده است. باز هم تاکید می کنم که هدف من خواندن متون تورکی کتاب ها نیست بکه معرفی کتاب هایی در زبان تورکی و به زبان تورکی، آن هم در رشته های مختلف است تا باور بکنیم و ایمان بیاوریم که زبان تورکی در هزار سال گذشته، زبان علم، فلسفه، حکمت، منطق، ریاضیات، فقه، تفسیر، نجوم، پزشکی، داروسازی، سیاست، شعر، ادب، عرفان، علوم غریبه و ... و ... بوده است و باور بکنیم که در صد سال گذشته، رهبران جهانی و رهبران سیستم هایی در کشورهای مسلمان و بخصوص در ایران، چندین نسل از پدران ما و هود ما را جاهل تربیت کرده اند و جهالت ما را هم برنامه ریزی و برای دستیابی به منافعی مهندسی کرده اند. بنا بر این، من (انصافعلی هدایت) هیچ سوادی درنوشتن و خواندن زبان تورکی ندارم. چشم و مغز من، بر عکس فارسی که عمرم را صرف خواندن و نوشتن آن کرده ام، با نوشتن و خواند کلمات و جملات تورکی آشنا نیست. در عین حالی که در خواندن متون ساده فارسی که خوشنویسی شده است هم هیچ توانایی ندارم. چه برسد به خواندن دست خط های بسیار متفاوت نویسندگان قدیمی که ممکن است لهجه هایشان، زمان زیستشان، جغرافیای زیستی شان و ... با همدیگر از زمین تا آسمان فرق و اختلاف دارند و با توجه به آن ها در رشته هایی که من با آن ها آشنا نیستم قلم زده اند، تخصص هایی که در کتاب های تورکی مکتوب شده اند، لغات علمی و تخصصی که من با آن ها آشنایی ندارم، خواندن متون قدیمی خطی را بیش از خطوط چاپی سخت و دشوار می کند. هدف من این است که نشان دهمف فارس ها، رهبران، شاه و آیت الله و روشنفکران، مدیران، گروه های مرجع اجتماعی، ووو هم جاهل بو.ده اند و هم د رتولید انسان های جاهل نقش بسیار موثری داشته اند. بسیاری از آن ها حتی امروزه هم با توانایی زبان تورکی در تولید علم و دانش در رشته های مختلف کخالفت و دشمنی می کنند. آن ها قبول نمی کنند که زبان فارسی هنوز و با صد سال تلاش برای استاندارد کردن آن و تحمیل آن به انسان ها زبان علم و تفکر نیست و نمی تواند پایش را به فراتر از عرثه اشعار تکرای مبهم بگذارد. در تاریخ هزار سال گگذشته، زبان تورکی در کنار زبان عربی، زبان سیاست، زبان علم، زبان تخصص های متنوع، زبان ریاضیات و هندسه، زبان اختراعات و اکتشافات، زبان فلسفه و منطق، زبان شرعیات و قوانین و ... بوده استو این مه در ایران نمی دانیم و اجازه نمی دهنهد تا بدانیمف دلیلی بر این نیست که زبان تورکی توانایی نداشته یا اکنون هم فاقد توانایی است بلکه دلیل بر آن است که ما به زبان تورکی و توانایی های این زبان در اداره همه جوانب زندگی فردی، دروانی و اجتماعی انسان ها نقش مهمی بازی می کرده است. انصافعلی هدایت 16 مارچ 2025

Saturday, March 15, 2025

مهندسی جهل 008 : بیماری ها و داروهای پزشکی را به تورکی به شعر کشده اند


 مهندسی جهل 008 : بیماری ها و داروهای پزشکی را به تورکی به شعر کشده اند



https://youtube.com/live/6UECvkJEKcQ

در این جلسه از "مهندسی جعل" در ایران، به بررسی سه کتاب تورکی قدیمی دست نویس پرداختیم که در جلسه قبلی هم، در باره دو کتاب از این سه کتاب توضیحات مفصلی را ارائه داده بودیم.

اما چون ویدئوی آن مباحث در "یوتیوب" حفظ نشده بود، این بار و در این جلسه نیز درباره آن ها هم سخن راندیم تا بجای فایل صوتی، فایل تصویری هم از آن کتاب ها داشته باشیم.

درابتدای این جلسه به معرفی مختصر کتاب تورکی "علم علیم" پرداختیم که موضوع آن "عرفان و عشق" است.


عرفان و عشق هم به "رابطه درک، فکر، احساس هر فرد معین و مشخص انسانی و تجربه های فکری، ادراکی، تفکری، تصوری، احساسی و عملی انسان در اجتماع" بر می گردد. 

این نوع تجربه ها فردی بوده اند و هستند و ممکن است که هیچ کدام از تجربه های ده ها انسانی که در زیر نظر یک استاد راهنما طی مسیر می کنند، با هم نسبت مستقیمی نداشته باشند. 

یعنی تجربه هر فرد، منحصر به تجربه، ادراک، احساس، تصور خود فرد و میزان استفاده و فهم او از رهنمود استاد داشته باشد. در نتیجه، فهم، ادراک، احساس و تجربه زیسته هر فرد از دیگری و دیگران متفاوت خواهد بود. 


لذا عرفان و عشق، به معنی علمی که در فیزیک و شیمی و حتی روانشناسی آزمایشی وحود دارد و فهمیده یم شود، علم نیست اما چون تجربه هر فرد انسانی بوده و تجربه زیسته است، جزئی از حیات و تجربه بشری هست.


 احتمالا روزی و روزگاری در آینده، این نوع احساسف تصور و تجربه منحصر به هر فرد انسانی، بخصوص با توفق فردگرایی افراطی، علم خواهد توانست به اصول آن هم دست یابد و به علم و تجربی بودن آن اعتراف بکند.

کتاب دومی که در این جلسه از "مهندسی جهل" معرفی کردیم، "طب: آغریلار - درمانلار" نامگذاری شده است.


