Thursday, June 27, 2013

قلیان کشنده تر از سیگار هست؟









بر عکس مردم کشورهای جهان اول و پیشرفته که می رود تا مصرف سیگار را از بین ببرند و توانسته اند مصرف سیگار را بسیار اندک کنند و 90 درصد جوانان: دختر و پسر، از مصرف  سیگار بیزار هستند اما این ماده به عنوان "کلاس" و علامت "بزرگ شدن" و "اندیشه ورزی" و "پولداری" و ژست "هنرمندانه" و عامل "سرگرمی" در جهان سوم در حال رواج است. دنیای مدرن و صنعتی با مصرف سیگار مبارزه می کند. حقوق بشر، حقوق برابر زن و مرد، حقوق کودک و حقوق حیوانات در جهان اول در حال گسترش اند. آزادی مطبوعات، رسانه ها، آزادی اندیشه ، آزادی افکار و آزادی های بیان، برسمیت شناخته شده اند. 

در این جا (غرب) دموکراسی و لیبرالیزم روز به روز قدرت می گیرند. بر عکس اما در جهان سوم، همه این ارزش های مدرن و انسانی، در حال عقب نشینی هستند. بر عکس غرب، مصرف سیگار  به یکی از ارزش های انسانی در کشورهای شرقی تبدیل می شود که غرب در صدد گذشتن از آن و ایجاد جامعه سالمتر است 

دهه ها قبل، قلیان و قهوه خانه،  سرگرمی و مراکز سنتی اجتماعی در آذربایجان بودند که چندان هم رواج نداشتند. تنها بعضی از پیرمردان و جوانان بیکار به سراغ آن می رفتند تا تنهایی و بیکاری خود را بکشند و روز را به شب برسانند.

اما این روزها به مدد قوانین و مقررات جمهوری اسلامی و مواد مخدر، نه تنها پسران جوان بلکه دختران جوان هم به این سرگرمی بد بو و بیماری آفرین تن داده اند و حتی بعضی از زنان و مردان استفاده از قلیان را نوعی دهان کجی به رژیم می دانند و در مخالفت با آن، به همراه خانواده ها یا دوستانشان نه به قهوه خانه های  سنتی که به رستوران های سنتی شده می روند تا خود و نسل آینده را دودی کنند و برگردند.

در دهه های قبل، اگر مردان، سیگاری یا معتاد بودند، آدم می توانست به جامعه و آینده امید داشته باشد اما با معتاد و دودی شدن خانم ها و دختر خانم ها، نمی توان به آینده بهتر جامعه در ایران امید بست. 

دیگر نمی توان امید داشت که نسل های بعدی، در سایه تربیت دلسوزانه  مادرانه، از دود و اعتیاد دور مانده و از تندرستی بهره فراوان ببرند. چرا که هر دو پایه و ستون اصلی خانواده اولیه: زن و مرد، سلامتی خود و خانواده را از دست داده اند.

تصور سنتی بر آن بوده و هست که سیگار مضر تر از قلیان هست. چرا که دود آن از میان آب رد شده و پس از تصفیه شدن در آب، به داخل بدن می رود ولی به  گفته کارشناس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، هر وعده قلیانی که توسط افراد مصرف می شود، به اندازه مصرف و دود 20 نخ سیگار به سلامتی انسان ها ضربه می زند.

این در حالی است که بدانیم، روزانه و در ایران، 22 آدم به خاطر بیماری سرطان معده می میرند و یکی از دلایل این نوع از سرطان، مصرف دود و دخانیات اعلام شده است.


در زیر خبر مربوط به مضرات قلیان را ببینید





حجم دود یک بار مصرف قلیان ۲۰ برابر مصرف یک نخ سیگار!

 مهندس خدیجه محصلي اظهار داشت: هر وعده قلیان برابر با مصرف یک پاکت سیگار است و دود قلیان مجموعه ای از مواد سرطان زای ناشی از سوختن ذغال است كه این مواد عامل اصلی بروز سرطان ریه، بیماریهای قلبی و عروقی و سایر بیماریهای شناخته شده اند و خطر انتقال بیماری های عفونی همچون سل، هپاتیت و برخی بیماریهای ویروسی را به دلیل استفاده مشترک از قطعه دهانی به وجود مي آورد.

وی افزود: احتمال بروز برخي بيماريهاي ويروسي به دليل استفاده مشترك از قطعه دهاني در هنگام مصرف قليان افزايش مي يابد.

کارشناس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت با اشاره به اینکه باور عمومی بر آن است که عبور دود از میان آب درون محفظه ای شیشه ای قلیان موجب تصفیه آن می شود اظهار داشت: این باور اشتباه  محض بوده و بر خلاف باورهای سنتی حجم دود استنشاق شده ناشی از یک وعده مصرف قلیان ۱۰ تا ۲۰ برابر مصرف یک نخ سیگار است.

وی افزود: قلیان نه تنها تمام ۴ هزار ماده سمی و ۷۰ ماده سرطان زا موجود در سیگار را داراست بلکه مونوکسید کربن بیشتری را تولید می کند.

محصلی با بیان اینکه مصرف دخانیات یکی از عمده ترین علل مرگ و میر در کشور به شمار می رود گفت: خطر ابتلا به بیماریهای ناشی از استعمال دخانیات در افراد غیر سیگاری و یا قلیانی که در معرض دود به ویژه در محیط های بسته قرار دارند نیز همچون افراد سیگاری وجود دارد.

هفته جهانی بدون دخانیات ۴ تا ۱۰ خرداد ماه با شعار "تبلیغ، ترویج و حمایت از دخانیات ممنوع"، برگزار می شود





قانون مجازات به نفع دختران عوض شد






با اصلاح و تغییر قانون مجازات اسلامی، مسئولیت دختر بچه های 9 ساله، از 15 تا 18 سالگی آغاز می شود. این سخنی است که حقوقدان آذربایجان جنوبی و مدافع حقوق ده ها فعال سیاسی و مدنی آذربایجان: موسی برزین خلیفه لو در برنامه زنده گوناز تی وی (تلویزیون آذربایجان جنوبی) مدعی شده است.

این وکیل که در باره اصلاحات انجام گرفته در قانون ن مجازات اسلامی جدید در ایران سخن می گفت، اعلام کرد که مسئولیت های دختر بچه ها در قانون مدنی از همان 9 سالگی قمری آغاز می شود که در گذشته هم به همان سبک بوده است. 

سن واقعی دختر خانم ها در قانون مدنی، به سال قمری محاسبه شده است که هنوز  9 ساله شمسی هم نشده است. قانون مدنی شامل ازدواج، طلاق، ارث، و موارد مشابه است.

بنا به اعلام  آقای موسی برزین: در قانون مجازات اسلامی جدید، تغییرات مثبتی بنفع دختران نوجوان ایجاد شده است. این تغییرات لازم و مثبت هستند اما در راستای حقوق نوجوانان دختر، کافی نیستند. چرا که حتی در برخی از کشورهای اسلامی مانند مصر، سن مسئولیت مدنی از 21 سالگی آغاز می شود. 

به گفته وی؛ در قوانین مربوط  به قصاص، دیه و تعزیرات، اگر دختران تا سن 15 سالگی مرتکب جرمی شوند که مجازات آن ها مانند افراد بزرگسال، قصاص به مثل است، این دخترها قصاص نمی شوند 

وی افزود: ولی اگر در بین 15 و 18 سالگی مرتکب عمل و جرمی شوند که مجازات آن ها برای بزرگسالان در نظر گرفته شده است، برای دختران نوجوان و پسرهای تا 18 سالگی، مجازات کم خشن تری در نظر گرفته و مثلا در خانه های اصلاح و تربیت نگه داری خواهند شد. 

بد نیست بدانیم که علی اکبر محزون: مدیرکل آمار، اطلاعات جمعیتی و مهاجرتی سازمان ثبت  احوال ایران اعلام کرده است که در سال گذشته (1390) 7440 ازدواج در سنين كمتر از 15 سالگي در كشور رخ داده كه اين رقم براي سه ماهه نخست سال 1391، 1805 ازدواج است. 

