Friday, October 18, 2019

خواست های تورکان چهارگوشه ایران چیستند؟ 2


دیالوگ 19 سپتامبر 2019


خواست های تورکان چهارگوشه ایران چیستند؟ 2

برای برنامه این هفته «دیالوگ» از حدود 200 تن از کسانی که با هم در فیس بوک، واتسآپ و انستاگرام در ارتباط هستیم، پرسیدم: “خواست های تورکان چهارگوشه ایران چیستند؟»
یکی از این همراهان، در گفتگویی تلفنی گفت: همان‌ طور که در هر رشته ای، استاندارد سطح بالایی وجود دارد که به آن «ایزو …» گفته می شود، زندگی مدنی و اجتماعی در قرن بیست و یکم هم استانداردهایی دارد. هر چقدر از آن استانداردهای زندگی اجتماعی در قرن بیست و یکم دور باشیم، رسیدن به آن استانداردها، اجباری تر و الزامی تر می‌ شود و رسیدن به همه این استانداردها و زیر استانداردها نیز خواست های تورکان در وجب به وجب ایران هستند.

خواست هایی که بطور کتبی، از این آقایان و خانم‌ها آمده است، از این قرار هستند:
1.
    استقلال تنها، بهترین و مفیدترین راه پاسخگویی به همه خواست های تورکان ساکن ایران در قرن بیست و یکم است.
    2.
    فدرالیزم هم می‌تواند به بخشی از خواست های تورکان پاسخ مثبت بدهد.
    3.
    دولت «خودگران ملی» یا «خودمختار ملی» (بومی) هم می‌تواند به حداقل هایی از حقوق و خواست های تورکان پاسخ بدهد.
    4.
    باید زبان تورکی استاندارد و علمی، تدوین و در همه سطوح آموزشی تدریس بشود.
    5.
باید زبان تورکی، در ایران و به عنوان زبان رسمی سراسری برسمیت شناخته شده و از همه حقوق مساوی با زبان فارسی برخوردار باشد.
6.
      باید اولویت استخدام اداری و شغلی، در مناطق تورک نشین و مناطق دو زبانه، به خانم‌ها و آقایانی داده شود که در کنار زبان فارسی، به زبان تورکی هم مسلط هستند.
      7.
      باید زبان تورکی، نه در کنار زبان فارسی که در همه سطوح آموزشی و در همه مواد درسی، از دوره مهد کودک گرفته تا فوق دکترا و تخصصی، آموش داده شود.
      8.
      تورکان، در هر کجای ایران که باشند، و در هر تعدادی که باشند، باید حق داشته باشند تا زبان تورکی را به عنوان زبان اصلی آموزشی و رسمی اداری خود انتخاب بکنند.
      9.
      باید همه لوازم و شرایط آموزشی، تحصیلی، تربیتی، فرهنگی و ورزشی لازم برای تورکانی که در خارج از وطن یکپارچه و تاریخی تورکان زیست می کنند، بطور رایگان و مفت، از طرف دولت مرکزی تهیه و در اختیار آنان نهاده بشود.
      10.
      دولت مرکزی ایران نباید در روابط سیاسی، تجاری، اقتصادی، علمی و فرهنگی تورکان چهار گوشه ایران، با دول تورک دور و نزدیک، دخالت بکند.
      11.
      باید تمامی اراضی مصادره و یا ملی شده تورکان در سراسر ایران، به آنان باز گردانده بشود.
      12.
      باید نه تنها از شهدا، کشته و زندانی شدگان فعالان سیاسی و مدنی تورک در یک‌ صد سال اخیر(از شهدای نهضت شیخ محمد خیابانی گرفته تا شهدای دوران حکومت ملی پیشه وری و از طرفداران آیت الله شریعتمداری تا به امروز)، اعاده حیثیت شده، بلکه باید خسارت وارده به آنان، به خانواده‌ها وبه بازماندگانشان نیز تأمین و جبران بشود.
      13.
      تمامی سرزمین های تاریخی تورکان قشقایی، بعنوان یک استان با دولت خودمختار تورک برسمیت شناخته بشود.
      14.
      باید جمهوری دولت تورکمن، با جغرافیای تاریخی و آزادی‌های فرهنگی تورکمنان برسمیت شناخته شود.
      15.
      حداقل، به مدت بیست (20) سال و برای جبران عقب‌ ماندگی‌های تحمیلی پانفارسیسم به تورکان در تمامی زمینه‌های زندگی اجتماعی مدرن، بودجه های جبرانی بیشتری به مناطق تورک نشین اختصاص داده بشود.
      16.
      برای جبران عقب نگه داشته شدگی تحمیلی زبان، فرهنگ و هنر تورکی در تمامی گوشه و کنار ایران و حمایت بی‌دریغ و همه جانبه از زبان فارسی در همین یک‌ صد سال اخیر، بودجه ای دو برابر زبان، فرهنگ و هنر فارسی، در 50 سال آینده، به زبان، فرهنگ و هنر تورکی اختصاص داده بشود.
      17.