 نام کتاب چیست؟ نام کتاب چندان هم معلوم نیست اما چون در زمینه "طب" نوشته شده است و موضوعش هم "آغریلار" (دردها) و "درمانلار" (داروها) بوده است، جناب "آزرباش" آن را به آن نام معرفی کرده است.


در باره این کتاب هم در جلسه قبلی توضیح داده بودیم. این کتاب در چهل و هشت باب (فصل)، بیماری ها و داروهای آن ها بحث کرده است.

کتاب سوم هشتمین جلسه مهندسی جهل، باز هم درباره پزشکی هست. 

نویسنده اصلی کتاب فرد مسلمانی به نام "سیاهی" بوده است. این کتاب پزشکی سیاهی از دو بخش مجرا در معتوا و شکل تشکیل شده است و به نظر می رسد که توسط چند قلم یا نویسنده به رشته تحریر درآمده است. 

احتمالا مرحوم سیاهی، متن اول کتاب را نوشته است اما متن بخش دوم به واقف کتاب تعلق داشته باشد. بخش دوم را هم مرحوم عبدالقادر اسکداری دیگران و با فواصل زمانی دیکته می کرده است. برای همین دست خط ها بسیار متفاوت دیده می شوند.

بخش اول کتاب از هر جهت بر بخش های دیگر برتری دارد. این بخش با خط جالبی نوشته شده است. اما به نثر نوشته نشده، بلکه به شعر سروده شده است.

به گفته جناب آزرباش، در مجموعه بیش از چهار هزار کتابی که تا کنون به این کانال تلگرامی آپلود شده است، بیش از هشتاد و پنج کتاب پزشکی و در رشته های مختلف پزشکی وجود دارند که همه آن ها هم با زبان تورکی بنگارش رسیده اند.


همین خصیصه شعری تورکی بخش اول کتاب نشان می دهد که نویسندگان تورک، توانایی سرودن شعر به زبان تورکی را هم داشته اند و احتمالا تعداد کتاب های شعر و غزل تورکی، صدها برابر از شعر و از مثنوی فارسی بیشتر است که به ما نشان داده شده است و از ما و نسل های قبل از ما پنهان کرده اند و عمدا و آگاهانه هم پنهان کرده اند. 

حال باید پرسید که چرا شعر و شاعران تورک و تورکی سرا را از انسان ها پنهان کرده و فارسی سرایان را علم کرده اند؟ 

هدف از پنهان کردن تورکی و بزرگنمایی فارسی چیست؟

 چرا می خواسته اند و می خواهند شعر و شاعران تورکی را از منظر و توجه افکارعمومی  و متخصصان و دانشگاهیان دور نگه دارند و پنهان بکنند؟

 این کتاب با شعر تورکی در زمینه بیماری ها و درمان ها، ثابت می کند که شعر و شاعر تورکی و تورک، دارای یک توانایی و برتری خاصی نسبت به شعر و شاعران فارسی نویس بوده اند. 

این برتری از آن جاست که در این کتاب تورکی تخصصی که در باره بیماری ها و علاج ها سخن را به شعر می آراید، قدرت بیان تخصصی در شعر و زبان تورکی است.

 قطعا شاعران تورک و تورکی سراها هم در باره عشق و معشوق، چشم یار، گیسوی یار، اندام و لب یار، زیبایی ها، گل و بلبل، کوه، دشت، دمن و … شعر گفته اند اما این کتاب، مطالب تخصصی پزشکی، نام های بیماری ها و داروهای تخصصی را به زیبایی تمام با شعر آراسته است و این از قدرت و برتری زبان تورکی و شاعران تورک حکایت می کند که شاید در زبان فارسی و در دویست سیصد سال قبل کم نظیر باشد.

نوشتن این کتاب در عهد سولطان احمد عثمانی آغاز شده است اما در اواسط کتاب متوجه می شویم که یکی دو سلطان دیگر هم وفات یافته اند و هنوز نوشتن بخش دوم کتاب توسط افراد مختلف ادامه دارد.

با پایان بخش اول و شعری کتاب، با بلبشوی شیوه نگارش و خط، در نوشتار بخش دوم کتاب مواجه می شویم. این بی نظمی هم در تمیزی و هم در خوانا بودن متن بخش دوم کتاب نقش زیادی دارند. البته این بخش شعری نیست و به نثر نوشته شده است. 

نویسندگان یا نویسنده اصلی، در این بخش، از میزان و ترکیب داروها سخن می راند. 

نوع کشیدن قلم بر روی کاغذ، نوشتن کلمات و سلیقه ای که در نوشتن کلمات، جمله ها و سطرها دیده می شوند، حاکی از آن است که این دفتر دست نویس، از زیر دست چند نفر رد شده است و سلیقه هر کدام آن ها از دیگر بسیار متفاوت بوده است.

کتاب را با جداول، آیات قرآنی و روایات رنگین کرده اند. یعنی نویسنده می دانسته که برای درمان بیماری ها، نمی توان تنها بر روی داروها و تاثیرات آن ها بر بدن تکیه کرد، بلکه باید بر روی روان و روح افراد، به همراه داروها هم انگشت تاکید گذاشت.

 لذا نویسنده کتاب تلاش می کند تا در کنار تجویز داروها، بیماران را به منبع بالاتری از انسان و دارو، یعنی الله، قرآن و سخن رسول الله بدوزد تا انسان ها امید بیشتری به رفع بیماری از تنشان داشته باشند.


ظاهرا صفحه آخر کتاب به "1303" آراسته شده است اما آیا این اعداد نمایشگر تاریخ پایان یافتن نوشتن این کتاب است یا درباره یک موضوع دیگری بوده یا کس دیگری آن را به کتاب علاوه کرده است، شک داریم. 

بخصوص که خط و بالطبع نویسنده این صفحه با صفحات قبلی متفاوت است. حتی دو بیت شعر و تاریخ را با کشیدن دو خط ممتد در بالای بیت ها و زیر تاریخ، از بقیه صفحه هم جدا کرده است.

