Tuesday, February 8, 2022

دروغ و تحریف، دو ماده اصلی فلسفه اخلاقی قوم فارس است



دروغ و تحریف، دو ماده اصلی فلسفه اخلاقی قوم فارس است.


جناب سیدجواد میری مینق در اینستاگرام خودشان، شعری از نژادپرست فاشیست حداد عادل را نوشته و قول داده اند که در روزهای آینده به بررسی آن بپردازند.
وقتی متن شعر حداد را دیدم، شوکه شدم.
اول، این که چرا ما تورک‌ها، توبه گرگ فارس را قبول می کنیم؟
دوم، آن که چرا هنوز به قول و قرار فارس ها اطمینان و اعتماد می کنیم؟
سوم، آن که چرا پیگیر نمی شویم که آن چه قول داده اند و یا توبه کرده اند، به چه سرانجامی رسیده است؟

متن زیر را در کامنت‌هایی و در زیر شعر حداد عادل برای دکتر میری مینق نوشتم:
آیا هنوز هم شعر حداد عادل در کتاب درسی فارسی کلاس ششم موجود است که می گوید:
«کابل و تهران و تبریز و بخارا و خجند
جمله ملک اوست تا بلخ و نیشابور و  هری»؟
هنوز این شعر، در همان کتاب درسی و به همان شکل باقیست؟

سال‌ها پیش‌ و در پی عصیان ملت تورک در آزربایجان علیه این شعر حداد عادل، قول داده و گفته بودند که این شعر و یا آن مصرع از این شعر که «تبریز» را هم جزو حوزه زبان فارسی آورده بوده را از کتاب درسی حذف کرده‌اند یا خواهند کرد.
اگر حذف نکرده اند، معلوم می شود که عذر خواهی این قوم، همچون همیشه تاریخ، از سر حیله، تزویر، ریا و دروغ بوده و است تا افکار عمومی عصیان کرده تورک‌ها را آرام بکنند.
وقتی افکار عمومی تغیان کرده تورک‌ها آرام شد، فارس‌ها، به آرامی، در سکوت و به دور از سر و صدا، همان سیاستی که در ظاهر از آن توبه کرده بودند را اما با شدت و حدت بیشتری ادامه داده اند و می دهند.
برای همین است که نباید به گفته های کتبی و شفاهی، به توبه ها و عذر خواستن های این قوم گوش داد و پذیرفت.
همان طور که در رسانه هایشان و در ملا عام به تورک ها توهین می کنند و بعد می گویند که قصد توهین نداشته اند و تمام!
چرا که قوم فارس، در طول تاریخ، به هیچ قول و قرار کتبی یا شفاهی خودشان پای بند نبوده و پای بند نیستند.
یعنی فارس‌ها، براحتی آب خوردن دروغ می گویند و حیله می کنند. این قوم حتی به نام قرآن و خدا هم دروغ می بافند.
به این قوم فارس زبان، به زبان، قول و قرارشان، چه کتبی و چه  شفاهی، نمی توان اعتماد کرد.