      در این صد سال و با سیاست‌هایی در جهت ضدیت با تورکان، وطن، خاک و سرزمین های تاریخی تورکان چهار گوشه ایران، تکه‌تکه شده و هر بخشی در استانی پراکنده شده است تا هویت تاریخی، سرزمینی و وطنی آن‌ها در استان های مجاور و غیر تورک آسیمیله بشوند.
      باید تمامی این شهرها، روستاها، دشت ها، کوه‌ها، رودخانه ها و دریاچه ها و …که از مام میهن تورکان جدا شده اند، دوباره یکپارچه شده و به عنوان وطن تورکان برسمیت شناخته بشوند.
      18.
      باید تمامی تورکان چهار گوشه ایران، دارای رسانه‌های متعدد دیداری، شنیداری و مکتوب ویژه منطقه و وطن خودشان باشند. باید بودجه همه این رسانه ها توسط  دولت مرکزی تأمین مالی بشوند.
      19.
      باید تورکان هر منطقه، آزادی تشکیل احزاب سیاسی و غیر سیاسی در سرزمینی های خودشان را داشته باشند. همچنین، احزاب سراسری، حداقل برای پنجاه سال آینده (50)، حق حضور در مناطق ملی و سرزمینی تورکان را نخواهند داشت.
      20.
      توهین و تحقیر تورکان از تمامی کتاب ها، نشریات، رمان ها، نمایشنامه ها، تاترها، سریال ها، فیلم‌ها و جوک ها حذف خواهند شد و مسئولان مستقیم و غیر مستقیم، دولتی و خصوصی آن توهین ها و تحقیرها به تورکان، در یک قرن اخیر، محکوم خواهند شد و در صورتی که افراد، خانواده‌ها و یا شرکت ها و موسساتی، در اثر آن توهین‌ها و تحقیرها، خسارت آبرویی و مالی دیده اند یا مجبور به ترک وطنشان شده اند، خسارت آن‌ها توسط دولت مرکزی ایران، تأمین و پرداخت خواهد شد.
      21.
      توهین کنندگان یا تحقیر کنندگان یا جوک سازان و جوک گویان وقیح، در هر سطحی که باشند، محاکمه شده و علاه بر محکومیت آن ها، خسارات معنوی وارده به تورکان، از محل مصادره اموال فردی یا شرکت ها و مؤسسات آن افراد هتاک یا ناشران آن ها، به افراد، یا نهادهای مردمی تورک پرداخت خواهد شد
      22.
      باید تاریخ و هویت تورکان، در همه مراکز آموزشی دولتی و خصوصی ایران و بخصوص در نواحی فارس زبان ها، جزو مواد درسی اصلی تمامی سطوح تحصیلی از مقدماتی تا عالی باشد تا تاریخ تحریف شده تورکان، بطور درست، در جوامع و ملل ساکن در ایران شناخته بشود.
      23.
      هویت تورکان، نه بر اساس آنچه که تا کنون از طرف پانفارسیسم، حریف و ترویج شده، بلکه بر اساس تحقیقات محققان تورک، تدوین و شناسانده خواهد شد.
      24.
      ایران و پانفارسیسم، عامل اصلی نابودی اقتصاد و منابع طبیعی تورکان در ایران بوده و هست. باید اقتصاد، منابع طبیعی، منابع ملی، اقتصادی و پولی تورکان در ایران، در دستان خود تورکان هر منطقه متمرکز بشود.
      25.
      باید به استعمار سرزمین ها و ملل تورکان در ایران پایان داده بشود.
      26.
      باید مدیریت و برنامه‌ریزی تمامی نهادهای مالی، پولی و اقتصادی تورکان از دست و کنترل مدیران فارس و مناطق فارس بیرون آمده و دردستان خود ملت تورک متمرکز بشوند.
      28.
      نباید مالیات و پول‌های مردم از بانک های مناطق تورک نشین، به فارسیستان منتقل و در آنجا هزینه یا سرمایه گذاری بشود.
      29.
      باید برای جبران عقب‌ نگه داشته شدگی های تحمیلی اقتصادی، اجتماعی، علمی، صنعتی، تکنولوژیکی، فرهنگی، هنری و … یک‌صد ساله اخیر، در مناطق تورک نشین، بخشی از مالیات و سرمایه های اندوخته در بانک های مناطق مرکزی تحت کنترل پانفارسیسم، به مناطق تورک نشین اختصاص داده بشوند.
      30.
      با سیاست های تشویقی برای سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف در اوطان تورکان، باید موجب جلب و جذب سرمایه های ملی، علمی، فکری و نیروی کار از مناطق مختلف ایران و دنیا به سمت سرزمین ها و ملل تورکان شده و از مهاجرت مردمان این مناطق به دیگر نقاط ایران جلوگیری کرد.
      31.
      باید با سیاست هایی، زمینه های مهاجرت معکوس در زمینه‌های مالی، اقتصادی، سرمایه‌ گذاری ها، حذب تحصیل کردگان و نیروی کار متخصص به اوطان تورکان در ایران فراهم بشود.
      32.
      باید بانک ها، مؤسسات مالی و پولی مستقل از مرکز، در اوطان تورکان تاسیس و توسط تورکان اداره بشود.
      33.
