مهندسی جهل 190
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Sunday, October 19, 2025
مهندسی جهل 190
Friday, October 17, 2025
مهندسی جهل 189
مهندسی جهل 189
نام کتاب تورکی: اللی دورت فرض
نویسنده: نامعلوم
تاریخ نوشتار: نا معلوم
زبان کتابت: تورکی
موضوع کتاب: واجبات پنجاه چهارگانه (54) اسلامی
الفباء: تورکی - عربی
نوع خط: دست نویس-خطی
نسخه یا اصل: نا معلوم
تعداد صفحات: (48) چهل و هشت
در این جلسه، عمدا و آگاهانه تلاش کردیم تا به جای زبان فارسی، تمامی بحث جلسه را به زبان تورکی و زبان ملی خودمان انجام بدهیم.
یعنی، تلاش کردیم تا بر خلاف تمامی جلسات قبلی، کتاب تورکی را به زبان تورکی می خواندیم، ولی صحبت های خودمان، به زبان فارسی بود را تغییر داده و تمامی برنامه را به زبان ملی-تاریخی خودمان؛ تورکی پیش ببریم.
این یکی از تصمیم های مهمی بود که از نتایج سهمگین و ترسناک آن، بر روی خودمان بی خبر بوده ایم.
ما، از زمانی که به فکر اجرای این سری از برنامه ها و آموزش خودمان به زبان تورکی افتادیم، می خواستیم و اراده کرده بودیم که از زبان فارسی برای مدت کوتاهی، به عنوان زبان میانجی استفاده بکنیم. می دانستیم که زمانی خواهد رسید که کل برنامه را به زبان مالی-تاریخی تورکی برگزار خواهیم کرد.
این آگاهی اولیه بر موقتی بودن زبان فارسی، بخشی از اهدافی بود که برای آغاز و ادامه سلسله برنامه های مهندسی جهل در نظر گرفته بودیم.
اما وقتی و در عمل، زمان تغییر آگاهانه و عمدی مجدد گذر از زبان موقت فارسی، به زبان دایمی و ملی-تاریخی تورکی رسید، با مشکلات بسیار پیچیده و جدی، آن هم در درون خود من، در میان من تربیت یافته به فارسی، عادت کرده به فارسی و من مخالف فارسی، منی که می خواهد تورکی را جایگزین فارسی بکند، روبرو شدیم. جنگی در بین دو من، دو منی که برای هر دو تغییر آگاهانه اراده کرده بود، افتاد. فکرش چنین جنگی در درون خودمان با خودمان را هم نکرده بودیم. نتوانسته بودیم و نمی توانستیم نتایج چنان وحشتناک را از قبل از تجربه، ادراک و پیش بینی بکنیم.
زبان کاربردی ما در بیان نظریات خودمان به هنگام ترجمه بعضی از بخش های کتاب تورک در 198 جلسه قبلی، فارسی بود.
بر اساس اراده عمدی و آگاهانه خود تصمیم گرفتیم و خواستیم تا در طول این جلسه و تمامی جلسات آینده، به زبان تاریخی و ملی تورکی هم متن کتاب های تورکی را به تورکی بخوانیم و هم توضیحات مربوط به دیدگاه های خودمان در باره آن مطالب را به زبان تورکی ارائه بکنیم.
اما "افتاد مشکل ها". در هنگامی که برنامه را به تورکی اجرا می کردیم، ناخود آگاهانه و غیر عمدی و بر اساس عادت جلسات قبلی، گاهی، زبان و مغز ما، بطور اتوماتیک، و برعکس اراده آگاهانه و تصمیم ما، از تورکی دلخواه ما، به فارسی برمی گشت.
این مقاومت ما در مقابل خود ما نشانه چیست؟
چرا اراده قبلی ما در مقابل اراده کنونی ما مقاومت می کند؟
چرا گذشته ما تسلیم اراده و خواست کنونی ما نمی شود؟
چرا رفتاری مصلحتی و برای مدت زمان محدودی، این قدر مقاوم شده و با تغییر و اراده دایمی ما برای بازگشت به اصل خویش می جنگد و آن را به مبارزه می طلبد؟
این مقاومت گذشته در مقابل حال، اکنون، آینده، اراده و آگاهی ما را چگونه می توان دید و تفسیر کرد؟
این وضعیت پیچیده نشان می دهد که بدن و مغز من (شاید انسان)، بعد از انجام تکراری یک کار برای مدتی، و عادت بدن، مغز و زبان به انجام آن کار یا آن زبان، یا استفاده از آن واژه ها، بطور خودکار به آن عادت کرده و بر اساس آن عمل می کند.
این خود نوعی مهندسی مغز، بدن، زبان، فکر و رفتار ماست.
که اگر،بعدا هم با تمایل و اراده خود بخواهیم آن را تغییر بدهیم، با موانعی بسیار جدی و مقاومت های سختی از درون خودمان با خود فعلی خودمان مواجه می شویم. گذشته ما، عادت های رفتار، گفتاری و فکری ما، نه می خواهد و نه اجازه هم می دهد که مای کنونی، تن به تغییر مورد نیاز بدهیم.
متاسفانه، در طول 198 جلسه قبلی، ما با محاسبه ای غلط و از روی یک نوع مصلت، تن به رفتار، فکر و گفتاری (زبانی) دادیم. با تکرار روزانه، هر چند برای کوتاه مدت آن ها، رفتار بدن، مغز و زبان خودمان را به فارسی عادت داده ایم. رفتار بدن، مغز و زبانمان را بر اساس زبان فارسی تربیت کرده و کانالیزه کرده ایم. این نوع رفتار، برای آن ها عادی، طبیعی و روتین روزانه شده است.
گر چه ممکن است که این عادت، تنها به این یکی-دو ساعت در روز و برای همان مدت کتابخوانی محدود باشد ولی از این هم مطمئن نیستیم که آیا این تاثیرات منفی ادامه دار است یا به همینجا ختم می شود. اما یک بار، در خواب، رویایی به زبان فارسی هم دیده ایم.
به هر حال، اکنون که می خواهیم بر اساس اراده جدید خودمان، برعکس آن اراده قبلی خودمان، که خودمان بر خودمان تحمیل کرده بودیم و تصور می کردیم که می توانیم به راحتی دکمه روشن-خاموش آن را بزنیم و رفتار خودمان را از "الف" به "ب" تغییر بدهیم، متوجه شده ایم که روشن و خاموش کردن یک رفتار ی که به عادت و الگوی ذهنی، الگو و عادت رفتاری، الگوی و عادت زبانی، الگو و عادت فکری تبدیل شده است، به این آسانی ها میسر نیست.
در اثر این تجربه چند ماهه، متوجه می شویم و شدیم که بدن ما، مغز ما و زبان ما به شیوه ای تربیت شده است که نمی خواهد تن به تغییر و اراده کنونی ما بدهد.
ما به هنگان رفتار و عمل خود و همچنین به هنگام نیت و در باطن خودمان می خواهیم زبان تورکی را جانشین فارسی بکنیم. لکن، در باطن و درون خود، در ناخودآگاه خودمان، با مقاومت داخلی عقلی، مقاومت زبانی، مقاومت رفتاری، مقاومت احساسی خودمان مواجه می شویم.
یعنی عادت و گذشته ما، در جلوی اراده کنونی ما برای تغییری که در گذشته هم در آرزویش بوده ایم، ایستاده است.
یعنی عادت و تربیت انسان، تربیت توسط و به اراده خود یا تربیت توسط اراده و برنامه های دولت و سیستم مسلط بدون توانایی برای مقابله با تنبیه ها و پاداش های آن، یا تربیت در محیط کار(نابرابری میان کارگر و مدیر)، یا تربیت در میان دوستان، یا تربیت غیر مستقیم در میان گروه های مرجع اجتماعی، یا تربیت بر اساس همرنگی و تقلید از مدل ها و قهرمانان مدرنی که همیشه در جلو چشمان ما هستند و استانداردهای یک طبقه را به ما تحمیل می کنند، و … مهم تر از اراده شخص خود ما و نزدیکانمان است.
چرا که تربیت، امری دراز مدت است. در روند و پروسه تربیت، عمل ها و عکس العمل ها، پاداش ها و تنبیه ها، بده و بستان ها، و … به آرامی و در طول زمان، بدون مقاومت جدی انسانی، در نهایت تسلیم شدگی و بیچارگی پیشروی می کند.
انسانی که در پروسه تربین شدن قرار دارد یا خودش را تربیت می کند، در حال تربیت شدن و عادت کردن به یک نوع الگوی مغزی، فکری، رفتاری، زبانی و … است.
آن الگوهای مغزی، فکری، روانی، احساسی، رفتاری، زبانی، گفتاری و … به تدریج در جان و روح و مغز انسان جای گرفته به رفتار، فکر، و احساس دایمی او تبدیل می شود که خود انسان هم متوجه این پروسه نیست.
چرا که این پروسه هم درازمدت، هم همراه با تشویق ها و تنبیه ها، بده بستان ها است و طوری بر روی انسان اعمال می شود و بر انسان نفوذ می کند که خود انسان، چندان متوجه آن نیست و در مقابلش مقاومت نمی کند. اگر هم مقاومتی داشته باشد، آن مقاومت اولیه، به تدریج، کم رنگ تر می شود.
گاهی، خود انسان تحت تربیت خود یا دیگران یا سیستم ها، فکر می کند که خودش تصمیم گرفته است یا تصمیم می گیرد و تصور می کند که"من می دانم که چه می خواهم و در آینده و با مهیا شدن شرایط، می توانم تغییر بکنم و تغییر هم خواهم کرد.
اما عادات و الگوهای بدنی، مغزی، زبانی و الگوهای رفتاری ما در این تفکر اولیه ما که هر روز هم تضعیف می شوند، به شکلی که ما تصور و برنامه ریزی می کنیم، عمل نمی کنند. بلکه عادات و الگوهای بدنی، مغزی، زبانی و الگوهای رفتاری ما، به آن سیستم های تربیتی و شیوه و الگوهای رفتاری؛ فکری، زبانی، و … عادت می کنند. آن ها را درونی می کنند. بر اساس آن شکل گیری و قالب بندی می شوند. فرم و شکل آن نوع تربیت را به خود می گیرند.
مثل آبی است که با اراده خود، به خاک و گل می زنیم و از آن ها آجری گلی می سازیم. اما هر چه بیشتر، این آجر گلی را در جلو نور و گرما قرار بدهیم، آن چیزی که ساخته می شود، به مرور زمان، از خاک و گل ساده خارج شده، به سفال سخت و غیر قابل انعطاف و تغییر بدل می شود که بازگردادن آن به شکل خاک و گل اولیه نرم و قابل تغییر و جدا کردن آب از خاک یا ممکن نیست و یا بسیار زحمت خواهد برد و زمان زیادی لازم دارد.
عادت ها و الگوهایی که خود ما، داوطلبانه یا در اثر اجبار بیرونی، اداری، کاری، و چه بسا آگاهانه و به شکل نمایشی انجام می دهیم، بعد از مدتی، (گر چه در ظاهر می دانیم که آن اعمال و رفتار و گفتار نمایشی است) به واقعیت های درونی و بیرونی ما تبدیل می شوند. بعد از مدتی، آن نمایش های ریاکارانه (منافقانه) در درون ما ریشه دوانده، ثبات یافته و شکل جامدتری بخود می گیرند که تلاش برای تغییر آن ها اصلا ساده و سهل نیست..
اگر این زبان، رفتار، فکر، موضع گیری های ما، به همراه کسب مقام، منصب، اشغال یک جایگاه اداری-اجتماعی، تنها راه تامین معاش یا اصلی ترین راه و روش تامین معاش، یا از راه تشویق، جایزه، حقوق و دریافتی های مالی و خدمات، کسب نمره، در کنار تنبیه روانی یا جسمی، دستگیری، زندانی، محاکمه شدن ها، شکنجه ها، اعدام ها و ... باشد، عادت و اجبار به عادت، حتی اگر از روی مصلحت و ریا هم باشد، در الگوهای رفتاری، مغزی، فکری، زبانی و احساسی انسان تاثیرات عمیقی می گذارد (فعلا در مورد مثبت یا منفی بودن آن ها قضاوت نمی کنیم) که اگر شرایط هم تغییر بکند، و اگر انسان بخواهد و اراده هم بکند که برعکس تمامی گذشته اش، ارده و شخصیت نمایشی گذشته اش رفتار بکند، نمی تواند از آن ها برهد.
وضعیت آگاهانه ما در این جلسات، نیات ما، رفتار دوگانه ما در خواندن متون تورکی و ترجمه آن ها به فارسی، بیان دیدگاه های شخص ما درباره آن مطالب به فارسی، و … اگر چه مصلحتی و از روی اجبار هم بوده باشد، با آن ما در گذشته عمدا تصمیم گرفته ایم که این برنامه ها را بطور موقتی و برای طیف گسترده تری از انسان هایی که در ایران، فارسیزه تربیت شده اند، اجرا بکنیم.
نتیجه اش آن است که اراده کنونی ما، نمی تواند بر الگوهای رفتار، مغری، فکری زبانی و احساسی تربیت شده شخص ما در آن جلسات غلبه بکند. مغلوب شده است.
عادت زبانی، مغزی و رفتاری حاکم بر ما که بدن، زبان و مغز ما را در این مدت شکل داده و تربیت کرده است، مای کنونی مطیع و اسیر خود کرده است. ما اسیر آن عادت ها و الگوها شده ایم.
برگردیم به متن کتاب، این کتاب تورکی قدیمی چند صد ساله، تخصصی و دست نویس -خطی، بسیار ساده و صمیمی نوشته شده است.
نویسنده، با خطی منحصر به فرد، هم متون عربی و هم متون تورکی را استاندارد کرده. او، تک تک تصاویر صداها را صداگذاری (اعراب گذاری) کرده است تا به خوانندگان، در هر عصر، زمان و جغرافیایی که خواهند بود، نشان بدهد که در آن تاریخ، در آن جغرافیا، زبان اداری، رسمی، ادبی، کتابی و حتی لهجه رایج مردم آن منطقه چگونه بوده است.
او به این واسطه، بخشی از تغییرات صدایی و لهجه ای زبان تورکی را برای نسل های بعدی تورک ها به یادگار گذاشته است.
در عین حالی که برای احکام اعتقادات و شریعت هم تعاریف ساده ای بیان کرده است. به بیان واجبات لازم، برای هر عقیده و عمل دینی را پرداخته است.
او بدین وسیله، نشان می دهد که دینداران دین فروش، در آن زمان ها، هنوز نتوانسته بوده اند، شریعت اولیه دین محمدی را خیلی پیچیده و دستکاری بکنند تا منافع مالی و این جهانی خودشان را بیشتر تامین بکنند.
انصافعلی هدایت
٢٥ ربیع الثانی ١٤٤٧
Thursday, October 16, 2025
مهندسی جهل 188
مهندسی جهل 188
https://youtube.com/live/EqKkbiQQZ9Uنام کتاب تورکی: حل تحقیقات مثنوی
نویسنده: جوری
زبان کتاب: تورکی
نوع خط: دست نویس
الفباء: الفبای تورکی-عربی
موضوع کتاب: شرح برخی از ابیات مثنوی مولانا جلال الدین رومی
شیوه بیان موضوع: شعر
تاریخ نوشتار: 1216 هجری قمری
محل نگهداری کتاب: تورکیه، استانبول، کتابخانه سولیمانیه
در جلسه 188م مهندسی جهل، با یک کتاب تورکی 44 صفحه ای آشنا شدیم. عمر این دست نوشته، 231 سال است.
در این کتاب تورکی کم حجم، اقیانوسی از مفاهیم، تصاویر ادبی و تشابهات مفهومی نهفته است که شاید، نتوان در زبان فارسی برای آن ها نظیری پیدا کرد.
ظاهرا، نویسنده، خودش را در کتاب و در اشعارش هم معرفی نکرده است اما در یک جایی، و در حین خواندن چند شعر، با اسم شاعر روبرو شدیم. شاعر، رد یکی از اشعارش، خود را "جوری" نامیده است.
متن این کتاب، مالامال از اشعار عرفانی است. با این همه، نویسنده، با اشعاری به عنوان مقدمه، توضیح می دهد که "مثنوی" مولانا جلال الدین رومی را چهار بار (به سفارش دیگران) رونویسی کرده است.
در حین این رونویسی ها، به او الهام شده است که شرحی از نوع دیگر، بر بخش از افکار و مفاهیمی که مولانا در مثنوی گنجانده است، بیاورد . او، تفسیرهای خودش به اشعار مولانا را به زبان تورکی می نویسد.
بنا بر این، نویسنده، به انتخاب برخی از ابیات فارسی مولانا دست می زند. البته آن ابیات هم با نوع زبان و هم با رنگ سرخ، که رنگ خون دل است، از متن تشریحی نویسنده جدا می شود. نویسنده در ادامه، برای شرح هر یک بیت مولانا، پنج بیت تشریحی می سراید که دست کمی از مولانا ندارد و حتی در بسیاری از مواقع، قدرت زبان تورکی، بر قدرت و استواری مولانا در فارسی برتری مضاعفی دارد. یعنیف شاعر تورک نویس، اشعار مولانا را با معانی عمیق، گسترده، ساده تر، پر از تصویرسازی های بسیار زیبا تشریح می کند.
نویسنده در انتهای کتاب و بعد از گذاشتن "تمت" و تقویم "1216" می گذارد. اوف آن گاه، چند شعر بسیار رنگین، پر از مفاهیم عالی انسانی، با تصویر آفرینی های کم نظیر و الهام بخش از شعرای دیگر تورک را به کتابش اضافه می کند.
به جرات می توان این اشعار را هم جزو شاهکارهای ادبی جهان تورک ها نامید..
انصافعلی هدایت
٢٣ ربیع الثانی ١٤٤٧
Wednesday, October 15, 2025
مهندسی جهل 187
مهندسی جهل 187
مهندسی جهل 187
https://youtube.com/live/wj6k8SjZEbc
نام کتاب: تاریخی منقبه لر لغتی - جلد اول
نام نویسنده: نامعلوم
زبان کتاب: تورکی
لهجه: تورکی استانبولی
الفباء: الفبای تورکی-عربی
نوع کتابت: دست نویس اولیه (چرک نویس)1
موضوع کتاب: شرح لغات، اسامی، حوادث مهم در تاریخ دور و نزدیک
تعداد جلد: نوشته شده در نه (9) جلد
محل نگهداری: تورکیه، استانبول، کتابخانه سلیمانیه
تاریخ نگارش کتاب تورکی: 1964 تا : 1974، در ده سال
در این جلسه از سلسله بحث های آشنایی با تمدن مکتوب و تمدن فکری تورک ها، با یک کتاب تورکی خطی، دست نویس، تخصصی، آشنا شدیم.
به نظر می رسد که این کتاب، یک کپی از اصل دست نوشته است که به شکل پی.دی.اف به دست ما رسیده و در کتابخانه سلیمانیه در استانبول نگهداری می شود. اصل این مجموعه نه جلدی در کجاست؟
این کتاب، جلد اول از یک مجموعه نه (9) جلدی است که در عرض ده (10) سال و در بین سال های 1964 تا 1974 میلادی و در موضوعات بسیاری نوشته شده است.
خود این دست نوشته هم، چرک نویس یا دست نویس اولیه است که نویسنده بر روی دفترهای رایج در نزد دانش آموزان مدارس نوشته است.
خط کتابت، با مداد نوک ریزی نوشته شده است.
با این حال، خط این کتاب، دست نوشته ای منحصر به فرد است و مانند اثر انگشت نویسنده تورک آن، یگانه است.
با این همه، نیاز چندانی برای رمزگشایی از دست خط یا تصاویر حروف و صداها نیست و به راحتی می توان آن را خواند.
فقط کافی است تا بتوان یکی دو صفحه اول آن را با کمی صبر و حوصله خواند. پس از آن، با دست خط و حرکت قلم نویسنده برای تصویر و نقاشی حروف، صداها و کلمات آشنا خواهیم شد و با راحتی و آرامش بیشتری از خواندن آن لذت خواهیم برد.
به نظر می رسد که این نویسنده تورک و تورک زبان، در صدد نوشتن و گردآوری نوعی از دایره المعارف مدرن برای تورک ها بوده است.
او در زمانی به نوشتن این کتاب با الفباء تورکی -عربی اقدام کرده است که سال ها قبل از آن، دولت و نظام جدیدی که با کودتا فراماسون ها، جانشین دولت عثمانی شده بود، نوشتن و خواندن و ارتباط با این الفباء را قدغن کرده بوده است.
خواننده، در متن کتاب، با طرز نگاه، تفکر و احساسات نویسنده بیشتر آشنا می شود. چرا که این کتاب، روان و گرایش های او را برای انسان خواننده روشن می سازد.
معلوم می شود که او در اوروپا تحصیل کرده بوده است. لذا در جای جای نوشته هایش، از کلماتی استفاده می کند که در زبان های اوروپایی رایج بوده و رایج است. آیا این به معنی غربزدگی او است؟
هر چه با این متن نویسنده گمنام آشناتر می شویم، تشابه میان منورالفکرها، تحصیل کردگان خارجی و سفرای دولتی غربزده در "ممالک محروسه قاجاری" و در ممالک عثمانی را بیشتر در می یابیم.
بحث های جسته و گریخته ای که در این کتاب خواندیم، ما را به ادراکی جدید از وضعیت ممالک محروسه و ایران جدید رساند. لذا مجبور شدیم تا افکار خود، در خارج از متن کتاب را توضیح بدهیم.
به نظر ما، انسان ها در ایران، انسان ایرانی، انسان ایرانی شده جدید، انسان فارس، انسان فارس زبان و انسان فارس زبان شده، از نظر عقلی، بسیار عقب مانده است.
به طوری عقب مانده است که انسان ایرانی تحصیل کرده در گران ترین دانشگاه های دنیا، استاد آن دانشگاه، زیسته در دل جهان غرب، روشنفکر، سیاستمدار، و … هم نمی توانند واقعیت های اجتماعی و جهانی را از خیالات، اوهام، از آرزوها، و از تصورات خودشان جدا بکنند.
در نتیجه، نمی توانند تصورات راست و دروغ، اوهام، خیالات شخصی، خواست ها، آرزو ها، داستان ها، رمان ها و شعرها را از واقعیت ها جدا بکنند. آن ها را با هم مخلوط می کنند. در نتیجه از واقعیات جهان واقعی بیرون مانده اند. درک درستی از جهان و واقعیت ها و روابط انسان ها با هم ندارند.
نمی توانند در بین واقعیت ها و اوهام مخمور، تفاوت ها را ببینند.
این خصیصه های روانی-اجتماعی و آموزشی هم آن ها را به وادی افراط و تفریط کشانده و می کشاند. این زیاده رویی و عدم عقلگرایی، هم در جهت مثبت و با افراط گرایی احساساتی و عملی در آن ها خودش را نشان می دهد و هم در جهت منفی. یعنی، آن ها نه تنها نمی توانند واقعیت را از اوهام مجزا بکنند، بلکه مجبور می شوند تا در چگونگی نشان دادن خواست ها و آرزوهایشان هم افراط بکنند. یعنی افراط و تفریط دو بال تن ایرانی است که آن ها را به درون آتش نابودگر سوق می هد.
اگر جامعه و انسان هایی نمی توانند حد تعادل را نگه دارند، اگر نمی توانند احساسات خودشان را کنترل بکنند، اگر نمی توانند از افراط و تفریط به تعقل بگذرند، خودشان را مجبور به اغراق در همه چیز و در رویارویی با همه کس و همه جهانیان می بینند.
این نوع رفتار و زیست احساساتی که بر اغلب ایرانیان مستولی است، دلیلی بر عدم بلوغ عقلی و تسلیم شدن انسان ایرانی به احساسات و هیجانات است.