مثلا؛ تاریخ نزدیک نشان می دهد که فارس‌ها، قرارداد کتبی میان مرحوم سید جعفر پیشه وری با دولت مرکزی فارس‌ها را برهم زدند.
اخلاق سیاسی فارس ها در پست ترین منزل اخلاقی قرار گرفته است.
فارس‌ها با پشت کردن به قرارداد کتبی و قول و قرارهای شفاهی خودشان با پیشه وری، ده ها هزار تورک را قتل عام کردند و آنگاه، نام قتل عام را «نجات آذربایجان» گذاشتند و هر سال هم، در روز قتل عام تورک ها جشن می گیرند و بر روی اجساد مقتولان شراب می خوردند و می‌رقصیدند.
فارس‌ها نفهمیدند که اخلاقشان، هر سال،نسبت به سال قبل سقوط می کند. و این سقوطاخلاقی دامن خود آن ها را خواهد کرفت و دست انتقامی از جایی بلند خواهد شد و ...
آن روز رسید که سقوط اخلاقی فارسیسم، به اعدام ده‌ها هزار تن از خودشان، در بعد از انقلاب 1357 منجر شد.
شاید دست و امضای «صادق خلخالی» همان دست انتقام تورک‌های مظلوم قتل عام شده‌ای بود که بعد از انقلاب و از شهر پیشه وری برخواست و بیرحمانه انتقام گرفت.
ولی هنوز هم، فارس ها و بخصوص روشنفکرانش، درسی از تاریخ و از سقوط اخلاقی در میان این قوم نگرفته اند.
روزی دیگر، دست انتقام دیگری از آستین انسان دیگری بیرون خواهد آمد و انتقام قتل عام انسان‌ها، زبان‌ها، تاریخ و عقب نگه داستن‌های ملل غیر فارس را از قوم فارس خواهد گرفت و آن روز دیر نیست که قول خدا و قانون طبیعت است. قول خدا و قانون طبیعت دروغ در نمی آیند.
فارس ها در همین تاریخ نزدیک، نه تنها، بر خلاف قوا و قرارهای نوشتاری و گفتاریشان، به قانون اساسی مشروطه در قرارداد با پیشه وری پشت کردند، بلکه جشن کتابسوزان و آتش زدن کتاب های تورکی براه انداختند. مدارس تورکی را بستند و ...
قوم فارس، اکنون هم، به ادامه قتل عام زبان‌های مادری همه ملل نهگاه غیر فارس ادامه می دهند.

اکنون هم مشغول تحریف تاریخ، زبان، جغرافیای و مرزهای وطن ملل غیر فارس هستند.
فارس‌ها، تاریخ آینده را اکنون و با تحریف می نویسند.
چرا که در این روزگار سرد و زمستانی، آن ها، قدرت اعمال زور و قتل عام را دارا هستند و خود را پاسخگو نمی دانند.
فارس‌ها، در حالی دروغ می گویند و تاریخ جاری را تحریف می کنند که ما هنوز زنده ایم.
آن ها، به چشمان ما زل زده اند و بدون شرم و حیا، چشم‌ در چشم ما و در حالی که ما اعتراض می کنیم و سخنان آن ها را رد می کنیم، دروغ می گویند.
اگر ما مرده بودیم و اگر اعتراض نمی‌کردیم و اگر اعتراض‌های ما در تاریخ ثبت و ضبط نمی شد، چه تحریفات گسترده و عمیقی (برای آینده این ملل و منطقه) که براه نمی انداختند؟

شرم، حیا و انسانیت چیزهای با ارزشی هستند که نه تنها این قوم بویی از آن‌ها نبرده، بلکه قوانین و کنوانسیون‌های بین المللی هم سد و مانع راه آن ها برای دروغ نگفتن، تحریف نکردن و احترام به خواست، اراده و حقوق ملل غیرفارس نمی شوند.

دروغ و تحریف، دو ماده اصلی فلسفه اخلاقی و فلسفه زیست سیاسی قوم فارس است




انصافعلی هدایت


من، می توانم برای ملت تورک و وطنم چه بکنم؟



من، می توانم برای ملت تورک و وطنم چه بکنم؟



من، می توانم، نوشتن و خواندن زبانم با الفبای لاتین را یاد بگیرم.

من، می توانم، کتاب هایی را که تورک ها نوشته اند، در جمع دوستان یا خانواده خود بخوانم تا با هم آن نقد بکنیم.

من، می توانم، هر آنچه و هر کاری را که بلد هستم، به دیگرانی که بلد نیستند، یاد بدهم.

من، می توانم، عشق به وطن و ملت تورک را در خود، در خانواده، در دوستان و در همکارانم پرورش بدهم.

من، می توانم، خودم را با تمرین پیاده روی و کوهنوردی، برای دفاع از وطن و جنگ با دشمن آماده بکنم.