یاد آوری می شود که رسانه های عمومی در ایران از ازواج اجباری ده ها هزار دختر و پسر نوجوان زیر  15 سال در ایران در سال های گذشته خبر می دهند. 

 بنا بنوشته وب سایت عصر ایران "به گفته یک فعال حقوق کودک؛ از سال 1385 تا سال گذشته، 85 هزار و 200  طلاق بین افراد زیر 19 سال کشور صورت گرفته که از این تعداد 4000 واقعه مربوط به کودکان دختر زیر 14 سال است."

فرشید یزدانی در گفت‌ وگو با ایسنا با اشاره به ازدواج کودکان در طول سال های 85 تا 90 ، گفت: 1میلیون و 859 هزار واقعه ازدواج در میان افراد زیر 19 سال طی آن سال ها صورت گرفته است که از این تعداد 1 میلیون و 589 هزار کودک دختر و 270 هزار کودک پسر  بوده‌اند."

 یزدانی ؛ فعال حقوق کودک با بیان این که از میان ازدواج‌های صورت گرفته در آن سال ها، 201 هزار و 200 ازدواج مربوط به کودکان زیر 15 سال بوده است، افزود: 196 هزار  ازدواج از این تعداد مربوط به کودکان دختر زیر 14 سال و پنج هزار و 200 واقعه مربوط به پسران زیر 15 سال ثبت شده است."



دولت جدید فرصتی برای تامین منافع آذربایجان





     
حرکت هویت طلبانه آذربایجان، باید از هر موقعیت سیاسی و اجتماعی در هر کجای ایران استفاده کند تا خود را تثبیت کرده، به مردم رشد و آگاهی بدهد. گاهی این فرصت ها را خود مردم آذربایجان برای خودشان می آفرینند و گاهی دیگر ملت هایی که در ایران ساکن هستند، آن ها را می سازند و بعضی از اوقات هم نیروهای سیاسی درون حاکمیت این فرصت را مهیا می کنند ولی در هر صورت، آذربایجان باید خواست های ملی خودش را فریاد بزند. 

بعد از انتخابات ریاست جمهوری و در پی شوک بعد از آن، احتمال می رود که فضای تنفسی هر چند اندک برای بیان خواست های مردم آذربایجان و دیگر ملت ها گشوده شود.

بر عکس خاتمی و احمدی نژاد که بخشی از حاکمیت با آن دو مخالفت کرده و در راه آنان سنگ اندازی می کردند، روحانی، هم مورد تایید رهبر، سپاه، بسیج، محافظه کاران، رادیکال ها و هم مورد قبول اصلاح طلبان است.

 شاید روحانی همان برنامه  و نقشه ای است که سپاه و خامنه ای طراحی کرده اند تا بر روی آتش برخواسته در گوشه و کنار کشور، آب سرد بریزند و سوپاپ های اطمینان را همچون دوران خاتمی باز کنند تا خطر داخلی و خارجی را از سر ایران و حاکمیت اسلامی به دور  برانند.

با این حال، این انتخابات و روزها، ماه ها و سال های بعد از آن، ممکن است فرصت بسیار مناسبی باشد تا ما خواست ها و حقوق ملت آذربایجان را فریاد بزنیم. باید برای تامین منافع ملت آذربایجان از هر روزنه ای استفاده کنیم و هیچ روزنه ای را به روی خود نبندیم، مگر آن که دولت ببندد.

اگر حضور روحانی کوچکترین روزنه ای را باز می کند، باید بسرعت از آن بهره ببریم. در این راستا می توان اقدام های زیر را انجام داد:

الف - به تشکیل اجزاب و جمعیت های سیاسی اقدام شود و از دولت جدید، مجوز برای فعالیت احزاب آذربایجان محور گرفته شود. این دولت، در ابتدای کارش، خود را مردمی تر نشان خواهد داد و به بسیاری از تقاضا ها جواب مثبت خواهد داد. اگر با یک صد تقاضا برای فعالیت احزاب رو به رو شود، ممکن است به ده تقاضای تاسیس حزب سیاسی مجوز فعالیت بدهد.

ب - باید برای فعالیت صدها "ان. جی او" یا سازمان ها و نهادهای مدنی و اجتماعی مستقل از دولت خیز برداشت. باید این حرکت  با نام هر شهری و در همه شهرهای ریز و درشت آذربایجان و حتی مناطق فارس نشین و مناطقی که آذربایجانی ها درآن جا در اقلیت هم هستند، رخ دهد. 

ج - تمامی کتاب ها و ترجمه هایی که از اول جمهوری اسلامی تا کنون برای دریافت جواز انتشار ارسال شده و رد یا سانسور شده بودند یا تا به حال، برای اخذ مجوز چاپ و نشر ارسال نشده بودند را آماده کرده و برای اخذ مجوز دوباره ارسال دارید.

د - ده ها درخواست برای تاسیس انتشارات به زبان تورکی و چاپخانه ها در شهرهای کوچک و بزرگ به اداره های ارشاد محل سکونت خودتان بدهید. هر کس می تواند در چند شهر و استان به این کار اقدام کند.

ه - هر کس که دارای لیسانس در یک رشته است، درخواست تاسیس خبرگزاری، روزنامه یا مجله ای را به اداره های ارشاد محل سکونت خود و  تهران بدهد و آماده آغاز فعالیت، انتشار کتاب ها، روزنامه ها و مجله های تخصصی در باره مسایل آذربایجان باشد.

ی - بهتر است تا انجمن ها و ان جی اوهایی برای پیگیری خواست های ملت آذربایجان از دولت جدید، در همه شهرها تاسیس شوند و با دولت و نمایندگان آن در شهر خود، استان با در مرکز در تماس بوده و آن ها را تحت فشار قرار دهید تا به وعده های خود عمل کنند.

ن - گر چه "فرهنگستان زبان آذری" همان چیزی نیست که ما می خواهیم اما می توان با تغییر اندکی در ترکیب واژگان، مانند "فرهنگستان زبان و ادب آذربایجان" یا "فرهنگستان زبان و ادب شهر ..." یا "فرهنگستان زبان و ادب استان ..." یا با عناوین دیگر تشکیل داد یا دولت را برای انجام قول هایی که به مردم داده، تحت فشار قرار داد. هر قدمی که دولت عقب نشیند و ملت ما پیش برود، جای پا برای قدم بعدی ایجاد خواهد کرد.

م - ممکن است پیشبرد اهداف و خواست های سیاسی ملت آذربایجان در مناطق مختلف دشوار بوده و با مقاومت هایی رو به رو شود ولی ان جی اوهایی که در زمینه های اقتصادی، مدیریت، حقوق شهروندی، محیط زیست و ... تشکیل شوند، آسوده تر فعالیت کرده و راه را برای فعالیت های گسترده تر در آینده باز خواهند کرد.

و - ان جی او هایی که در باره جلوگیری از مهاجرت آذربایجانی ها از این منطقه یا مهاجرت معکوس از دیگر نقاط به آذربایجان یا در مورد حذب سرمایه از دیگر نقاط به آذربایجان یا در باره ایجاد اشتغال، در باره طراحی  رایگان تولید محصولات با هزینه کم برای ایجاد اشتغال و  تولید و... ایجاد شده باشند، کارها را بهتر پیش خواهند برد.

ژ - در همه شهرها، ده ها "ان جی او" برای دفاع از دریاچه ارومیه و منابع طبیعی خود آن منطقه، شهر و روستاها تشکیل دهید و به دولت در راستای اهداف خود فشار بیاورید.

ز - برای دفاع از فعالان مدنی و سیاسی و زندانیان آذربایجانی وارد فعالیت های جمعی شوید. شاید بهترین راه آن خواهد بود که برای دفاع از حقوق همه زندانیان، ان جی او ها و کانون هایی تشکیل شوند تا در سایه حمایت از حقوق همه زندانیان غیر سیاسی، بتوانند از حقوق زندانیان سیاسی و مدنی آذربایجانی هم راحت تر دفاع کنند.

ط - ان جی او هایی برای بازگرداندن نام های شهرها، روستاها، کوه ها، دره ها، دشت ها، آب ها، غارها، رودها، چشمه ها، و ... به نام های قدیمی و آذربایجانی در هر روستا و شهر تشکیل بدهید. نام ها و اسامی تاریخی آذربایجانی را شناسایی کرده، منتشر کنید.

