در این برنامه، با کتاب تورکی دست نوشته قدیمی خطی حقوقی تخصصی آشنا شدیم که خود نویسنده، نام "فتحیه" را بر آن گذاشته است.
نویسنده، در صفحه اول این کتاب، خودش را "مصطفی ابن احمد شیخ سکوتی" معرفی کرده است.
خود او نوشته است که "او تصمیم گرفته است تا از مجموعه کتاب هایی که علما درباره مسائل مربوط به متوفی، ارث، میراث و چگونگی تقسیم اموال مانده از متوفی، با مراجعه به کتاب های تورکی در این باره کتابی" را بنویسد. لذا، او این کتاب را "بر روی هم، در بیست و هفت فصل" نگاشته است.
کتاب گرچه به زبان تورکی ساده نوشته شده است، اما برای کسانی که با شاخه های متعدد علم حقوق که مرتبط با حقوق و وضعیت خود متوفی، ارث، میراث و سهم الارث فرزندان ذکور، فرزندان اناث، زنان، برده ها، پدر، مادر، جد و جده و ... را شامل می شود، آشنایی ندارند، سخت خواهد بود. ولی برای اهل حقوق، این کتاب آسانتر دیده خواهد شد.
اما علاوه بر اصطلاحات حقوقی، این کتاب حاوی اصطلاحات بسیار زیاد و پیچیده، تخصصی، علمی، ریاضی و محاسباتی هم هست.
کتاب، حاوی مجموعه بسیار زیادی از ضرب و تقسیم و اصول ریاضی است که کتاب را برای خواننده نا آشنا به این اصطلاحات و علوم دشوارتر هم خواهد کرد.
گرچه برای انسان تورک، هیچ چیز سخت و دشواری وجود ندارد. چرا که انسان تورک برای حل مسائل پیچیده، سخت و دشوار ساخته شده و آماده جنگ با سختی ها و تبدیل آن ها به راحتی است.
چرا که انسان تورک، دیر یا زود، مسائل سخت و دشوار را حل خواهد کرد. تورک، راهی به جز حل مسائل و مشکلاتی که برای دیگران غیر قابل حل استف ندارد. چرا که برای تورک مفهومی به عنوان غیر قابل حل متصور نیست.
گر چه حل هر مسئله و مشکلی به صبر، شکیبایی و ابرام نیاز دارد. چون، حل هر مسئله ای بنا بر میزان پیچیدگیهایش، زمان بر خواهد بود.
در نتیجه خواندن چنین کتاب هایی حتی بدون معلم هم، کار ناشدنی نیست. بلکه با صبر و تداوم در خواندن و آشنا شدن با مفاهیم و تعاریف حقوقی و ریاضی که در این گونه کتاب ها با آن ها روبرو می شویم، بهتدریج بر این کتاب و رشته علمی-حقوقی هم مسلط خواهد شد.
چرا که نویسنده کتاب، برای یاری به خوانندگانی چون ما که در زبان تورکی و با کلمات حقوقی و علمی و تخصصی آشنایی نداریم و آموزش هم ندیده ایم، تک تک کلمات و مفاهیم موجود در این کتاب نفیس سیصد و نود صفحه ای را به زبان تورکی و قابل فهم توضیح داده است.
به نظر می رسد که نویسنده، نوشتن این کتاب را در سال هزار و یکصد و هشتاد و هفت به پایان برده است.
یکی از اشکالات دیگری که تورکی که از آموزش به زبان ملی خود محروم است، آن است که در نوشتن این کتاب، نویسنده از ار علائم استاندارد یا اعراب برای صدا گذاری یا اعراب گذاری بر روی تصویر حروف و کلمات استفاده نکرده است.
در نتیجه این قصور غیر عمدی، خواندن و فهم این کتاب و موضوع تخصصی و پیچیده ای که همراه با محاسباتپیچیده ریاضی است، بارز هم دشوار تر خواهد شد.
در این جلسه، با کتاب "خسرو و شیرین" آشنا شدیم. خسرو و شیرین اثر معظم و جاودانی شاعر، متفکر، فیلسوف، عارف، دین باور، مسلمان تورک، یعنی نشامی گنجوی است. اما حدود پانصد سال قبل؛ یعنی در سال (995 - نهصد و نود و پنج) شاعری قدرتمند، اثر یکی از اجداد تورک خود را به تورکی برگردانده است. خود همین شاعر و نویسنده و مترجم، در معرفی نام این کتاب، چنین "هذا کتاب خسرو و شیرین فی لسان ترکی" گفته و نوشته است.
این کتاب و ترجمه ازآن اثر سترگ نظامی گنجوی، در دوره حاکمیت دولت عثمانی و به همت و حمایت مالی و مادی فردی با نام "شه مراد" به تورکی ترجمه شده است.
اگر چه و متاسفاه، به این تورکی زیبا، اصیل، دارای پدر و مادر، داری ریشه و تاریخ، مهر و انگی ضد ملی، ضد توسعه، ضد تورک، ضد پیشرفت، ضد تکگنولوژی، عربیزه و … شده اند و آن را از مردم و انسان تورک پنج نسل قبلی و کنونی دریغ کرده اند.
دشمنان به ظاهر دوست و دولتمردانی که به نام دفاع از توکیت ما بر ما حکومت می رانند، حتی بین تورکی رسمی-اداری و رسانه ای رایج در تورکیه امروزی و تورکی رایج در این نوع از آثار تمدنی تورکی تفرقه و حتی دشمنی ایجاد کرده اند.
آن ها در آموزش های رسمی و غیر رسمی، در رسانه ها، مدارس، دانشگاه ها، ادارات، نهادهای سیاسی، اجتماعی، حقوقی، نهادها و مراکز سیاست سازی، امنیتی و … نسل های مختلف انسان و ملل تورک را در مقابل هم قرار داده و به جان و جنگ همدیگر مجبور کرده اند.
همه این سیاست ها و برنامه ها بر اثر مهندسی جهل آشکار و پنهان، مانقورد سازی و شستشوی مغزی انجام می گیرد. ماموران معذور تورک، نام این همه خیانت و دشمنی با تورک ها و زبان، تاریخ، فکر، فلسفه، جهان بینی و خودآگاهی و خود شناسایی تورک ها را هم “خدمت به تورک و وطن”، “خدمت به ملت و وطن”، “خدمت به ملت و دولت تورک” نهاده اند تا مورد سوال قرار نگیرند و بتوانند نقشه ها و سیاست های دشمنان تورک ها را در “بی خود سازی” و “مانقورد سازی” تورک ها به خوبی پیش ببرند.
این هم بخشی از آن سیستم پیچیده و درهم تنیده مهندسی جهل جهانی بر ضد انسان و ملت تورک است که بعد از شکست دادن عثمانیه در ممالک تورک و حتی غیر تورک ها و بر علیه تاریخ، فرهنگ، تمدن فکری و مکتوب ملت تورک رخ داده و همه تورک ها و جهانیان را هم به آن دروغ های ساخته و پرداخته مهندسان جهل باورانده اند.
چنان که در ایران جعلی و جدید هم، و حتی در خود تورکیه امروزی هم به آن چه در همانند این کتاب ها نوشته شده است و استخوان بندی زبان، فرهنگ و تمدن زبانی-فکری و مکتوب انسان . ملت تورک را تشکیل می دهد، "تورکی" عثمانیه" نام داده اند. این دشمنان تورک ها، با تخصیص و انتساب تورکی به آل عثمان و منزوی کردن آن از تورک ها، از تورکی شکوفا شده و رشد یافته در بستر تاریخی و اجتماعی همین جوامع دشمن سازی می کنند.
یعنی عوامل دشمن که خودشان را به مانند دوست و دلسوز تورک ها و تورکی به نمایش گذاشته اند و علم تورک ها و تورکی را حمل می کنند، به طور مستقیم، ترک ها و زبان تورکی را به دو دسته تقسیم کرده و یکی را به عنوان “تورک و تورکی عقب مانده” و دیگری را به عنوان “تورک و تورکی پیشرو”، به ذهن انسان جاهل و عقب مانده و ناآگاه امروزی تزریق و تحمیل می کنند.
سپس، با آن تورکی و تورک ها که در اثر این آموزش ها، به دشمن تورک بدل کرده اند، دشمنی می کنند و سعی می کنند آن را که نه دستی در قدرت مادی، آموزشی، رسانه ای، حقوقی، امنیتی، و … دارد را از بین برده و زبانی جدیدی آمیخته با زبان های فرنگیان را به تورک ها تحمیل و تزریق بکنند و نام چنین حرکاتی را رفتار مدنی سازی، مدرن سازی، توسعه انسان تورک، همچنین معاصر سازی و رسیدن به غرب مسیحی و قبله توسعه خود نامگذاری کرده اند و حتی مبارزه با زبان تورکی اصیل را به ایدئولوژی دولتی و دولتمردان تبدیل کرده اند. آن ها تمامی بودجه ها و برنامه ها مرتبط با تورکی و تورک ها را در این راستا برنامه ریزی می کنند تا به اهداف دشمنان در میان ملت تورک جامه عمل بپوشانند.
اما اگر ما تورک ها و نسل های کنونی و آینده، با آثار تمدنی فکری امثال “خسر و شیرین تورکی” در این کتاب ها آشنا بشویم، با جنگی که دشمنان تورک ها، در بین تورک ها و زبان تورکی ایجاد کرده اند و آن ها را به خودی و دشمن تقسیم کرده اند، آشنا خواهیم شد.
در نتیجه هم، درک خواهیم کرد که زبان رایج در عثمانی و صفویه، تفاوت چندانی با هم نداشته اند و ندارند. از طرف دیگر، با این آگاهی، باز هم پی خواهیم برد که تفاوت هایی که امروزه بر سر ما می کوبند، ساخته دشمنان ملت تورک است.
در عین حال، به وجود تفاوت هایی در میان زبان جان های مختلف یک ملت هم پی خواهیم برد و ادراک خواهیم کرد که در تمدن مکتوب و فکری ما تورک ها تفاوت های طبیعی و برخاسته از موقعیت جغرافیایی و باورهای دینی و مذهبی هم وجود داشته اند و دارند.
آنگاه نتیجه خواهیم گرفت و ادراک خواهیم کرد که آن قدر اختلاف زبانی و ادراکی، فلسفی و دینی در میان نحله های فکری و دینی با فاصله های مکانی هم طبیعی است و هم در همه جوامع و ملل وجود داشته و خواهد داشت نباید با آن ها به عنوان دشمن رفتار بکنیم.
در مقایسه کتاب های دست نوشته تاریخی تورکی سانسور نشده، تصحیح نشده، مهندسی نشده و خارج از دسترس دشمنان ملت تورک، با تفاوت های بسیار ناچیزی روبرو خواهیم شد.
در برنامه قبلی، کتابی را از دوره صفویه تورق کردیم و متوجه شدیم که تفاوت چندان معنا داری با تورکی ادبی رایج در میان اهل ادب و ادبیات آزربایجان جنوبی و معاصر ندارد.
اگر به بررسی کتاب خسرو و شیرین برگردیم، خواهیم دید که همت و حمایت اصلی ئر نوشتن این اثر شگفت انگیز ادبی در زبان تورکی از طرف مرحوم شه مراد انجام گرفته است اما داستان را شاعری با نام "محمود کردان" با قلم و بیان خود به شعر تورکی در آورده است.
نه تنها مرحوم محمود کردان خودش را در بیت پایانی کتاب معرفی کرده، بلکه در کنار همان بیت، تاریخ پایان دادن به نوشتن و به شعر کشیدن این اثر را هم "حرره فی شهر شعبان المعظم 995" قید کرده است ولی معلوم نیست که در چه مدت زمانی چنین اثر فکری، ادبی، فلسفی، عرفانی، هنری و تصویری را خلق کرده است.
یکی از محاسن این کتاب، "صدا گذاری" یا اعراب گذاری حروف و کلمات است که متاسفانه تا پایان کتاب ادامه نیافته و ناقص مانده است. لذا بخش مهمی از کتاب و اشعار، بدون صداگذاری نوشته شده است. به نظر می رسد که صداگذاری حروف و کلمات، بعد از نوشتن . پایان متن داستان و شعر و در مرحله بعد از تکمیل کتاب روی می داده است که بر اثر بروز یک اضطرار و حادثه ناخواسته، ناقص مانده است.
این نقش در صداگذاری حروف و کلمات، تنها حسن و در عین حال تنها قبح این کتاب و اثر معظم نیست بلکه کادر بندی و حاشیه نوشته های کتاب هم ناقص مانده اند. همان طور که تیترها یا سرفصل های مطالب و اشعار هم ناقص مانده اند.
یعنی، شاعر مترجم، شعر متن نظامی گنجوی را به تورکی ترجمه می کرده و برای تیترگذاری هر بخش از مجموعه ای از اشعار و قصاید، فاصله و سفیدی مناسبی را خالی می گذاشته است تا در مرحله بعدی و در هنگام تکمیل ریزه کاری های کتاب، تیترها و عنوان ها را در آن جاهای خالی بنویسند.
با تورق کتاب، معلوم می شود که کارهای مربوط به انجام ریزه کاری های کتاب برای آماده سازی نهایی کتاب، در جهت تحویل به سفارش دهنده، از جایی و صفحه ای به بعد نیمه کاره رها شده است. تا حدود صفحه پنجاه با سرعنوان های مختلف برای هر بخش از اشعار و قصاید برو برو هستیم که با رنگ و قلم سرخ از دیگر مطالب جدا و تصویر شده است اما از صفحه پنجاه و سه به بعد، از کادر بندی و حاشیه سازی برای اشعار خود داری شده است. همان طور که از صفحه پنجاه و نه به بعد هم از نوشتن تیترو عناوین اشعار خودداری شده است.
علل این که در نوشتن این کتاب، چنان عنایت هایی به زیبا سازی ظاهر کتاب می شده اما بعد از حدود پنجاه و نه صفحه، انجام آن کارهای ضریف و هنری و ادبی ناقص مانده و ادامه نیافته است، می توانند متعدد باشند ولی به احتمالی،یک اضطرار به وجود آمده و بر دست اندر کاران هنری و ریزه کاران فشار آورده اند تا کتاب را سریعتر به حامی آن تحویل بدهند.
چرا که شاعر مترجم، کار خود را به انتها رسانده و کتاب و اشعار را نوشته بوده و جای لازم و سفیدی کافی را برای نوشتن تیترها در صفحان باز گذاشته بوده است.
لذا، معلوم است که در مرحله پایانی تدوین و ترسیم کتاب که دور اشعار کادر و چارچوب رسم می کرده اند و در جاهایی که باید تیرها نوشته می شدند هم آن ها را می نوشتند، عجله ای، بیماری، مشتری و حادثه ای ناخواسته رخ داده، یا کمبود مالی در کار افتاده است. در نتیجه این اثر معظم را ناقص تحویل داده اند.
با این همه، گر چه این کتاب در دوره حاکمیت دولت عثمانی نوشته شده است اما معلوم نیست که در چه شرایطی از دست تورک ها خارج شده؟ چرا در میان ملت تورک نیست؟ چرا آن را به بیگانه گان فروخته اند؟
اکنون، آن اثر معظم تورکی، دست نوشته، خطی، تاریخی، بی نظیر در کتابخانه ای، در یکی از کشورهای اروپایی که ما قادر به خواندن زبان آن ها نبودیم، نگهداری می شود ولی به یمن تکنولوزی، اکنون، پی دی اف آن در دسترس ما قرار دارد.
این اثر، برای زبان تورکی و علاقه مندان به شعر، هنر، زبان و تاریخ کتابت تورکی بسیار مهم است. در عین حالی که هر مصراع کتاب حاوی و پر از کلمات و اشارات و مفاهیم فلسفی، عرفانی، دینی، و ... اسلامی و رایج در میان علمای اسلامی است، اما بسیار ساده نوشته شده است و برای خواننده ای همچون ما که در خواندن و فهم ریزه کاری های ادبی و چنین شاهکارهایی، هیچ آموزش مدرسه ای و دانشگاهی ندیده ایم هم سهل و آسان است.
در عین حال، از یک طرف نمی توانیم و از طرف دیگر حق هم نداریم که تصمیم نگیریم تا کتاب های قدیمی، دست نوشته، خطی تورکی را نخوانیم و برای نخواندن آن نوع از کتاب ها که سخت و دشوار می نماید، انواع بهانه ها را بتراشیم.
اگر دولتی نداریم یا اگر دولت هایی داریم که در اثر مهندسی جهل، هم خودشان جاهل مانده اند و هم برای جاهل ماندن نسل های کنونی و آینده همت کرده اند و فعالیت می کنند و سیاست می ریزند و بودجه های کلانی را مصروف می کنند، آن ها یا آگاهی به وجود چنین منابع عظمی فکری، ادبی و هنری، تاریخی تورکی ندارند و یا ابتداء، چاره رهایی از مهندسی جهل حاکم بر جهان تورک و اسلامی را در تکمیل توسعه مادی، تکنولوژیکی و آماده سازی زیرساخت های صنعتی و آموزشی جوامع می دانند.
در نتیجه، آموزش زبان تورکی و دسترسی به آثار تمدن فکری تورک ها در گذشته را به آینده ای نامعلوم محول می کنند.
عدم وجود دولت، عدم سرمایه گذاری بر آموزش و آماده سازی کتاب های قدیمی از طرف دولت ها و یا حتی دشمنی دیگران با زبان و تمدن تورک ها، دلیلی نمی شود که خود افراد ئ انسان تورک، برای آموزش خود خواسته خود و آشتی با تمدن فکری و مکتوب نسل های پیشین خود اقدام نکند و به تماشا بنشینند تا این موجود زنده ای که هر روز، تحت تاثیر زبان ها، فرهنگ ها، تمدن های رقیب و دشمن قرار گرفته و ضعیف تر می شود، چنان تضعیف بشود که نتواند بر روی پاهای خود بایستد یا همانند دیگر زبان هایی که آثار زیادی از آن ها به جا نمانده است، از بین برود.
ما، من، تو، او تورک، حق انمتخاب تنبلی نداریم. باید خودمان آستین همت و همیت بالا بزنیم و آینده را از همین امروز و تنها با تغییر خود خودمان و به تنهایی و بدون مدد از دیگران شروع بکنیم.
سفر به جهان زبان تورکی دوره صفوی با کتاب خطی، دست نوشته پانصد ساله تورکی
در جلسه نود و هفتم “مهندسی جهل”، با کتاب "صفه الصفا شیخ صفی الدین اردبیلی" آشنا شدیم که در کتابخانه ملی تبریز نگهداری می شده است.
این کتاب، در حدود پانصد سال قبل، توسط "محمد ابن حسن الکاتب" و در زمان حیات مرحوم شاه طهماسب اول نوشته شده است.
با توجه به شواهدی که در این برنامه توضیح داده شد، به نظر می رسد که این کتاب، نسخه اصلی و اولیه کتاب باشد که به دست ما رسیده است.
ممکن است چند صفحه (حداقل یک صفحه) از اول کتاب مفقود شده است.
متاسفانه در تمامی صفحه های کتاب، با چهار مرکزی روبرو هستیم که آسیب بسیار شدید و جدی به کتاب و متن تورکی آن وارد کرده است.
صفحات اولیه کتاب از نظر سخت افزاری هم آسیب های سختی را متحمل شده است.
با این همه، این کتاب به لهجه تورک های آزربایجان و لهجه ادبی دربار دوره صفوی نوشته شده است. فاصله سطرها و فاصله کلمات از هم مناسب و دست خط به سادگی قابل خواندن است و آدم های بیسوادی چون ما هم می توانند با کمی سماجت و تقلا، آن را بخوانند.
با مطالعه همین چند صفحه متوجه شدیم که بسیاری از کلماتی که امروزه و در ایران جعلی و جدید، تورک ها، آن کلمات را تورکیه ای یا استانبولی می نامند، جزو کلمات رایج دربار و عالمان دوره صفوی و ما قبل صفوی بوده است.
در مقایسه کتاب هایی که تا کنون در برناهم "مهندسی جهل" معرفی شده اند، می توان بسادگی
تفاوت لهجه آزربایجان با دیگر نقاط و دیگر جغرافیای تورک ها را در این کتاب مشاهده کرد.
نویسنده کتاب، اشاره می کند که کتابی در باره زندگی شیخ صفی الدین اردبیلی به فارسی وجود داشته است که برای مریدان مریدان تورک زبان او و اهالی "تورکستان" قابل خواندن و استفاده نبوده است.
لذا او مامور به نوشتن کتابی درباره زندگی پدر بزرگ شاه طهماسب اول می شود تا هم مریدان (قزلباشان، مردمان تورک همراه او) و هم تورکستان آن را بفهمند.
گز چه کتاب، در ظاهر آسیب های جدی دیده است اما زبان کتابت به زبان امروزی روستاها و شهرهای تورکمن صحرا، قشقائیستان و آزربایجان و حتی تورکیه امروزی بسیار نزدیک است.
در حین قرائت این کتاب و در رویارویی با کلمات و جملاتی که در آن به بیان مفاهیم پرداخته شده است، خواننده با قرائب و عجایبی روبرو می شود و می تواند بفهمد که حروف در زبان تورکی، در گذشته هم، به همدیگرتبدیل می شده اند و هنوز هم می شوند.
این کتاب منبع بسیار جالبی است که نشان می دهد، زبان فارسی، زبان دربار و زبان عالمان و زبان مردم عادی کوچه و بازار دوره صفوی و ما قبل صفوی نبوده است. به طوری که حتی مریدان، یعنی خواص و یاران آن حضرت هم از درک زبان فارسی که زبانی بیگانه در جغرافیایی تورک ها و تورکستان بوده است، بیگانه بوده اند.
همین کتاب نشان می دهد که اگر برخی از شاهان صفوی اشعاری هم به فارسی گفته باشند، زبان رسمی آن زمان و سراسر امپراتوری صفوی، زبان تورکی بوده است. تورکی هزمونی آن دوره را در ید قدرت خود داشته است.
اما به نظر می رسد که تورکی آن زمان آزربایجانی، تنه به تن تورکی تورکمنی رایج در تورکمنستان جنوبی و شمالی می زده است.
همین تشابه نشان می دهد که بر عکس فرضیه احمد کسروی، زبان مردم آزربایجان در گذشته، بخشی مهم از زبان تورکمنی بوده است.
همان طور که قاجارها، در اصل، تورکمن بوده اند ولی آزربایجان کنونی (در عصر قرن نوزدهم و بیستم) را به عنوان محل ثقل حاکمیت سیاسی خود برگزیده بوده اند.
آن نوع از گفتار و گویش تورکی، هنوز و با گذشت زمان و تسلط سیاسی اداری، آموزشی و استخدامی زبان فارسی، کاملا از بین نرفته است و در میان تورکمن ها و قشقایی ها رواج دارد. گرچه، همان زبان، با همان ریزه کاری ها، در بخش هایی از آزربایجان جنوبی هم زنده مانده است.
کتاب بسیا ر جالب و قابل استفاده برای متخصصان رشته های مختلف علمی و اجتماعی است.
مطالعه این کتاب، ما را با آن چه بر سر زبان تورکی آورده اند، آشنا خواهد کرد.
کدام اثر فکری-هنری میتواند با این کتاب قدیمی تورکی دستنویس مبارزه بکند؟
امروز با یک شاهکار ادبی در زبان تورکی آشنا شدیم که نویسنده ای با نام "علی بن عبدالله وقت الضحی" حدود پانصد سال قبل و در تاریخ نوزدهم محرم الحرام نهصد و پنجاه و هشت جلد اول آن را به پایان رسانده است.
این کتاب دارای پانصد و سی و چهار صفحه است که به زبان تورکی و در پانصد سال قبل توسط یک نویسنده حرفه ای، با دست خط بسیار زیبا و قابل خواندن توسط بیسوادانی همچون ما که از خواندن و تفهیم و تفهم زبان مادری و تمدن مکتوب خودمان محروک گشته ایم، ساده و آسان است.
نام این کتاب "قهرمان قاتل" نوشته شده است که کتابی دستنویس و خطی است و در کتابخانه ای در فرانسه نگهداری می شود.
در برنامه نود و پنجم مهندسی جهل، حدود پانزده صفحه از این کتاب را تورق زدیم.
از نظر ادبی، کتاب کم نظیری است و می توان آن را با کتاب های مهم داستانی، فلسفی، عرفانی، انسانی، قهرمانی مقایسه کرد.
داستان این کتاب از نظر ساختار، و چارچوب داستانی، بر شاهنامه فردوسی و مثنوی معنوی برتری قابل توجیه دارد.
در عین حالی که ساختار و ریخت این اثر ادبی-هنری تورکی بر اساس شعر سرایی ریخته نشده، است و در نتیجه نباید انتظار داشت که از تک کلمه ها، برای نشان دادن خلاصه وچکیده افکارش استفاده بکند، اما این کتاب مثل شعر است و مانند شعر عمل کرده و مانند شعر تاثیر می گذارد.
شعر در غرب، مانند شعر در شرق نیست که دارای ابیات و ابیات هم دارای مصرع باشند. بلکه عین نثر نوشته می شود اما خواننده، در هنگام خواندن آن با افکاری عمیق پیچیده شده و خلاصه شده در روبرو می شود.
کتاب "قهرمان قاتل" را می توان نوعی شعر-نثر تورکی نامید که از هر جهت با مثنوی معنوی برابری می کند و حتی از جهاتی بر آن برتری هم دارد.
تا آنجایی که من در زبان فارسی عمرم را صرف کرده ام و با ادبیات و نویسندگان قدیم و جدید فارسی آشنا هستم، هیچ اثری توانایی هماوردی و مسابقه دادن با "قهرمان قاتل" را ندارد.
در گذشته تاریخی و تمدنی معنوی-فکری تورک ها، داستانسرایی یکی از مقدسترین و مقبولترین راه و روش های هنری، ادبی، زبانی، تاریخی، تمدنی، آموزشی و انتقال گذشته و تعمیق عرف و قوانین در جوامع بوده است.
این مهم بر عهده "عاشقها" بوده است. عاشق ها به همین جهتی که نقش و جایگاه بسیار مهمی داشته اند، داستانها، تاریخ، حکایات و ... را با انواع هنرها ترکیب می کردند.
عاشق، معمولا و همیشه یک سازی را با خود به همراه داشت و عاشق، بدون ساز بی معنی می نمود. یعنی ساز، بخشی از وجود و جایگاه و نقش،اجتماعی او بود.
عاشقها در هر جایی که اتراق می کردند، مورد حرمت و احترام واقع شده، جایگاه برتری را اشغال می کردند.
عاشق ها تنها شعر نمی خواندند، تنها آواز نمی خواندند، تنها داستان حکایت نمی کردند، تا تاریخ را منتقل نمی کردند، تنها به تعمیق عرف و عادات و قوانین بسنده نمی کردند، تنها… نمی کردند.
عاشقها مجموعه متنوع بودند که در قرن بیستم و بیست و یکم با نام سینما شناخته می شوند.
در سینما، یک اثر هنری و فیلم، حاصل کار یک فرد یا چند فرد مجزا از هم نیست بلکه حاصل کار و تلاش یک مجموعه بسیار گسترده ای است تا بتوانند دیالوگها، رفتار، احساسات، عمل، عکس العمل، نور، رنگ، موسیقی، زاویه های حرکت، نگاه دوربین به کاراکتر یا سوژه، نگاه کاراکتر به تماشاگر، لباس، و … ایجاد، مدیریت، ضبط بکنند.
عاشق
قها در تمدن فکری-ادبی، هنری و تاریخی تورکها یک سینمای به تمام بوده اند. آن ها رفتار، گفتار، احساسات، موسیقی، حرکات، زاویه دید، میزان تاثیر در بینندگان را یکجا و به تنهایی و برای هر کاراکتر بازی کرده و صحنه های هر حادثه را با دقت تصور می کردند و تماشاگران را با خود به درون زندگی و احساسات و هیجانات و وضعیت سیاسی، اجتماعی، فردی، روابط دوستانه یا خصمانه بین الافراد می بردند.
نه تنها خود عاشق بلکه تک تک تماشاگران آن لحظه ها، احساسات، تجربه ها، اشعار، موسیقی، لحن، آهنگ، ملودی،ضربات برسیم ساز را در تمامی وجودشان می زیستند.
کتاب "قاتل قهرمان" مجموعهای از این همه تجربه تاریخی است. کتابی است که مثل نوشته های حرفه ای قرن بیستم در ممالک اروپایی، دارای جملات بسیار کوتاهی است که با استفاده از افعال بسیط، ساده، معلوم، متعدی، مانند میدان جنگی است که با هر ضربه بر طبل، خون در رگهای سربازان به خوش در می آید.
با هر کلمه ای که نویسنده در کنار هم می چیند و آجرهای این اثر هنری کم نظیر را بر روی هم می گذارد، خواننده در طور نویسنده و کشش داستان افتاده و مجبور به حرکت و زیست تجربه های کاراکترها می شود و نمی تواند از خواندن کتاب دست بردارد.
برای این که با قدرت ادبی، هنری زبان تورکی آشنا بشویم و یا اگر قصد داریم به نویسنده ای زبر دست و ماندگار در دشت پر از گل و بلبل ادبیات و هنر ترکی سری در میان سرها بلند بکنیم، خواندن و آشنایی با این کتاب یک ضرورت حرفه ای است. حرفه ایها از خواندن این کتاب حرفه ای، بهره ها خواهند برد و بر توسعه تجربه و توانایی حکایتگر آن ها خواهد افزود.
نویسندگان با آشنایی با ساختار این کتاب، خواهند توانست از حادثه و داستان نگاری ساده یا تاریخی عبور کرده، قلمشان را با فلسفهها برای مدیریت اجتماع و ساختن و تربیت نسل های آتیه به حرکت دربیاورند.
در این جلسه از مهندسی جهل با کتاب قدیمی، و دستنوشته "دیوان روحی بغدادی" روبرو شده، در مقابل اعجاب شعری، ادبی، صنایع شعری، عمق فکر، احساس، عرفان شاعر، همچنین در مقابل تسلط شاعر بر ریزه کاریها و چم و خم زبان تورکی، عمق سر تعظیم فرود آوردیم.
شاعر در اول دیوان، یک صفحه را به بیان حکایت دزدیدن دیوان توسط دزدان پرداخته و نشان می دهد که می خواهد از نو، بخشی از آن دیوان بالا بلند را بازنویسی بکند.
ظاهرا کتاب در سال یکهزار و دویست و چهار و به احتمالی به قلم خود شاعر نوشته شده است.
دستخط نويسنده منحصر به فرد است. چرا که می دانیم هر فردی در تصویرسازی کلمات بر روی کاغذ، کلماتی که در ذهن دارد، سبک منحصر به فرد خودش را دارد. در نوشتن نقش و تصویر سازی حروف و چسباندن انها به هم برای ترکیب حروف و تشکیل کلمات هم، میزان فشاری که به قلم می آورد، زاویه هایی که در تصویر آن ها شکل داده و مراعات میکند، حال و روح آن لحظه ای که قلم را بر روی کاغذ می چرخاند، به امضای منحصر به فرد نويسنده تبدیل می شود تا دستنوشته او را از دست نوشته دیگران متمایز بکند.
لذا خواندن دستنوشته هر فردی، آشنایی با زبان او، فکر او، زمان او، تخصص و علایق او، تمایلات ذهنی، دینی، عرفانی، فلسفی و اجتماعی او را طلب می کند.
بدون آشنایی با همه جوانب شخصیتی نویسنده، نمیتوان اثر فکری، احساسی و قلمی او را خواند و درک کرد.
این متن هم از این جهت منحصر فرد است. از طرف دیگر، حضرت "نورالدین بکزاده" هم در ترسیم ذهن خود برای روی کاغذ از علائم استاندارد و صداگذاری استفاده نکرده است تا او را به همان سبک و سیاقی که اپمی زیسته و اراده می کرده است، بخوانیم و درک بکنیم.
با این همه،وقتی این دیوان یکصد و دوازده صفحه ای را تورق می زنیم، و برای خواندن آن تلاش،می کنیم، با اقیانوسی عمیق و بیکران از انواع صناعات شعری، ادبی،ترکیب کلمات، مفاهیم فکری، عرفانی، فلسفی، دینی، اجتماعی و .... روبرو می شویم.
ما، پس از تورق و تلاش برای خواندن چند بخش،از اشعار دیوانی، به این نتیجه رسیدیم که می توان این دیوان معظم را با دیوان حافظ شیرازی مقایسه کرد.حتی از نظر عمق معنایی و احساسی و تصویرسازی با کلمات و مفاهیم بر حافظ برتری دارد.
با خواندن این کتاب های ادبی، هنری، فکری، عرفانی، فلسفی و ...متوجه می شویم که زبان تورکی اقیانوسی بسیار عمیق و بی مرز بوده است که در اثر شکست هایی که در دویست و پنجاه سال اخیر از غرب مسیحی متحمل شده ایم، از زاویه دید و توجه و تمرکز آگاهانه ما دور نگه داشته شده اند تا ما با فقر فکری، قلمی، زبانی، فلسفی، شعری، و دور بمانیم و باور کنید و ایمان بیاوریم که پدران و مادران تورک ما در گذشته به فقر و فلاکت فکری و زبانی، فلسفی و … مبتلا بوده اند و برای همین نم از غرب مسیحی شکست خورده اند.
در نتیجه،مسحور و شیدای آثار ادبی، فکری، زبانی، تاریخی، علمی، تکنولوژیکی و … غرب مسیحی بشویم. از عظمت و شاهکار بودن آن ها گفتگو بکنیم. آنها را آموزش بدهیم. از وجود آن ها آگاه بشویم. جوانب مختلف آن ها را کنکاش بکنیم.
تا درچنین شرایطی در دریایی غرق بشویم که دشمن پیروز به خاطر شکست نظامی ما از آن ها، ما را مجبور به شنا در آن دریا کرده اند.
در حالی که اگر به خودمان باز آییم و از تاثیرات روانی شکست خوردگی آشنا بشویم، و به جستجو برای دستیابی با آثار تمدن فکری و مکتوب گذشتگانمان بکنیم، با عظمت فکری، احساسی، روشنفکری، جهان بینی، درک آن ها از عرفان و جهان رودرروی و بیرونی و … آشنا خواهیم شد.
به عقیده ما، این دیوان، نه تنها دست کمی از دیوان حافظ ندارد، بلکه از نظر معانی، مفاهیم، عرفانی، فلسفی، دینی، اخلاقی، اجتماعی و … بر حافظ برتری های زیادی دارد.
برای همین هم هست که نباید ما و چند نسل قبلی و نسلهای بعدی تورک ها با این اثرهای درخشان پدرانشان آشنا بشوند.
برای همین است که ما در مدارس و دانشگاه ها، در مراکز تحقیق و علمی شکسپیر، دانته، فردوسی، حافظ، سعدی میخوانیم و آثار آن ها را تجزیه و تحلیل میکنیم اما دیوان های نورالدین بکزاده، سلطان سلیمان قانونی، نسیمی، دهده قورقود، و… را نه میخوانین، نه تجزیه و تحلیل میکنیم و نه آموزش میدهیم.
کشورها و دولت ها، بر اساس چنان کتاب ها و افکار و شخصیت هایی ملت سازی کرده اند و دیگران را مجبور به کرنش و تسلیم ساخته اند.
اگر ما تورکان هم میخواهیم دوباره از جهان تجزیه شده تورکها جهان واحد ث متحدی بسازیم که دوباره از خاکستر خود زاییده، به عنقا بدل شده، سخن و دستاوردهایی برای بشریت داشته، در اوج رفاه، امنیت، توسعه همه جانبه پیشرفت و زندگی بکنیم، باید کتاب ها، دیوان ها، افکار، اندیشهها، و … پدران خود را شناسایی کرده و با توصل به آن ها به ملت سازی اقدام کرده، جهان تورک را متحد بکنیم تا دوباره به قدرتی جهانی بدل بشویم.
رسیدن به این اهم مهمات، از بازگشت به خویشتن تورک و آشنایی و زیستن با میراث فکری و سیاسی، فلسفی پدرانمان و توسعه آن ها برای پاسخگویی به نیازهای توسعه خواهانه روز نیازمند هستیم.
باید خودمان را از زیر سحر و جادو افکار و کتاب ها و شخصیت های اشغالگران ذهن و سرزمین هایمان نجات بدهیم.
طرف های پیروز، با استفاده از داشته هایشان، ما را مرعوب و تسلیم کرده اند و ما در حال تبدیل شدن به بردگان ذهنی و داوطلب آنها هستیم.
این کتاب ها ما تورک ها را واکسینه خواهد کرد و یاری خواهند داد تا عقل و احساسات ما در مقابل دشمن و بیماریهایی که به ما تزریق کرده اند، قدرت و توان بگیریم و به تدریج بر قدرت مبارزه ما با بیماری هایی که در این دویست و پنجاه سال به ما تزریق کرده اند، افزوده خواهد شد و روزی فرا خواهد رسید که تمامی ملکوت های بیماری ناخواسته از تن اجتماعی و فکری ما زوده شده و ما سلامتی خودمان را دوباره به دست خواهیم آورد و دوباره بر روی پاهای خودمان خواهیم ایستاد.
دونیادا، ایسرائیلده، آمریکادا، تورکییهده، اوروپادا، عربلرده، روسییادا، چینده و ... اونلاری گورور. کوردلردن بیر آداملار وار تاکی اوخاریجی گوجلر اوکوردلری سیلاحلاندیرسینلار.
بیز، ایران ایشغالیندا اولان تورکلرین عاغلی دا ایشغال اولدوغوندان، فارسلارین "فعالیت مدنی"، "دوری از خشونت"، "سیلاحسیز-ساواشسیز حرکت " و ... موباریزه مودیلینه اینانمیشیق. فارس و حاکیمییت کیمی دوشونور، اونلار کیمی ده داورانئریق.
اوحالدا کی بیزیم ایستکلهریمیز ایله فارس اوپوزیسیونلارینین ایستکلهرینین دهرین فرقلهری وار. آمما بیله گورونور کی او فرقلهری، هیچ اولمازسا، عملده و پراتیکادا گوز آردی ادیریک.
حایئف اولسون کی سیلاحلی دوشمهنیمیزه اینانمیشیقدا ساواشا حاظیر دئییلیک.
اگر هر بیر خاریجی میللت یادا دوولت بیز تورکلهره سیلاح وئرمک ایسترسه، بیزلردن کیم سیلاحی آلماغا، ساواشماغا، آیاقلانماغا حاضیر دیر؟
دئیهلیم ایسرائیل، آمریکا، اوروپا اولکهلری، عرب دونیاسی، چین، روسییا و ... ایستیرلر گیزلیندن تورکلری فارس و ایرانا قارشی سیلاحلاندیرسینلار.