من، می توانم، در فضای مجازی عشق به وطن را توسعه بدهم.

من، می توانم، در فضای مجازی هم با دشمنان ملت تورک، آشکارا مبارزه بکنم.

من، می توانم، تابلوهای فارسی در سطح شهرم را با رنگ مخدوش بکنم.

من، می توانم، با پرتاب رنگ بر روی مجسمه های فارس‌ها در شهرم، به حضور آن مجسمه‌ها در شهرم اعتراض بکنم.


 من، می توانم ...



انصافعلی هدایت





 ....

نمایندگان، منافع ملی تورک ها را به چند میلیارد تومان فروخته اند؟

 


    
نمایندگان، منافع ملی تورک ها را به چند میلیارد 

تومان فروخته اند؟



الف - یکی از رئسای مجلس در اسفند ۱۳۹۹ گفته است که حقوق نمایندگان مجلس، بین 10 تا 12 میلیون تومان است.
ب - بعضی از نمایندگان هم از دریافتی بین 30 تا 34 میلیون تومان در ماه خبر داده اند.
ج - نماینده «خوی-چایپاره» یک‌لندکروز هفت میلیارد تومانی خریده است.
د - اگر او و امثال ایشان، در هر ماه 34.000.000 تومان دریافتی داشته باشند، قیمت اتومبیلش، معادل حقوق 206 ماه او است. یعنی، معادل حقوق 17 سال اوست. در حالی که او چهار سال نمایندگی خواهد کرد.

ذ - اگر حقوق ایشان در هر ماه معادل 12 میلیون تومان باشد و دست به آن نزند، هفت میلیارد تومان، معادل حقوق 583 ماه او  است. یعنی معادل 48.5 سال از عمر او است.

1. آیا روشن نیست که او و دیگر نمایندگان، حقوق سیاسی، زبانی، فرهنگی، تاریخی، آموزشی، اقتصادی، و ... در مجموع حقوق ملی تورک ها را به چه بهایی نادیده می گیرند؟
2. امثال او، خودشان را به چه مبلغی پیشفروش کرده اند؟
3. این نمایندگان، خودشان را به چه کسانی فروخته اند؟
4. این نمایندگان خود فروخته، از چه جنابت‌ها و خیانت هایی بر علیه ملت تورک حمایت می کنند و حمایت خواهند کرد؟
5. نمایندگان، از انتقال کدام کارخانجات دیگر، از وطن تورک ها به فارسیستان حمایت خواهند کرد؟
6. آیا نمایندگان مجلس, انبرک انواع مافیاهای فارس‌ها در سیستم قانونگذاری هستند؟
7. در باره بیکاری چه تعداد دیگری از تورک ها سکوت پیشه خواهند کرد؟
8. آیا مجلس، حقوق ملی تورک ها را به این مبالغ فروخته اند یا این‌ها فقط بخش بیرون کوه یخ است؟
9. آیا چنین نمایندگانی، می توانند از خواست رسمی و آموزشی و اداری و حقوقی شدن زبان تورکی در ایران سخن گفته و دفاع نمایند؟
10. آیا معلوم‌ نمی‌شود که چرا نمایندگان نمی توانند لوایح لازم برای استرداد حقوق تورک ها را بتصویب مجلس برسانند؟
11. آیا علت از هم پاشیدن «فراکسیون تورک‌ها» در مجالس پیشین هم، خفه شدن نمایندگان تورک بوسیله پول و مافیای ثروت نبوده است؟
12. آیا نمایندگان مجلس در تهران، بهای دشمنی علنی و رسانه‌ای با ملت تورک‌، جمهوری تورکیه و جمهوری آزربایجان را از دشمنان تورک‌ها دریافت می‌کنند؟
13. آیا دریافتی‌های نقدی و غیر نقدی نمایندگان، از بابت حمایتشان از مواضع اشغالگرانه ارمنستان در مقابل جمهوری آزربایجان است؟
14. آیا نمایندگانی از این قماش، می توانند از استعمار تورک‌ها توسط فارس‌ها جلوگیری بکنند؟
15. آیا این نمایندگان خودفروخته، می توانند جز خیانت به تورک ها و آزربایجان، اقدام در حمایت از منافع ملی تورک‌ها و آزربایجان انجام بدهند؟
16. آیا این نمایندگان خائن، می توانند از غارت معادن تورک‌ها جلوگیری کرده و صنایع لازم برای جلوگیری از خام فروشی محصولات معادن را به وطن تورک ها منتقل بکنند؟
17. آیا چنین خیانت پیشگانی می توانند از حقوق کارگران اعتصابی تورک در شهرها، معدنکاران و روستائیان و ... دفاع بکنند؟
18. آیا خائنان بوطن و ملت تورک در مجلس، می توانند خواستار اجرای قانون اساسی شده و از دستگیری فعالان مدنی تورک که خواستار اجرای قانون اساسی و حقوق ملت هستند، جلوگیری بکنند؟
19. آیا این نمایندگان خیانت پیشه، می توانند اراده ای برای نجات دریاچه ارومیه داشته باشند؟
20. آیا نمایندگانی که خود را پیشفروش کرده اند، می توانند در باره آزادی احزاب سیاسی تورک، مطبوعات و رسانه‌های تورکی مستقل، از رادیو و تلویزیون بیست و چهار ساعته تورکی، از شبکه سراسری تورکی، از بانک مستقل برای تورک‌ها در ایران، از حقوق پایمال شده ملت تورک، از چند برابر بودن مالیات تورک‌ها نسبت به فارس‌ها، از برتری فارس ها در همه امور بر دیگر ملل, از استان شدن قشقائیستان، و مسایلی از این دست صحبت کرده و دولت و مافیاها را به زیر شلاق انتقاد ببرند و برای ایجاد برابری حقوقی، سیاسی، اقتصادی، توژیع ثروت، امکانات، سرمایه گذاری‌ها و ... قوانین لازم الاجرایی را بتصویب برسانند؟




انصافعلی هدایت




مقایسه عشق فارس‌ها به زبانشان با عشق تورک ها به زبانشان

 



مقایسه عشق فارس‌ها به زبانشان با عشق تورک ها به زبانشان




فارس‌ها و ‌‌پانفارس ها، هویت خود و زبان فارسی را به زور، زبان همه ملل در ایران نمایش می دهند
و آموزش زبان های تورکی، عربی، و ... را به امنیت و نا امنی همه ملل در ایران گره می زنند.

آیا آن‌ها کار درستی می کنند یا نه؟ بماند.

بیایید، بقضاوت شخص خود خودمان بنشینیم و از خودمان بپرسیم که:

آیا ما تورک ها هم، به اندازه آن نمایندگان و وزرای فارس، مسئولان ادارات و شرکت‌های فارس و پانفارس، به زبانمان عشق می ورزیم؟
آیا ما تورک‌ها هم به اندازه فارس‌ها و پانفارس ها، برای حفظ زبانمان تلاش و مجاهدت می کنیم؟

آیا ما تورک‌ها هم آماده‌ایم تا با همه غیر تورک زبان ها در ایران و منطقه روبرو بشویم؟
آیا ما تورک‌ها هم آماده‌ایم تا خطر و ریسک رویارویی با دیگر ملل، بخاطر زبان و هویت تورکی خود را بپذیریم؟
ایا ما تورک ها هم هویت و زبانمان را برتر ازهویت و زبان بقیه می دانیم؟ چرا نمی دانیم؟

آیا این حق ما نیست که عاشق زبان، تاریخ، وطن و هویت همه جانبه تورکی خودمان باشیم؟

آیا ما، از این که اتهام پان‌تورک بخوریم، خجالت می کشیم؟ یا می ترسیم؟

آیا خجالت می کشیم که زبان و‌ هویت تورکی خودمان را یاد گرفته و با افتخار از آن دفاع بکنیم؟
آیا رویا رویی با فارس ها و ریسک متهم شدن و زندانی شدن بخاطر زبان تورکی را بجان نمی خریم؟
واقعا چقدر عاشق زبان تورکی هستیم و برایش جان فدا می کنیم؟



انصافعلی هدایت








راه میان آرزو و عمل کوتاه است

 


راه میان آرزو و عمل کوتاه است

من هم‌ مانند برخی از دوستان، عکسی را باز نشر کرده ام که رئیس جمهور آزربایجان و همسرش را در زیر تابلویی در یک جاده نشان می دهد.
در روی تابلو نوشته شده است:
«645 km Zəngan    
Guney Azərbaycan»

دوستی، بعد از دیدن عکس نوشته
«ببخشید ولی این فوتوشاپه»

من (انصافعلی هدایت در پاسخش نوشتم:
باشه ولی آرزوی بسیاری از ما تورک هاست. امید که تحقق شود. انسان‌ها در ابتدا، جهان پیرامونشان را در خیال و آرزوهایشان می سازند و سپس برای عملی کردن آن آرزوها وارد میدان عمل می شوند تا به اهداف تصوری خود دست یابند.



انصافعلی هدایت









باید بر ملت بودن قشقایی‌ها و تورکمن‌ها تاکید کرد

 


باید بر ملت بودن قشقایی‌ها و تورکمن‌ها تاکید کرد


قشقایی‌ ها و تورکمن‌ها از تورک‌های اصیل هستند ولی چون از نظر جغرافیایی با دیگر تورک های داخل ایران جعلی همبستگی ندارند یا همبستگی جغرافیایی ضعیفی دارند، باید بر روی ملت بودن و حقوق ملی قشقایی‌ها و تورکمن‌ها تاکید موکد داشته باشیم.

ما باید نام قشایی‌ها و تورکمن‌ها را بدون کلمه «ملت» ادا نکنیم.

اگر ما قشقایی‌ها و تورکمن‌ها را به عنوان یک ملت مستقل نشناسیم، دشمن، در نابودی حقوق ملی آن دو ملت کوتاهی نخواهد کرد.

قشقایی ها و تورکمن ها دارای همه شرایط ملت بودن و ملت شوندگی بوده اند و هستند.
قشقایی ها و تورکمن‌ها بخشی از ملت بزرگ و جغرافیایی تورک هستند که فارس ها برای نابودی آنها خیلی سرمایه‌گذاری کرده اند و سرمایه‌گذاری می کنند تا آن دو ملت را ایزوله بکنند.

فارس‌ها چنان از قشقایی‌ها و تورکمن‌ها در هراس بوده اند و هستند که حتی از نامیدن وطن قشقایی و تورکمن به نام‌خود این دو ملت تورک می ترسند.

فارس ها، نام قشقائیستان و تورکمن صحرا را از روی وطن این دو ملت حذف کرده اند تا به آن‌ دو ملت القا بکنند که ملن نیوده، بی وطن هستید تا آن ها را راحت‌تر شستشوی مغزی کرده‌ و از حس تعلق ملس و ملت بودنشان تهی بکنند.
ملتی که بی وطن شد، از حس ملی. هم خالی شده، بردگی منتگذار را می پذیرد.




انصافعلی هدایت





آیا رابطه ملل در ایران، شبیه رابطه اعضای یک خانواده است؟

 

آیا رابطه ملل در ایران،
شبیه رابطه اعضای یک خانواده است؟


دوستی، رابطه استعماری فارس و ملل غیر فارس در ایران جعلی را به رابطه خانواده (پدر، مادر و دو فرزند؛ تورک و فارس) تشبیه کرده است.
سپس، نتیجه گرفته است که این پدر و مادر هستند که با توجه ویژه به یکی از فرزندان (فارس‌ها) حساسیت فرزند دیگر (تورک‌ها) را برانگیخته است.