      تورکان هر منطقه، باید مجلس قانونگذاری مستقل خودشان را داشته باشند تا در باره نیازهای مختلف خودشان برای زندگی در جامعه‌ای مدرن پاسخ بدهند.
      34.
      تورکان هر منطقه، باید دولت مستقل از مرکز خودشان را داشته باشند.
      35.
      تورکان هر منطقه، باید با توجه به دین و خواست، تاریخ و فرهنگ خودشان، قوانین و مقرات خودشان را تهیه و در مجالس ملی خودشان بتصویب برسانند.
      36.
      تورکان هر منطقه، باید پلیس، نیروهای امنیتی، اداری، آموزشی، سیاسی، حقوقی و قضائی مستقل از مرکز خودشان را داشته باشند.
      37.
      چون تورکان در تاریخ بیش از یک قرن اخیر، با عهد شکنی های چند باره پانفارسیسم و پان ایرانیسم مواجه بوده‌اند که به عهدنامه های میان پانفارسیست ها و ملل غیر فارس، چه عهدنامه های کتبی، چه شفاهی خودشان ارجی ننهاده و آن‌ها را زیر پا گذاشته اند، تورکان هر منطقه، باید برای صیانت از حقوق خودشان، نیروی نظامی مستقل دفاعی خودشان را داشته باشند تا در صورت عهدشکنی مجدد پانفارسیسم و پان ایرانیسم، از حقوق خودشان مدافعه بکنند.
      38.
      باید آزادی‌های مدنی، سیاسی، حزبی، مالی، سرمایه گذاری، دینی و … در مناطق تورکان برسمیت شناخته شده و هیچ نیرو و دولتی نتواند در آن آزادی‌ها، اخلال ایجاد کرده یا در آن‌ها محدودیت اعمال بکند.
      39.
      باید تورکان هر منطقه، پرچم ملی خودشان را داشته باشند که در کنار پرچم دولت مرکزی،    هم برسمیت شناخته شود و هم به موازات آن به احتزار درآید.
      40.
      باید به هر نوع تبعیض منفی بر ضد تورکان و آنچه به تورکان تعلق دارد، پایان داده و برای جبران خسارات مالی، مادی، معنوی و فرهنگی بیش از یک قرن اخیر، تبعیض مثبت در حق نیازها، حقوق و اجتماعات تورکان اعمال بشود.
      41.
      نه تنها باید همه زندانیان سیاسی، مدنی، زبانی، محیط زیستی تورکان آزاد بشوند، بلکه باید از آن‌ها اعاده حیثیت شده و ضررهایی که در زمان احضار، محاکمه، و درمدت زمان زندانی شدن، به آنان و خانواده‌هایشان وارد شده، از محل درآمد مؤسسات فرهنگی، حقوقی فارسیستان تأمین و پرداخت بشود.
      42.
      تشکیل آزربایجان بزرگ، یکی از آرزوهای مهم تورکان چهارگوشه ایران است. آزبایجان بزرگ، با اتحاد داوطلبانه آزربایجان شمالی، جنوبی، تورکمن صحرا، و … تشکیل خواهد شد. در صورت تمایل تورکان چهار گوشه ایران به این اتحاد، فارسیستان ساکت و بی‌طرف خواهد ماند.
      43.
      باید تورکان بر اساس تعداد جمعیتشان، در ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، رهبری، دولت و مجلس مرکزی، نقش و جایگاه خودشان را در تصمیمگیری ها داشته باشند.
      44.
      باید در سیستم سیاسی ایران تغییراتی داده بشود که هر ملتی بر اساس تعداد نفوس و جایگاه خودش، در سیستم‌های سیاسی، حقوقی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، حق مدیریت، تصمصم گیری و دخالت داشته باشد.
      45.
      هر گونه دشمنی نژادپرستانه با تورک های داخل ایران یا با تورکان سایر نقاط جهان، باید غیر قانونی اعلام بشود تا بطور علنی و رسمی، از نژادپرستی و ضدیت با تورکان و دیگر ملل غیر فارس، جلوگیری بشود.
      46.
      حق تعیین سرنوشت، از حقوق اولیه و طبیعی تورکان برای اتحاد یا جدایی از هر ملت و کشوری است. باید این حق، بطور کامل و بدون اما و اگر، برسمیت شناخته شود.
      47.
      باید خواندن و نوشتن به زبان فارسی تحریم بشود.
      48.
      باید توهین به شخصیت های فرهنگی و تاریخی ملل تورک غیر قانونی بشود.
      49.
      هویت تاریخی تورکان، به آذری و غیره تحریف شده و در مدرسه‌ها، کتاب‌ها، سریال ها و اخبار به شنوندگان بی‌گناه تحمیل نشود. باید از ادامه تحریف این گونه مطالب جلوگیری بشود.
      50.
      باید بپذیرند که ما تورک هستیم و آریایی نیستیم. باید از تاریخ سازی برای ما تورکان خودداری بشود.
      51.
      ملل تورک ساکن چهار گوشه ایران، قهرمانان، شاعران، اندیشمندان وعالمان دینی و فلسفی و … خودشان را داشته اند وباید برای شناساندن آن بزرگان تاریخی تورکان همت بشود، نه اینکه امثال فردوسی و کوروش را به تورکان تحمیل بکنند.
      52.
      باید از ادامه تخریب محیط زیست تورکان، خشکاندن عمدی دریاچه و تالاب ها، نابودی جنگل ها، غارت معادن، و … ملل تورک جلوگیری بکنند.
      53.
      باید برای نجات دریاچه اورمیه و ارتباط آن با رودخانه ها و دریاچه های اطراف، تلاش جدی بیشتری بعمل بیاید.
      54.
      باید با ایجاد اشتغال و خلق ارزش افزوده بر روی مواد خام معدنی در مناطق تورک نشین ایران، برای بیکاران و مهاجرانی که از وطنشان مهاجرت کرده اند، کار ایجاد کرد و نباید اجازه داد تا مواد خام معدنی سرزمین های تورک، به مناطق فارس نشین منتقل بشود.
      55.
      تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه دراوطان ملل تورک ساکن در ایران، بسیار کم شده است. باید با تغییر سیاست‌های اقتصادی و با استفاده از مدیران ملی و پاسخگو به مطالبات ملل تورک، به رونق اقتصادی و افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه اهمیت ویژه ای داده بشود.
      56.
      باید از نابودی میراث تمدنی و تاریخی تورکان که در وجب به وجب ایران، حضور تورکان را مسجل می‌کنند، جلوگیری کرد. چرا که دولت مرکزی و پانفارسیسم، عمداً و با بی توجهی یا به منظور منافع شخصی، آن‌ها را نابود می کند.
      57.
      باید از نابودی یا از فروش آثار تاریخی-فرهنگی و بخصوص از کتاب‌های تورکی قدیمی جلوگیری کرد و باید از آن‌ها با حضور تورکان مسئول و پاسخگو محافظت نمود.
      58.
      سیاستی در پی معتاد کردن فرزندان غیور ملل تورک در اقسا نقاط ایران است. باید از ورود مواد مخدر به مناطق تورک نشین، بشدت جلوگیری بشود.
      59.
      از راه اندازی صنایعی که به محیط زیست و سلامتی انسان‌ها ضرر می‌زند، آن هم در مناطق تورک نشین، باید جلوگیری کرد.
60.
لازم است تا اسامی تاریخی شهرها، روستاها و مناطق جغرافیایی، اعم از رودها، کوه ها، شهرهای سرزمین های تورک که فارسیزه شده است، به نام های قبل از دوران پهلوی ها برگردانده بشوند.
61.
باید قانون اساسی، بطور کلی و ریشه‌ای عوض شده و از نو و با اراده و با حضور نمایندگان واقعی مردمان، نوشته و به تصویب برسد تا در آن، هیچ نشانی از برتری فردی، نژادی، زبانی، دینی و جنسیتی نماند. تا در آن، بر برابری حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، زبانی، آموزشی و … مهر تایید گذاشته بشود.
62.
      باید تمامی قوانین و مقرراتی که از افراد و سازمان ها می‌خواهد تا برای انجام هر نوع فعالیتی، از سازمان ها یا نهادهای دولتی مجوز تاسیس بگیرند، از بین بروند.
      63.
      باید با حذف هر نوع نظارت دولتی یا نیاز به صدور مجوز از طرف دولت به کالاهای فرهنگی، زمینه های سانسور یا خود سانسوری را از بین برد.
      64.
      مبلمان شهری در مناطق تورک نشین، هنوز روستایی و قدیمی هستند و در شهرسازی، در مناطق تورک نشین، به از بین بردن آثار تاریخی و فضا سبز تأکید می‌شود. لذا باید سیاست مقابله با مبلمان مدرن شهری در مناطق تورک نشین، به سیاستی مدرن و انسان دوستانه و حراست از محیط زیست بدل بشود.
      65.
      بیمارستان ها و تجهیزات بیمارستانی، در مناطق تورک نشین، نه تنها خیلی کم است بلکه در اغلب مواردی هم که تجهیزاتی وجود دارند، بسیار قدیمی و غیر قابل استفاده هستند و تورکان برای استفاده از خدمات پزشکی و بیمارستانی پیشرفته، چاره‌ای جز مهاجرت به مناطق فارس نشین ندارند. باید به تامین نیازهای درمانی و خدماتی مناطق تورک نشین اولویت داد.
      برای بحث و بررسی این نوع از مسایل در میان ملل و سرزمین های تاریخی تورکان ساکن در وجب به وجب ایران، چهار مهمان امشب برنامه دیالوگ حضور خواهند داشت.
      1. دکتر محمدحسین یحیایی: محقق، نویسنده و اقتصاددان تورک از آزربایجان جنوبی
2. دکتر محمدرضا ستوده: دامپزشک، فعال حقوق ملی ملل غیر فارس ساکن در ایران