ظ - جمعیت هایی را برای مطالعه و  تعیین حدود و ثغور تاریخی آذربایجان با همسایه های تاریخی آن، تشکیل داده و مطالعات علمی و تاریخی انجام داده و نتایج آن ها به شکل کتاب و مقاله منتشر کنید تا برای آینده، مطالعات، اسناد و مدارک  تهیه شوند.

ل- ضرورت تشکیل ان جی اوهایی برای مطالعه دسته جمعی داستان، رمان، شعر، برای نوشتن شعر، داستان و رمان و آموزش آن ها بشدت حس می شود.

ص - تشکیل ان جی اوهایی برای مطالعه، آموزش و بحث بر روی مباحث فلسفی مدرن و پسا مدرن و اندیشه های سیاسی قرون جدید لازم بنظر می رسد.

ظ - انجمن هایی برای آموزش علوم مختلف، بخصوص عکاسی، فیلمبرداری مستند و خبرنگاری ضروری است.

ض - تاسیس جمعیت هایی برای برپایی مسابقه های جایزه دار در زمینه های انجام کارهای تحقیقی، ترجمه، مطالعه، آموزش و ... لازم است تا به مردم و جامعه، انگیزه های لازم برای مطالعه و آگاهی در باره  ادبیات، تاریخ، یادگیری زبان تورکی آذربایجان و کاربرد آن  و... بدهد.

ش - مراکزی برای ترویج و آموزش ترجمه از زبان های دیگر به تورکی بسیار مبرم بنظر می رسد.

مردم آذربایجان باید برای هر احتمالی در سیاست های دولت مرکزی ایران آماده باشند. نباید مایوس شوند. باید بدانند که این دولت، متعلق به آنان نیست و با بسیاری از خواست های آنان مخالفت خواهد کرد ولی با این حال، اگر در چند جا جواب منفی گرفتند، می توانند در دیگر نقاط  آذربایجان و ایران همان حقوق و خواست های خودشان را با نامی جدید پیگیری بکنند. اما انتظار معجزه از فارسگرایان مرکزگرا نباشید ولی چون احتمال رد تقاضاها زیاد است، نباید دست روی دست گذاشت و احتمال ها را امتحان نکرد.    


سیاستمدار ایرانی باید واقعیت ناسیونالیسم ملت ها را بپذیرند










در سایه فعالیت های رسانه های استقلال طلب، نویسندگان و فعالان سیاسی وابسته به ملت های تورک، عرب، بلوچ، کرد، ترکمن و ... اکنون و در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در ایران، سخن گفتن از حقوق "اقلیت ها" به فرهنگی عمومی و سیاسی بدل شده است. 

فرهنگی که مدت ها قبل، سخن گفتن در باره آن، جرم سیاسی بود و بسیاری از جوانان این ملت ها، به خاطر دفاع از حقوق ملت تورک، عرب، بلوچ، ترکمن، کرد و ... زندانی هستند.

گر چه رسانه های فارسی زبانی مانند  رادیو "دویچه‌ وله" آلمان اعلام می کند: موضوع‌ حقوق قومیت‌ها به مهم‌ ترین بحث‌ تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری رقیب در مناطق قومی کشور تبدیل شده است.

اما به نظر می رسد که رسانه های وابسته به "اندیشه استعمارگری ایرانی و فارسی"، همانند خود کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران، نمی خواهند اصل موضوع را بشکافند.

آن ها می گویند که "مهدی کروبی و میرحسین موسوی وعده داده بودند که در صورت احراز مقام ریاست جمهوری، امکان تدریس زبان مادری اقوام را فراهم می‌کنند. میرحسین موسوی علاوه بر پوشیدن لباس ترکمن‌ها، تلاش کرد به زبان ترکی آذری نیز سخن بگوید."

دویچه وله در شهامتی ستودنی، این مقاله را نوشته و در بخشی از آن از حقوق اقوام حمایت کرده است. در جایی از همین نوشته، دویچه وله علاوه می کند: "شورای عالی انقلاب فرهنگی که به ریاست احمدی نژاد، حتی مصوبه‌ی تدریس زبان‌های مختلف اقوام را تصویب کرد. اما نه  موسوی و کروبی امکان تحقق وعده خویش را یافتند و نه مصوبه‌ی احمدی نژاد اجرا شد."

اگر همه این گفتار ها و بازی ها را فیلم و سر کاری ندانیم و به صداقت موسوی، کروبی و احمدی نژاد باور داشته باشیم، باز هم آنان و سیستم سیاسی فارس محور، دانسته و ندانسته، دروغ می گویند و نمی خواهند حقوق ملت هایی که لباس شان را به تن کرده و یا به زبان آنان سخن گفته اند را تامین کنند.

دلایل این ادعا از این قرارند:

الف: این مدعیان حقوق ملت های غیر فارس، از حقوق "ملت ها" سخن نمی گویند بلکه از حقوق "اقوام" حرف می زنند. می دانیم و در کتاب های درسی از دوره ابتدایی تا پایان دوره های دانشگاهی خوانده ایم و یاد گرفته ایم که "اقوام، دسته های کوچکی از مردم هستند." به خاطر همین تعداد اندکشان هم از آنان با عنوان "قوم" و "اقلیت" سخن می گویند. همین دو واژه، نمایانگر آن است که این ها دارای حقوق برابر با ملت یا قوم پر تعداد (فارس) نیستند و نمی توانند برابر و یکسان باشند و این ملت برتر، فارس ها هستند.
در بعضی از کشورها "اجتماعاتی" هستند که تعداد آدم های عضو آن جامعه، بسیار اندکتر از دیگر جوامع، در همان کشور هستند اما بر عکس ایران که به ملت ها، مارک "اقلیت" و "قوم" را می چسبانند، در آن کشورها از واژه "ملت" و "حقوق برابر" سخن می رود.

نمونه بارز و موید این ادعا، کشور کانادا است که کوچکترین ایالت و کشور تشکیل دهنده کانادا را برابر و مساوی با بزرگترین سرزمین با انسان های بسیار زیاد می داند.

 کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه و تحت تاثیر تبلیغات نژادپرستانه فارسیسم در رسانه ها و نهادهای به ظاهر بی طرف آموزشی، به این باور رسیده اند که این ملت ها "قوم" و "اقلیت" هستند و حق ندارند از حقوق و مزایایی که فارس ها در همه جای ایران از آن بهره می برند، بهره مند شوند و این قوم ها و اقلیت ها حق ندارند از همان مزایا و امکانات به طور یکسان با فارس ها استفاده کنند.
  
در حقیقت، سیاستمداران، نامزدان ریاست جمهوری و فعالان سیاسی در ایران و ایرانیان خارج از کشور، خواسته و ناخواسته نژادپرست هستند و به بی عدالتی سیاسی اعتقاد دارند و معتقدند که   اقلیت ها و اقوام، نباید دارای حقوق یکسان و همانند با فارس ها باشند.

تا آن زمانی که روشنفکران، فعالان سیاسی و نامزدان رده های مختلف سیاسی در ایران، به جای "قوم" از واژه "ملت" استفاده نکرده و اعلام نکرده اند که ملت ها در همه ابعاد زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، تربیتی، توسعه، رفاه، بهداشت، محیط زیست و ... برابر بوده و از حقوق و مزایای یکسان و صد در صدی و برابر برخوردار خواهند بود، به تبعیض نژادی معتقدند.

حتی اگر این گرایش یک صدم درصد به نفع فارس ها سنگین باشد، کفه ترازو به نفع نژادپرستی فارسیسم سنگینی خواهد کرد. در نتیجه، نمی توان به این فعالان سیاسی برای رهایی همه جانبه  از یک قرن استعمار ملت های غیر فارس امید بست.

ب: حد اکثر خواست این کاندیداها اجرای "قانون اساسی" و در باره حقوق ملت های غیر فارس ، اجرای "اصول 15 و 19 قانون اساسی" است. در این اصول به انسان ها و جوامع تورک، عرب، ترکمن، بلوچ، کرد و ... تنها اجازه داشتن آموزش در مدارس "در کنار زبان فارسی" داده شده است.