من (انصافعلی هدایت) با این نوع تصویر و تصور مسئله مخالف هستم.
چرا؟
چون:
این نوع تصویر رابطه تورک و فارس, ابدا درست نیست. زیرا:
بیر؛ خانواده و یک واحد سیاسی با هم قابل مقایسه نیستند. یعنی مقایسه یک‌واحد سیاسی چند ملیتی با یم‌خانواده، قیاس مع‌الفارق است.
ایکی؛ خانواده اصیل است. در حالی که کشوری به نام «ایران» جعلی و سیاسی است.

ائوچ؛ در آن مثال، همه، اعضای یک خانواده بوده و اصیل هستند.

دئورد؛ همه اعضای خانواده، به این که عضوی اصیل از یک خانواده هستند، آگاه بوده و آن را قبول دارند.
ولی در ایران جعلی، همه ملل غیر فارس، ایران را به عنوان یک خانواده و حتی به عنوان یک واحد سیاسی - جغرافیایی قبول ندارند و فارس ها و ایران را اشغالگر سرزمین‌های خودشان می دانند.

بئش؛ در آن مثال، خانواده دارای دو فرزند تورک و فارس است.
ولی در ایران، دو ملت تورک و فارس وجود ندارد. بلکه حداقل ده ملت؛ تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی، کرد و فارس موجود هستند.

آلتی؛ در خانواده معمولی و رایج، یک‌ پدر و مادر وجود دارند که حداقل برای مدتی، از فرزندان صغیر نگهداری می کنند و صلاح، خیر و شر صغیرها را خودشان تشخیص می دهند.
در حالی که در یک‌ واحد سیاسی مانند ایران، هیچ ملتی قیم یا پدر و مادر دیگری نیست و حق ندارد نقش پدر و مادر دیگران را بازی بکند. خیر و سر ان ها را تشخیص داده و برای آن ها برنامه ریزی بکند. توسعه آن ها را بر اساس میل، اراده و منافع خود طراحی کرده، بعضی ها را به پیش برده و بعضی را به پس براند.

یئددی؛ ممکن است در اثر تبعیض یا نوع رفتار پدر و مادر، فرزندان به هم حسودی کرده و از هم یا از پدر و مادر گلایه بکنند.
ولی رابطه ملل ده‌گانه در اینجا، مانند خانواده نیست که منجر به گلایه از هم بشود.
بلکه همه ملل نه‌گانه، در باره وجود یک دشمن خارجی بنام فارس بحث می کنند که نقشی استعماری و غارتگر داشته و بجای توسعه پیشرونده، توسعه پسگرا را به غیر فارس‌ها تحمیل می کند.

سگگیز؛ از طرف دیگر، این دشمن خارجی یا فارس هم، همه آن ملل نه‌گانه را دشمن موجودیت سیاسی، اقتصادی، زبانی، فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و ... خود می داند و برای نابودی همه جانبه آن ملل نه‌گانه، از هیچ توطیه، خیانت، جنایت، کشتاری، غارت و چپاولی خودداری نمی کند.
دوققوز؛ همه ملل غیر فارس، ایران و فارس ها را استعمارگر، خارجی، دشمن ملی و ... خود، ملت وسرزمینشان دانسته و خواستار استقلال سیاسی و حقوقی منحصر به خودشان هستند.

اون؛ تمامی منابع و منافع همه حاصل از منابع زیر زمینی، رو زمینی، فضایی، ثروت، نیروی کار، بانکی، تجارت داخلی و بین المللی ملل ده‌گانه در این‌ منطقه، تنها به جیب فارس ها می رود و ملل نه‌گانه در محرومیت مطلق نسبت به فارس‌ها قرار دارند.
اون‌بیر؛ همه ملل غیر فارس از حقوق و امکاناتی که فارس‌ها به خودشان به عنوان امتیاز فارس بودن اختصاص داده اند هم محروم نگه داشته شده اند.
اون‌ایکی؛ مسبب همه این وضعیت خطیر، شکننده، دشمنانه، خصمانه، در بین ملل، فارس‌ها هستند.

اون‌ائوچ؛ در داخل یک خانواده،  برادران (و خواهران) با هم در چند زمینه و بر اساس استعداد، توانایی و منافعی که برای خودشان متصور هستند، با هم رقابت می کنند.
ولی در ایران، هیچ نوع و کوچکترین رقابتی و مسابقه‌ای در بین ملل ده‌گانه موجود نیست. از طرف دیگر، با توجه به واقعیت های کنونی و مستولی بر ایران، هیچ نوع رقابتی هم در بین ملل امکان پذیر نیست.

زیرا، طبق برنامه و سیاستی که در ایران کنونی و در صد سال گذشته پیش گرفته شده است، حذف همه ملل و تاکید بسیار زیاد بر فارس‌ سازی دیگر ملت‌ها، سیاست مستولی سیستم‌های مدیریتی در جوامع است که به همه بخش های زندگی سیاسی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و ... تحمیل و تزریق شده و می شود.



انصافعلی هدایت

ترجمه نام‌ها؛ بیماری مختص فرهنگ و زبان فارسی دوست عزیز



ترجمه نام‌ها؛ بیماری مختص فرهنگ و زبان فارسی


دوست عزیز و ادمین گرامی

در هیچ کجای دنیا، اسامی خاص را ترجمه نمی کنند.
بخصوص جوایز، جشنواره‌ها و فستیوال‌ها در همه جای دنیا با همان نام اصلی شناخته می شوند.

این چه نوع بیماری در فرهنگ و زبان فارسی است که نام های تورکی را فارسیزه و یا ترجمه می‌کنند؟

آیا نمی خواهیم از این بیماری نجات  پیدا بکنیم؟
آیا «اسکار» را، «کن» را «سان دنس فستیوال» را، «برلین فیلم فستیوال» را، «ونیز فیلم فستیوال» را، «تورنتو اینترنشنال فیلم فستیوال» را، «بی‌اف‌آی لندن فیلم فستیوال» را، «بست فیلم فستیوال رپینق‌ آپ» را و ... ترجمه می کنید؟


انصافعلی هدایت

چند درصد فارس‌ها شوونیست نیستند؟



چند درصد فارس‌ها شوونیست نیستند؟



بعضی از دوستان معتقدند که فارس‌ها دشمن ملل تورک‌، تورکمن‌، قشقایی‌، عرب‌، بلوچ‌، گیلک، مازنی و .... نیستند، بلکه شوونیست‌های فارس، دشمن این ملل هستند.

سوال:

چند درصد فارس‌ها شوونیست نیستند و حقوق ملی، انسانی و سیاسی ملل تورک‌، تورکمن‌، قشقایی‌، عرب‌، بلوچ‌، گیلک، مازنی و ... را انکار نمی کنند؟

چند درصد فارس‌ها دموکرات واقعی هستند؟
چند درصد فارس‌ها به حق تعیین سرنوشت ملل اعتقاد دارند؟




انصافعلی هدایت



تحقیر ملل غیر فارس زبان با دو سال آموزش زبان های مادریشان

 



تحقیر ملل غیر فارس زبان
با دو سال آموزش زبان های مادریشان

یک نماینده‌ خبر داده که قرار است، تورک ها و ملل غیر فارس  را با دو سال آموزش زبانشان تحقیر بکنند.

چرا باید زبان بیگانه فارسی را در همه سالهای آموزشی یاد گرفت؟
اما زبان مادری ملل غیر فارس را در سال هفتم و دهم آموزش تحصیل کرد؟

آموزش زبان های نادری در دو سال از مجموع سالهای آموزشی، جز تحقیر ملل غیر فارس هیچ معنایی ندارد.




انصافعلی هدایت

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc