A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Saturday, December 23, 2023
ایران داغیلاجاق، همده چوخ پیس داغیلاجاق
Tuesday, December 19, 2023
دزدآباد
دزد آباد
چرا دزدهای کوچک سخت مجازات میشوند؟
آیا می دانید چرا دادگاه حاکمیت فارس، برای سرقت هشت عدد نارنج، این همه مجازات سخت تعیین کرده است؟
چون دزدی به قدری کوچک بوده که دزد بدبخت نمیتوانسته سهمی هم به بزرگان ایران فارسزده بدهد.
یعنی اگر دزدی و اختلاس به قدری بزرگ بود که می توانست سهم بزرگی هم به رهبران و بالا دستیهای در حاکمیت و مدیران بدهد، نه تنها مجازات نمی، بلکه به مقام مهمی هم میرسید.
انصافعلی هدایت
آنها صدای روشنفکری تورک و نماینده تورکها نیستند.
آنها صدای روشنفکری تورک و نماینده تورکها نیستند.
صدای تورکهای روشنفکر و نمایندگان آنها از زندانها میآید، نه از رادیو تلویزیون فارسزده
مانقوردها، الینه شدهها، از خود بیگانگان و شستشوی مغزی شده ها بخاطر منافعی که از حاکمیت فارسها میگیرند، سنگ ایران و فارسی را به سینه میزنند.
آنها صدای روشنفکری تورک و نماینده تورکها نیستند.
آنهایی که صدایشان از رسانههای فارسی تبلیغ می شود، خائنان به ملت تورک و در خدمت ایدئولوژی ایران، پانفارسیسم و منافع فارسها بوده و در ضدیت با منافع ملی تورکها هستند.
صدای روشنفکری و ملت تورک، اسیران در زندانهای ایران فارسزده، جوانان و پیران، زنان و مردان و دخترانی هستند که برای حقوق ملی-مدنی تورکها جنگیده و در زندان های فارسها بسر می برند.
پانفارسیسم و سیستمهای فارسزده می خواهند صدای بلند فعالان ملی-مدنی بر خواسته ملت تورک را در زندانها خفه بکنند.
در حالی که سیستمهای تورکستیز فارسزده، صدای مانقوردها، الینهشدهها، از خودبیگانگان و شستشوی مغزی شدهگان منصوب به مات تورک را از رسانههای فارس و ایران فریاد می زنند.
تا با صدای آن از خود بیگانگان، بر تعداد شستشوی مغزی شدگان تورک افزوده، از آنها برای فارسها، سربازان جانباز بسازند.
انصافعلی هدایت
Monday, December 18, 2023
پان... چیست و پانتورک کیست؟
پان... چیست و پانتورک کیست؟
نوشت:
خب تعریف شما از پان چیه؟ ما تا حالا فکر میکردیم کسی که دنبال اتحاد قوم و یا ملیت خاصی هست پانه.
شما انگار همه چیو از نو تعریف میکنی.
نوشتم:
هر ملتی از هر اکشن، ریاکشن و فکر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تعریف جداگانه ای دارد که پاسخگوی نیازهای جامعه و ملت خودش باشد.
برای همین هم، در کتابها، با دهها تعریف از یک موضوع، وضعیت، رفتار و ... دیده می شود.
من به تقلید و کپی از تعاریف دیگران کاری و اعتقادی ندارم.
تعاریف لازم برای توسعه ملت خود را طراحی، اجرا و ارائه می کنم.
در ضمن، پان... مثبت یعنی کسی که خواهان حداکثر منافع و رفاه ملی ملت خودش است.
پان... منفی، یعنی کسی که با حقوق ملی و انسانی و حقوق متقابل دیگران مخالف است.
پان تورک، کسی است که خواهان حداکثر منافع ملت تورک در قبال رفتارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و روابط بین المللی است.
در نتیجه، هر پانتورکی خواهان تشکیل اتحادیه سیاسی، اقتصادی کشورهای تورک، برای تامین حداکثر رفاه و منافع ملت تورک در مجموعه های پراکنده از هم است تا به قدرت بزرگ و تاثیرگذاری در جهان تبدیل بشوند.
چرا آمریکا یک کشور بزرگ، مرفه و تاثیرگذار در جهان است؟
چون توانسته اند بر اساس پان آمریکانیسم بیش از پنجاه ایالت مستقل از هم را متحد کرده و به زندگی بیش از سیصد و سی میلیون انسان اکثرا غیر آمریکایی و مهاجر سر و سامان بدهند.
توانسته اند از این افراد مالیات گرفته و صرف توسعه زیر ساختهای اقتصادی، نظامی، امنیتی، رفاه عمومی، تحقیق و توسعه و آموزش و ... بنمایند.
اگر بیش از سیصد میلیون تورک از یک زبان، نژاد، تاریخ و ... با هم متحد بشوند، قدرت مالی، وسعت سرزمینی، میزان منابع انرژی، قدرت مالیاتی، قدرت مغزی و قدرت جذب مهاجران متخصص در میان تورکها خیلی بیشتر از آمریکا خواهد بود و توسعه ، رفاه و نفوذ جهانی آن هم بیشتر خواهد بود.
انصافعلی هدایت
Sunday, December 17, 2023
فرق فارس و پانفارس
فرق فارس و پانفارس
فارس هر آن کسی است که اجداد او، در دوران پیش از چهار نسل قبل (در بیش از یکصد سال قبل)، فارس یا فارس زبان بوده است.
پانفارس کسی است که اجدادش، در یکصد سال قبل فارس نبوده اما بعدها، بخاطر مصالح و منافعی، ترجیح دادهاند تا فرزندانشان را با زبان فارسی تربیت بکنند و ادعا بکنند که والدینشان فارس نبوده ولی آناو فارس زبان شده است.
یا پانفارس، بخاطر منافع شخصی، از زبان مادری و پدری خود روی گردان شده و در دفاع از زبان فارسی، از فارسها هم فارستر شده است.
متاسفانه، پانفارسها، جهت اثبات وفاداری خود به سیستم فارس، به ملت پدر و مادر خود، بیش از فارس ها حمله کرده، آنها را تحقیر می کنند.
پانفارس ها تصور میکنند که چون از یک خانواده غیر فارس برخواستهاند، حق دارند که به خانواده و ملت خودشان توهین کرده، آنها، زبانشان، تاریخ و ... را تحقیر بکنند.
ولی منتسب بودن به ملتی، به پانفارس حق و اجازه توهین یا تحقیر به آن ملت را نمی دهد.
با این رفتار، پانفارس نشان می دهد که او یک لمپن پست، یک فرصت طلب، یک دستمال بدست، یک منافق، یک فرد بدون اعتماد بنفس و فردی بدون آگاهی سیاسی و اجتماعی و ... است.
هر پانفارسی، در اول هر جمله نهاجمیش می گوید: "من خودم تورکم ولی ..." یا "من خودم تبریزی هستم اما ..." یا "من خودم آذری هستم لکن ..." یا " من خودم عربم ولی ..." یا "من خودم لرم ولی ..." یا "من خودم کرد هستم اما ..." یا "من خودم رشتی هستم اما ..." و در ادامه زهر و تبلیغات ذهن خود را بالا میآورد.
پانفارسها نه تنها در دفاع از فارسها، فارسی، جنایت و استعمار فارسها داغتر از فارسها هستند، بلکه در ادامه آن جمله، زشتترین توهینها و تحقیرها را به ملت خودم میکنند.
البته هر فارسی میتواند پانفارس باشد ولی هر فارسی حتما استعمارگر است و از استعمار منتفع میشود.
فرق یک کودک یک روزه فارس با یک دانشمند غیر فارس، در آن است که آن کودک یک روزه فارس، از حقوق و امتیازاتی برخوردار است که آن دانشمند غیر فارس از آن حقوق و امتیازها محروم است.
مثلا آن کودن فارس دارای حق تحصیل بزبان مادری است. دارای حاکمیتی است که از حقوق آن کودک دفاع کرده و آن حقوق را تضمین می کند. و ...
ولی آن دانشمند غیر فا س، از حق آموزش بزبان مادری محروم است. دولت استعمارگر فارس نه تنها از حقوق ملی آن غیر قارس دفاع نمی کند، بلکه در تضییع حقوق آن غیر فارس، تمامی امکانات ملی، دولتی و حتی خصوصی را هم بسیج می کند.
لذا هر فرد فارس، یک استعمارگر بوده و از منافع استعمار بهره مند می شود و هر فرد غیر فارس، مستعمره بوده و مورد سوء استفاده فارس ها واقع می شود.
فرقی هم نمی کند که آن غیر فارس، رهبر کشور تحت مدیریت فارس باشد یا یک عمله ساده ساختمانی و بیسواد باشد.
انگلیسی ها، هندوستان و هندوها را با مدیران هندی اداره می کردند و مدیران هندی بر استعمار بیشتر هندیها نظارت می کردند.
انصافعلی هدایت
چرا تورکها در ایران، شهروندان درجه یک جمهوریهای تورکیه، آزربایجان و ... نیستند؟
چرا تورکها در ایران، شهروندان درجه یک جمهوریهای تورکیه، آزربایجان و ... نیستند؟
نوشت:
بیا بجای تفرقه بذر محبت بکاریم ترکهای اونور شما رو ترک درجه دو میدونن مثل فارسها که افغانیها همزبونشونن. همون نگاه فارس به افغان رو اونها به شما دارن.
نوشتم:
اگر جمهوریهای تورکیه، آزربایجان و دیگر کشورهای تورک، ما تورکهای اسیر در ایران فارسزده را شهروند درجه دوم می دانند، حق دارند.
چون:
ما شهروند آن طرف نیستیم.
در آنجا زندگی نکردهایم.
در آن کشورها کار نکردهایم.
برای آن کشورهای تورک مالیات ندادهایم.
برای آن کشورها سربازی نکردهایم.
در راه منافع ملی آنها جان ندادهایم.
با دشمنان آن تورکها نجنگیدهایم.
در راه منافع ملی آنها دشمن نکشتهایم.
فکر و قدرت فکری تورکهای این طرف مرز، در خدمت رشد، توسعه، رفاه، امنیت و توسعه تورکهای آن طرف مرز نبوده است.
ولی در مقابل:
تورکها در ایران، شهروند درجه دوم هم نیستند.
اگر اکنون، کشوری به نام ایران وجود دارد، مرهون تفکر کشورسازی تورکها، جنگها برای کشور سازی تورکها، کشته شدن در این راه ساخت این کشور، شجاعت و فداکاری تورکهای اسیر در ایران کنونی است.
در حالی که تودههای فارس، هیچ نقشی در ایجاد ایران و محافظت از مرزهای ایران کنونی نداشتهاند.
فارسها، با روسها، انگلیسیها، پرتقالیها، محمود افغان و ... نجنگیدهاند.
همبستگی ملل عرب، بلوچ، کرد، لور و بختیاری، گیلک، مازن و تودههای فارس و ... در داخل مرزهای ایران را تفکر، سیاست و سلاح تورکها حفظ کرده بود.
یکپارچگی این ایران، محصول فداکاری و تفکر کشورسازی تورکها بوده است.
تورکها، صاحبان و فاتحان این ایران بودهاند. ولی اکنون در ایران محروم از حقوق ملی-انسانی هستند.
تورکها، برای ساخت ایران، نه تنها قهرمانی کردهاند، بلکه صدها هزار تورک کشته شدهاند.
تورکها، برای این سرزمین سربازی کرده اند، سربازی می کنند ولی حقوق ملی و هویت رسمی-قانونی ندارند.
تمامی سرمایههای مالی، پولی، فکری، نیروی کار و بازوی تورکها در خدمت ساخت این سرزمین بوده است.
تورکها، در اینجا راه و جاده کشیده اند.
تورکها برای ایران کنونی ارتش تاسیس کردهاند.
تورکها، کارخانه و دانشگاه، و نهادهای مدرن کشورداری و اداری را ایجاد کرده اند.
تورکها، برای قرنها، جهت اداره و امنیت این مناطق مالیات دادهاند و مالیات میدهند.
تورکها، صدها هزار دشمن را برای نگه داشتن اینسرزمینها کشتهاند.
تورکها، برای تامین منافع همه ملل در ایران به فارسزده تلاش کردهاند.
