چرا در ایران، از آثار قلمی روشنفکران غربی زیادی بحث می شود که در غرب ناشناخته هستند؟
من، سالهاست که در خارج از وطنم؛ آزربایجان، بسر می برم.
در بحثهای علمی، آکادمیک و حتی روزنامه نگارانه غربی، اثری از آن افرادی که در دانشگاهها و مراکز علمی ایران، به عنوان «مهمترین اندیشمند» قرن اروپایی یا آمریکایی یاد می شود، نیست. حتی در رسانه ها هم نام و نشانی آنها دیده نمی شود. چه برسد به مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی غربی.
شستشوگران مغزی در ایران جعلی، در سایه استناد به چنان نامها و نشانها و نوشته های ناشناختهای، همه دنیا را همرنگ و همفکر ایرانیان فارس نشان می دهند.
در پی آن، نوعی از حس همزاد پنداری و همرنگ انگاری با روشنفکران غربی در میان ایرانیان بوجود می آورند.
یعنی، ایرانیان شبه روشنفکر و شبه تحصیل کرده و شبه دانشگاهی، خودشان را در ردیف متفکران کشورهای توسعه یافته دیده و با خیال راحتتر از گذشته، به خواب زمستانی فرو میروند.
فکر «مدیریت جهانی احمدی نژاد»ها از کجا آب می خورد؟
این نوع تفکر، تنها در احمدینژاد نیست. بسیاری از دانشگاهیان در ایران، قربانی چنان نامها و نشانهایی شده و به شستشوی مغزی تسلیم محض و خالص شده اند.
شبه عالمان دانشگاهی هم باور کرده اند که به قدرتی جهانی بدل شده اند و یا بزودی بدل خواهند شد.
در حالی که در غرب، آن افراد را، نه تنها در داخل لیست متفکران، روشنفکران و افراد صاحب نظران قرار نمی دهند، بلکه اعتنایی به کتاب ها و نوشته های آن ها هم نمی کنند.
تنها کاربرد نام و نشان افراد درجه چندم علمی غربی در ایران، این است که افکار عقب مانده شستشوگران ذهنی را به خورد روشنفکران و دانشگاهیان بدهند تا آنها را خام و خواب بکنند، تا آنان که مثلا در عمق منجلاب عقب ماندگی ایران، در پی علم و نظریات جدید علمی هستند، خزعبلات طراحان ایران موجود را باور بکنند. افکار عقب ماندیشان را بخورد ذهن و ر نهوان ملل در ایران بدهند و مردم را شستشوی مغزی بکنند.
آن نام ها، کتاب ها و نظریه های غربی رایج در دانشگاهها و محفلهای روشنفکری ایران جعلی، سلاحی برای شستشوی مغزی راحت، آسان و بدون دردسر و دغدغه مردمان و ملل است.
انصافعلی هدایت
No comments:
Post a Comment