چنین جامعه ای نمی تواند تعادل روحی و روانی داشته یاشد. جامعه ای عقده زیست و اولیه استو به همان روش و شیوه انسان های اولیه زیست می کند، رفتار می کند. عکس العمل نشان می دهد. درکی عقلانی و دراز مدت از منافع ملی نداد. منافع ملی را قربانی منافع زودگذر و آنی و منافع ملی را فدای مکنافع شخصی می کند.
چرا؟
چون چنین فرد، انسان و جامعه ای نمی تواند با واقعیت های جهان و با احساسات غیر عقلانی درونی شده خود کنار بیاید.
در نتیجه هم نمی تواند با جهان بیرون، با دیگر انسان ها، با جوامع دیگر، ملل و کشورها دیگر همکاری داشته باشد.
چنین انسان خالی از قوه تعقل، نمی تواند هستی مرزهای سیاسی-جغرافیایی، هستی اراده ملی، هستی دینی، هستی زبانی، هستی تمدنی، و هستی تاریخی دیگران را هم به رسمیت بشناسد. چون احساسات بر او حکم می راند و در جهان احساسات، جایی برای دیگری نیست. دو موجود نا هم جور، در یک جهان احساساتی که به یک طرف تعلق دارد، نمی توانند با هم همکاری و تشریک مساعی داشته باشند. یا باید دیگران تسلیم اراده احساساتی او بشوند و یا باید او تسلیم اراده قوی تر از خودش بشود. برای چنین فرد، انسان، جامعه و سیستم دولتی، راه میانه یا راه سومی وجود ندارد.
تنها راهی که به ذهن انسان ایرانی فارس زبان شده می رسد، استفاده از اهرم زور در سطح اعلا و توهین در سطح پایین است. اگر زور ایرانی جماعت و ایران فکر به قوی تر از خودش نرسد، بطور صددرصد و دربست تسلیم زورگوتر از خودش می شود.
انسان ایرانی تسلیم محض احساساتش شده است. همان احساساتی که حیوان را اداره می کند. زندگی و زیست بر اساس احساسات، رفتاری و زیستی حیوانی است. حیوانی که مغز اوتا حدی رشد نکرده است تا با مراجعه به قوه عقلانیش، راه را از چاه و همکاری را از دشمنی بر اساس احساسات تشخیص بدهد.
احساسات عالم، اندیشمند، فیلسوف، حقوقدان، وزیر، وکیل، نظریه پرداز و … ایرانی زده، میزان و سنجه او در رابطه او با جهان، دیگری و دیگران است.
می دانیم که احساسات هم دایما و در هر ثانیه و بر اساس حوادث، و احساسات خودی ها و عکس العمل غیر خودی ها، در فراز و فرود دائمی است و آرام و قراری ندارد.
چنین انسان و جامعه ای، همراه با دولتمردانش که بافته جدا تافته ای از آن جامعه نیستند هم نمی توانند با دنیا و عقل رابطه برقرار بکنند.
آن ها نمی توانند سرمایه ها و اعتماد دنیا را بخود جلب بکنند. آن ها را به همکاری با خود بکشانند.
چرا که چنین جامعه ای، رفتار چنان ملتی و تصمیم گیری های دولتی ان، که از متن و از خود آن جامعه برخاسته است، قابل پیش بینی نیست.
آن ملت، جامعه و دولت می توانند در هر لحظه رفتار و گفتار خودشان را تغییر بدهند. منطق آن هاف همزمان با احساساتشان تغییر می کند. در حالی که منافع ملی به این آسانی تغییر پذیر نیستند.
چرا که چنین ملت، دولت و انسان و جامعه ای نمی تواند تاریخ و داستان های تخیلی تاریخی را از واقعیت های کنونی و تاریخی تجزیه کرده، روابطش، با هر کدام از آن ها را جداگانه سازمان بدهد.
اگر بتوانیم با تمامی مطالب همه صفحات این نه جلد کتاب تخصصی دست نوشته خطی به زبان تورکی اما تورکی ساده و صمیمی همراه بشویم، شاید بتوانیم شناختی جامعه شناسانه، تاریخی، علمی، و … از وضعیت تورک ها و مللی که تحت حاکمیت تورک ها در آن مقطع تاریخی می زیسته اند، آشنا بشویم و شناختی بهتر از آن بدست بیاوریم.
انصافعلی هدایت
٢٣ ربیع الثانی ١٤٤٧
Tuesday, October 14, 2025
186-B مهندسی جهل
186-B مهندسی جهل
https://youtube.com/live/jwNzP65UA9oامروز (٢١ ربیع الثانی ١٤٤٧) مجبور شدیم تا برنامه “مهندسی جهل” را در دو بخش جداگانه اجرا بکنیم.
در بخش اول مهندسی جهل، تعدادی کتاب تورکی دست نوشته خطی، تخصصی و قدیمی را از کتابخانه آنلاین "آذرباش کیتابخاناسی" دانلود (ایندیردیک) کردیم.
موضوع این کتاب های تورکی تخصصی و قدیمی چند صد ساله، بسیار متنوع هستند که می توانیم به کتاب هایی با موضوعات زیر: بیماری های انسان ها، حیوانات، داروها، جراحی بیماری ها، اشعار و دیوان ها، داستان ها و رمان ها، ترجمه تورکی قرآن و دعاها، تاریخ، صنایع، ریاضیات، هندسه، آموزش حساب و کتاب، آموزش زبان تورکی، انواع لغتنامه های تورکی-عربی، لغت نامه های تورکی- فارسی، لغت نامه های تروکی-فرانسوی اشاره بکنیم.
همچنین می توانیم به کتاب هایی با موضوعات تخصصی همچون تاریخ، نصیحت نامه ها، زندگینامه ها و … هم انگشت بگذاریم که اگر الله تبارک و تعالی عمر و فرصتی را نصیبمان کرد، با آن ها هم به تدریج آشنا خواهیم شد و از اقیانوس گنجینه مدنیت زبانی، مکتوب، فکری، ایمانی، علمی و ابتکاری در زمینه های مختلف زندگی انسانی تورک ها بهره ها خواهیم برد..
در بخش دوم این برنامه که با عنوان
"186 -B"
از بخش اول مشخص و مجزا شده است، به خواندن و آشنایی با یک قرآن نفیس عربی-تورکی مشغول شدیم.
خطاط و مترجم این قرآن، متن اصلی این قرآن را در داخل یک چارچوب و کادر سرخ رنگ نوشته است. مان قرآن،علاوه بر این که به زبان عربی است، اعراب گذاری و استاندارد هم شده است تا انسان تورکی که به زبان عربی آشنا و مسلط نیست، آن را درست بخواند و بر درک درست آن همت بورزد.
اما همین مترجم و خطاط تورک، به هنگام ترجمه قرآن به تورکی، ترجمه هایش را با خط بسیار ریزتری نوشته است. اما برعکس دیگر ترجمه ها، متن تورکی قرآن را در بیرون از قاب عربی آن و در حاشیه متن عربی قرآن نوشته است.
در این ترجمه از قرآن کریم، مترجم و خطاط تلاش کرده است تا از لغات عربی کمتری در ترجمه تورکی استفاده بکند. او تلاش کرده است تا حد ممکن که توانایی علمی، ادبی، زبانی در زبان تورکی داشته، از کلمات تورکی بهره ببرد.
مترجم در بخش هایی از متون تورکی، کلمات قدیمی تورکی را بکار گرفته است. او با آینده نگری دریافته است که انسان تورک، ممکن است، بنا به دلایلی نتواند در آینده به صدای این تصاویر از کلمات تورکی آشنا باشد. لذا آن کلمات را استاندارد و صداگذاری کرده است تا خواننده تورکی که از زبان علمی-ادبی و مادری خود محروم مانده است، بتواند صدای آن تصاویر حروف و کلمات را درست ادا بکند.
وقتی مترجم به پایان ترجمه آیات و سوره های قرآن کریم می رسد، تاریخ عددی و خطی آن زمان، روز، ماه و سال را هم بر اساس سال قمری درج می کند.
در صفحات بعد از تکمیل قرآن و ترجمه تورکی آن، در بخش کوتاهی، قواعدی را که برای درست خوانی متن عربی قرآن در نظر گرفته و آن ها را در متن عربی اعمال کرده است را آموزش می دهد. او آن علائم و استانداردهای مورد نظرش را با حروفی، بر روی کلمات قرآن مشخص کرده است. به آن علایم، در زبان عربی، علائم سجاوندی گفته می شده است.
خطاط و مترجم زبردست قرآن عربی-تورکی، در ادامه، با افزودن شعرهایی از خودش، وضعیت روحی و انتظارات خودش را از الله، خوانندگان نوشته و بر تاریخ نوشتار تاکید کرده است.
نام این خطاط و مترجم تورک "اسمعیل ابن الحاج سلیمان افندی” است که ترجمه و خطاطی این قرآن دو زبانه تورکی-عربی را هنگام در ظهر روز پنجشنبه ماه صفر سال 1260 قمری به پایان برده است.
این قرآن عربی-تورکی، دارای 616 صفحه است که در پی.دی.اف به 308 صفحه دیده می شود.
این کتاب جالب دینی، دو زبانه، تخصصی، ادبی، دینی، تا حدود زیادی از حوادث روزگار و از بد سلیقه گی ها در امان مانده و به نسل ما و آیندگان به ارث رسیده است.
متاسفانه معلوم نشده است که این کتاب ارزشمند دینی دو زبانه، در کجا نگهداری می شود.
انصافعلی هدایت
٢١ ربیع الثانی ١٤٤٧
186-A مهندسی جهل
186-A مهندسی جهل
امروز (٢١ ربیع الثانی ١٤٤٧) مجبور شدیم تا برنامه “مهندسی جهل” را در دو بخش جداگانه اجرا بکنیم.
در بخش اول مهندسی جهل، تعدادی کتاب تورکی دست نوشته خطی، تخصصی و قدیمی را از کتابخانه آنلاین "آذرباش کیتابخاناسی" دانلود (ایندیردیک) کردیم.
موضوع این کتاب های تورکی تخصصی و قدیمی چند صد ساله، بسیار متنوع هستند که می توانیم به کتاب هایی با موضوعات زیر: بیماری های انسان ها، حیوانات، داروها، جراحی بیماری ها، اشعار و دیوان ها، داستان ها و رمان ها، ترجمه تورکی قرآن و دعاها، تاریخ، صنایع، ریاضیات، هندسه، آموزش حساب و کتاب، آموزش زبان تورکی، انواع لغتنامه های تورکی-عربی، لغت نامه های تورکی- فارسی، لغت نامه های تروکی-فرانسوی اشاره بکنیم.
همچنین می توانیم به کتاب هایی با موضوعات تخصصی همچون تاریخ، نصیحت نامه ها، زندگینامه ها و … هم انگشت یگذاریم که اگر الله تبارک و تعالی عمر و فرصتی را نصیبمان کرد، با آن ها هم به تدریخ آشنا خواهیم شد و از اقیانوس گنجینه مدنیت زبانی، مکتوب، فکری، ایمانی، علمی و ابتکاری در زمینه های مختلف زندگی انسانی تورک ها بهره ها خواهیم برد..
در بخش دوم این برنامه که با عنوان
"186 -B"
از بخش اول مشخص و مجزا شده است، به خواندن و آشنایی با یک قرآن نفیس عربی-تورکی مشغول شدیم.
خطاط و مترجم این قرآن، متن اصلی این قرآن را در داخل یک چارچوب و کادر سرخ رنگ نوشته است. مان قرآن،علاوه بر این که به زبان عربی است، اعراب گذاری و استاندارد هم شده است تا انسان تورکی که به زبان عربی آشنا و مسلط نیست، آن را درست بخوتند و بر درک درست آن همت بورزد.
اما همین مترجم و خطاط تورک، به هنگام ترجمه قرآن به تورکی، ترجمه هایش را با خط بسیار ریزاری نوشته است. اما برعکس دیگر ترجمه ها، متن تورکی قرآن را در بیرون از قاب عربی آن و در حاشیه متن عربی قرآن نوشته است.
در این ترجمه از قرآن کریم، مترجم و خطاط تلاش کرده است تا از لغات عربی کمتری در ترجمه تورکی استفاده بکند. او تلاش کرده است تا حد ممکن که توانایی علمی، ادبی، زبانی در زبان تورکی داشته، از کلمات تورکی بهره ببرد.
مترجم در بخش هایی از متون تورکی، کلمات قدیمی تورکی را بکار گرفته است. او با آینده نگری دریافته است که انسان تورک، ممکن است، بنا به دلایلی نتواند در آینده به صدای این تصاویر از کلمات تورکی آشنا باشد. لذا آن کلمات را استاندارد و صداگذاری کرده است تا خواننده تورکی که از زبان علمی-ادبی و مادری خود محروم مانده است، بتواند صدای آن تصاویر حروف و کلمات را درست ادا بکند.
وقتی مترجم به پایان ترجمه آیات و سوره های قرآن کریم می رسد، تاریخ عددی و خطی آن زمان، روز، ماه و سال را هم بر اساس سال قمری درج می کند.
در صفحات بعد از تکمیل قرآن و ترجمه تورکی آن، در بخش کوتاهی، قواعدی را که برای درست خوانی متن عربی قرآن در نظر گرفته و آن ها را در متن عربی اعمال کرده است را آموزش می دهد. او آن علائم و استانداردهای مورد نظرش را با حروفی، بر روی کلمات قرآن مشخص کرده است. به آن علایم، در زبان عربی، علائم سجاوندی گفته می شده است.
خطاز و مترجم زبردست قران عربی-تورکی، در ادامه، با افزوردن شعرهایی از خودش، وضعیت روحی و انتظارات خودش را از الله، خوانندگان نوشته و بر تاریخ نوشتار تاکید کرده است.
نام این خطاط و مترجم تورک "اسمعیل ابن الحاج سلیمان افندی” است که ترجمه و خطاطی این قرآن دو زبانه تورکی-عربی را هنگام در ظهر روز پنجشنبه ماه صفر سال 1260 قمری به پایان برده است.
این قرآن عربی-تورکی، دارای 616 صفحه است که در پی.دی.اف به 308 صفحه دیده یم شود.
این کتاب جالب دینی، دو زبانه، تخصصی، ادبی، دینی، تا حدود زیادی از حوادث روزگار و از بد سلیقه گی ها در امان مانده و به نسل ما و آیندگان به ارث رسیده است.
متاسفانه معلوم نشده است که این کتاب ارزشمند دینی دو زبانه، در کجا نگهداری می شود.
انصافعلی هدایت
٢١ ربیع الثانی ١٤٤٧
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...