آیا رابطه ملل در ایران،
شبیه رابطه اعضای یک خانواده است؟
دوستی، رابطه استعماری فارس و ملل غیر فارس در ایران جعلی را به رابطه خانواده (پدر، مادر و دو فرزند؛ تورک و فارس) تشبیه کرده است.
سپس، نتیجه گرفته است که این پدر و مادر هستند که با توجه ویژه به یکی از فرزندان (فارسها) حساسیت فرزند دیگر (تورکها) را برانگیخته است.
من (انصافعلی هدایت) با این نوع تصویر و تصور مسئله مخالف هستم.
چرا؟
چون:
این نوع تصویر رابطه تورک و فارس, ابدا درست نیست. زیرا:
بیر؛ خانواده و یک واحد سیاسی با هم قابل مقایسه نیستند. یعنی مقایسه یکواحد سیاسی چند ملیتی با یمخانواده، قیاس معالفارق است.
ایکی؛ خانواده اصیل است. در حالی که کشوری به نام «ایران» جعلی و سیاسی است.
ائوچ؛ در آن مثال، همه، اعضای یک خانواده بوده و اصیل هستند.
دئورد؛ همه اعضای خانواده، به این که عضوی اصیل از یک خانواده هستند، آگاه بوده و آن را قبول دارند.
ولی در ایران جعلی، همه ملل غیر فارس، ایران را به عنوان یک خانواده و حتی به عنوان یک واحد سیاسی - جغرافیایی قبول ندارند و فارس ها و ایران را اشغالگر سرزمینهای خودشان می دانند.
بئش؛ در آن مثال، خانواده دارای دو فرزند تورک و فارس است.
ولی در ایران، دو ملت تورک و فارس وجود ندارد. بلکه حداقل ده ملت؛ تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی، کرد و فارس موجود هستند.
آلتی؛ در خانواده معمولی و رایج، یک پدر و مادر وجود دارند که حداقل برای مدتی، از فرزندان صغیر نگهداری می کنند و صلاح، خیر و شر صغیرها را خودشان تشخیص می دهند.
در حالی که در یک واحد سیاسی مانند ایران، هیچ ملتی قیم یا پدر و مادر دیگری نیست و حق ندارد نقش پدر و مادر دیگران را بازی بکند. خیر و سر ان ها را تشخیص داده و برای آن ها برنامه ریزی بکند. توسعه آن ها را بر اساس میل، اراده و منافع خود طراحی کرده، بعضی ها را به پیش برده و بعضی را به پس براند.
یئددی؛ ممکن است در اثر تبعیض یا نوع رفتار پدر و مادر، فرزندان به هم حسودی کرده و از هم یا از پدر و مادر گلایه بکنند.
ولی رابطه ملل دهگانه در اینجا، مانند خانواده نیست که منجر به گلایه از هم بشود.
بلکه همه ملل نهگانه، در باره وجود یک دشمن خارجی بنام فارس بحث می کنند که نقشی استعماری و غارتگر داشته و بجای توسعه پیشرونده، توسعه پسگرا را به غیر فارسها تحمیل می کند.
سگگیز؛ از طرف دیگر، این دشمن خارجی یا فارس هم، همه آن ملل نهگانه را دشمن موجودیت سیاسی، اقتصادی، زبانی، فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و ... خود می داند و برای نابودی همه جانبه آن ملل نهگانه، از هیچ توطیه، خیانت، جنایت، کشتاری، غارت و چپاولی خودداری نمی کند.
دوققوز؛ همه ملل غیر فارس، ایران و فارس ها را استعمارگر، خارجی، دشمن ملی و ... خود، ملت وسرزمینشان دانسته و خواستار استقلال سیاسی و حقوقی منحصر به خودشان هستند.
اون؛ تمامی منابع و منافع همه حاصل از منابع زیر زمینی، رو زمینی، فضایی، ثروت، نیروی کار، بانکی، تجارت داخلی و بین المللی ملل دهگانه در این منطقه، تنها به جیب فارس ها می رود و ملل نهگانه در محرومیت مطلق نسبت به فارسها قرار دارند.
اونبیر؛ همه ملل غیر فارس از حقوق و امکاناتی که فارسها به خودشان به عنوان امتیاز فارس بودن اختصاص داده اند هم محروم نگه داشته شده اند.
اونایکی؛ مسبب همه این وضعیت خطیر، شکننده، دشمنانه، خصمانه، در بین ملل، فارسها هستند.
اونائوچ؛ در داخل یک خانواده، برادران (و خواهران) با هم در چند زمینه و بر اساس استعداد، توانایی و منافعی که برای خودشان متصور هستند، با هم رقابت می کنند.
ولی در ایران، هیچ نوع و کوچکترین رقابتی و مسابقهای در بین ملل دهگانه موجود نیست. از طرف دیگر، با توجه به واقعیت های کنونی و مستولی بر ایران، هیچ نوع رقابتی هم در بین ملل امکان پذیر نیست.
زیرا، طبق برنامه و سیاستی که در ایران کنونی و در صد سال گذشته پیش گرفته شده است، حذف همه ملل و تاکید بسیار زیاد بر فارس سازی دیگر ملتها، سیاست مستولی سیستمهای مدیریتی در جوامع است که به همه بخش های زندگی سیاسی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و ... تحمیل و تزریق شده و می شود.
انصافعلی هدایت
No comments:
Post a Comment