تورکها، موتور توسعه فکری، سیاسی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی، نظامی و امنیتی این جغرافیا بودهاند.
تمامی اصلاحات، مشروطه، قانون و قانونگذاری و ... مدیون تفکر و اصلاحات تورکها بوده است که بعد از تورکها متوقف شده اند.
تورکها، تمامی قوای فکریشان را صرف توسعه، رفاه، امنیت، آزادی، تاسیس و گسترش ارتش، صنایع، امنیت و ... این بخش از کره زمین کردهاند.
تورکها، امنیت آنچه ایران نامیده می شود را تامین کردهاند. برایش جان داده، جانها گرفته اند.
تورکها، نقش اصلی در حفظ و حراست کشوری که متعلق به آنها بوده را داشتهاند ولی اکنون مهاجر نامیده شده و فاقد حقوق ملی هستند.
با این همه فداکاری برای ایران و مرزها و منافع ملی آن:
تورکها، در قوانین و حقوق ملی ایران، شهروند محسوب نمی شوند.
تورکها، جایگاه و حقوق ملی در ایران ندارند.
تورکها به مستعمره فارسها بدل شدهاند.
هویتهای ملی، زبانی، تاریخی و ... تورکها در ایران انکار می شوند.
فارسیسم، با سیستمهای گسترده و پیچیده شستشوی مغزی، در حال از خود بیگانه کردن و تبدیل کردن تورکها به پانفارسهای فارس زبان است.
تورکها سهمی در اقتصاد ایران، به اندازه اختلاس اخیر ندارند.
زبان و هویت تورکها در ایران فارسزده قدغن و غیر قانونی است.
تمامی نمادها و سمبلهای تورکها را به نفع ایران فارسزده مصادره کردهاند.
نامهای تورکی را ترجمه، یا به فارسی تبدیل کردهاند و تبدیل میکنند.
نه تنها زبان تورکها که هویتهای ملی تورکها در ایران، غیر رسمی و حتی قاچاق بوده، دشمن تلقی می شود.
در چنین شرایطی:
آیا میتوان حقوق شهروندی درجه دومی جمهوریهای تورکیه، آزربایجان و دیگر کشورهای تورک برای تورکها در ایران را با غیر قانونی بودن تورکها در ایران مقایسه کرد
مطمئن هستیم که تورکهای زندانی و بدون حقوق در ایران، شهروندان درجه یک نیستند.
تورکها، در آن کشورها، از حداقل حقوق تورک بودن و تورک ماندن و از آسیمیله نشدن بهرهمند هستند.
تورکها در ایران، هیچ حقوق شهروندی جز مستعمرگی، تامین سرمایه برای توسعه و رفاه مناطق تودههای فارس، نیروی کار ارزان، سربازی برای فارسها، جانبازی برای فارسها، فداکاری برای منافع و امنیت فارسها و ... حقوق دیگری ندارند.
آیا باز هم فکر می کنید که رفتار دولتهای تورک با تورکهای مهاجر از ایران، با رفتار دولت فارس ها با تورکها در ایران قابل مقایسه است؟
انصافعلی هدایت
Friday, December 15, 2023
حکومت ملی و رهبران آن از منظری دیگر
- ریشه و تاریخچه و زمان آغاز جنبش حرکت ملی تورکها و آزربایجان جنوبی، (به گفته جناب اوغوز تورک) به زمان انتقال حاکمیت و حکومت تورکها از تبریز به اصفهان برمیگردد.
- جنگ جهانی اول تحمیلی مسیحیت به همه ملل و مشروطه گری در ممالک محروسه قاجاری، آغازی بر پایان حاکمیت تورکها در آسیا، آفریقا و بخشهایی از اروپا بود.
- جنگ جهانی اول و دوم، بزرگترین فریب جنگها در تاریخ بشریت بوده است.
- ظاهرا در جنگ جهانی اول دولتهای مسیحی با هم وارد جنگ شدند اما آنها جنگ و هزینههای انسانی و مالی آن را بر همه ملل در سراسر جهان تحمیل کردند.
- هزینههای آن جنگها را به تنهایی و مانند تمامی جنگها در طول تاریخ بشر متحمل نشدند.
- گر چه ظاهرا جنگ جهانی اول و دوم در بین دولتهای مسیحی بود اما تمامی آن جنگها برای فریب تورکها رخ داد.
- وقتی جنگ جهانی اول و دوم پایان یافت، تفریبا هیچ کشور مسیحی یا هیچ امپراتوری مسیحی، از نقشه سیاسی جهان حذف نشد.
- وقتی جنگ جهانی اول و دوم تمام شد، تنها امپراتوری بزرگ اسلامی، خلافت اسلامیو حاکمیت جهان تورک: "عثمانی" بود که از نقشه سیاسی حذف شد.
- وقتی جنگ جهانی اول و دوم تحمیلی جهان مسیحی بر همه ملل به پایان رسید، مسیحیها برنده جنگ شدند و تنها مسلمانان و تورکها باختند.
- تاریخ ملل شکست خورده را مسیحیهای پیروز در جنگ و با شرایطی که به ملل تحمیل کردند، نوشتند.
- قدرتاای پیروز در این د جنگ جهانی، بزرگترین شستشوی مغزی و دروغ تاریخ بشر را نوشته و به همه ملل قبولاندند.
- وقتی جنگ جهانی اول و دوم به پایان رسید، از تقسیم امپراطوری عثمانی چهل و پنج واحد سیای جدید متولد شدند که خود تورکیه یکی از آنها بود.
- خلافت اسلامی، حاکمیت تورکها، یکپارچگی سرزمینی مسلمانان، قدرت فکری، مالی - پولی، منابع سرزمینی، توان نظامی مسلمانان و تورکها ... به پارچه های تحت اشغال و مدیریت جهان مسیحی در آمدند.
- در پی جنگ جهانی اول و نابودی امپراطوری عثمانی و خلافت اسلامی، حاکمیت تورکها در ممالک محروسه هم به فارسها بازانده شد.
- طرفهای پیروز در جنگجهانی اول، هزینه جنگ در ممالک محروسه را بشدت کاهش داده، به کودتای انگلیسی - فارسی بدل کردند و حاکمیت تورکها و ملل غیر تورکها را به فارسها دادند تا فارسها، منافع استعماری و از راه دور جهان مسیحی در منطقه را تامین و تظمین بکنند.
- اولین حرکت سیاسی- نظامی تورکهای ممالک محروسه قاجاری، در اعتراض به از دست دادن حاکمیت سیاسی تورکها، از طرف شیخ محمد خیابانی رخ داد.
- شیخ محمد خیابانی، اشتباهات زیادی کرد که از جمله "رسمیت زبان فارسی در وطن تورکها" بود.
- به احتمال بسیار زیاد، شیخ محمد خیابانی تحت تاثیر رفقای فراماسون قرار داشت و بخشی از سیاستهای آنها در این منطقه را به اجرا گذاشت.
- همان فراماسونهایی که ستارخان و باقر خان را در تبریز در مقابل اردوی قاجار قرار دادند تا دولت مرکزی تورک را مشغول جنگ داخلی کرده و به جهان مسیحی، فراماسونها و فارسها فرصت بدهند تا در کوتاهترین زمان، و با کمترین مقاومت، پایتخت تورکها بدون نیروهای مسلح را اشغال نظامی بکنند.
- با این همه، شیخ محمد خیابانی اولین حاکمیت سیاسی تورکها را پایه ریزی کرد.
- "آزادیستان"، بعد از جمهوری لائیک تورکیه، دومین واحد سیاسی جهان تورک بود.
- آزادیستان، بعد از جنگ جهانی اول و نابودی امپراطوری تورکها در ممالک محروسه، در کنار تورکیه جدبد بوجود آمد
- عیبهای آزادیستان:
- ممالک محروسه را متعلق به تورکها می دانست و به نوعی ایرانچی یا پانایرانیست بود.
- تلاش می کرد، به قانون اساسی بر باد رفته با کودتا و تحت رژیم کودتا وفادار بماند و آن را برای ایران، نه تورکها و نه برای آزربایجان زنده بکند.
- شیخ محمد تلاش چندانی برای استقلال سیاسی نکرد. شاید ام از سیاست و کشورداری چیز زیادی نمی دانست.
- شیخ، آزربایجان و تورکها را بخشی از فدراسیون ممالک محروسه می دانست و به آن وفادار بود.
- شیخ برای مقابله با هجوم احتمالی پانفارسها و پان ایرانیستها به آزادیستان ارتش و سیستم اطلاعاتی منسجمی تاسیس نکرد.
- شیخ با دول بزرگ دنیا برای برسمیت شناختن آزادیستان به عنوان یک واحد سیاسی جدید در عرصه بین المللی وارد رابطه و مذاکره نشد.
- شیخ، تورکهای ممالک محروسه را از تورکها در قفقاز و آنادولو قطع کرد و به جریانهای تورک نپیوست. بلکه با تورک گرایی و رابطه با جهان تورک مخالف بود و در مقابل جهان اشغال شده تورکیک مانند پانفارسها عمل و رفتار می کرد.
- سیاست شیخ، همان سیاست قطع ارتباط تورکها از هم و محاصره هر کدام از جوامع ملت تورک با دشمنان تورکها بود که توسط جهان مسیحی و فراماسونها رهبری می شد.
- بی تجربگی شیخ و مخالفت او با تورکها باعث شد تا او، از تجربه افسران و سیاستمداران با تجربه قاجاری استفاده نکند.
- محاسن اقدامات شیخ محمد خیابانی:
- تاسیس اولین دولت تورک در ممالک محروسه، بعد از کودتا اسفند 1299، توسط مسیحیها و فارسها، به عاملیت رضا کودتاچی.
- بوجود آوردن واحد سیاسی جدیدی در عرصه بین المللی و با نام آزادیستان که هویت سیاسی جدید و اراده سیاسی تورکها را نشان می داد.
- برای ایجاد حاکمیت سیاسی مجدد تورکها و آزربایجانیها و مستقل از ممالک محروسه زمینه سازی کرد.
- ترویج تفکر بازگشت به قدرت و بدست گرفتن هژمونی در تورکها، امچنین مخالفت تورکها و آزربایجانیها با قدرت گیری فارسها و انتقال قدرت و هژمونی از تورکها به فارسها از ثمرات حضور اراده سیاسی تورکها در آغاز قرن جدید مسیحی و با اقدام خیابانی بود.
- شیخ، تلاشضعیفی را برای ایجاد ارتش و نیروی مسلح آغاز کرد.
- سرنوشت خیابانی نشان داد که بدون وجود ارتشی قدرتمند، نمی توان یک ملت و اراده سیاسی آن ملت را از تجاوز دشمن مصون نگه داشت.
- شیخ برای حفظ ارزش ها دموکراتیک مصرح در اصول قانون اساسی مشروطه و اراده تورکها و آزربایجان در زندگی و در اجتماع دموکراتیک را بنمایش گذاشت.
- شیخ، بر عکس پانفارسیسم، پانفارسها و دیکتاتوری، از حرکت و رهبری فردی دوری کرد و به رهبری جمعی و جریان حزبی و تشکیلاتی روی آورد.
- در همان بازه زمانی، روشنفکران فارس که تا دیروز از دموکراسی و ارزش های دنیای جدید غربی سخن میگفتند، در حال باز تولید دیکتاتوری فردی و تقدیس دیکتاتوری خود بودند و نام آن را هم دیکتاتوری مصلح و پیشرو می گذاشتند.
- شیخ برای تاسیس حزبی دموکراتیک بر اساس اصول دموکراتیک تاکید می کرد.
- شیخ نمی دانست که ابتدا باید کشور، دولت، نهادهای نظامی، امنیتی، حقوقی، و ... را بوجود آورد. وگر نه، با تهاجمی از بیرون، تمامی نهادهای دموکراتیک از هم می پاشد.
- نمی دانست که در مرحله تاسیس یک واحد سیاسی جدید، اگر کشور، بر اساس دموکراسی اداره بشود، بازنده خواهد بود.
- نمی دانست که باید دموکراسی اولیه تا حدود زیادی تنه به تن دیکتاتوری بزند تا نهادها و سیستمهایی که تظمین کننده دموکراسی هستند، جایگاه ویژه خود را پیدا کرده و از نهال دموکراسی حمایت بکنند. وگرنه، مانند دموکراسی مشروطه قاجاری، قربانی چکمههای کمتر از دو هزار سلاح بدست قزاق و سیاستمداران فارس خواهد شد.
- شیخ برای ترویج روحیه و جهان بینی دموکراتیک و مدرن در سیستم اداری جدید التاسیس تلاش کرد.
- شیخ، از استقلال حزب دموکرات آزربایجان در مقابل حزب دموکرات ممالک محروسه دفاع می کرد.
- شیخ بر استقلال حزب دموکرات آزادیستان از ممالک محروسه و مرکز تحت حکومت کودتا تاکید می کرد.
- شواهد سیاسی و پراتیک نشان می دهند که پیشه وری هم تحت تاثیر اطرافیان خود و فراماسونها بوده است.
- پیشه وری هم، ممالک محروسه یا ایران جدید و جعلی را متعلق به تورکها می دانست و به نوعی پان ایرانیست بود.
- پیشهوری هم خواهان حفظ تمامیت ارضی ایران و مخالف استقلال ملل بوده است.
- پیشه وری مخالف حاکمیت فارسها و زبان فارسی نبود بلکه هیچ مشکلی با حاکمیت فارسها و زبان فارسی نداشته است.
- پیشه وری، چه در باکو و آزربایجان شمالی، چه در ایران قبل از کودتای مسیحیهای انگلیسی و فراماسونها، یک پانفارس پانایرانیست، حداقل در سطح فکری بوده است.
- تمامی نشریات و روزنامههایی که او منتشر کرده یا در انتشار آنها نقشی داشته است و همچنین در نوشته هایش، پیشه وری در قبل از رضا پالانی، در دوره زندان رضاشاه، و در چهار سال جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، او، پانفارس پانایرانیست باقی بوده است.
- پیشهوری تا آخرین سال عمرش، هیچ انگیزه، فکر، طرح و تصوری برای استقلال آزربایجان نداشته است یا اگر هم داشته، آن را نشان نداده است.
- پیشهوری میراث دار و ادامه دهنده راه و سیاست شیخ محمد خیابانی و حزب دموکرات بوده است.
- ولی پیشه وری هم به مانند خیابانی و تورکها، و برعکس رهبران فکری فارسها، به رهبری جمعی اعتقاد داشت و مخالف رهبری یک فرد دیکتاتور بوده است.
- پیشه وری فردی استراتژیست نبوده است. لذا هم نتوانسته است آینده احتمالی و احتمالات آتی را زودتر از زمان دیده و برای هر وضعیت و احتمال سیاسی، استراتژی مجزایی داشته باشد.
- پیشه وری دارای روحیه انقلابی بوده و براحتی می توانسته از یک وضعیت روحی-روانی و سیاسی-فکری به وضعیت دیگر منقلب بشود.
- پیشهوری، جز در دوره محدودی از حیات سیاسی خود، به فعالیت جمعی، حزبی و تشکیلاتی تمایل شدیدی داشته است.
- پیشه وری اهل تفکر مستقل نبوده است. همانند ستارخان و باقرخان دنباله رو تفکر دیگران بوده است.
- به همین دلیل هم به تئوری سازی و زمینه چینی تئوریک برای ساخت و پرداخت جنبش اجتماعی اقدام نکرده است یا چنین رفتاری را از خود نشان نداده است و یا نتوانسته با ملت تورک در آزربایجان و ممالک محروسه ارتباط فکری، ذهنی و عاطفی برقرار بکند.
- پیشه وری هم به مد فکری- سیاسی روز و عضر خود وابستگی عجیبی داشته است که عبارت از سوسیالیسم، فدرالیسم، فدراتیو، مبارزات طبقاتی، دموکراسی، آزادی، حقوق طبقاتی، حقوق جنسیتی، حقوق ملی و ... بوده اند. او در جبهه فکری و عملی بلوک شرق قرار داشته است.
- پیشهوری یکی از اعضای هیات موسسات حزب توده ایران بوده است ولی فارسها، او را مجبور به کنارهگیری از حزب توده کردند.
- گر چه پیشه وری یک انقلابی است اما در آن سوی انقلاب ، طرفدار اصلاحات سیاسی، اجتماعی، آموزشی و ... بوده است.
- پیشه وری، در بخش مهمی از زندگی سیاسی خود، یک اصلاح طلب و مصلح است. او خواهان اصلاحاتی در چهارچوب ممالک محروسه، اجرای کامل قانون اساسی، حقوق ملل و عدم تغییر مرزهای سیاسی ممالک محروسه بوده است که بعدا و زمانی که پیشه وری در زندان بود، به ایران تغییر نام یافت. او طرفدار یکپارچگی مرزهای ایران بوده است.
- پیشه وری امیدوار بود که با ورودش به مجلش شورای ملی در ایران جدید بعد از رضا کودتاچی، بتواند نقش مهمی در اصلاحات سیاسی و از بالا به پایین داشته باشد.
- پیشه وری به اصلاحات از طریق مجلس و در ایران بعد از رضا کودتاچی امید بسیار بسته بوده است.
- تا زمانی که صلاحیت او در مجلس، به عنوان نماینده برگزیده تبریز رد نشده بود، هنوز یک پانفارس پان ایرانیست بوده است.
- وقتی کارنامه سیاسی و فکری او موجب حذف او از نمایندگی در مجلس شد، در رفتاری عکس العملی و بدون داشتن استراتژی قبلی، از ایران و فارسها تجزیه و گریزان شد.
- زمانی که پیشه وری از نمایندگی تبریز و حضور در مجلس محروم شد، پانترک، پان آزربایجانچی و بطور جدی هم ملتچی نشد.
- صلح و سپس تسلیم سلاحها به تهران فارسزده، نشان داد که پانایرانیسم در عمق وجود پیشهوری لانه کرده بوده است.
- او در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) و آزادی از زندان رضا کودتاچی، برای استقلال آزربایجان هیچ قلمی نزده بوده، فکری ترویج نکرده بوده، هیچ استراتژی برای آزربایجان و تورکها در قالب استقلال، فدرال، کنفدرال، خودمختار نداشته است.
- پیشه وری در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) در باره حقوق ملی ملل و حق حاکمیت ملی ملل مطلبی (چندانی) ننوشته بوده است.
- پیشه وری در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) اذهان ملل تورک، عرب، بلوچ، مازنی و ... را برای حرکت به سمت استقلال، فدرالیسم، کنفدرالیسم و حتی مدل اتحاد جماهیر شوروی هم آماده نکرده بوده است.
- پیشهوری در دوره چهار ساله اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) و آزادی از زندان رضا کودتاچی، هیچ اقدامی در جهت فکر و اقدام به تشجیع مردم به قلالیتهای حزبی در میان تورکها یا دیگر ملل و کار تشکیلاتی انجام نداده بود.
- یعنی کار تشکیلاتی او به همکاری با فراماسونها و فارس ها محدود می شده است. همکاری او با نهضت جنگل یک استثنا محسوب می شود.
- پیشه وری زمانی دست بکار تشکیل حزب، تدوین مرامنامه، اساسنامه، اهداف حزبی، ترویج فکر تاسیس دولت مستقل در آزربایجان شد که چهار سال فرصت سوزی کرده و به نفع ایران فارسزده، آن فرصت تاریخی را از دست داده بود.
- به احتمال بسیار بالا، پیشه وری در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) و آزادی از زندان رضا کودتاچی، تصور می کرده است که یا ممالک محروسه در اشغال جهان مسیحی خواهد ماند و یا اتحاد جماهیر شوروی، آزربایجان و تورکها را فدای فارسها نخواهد کرد.
- و این ساده اندیشی و اعتماد کامل به روسها و جهان مسیحی-سوسیالیستی پیشهوری را نشان میدهد.
- به احتمال بسیار بالا، پیشه وری تصور می کرده است که در زیر حاکمیت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، آزربایجان جنوبی از همان حقوق ملی که دیگر جمهوری های اتحادیه شوروی برخوردار هستند، بهرهمند خواهد بود. لذا برای حقوق ملی تورکها در ایران کاری نکرده، فکری و طرحی ارائه نداده است.
- اگر پیشه وری آن چهار سال اشغال ممالک محروسه را از دست نداده، به پرورش و تربیت فکری، سیاسی، حزبی جوانان پرداخته و کار تشکیلاتی انجام داده بود، برای حاکمیت سیاسی تورکها در ایرانجعلی و یا در آزربایجان، تجربه های عملی، فکری، سیاسی، اجرایی فراوانی بدست میآمد.
- اگر پیشهوری در آن چهارسال فرصت سوزی نمی کرد و پان تورک یا پان آزربایجان میبود، پایه های فکری، سیاسی، اداری، امنیتی، نظامی، کادرسازی، آموزشی، روحیه ملی، مقاومت و جنگی لازم برای مقاومت در مقابل هجوم پانفارسها و پان ایرانیستها را ریخته بود.
- در اطراف پیشه وری و رهبران حکومت ملی فرفه دموکرات آزربایجان، تعدادی فراماسون وجود و حضور داشته که قبل از حکومت ملی و بعد از حکومت ملی هم در همان موقعیت سیاسی-اجتماعی مستقر ماندند. قطعا آنها در صلح، تسلیم سلاحها، در شکست حکومت ملی، در قتل لام تودکها و در تبعید آنها نقش مهمی داشتهاند.
- با این همه، وقتی پیشهوری از پانایرانیسم و پانفارسیسم برید و به آزربایجان تورک بازگشت، "دیلچی" شد، نه تورکچو.
- چون تورکیسم با منافع و جریان جهان مسیحی و اتحاد جماهیر سوسیالیستی-مسیحی شوروی در تضاد بود.
- پیشه وری، بعد از رد صلاحیت شدنش در مجلس، به تبریز برگشت و بسرعت حزب دموکرات را تاسیس و عضو گیری کرد.
- پیشه وری، در مرحله بعدی، بسرعت، نها هایی چون مجلس ملی، دولت ملی، اردوی ملی و ... را تاسیس کرد.
- زبان تورکی آزربایجانی، زبان ملی، رسمی، اداری، آموزشی و حقوقی آزربایجان شد.
- پیشهوری در کوتاهترین زمان، دست به اصلاحات سیاسی، اجتماعی، آموزشی، اداری، برابری جنسیتی زن و مرد، تاسیس نهادهایی مانند آموزش و پرورش، روزنامه، رادیو، دانشگاه، بهداشت و بیمارستان، نهاد تقسیم زمین خانها و فئودالهای فراری و پناهنده به پانفارسیستها، شهرسازی و نوسازی بافت کهنه و قدیمی روستاها و شهرها، مدرن سازی شهری، تاسیس و آموزش نیروهای نظامی، و... زد.
- پیشه وری و حکومت ملی، اجرای نوعی از سیستم عدالت اجتماعی، زمینه سازی برای حقوق مساوی شهروندی و بدون تبعیض برای همه افراد و شهروندان، بدون توجه به دین، نژاد، جنسیت، موقعیت مالی، اجتماعی، سیاسی و جایگاه اداری افراد و ... را بکار بست.
- اما حکومت ملی فرصت چندانی برای تاسیس و استقرار یک ارتش و اردوی آموزش دیده و با تجربه را نداشت.
- حکومت ملی و پیشهوری زمان کافی برای تاسیس سیستم اطلاعاتی و رسوخ عوامل اطلاعاتی خود در دل سیستم دشمن و در جامعه و در میان الیت لمپن نداشت.
- کم تجربگی کادر سیاسی، اداری، حقوقی و عدم قطع رابطه عاطفی-فکری از پانایرانیسم، آخرین ضربه مهلکی بود که به آزربایجان و حکومت ملی زد.
- اعضا و کابینه دولت حکومت ملی نسبت به ایران چنان شستشوی مغزی سده بودند که نمیخواستند از ایران جدا شده و آزربلیجان مستقل بشود.
- اغلب رهبران حکومت ملی آماده نبودند تا برای استقلال آزربایجان هزینه جانی و مالی بدهند.
- همین تفکر پانایرانیستی باعث فرصت سوزی شد و اجازه نداد تا رهبران حکومت ملی آزربایجان با سازمان ملل متحد و سازمانهای بین المللی دیگر، با دول مختلف و غیر مسیحی در آسیا، آفریقا، آمریکا و حتی کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی (بلوک شرق) ... وارد مذاکره شده و استقلال آزربایجان برسمیت شناخته بشود.
- رهبران شستوی مغزی شده حکومت ملی آزربایجان زمانی بفکر استقلال آزربایجان از ایران افتادند که خیلی دیر شده بود.
- پیشه وری می دانست که باید ملل غیر تورک تحت اشغال فارسهای متحد مسیحیها را با خود همراه بکند تا در مقابل حمله های سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت اشغالگر، متحدانی داشته باشد تا بتوانند قوای ایران را در چند جبهه مشغول بکند.
- پیشه وری در اقدامی عجله ای، برای کردها کردیت سیاسی باز کرده و یک شهر و بخشی از وطن تورکها را بطور موقت برای دولت در تبعید کردها انتخاب کرد تا جبهه جدیدی در مقابل ایران فارسزده باز کرده باشد.
- و همین محاسبه و رفتار سیاسی، باعث شد تا بعدها، کردها بر این منطقه ادعای مالکیت بکنند.
- چرا که حرکت زود گذر نشده، در مدت کوتاهی به نتیجه نرسید و حدود هفتاد و هفت سال طول کشید و کردها توانستند، از این فرصت استفاده کرده، یک تاریخ سیاسی برای تسلط سیاسی-فکری بر بخشی از وطن تورکها بتراشند.
- در حالی که وضعیت سیاسی کردها، به حکومت ملی آزربایجان و تورکها وابسته بود. حرکت کردها، استقلال مالی، اداری، نظامی، پرسنلی و ... نداشت.
- لذا در حالی که حکومت ملی در آزربایجان، بطور رسمی و اداری، حکومتی جمهوری نبوده است، کردها هم نمی توانند، جمهوری بوده و مرکز اداری آنها مهاباد باشد.
- در هر حال، پیشه وری و حکومت ملی، یکبار دیگر، اراده و خواست ملت تورک آزربایجان برای استقلال، آزادی، دموکراسی، حقوق ملی و حاکمیت ملی را نشان داده، تثبیت کرد.
- روشنفکران و ملتچیها، تورکچوهای آزربایجان و دیگر نقاط در اشغال فارسها می دانند که بدون حاکمیت و حکومت ملی، هیچ کدام از حقوق آنها قابل دستبابی، حفظ و تظمین نیست. این حاکمیت و حکومت تورک است که با تاسیس و ایجاد نهادهای و قدرت لازم، می تواند حقوق آنها را تعریف کرده و از تهاجم خارجی مصون داشته و تظمین بکنند.
- حقوق یک ملت را نهادهای حاکمیتی برخواسته از دل آن ملت میتوانند تعریف، تظمین و اعمال بکنند. هیچ قدرت خارجی نمی تواند حقوق و اراده یک ملت را بسان همان ملت اعمال و محافظت بکند.
انصافعلی هدایت
Thursday, December 14, 2023
ملل در ایران، حقوق ملی خود را با رشوه تعویض میکنند
ملل در ایران، حقوق ملی خود را با رشوه تعویض میکنند.
انتخابات نزدیک است و دولت فارسزده ایران استعمارگر می داند که مردم، از شرکت در انتخابات خودداری خواهند کرد.
راه حل دولت فارسها، همچون صد سال گذشته، دادن وعده "رشوه" یا رشوه به گدایان ایرانی است تا در انتخابات شرکت کرده، به دولت فارسزده مشروعیت نابودی حقوق ملی و فردی را بدهند.
دولت در ایران جعلی در یکصد سال اخیر، ثمره سیستم پیچیده رشوه دهی و رشوهخواری بوده و است.
رشوه دهی سیاسی در ایران فارسیزده با کودتای رضا پالای آغاز شد. رضا کودتاچی به هر فرد مسلح چند کیلو قند مجانی داد و آنها را به مزدوران خود بدل کرد تا در آینده، با اشاره او، ملل و حقوق ملی ملل را نابود بکنند.
آیا هر کس، خودش را در مقابل رشوه ه می فروشد؟
انصافعلی هدایت
Wednesday, December 13, 2023
چرا ایران نمیتواند توسعه بیابد؟
چرا ایران نمیتواند توسعه بیابد؟
ایران جعلی، تاریخ جعلی، آدمهای جعلی، دولت جعلی، دانشمندان جعلی و بیهویتی!
انسان و جامعه بی هویت، در پی جعل تاریخ و آثار باستانی برای تراشیدن هویت و کیستی جعلی و جدید با رویکرد گذشته گرایانه خواهند بود.
آیا ایران فارسزده، نمی تواند هویتی با رویکرد آیندهنگر بتراشند تا افتخاری واقعی و برای این نسل یا نسل های آینده باشد؟
انصافعلی هدایت
Tuesday, December 12, 2023
ملل گدا، فاقد اراده بوده، لایق آزادیها نیستند
ملل گدا، فاقد اراده بوده، لایق آزادیها نیستند
نوشت:
سالام. من در تعریف فاشیست و حرکت تورکان وا مانده ام. فکر میکنم، این تورکان هستند که فارسها را جریتر در افکار فاشیستی میکنند.
وقتی پنج، شش، هفت و ... تورک، یک فارس را می بینند، فارسی حرف می زنند. به او حق ناحق میدهند که بر نژادپرستی خود تاکید کند.
این تورکان بی هویت و بیسواد هستند که در جمع خودشان، موسیقی فارسی میخوانند و به هویت تورکان خیانت میکنند و فارسها را
تقویت میکنند. این تورکان هستند که با حرف زدن با بچه خود بزبان فارسی، فارسها را فاشیستتر میکنند.
نوشتم:
بخشی از گفته شما عین حقیقت است. چرا که همه ما در مدارس، رادیو، تلویزیون، دانشگاهها، مجالس، منابر و ... به نفع فارسی و فارسها شستشوی مغزی شدهایم و میشویم.
به ما یاد دادهاند که فا سی و فارسها، بالاتر و مهمتر از تورکی و تورکها است.
ما، نه تنها به این تبلیغات دایمی و مکرر، عادت کردهایم بلکه ایمان هم آوردهایم. و متاسفانه راه خروج از این وضعیت را هم نمیدانیم.
حتی این وضعیت را طبیعی میدانیم. چون در چنین شرایط حاکمی به دنیا آمده و بزرگ شده ایم. از جهان خا ج هیچ تصوری نداریم که خودمان را با دیگران مقایسه بکنیم.
مردم غیر تورک و تورکها هم، با زبان فارسی "نان" و "رزق" خودشان را بدست میآورند.
یعنی؛ اقتصاد و زندگی هر فرد و خانوادهای، در دستان فارسی و فارس زبانهاست. زندگیها به آن دو وابسته شده است.
دایما توسط زبان فارسی، فارس زبانان و پانفارسها در رسانهها، در مدارس، در دانشگاهها، در جلسههای دوستانه و ... تحقیر می شوند و تحقیر شدهاند.
غیر قارسها، از اعتراض به فارسها و زبان فارسی میهراسند. چون از مجازات میترسند. چرا که آنان در مدارس، در دانشگاهها، در محل کار و ... تنبیه، مجازات و توبیخ شدهاند.
ترس از مجازات، ترس از عقب ماندگی اقتصادی، ترس از بیکاری، ترس از .... به جان و روحشان غلبه کرده است.
چرا که غیر فارسها در ترسی دایمی و پنهان بسر میبرند.
از طرف دیگر، پول نفت، همه انسانها را به نوکر دولت بدل کرده و به دولت، برای سلطه بر مردم و کنترل آنها قدرت بسیار زیادی داده است.
دولت، از یک طرف، با پول نفت، به همه افراد رشوه می دهد. در طرف دیگر، مردم هم به رشوه خواری عادت کردهاند. رشوه خواری هم، همه را به دولت وابسته کرده است.
هر کسی، به نوعی، به گدا در مقابل دولت بدل شده است و نمیخواهد و اگر هم بخواهد، نمی تواند دست از گدایی از دولت بدارد.
چون دولت، در طول پنج نسل پیا پی، همه را گدا صفت و رشوهخوار تربیت کرده است.
دولت، میلیونها خانواده را استخدام کرده، به همه سوبسید داده، یارانه داده، مدرسه مفت، غدای مفت در مدرسه، دانشگاه مفت، رادیو و تلویزیون مفت، دارو و درمان مفت (در زمان شاه) و ... یا ارزان، نوعی رشوه دولت به مردم بوده و است و هم راهی برای عادت دادن مردم به گدایی از دولت بوده و است.
گدایی، بتدریج در روح انسانها چنان رسوب کرده که به صفت زیست انسانی بدل شده است.
انسان گدا هم ارادهای برای گرفتن حق و حقوقش ندارد.
اصلا، گدایان، برای خودشان حق و حقوقی متصور و قائل نیستند که برای بدست آوردن آن هم مبارزه بکنند.
گدایان، دارای اراده و حق نیستند. آرزو ندارند. تمامی اراده، آرزو و حقی که گدایان دارند، آن است که به او، بیشتر ترحم کرده و اندکی بیشتر پول و امکانات بدهند.
برای همین، ملت گدا، در پی آزادی، حق و حقوق، شرف، آزادگی، انسانیت، حقوق بشر ، دموکراسی و ... نیست.
این چنین مباحث والای انسانی، برای ملل رشوه خوار و گدا صفت، اصلا و ابدا مطرح نبوده و جزو دغدغههای گدایان نیست.
ملت گدا و رشوه خوار، کاسه گدایی بدست گرفته و چشم به دست بخشنده دولت دوخته، از دولت التماس می کند تا تکهای آزادی، امنیت، دموکراسی، آموزش به زبان مادری، حقوق بشر، حق زیستن، رفاه، شرف، افتخار، و ... به او لطف بکند.
برای همین است که همه ایرانیها، به گفتهها، وعدهها، قرارها و اجرائیات دولت چشم دوخته، تسلیم شدهاند.
گدایان و رشوه خوارها اهل ریسک نیستند. چون با هر ریسکی، احتمال مجازات و قطع شدن رشوه دولتی وجود دارد. آنها میترسند که کاسه گداییشان خالی بماند.
گدایان، به اربابان و دولت گدا پرور محتاج هستند. گدایان، صدایی غیر از صدای ارباب، پول و صدای رشوه دهنده را نمی شنوند.
گدایان دوستر دارند تا بارها و بارها فریب بخورند.
چرا که برای گدایان ناهار و شام کاندیداها مهم است. یارانه مهم است. نه آزادیها، دموکراسی، حقوق بشر، شرف، امنیت.
در کنار عادت دادن مردمان به رشوهخواری و گدایی، دولت به شستشوی مغزی آنها هم پرداخته است.
سیستم اداری، به ملل و افراد رشوه میدهد تا به دروغها و تبلیغات دروغین دولت ایمان بیاورند.
در نتیجه، دولت، هر چه خواسته به مغز آنها فرو کرده است. هر چه را که خواسته، از لیست شستشوی مغزی آنها حذف کرده و اجازه نداده، آنها به معلوماتی که دولت نمیخواهد، دسترسی داشته باشند.
رشوه دهنده، هر چه و هر که را که خواسته، تحقیر کرده است.
دولت، هر چه را که خواسته، از دست مردمان گرفته و به نفع خواستههای خود مصادره کرد است.
لذا، مردمان، چارهای جز زندگی بر اساس اراده دولت نداشته و ندارند.
چون میبینند که هر کس مخالف دولت است و گدایی نمیکند و به رشوهخواری رضایت نمی دهد، دستگیر میشود، زندانی میشود، از کارش اخراج میشود، زندگیش فلج میشود و حتی اعدام میشود.
گدایان، مردمانی دارای اراده، خواهان آزادی و حقوق، و در پی محدود ساختن قدرت دولت نیستند.
محدودسازی قدرت دولت، به کاسه گدایی آنها صدمه می زند. امنیت گداییشان بخطر میافتد.
دوست من، متاسفانه، حق با توست و بخشی از ملت تورک، گدایی فارسها و فارسی را بر پادشاهی تورکها و تورکی ترجیح می دهند. نان نقد گدایی، برایشان، شیرینتر از نسیه استقلال، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است.
انصافعلی هدایت
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...