لازم به ذکر است که این کتاب را مرحوم سید حاجی عبد القادر، معروف به امیر خواجه کمانکش اسکداری به "جامعه شریف اسکدار" وقف کرده است.

از طرف دیگر، قطعا بخش اول کتاب که به شعر است، به شخصی با نام "سیاهی" تعلق دارد اما چه کس یا کسانی بخش دوم کتاب را نوشته اند؟ مشکوک مانده است.

 احتمالا، خود مرحوم عبدالقادر اسکداری قسمت هایی از مطالب بخش دوم کتاب را نوشته و به کتاب سیاهی علاوه کرده است و در نوشتن آن ها، از شاگردان و نزدیکان خود استفاده کرده است. برای همین هم در میان شیوه نگارش فصل دوم تفاوت های بسیاری دیده می شود.


انصافعلی هدایت

15 مارچ 2025




Thursday, March 13, 2025

مهندسی جهل 007 : تورکی بر عکس فارس، زبان علم و تکنولوزی بوده و است

 مهندسی جهل 007 : تورکی بر عکس فارس، زبان علم و تکنولوزی بوده و است


در هفتمین بخش از برنامه "مهندسی جهل" در ایران، به معرفی سه کتاب پرداختیم.

کتاب اول در باره "عشق"، عرفان و راه و روش های آن بود. نام این کتاب دست نوشته "علم علیم" بود. معلوم است که نویسنده این کتاب یک عارف تورک بوده که به مناسبت تجربه های شخصی-درونی خود به تنهایی یا در ارتباط با شاگردانش، روزانه نویسی می کرده است. دست خط او نشان می دهد که روحیه او بالا و پایین می شده است. وسیله نوشتار او هم عوض می شده است.

کتاب علم علیم در 658 صفحه و به تورکی نوشته شده است. نویسنده برای بیان دیدگاه های خود از اشعار هم فایده گرفته است.

شاید بتوان در زبان فارسی هم چند کتاب در رابطه با عرفان و تجربیات درونی فردی هم پیدا کرد.

کتاب دوم و سوم در رابطه با "طب" و پزشکی قدیمی بود. کتاب با خط زیبا آغاز می شود ولی در ادامه، حداقل سه بار دست خط و ظاهرا کسی که کتاب را املا می کرده است، عوض می شود اما کتاب در چهل و هشت باب (فصل) به به "آغریلار، درمانلار" می پردازد.

از متن کتاب می توان فهمید که نویسنده کتاب پزشک بوده و این کتاب را در باره بیماری های که بیشتر رایج بوده است، نوشته و برای درمان آن ها، ترکیبات گیاهی را تجرویز کرده است.

نام کتاب در جلد آن نوشته نشده است. کتاب در 138 صفحه به بررسی بیماریها و آموزش افرادی که به پزشک حاذق دسترسی نداشته اند، نوشته شده است.

زبان نوشتاری کتاب تورکی است ولی دو صفحه در انتهای کتاب به فارسی نوشته شده است که با نوع جمله بندی امروزین فارسی بسار متفاوت است. این تفاوت به خاطر تغییر زمان و مکان و استانداردهایی که در آن موقع وجود داشته است، هم قابل قبول و هم موجه جلوه می کند. در حالی که کتاب های فارسی که در ایران به عنوان کتاب های دستنوشته قدیمی ارائه می شوندف آشکارا به زبان امروززی و فارسی استانداردی که در سال 1304 به بعد برای ترویج آن تلاش می شودف نوشته شده اند. نبود فاصله زمانی و مکانی در میان کتابهای قدیمی و جدید فارسی، نه تنها قابل قوبل نیست، بلکه توجیه پذیر هم نیست. بلکه در صحت وجود تناریخی آن ها شک و شبهه ایجاد می کند و احتمال می رود که بعد از آغاز سلطنت کودتایی پهلوی اول نوشته شده باشند ولی به افراد گمنامی در تاریخ نسبت داده باشند.

نویسنده کتاب پزشکی به زبان تورکی، در اولین صفحه خودش را معرفی کرده است. او "سید حاجی عبدالقادر"؛ معروف به امیر خواجه کماندارکش اسکداری" است که این کتاب را از میان مجموعه کتاب های پزشکی خود انتخاب کرده و با شروط و شروطی به "جامعه عتیق شریف" وقف کرده است.

موضوع این کتاب پزشکی است اما به زبانی ساده و روان تورکی نوشته شده که قابل درک به علاقه مندان به پزشکی، سیاه درمانی است. یعنی تورکی زبانی علمی بوده و است که می توان با آن نه تنها ریاضیات، بلکه پزشکی را هم نوشت و هم تدریس کرد و هم افرادی که تخصصی در پزشکی ندارند، می توانند از آن استفاده کرده، به نیازهای درمانی بیماران در مناطق دور دستی که به پزشک دسترسی ندارند، استفاده بکنند.

این کتاب و کتای آموزش ریاضی که در روزهای قبل در باره آن گفتگو کردیم، نشان می دهد که زبان تورکی، زبان علم بوده و پدران تورک ما، یک صدم اهتمامی را به برای تولید علم و فن در زبان تورکی می دهاده اند را به تولیئد کتاب های علمی در زبان فارسی نمی داده اند. چرا که فارسیف زبان علم و زبان موضوعات تجربی پیچیده نبوده و نیست. کتاب سوم هم از همین نویسنده و واقف بوده است که در برنامه بعدی به بررسی بیتشر آن خواهیم پرداخت.

بعد از این برنامه، جناب آزرباش طز یک زیر نوست در زیر ویدئو یوتویوب، اعلام کرده اند که "تا کنون بیش از هشتاد کتاب علمی پزشکی به زبان تورکی در کانال "آزرباش کیتابخاناسی" قرار داده شده است که در آینده کتاب های پزشکی بیشتری به آن ها اضافه خواهند شد. علاقه مندان می توانند با نوشتن کلمه "طب" در بخش "جستجوی کانال، به لیست کتاب های تورکی پزشکی دست بیابند. این نشان می دهد که چرا فارس ها و پانفارس ها، هم فارس ها را و هم دیگر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، خراسانی، عرب، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی، طالش و ... را در جهل مرکب آموزشی تربیتی قرار داده و "جهالت همه افراد و ملل را مهندسی می کند. چون زبان فارسی نه توانایی هماوردی با تورکی را دارد و نه توانایی رویا رویی با عربی را دارد.

زبان فارسی در غیاب این دو زبان، می تواند یکه تاز مسابقه در میان زبان های زندانی غلیب از مسابقه و فارسی برخوردار از همه امکانات باشد. ولی در صوتری که تورکی و عربی همان زور که در تورکیه .و دیگر کشورهای تور، و عربی در کشورهای عربی زبان علم و تکنولوژی است، آزاد باشند، زبان فارسی توانای عرض اندام در مقابل این دو زبان تاریخی این منطقه را نخواد داشت. انصافعلی هدایت 13 مارچ 2025



Wednesday, March 12, 2025

مهندسی جهل 006 : راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟

 مهندسی جهل 006


راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟




در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آن ها، نام کتاب های خطی و قدیمی تورکی جمع آوری شده است، مطالبی را به عرض رساندیم.


 بسیاری از مطالب این برنامه، از ذهن و قلم جناب محمد مجندهی جبه دار (آذرباش) تراوش کرده و از زبان من، بیان شده است.


ایشان با لطف فراوانی که از عشق به زبان تورکی و ملت تورک برمی خیزد، نه تنها فایل های کتاب های مورد استناد، بلکه مطالبی را هم به زبان تورکی و فارسی، برای من فرستاده اند تا دست من در این راه را گرفته، پیش ببرند.


متاسفانه به خاطر زندگی ما در عصری که جهل مهندسی شده، جهل آگاهانه، جهل عمدی، جهل هدفمنمد و جهل برنامه ریزی شده را به تک تک انسان ها و ملل در ایران، در صد سال گذشته تحمیل کرده اند، تصور می کنیم که پدران جهانگیر و جهان-مدیران ما تورک ها، تنها به چاقی زبان فارسی همت گمارده اند.

در حالی که اگر بتوانیم از پیله جهلی که در صد سال گذشته بر دور ما و جهان پیرامون تورک ها و شناخت تورکها از جهان تنیده شده است، خارج بشویم، خواهیم دید که پدران و مادران جهاندار و جهان-مدیر ما تورک ها، بر زبان تورکی اگر نه به اندازه زبان عربی ولی بسیار بیشتر، بلکه هزاران بار بیش از زبان فارسی، در تولید علم، دانش، فرهنگ، تکنولوژی و کتابت آن ها به زبان تورکی اقدام کرده بوده اند و از این تولیدات به زبان تورکی، حمایت های بسیار جدی کرده اند.


آگاهی ما به تاریخ کتاب و کتابت به زبان تورکی، آن هم توسط پدران حکمدار تورک خودمان مغشوش شده و جاهل نگه داشته شده ایم. 


آگاهی ما به عمق و گستره این جهالت تحمیلی و مهندسی شده، به سود حاکمیت های اشغالگر و استعماری شرقی، غربی، اشغالگران، بخصوص به نفع اشغالگران و دست نشاندگان غربی های مسیحی در ایران و به نفع فارسیسم حاکم نیست. 


کتابت، کتاب ها، افکار، فلسفه ها، تجارب، تجارت، نوآوری ها، اختراعات، اکتشافات پدران تورک ما را از ما کتمان و پنهان می کنند تا در این سرزمین برهوت جهل جاهل بمانیم و جاهل بمیریم.

آن ها می خواهند تا ما تورک ها، از ساختن جامعه ای توسعه یافته در آینده نا امید بشویم. نا امیدی ما در این لحظه، سود آن ها را در حال و آینده تامین و تظمین می کند.


آن ها می خواهند تا ما در این کویر لم یزرع جهل، تمامی احساسات منفی خود را متوجه پدران علم گستر، حامی زبان های مختلف تحت حاکمیت تورک ها بکنیم.

دشمنان تورک ها، احساسات و توانایی های عقلی ما را تهییج می کنند تا تنها بر علیه پدران تاجدار عالمی که حامی گسترش نوشتار به زبان تورکی بوده اند، عقده و کینه داشته باشیم و بر علیه آن ها سخن بگوییم. 


دشمنان تورک ها و اشغالگران سرزمین ها و قوای عقلانی تورک ها می خواهند تا ما تورک های این نسل و نسل های بعدی، مقصر اصلی وضعیت کنونی کشورها و ملت تجزیه شده تورک تحت سلطه جهان مسیحی را دشمن ندانیم بلکه تمامی تقصیرها را بر گردن ناتوانی و عجز پدران تورک خود بدانیم که در اثر قصور آن ها تاریخ، زبان، وطن و … خود را از دست داده ایم. 


آن ها با این مهندسی می خواهند تا ما تورک های این نسل، برای رهایی از این وضعیتی که در آن اسیر هستیم، هیچ اقدامی جز تحقیر پدران خودمان نکنیم. 


در حالی که دشمنان تورک ها اجازه و مجالی نمی دهند تا چیزی، معلوماتی، جز آن چه حاکمیت های جهانی و منطقه ای و مسلط بر تورک ها اراده و مهندسی می کنند، از پدرانمان، به دست ما برسد.


متاسفانه، ما تورک های این نسل هم به عمق، گستره، هدف، خواست و مهندسی پنهان جهل های جاکم بر ما تورک ها، جاهل هستیم و حتی ممکن است به آن جهل ها افتخار هم بکنیم. برای همین است که در پی شناخت تاریخ پدران خود نیستیم . اگر از تاریخ سخن می گوییم، جز جنگ ها و قهرمانی های پدرانمان، جنبه های دیگر حیات سیاسی، حقوقی، علمی، ادبی، و … آنان را نمی بینیم.


مثلا، اکثر اهل دست به سلاح قلم، دارای فکر و شعور، شعرا، محققان، معلمان، اساتید دانشگاهی، افراد دارای تحصیلات عالی دانشگاهی از دانشگاه های ایران و جهان، روحانی ها، دانشجویان و دانش آموزان، متخصصان، طبقه ثروتمند و … چه چیزی در باره دستاوردهای علمی، ادبی و … مکتوب پدران تورک خود داریم که به آن ها افتخار بکنیم؟



بنا بر اطلاعاتی که جناب آذرباش در اختیار من قرار داده اند، تورک های صد سال اخیر و نسل کنونی، نمی دانستند و نمی دانیم که مجموع کتاب هایی که در زبان فارسی و در طول تاریخ، با حمایت مالی و تشویق تورک ها و عرب ها نوشته شده اند، به هزار کتاب نمی رسد که نود و نه درصد آن ها را هم شعر بدون خاصیت تشکیل می دهند که غیر فارس زبان ها، علی الخصوص تورک ها نوشته اند.


در حالی که در ایران امروزی، کتاب هایی به زبان فارسی چاپ شده اند که در آن ها، لیست هزاران کتاب خطی، دست نوشته قدیمی تورکی آمده است.


برای مثال؛ کتاب شش جلدی "فهرست دستنویس های ترکی در کتابخانه های جهان"، نام، آدرس و مشخصات بیش از هفده هزار کتاب تورکی، در موضوع های بسیار متنوع را جمع آوری و منتشر کرده است.


دکتر "یوسف بیک باباپور"، نام و نشانی و مشخصات آن هفده هزار کتاب تورکی صدها ساله، بلکه هزار ساله را گرد آورده است که با کمک دکتر "جلال شکوهی" چاپ و منتشر شده است.


جناب آذرباش معتقد هستند که کتاب های جمع آوری شده در این مجموعه شش جلدی، یک صدم مجموعه کتاب های تورکی که پدران ما در گذشته، نوشته و برای ما به ارث گذاشته اند هم نیست. 


یعنی پدران تورک ما، در آن شرایط سخت آن روزگار، با چه زحمات طاقت فرسایی و با تحمل هزینه های بسیار گزافی، بیش از یک میلیون و هفتصد هزار کتاب خطی را برای ما نسل های بعدی به ارث گذاشته اند تا این نسل، و نسل های آینده تورک، با آن چراغ ها آشنا شده و از تاریکی بحران های بشر ساز، طبیعی و از بحران هایی که دشمنان به تورک ها تحمیل می کنند، بسلامت بگذرند.


نسل های قبلی تورک می خواسته اند تا نسل های بعدی تورک، بر خزانه های علمی، ادبی، تحقیقاتی، اختراعات، اکتشافات آن ها بیفزایند و تسلیم شکست های مقطعی از دشمنان نشوند. 


اگر هم نسلی از تورک ها شکست خورد، نباید از آن شکست ناامید شوند. آن ها باید با توئجه به تجربه های گذشتگانشان بتوانند و اراده بکنند تا دوباره برخیزند و جهان را مدیریت بکنند. 


چون پدران تورک ما معتقد بوده اند که انسان فقیر ذهنی، فقیر علمی، فقیر مالی و مادی، فقیر در اختراعات و اکتشافات، فقیر در تولیدات روز، فقیر در تولیدات ادبی، فقیر در سیاست و سیاست ورزی، فقیر در جهانداری، فقیر در دولت سازی و اداره دولت، فقیر حقوقی و … حق ندارد به تورکی سخن بگوید و یا ادعا بکند که تورک است. 


یعنی کسی که تورک است یا بنا به هر دلیلی به زبان تورکی تکلم می کند، باید در همه زمینه های مرتبط با قدرت، سیاست، حقوق، سطح رفاه، بهداشت، درمان، حمل و نقل، تکنولوژی های مدرن و پیشرو، صنایع، هنر و … پیشرو و پیشقدم باشد. 


باید تورک ها در همه این زمینه ها، در اوج ثروت و قدرت قرار بگیرند. یعنی انسان، اجتماعات و ملت تورک نمی تواند و حق ندارد فقیر بوده، یا به فقر تحمیلی دیگران بر او تن بدهد. 


حیف و صد افسوس که ما تورک های این نسل از آن منابع و آگاهی ها، از آن تجربه ها، از آن دانش ها، از آن راهکارها و شیوه کاری و اداری پدرانمان جاهل هستیم.


راستی، پدران تورک ما در آن هفده هزار جلد کتاب تورکی، یا در آن یک میلیون و هفتصد هزار کتاب تورکی، در باره چه چیزهایی نوشته اند؟ 


آن ها، برای اداره جهان، توسط فرزندان تورک خود در آینده، تبدیل شدن نسل های بعدی تورک ها به قدرت برتر جهانی، تبدیل شدن به مرفه ترین انسان ها و اجتماعات و ملل روی زمین، خیزش و زایش دوباره بعد از هر شکست از دشمن و … چه افکار و راه حل هایی را در آن کتاب ها، برای ما به میراث گذاشته اند؟


آیا جهلی دردناکتر از این نادانی ها و زندگی در کویر جهل و محرومیت از افکار و کتاب های پدرانمان، می توان تصور کرد که ما به آن مبتلا هستیم؟


علاوه بر کتاب های قبلی، دکتر حسین متقی هم کنکاشی در مجموعه کتاب های خطی و قدیمی تورکی کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی انجام داده و لیست دویست کتاب تورکی قدیمی و خطی آن کتابخانه را در کتابی با هشتاد و پنج صفحه منتشر کرده است.


در چند روزی که با "مهندسی جهل" مشغول بودیم، با وجود پی.دی.اف دوازده هزار جلد کتاب قدیمی، دستنویس تورکی در اختیار جناب آذرباش، یک هزار جلد کتاب دستویس، قدیمی تورکی در اختیار جناب دکتر باغبان کریمی، دویست کتاب خطی قدیمی در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی و با هفده هزار جلد کتاب تاریخی، قدیمی، دست نویس تورکی در کتابخانه های جهان آشنا شدیم؟


آیا می توان پدران تاجدار و مدیر جهانی خودمان را به قصور متهم کرده و آن ها را محکوم کرد که چرا به توسعه و رسمیت زبان تورکی اهتمام نورزیده اند؟ در حالی که به فعالیت های آن ها در توسعه زبان تورکی و تولیدات مکتوب تورکی جاهل هستیم؟


آیا پدران حکمران تورک ها، هزاران برابر آن چه برای تولید کتاب هایی محدود در زبان فارسی و دیگر زبان ها هزینه کرده اند را به تولید علم و کتاب در زبان تورکی مصرف نکرده اند؟


آیا عدم آشنایی ما با آثار و افکار پدران جهانگیر و جهانگشای تورک خود، دلیلی بر جهل ما نسبت با زندگی، تلاش، تجربه و دستاوردهای علمی، صنعتی، فکری، فلسفی، هنری، شهرسازی، و … آنان آشنا نیستیم؟


چگونه می توانیم و باید از این برهوت جهل مهندسی شده توسط دشمنان تورک ها در این عصر و زمانه رها شده، به آزادی دست یافته و با آثار پدران تورکمان آشنا شده، با آنان آشتی بکنیم؟


انصافعلی هدایت

12 مارچ 2025



Tuesday, March 11, 2025

مهندسی جهل 005 : بر فقیر حرام است به زبان تورکی صحبت بکند

 

مهندسی جهل 005



بر فقیر حرام است به زبان تورکی صحبت بکند


جایگاه و شان سیاسی، اجتماعی زبان تورکی و تورک ها در دوره نادرشاه شاه افشار و قبل از آن: بر فقیر حرام است که به زبان تورکی صحبت بکند


شش نویسنده کتاب "مظهر الترکی" در دوره نادرشاه افشار معتقدند: "گوینده ترکی مستحب است که صاحب مناصب و یا صاحب گله و رمه و یا لااقل سواره و ملازم بر کار دیوان باشد و اگر هیچ یک از این ها در متکلم ترکی نباشد مکروه است که بترکی تکلم نماید و بلکه "ملا یارادانقولی" این معنی را حرام می داند."


این جملات می گویند که یک تورک و کسی که به زبان تورکی سخن می گوید، باید ثروتمند بوده، بر ارکان دولت مسلط باشد.

 

در ابتدای برنامه پنجم “مهندسی جهل”، به نقل از جناب آذرباش؛ مدیر و صاحب کتابخانه آنلاین آذرباش توضیح دادم که ایشان با صرف عمر گران بها و ثروت زیاد خودشان، پی.دی.اف حدود دوازده هزار (12000) کتاب نایاب، خطی، تاریخی و تورکی را از کتابخانه های اشخاص، سازمان ها و نهادها در واحد سیاسی جدید ایران جمع آوری کرده است. 


همچنین، جناب دکتور محمدرضا باغبان کریمی هم حدود یک هزار جلد کتاب تورکی خطی قدیمی یا فایل های پی.دی.اف آن‌ها را جمع آوری کرده است.


این دو تورک بزرگوار و خادم فرهنگ و تمدن تورک ها و زبان تورکی، می خواهند، بر عکس اراده بعضی از مصححان کتاب های تاریخی و خطی که می خواهند، کتاب ها را در انحصار کتابخانه شخصی و یا در زندان تخصص خودشان نگهدارند، نه تنها می خواهند آن کتاب ها را در دنیای اینترنتی و به رایگان منتشر بکنند، بلکه مایلند تا با هر فرد و سازمانی علاقه مند به انتشار آن ها همکاری کرده، پی.دی اف تمامی کتاب های تورکی خطی و تاریخی بی نظیر جمع آوری شده خودشان را در اختیار انسان ها قرار بدهند تا حداقل از هر کتابی، یک جلد چاپ و بصورت فیزیکی وکاغذی، در نزد، خانه یا کتابخانه افراد و ... نگهداری بشوند.


امید است، انسان هایی که در فکر باقیات و صالحات و خدمت به تمدن، فرهنگ و مدنیت بشری هستند و با ثروت خود به کارهای خير اقدام می کنند، وارد این عرصه شده، کتابخانه های شخصی یا کتابخانه های مرجع و عمومی از این کتاب ها را در تمامی شهرها و کشورها تاسیس بکنند و از خودشان برای نسل های آینده، نام و نشانی قابل احترام و نیکی را به یادگار بگذارند.


در برنامه پنجم “مهندسی جهل، به معرفی کتاب خطی "مظهر الترکی" پرداختیم. 

در بخشی از کتاب تاریخی و خطی “مظهر الترکی” و بر اساس نام پنج ملا و عالمی که در تدوین این کتاب آموزش تورکی به فارس زبان ها با مرحوم عبدالرحيم شیروانی اردبیلی  همکاری و همفکری کرده اند آشنا شدیم.


با توجه و دقت به نام آن متفکران تورک، با نام های تورکی انسان تورک و شیوه نامگذاری تورک ها در دوره نادرشاه افشار و قبل از آن پی بردیم.


بر اساس نوشته های این کتاب، متوجه می شویم که اغلب، نام انسان تورک، در آن دوره، نه تنها فارسی نیست، بلکه عربی هم نیست. نام انسان تورک و احتمالا سرزمین ها، آب ها، چشمه ها، کوه ها، دره ها، گل ها، گیاهان، درخت ها، حیوانات و … هم بالطبع نام انسان، از نفوذ و تاثیر فرهنگ، تمدن و زبان عربی و تورکی آزاد بوده است. لذا داستان رسمی بودن زبان فارسی، یا علاقه مندی رهبران تورک به زبان فارسی هم بیجا می نماید.


با کتاب مظهر الترکی و در بخش آموزش ضمایر تورکی این کتاب، متوجه شدیم که "آن" هم به معنی "زمان و لحظه" و هم به معنی ضمیر سوم شخص مفرد "آن" بوده و است که "آنلار" جمع آن است و به احتمال زیاد از تورکی به فارسی رفته است. 


همچنین ضمیر "او" هم تورکی و برای سوم شخص مفرد بکار برده می شده و اکنون هم می شود که جمع آن "اونلار" بوده و هنوز هم هست.


در مقدمه این کتاب، به نکته جالبی درباره جامعه شناسی زبان و جایگاه اجتماعی زبان تورکی و تورک زبان ها برخوردیم.


در این کتاب به جایگاه اجتماعی زبان تورکی و هر کسی که به زبان تورکی سخن می گوید، با این کلمات اشاره شده است: "گوینده ترکی مستحب است که صاحب مناصب و با صاحب گله و رمه و یا لااقل سواره و ملازم بر کار دیوان باشد و اگر هیچ یک از این ها در متکلم ترکی نباشد مکروه است که بترکی تکلم نماید و بلکه "ملا یارادانقولی" این معنی را حرام می داند."


یه این معنی که: هر کسی با هر دین، زبان و هویتی که دارد، اگر بخواهد با زبان تورکی در اجتماع مراوده، داد و ستد، یا فعالیت دینی، علمی، هنری و آفرینشی بکند، باید جایگاه و شان اجتماعی و منزلت اجتماعی بالای و برتری داشته و به شان و جایگاه اجتماعی زبان تورکی و تورک ها لطمه نزند.

 

یعنی، زبان تورکی، زبان بسیار با کلاس، زبان اعیان، درباریان، زبان ثروتمندان، زبان عالمان، زبان کادر رهبری جوامع، زبان کادر اداری، زبان کادر سیاسی، زبان طبقات، اقشار و صنوف محترم در اجتماعات، زبان طبقات و خانواده های مرفه بوده و به افراد و خانواده های پر نفوذ اجتماعی تعلق داشته است.


به همین دلیل هم برخی از علمای آن عصر، تکلم فقرا، طبقات محروم، افرادی که کاملا بهخ زبان تورکی مسلط نبده اند و … به زبان تورکی را حرام می دانسته اند. 


لطفا به معنی “حرام” از نظر دینی و تاثیر آن بر دینداران و دین باوران توجه بفرمایید. در حقیقت، هر گونه ضربه و صدمه معنوی به تورک ها و زبان تورکی، در قرن های طولانی حرام بوده است. این هم نشان می دهد که زبان تورکی در سایه هی زبانی نمی زیسته است.  جلوگیری از تاثیر منفی افراد و گفتارشان بر تورکی و تورکها، یک کار مقدس بشمار می رفته است.


از طرف دیگر، برای این که افراد با هر دین و زبانی، به درجه ای از تشخص اجتماعی قابل احترام دست یابند، مجبور بوده اند تا زبان تورکی را خوب و درست یاد بگیرند. لذا افراد، تا زمانی که زبان تورکی را خوب نیاموخته بوده اند و از زبان تورکی به درستی استفاده نمی کرده اند، دست به کار حرام زده و از شان و منزلت اجتماعی تورک ها و زبان تورکی نمی کاسته اند.


هدف این جملات در آن کتاب آن است که کسانی که از طبقات اجتماعی پایین و از اقشار و صنوف فقیر، محتاج کمک دیگران بوده اند و به زبان تورکی خوب و استادانه مسلط نبوده اند، از نظر شرعی و دینی، بر خودشان واجب می دانسته اند که به زبان تورکی گفتگو نکرده و به جایکاه اجتماعی و ذهنی زبان تورکی و تورک زبان ها در میان جوامع و ملل، لطمه حیثیتی نزنند.


همچنین، با توجه به متن این کتاب می توان فهمید که زبان تورکی در اجتماع، سرآمد زبان ها و بسیار متمایز از زبان عربی و فارسی بوده است. 

همان طور که هم اکنون هم رایج است و از جملات این کتاب هم فهمیده می شود، زبان فارسی، زبان فقرا، زبان جیپسی ها، زبان لات ها و ولگردها، زبان خانواده ها و افراد بی کلاس، فقیر، شاعران بدون هنر و حرفه بدون جایگاه و شان اجتماعی قابل اعتنایی بوده است.


برای همین هم از زبان فارسی برای سرگرم کردن، برای تفریح و تمجید تورک ها، همین طورف برای مسخره بازی در نزد تورکان استفاده می شده است. 


زبان فارسی، زبان هزل، زبان جوک، زبان توهین و حداکثر زبان بی سر و ته شعر بوده است که باز هم برای سرگرمی طبقات مرفه و با کلاس اجتماعی بکار می رفته است. به همین جهت هم به آن "دری وری" می گفته اند.


از همین نکات می فهمیم که پدران حاکم ما تورک ها، چرا به شعر فارسی همت گذاشته اند و چرا از توسعه شعر تورکی کوتاهی کرده اند؟

 چون تورکی، زبان علم، زبان سیاست و مملکتداری، زبان حقوق و اداره انسان ها و جوامع با هم، زبان اندیشه، زبان تفکر، زبان فهم و فهماندن، زبان نو آوری، زبان اختراعات، زبان اکتشافات، زبان رهبری اجتماعات و ملل، زبان برقراری عدل و انصاف، زبان شهرسازی، زبان توسعه علم، زبان دانش در تمامی شاخه ها و زمینه ها بوده است.


خواندن کتاب "مظهر الترکی" را نه تنها برای خودم واجب می دانم، بلکه برای دوستان و اهل مطالعه کتاب هم توصیه می کنم تا با زبان تورکی، جایگاه زبان تورکی در روزگاران گذشته و همچنین با نقش زبان تورکی در تولید علم، صنعت، هنر، جهانگشایی، مدیریت ملل و ممالک، و همچنین در تولید زبانی به نام "زبان دری" یا "فارسی" آشنا بشویم.


با مطالعه این کتاب، با تاثیر آموزش ها مستقیم و غیر مستقیم و اجباری زبان فارسی  و دری در یک قرن گذشته و تاثیر آن بر زبان و ادراک ما از خودمان و از ریشه هایمان، درک ما از کیستی و چیستی مان در گذشته و چرایی عقب ماندگی خودمان نسبت به دیگران و … آشنا خواهیم شد.


تصور می کنم که دارم می فهمم که چرا در یکصد و پنجاه سال گذشته و از زمان "عباس میرزا" تا کنون، در باره علل عقب ماندگی مشرق مسلمان و بخصوص ملل ممالک محروسه از دنیای توسعه یافته سخن می گویند و راه حل نشان می دهند اما توسعه ای اتفاق نمی افتد؟


چون، ما و ادراکمان از جهان، گذشته، تاریخ، فهم ما از معنی مشخص و معین تاریخ و … را دستکاری کرده آند وراه را از ریشه، به کج راهه برده اند. 


آن هایی که در این مدت راه توسعه یافتگی را نشان داده اند، راهی را در پیش پای شرق مسلمان و ملل ممالک محروسه نهاده اند که بدون ریشه در این اجتماعات بوده و هنوز هم  است.


آن ها می خواسته اند و می خواهند، ما تورک ها و عرب ها و دیگر ملل را به فرهنگ، تاریخ و تفکر غرب مسیحی اروپایی پبوند بزنند و از ما انسان مسلمان شرقی، یک انسان جدید با محتوای غرب مسیحی تولید بکنند تا در خدمت منافع مادی غرب مسیحی بمانیم.


در حالی که ریشه ما در این خاک و در این تمدن ها و فرهنگ های هزاران ساله با دستاوردهای بسیار اما فراموشانده، انکار شده و زندانی در جهالت آموزشی هدفمند داشته است و دارد. 


چرا که نمی توان یک درخت هزاران ساله را به نهالی یکساله پیوند زده و انتظار داشت که به بار بنشیند.


باید راه رفته برای دستیابی به توسعه صنعتی را برگشته و به تولیدات فکری، فلسفی، هنری، علمی، صنعتی و … پدران تورک و عرب خودمان دست بیابیم. باید با میراث فکری و کتابی آن پدران خود در گذشته ها و در همه زمینه ها آشنا بشویم. باید از نکات منفی افکار و رفتار پدرانمان در گذشته ها دوری گزیده، بر نکات مثبت کار و فکر آن ها تاکید بکنیم.


در مرحله بعدی، باید به ترکیب اندوخته های تاریخی آن ها با آنچه در جهان کنونی با آن ها مواجه هستیم، دست زده، توسعه درونزا در جوامع خود را پیش بگیریم.


 این بازگشت به خویشتن تاریخی ملل این منطقه، تنها از طریق خروج از زندان جهل و جهالت مهندسی شده و آموزشی حاکم بر شرق مسلمان، از طرف غربی ها و فارس ها در این منطقه ممکن است. 

این هم از طریق کشف مجدد قاره فکری گذشتگانمان است که عمدا توسط دشمنان ملل ما، گم شده بوده تا ما از آن ها بی خبر مانده، عقب مانده بمانیم.


مادامی که به خودمان، تاریخمان، کتاب ها و تفکرات پدرانمان در کتاب هایشان آگاه نشویم و درک ما از تاریخ تنها به خوادث تاریخی و جنگ ها و قهرمانان جنگی  محدود بشود و از افکار، اندیشه ها، مکاتب فکری و زیستی، تولیدی، کشورداری، سیاسی، حقوقی، و … آن ها محروم بمانیم، هیچ توسعه ای رخ نخواهد داد.


اگر چنین بود که می توانستیم بدون بازگشت به ریشه های علمی و فکری پدرانمان، توسعه بیابیم، باید مردمان و ملل آمریکای لاتین، آفریقا و حتی بخش هایی از آسیا که در پی اشغال شدنشان توسط غربی ها، دین، زبان و تاریخشان غربی (انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، پرتقالی، آلمانی و …) شده اند، توسعه می یافتند اما گرچه زبان، دین، نوع و شیوه تفکر آن ها از ریشه بی ریشه گشته و غربی و مسیحی شده اند اما توسعه نیافته اند و توسعه نخواهند یافت.


ریشه ما هم در کتاب هایی بوده و هست که پدران متفکر و جهاندار و مدیر ما، آن ها را برای ما و نسل های بعدی نوشته و به یادگار گذاشته اند.


چرا که پدران ما،  بر اساس آن یافته هایشان، تاریخی بسیار درخشان، در آن زمانه را ساخته و اداره کرده بوده اند.


البته، دشمنان ملل تورک و عرب، آگاهانه، آن میراث بی بدیل پدرانمان را از ما پنهان کرده اند. دشمن مسلط بر ما، آگاهانه به ما یاد داده  که پدران ما هیچ تولیدات علمی، فکری، فلسفی، ادبی، هنری، اختراعی، اکتشافی و … نداشته اند تا ما خود را در عمق حقارت فردی و اجتماعی یافته و جسارت خروج از این میدان مغناطیسی حقارت تزریقی را نداشته باشیم و تحت فرمان آن ها مانده، از حاکمیت ملی و از درک توسعه ملی عاجز بمانیم.


دشمنان ما، تا حدودی هم در این نقشه موفق بوده اند. برای مقابله با آن ها باید به کتاب ها و کتابخانه های پدرانمان برگردیم و با پدرانمان آشتی کرده، مهربان باشیم.



انصافعلی هدایت

یازدهم مارچ 2025

  






بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs