توهین، اهانت به شخصیت هر شنونده است.
توهین، جوک نیست.
مردم را با توهین نخندانید.
توهین و فرهنگ اهانت را عمومی نکنید.
انصافعلی هدایت
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
توهین، اهانت به شخصیت هر شنونده است.
توهین، جوک نیست.
مردم را با توهین نخندانید.
توهین و فرهنگ اهانت را عمومی نکنید.
انصافعلی هدایت
کارکرد اصلی زبان فارسی چیست؟
فارسی، زبان ملی فارسها است، نه دیگر ملل.
فارسی، زبانی اداری-اجباری است، نه انتخابی.
فارسی، زبان قاتل دیگر زبانهاست.
کارکرد اصلی زبان فارسی، ایجاد دشمنی در میان فارسها با دیگر ملل در ایران کنونی است.
زبان فارسی، رمز تجزیه ایران و رمز جنگ آینده در میان ملل در ایران کنونی است.
در یکصد سال گذشته، زمینههای جنگ خونین و قتل عامها در بین فارس و غیر فارس را با زبان فارسی شعله ور کردهاند و تا نتیجه گیری هم ادامه خواهند داد.
یک جنگ، به برتری زبان فارسی و فارسها پایان خواهد داد.
انصافعلی هدایت
آیا همه اسنادی که در آنها کلمه «ایران» دیده می شود، جعلی هستند؟
به عقیده من (انصافعلی هدایت)، صحت و درستی اسناد، کتاب ها، سکه ها و آثار تاریخی-باستانی که در آنها کلمه «ایران» دیده می شوند، در زیر علامت تردید، شک و سوال بزرگی قرار دارند.
چرا که، همه آن اسناد و مدارکی که کلمه «ایران» در آنها دیده می شود، جدیده بوده و به احتمال بسیار قدرتمند با تحریف و جعل رو برو هستند.
بنابه مطالعات انتقادی خود من و بر اساس برنامه هایی که با حضور منتقدان در «گوناز تی وی» عرضه کرده ام، کلمه «ایران» از دوران رضا کودتاچی و توسط پانفارسها وارد ادبیات، متون و سکه ها و دیگر اسناد قدیمی شده است.
بزرگترین مرکز تحریف رسمی و اسنادی، جعل و تحریف در همه زمینهها، خود نهاد دولت در زمان های رضاشاه، محمدرضاشاه و جمهوری اسلامی بوده و است.
دولت ایران، همه این تحریفات را یا راسا انجام می هد و یا توسط دیوانسالاران دولتی و همچنین از طریق سازمانها، بنیادها، مراکز مطالعاتی-تحقیقاتی، نهادهای فرهنگی، زبانی، تاریخی، باستانی، نظامی، انتظامی و امنیتی اعمال می کرده اند و اعمال می کنند.
ملل موجود در ایران کنونی، با دهها هزار اسناد رسمی دولت ساخته روبرو هستند که بعضا با امضای عالیترین مقام حاکمیت وقت، به تحریف ها، جنبه و صورت قانونی داده است و این رویه هنوز هم ادامه دارد. هنوز هم تحریف اسامی، سرزمینها، ملل، زبان ملل و ... از طرف دولت ادامه دارد.
دولت ها در این فرامین و تحریفات رسمی دولتی، اسامی سرزمین ها، آبادیها، روستاها، شهرها، رودها، کوهها، راهها، دشتها، جنگلها، درختها، حیوانات، محصولات تولیدی توسط انسان ها و ... را تغییر داده اند.
چرا؟
تا برای ایرانی فارس، سند، مدرک و تاریخ رسمی جعل، تحریف و تاسیس بکنند.
در کنار دولت جعال، سازمان ها و نهادهای وابسته به دولت یا نهادهایی که در ظاهر مستقل از دولت دیده می شدند ولی توسط دولت تغذیه مالی می شوند، هم به جعل و دستکاری مشغولند.
در پروسه جعل و دستکاری اسناد یا محو اسناد، با پانفارس هایی مانند استاد دانشگاه؛ فرهاد حکیم زاده روبرو هستیم که در انگلستان، بیش از یکصد و پنجاه کتاب و اسناد تاریخی مرتبط با تاریخ ملل و منطقه ما را نابود کرده است.
گر چه حکیمزاده دستگیر و محاکمه و محکوم شده است اما دامنه و وسعت ضرر و زیان هایی که به اسناد ملل در دیگر کشورها وارد کرده است، قابل تصور و فهم نیست.
اگر امثال حکیم زاده، در ایران، مصونیت قضایی داشته باشند و قدرت، قانون و ثروت دولت در حمایت از آن ها بسیج شده باشند، آن ها چه بر سر اسناد و مدارک، کتاب ها، و ... نمی آورند؟ چه مهرها، سکهها، دیوار نوشته ها، کتاب های خطی و دست نوشته، آثار باستانی و ... که تولید نمی کنند.
در کنار افرادی چون حکیمزاده، ایدئولوژیستهای دولت، موقوفات، بنیادها و سازمان هایی برای جعل و تحریف، با اسامی زیبای علمی، ملی و مطالعاتی بوجود آورده اند تا دست تحریفشان، در کتاب های خطی- قدیمی، متون، اسناد و سکه ها باز باشد.
به عنوان مثال، موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، در ظاهر، با تصحیح متون و باز نشر کتابهای خطی و قدیمی مشغول است. اما این نامهای استتاری به آن ها امکان می دهد تا تحریف و دستکاریهای مورد نظرشان را در کتابها، متون، اسناد و ... اعمال بکنند. جالب است که محققان هم به آنها اعتماد می کنند. و اسناد را با هم مقایسه نمی کنند.
برای مثال؛ پانفارس بسیار افراطی و مخالف زبان های غیر فارسی مانند محمدرضا شفیعی کدکنی هم به تحریفهای گسترده اعتراف می کند. او هزاران بیت از شاهنامه را جعلی می داند (که در هنگام تصحیح متون و بازنشر آن ها وارد متن اصلی شده است) و عقاید خودش را در اینستاگرام منتشر می کند.
بنا براین، هر سند، کتاب، مهر، سکه، آجرنوشته، لوح و کنده کاریهایی که در آن ها کلمه «ایران» دیده شده است یا می شود، در همین یکصد سال اخیر و از کودتای هزار و دویست و نود و نه بعد بطور تقلبی ساخته و ترویج شده است.
چرا؟
تا زمینه تاریخی، روانی و اسنادات لازم برای تغییر نام ممالک محروسه قاجار به ایران، در هزار سیصد و سیزده را فراهم بکنند. برای این که آن اسناد واقعی دیده بشوند، باید در زیمینه های بسیار دیگری هم تحریف و جعل را وارد کنند تا همه چیز را هماهنگ نشان بدهند.
جدیدا، بعضی از منتقدان، تاریخ رسمی، باستانشناسی ایدئولوژیک، تحقیقات آرمانگرایانه ذهنگرایانه رایج در ایران را به زیر تیغ نقد، شک و تردید برده و صحت آنها را مورد سوال قرار دادهاند.
مثلا ناصر پورپیرار معتقد است؛ تنها کتابی که در باره «مادها» نوشته شده، به «دیاکونوف» روسی تعلق دارد. همین نویسنده روسی، در مقدمه کتابش، اعلام کرده است که یک صفحه مطلب، مدرک و سند در باره وجود مادها در دست نیست اما در ادامه، همان مقدمه را به کتابی قطور بدل می کند.
ایرانیان هم آن خیالات واهی بدون سند او را به عنوان تاریخ باستانی مادها قبول کرده و دهها کتاب ذهنی بدون استناد را نوشته اند.
بسیاری از منتقدان و پیروان پورپیرار با استناد به عکس ها و مدارک، مطالعات تطبیقی و ...، وجود کشوری بنام ایران را به زیر علامت سوال بردهاند.
بنابه دلایلی که آن ها ارائه می کنند، همه آن اسنادی که از سرزمینی با نام «ایران» بحث می کنند، جعلی هستند و توسط یک عده افراد منفعت طلب و یا ایدئولوژیک، جعل و ساخته شده و توسط دولت پانفارس ترویج شده اند.
متاسفانه، همه اسناد و کتابهایی که بخصوص از دوران کودتای رضا پالانی و حاکمیت پانفارسها به بعد نوشته یا کتاب ها و اسنادی که در همین دوره تصحیح شده اند، پر از تحریف، دروغ، دستکاری و جعل هستند و نمی توان به آن ها اعتبار علمی داد.
یعنی، متون، کتاب ها، اسناد و مدارک تاریخی، حتی آثار باستانی و ... که در آنها کلمه «ایران» وجود دارد، قابل اعتماد نیستند.
انصافعلی هدایت
Hello there
this is Insafali Hedayat and my account ID is hedayat_tebrizim. I'm well known Azerbaijani Journalist that was awarded in Iran and internationally. I'm excellent in Turkish, Farsi and Azerbaijani aswell. But because of my thoughts, I was imprisonment for 2 year there and now im living in exile as a Canadian citizen.
Today, I found 10 of my posts have been removed. I looked in all of them. In 7 of them, racist people attacked and insult me. And I did poblish them.
In top 3 of them, I wrote about Persian racist system.
I'm asking you to review my posts, please.
Sincerely
Ensafali Hedayat
1 6475130231
hedayat222@yahoo.com
سقوط، هنر و هنرمند در ایران فارس زده و شیوع این بیماری در میان تورک ها: توهین و تحقیر ارزش هنری تلقی می شود و فحاش هنرمند
افراد و پیجهایی هم هستند که با بازتولید و باز پخش آن توهینها و تحقیرها، جامعه را به لجن می کشند.
به کجا می رویم؟
عمق لجن دیده نمی شود.
انصافعلی هدایت
سلام دوست من
خوبی؟
اگر من از تو یادی نکنم، تو، ابدا از من یادی بکنی.
من آن قدر به تو فکر می کنم که نمی توانی حدث بزنی.
مثلاً داشتم فکر می کردم که از دیدگاه و زوایه من، چه نامی برازنده توست؟
نه این که نام تو بد است. نه! من با مشخصاتی که در دل خودم از تو ساخته ام، تو را صدا می زنم. تو با من و در دل من زندگی می کنی و خودت نمی دانی. تو، یوتوپیای و حیات یوالداش من شده ای. تو، رفیق زندگی من هستی. حالا، چه نامی به آن زیبای خنده روی در ذهنم بدهم، می تواند او را همان طور که من در درونم حس می کنم، معرفی بکند؟
«سئوینجیم»!
یک احساس کامل. هر وقت که این کلمه جاری شود، منبع شادی، شعف، شور، شوق و عشق خود را در تو می یابد.
اگر روزی و روزگاری، تو و من رابطه ای نزدیک، یکدل در دو جسم داشته باشیم، تو مایه و منبع شادی من خواهی بود و من تو را این گونه زمزمه خواهم کرد. تو هر بار متوجه خواهید شد که من، هنوز هم، تو را دوست می دارم.
انصافعلی هدایت
فاشیست بودن فارسها و پانفارسها
من (انصافعلی هدایت) بارها نوشتهام و گفتهام که اکثریت فارسها و پانفارسها فاشیست هستند.
مخالفان کمپین #منوفارسی، در نوشتهها و پاسخهایشان نشان دادند که نتیجهگیری من درست بوده است.
فارسها و پانفارس ها، نه تنها با این کمپین همزبانی و همدردی نکردند، بلکه بر طبل انکار خاطرات و نظرات افراد کوبیدند. آنها را باز هم تجزیه طلب نامیدند. فحش دادند. به اتهام زنی هایشان ادامه دادند و ثابت کردند که اکثریت مطلق آنهایی که فارس و پانفارس هستند یا هویت خود را فارسی تعریف می کنند، فاشیست هستند و اگر فرصت و امکاناتش را داشته باشند، میلیونها انسان غیر فارس را در آتش خشم فارسی خودشان می سوزانند.
یک علامت دیگر فاشیسم در مخالفت با این کمپین آن است که افراد ستم کشیده، از خاطرات شخصی خود و به زبان اول شخص مفرد (من) سخن می گویند اما فارس ها و پانفارسهای فاشیست از ضمیر سوم شخص جمع (ما) استفاده می کنند. در حالی که یک نفر است
فاشیسم، همیشه، خودش را به عنوان صدای جمع و ملت نمایش می دهد و فراموش می کند که در نزد ملت محکوم است.
انصافعلی هدایت
گؤزللیگ گوناه و ایتتیهام دئییل
بیر دوستوموز، فیکرت قوجا-یا ایستیناد ادهرک یازمیش:
قاتیل کیمدیر؟ گولون گوزللیگی، اؤز قاتیلی دیر. بولبولو، عومورلوک قفسه سالان، گؤزل نغمهسی دیر، شیرین دیلی دیر.
منیم (انصافعلی هدایت) جاوابیم:
هر شئی گوزل دیر. چیرگین دییه بیر شئی یوخ دور. او شئی کی بیرینین گؤزونده چیرکین دیر، باشقاسینا چوخدا گوزل دیر. و گوزللیک گوناه، جورم و اتتیهام. دئییل.
بیزلر، فرقیلی باخمالی و دوشونمهلییک.
انصافعلی هدایت
مقایسه زبان تحمیلی با اشغال سرزمینی
در هرکجا که ملتها، به مادری خود تحصیل کرده اند، وضع توسعهای و رفاه آن ملل، بهتر از مللی بوده و است که اسیر زبان بیگانه و تحمیلی شده اند.
همان طور که اشغال سرزمین یک ملت، تمامی منابع آن ها را به خدمت توسعه استعمارگر اشغالگر اختصاصی میدهد، زبان تحمیلی و اجباری هم، تمامی تواناییهای فکری و ذهنی آن ملت را به خدمت توسعه ملت مهاجم و بیگانه در می آورد.
همان طور که داشتن منابع طبیعی، باعث رفاه ملت تحت اشغال نمی شود، زبان اجباری و تحمیلی بیگانه هم، باعث توسعه علمی، فکری، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... نمی شود.
انصافعلی هدایت
قانون فیزیک عمل و عکسالعمل
و ملل غیر فارس در ایران
دوستی نوشته است که فارس ها ملیگرا هستند و تورک ها باید ملیگرایی را از فارس ها بیاموزند.
من (انصافعلی هدایت) معتقدم که فارسها ملیگرا نیستند. از ملیگرایی عبور کرده، به فاشیسم و شوونیسم رسیده اند.
چرا که باو حتی با وجود و هستی ملل غیر فارس و با کشورها و ملل نزدیک و دور دشمنی می کنند.
مثلاً؛ فارس ها و حاکمیت پانفارسها، آموزش به زبان های ملل غیر فارس، از جمله آموزش زبان تورکی را تهدیدی نه تنها برای زبان فارسی می دانند، بلکه تهدیدی برای نابودی ایران می دانند.
با این همه، فرمایش آن دوستمان درست است. چرا ملیگرای در میان فارس ها رشد کرده است؟ چون فارس ها دارای حاکمیت و دولت هستند. در سایه دولت و حاکمیت است که ملیگرایی، در فارسها رشد کرده است و حتی به ضد فارسها تبذیل شده است.
تورکها هم باید از فارس ها یاد بگیرند تا حاکمیت ملی و مستقل خودشان را تأسیس کرده و حقوق و اراده خودشان را در سیاست هایشان اعمال بکنند.
متاسفانه، یک قانون فیزیک می گوید که عمل و عکسالعمل رابطه متقابل با هم دارند.
یعنی اگر فارس ها نژادپرستی، برتری قومی، زبان هراسی، حذفهستی دیگر ملل، زبان ها، تاریخ، فرهنگ و ... دیگر ملل را هدف گرفته اند، رفتار عکس العملی ملل غیر فارس نمی تواند سویه غیر از عمل مشابه داشته باشد.
یعنی، فارس ها در مدارس، دانشگاه ها، حوزههای مذهبی، رسانه ها و ... دشمنی با دیگر ملل و دگر ستیزی را هدف قرار داده اند.
ملل غیر فارس هم تحت همان آموزش قرار می گیرند. با آگاهی ملل غیر فارس به وجود و هویت ملی خود، در مقابل فارس ها، همان رفتاری را نشان خواهند داد که از فارس ها شاهدش بوده اند.
یعنی موشک، جواب موشک، نژادپرستی، جواب نژادپرستی، ترس از زبان فارسی و ... در میان ملل دیگر به هدف تبدیل خواهد شد. در آینده نه چندان دور هم، فارس ها بیشترین خسارت جانی، مالی و سرزمینی را متحمل خواهند گشت.
فکر نمی کنمکه در میان فارس ها، روشنفکرانی پیدا بشود که منافع ملی بلند مدت فارس ها را مشاهده کرده، در تغییر سیاست ها و اهداف فارس ها کوشا باشند.
انصافعلی هدایت
ایستیقلالچیلاری دوشمن ببله میسسیز!