آوردن "در کنار زبان فارسی"  دراین اصول، بر تداوم تبعیض "تاکید" می کند و خواهان تداوم استعمار است. چرا که در این اصول، به حقوق برابر ملت ها با زبان های مختلف پرداخته نمی شود. بلکه اصل و اساس، هم در قانون اساسی و هم در ایران، زبان و فرهنگ فارسی است و در سایه زبان، فرهنگ و ملت فارس، و البته، در مراتب بسیار پایین تر، زبان دیگر ملت ها قرار دارند.

این، به آن معنا است که در نظر نویسندگان قانون اساسی، فارس ها دست بالا و برتر را بر دیگر ملت ها داشته است و باید این برتری فارس ها تداوم داشته باشد.

در نتیجه، زبان، فرهنگ و تمدن دیگر ملت ها در سایه و حمایت زبان، فرهنگ و تمدن فارس ها و تا آنجایی که این زبان و فرهنگ اجازه می دهد، می توانند رشد کنند.

بدین ترتیب، دیگر زبان ها و ملت ها، نه تنها اصیل نیستند و نه تنها دارای حق و حقوق یکسانی با زبان، فرهنگ، تمدن و ملت فارس نیستند، بلکه بمانند طفیلی ای هستند که نیازمند لطف فارس زبانان و حس گدا پروری و انسان دوستانه آنان هستند تا زنده بمانند. وگر نه، محکوم به نابودی به نفع فارس ها هستند.

همین نگرش، اندیشه، جهان بینی و احساس است که همین امروز هم تفکر نژاد پرستی و برتری نژادی فارس ها بر تورک ها، عرب ها، بلوچ ها، کردها، و ...  را تداوم می دهند.

ج: اصول 15 و 19 قانون اساسی، به این ملت ها حق استفاده از زبان "محلی" را در همان منطقه و تنها "در کنار زبان فارسی" و تنها در "مدارس" و تنها در آموزش "ادبیات" آن محل و همچنین  برای استفاده در "مطبوعات" اجازه می دهد.

این زبان ها نمی توانند در ادارات محلی و به عنوان زبان رسمی و اداری در همان منطقه بکار رفته و مورد استفاده کل جامعه و در همه زمینه های زندگی اجتماعی قرار گیرند. اسناد دولتی به این زبان ها نخواهند بود و قوانین هم در این زبان ها نوشته نخواهند شد.

د: قانون اساسی و فارس ها، تنها به  ادبیات محلی و آن هم در جنبه آموزش "زبان" به مانند زبان انگلیسی در ایران و برای استفاده در "مطبوعات" محلی اجازه می دهند. اما به تاریخ، تمدن، فرهنگ، اقتصاد، بهداشت، دین، اخلاق، آداب و رسوم و ... منطقه اجازه رشد داده نخواهد شد. کاندیداهای ریاست جمهوری هم آگاهانه، در این باره سخن نمی گویند.

ه: نامزدهای ریاست جمهوری در ایران نمی خواهند در مورد مدیریت های بومی سخن بگویند که باید به انتخاب مردم منطقه و از میان خودشان و بر اساس نیازها و خواست های مردم منطقه  خواهد بود. منطقی است که خواست های مردم این منطقه می توانند در مقابل خواست های  مرکز و تهران هم قرار بگیرند.

ل: این نامزدها و ملت فارس می دانند که ملت های تورک، عرب، بلوچ، ترکمن، کرد و ... در یک قرن گذشته تحت استعمار فارس ها بوده اند و همه داشته های تمدنی، تاریخی، ادبی، معماری، هنری، انسانی، حقوقی، اقتصادی و ... این ملت ها یا  به نفع فارس ها از بین رفته و یا بسیار تضعیف شده اند.

در این میان، حس ناسیونالیسم در میان این ملت ها، به نفع ناسیونالیسم فارس عقب نشینی کرده است که باید رشد کرده و شکوفا شود. چرا که جز در سایه رشد این احساس انسانی، توسعه سریع در این مناطق به عمد و از طرف فارس ها عقب نگه داشته شده، امکان پذیر نخواهد بود.

 باید و خواهی نه خواهی، حس ناسیونالیسم در این مناطق و به نفع خود ملت های مناطق رشد کند. رشد این احساس و این ناسیونالیسم با منافع کوتاه مدت و میان مدت فارس ها همخوانی ندارد و آنان هر چه قدر هم که در ظاهر آدم های "دمکراتی" باشند، باز هم نمی توانند این دستاورد ملت ها را بپذیرند.

علت این که از دوران رضا شاه تا خامنه ای و تا همین روزها، فارس ها با آموزش و رسمی شدن زبان ملت های تورک، عرب، کرد، ترکمن، بلوچ و ... مخالفت می کنند و نمی خواهند این زبان ها در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده شوند، این است که می دانند، "زبان"، سمبل خواست و اراده ملت ها است و با رشد آن، دیگر خواست ها هم از زیر لایه های خاکستری که استعمار فارس بر روی آن خواسته ها ریخته بود، زبانه خواهند کشید و به "ناسیونالیسم ملی" در آن مناطق دامن خواهد زد.

فارس ها و سیاستمداران فارسگرا از رشد همین احساسات و ناسیونالیسم ملی می ترسند و آن را سر آغاز تجزیه ایران می دانند و بر همین اساس هم است که با هر نوع پیشنهاد برای تقسیم قدرت مرکزی در ایران مخالفت می کنند. چرا که فارس ها و فارس محوران، با رشد همه جوانب حقوق ملت های تورک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و ... ساکن ایران مخالفت هستند.





سنگسار از قانون حذف نشده است







سال ها است که نهادهای مدنی و فعالان حقوق بشر برای حذف سنگسار از قانون مجازات اسلامی تلاش می کنند و اخیرا در رسانه ها جشن گرفتند که این مبارزه های اجتماعی به ثمر رسیده و "سنگسار"  زنان و مردان در قانون جدید مجازات اسلامی حذف شده است.

 اما وکیل و مدافع ده ها فعال سیاسی و مدنی آذربایجانی: موسی برزین خلیفه لو که مجبور به ترک وطنش: "آذربایجان جنوبی" شده است در گفتگو با تلویزیون آذربایجان جنوبی ؛ "گوناز تی وی" این خبر را نادرست خواند و گفت: قوه قضائیه تلاش کرده است تا در ظاهر، قانون را نرم نشان دهد اما در اصل، حکم سنگسار، همچنان به قوت خودت باقی است.

این وکیل آذربایجانی افزود: حکم سنگسار از قانون حذف شده است اما قانونگذار مجازاتی برای آن جرم تصویب نکرده است و در یکی از مواد قانون جدید مجازات اسلامی اعلام کرده که اگر حکم جرمی نامعلوم بود، دادگاه ها باید به اصل 167 قانون اساسی برای بدست آوردن حکم قانونی یا شرعی آن جرم مراجعه کنند.

اصل ۱۶۷ قانون اساسی ایران می گوید: "قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و نمی‌تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد."

موسی برزین معتقد است که قانون مجازات اسلامی جدید که دو سال قبل تصویب شده بود، با ارجاع مشکوک این مجازات به اصل 167 قانون اساسی، قضات را به منابع معتبر اسلامی یا فتوای روحانیان ارجاع داده است که دادگاه ها در 34 سال گذشته به رساله "تحریر الوسیله" روح الله موسوی خمینی استناد می کردند و استناد می کنند. 

 مجازات زنان و مردان زناکار در فتوای آیت الله روح الله موسوی خمینی؛ رهبر قبلی جمهوری اسلامی سنگسار است.  

دولت در هر ماه از یارانه های پرداختی به مردم چقدر می دزدد؟








بنا به گفته جعفر قادری؛ نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی  و سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور، دولت میزان یارانه های پرداختی به مردم را تا نصف مبلغ فعلی، کاهش خواهد داد.

 حال، سوال این است که دولت پول برای پراخت یارانه ها به مردم را از کجا بدست می آورد که در هر ماه برای هر فرد ایرانی، 45 هزار و 500 تومان پرداخت می کند؟
جواب این است:  دولت با زرنگی تمام سوبسیدی را که بیش از 50 سال بر همه کالاها و خدمات اجتماعی پرداخت می شد را قطع 
کرده است و همه آن مبالغ پرداختی به سوبسیدها را باید پس انداز بکند. اما دولت ایران اعلام کرده است که سوبسیدها را حذف کرده و به جای سوبسید، یارانه نقدی به مردم خواهد داد تا گرانی های حاصل از حذف این سوبسیدها را تعدیل و ملایم کند.

دولت ایران اعلام نکرده است که مجموعه سوبسیدی که تا قبل از حذف سوبسیدها در همه زمینه ها به هر ایرانی پرداخت می شد، چه قدر بوده است که دولت می خواهد با پرداخت 45 هزار و 500 تومان، آن همه سوبسیدها را جبران کند.

علاوه بر آن که خود دولت با آزاد کردن قیمت محصولات و خدمات مورد نیاز جامعه، نه تنها آن کالا و خدمات را گران می کند که فشار روانی حاصل از این گرانی ها از طرف دولت، به گرانی های بیشتر در جامعه دامن زده و چند درصد بیشتر نیز بر میزان تورم و گرانی ها می افزاید که دولت بابت این بخش از گرانی هایی که بر جامعه تحمیل می کند، هیچ مبلغی به مردم نمی پردازد.

در این حال، جعفر قادری؛ نماینده مردم شیراز در مجلس و سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور، روز شنبه - 14 اردیبهشت 1392 - اعلام کرده است که میزان یارانه پرداختی به مردم از طرف دولت و در ماه های آینده کاهش خواهد یافت اما این نماینده شیراز نگفته است که کاهش یارانه چند هزار تومان یا چند درصد خواهد بود؟

اما از گفته های این نماینده بر می آید که دولت ایران از محل حذف سوبسیدها، 50 هزار میلیارد تومان در این سال درآمد کسب خواهد کرد اما بنا به گفته های او: قرار نیست تا دولت همه این مبلغ را به مردم باز گردانند.

چرا که به گفته سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال 1392 ، "مقرر شد ۱۰ درصد از این درآمد به بخش بهداشت و درمان یعنی تا مبلغ ۵ هزار میلیارد تومان برای کمک به بخش سلامت اختصاص یابد."

پس دولت از محل گران فروشی کالاها و خدمات به مردم که در گذشته پول بخشی آن ها را پرداخت می کرد، 5000 میلیارد تومان به بهداشت و درمان اختصاص خواهد داد که جزو خدمات دولتی و ضروری برای مردم است و دولت باید  هر سال این هزینه ها را در بودجه رسمی خود منظور کند.

به این ترتیب، دولت ایران در هر ماه از حساب هر ایرانی (اگر 76 میلیون نفر محاسبه شود) 5482 تومان برداشت خواهد کرد و برای بهداشت و درمان در نظر خواهد گرفت. امید که نه تنها دارو و درمان گران نشوند، بلکه، همه احاد ایرانی تحت پوشش بیمه تکمیلی و رایگان قرار بگیرند. چرا که در هر ماه هر نفر 5 هزار و 482 تومان قبل از آن که پایشان به بیمارستان ها بکشد، پرداخت می کنند.

اما اگر تعداد ایرانی های مشمول یارانه را 66 شش میلیون نفر در نظر بگیریم، نتیجه معادله ها اندکی تغییر خواهد کرد. چرا که خود دولت اعلام کرده است که مدت هاست به 10 میلیون ایرانی یارانه پرداخت نمی کند. در این صورت، دولت در هر ماه از حساب هر ایرانی 6313 تومان بر می دارد. ولی ما نمی دانیم چرا آنان را بیمه کامل نمی کند؟ 

نماینده شیراز افزود: همچنین مقرر شد، ۵۰ درصد به خانوارها یعنی تا مبلغ ۲۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان اختصاص یابد.
بر این اساس، اگر تعداد جمعیت ایران را 76 میلیون نفر فرض کنیم، دولت ایران می خواهد از محل گرانفروشی دولتی کالا و خدمات به مردم، در هر ماه برای هر ایرانی 24 هزار و 671 تومان بپردازد.

این در حالی است که اگر دولت می خواست درآمدهای حاصل از گرانفروشی دولتی (50 هزار میلیارد تومان) را در بین مردم تقسیم کند، باید به هر نفر از 76 میلیون ایران، در هر ماه 54 هزار و 894 تومان پرداخت می کرد. 

 سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال 1392 علاوه کرده است: 30 درصد از این درآمدها یعنی تا مبلغ ۱۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان به بخش صنعت و تولید تخصیص خواهد یافت.

بدین ترتیب، دولت نه از کارگران و طبقات فقیر که از طبقات صاحب ثروت حمایت می کند. بنا بر این، صاحبان کارخانه ها هم از گرانفروشی ناشی از تاثیر حذف سوبسیدها سود خواهند برد و هم از تورم ناشی از اعمال فشار روانی خذف سوبسیدها و هم از دولت پول نقد خواهند گرفت.

در نتیجه، دولت همه کالاها و خدمات را به مردم گران تر خواهد فروخت تا در هر ماه از هر 76 میلیون ایرانی 14 هزار و 802 تومان دزدیده و به صاحبان ثروت و تولید بپردازد تا از آن ها حمایت کند. 

نام این حمایت را هم "حمایت از تولید داخلی" گذاشته اند. اما ملت می داند که کارخانه ها و کارگاه های تولیدی یکی بعد از دیگری متوقف می شوند و یا کارگرانشان را اخراج می کنند.

وقتی صاحب یک کارخانه تولیدی و صاحب ثروت می تواند بدون پرداخت پول به کارگران، در هر ماه از حساب هر ایرانی در حدود 15000 تومان بردارد، چرا باید به فکر تولید باشد و بخشی از پول خود را به کارگران بدهد؟ هر کس جای او بود، کارگران را اخراج می کرد تا فقط پول مفت را از دولت بگیرد یا اعلام ورشکستگی کند.

اگر این 13 هزار و 500 میلیارد تومان را در بین 66 میلیون ایرانی تقسیم کنیم، سهم هر ایرانی در هر ماه 17 هزار و 45 تومان خواهد شد که از جیب فقرا در آورده و به ثروت مندان داده می شود.

 به گفته نماینده شیراز در مجلس: ۲۰ درصد باقیمانده یعنی ۹ هزار میلیارد تومان از درآمدهای دولت از محل حذف یارانه ها، برای کمک به بودجه دولت اختصاص خواهد یافت.

جالب آن است بدانیم که دولت های قبلی در زمان اجرای سوبسیدها برای همه کالاها و خدمات، مجبور بودند، همه بودجه های مورد نیاز خودشان را از منابعی تامین کنند اما با خشکیدن منابع درآمدی این دولت، حاکمیت، با خدف سوبسیدها، گرانی و تورم را به مردم تحمیل کرده و بخشی از بودجه هایش را اما و به طور مستقیم از ملت می دزدد.

با این حال به روی خود نمی آورد که تامین بخشی از بودجه بهداشت و درمان هم از بودجه های دولتی نیست و مردم با خریدن کالاها و خدمات گران دولتی، هزینه های آن ها را می پردازند. اما دولت در کمال پر رویی ادعا می کند که تنها 9000 میلیارد تومان از محل حذف سوبسیدها به بودجه دولت کمک خواهد شد.

به این ترتیب، دولت ایران در هر ماه از حساب هر ایرانی (76 میلیون نفر ایرانی) 9868 تومان برای بودجه های نامعلومش برداشت خواهد کرد. نام این بخش را "بودجه" گذاشته اند تا معلوم نباشد که دولت در کجاها هزینه خواهد کرد. شاید برای سرکوب ملت بکار رود. شاید برای کمک به بشار اسد برای کشتن عرب ها بکار رود. شاید هم تنها برای سرکوب بیشتر مبارزان ملت های تورک، عرب، بلوچ، ترکمن و ... و تضییع حقوق انسانی این ملت ها بکار خواهد رفت.

اگر این 9000 میلیارد تومان را بر 66 میلیون ایرانی تقسیم کنیم، دولت در هر ماه از حساب هر ایرانی 11 هزار و 363 تومان بر می دارد تا با تکیه بر این مبالغ، حقوق انسانی آنان را هر چه بیشتر ضایع سازد.

این نماینده تاکید کرد: طبق مصوبه کمیسیون تلفیق، یارانه پرداختی به هر فرد در هر ماه نباید بیشتر از عملکرد سرانه بهمن 1391 باشد. یعنی ۲۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی که قرار است در طول ۱۲ ماهه سال ۹۲ به هر ایرانی و بر طبق قانون هدفمندسازی یارانه‌ها پرداخت شود.

بنا بر این، مجلس تصمیم گرفته است تا به هر نفر ایرانی (اگر تعداد ایرانیان را 76 میلیون نفر بدانیم) در هر ماه 27 هزار و 985 تومان بدهد که در هر ماه 17  هزار و 515 تومان کمتر از 45 هزار و500 تومان ماه های قبلی خواهد بود. اگر متوسط هر خانوار ایرانی را 5 نفر فرض کنیم، دولت ایران، در هر ماه از هر خانواده 5 نفره 87 هزار و 575 تومان خواهد دزدید.  

اگر تعداد ایرانیان یارانه گیر را 66 میلیون نفر بدانیم، سهم هر کدام 28.409 تومان خواهد بود که باز هم نسبت به ماه های قبل که 45.500 تومان دریافت می کردند، 17.091 تومان کمتر خواهند گرفت.

نماینده شیراز گفته است: اگر دولت بخواهد همان یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی را به خانوارها پرداخت کند، باید تعداد دهک‌ها را کاهش دهد (تعداد کسانی که طبق محاسبه های دولت درآمدشان در لایه های متفاوتی دسته بندی شده اند) یا این که کلا میزان یارانه نقدی پرداختی به مردم کاهش یابد.

حال می دانیم که سهم هر ایرانی (البته 66 میلیون نفر) از 50 هزار میلیارد تومان در هر ماه  63 هزار و 131 تومان خواهد شد اما می دانیم که دولت ایران 45500 تومان می دهد و بقیه را که 17631 تومان است را می دزدد. حال باید دید که دولت ایران در روزهای آینده  از هر ایرانی در هر ماه چقدر می دزدد؟

اگر تعداد مردم آذربایجان را 30.000.000 یا 35.000.000 میلیون تن بدانیم، می توانیم مجاسبه کنیم که دولت ایران در هر ماه از ملت آذربایجان چه میزان می دزدد.





دولت ایران با دارو و سلامت بیماران بازی می کند






در پی اصرار ایران با ساخت بمب اتم و حمایت از تروریست ها در سطح بین المللی، سازمان ملل متحد و کشورهای غربی ایران را تحریم کرده اند و هر از مدتی، بر فشار تحریم ها می افزایند اما این تحریم ها شامل دارو و مواد غذایی نمی شود ولی رژیم ایران از این فرصت استفاده می کند تا دلارهای بدست آمده را صرف دارو و درمان نکرده و به واردات اتومبیل ها و لوازمی اختصاص دهد که حکومت، مدیران حکومتی و خانواده های آن ها نیاز دارند. 

به گفته ایرج خسرونیا؛ رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران "دولت می خواهد، ارز لازم برای واردات داروهای ضروری را به جای 1200 تومان با 2400 به شرکت ها واردات دارو  و کارخانه های تولید دارو بفروشد." 

به گفته او، همین سیاست دولت باعث شده تا شرکت ها و کارخانه های دارو از ترخیص داروها از گمرک های ایران خودداری کنند. چرا که این شرکت ها و کارخانه ها در پی سودهای مالی کلان خود هستند و هر چه ارز را ارزانتر بخرند، سود بیشتری نصیب آن ها خواهد شد.

او ادعا می کند که بسیاری ازشرکت های دارو سازی نمایندگی های خود در ایران را بسته اند و علت آن را هم "نداشتن سود دارو در ایران  و  پرداخت نشدن به موقع طلبشان" اعلام کرده اند. 

ایرج خسرونیا؛ رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران علاوه می کند: این در حالی است که معاون سابق سازمان غذا و دارو بخشنامه‌ای را مصوب و اعلام کرده که شرکت‌های دارویی خارجی حق تبلیغ داروهایشان در ایران را ندارند و این به معنای آن است که ما یک عقب گرد ۱۰۰ صد ساله به گذشته خواهیم داشت.

به گفته خسرونیا؛ هزینه‌های بسیاری از کنگره‌های علمی و پزشکی را شرکت‌های دارویی تامین می‌کنند و وقتی آن ها نتوانند در ایران داروهایشان را تبلیغ کنند، بسیاری از این کنگره‌های علمی و پزشکی هم برگزار نخواهد شد که برای متخصصان ایرانی ضروری هستند.

رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران افزوده است: یک پزشک باید از داروهای جدید برای درمان بیماران خود مطلع شود و اگر این داروهای جدید تبلیغ نشود، مسلماً دانش پزشکی کشورمان یک عقب گرد ۱۰۰ ساله به گذشته خواهد داشت.

در عین حال که دکتر ایرج  خسرونیا بخشنامه و مصوبه معاونت غذا و دارو برای جلوگیری از تبلیغ شرکت‌های داروی خارجی را نادرست خواند، بیان داشت: این تصمیم بر این مبنا اتخاذ شده که پزشکان از داروهای جدید خارجی اطلاع نیابند تا آن ها را برای بیمارانشان تجویز نکنند. زیرا کشور در حال حاضر دچار مشکل ارز است و نمی‌تواند این داروها را وارد کند. در حالی که این روند صحیح نیست و بهتر است مجلس و دولت هر چه سریعتر ارز دارو را مشخص کنند و یک شبه، تصمیمات عجیب و غریب نگیرند.




در بنیاد شهید 185 میلیارد تومان حیف و میل شد






امیر خجسته؛ نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی گفت: : عدم شفافیت در عملکرد رئسای بنیاد شهید و جانبازان، وجود شائبه های مختلف در بخش‌های اقتصادی بنیاد شهید ، کشف اختلاس ۱۵ میلیارد تومانی و حیف و میل بیش از ۱۷۰ میلیارد  تومان از دارایی های بانک دی در صرافی ها باعث این تحقیق شده است.

او در رابطه با وضعیت 170 میلیارد تومان هم گفت:  این رقم از طرف صرافی های خاصی به کشور امارات و شهر دبی انتقال داده شده که در این رابطه تعدادی از افراد دستگیر شده اند و عده ای دیگر به خارج از کشور فرار کرده اند.

بنیاد شهید و امور جانبازان انقلاب اسلامی یکی از سازمان های وابسته به علی خامنه ای است که "تقدیس" می شود و رهبر ایران و مسئولان این سازمان به نهادهای نظارتی اجازه بازرسی و حسابرسی در این نهاد را نمی دهند. اما ظاهرا اش در این بنیاد به قدری شور شده که خامنه ای و مسئولان این تشکیلات اجازه حسابرسی و تحقیق در این سازمان را صادر کرده اند و بعد از 34 سال غارت اموال و پول های مردم به نام "شهدا و جانبازان"، اجازه تحقیق و تفحص از این تشکیلات صادر شده است.

در این رابطه، یکی از نمایندگان مجلس، سوء مدیریت، اهمال کاری در درمان ایثارگران و جانبازان، انتصاب افراد غیر‌صلاحیت دار را از مهمترین محورهای تحقیق و تفحص از بنیاد شهید دانست.

این سخنان در حالی بیان می شود که برای سال ها، خانواده شهدا و جانبازان مورد توجه این تشکیلات نبود و بخش اعظم بودجه آن صرف خانواده های عراقی، لبنانی و فلسطینی می شد و مطبوعات تهران پر از گلایه های جانبازانی بودند که از نبود دارو و درمانشان و گرانی آن ها شکایت می کردند و حتی "گوناز تی وی " هم در رابطه با مسایل درمانی آنان برنامه مستقلی را پخش کرد.

این نماینده  مجلس نهم، سوء مدیریت شدید در بخش درمانی جانبازان را از دیگر نقاط ضعف بنیاد شهید خواند و گفت: شهادت غریبانه برخی از جانبازان و ایثارگران به دلیل اهمال کاری های انجام گرفته از سوی بنیاد شهید از دیگر مواردی است که در تحقیق و تفحص از بنیاد شهید و امور ایثارگران مطرح است.

به نظر می رسد، علت اجازه به مجلس برای سر درآوردن از حساب و کتاب های این تشکیلات عریض و طویل، نزدیکی هر چه بیشتر به جنگ با غرب است و رهبران ایران می خواهند تقصیر تمامی کوتاهی ها و حیف و میل های 185 میلیارد تومانی را از گرده علی خامنه ای برداشته، بر گردن چند کارمند بگذارند و با محکوم کردن آن ها، خامنه ای را مدافع حقوق رزمندگان سابق نشان دهند و به مردم تفهیم کنند که اگر در جنگ احتمالی با غرب شرکت کنند و شهید یا ناقص شوند، هزینه زندگی خانواده آن ها و درمان نقص عضو و جانبازی آنان تامین خواهد شد.

نماینده همدان، فامنین وقهاوند در مجلس شورای اسلامی، افزود: برخلاف تصوراتی که در برخی افراد جامعه در مورد رفاه ایثارگران وجود دارد، بی عدالتی در مورد ایثارگران و خانواده شهدا موج می زند

امیر خجسته ، طراح تحقیق و تفحص از بنیاد شهید و امور ایثارگران، در باره مقاومت های این بنیاد در چهار سال گذشته در مقابل خواست نمایندگان گفت: پس از تشکیل مجلس نهم ، جلساتی با مدیران بنیاد شهید و امور ایثارگران داشتیم و خواستار رسیدگی به مسائل امور ایثارگران شدیم اما متأسفانه هیچ اقدامی در این زمینه انجام نشده است.



در باره استخراج نفت در سرزمین های آذربایجان جنوبی چه موضعی باید گرفت؟







پان فارسیسم، از سرزمین های الاهواز، نفت استخراج کرده است اما به جای آن که بر آبادانی الاهواز همت کند، بر ویرانی و استعمار عمیق تر آن ناحیه تلاش کرده و می کند. 

برای حفاظت از نفت و درآمدهای سرشار آن، مدت ها است که می خواهد با کشتن عرب ها، با زندانی کردن آن ها، با بی کار گذاشتن آنان، با بیسواد کردن آنان، با جذب عرب ها در دیگر نقاط ایران، با استخدام غیر عرب ها در صنعت نفت این سرزمین، بافت جمعیتی عربی عربستان یا خوزستان را تغییر دهد تا عرب ها در آینده نه چندان دور، مدعی مالکیت بر این سرزمین ها و منابع آن نباشند.

این شیوه استعمار ایرانی بوده و است. چرا که استعمار انگلیسی، اگر چه هند را استعمار می کرد اما در آبادانی آن هم می کوشید. برای همین هم هندوستان دارای بزرگترین راه آهن دنیا هست. 

این تنها خوزستان نیست که تحت استعمار پان فارسیسم قرار دارد و استعمار ایرانی آن ها را نابود می کند تا مردم ، فرهنگ و 
تاریخشان را نابود کرده و مالک منطقه شود. بلکه آذربایجان جنوبی، کردستان، لرستان، ترکمنستان، گیلان و ... هم در همین ردیف قرار دارند و سرزمین های مستعمره برای فارس ها هستند.

به نظر می رسد که هر چه منابع زیر زمینی و رو زمینی مناطق استعماری ایران، کمتر شکوفا و کشف شده باشد، عمق و جنایت استعمار ایران و پان فارسیسم در آن مناطق کمتر است. مثلا، کردستان، لرستان، بختیاری، ترکمن صحرا و ... در این ردیف قرار گرفته اند.

گر چه سطح سواد و آموزش به زبان بیگانه:  "فارسی" در آن مناطق بسیار پایین است و انسان های آن نواحی عقب مانده تر از مناطق پان فارسیسم هستند اما توانسته اند هویت تاریخی و همبستگی اجتماعی خود، در مقابل دیگر ملت ها و بخصوص فارس ها را حفظ کنند. برای همین هم زبان بومی، لباس، موسیقی و دینشان را از تاراج نژادپرستان فارس مصون نگه داشته اند.

در مقابل، هر چه میزان آموزش عمومی در زبان بیگانه و استعماری: فارسی بیشتر بوده، در قدرت سیاسی در اداره ایران نقشی هر چند اندک داشته، عمق و شدت شلاق استعمار بر تن آن ملت سخت تر بوده است. 

الاهوازیان در روی چاه های نفت و گاز می خوابند اما در آتش فقر می سوزند. آذربایجانیان جنوبی نیز در فقر مادی و خودبیگانگی غوطه ور شده اند. پان فارسیسم و نژاد پرستی فارس ها، آنان را مجبور کرده تا زبان، تاریخ و تمدن خودشان را فراموش کنند و بر اساس آموزش هایی که در مدارس نژادپرستی فارسیسم دریافته اند، تصور کنند که در بهترین کشور زندگی می کنند.

اکنون و در آذربایجان جنوبی، پای عاملی به میان آمده است که مادر قدرت مادی و نظامی فارسیسم و منشاء تجاوزهای شدیدتر استعمار ایرانی است که می تواند در آذربایجان هم به مانند خوزستان تکرار شود و آن "نفت" این طلای سیاه است.

مدت هاست که استعمار ایرانی می خواهد از مناطق آذربایجان جنوبی نفت سیاه را استخراج کند. شرکت های ایرانی و خارجی در این منطقه فعالیت می کنند. میلیون ها دلار سرمایه گذاری می شود و قرار بوده تا در پنج سال آینده در این منطقه، بر روی چاه های نفت، سرمایه گذاری های بیشتری بشود.

امروز اخباری رسیده است که نشان می دهد؛ ایران توانایی پراخت دلار به یک شرکت خارجی در مغان را نداشته است. در نتیجه، آن شرکت، فعالیت در عرصه اکتشاف نفت در سرزمین های آذربایجان جنوبی را ترک کرده است.

سوال این است که آیا ما باید از طرح های اکتشاف نفت در سرزمین های خودمان حمایت کنیم یا باید در مقابل اکتشاف معادن نفتمان بوسیله فارس ها بایستیم و آن ها را برای نسل های بعدی و فرزندان آینده آذربایجان حفظ کنیم؟


خبر زیر در این باره نوشته شده است.  





کنار گذاشتن یک شرکت اروپایی از نفت مغان
با گذشت پنج سال از امضای قرارداد اکتشافی بلوک مغان بین شرکت ملی نفت ایران و شركت "INA " كرواسي، این شرکت اروپایی از ادامه فعالیت اکتشافی در این بلوک اکتشافی کنار گذاشته شده است.

قرارداد اجرای عملیات اکتشاف و توسعه نفت و گاز بلوک مغان 2 به ارزش بیش از 141 میلیون دلار میان شرکت ملی نفت ایران و یک شرکت اروپایی (20 فروردین 1387) در تهران امضا شده بود.

پیمانکار خارجی در این بلوک اکتشافی متعهد شده بود اطلاعات لرزه نگاری دو بعدی قبلی به وسعت 600 کیلومتر مربع را مطالعه و 100 کیلومتر مربع داده های لرزه نگاری دو بعدی جدید و 200 کیلومتر مربع داده‌های لرزه نگاری سه بعدی برداشت کند.

این پیمانکار همچنین متعهد شده بود یک حلقه چاه اکتشافی را حفر کند و در صورت وجود شواهد مثبت از وجود هیدروکربور در بلوک مغان 2، عملیات لرزه نگاری دو بعدی به میزان 500 کیلومتر مربع انجام دهد، همچنین حفر دو حلقه چاه اکتشافی دیگر نیز پیش بینی شده است.

هزینه عملیات اکتشاف و مطالعات تکمیلی اعم از مطالعات ژئوفیزیک و حفاری چاه های اکتشافی حدود 142 میلیون دلار و مدت زمان اجرا این پروژه چهار سال بوده که در صورت نیاز یک سال نیز تمدید است.

هرمز قلاوند مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت در گفتگو با مهر با تائید خروج این شرکت اروپایی از طرح بلوک اکتشافی مغان، گفت: هم اکنون تمامی مراحل مطالعاتی بلوک مغان شامل زمین شناسی و ژئوفیزیک آن به پایان رسیده است.

این عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت با اعلام اینکه هم اکنون مراحل تفسیر داده‌های لرزه نگاری در این بلوک اکتشافی در حال انجام است، تصریح کرد: نتایج اولیه مطالعات اکتشافی از شناسایی دو سنگ مخزن با منشار جدید نفت خام حکایت دارد.

این مقام مسئول کشف ذخایر تجاری و اقتصادی نفت خام در بلوک مغان را محتمل ارزیابی کرد و افزود: بر این اساس مطالعات و پردازش اطلاعات اکتشافی در این بلوک در دستور کار شرکت ملی نفت قرار دارد.

وی در خصوص دلایل کنار گذاشتن شركت "INA " كرواسي از ادامه فعالیت اکتشافی در بلوک مغان، توضیح داد: برخی از محدودیت‌های ارزی منجر به قطع همکاری با این شرکت خارجی شد.

به گزارش مهر، سابقه مطالعات نفت در منطقه مغان به 35 سال پیش باز می‌گردد و در حال حاضر آثاری از مطالعات و حفرچاه اولیه در منطقه خروسلو مغان حد فاصل شهرستان‌های گرمی و بیله سوار انجام یافته است.

بلوک مغان 2 با وسعت سه هزار و 230 کیلومتر در استان اردبیل قرار دارد که با توجه به شرایط خاص مخزنی میدان های کشف شده در حوضه رسوبی مغان، فعالیت های اکتشافی و توصیفی به منظور دستیابی به دانش فنی برای بهره برداری اقتصادی در این منطقه توصیه شده است.

در همین حال حجت‌الاسلام حبیب برومند نماینده مردم پارس‌آباد و بیله‌سوار در مجلس سال گذشته با اشاره به دستور رئیس جمهور برای تامین اعتبارات اکتشاف نفت در مغان، اعلام کرده بود: به زودی مطالعات اکتشاف استخراج نفت مغان به پایان رسیده و مشخص می‌شود ذخیره نفتی این منطقه چه قدر است.

وی با یادآوری اینکه برای این موضوع از طریق وزارت نفت مجوزهای لازم صادر شده تا در صورت تأیید ذخایر ارزشمند نفت استخراج صورت بگیرد، تصریح کرده بود: رئیس جمهور در این زمینه دستور ویژه‌ای را صادر کردند تا بعد از سال‌ها حرف و حدیث در مورد استخراج و اکتشاف نفت مغان این مسئله به واقعیت تبدیل شود.





خسارت های سنگین در مشگین‌شهر، اهر، سلماس و مرند







صدا و سیمای ایران، تمام توان تبلیغاتی خودش را بر روی باران در آمریکا و کانادا زوم کرده، دولت ایران برای کمک به سیل زدگان کانادا اعلام آمادگی کرده است، سیل زدگان استان های آذربایجان در ایران، در گل و لای سیل مانده اند و مسئولان کار چندانی برایشان نمی کنند.

 بارش شدید باران به همراه تگرگ، موجب جاری شدن سیل در همه نقاط استان اردبیل شده و خسارت های شدیدی را به تأسیسات عمومی، واحدهای مسکونی، واحدهای تجاری و  زیرساخت‌های شهری زده است ولی خسارت سیل در شهرهای مشکین شهر، اصلاندوز، گرمی، پارس‌آباد و اردبیل بسیار بیشتر از سایر مناطق است.

در اثر این باران و سیل در بخش مرکزی مشگین‌شهر، چند روستا از 30  تا 80 درصد خسارت دیده و چهار نفر زخمی شده اند.  صدها راس دام تلف گشته و به تاسیسات متعدد روستایی خسارت سنگینی وارد شده است. همچنین تعدادی از خانه های روستایی، اسطبل احشام، جاده‌های بین مزارع، باغات میوه، مزارع گندم، جو و بوستان‌های روستایی از بین رفته و راه های ارتباطی 10 روستا مسدود شده است.

سید حمید عباداللهی؛ فرماندار مشکین شهر در این باره گفت: بارش‌های دو روز گذشته علاوه بر آبگرفتگی معابر، طغیان رودخانه‌ها، تخریب واحدهای مسکونی روستایی و استبل دام‌ها را بهمراه داشته و به باغات و کشتزارها نیز خسارت عمده‌ای وارد کرده است. به طوری که میزان دقیق این خسارت هنوز برآورد نشده است.

در مشگین‌شهر 41 ، در پارس‌آباد 39 ، در گرمی 36  و در شهر اردبیل 26 میلی‌متر باران باریده و دمای هوا نیز از 8 تا 14 درجه سانتی گراد کاهش یافته است.

فرماندار شهر نیر هم از اختصاص 150 میلیون تومان برای ساماندهی رودخانه آغلاقان خبر داد . با این پول نمی توان امکانات لازم برای ساختن ساختمان 100 متری در دو طبقه را تهیه کرد. فرماندار نیر چگونه خواهد توانست این رودخانه را ساماندهی کند؟ جزو عجایب مدیریتی ایرانگرایان خواهد بود.

خسارت باران های سیل آسا و تگرگ تنها به استان اردبیل محدود نشد بلکه به ده ها روستا در استان آذربایجان شرقی هم خسارت زد. در این میان،  فرمانداراهر اعلام کرد: در اثر بارش باران‌های سیل‌ آسا، به باغات و زمین‌های زراعی در بیش از 18روستا، با بیش از 400 هکتار  مساحت، خسارت های سنگینی  وارد شده است. به گفته وی؛ میزان خسارات بیش از 150 میلیارد ریال است.

رضا صدیقی شدت باران را این گونه توصیف کرد: در اثر شدت باران، تنه درختان از زمین کنده شده است.  در درختانی که حاصل دسترنج کشاورزان بود، نه تنها میوه‌ای نمی‌ماند، بلکه درختان هم از بین می‌روند که باید در این زمینه علاوه بر پرداخت بیمه محصولات، تسهیلات ویژه‌ای نیز  از سوی دولت در نظر گرفته شود تا جبران ضرر کشاورزان شود.

خبرگزاری فارس اعلام کرده است: به علت بارش شدید باران و جاری شدن سیل و نبود جاده دسترسی مناسب، مسئولان شهرستان اهر برای رسیدن به باغات و عبور از رودخانه، پرآب مجبور به استفاده از تراکتور شدند ولی اعلام نکرده است که چرا از هلیکوپتر استفاده نکرده اند.

در این حال، دبیر شورای مدیریت بحران شهر سلماس هم گفت: 15 میلیارد ریال خسارت به اراضی کشاورزی سلماس بر اثر تگرگ و باران وارد شده است.
   
عارف خدرلو افزوده است: براثر بارش تگرگ و جاری شدن سیل در سلماس، 1000 هکتار از اراضی این شهرستان  خسارت دیده است.

او میزان خسارت  براثر جاری شدن سیل و بارش تگرگ  را 15 میلیارد ریال اعلام کرد و افزود: روستاهای جمال‌آباد، سراب، سیلاب، لشگران، کانیا، شکریازی، چوژان‌ لو، حبشی، صدقیان، وردان و مافی‌کندی خسارت دیده اند.
از شهر مرند هم خبر می رسد که در اثر بارش باران همراه با تگرگ، بیش از 2 هزار و 500 هکتار از باغات شهرستان مرند خسارات دیده اند.
  
مدیر جهاد کشاورزی شهرستان مرند گفت: به باغ های مرند از 40 تا 50 درصد خسارات وارد شده است. این در حالی است که به گفته وی درآمد کشاورزان از تولید محصولات باغی تأمین می‌شود. او نگفت که کشاورزان در تامین نیازهای زندگیشان در یکسال آینده با مشکل عمده رو برو خواهند شد.

طبق اعلام اداره هواشناسی شهرستان مرند، در دو روز گذشته بیش از 35 میلی‌متر باران باریده است.

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs