Tuesday, April 15, 2025

مهندسی جهل 033: زبان تورکی، بر زبان فارسی سعدی برتری ادبی و لغوی دارد

مهندسی جهل  033: زبان تورکی، بر زبان فارسی سعدی برتری ادبی و لغوی دارد

https://youtube.com/live/yNjNp_8r8lc

برنامه سی و سوم "مهندسی جهل"، با دو چراغ روشن تورکی روشنایی یافت و تاریکی زندان مهندسی جهل در درون ما و بیرون از ما را با زبان تورکی روشن کرد.

 تاریکی جهل درونی و بیرونی، تنها با روشنایی و تابش مستقیم نور علم و آگاهی از میان برمی خیزد. این که ما تورکان در همه جای جای این کره زمین در دویست و پنجاه سال گذشته، زندانی مهندسی جهل شده ایم و در تاریکی این زندان، به خودفراموشی مجبور گشته ایم، موضوع ساده ای نیست که هر کسی نسبت به آن آگاه شده باشد. 

چرا که این آگاهی، از مسیر بازگشت به تورکیت تورها و همکاری تمامی تورک هابا هم، برای دست یابی با جایگاه سیاسی، حقوقی، اقتصادی و قدرتی که در گذشته، پدران تورکمان داشته اند برمی گردد. 

اگر می بینیم که هر بخشی از تورک ها نامی جداگانه دارند  و بر طبل هویتی سیاسی و ملی، مجزا از هم و به غیر از هویت تورکی خودشان می زنند و در خانه یشان، نه برای تورک ها که برای دشمنان تاریخی تورک ها باز و بسته می شود، یعنی، همه ما تورکان پراکنده از هم، با هویت های سیاسی جعلی که دشمنانمان برای ما تراشیده اند، در زندان جهل اسیر هستیم.

 آگاهی بر داشته های تاریخی خود در زمینه های مختلف، به خصوص در زمینه قدرت زبان، زبان قدرت، قدرت سیاسی، فکری، حقوقی، نظامی، صنعتی، هنری، ادبی، ایدئولوژیک و … در همه زمینه ها نیافته ایم. 

چرا که چراغی در دست نگرفته ایم تا بر تاریکی زندان جهلی که برای ما تورکان ساخته اند، نوری بتابانیم.

این چراغ و این نور، زمانی به خانه دل تک تک ما تورکان و به مردمان در جغرافیاهای تجزیه شده ما تابیده خواهد شد و خواهد آمد که ما تورکان به مدنیت و تمدن مکتوبی که پدرانمان و مادرانمان در آن شرایط سخت تاریخی ساخته و برای ما به میراث گذاشته اند، آگاه شویم. 

در مرحله بعدی، باید به پیدا کردن و جمع آوری آن مدنیت های مکتوب اقدام بکنیم. آنگاه، برای خواندن و بازخوانی و همچنین برای بازنویسی آن ها، دست به کار جمعی بشویم.

با هر چراغی که بازسازی بکنیم، اعتماد به نفس ملی و فردی تک تک تورک ها و جوامع تورک به آن ها بازخواهد گشت.

در این جلسه از "مهندسی جهل"، با سه چراغ خاک گرفته و اسیر در زندان جهل فراموش شده، آشنا شده، تلاش کردیم تا از روی آن ها گرد و غبار زندان و تاریکی مهندسان جهل را کنار بزنیم و آن ها را در جلو دید خود و دیگران قرار بدهیم. 

لذا سعی کردیم تا از روی آن ها خاکروبی کرده، بر فتیله های آن ها آتش بزنیم. تا زمانی که نور کتاب ها نتابند و انسان ها با آن نورها روشن نشوند، تاریکی درون ما و زندان بیرون از ما از بین نخواهد رفت.

 کتاب اول، "عشاق صفا" نامگذاری شده است. این کتاب دست نویس قدیمی با شکایت و گلایه از دوستان کتابخوان، سر سخن را باز می کند. 

عشاق صفا مجموعه اشعار عرفانی یک نویسنده گمنامی است که به یک نحله فکری-عرفانی تعلق خاطر و وابستگی داشته است.

او، مجموعه دست نوشته اشعار عرفانی خودش را در سال 1218، به درخواست دوستی که خود را علاقه مند به خواندن و آشنایی با افکار و اشعار نویسنده نشان می داده، به امانت می دهد. 

آن دوست، آن مجموعه اشعار را می گیرد و با خود می برد اما دیگر آن را هیچ وقت باز پس نمی دهد.

آن عارف، برای بازپس گرفتن مجموعه اشعارش که حاصل عمرش بوده است، سی و دو سال صبر می کند اما آن دوستی که در ظاهر اظهار ارادت می کرده و قول بازگرداندن آن مجموعه اشعار را می داده، به قول و وعده اش عمل نمی کند. 

تا این که شیخ و مرشد حلقه عرفانیش، از او می خواهد که همان اشعار را دوباره بنویسد. حال و بعد از آن همه فطرت و انتظار، شاعر بیچاره چه کار بکند که بسیاری از آن احساسات، تجربه ها، طغیان های روحی و درونی و تغییر و تحولات و سیر و سلوک فکری و آگاهی ها و … را در طول زمان فراموش کرده است.

 آن تجربه ها، احساسات و آگاهی یابی های گذشته (سی سال قبل)، یا به امری عادی و روزانه و به بخشی از زندگی بدل شده اند، یا از بین رفته اند و یا غبار تاریخ بر روی آن ها نشسته است. بازیابی آن ها غیر ممکن می نماید.

انسان ها در رابطه با درون خود، آگاهی از خود و آگاهی بر جهان پیرامون، همچنین در رابطه با کتاب و جهان دو دسته اند.

 اولویت اول یک دسته، شناخت جهان، افکار، اندیشه ها، تجارب دیگران، تغییرات و تحولات در انسان ها، اجتماعات و در طبیعت است. این دسته زحمات بسیار کشیده، دسترنجی را بدست آورده، آن را صرف خریدن کتاب، آگاهی خود از دونایی پیرامون و انسان ها و اجتماعات و رشد فکر و روانی و تجربی و علمی خود می کنند.

اولویت اول دسته دیگر؛ خوردن، پوشیدن، خوشگذرانی، سفر و بزک کردن ظاهر خودشان است. آن ها به درون خود، آگاهی خود، تغییر جهان و انسان ها، تبدیل و تحول افکار دیگران و طبیعت بهایی نمی دهند. 

لذا، آگاهی و آشنایی با تغییرات روحی، فکری، هنری، حقوقی، و صنعتی در دنیا برای آن ها مهم نیست اما وقتی که در جمعی حاضر می شوند و علاقه دیگران به دانش و آگاهی از دنیا را می بینند، جو گیر شده، تصور می کنند که به خواندن این کتاب یا آن کتاب علاقه مند شده اند. 

آن ها می خواهند تا در نزد دیگران کتاب خوان دیده بشوند. چون هدف آن ها مورد قبول واقع شدن در گروه و همرنگی با هر جماعتی است که با آن ها، برای مدتی همدم می شوند. 

ممکن است شانس با آن ها یاری کرده و آن ها را با دزدان، اختلاسگران، ناموس فروشان، وطن فروشان، قاچاقچیان، معتادان، و … همنشین نکنید. چرا که آن ها اراده ای مستقل و هویتی ثابت ندارند، بلکه در نتیجه آن سستی شخصیتی، به سرعت رنگ همان گروه ها را بخود می گیرند.


به همین جهت، به جای آن که برای تهیه کتاب و کالاهای فرهنگی دیگر، بخشی از زحمت و درآمدشان را صرف کتاب بکنند، بر شانه دیگران سوار شده، کتاب را از آن ها به امانت می گیرند. اما بعد از خروج از آن جمع، و فرو خوابیدن احساسات دروغینی که به موجی یکباره و مصنوعی در درون آن ها بدل شده بود، وجود آن کتاب را فراموش می کنند. 

این دسته از انسان های سست عنصر، پول و عمر خودشان را صرف آگاهی و توسعه عقلی خودشان نمی کنند. مهمترین چیز و خواست برای آن ها، خوردن، خوابیدن، سکس، تفریحات، خرید البسه و کفش و بزک کردن اندام ها برای نمایش ثروت و زیبایی در مقابل دیگران است. آن ها دایما خودشان را با دیگران آن هم  از نظر ظاهر، لباس، کفش، آرایش و … مقایسه کرده، خود را در مقابل داشته های دیگران حقیر و بازنده می بینند. آن ها، در مسابقه ای برای برنده شدن در مقابل دیگران، عمرشان را هدر می دهند. در نتیجه چنین مسابقه ای، از آرامش درونی تهی می شوند و در اضطراب دایمی زیست می کنند و لذت از دنیا را نمی چشند. 

مرشد به نویسنده  عشاق صفا فرمان می دهد تا به نوشتن آغاز کند. چرا مه آن ها احساسات و تجربه ها و آگاهی های درونی دوباره به تو باز خواهند گشت. شیخ از او می خواهد تا آن اشعار را از آن خود نکند. 

لذا نویسنده و شاعر عشاق صفا، در سال 1250 هجری قمری و بدون این که نامی از خود در این مجموعه بیاورد، به بازنوسی اشعار عرفانی خود آغاز می کند. 

شاید هم ما به عنوان خواننده ای که وقت چندانی را صرف اشعار و متن کتاب نویسنده نکردیم، با نام نویسنده آشنا نشدیم. چرا که نتوانستیم با تمامی صفحات و اشعار او تماس چشمی، فکری، دریافتی و آگاهانه ای بگیریم. 

زبان کتابت تورکی است اما خط کتابت، با دست و با انواع قلم رنگین، ظریف، کلفت و ... نوشته شده است. به نگاهی به خطوط و سطرهایی که نوشته شده است، می توان با گردش و چرخش قلم بر روی کاغذ، متوجه چگونگی طغیان و امواج احساسات شاعر، هیجانات و سرعت جریان کلمات در ذهن، دست و قلم نویسنده راشد. 

لذا خطوطی که باید روشن و واضح باشند، به چرخش و رقص افتاده و گاهی در هم تنیده شده اند و برای بی سواد نا آگاهی که اسیر زندان جهل است، درک آن ها بسیار دشوار می نماید.

مایی که از چنان جهان معنایی، احساسی و عرفانی خالی هستیم، نتوانستیم با رقص قلم همراه شده و کلمات و جملات این عارف را بفهمیم. 

زبان، نفش، کلمات، عرفان، احساسات و نگاه قلم و کاغذ تورکی است اما حجاب جهل ما، بین درک ما و آن احساسات فاصله انداخت.  با نگاهی گذرا به متن خطوط و سطرها، در جای جای این کتاب، با تاریخ گذاری شورش و طغیان احساسات نویسنده آشنا می شویم.

 این کتاب در 292 صفحه تجمیع شده است.

 کتاب دوم "فرایض" نامیده شده است. فرایض، جمع فریضه و آن هم به معنی "واجب دینی" است. همان طور که از عنوان کتاب معلوم است، محتوای کتاب، در ارتباط با امور دینی است که در 546 صفحه به توضیح جزئیات عبادات، علی الخصوص صلاه در اسلام پرداخته است.

زبان این کتاب تورکی، آمیخته به عربی است. نویسنده، علت نگارش این کتاب را این گونه توضیح می دهد که “امام ابراهیم حلبی” نامی، کتابی درباره صلاه اما به زبان عربی نوشته بوده است که برای تورکان اهل ادب و معرفت، بی معنی و غیر قابل استفاده و فهم جلوه گری می نموده است. 

لذا فردی که خود را "ابراهیم ابن ابراهیم البابا طاغی” و در سنه 1110  معرفی کرده است، تصمیم می گیرد تا با توجه به واقعیات اجتماعی، زبانی، تاریخی تورک ها در آن جغرافیا، چنین کتابی را به زبان تورکی قابل فهم برای تورک ها بنویسد. این هم نشان می دهد که تورک های تحصیل کرده و عارف هم چندان تحت تاثیر زبان های دیگری مانند عربی نبوده اند.

با آن که خط کتابت دستنویس است اما چشم نواز و قابل خواندن هم است و بی سوادی چون ما، می توانیم آن را بخوانیم. 

طبیعتا، این کتاب تورکی، بسیار تخصصی و در امور عبادی، دینی نوشته شده است. لذا پر از آیات قرآنی، احادیث و کلمات عربی است که فهم زبان کتابت را برای عموم در عصر ما که با زبان تورکی بیگانه شده ایم، سخت و دشوار می کند.

در عین حالی که درمتن کتاب با لهجه خاصی از لهجه های تورکی مواجه می شویم که برای قره داغی ها در آزربایجان جنوبی، اردبیلی ها و ... بسیار آشنا خواهد بود.

با آشنایی با این نوع از کتاب های عبادی و دینی، متوجه می شویم که از یک مقطع تاریخی به بعد، در جهان اسلام و بخصوص در دنیای تورک، اهتمام بر توضیح مفصل عبادات و احتمالا بر اختراع آداب و رسوم جدید و افزودن به آداب و رسوم قبلی، جایگاه مهمتری از کتاب های عقلی، فلسفی، علمی، تجربی، سفر و … گرفته باشد. 

این را از آنجا می توان نتیجه گرفت که صفحات اینگونه کتاب های عبادی تخصصی، چندین برابر کتاب های فکری، علمی و تخصصی در زمینه های زیستی، مالی، مادی و قدرت یابی انسان ها و اجتماعات تورک هستند.

چرا که می دانیم تهیه کاغذ، نوشتن و تکثیر کتاب ها در گذشته بسیار گران تمام می شده است و امکان آن وجود نداشته است که فردی با هزینه و دستمزد فردی خود یا اعضای خانواده اش بتواند از عهده تولید یک کتاب براید. 

لذا باید منابع عمومی و ملی تحت کنترل دولت یا اوقاف، صرف تهیه مقدمات لازم برای تحقیق در متون تاریخی و نوشتن کتابی در چند صد صفحه بشود.

اگر آن هزینه ها صرف تولید کتاب ها و منابع فکری و فلسفی، اختراعات، اکتشافات، تحقیقات اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیک و … می شدند، به جای سستی و درگیری داخلی در میان امت اسلام و تورک ها، نوعی خیزش و حرکت فکری در اجتماع و انسان ها رشد کرده و شکوفا می شد.

نمی خواهیم در اینجا، با عبادات و نماز مخالفت بکنیم اما صرف خزانه های ملی و عمومی برای تولید کتاب هایی که محتوای آن ها ایجاد دشمنی، مشغول کردن جامعه به جزئیاتی که رسول الله به آن ها بهای چندانی نمی داده است، چرخ حرکت فردی و اجتماعی را از مسیری که دیگران می پیمایند خارج کرده و حتس به سکون خواهد کشاند.

از طرف دیگر، چنان کتاب هایی، به ایجاد ارزش های اجتماعی بدون توجه به تولید و بدون برون داد فردی، اجتماعی خواهد انجامید. از طرف دیگر هم به مسابقه در کارهایی که هیچ خیری برای افراد و برای اجتماعات نخواهد داشت، دامن خواهند زد. 

در مقابل، چنان کتاب هایی، خواهند توانست تا اجتماعات مسلمان را با هم دشمن کرده، راه را برای نفوذ دشمن و ایجاد نفاق و بهره برداری از این اختلافات مهیا بکنند. چنین منابعی، با ارزش هایی که می توانند چرخ جامعه و امت را به گردش و چرخش در بیاورند، به نام دین و عبادات، مخالفت خواهند کرد.

به هر حال، این کتاب دینی هم نشان می دهد که زبان تورکی در معیت زبان عربی، می تواند عبادات و اعمال بسیار جزئی را هم توضیح بدهد. تورکی این کتاب، از نظر آشنایی با زبان تورکی بسیار حائز اهمیت و حیاتی خواهد بود.

لازم نیست که ما تورک ها تسلیم اوامر نویسندگان تاریخی این گونه کتاب ها و فتاوای بی مورد آن ها بشویم و آن ها را مو به مو اجرا بکنیم. بلکه هدف از آشنایی با اینگونه کتاب ها، آگاهی به توانایی نوزایی و قدرت آفرینش زبان تورکی، تغییر تحول در میان افکار نویسندگان و عالمان اجتماع، آگاهی به علل خیزش اجتماعی و یا سقوط اجتماعی در نوع و تغییرات و تبدیلاتی که در تمدن و مدنیت مکتوب تورک ها رخ داده است، همچنین آشنایی با هدف زندگی، آگاهی به تعریفی که از حرکت درونی فردی و اجتماعی داده شده است، آگاهی به نفوذ افکار خلسه آوری که اغلب توسط دشمنان خارجی و با حمایت مالی و فکری آن ها در درون قشر آگاه و تاثیرگذار جامعه مسلمان و تورکان رواج یافته و به کرمی بدل شده اند که درخت تورکان و اسلام را از درون آن خورده و پوسانده اند، خواهد بود.

 همچنین آگاهی به این کتاب ها، ما را با نقاط قوت و ضعف ملی، سیاسی، فکری، حقوقی، اداری، نظامی، و... خودمان در گذشته آگاه خواهد کرد و در بازسازی اعتماد به نفس تورکان، به ما یاری خواهد داد.

کتاب سومی که با نور آن آشنا شدیم، دو ترجمه در یک جلد از "گلستان سعدی" است. می دانیم که گلستان سعدی بر عکس شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ، کتابی سخت دشوار است که بدون آموزش، خواندن و ادراک آن سخت می نماید. و فارس های باسواد هم از عهده خواندن آن برنمی آیند.

از طرف دیگر، فارسی زبان سعدی، با فارسی ای که فردوسی و حافظ به کار گرفته اند و در تهران امروز هم رایج است، بسیار متفاوت است. همین هم نشان می دهد که هر زبانی، در گذر تاریخ، دچار تغییر و تحول زبانی و ساختاری می شود.

این کتاب تورکی، شامل دو ترجمه از گلستان سعدی است که در 382 صفحه گردآوری شده است. سبک ترجمه هر دو مترجم خیلی به هم نزدیک و شبیه است. در کتاب اول، نویسنده، عربی های گلستان را ترجمه نمی کند. ترجمه از زمانی آغاز می شود که گلستان به فارسی زبان گشوده است.

می نویسد: بسم الله الرحمن الرحیم  الحمدلله رب العالمین و الصلوه علی افضل رسله محمد و آله اجمعین الطیبین الطاهرین  حمد بی پایان و شکر بی کران اول معبود بی زواله اولسون کم طاعتی موجب قربتدر و شکر مزید نعمت در که هر نفس کلدیکده ممد حیاتدر کتدکده مفرح ذاتدر پس هر نفسده اک نعمت موجود در و شکر واجبدر ...

اما در هر کجا که سعدی شعری را آورده است، مترجم آن ابیات فارسی را به عینه و به فارسی نوشته و سپس به ترجمه و توضیح آن، در زبان تورکی دست یازیده است.

در ابتدا و چند صفحه اول این کتاب، با صداهای حروف، نه روی کلمات عربی و نه بر روی کلمات تورکی مواجه نمی شویم ولی وقتی به ابیات اشعار سعدی می رسیم، جوامع و انسان تورک، به همان اندازه ای که با زبان تورکی و عربی آشنایی داشته و در خواندن آن ها احساس راحتی می کرده اند، به همان میزان هم از زبان فارسی بیگانه بوده اند و نمی توانسته اند آن را خوانده و ادراک بکنند. 

در نتیجه، مترجم بر روی کلمات فارسی، صداهای آن ها را گذاشته است تا به خواننده، در درست خوانی صداهای حروف و کلمات یاری برساند اما هر چه از صفحه اول دورتر می شویم، نویسنده، به تدریج، تغییر مسیر داده و کلمات تورکی را هم به صدای حروف می آراید تا خواننده، کلمات تورکی را به آن صورتی دیده و در مغزش تصور و ترجمه به صوت بکند که مترجم در آن زمان و در آن جغرافیا آن صدا و کلمات را اراده می کرده است.

متاسفانه کتاب اول گلستان سعدی آسیب فراوانی دیده است و بخشی از متن آن، در بسیاری از صفحات آسیب دیده یا از بین رفته است. 

خط کتابت، ظریف و قابل خواندن است. در چند جا هم تغییر می کند اما با آشنایی چشم با این رسم الخط تورکی، به روانی و سهولت می توان این کتاب تورکی ادبی در سبک سعدی را خواند. این کتاب ادبی، آراسته با فنون شعری و آرایه های ادبی، استاندارد، تاریخی و پر از کلمات و اصطلاحات عربی و تخصصی است.

در ترجمه دوم از گلستان سعدی، اطلاعات بیشتری درباره نام مترجم و تاریخ ترجمه آن بدست می آوریم. در بالای صفحه اول ترجمه دوم، با چنین اطلاعاتی روبرو می شویم: مولف این نسخه محمد چلبی است که در زمان سلطان مراد دوم و در 833 هجری قمری آن را ترجمه کرده است.

مترجم از همان بای "بسم الله" به صداگذاری بر روی تمامی حروف و کلمات عربی، تورکی و فارسی پرداخته است. کتاب این ترجمه، نسبت به ترجمه اولی، آسیب کمتری دیده است اما این هم با آسیب هایی در اینجا و آنجا مواجه شده است که در خواندن متن دشواری هایی را ایجاد می کند.

به عقیده ما، رسم الخط کتاب این ترجمه، از ترجمه قبلی شکیل تر و چرخش قلم بر روی کاغذ آرامتر بوده است. در نتیجه، خواندن این ترجمه را سهل و روان می کند. می توان گفت که صفحه آرایی این کتاب، مدرن تر از ترجمه قبلی است.

این که تورک ها، دو ترجمه از یک کتاب را در یک مجلد و در کنار هم آورده اند، نشان می دهد و ثابت می کند که تورک ها می خواسته اند، این دو اثر و ترجمه و میزان امانتداری مترجم ها را با هم مقایسه کرده، با حقایق و تاثیر انگیزه ها و نگرش مترجمان در تغییر و تحریف متن کتاب ها آگاه بشوند. خود این عمل، به نوعی از تمایل تورک ها به حقایق فکری و امانتداری آن ها و عدم کفایت به یک نویسنده حکایت می کند.

مقایسه این دو ترجمه در کنار هم، به توانایی و تسلط مترجم ها هم به فارسی و هم به تورکی، نوع رسم الخط آن ها، نوع صفحه آرایی آن ها، چگونگی استفاده از حاشیه کتاب، چگونگی استفاده از رنگ ها و بزرگی و کوچکی کلمات و ... نشان می دهد و ذوق هنری و ادبی مترجم ها را به نمایش می گذارد.

با آن که وقت و فرصت نکردیم تا متن ها را به طور کامل مطالعه کرده، و به نقد آن ها بنشینیم اما در همان نگاه گذرا، متوجه شدیم که جناب چلبی در ترجمه خود از گلستان سعدی، از کلمات تورکی بیشتری در ترجمه کلمات عربی استفاده کرده است و کلمات عربی کمتری، در مقایسه با ترجمه اولی از گلستان، در متن ترجمه چلبی دیده می شود.

همانطور که ملاحظه می شود، تورک ها نه تنها به ترجمه و تولید کتاب و رساله هایی از زبان عربی و تورکی به دیگر زبان ها همت می گماشته اند، بلکه در ترجمه آثار دیگر زبان ها از جمله عربی، فارسی، مغولی و … به تورکی هم تلاش وافری می کرده اند. 

چرا که یک امپراطوری جهانی که مدعی گسترش "عدالت" تورکی-اسلامی ویژه جهان بینی تورک هاست در جهان و بر جهانیاناست، نمی تواند زبان، جهان بینی، دین، احساسات، تاریخ، تمدن، مدنیت و تحولات اجتماعی غیر تورک های تحت حاکمیت خود را نادیده بگیرد و یا  برای نابودی داشته ها و هویت های آن ها برنامه ریزی کرده و بودجه و امکانات اختصاص بدهد.

این نوع فعالیت ها، همان چیزی هستند که حاکمیت های غرب مسیحی و فارس ها به آن آلوده هستند و تلاش کرده اند و می کنند تا رقبا و داشته های تمدنی، تاریخی، زبانی و …غیر مسیحی و غیر فارس ها را در هر جایی که اشغال کرده اند، نابود کرده و با مهندسی جهل، هویت های آن ها را مسخ بکنند.

با آشنایی بسیار مختصر با نور شمع این سه کتاب، متوجه می شویم که زبان تورکی، هم زبان عرفان و شعر، هم زبان احکام عبادی دینی و هم زبان ادبی و آرایه های ادبی در سطح و اندازه ای فراتر از گلستان سعدی است. 

چرا که گلستان سعدی پر از واژه های عربی برای تکمیل معانی و مفاهیم مورد نظر سعدی در زبان فارسی است اما زبان تورکی، از ترجمه آن مفاهیم و کلمات عربی به تروکی، به راحتی آب خوردن برمی آید.

انصافعلی هدایت

16 اپریل 2025



Saturday, April 12, 2025

مهندسی جهل 031: برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد

 مهندسی جهل 031: برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد


 مهندسی جهل 031: 

برای رهایی از سیطره فراماسونری بر تورک ها، باید به تمدن مکتوب قبل تر از 250 سال مراجعه کرد


در برنامه سی و یکم "مهندسی جهل" دو شمع-کتاب را در خاموشی و سکوت جهل خودمان روشن کردیم و با دو جهان جدیدی آشنا گشتیم.

کتاب اول، تفسیر میان رشته ای چندین سوره قرآن را شامل می شد. معلوم نشد که نویسنده کتاب چه کسی بوده و آن را در چه تاریخی نوشته است.

 نویسنده این قرآن تفسیری تورکی، آن را به زبان تورکی استاندارد، ادبی، تخصصی و علمی نوشته است. 

شیوه نزدیکی او به تعریف و توضیح کلمات اگر چه رنگ و بوی دینی دارد اما بی طرفی در نوشتار آن دیده می شود. از این زاویه، کتاب، تنه به تنه تعاریف علمی می زند.

تورکی به کار گفته شده در نوشتار این کتاب، در مقایسه با کتاب های دست نوشته تورکی قدیمی که در سی جلسه قبلی معرفی کرده و با آن ها اندکی آشنا شدیم، متفاوت است. چرا که نوع جمله بندی، کلمات و افعالی که نویسنده در این کتاب به کار برده است، با بقیه کتاب ها فرق زیادی دارد. لذا این کتاب، قدیمی تر از کتاب های قبلی احساس می شود.

نام کتاب را "سوره نساء" گذاشته اند ولی این اسم را نویسنده کتاب برای این کتاب تورکی انتخاب نکرده است. 

با دیدن اسم کتاب، می توان تصور کرد که اگر سرتاسر کتاب عربی نباشد، نویسنده تنها به ترجمه “سوره نساء” به تورکی بسنده کرده است اما وقتی به متن کتاب مراجعه می شود، با ترجمه ده ها سوره قرآن به تورکی قدیمی تری مواجه می شویم.

نوع ترجمه و معنی کلمات قرآن در این کتاب هم، با آن چه در فارسی خوانده ایم و دیده ایم، هم از نظر سبک کار نویسنده و هم از نظر معنایی، بسیار متفاوت است. 

نویسنده بعد از نوشتن "بسم الله الرحمن الرحیم" در اول هر سوره قرآن، بدون این که آن را معنا بکند، به سراغ تک تک کلمات بعدی در متن سوره در قرآن می رود. تک تک آن کلمه ها را نظر معنایی، به تورکی ادبی، اصیل برمی گرداند. سپس نوع و جنس آن کلمه یا حرف را در زبان عربی مشخص می کند که آیا حرف است؟ اسم است؟ فعل است؟ فاعل است؟  و ... اگر حرف است، چه نوع حرفی است؟ کارکردهای آن حرف در زبان عربی چیست؟ در فلان آیه مشخص، چه نقشی و معنایی دارد؟ معناهای احتمال دیگرش چیست؟ حتی به تاریخچه ای که در دل هر کلمه نهفته و با خود از دین، تاریخ، اجتماع، آداب و سنن و … به همراه آورده است هم می پردازد. مخاطب آیه چه بوده است؟ یا چه کسانی در نزول و مدلول فلان آیه نقش داشته اند. نویسنده در شآن نزول آیه هم بحث می کند اما همه این ها به طور خلاصه آورده شده و از ئاطناب کلام و خسته کنندگی در آن خبری نیست.

موضوع بحث این کتاب زبان عربی پیچیده قرآنی با جنبه های رنگارنگ قرآن در مکتب های فکری و ایمانی مختلف است.

فهم قرآن و زبان آن، تخصص خاصی لازم دارد. تاریخ، تاریخ اسلام، تاریخ شخصیت های اسلامی و غیر اسلامی، اعتقادات رایج در قبل از اسلام، جنگ ها و صلح ها در دوران اسلامی و … .و همچنین قواعد زبان عربی، و ... در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند.

اگر علوم مرتبط با قرآن را علم خاص یا تخصص خاصی با پیچیدگی های ویژه اش در نظر بگیریم، با کتابی پیچیده و با لایه های تخصصی مختلف روبرو هستیم که زبان تورکی توانسته است از عهده ترجمه و تفسیر آن کوتاه آن ها برآید.

نویسنده کتاب هم آگاه بوده است که خود قرآن مقدس و محترم است و باید صداهای حروف و کلمات را درست ادا کرد تا هم درست فهمیده و ادراک بشود و هم از ورود تخریبات و تحریفات در اثر غلط خوانی ها و رواج غلط خوانی ها در این کتاب مقدس جلوگیری بشود.

لذا نویسنده، تمامی حروف کلمات قرآن را صداگذاری کرده است تا خواننده مبتدی بتواند هم در خواندن آن، هم در درک صحیح، فهم و ترجمه صداها با اصول استاندارد واحدی به پیش برود.

لذا نویسنده، نه تنها حروف و کلمات عربی قرآنی را صداگذاری و استاندارد نوشته است، بلکه تمامی حروف و کلمات تور کی را هم صداگذاری کرده و استاندارد نوشته است تا از هر گونه لغزش، لغزش خواننده و مخاطب به هر لهجه از لهجه های تاریخی و جغرافیایی تورکی و همچنین از تغییر و تحول زبان تورکی آن عصر در زمان های مختلف جلوگیری بکند.


نوع کلمات و افعالی که در این کتاب نوشته شده است، ما را به این نتیجه رساند که برای آشنایی با فهم و اندیشه تورک-گونه و تورک-وش، تورک ها باید به خواندن کتاب های تورکی-تاریخی 200-250 سال قبل به قبل تر مشغول بشوند. 

چرا که بعد از استیلای انگلیسی ها بر هندوستان و تشکیل نیروهای مسلح هندو بر علیه حاکمان تورک هندوستان و خود هندی ها، همچنین با تکمیل اشغال کامل تمامی ممالک تحت اداره "تورکان بابری" در هندوستان، انگلیسی های مسیحی تحت عنوان "فراماسون" و "فراماسونری" با تشکیل موقوفات متخلف، به پیش خرید روحانیان سرشناس، آیت الله ه و تحصیل کردگان دانشگاهی جهان مسیحی و در جهان مسیحی پرداختند.

با افزایش تعداد کارمندان و مدیران میانی و ارسد فراماسون ها و تورک های پیش فروش شده فراماسون در دل دولت های تورک، مسیحی ها تا عمق استخوان های سیاسی، اداری و مدیریتی حکومت های تورک رخنه کردند.

در نتیجه، رهبران زور، قدرت، ثروت و غارت جهان مسیحی توانستند، طمع و حرص نویسندگان دینی و غیر دینی را به خدمت اهداف "شستشوی مغزی-آموزشی و "مهندسی جهل" غرب مسیحی در آورده، منافع میان مدت و بلند مدت رهبران زور، ثروت  و اشغالگری غرب مسیحی را تامین بکنند.

لذا تمامی کتاب هایی که در 200 تا 250 سال گذشته در دنیای تورک نوشته شده اند، برای گسترش جهل و شستشوی مغزی-آموزشی تورک ها نوشته شده است. فرقی هم نمی کند که در کدام کشور تورک، در زیر نام کدام رهبر بت شده، در کدام امپراتوری یا ایدئولوژی و پرچم بوده اند. همه آن ها یک هدف داشته اند و آن، مهندسی جهل، و شستشوی مغزی-آموزشی تورک ها بوده است.

لذا برای این که نسل های فعلی و آینده تورک ها از چاه ویل شستشوی مغزی و مهندسی جهل هژمونیک جهان غرب مسیحی به ظاهر سکولار بیرون بیایند، باید به مطالعه عمیق کتاب های آن دوره ای از جهان تورک روی برگردانند که اثر کمتری از ایده ها و مهندسی جهل فراماسونری در آن ها دیده می شود یا هنوز فراماسون ها نفوذ چندانی در جهان تورک نداشته و سیاست های اداری، آموزشی، سیاسی، حقوقی و مکتب های فکری-دینی و اعتقادی تورک ها را به رنگ خواست ها و اراده فرماسون ها در نیاورده بوده اند.


کتاب دومی که به شمع آن جرقه ای زده ایم، در باره آموزش الفبا و صداهای مغولی با حروف و صداهای تورکی-عربی بود. در این کتاب، تئوری ما در رابطه با شکل حروف و صداهای آن ها به خوبی آموزش داده می شود. 

برای کسانی که مایل به آموزش الفبا و صداهای استاندارد مغولی هستند، کتاب جالب توجهی خواهد بود ولی باید بدانیم که شاید بعد از اشغال مغولستان توسط مسیحی ها، نوع حروف، صدها و علایم استاندارد زبان مغولی هم در راستای "مغول زدایی" از زبان مغولی تغییر کرده باشد. همان طور که تورک زدایی از زبان تورکی رخ داده است. تورک ها، تعاریف خودشان از تورک ها را نه از تمدن مکتوب خودشان که از کتاب های مسیحی های فراماسون غربی بیرون می کشند. این هم به آن منتج می شود که تامین منافع غربی ها در نزد تورک ها بر تامین منافع تورک ها تقدم داشته باشد.

بخش دوم این کتاب، در زبان فارسی نوشته شده است. اگر فرض را بر این بگذاریم که این کتاب و بخش فارسی آن، در حدود 300 تا 500 سال قبل نوشته شده است، نوع کلمات و جمله بندی زبان فارسی در این کتاب با جمله بندی فارسی در شاهنامه و دیگر کتاب های فارسی بسیار متفاوت است.

شاید بتوان این نتیجه را گرفت که فارسی موجود در شاهنامه فردوسی، بیشتر به فارسی قرن بیست و یکم شهر تهران نزدیک و از این کتاب دور است.


https://youtube.com/live/DslO1HWIxcc



انصافعلی هدایت

12 آپریل 2025


Friday, April 11, 2025

مهندسی جهل 030: تورکی، زبان پزشکی شفای ابو علی سینا

 مهندسی جهل 030: تورکی، زبان پزشکی شفای ابو علی سینا


مهندسی جهل 030: تورکی، زبان پزشکی شفای ابوعلی سینا


در برنامه سیم از "مهندسی جهل”، به معرفی سه کتاب تورکی تاریخی و دست نویس اقدام کردیم. 

کتاب اول، ترجمه تورکی نامه حضرت علی به مالک اژدر (در زبان فارسی، نام آن شخصیت سیاسی را “مالک اشتر” نوشته و گفته اند که به معنی “شترتر” بودن فرد و نوعی کینه دار بودن و تحقیر فرد است اما در زبان تورکی از عنوان“مالک اژدر” سخن به میان می آید که به معنی قدرتمندی، درایت و عاقل بودن است.)است.

 می توان این کتاب و نوشته حضرت علی را اولین کتاب سیاست نامه عملی در جهان اسلام دانست. چرا که می توانیم آن را یک سیاستنامه و دستورالعمل سیاسی و اداری بنامیم

. نام این اثر تورکی دست نویس قدیمی؛ "عدالت نامه امیر المومنین امام علی" است. ترجمه و تفسیرهایی که در ایران فارسی زده، از این کتاب شده است، مخاطب این سیاست نامه را فرمانداران وسیاستمداران شناسانده اند. 

در حالی که این کتاب، علاوه بر این که در باره سیاست، سیاستمداران، رفتار و منش سیاسی و جامعه آرمانی و سیاسی سخن می گوید که یک سیاستمدار اهل عمل سیاسی و مسلمان بحث مربوط به اداره یک جامعه در سطوح مختلف را بیان کرده است.

این کتاب درباره رفتار و مسئولیت های تمامی مدیریت ها در هر سطحی از اجتماع، در رابطه با چگونگی رویارویی با ارباب رجوع، مشتری و همچنین به در ارتباط با ارائه دهندگان خدمات به دیگران، به عنوان افراد یا جمعیت ها گفتگو کرده و نظریه هایی را در میان گذاشته است.


این کتاب تورکی قدیمی، کاملا سالم مانده و به خط الرسم بسیار دلنواز و قابل مطالعه برای هر سطحی از دانش و آگاهی از زبان تورکی است. در ترجمه این کتاب، از متن عربی آن خبری نیست و خواننده، تنها با متن تورکی سروکار دارد. 

علاوه بر این که این کتاب تورکی دست نوشته است، از علایم استاندارد صدایی بر روی خطوط و حروف هم استفاده کرده است،  تا بازسازی صدای حروف، کلمات و جملات درست  و بر اساس اراده نویسنده، در مغز خواننده و در زبان وی و در ترجمه ذهنی او از کلمات درست انجام بگیرد. همچنین نوع تلفظ خواننده ازصداهای حروف،  ادراک صداها و  مفاهیم کلمات را از تغییر و تحول تاریخی کلمات حفظ بکند. تا خواننده در فهم و بیان صدای حروف و کلمات، همچنین درک مفاهیم آن ها و ترجمه درستی از هر کلمه در ذهن خواننده و شنونده یاری کرده و به آن ها شکل بدهد.

این کتاب سیاسی و اجتماعی را می توان دستور العمل سیاسی و رفتاری حضرت علی نامید و آن را با دیگر کتاب های سیاسی غربی و شرقی مقایسه کرد.

در پی.دی.اف این کتاب، یک مشکل اساسی دیده می شود و آن تکرار تصویر هر صفحه برای دو بار است. این تکرار باعث شده تا تعداد صفحات کتاب دو برابر دیده بشود. 

مورد دیگر، برگ های سفید بسیار زیادی است که در اول و بخصوص در آخر کتاب، برای حاشیه نویسی و جر و بحث خواننده با حضرت علی در نظر گرفته شده است.

به نظر ما، این کتاب منتسب به حضرت علی، یکی از کتاب های اولیه بسیار مهم سیاسی جهان اسلام است که نه به شکل سیاست نامه های داستانی و حکایت وار از زبان حیوانات که به طور مستقیم به موضوع سیاست، رابطه سیاست با مردم، وظایف سیاست، چگونگی بدست آوردن سیاست و قدرت، چگونگی مهار قدرت، روابط دولت، سیاستمداران و صاحبان قدرت با مردم پرداخته است.

گر چه ما چند صفحه بیشتر از این کتاب را تورق نزدیم اما می توانیم بگوییم که این کتاب تورکی در سیاست نامه و اداره امور اجتماعی و در زمینه رام کردن اسب سرکش قدرت و قدرتمندان را می توان در ردیف نویسندگان سیاسی اروپایی قرار داد.

با مطالعه تاریخ سیاست نامه ها، کتاب ها و نظریاتی که در رابطه با سیاست و قدرت در غرب و شرق مسلمان نوشته شده است، متوجه می شویم که تمامی کسانی که در شرق غیر مسلمان و در غرب، در باره سیاست و قدرت کتاب هایی را نوشته و نظریه هایی را در قالب فلسفه مطرح کرده اند، از نزدیک، دستی بر آتش سیاست داشته و نقش مهمی در اداره امور سیاسی جامعه خود ایفا می کرده ان.

اگر به شرق مسلمان دقت بکنیم، بجز یکی دو نفر از نویسندگان سیاستنامه ها، افرادی که در باره سیاست و قدرت نظریه پردازی کرده اند، دستی بر سیاست نداشته و درک آن ها از سیاست و سیاستمداری، تئوریک و آرمانی بوده است. 

در مقابل، نگرش غربی ها به سیاست و سیاستمداری پراتیک و عملی بوده است. چرا که غربی ها و شرقی های غیر مسلمانی که در باره سیاست نظریه ای را مطرح کرده اند، خود در مصدر سیاست و قدرت نقش مهمی را اعمال می کرده اند.

 برای همین هم، نظریه های غربی ها و شرقی های غیر مسلمان، به واقعیت های سیاسی و سیاستمداری در جامعه و جابه جایی قدرت جاری در جامعه، نیز به نقش سیاستمداران و سیاست نزدیکتر، قابل لمس تر و قابل درک تر هستند.


کتاب دومی که امروز مطرح کردیم، ترجمه و خلاصه ای از کتاب "شفا، منتخب طب" ابوعلی سینای تورک است. این کتاب ترجمه شفا نیست بلکه اقتباسی و خلاصه نویسی ای از شفا است که کاملا به زبان تورکی و از نو نوشته شده است.

در این کتاب،نویسنده تورک، به بررسی بیماری ها، علل بروز بیماری ها، علائم بیماری های رایج و داروها و همچنین به تشریح میزان دقیق هر ماده و گیاه در ترکیب داروها و آماده سازی داروها برای مصرف بیماران پرداخته شده است.

نویسنده تورک کتاب، تنها به این ها هم اکتفا نکرده و با توسل به اعتقادات دینی و ایمانی مسلمانان، جداول و داعاهایی را هم نوشته و برای بیماران تجویز کرده است.

شاید در نگاه اول این دعاها خرافات ترجمه بشوند اما به نظر می رسد که این ادعیه ها، بیشتر نقش تقویت روحی و روانی بیماران در مقابل بیماری ها و تقویت اراده آن ها در راستای حصول بهبودی را داشته است.

چون این کتاب تورکی به زبان بسیار تخصصی طب و داروسازی نوشته شده است، نویسنده ای که دست به تلخیص شفای ابوعلی سینا به تورکی زده است، می خواهد آن را به قدری ساده و روان بنویسد که در دور دست هایی که مردم به طبیبان حاذق دسترسی ندارند، بتوانند با استفاده از مطالب این کتاب، با علایم بیماری های پر تکرار، با شناسایی بیماری ها، داروها و ترکیبات آن ها آشنا شده و به معالجه بیماران دست بزنند.

همین امر نشان می دهد که زبان تورکی، نه تنها زبان اداری و سیاسی، حقوقی و … بوده، بلکه زبان تخصصی پزشکی هم بوده است و مردمانی هم که در دور دست ها می زیسته اند، تنها با نوشتارها و مکتوبات تورکی آشنایی داشته اند. یعنی زبان تورکی زبان علم و تنها زبان آشنای مردمان عامی و عادی در روستا ها و شهرها بوده است.

این کتاب در 340 صفحه، با دو رنگ سیاه و سرخ نوشته شده است. کتاب دارای تعداد زیادی جداول مستطیلی، مربعی و دایره ای شکل  است. 

گرچه زبان تورکی کتاب، خواندن و فهم آن را برای تورک ها ساده کرده است اما به هر حال، کتابی تخصصی است. تنها کسانی که با نام و مفاهیم واژه های تخصصی پزشکی، دارو و درمان بیماری ها در آن عصر آشنایی داشته اند و دارند، می توانند آن را به طور کامل فهمیده و از آن استفاده بکنند.

در متن جداولی که در کتاب آمده است، نام های مختلف آلله ها دیده می شود. در این جا این سوال مطرح می شود که آیا این جداول در کتاب اصلی حضرت ابوعلی سینا وجود داشته است یا مصنف خلاصه ای از شفا، این جداول را خود بر آن افزوده است؟


کتاب سوم، به مباحث درون ایمانی یک نحله فکری خاص در میان نحله ها، مکاتب فکری و اعتقادی دینی و ایمانی رنگارنگ جهان اسلام آن روزگار می پردازد. 

متاسفانه کتاب در اثر عدم مراقبت های درست و در اثر مرور زمان، از آسیب های عمده در امان نمانده است. لذا تعدادی از صفحات اول کتاب، به طور کامل از بین رفته است. لذا زمانی که خواننده کتاب را باز می کند، از وسط بحث وارد مباحثه نویسنده می شود. در آخر کتاب هم با صحاتی رو به رو می شوی که بخش عمده آنها از بین رفته است.

از عنوان کتاب "عشق و صادق" معلوم می شود که این کتاب در رابطه با مسایلی عرفانی، دینی و همچنین در رابطه با صداقت در باورها و ایمان دینی نگاشته شده است. 

با مروری بر چند صفحه از کتاب متوجه می شویم که نویسنده کتاب طرفدار رادیکال یک تفکر خاصی از مکاتب فکری جاری در جهان اسلام آن  روزگار بوده است.

نویسنده کتاب، بر اساس باور و ایمان خود و تعصب به مکتب فکری و ایمانی خود، چند مکتب فکری رایج در آن زمان را غیر قابل قبول دانسته و آن ها را مترادف با کفر و نفاق می داند و حکم دینی و ایمانی صادر می کند که باورمندان با آن مکاتب فکری-ایمانی و زیستی اهل جهنم هستند. 

از نحله ها و مکاتب فکری-ایمانی و زیستی که نویسنده با تفکرات و منش آن ها مخالفت می کند، می توان به طرفداران "جبر"، طرفداران "قدر"، "دهری ها، "حروفی ها"، "اباحی گران و"حروفیه ها" اشاره کرد.

می توانیم ادعا بکنیم که در دوران پس از کودتا بر علیه خلافت و حاکمیت تورکان عثمانی، قاجارها و حاکمان “تورکان بابری” در هندوستان، جهان تورک و اسلام از ریشه ها و تاریخ علمی، سیاسی، فکری، تاریخی و ... خود گسسته شده اند. 

در نتیجه، اکثریت دانشجویان و اساتید شرق مسلمان، با تمامی نظریات سیاسی، سیاست نامه های غربی، فلسفه سیاسی، تاریخی سیاسی و فلسفه تاریخ سیاسی، نظریه پردازان در غرب آشنا هستند و کتاب های آن ها را خوانده اند.

همان طور که در باره جامعه شناسی، تاریخ جامعه شناسی، فلسفه جامعه شناسی، تاریخ فلسفه جامعه شناسی در غرب هم آشنا هستند. این آشنایی ها در همه زمینه ها و رشته های دینی، تخصصی، علمی، هنری و حتی تکنولوژیک هم صادیق است

در عین حالی که اغلب اساتید و دانشجویان از دستاوردهای تمدنی، نظریات و اندیشه ها اندیشمندان و فلاسفه جوامع خود و جوامع مسلمان، فلسفه و تاریخ آن ها بی اطلاع هستند. 

این کتاب، گرچه بعضی تفکرات را محکوم کرده است اما در باره آن ها اطلاعات ارزشمندی را بدست می دهد. با خواندن آن، ما با نجله و مکتب های فکرِ، دینی، ایمانی، زیستی و اجتماعی جاری در جوامع مسلمان و سطح اندیشه ورزی آن ها آشنا می شویم.

این کتاب تورکی هم با رسم الخط جالب و چشم نوازی نوشته شده است که خواندن و درک متن آن را آسان می کند. با این همه، این کتاب هم تخصصی و درون دینی است که ادراک معنای و موضوعات مطروحه در آن، به آشنایی اولیه با آن مفاهیم و مکتب های فکری-ایمانی نیازمند است تا درک عمیق و نسبتا دقیقی از موضوعات مطرح شده در این کتاب به دست بیاید.

کتاب، معلومات و اطلاعات مفیدی برای درک تاریخ اندیشه و مکاتب فکری رایج در جوامع آن روز اسلامی بدست بدهد.

نویسنده کتاب، گاهی برای بیان روشن تر مقصود خود، از اشعار تورکی هم فایده برده است. 

در متن کتاب، از آیات قرآن و احادیث هم استفاده شده است. نویسنده به هنگام منقوش کردن آیات و روایات به زبان عربی در داخل متن تورکی،، از علائم صدایی بر روی حروف استفاده می کند.

در عین حال، از اضافه کردن صداهایی بر روی حروف کلمات تورکی هم خودداری نمی کند ولی این قاعده اصلی در نوشتن این کتاب نبوده است و استفاده از سیستم استاندارد صدایی بر روی کلمات تورکی جزو استثنائیات این کتاب است. 

چرا که نویسنده، فرض خود را بر آن گذاشته است که خواننده ای که به این موضوع و در این سطح از عمق معنایی و ایمانی علاقه مند است، نه تنها با خواندن و ادراک زبان تورکی استاندارد و ادبی آگاه است، بلکه چشم و مغز خواننده هم با درست خوانی کلمات تورکی و ادراک درست آن کلمات هم سازگار شده است. لذا او نیازی به استفاده از علایم صدایی بر روی حروف کلمات تورکی حس نمی کند.



انصافعلی هدایت

11 آپریل 2025


Wednesday, April 9, 2025

مهندسی جهل 029: تورکی، زبان حقوق و زبان مفاهیم مجرد عقلی هم بوده است

  مهندسی جهل 029: تورکی، زبان حقوق و زبان مفاهیم مجرد عقلی هم بوده است


در قسمت بیست و نهم از "مهندسی جهل" به دو کتاب تخصصی تورکی نظری اجمالی انداختیم.

یکی از این کتاب ها با نام "فرایض" ترجمه ای از زبان عربی به تورکی است که در سال 974 هجری قمری نوشته و تمام شده است. 

موضوع این کتاب بسیار پیچیده بوده و به حقوق فردی و اجتماعی مربوط است.

کتاب از همان ابتدا و بعد از دو سطر، به زبان تورکی نوشته شده است اما چون کتاب به حقوق و تخصص بسیار دقیق نیاز دارد، نویسنده از علایم استاندارد برای تعیین صداهای حروف و کلمات استفاده نکرده است. 

از طرف دیگر، چون کتاب دست نویس هست، چرخش قلم نویسنده بر روی کاغذ، برای ترسیم حروف و صداها، کمی متفاوت از آثار و خط الرسم نویسندگان دیگر است.

با این همه، با تلاشی اندک می توان کتاب را خواند و کلماتی که در ابتدا و به خاطر رسم الخط نویسنده، گمان می رفت نتوان نخواند را هم در متن صفحات و حملات دید و آشنا شد و خواند درک کرد.


نام کتاب دوم "صفات سلبیه و ثبوتیه" است که در باره عقاید سنی ها در مورد صفاتی که می توان و باید به الله نسبت داد و صفاتی که نمی توان به الله نسبت داد، تعریف و توضیح داده است.

لذا این کتاب هم درون دینی است و به مسایل ذهنی، مجرد و عقلی پرداخته است. 

وقتی نویسنده تورک کتاب، می خواهد صفات سلبی یا صفات ثبوتی آلله را بیان بکند، ابتدا هر صفت را معنی کرده، تعریف می کند. گاهی نویسنده بعد زا بیان معنی و تعریف آن مفهوم، معنای سلبی آن صفت ثبوتیه یا معنای ثبوتی آن صفت سلبیه را هم ایضاح می کند تا خواننده بداند و آگاه باشد که تعریف نویسنده از هر کلمه و مفهوم چیست تا اگر خود خوانند از آن کلمات و مفاهیم تعاریفی در ذهن دارد یا تعاریف دیگران را به خاطر دارد، آن ها را با تعریف نویسنده این کتاب مخلوط و قاطی نکرده و به اشتباه نیفتد. 

همچنین خواننده، به تضادهای احتمالی  تعریف خود یا دیگران با نویسنده آگاه بوده، تضاد آن ها را ادراک بکند.

از این منظر، روش نوشتاری نویسنده و شیوه نزدیکی او به عقاید دینی، علمی و بر اساس تعاریف در علوم امروزه در قرن بیست و یکم است. 

نویسنده در آخرین سطر این کتاب از "دین و ملت" و از "شریعت" هم تعریفی مختصر ارائه می کند. 

به عقیده نویسنده، احکام و مسائلی که به اعتقادات انسان ها مرتبط هستند، “دین” یا “ملت” نامیده می شوند اما احکام و مسائلی که به اعمال افراد مربوط هستند، شریعت نامیده می شوند.

این دو کتاب، در درون دایره دین اسلام قرار دارند اما اولی به حقوق انسان ها در اجتماع اختصاص دارد و دومی به توضیح عقاید بخشی از مسلمانان درباره الله و ملائکه اختصاص یافته است.

اما موضوع و شیوه نزدیکی به موضوع در هر دو کتاب تخصصی است. زبان هر دو کتاب هم تورکی است و زبان و توان اندیشه ورزی تورکی توانسته است، به راحتی هم مسایل مجرد فکری و هم مسائل پیچیده اجتماعی و حقوقی را توضیح بدهد.

با خواندن این دو کتاب، می توانیم با قدرت و نفوذ زبان تورکی در بیان علوم و شریعت و دین بیشتر آشنا بشویم به به انبان لغت های تورکی ما افزوده خواهد شد.


انصافعلی هدایت

09 آپریل 2025


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 376

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 376 https://youtube.com/live/S3KuczklAS8