3. جناب یاشار اوستاجلو: متفکر و روشنفکر تورک قزیلباش

4. شاکر شهریاری: متفکر و روشنفکر از تورکان آزربایجان جنوبی

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
18 سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com


Sunday, October 13, 2019

چگونه می توان تهدید امنیتی آزربایجان جنوبی را از بین برد؟

دوستان حاضر در این گروه
من دیدگاه های خودم را در قالب چند فایل صوتی برای شما ارسال کرده ام. ولی چون هیچ جوابی دریافت نکردم، تصور کردم که دوستان حوصله نکرده اند تا به آن ها گوش بدهند. برای همین، خلاصه آن ها را بشکل سوال از همه شما دوستان می پرسم:
درک شما از منافع ملی و امنیت ملی چیست؟
منافع ملی و امنیت ملی آزربایجان جنوبی فعلی و (مستقل یا فدراتیو درآینده) چیست؟
آنی ترین و ضروری ترین منافع ملی آزربایجان چستند؟
چه چیز یا چیزهایی امنیت ملی آزربایجان، مردم یا اقتصاد آن را تهدید می کند؟
چگونه می توان امنیت ملی و منافع ملی آزربایجان در آینده را از همین امروز تامین کرد؟
چگونه و با کدام قدرت می توان تهدیدهای امنیتی برای آزربایجان جنوبی در آینده را همین امروز از بین برد یا کاهش داد؟
چگونه می توان بر منافع ملی آزربایجان جنوبی افزود؟
چگونه و با کدامین روش ها می توان از میزان خسارت ها برای منافع ملی آزربایجان جنوبی (خطر در آینده) از همین امروز کاست؟
با احترام
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم (14) سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com

چرا به شما پاسخ نمی دهم؟

خانم ناهید فرهاد،https://www.facebook.com/NahidFarhad دوست جدید من در فیس بوک که خودش را جزو جریان "راه سوم (موج سوم)" می داند و خوش فکر و منتقد هم هست، با ارسال تیتر یکی از برنامه های تلویزیون صدای آمریکا،
از چند تن و از من هم خواسته تا نظرم را در باره "خروج آمریکا از شمال سوریه، کردها وترکیه چه می گویند؟" بیان بکنیم.
من به سوال ایشان پاسخ ندادم و بجای آن، تلاش کردم تا روش تفکر ایرانیان را بررسی بکنم.
پاسخ گونه من:
من سخنگوی مردم و دولت تورکیه یا کردها و ... سازمان های تروریستی کرد نیستم.
رسانه های آزاد و احزاب رنگارنگ تورکیه، بر اساس اطلاعات، منافع حزبی، یا تشکیلاتی، دولتی یا اپوزیسیونی، در حال ارائه تحلیل های بسیار جدی برای حوادث در منطقه هستند.
یعنی، سیاستمداران، دولت و ملت، رسانه ها، احزاب و نمایندگان و ارتش تورکیه بزرگ هم منافع ملی خودشان را تعقیب می کنند.
البته که عملکرد و موضوعات سیاستمداران، احزاب، دولت، ملت، مطبوعات و رسانه ها، و ... در بعضی از مسایل و موضوعات، برای ملل مختلف در ایران و در منطقه، الگوی مناسبی باشند. ما هم به تبع منافع و گرایش های سیاسی و ایدئولوژیکی خودمان یا بخاطر منافع ملی ملت خودمان، در باره آن مسایل و موضوع ها، موضع گیری مثبت یا منفی داشته باشیم.
از طرف دیگر و طبعتا، تحلیل یک مسئله (آن هم مسئله تورکیه، دولت تورکیه، ملت تورکیه، رابطه تورکیه با ملل داخل خودش، فعالیت های تروریستی در تورکیه، پاسخ تورکیه به تروریسم و کشتار، جنگ در همسایه های تورکیه، هجوم میلیون ها پناهنده به تورکیه و ... آثار و نتایج این مسایل بر روی منافع ملی و امنیت ملی تورکیه و عکس العمل دولت و ملت تورکیه)، تنها از یک زاویه و آن هم از زاویه مخالفت با تورکیه بخاطر مخالفت با تورک ها، بی معنا خواهد بود یا معنای چندانی را همراه نخواهد آورد.
چرا که نگاه یک جانبه و از زاویه محدود و تنگ یک ایرانی، تحلیل نخواهد بود بلکه بیان یک طرفه نظر شخضی خود فرد با توجه با میزان تبلیغاتی که بر روی او اثر گذاشت، خواهد بود.
این همان کاری است که تحلیل گران ایرانی، در باره همه مسایل بیان می کنند، و معمولا هم غلط از آب در می آید.
پرداختن به یک موضوع و مسئله، تنها از یک زاویه محدود و تنگ، تحلیل یم مسئله و موضوع نیست. چه رسد به آن که آن مسئله و موضوع را هم از زاویه دید شخصی یا ایدئولوژیکی متعلق به شخص خودمان بررسی بکنیم.
این نتوع تحلیل، یک بیماری در بررسی و تحلیل مسایل مختلف است که نود و نه در1د (99%) ایرانیان مبتلا به آن هستند.
در حالی که بررسی یک موضوع، از چندین زاویه مختلف باید انجام بگیرد تا تحلیل، ثمره بهتری برای مخاطبان بدهد تا برای مخاطبان، درک شرایط و مسایل را اسان بکند. چنین تحلیلی می تواند راه درک چند جانبه از مسایل را به روی افراد وجامعه باز بکند.
باید این نوع تحلیل را از انشاء نویسی در مدارس به ما یاد می دادند که متاسفانه روش _... فلان چیز را تعریف بکنید" را به ما یاد داده اند. در حالی که اغلب ما، بزرگسالیم و دانشگاه دیده هستیم ولی روش تحلیل ما، انشا نویسی دوره ابتدایی است.
چرا که آسان ترین راه را به ما یاد داده اند تا از شر تفکر و بررسی عمیق مسایل و موضوعات، خلاص شویم. دنیا را ساده بینیم و ساده انگار باشیم. در حالی که نه دنیا ساده است و نه جای آدم ها و سازمان ها و کشورهایی با مردمان ساده انگار است. ساده انگاری جز فریب خودمان، نیست. ما در این روش، فقط خودمان را فریب می دهیم. دیگرانی که با روش تعریفی، بزرگ نشده و به آن انس نگرفته اند، تحلیلی فکر می کنند و تحلیلی رفتار می کنند. ساده انگار نیستند. فریب نمی دهند و فریب هم نمی خورند.
در حالی که در مدارس و شیوه آموزش غربی، به روش "تحلیل" درمدارس و از دوره ابتدایی، اهمیت ویژه می دهند. افراد و جامعه را ساده و ساده انگار به بار نمی آورند.
برای همین، در غرب، از دانش آموزان می خواهند که در بررسی یک مسئله ساده (در هر مقطعی از آموزش عمومی و دانشگاهی) حداقل، سه دلیل در اثبات موضوع و سه دلیل در نفی همان موضوع بیاورند.
در حالی که در ایران، از ما خواسته می شود که نطر شخصی و غیر علمی خودمان را بیان بکنیم و بدون دلیل هم بیان بکنیم و صرفا بگوییم که "فلان موضوع یا مئله خیلی خوب" است یا "بهترین" است یا "بد" است و "بدتر" از این یا آن ممکن نیست.
یعنی ما، در پی اثبات منطقی و رد منطقی موضوعات نیستیم. با توجه به درون و احساس خودمان، به جهان و موضوعات می نگریم. برای همین هم فقط فکر خودمان را بیان می کنیم.
فکر ما از کجا نشات گرفته است؟
فکر ما چقدر ممکن است، درست یا چقدر ممکن است، ما غلط باشد؟
موضوع چیست؟ عمق آن تا کجاست؟
چه عواملی در شکل گیری آن نقش داشته اند؟
چه عواملی می توانند در آن تاثیر مثبت یا منفی بگذارند؟
معمولا افکار ما را کتاب ها (اگر کتابخوان باشیم) روزنامه ها، رادیو و تی وی ها، و دوستان، خانواده و نزدیکان ما که با آن ها در تماس هستیم، شکل می دهند.
یعنی همه ما، تحت نفوذ دیگرانی هستیم که راه روش "تعریف" موضوع و مسئله را پیشه خود کرده اند. آن ها روش تحلیل علمی که همراه با رد و اثبات توامان همان موضوع و مسئله است را بکار نمی گیرند.
این هم نتیجه ای جز خود محوری، غلط اندیشی، کج روی، بیهوده گویی، خود مرکز بینی، خود پسندی، عدم توجه به روش های علمی و تحلیلی، تاکید بر سلسله زنجیره اشتباهات قبلی، خطای فاحش در دید نو شنیدن و تفکر و نتیجه گیری، نژادپرستی و ... نمی دهد.
اگر چنین نبود . نیست، چرا تحکل های ما در همین چهل سال گذشته، نتیجه ای نداده است. جامعه و مسایل آن را روشن نکرده است. چرا مردم از روشنفکران جدا افتاده اند؟
چرا که ما باید در این مدت، از محیط اطراف خودمان، در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، اخلاقی و ... شناخت واقعی تر و متناسب با وضعیت محیط موضوع و مسئله می داشتیم.
درحالی که چنین نیست و درک ما به "تعریفی" و "برتر بینی" مبتنی است اما درک غربی ها بر تحلیل چند جانبه بنا شده است.
برای همین است که ما نتوانسته ایم، شناختی نزدیک به واقعیت مسایل و موضوعات جوامع خودمان و دیگر جوامع داشته باشیم.
از جوامع و ملل، منافع ملی ملل، منافع ملی همسایه ها، عمل ها و عکس العملی های خود و دیگران و ... شناخت درستی نداریم.
چرا که بر اساس وابستگی های ذهنی خودمان به آموخته های نژادپرستانه و غیر علمی رایج در کتاب ها و سیستم آموزشی مان، فکر و رفتار می کنیم.
در دام و زندان آن روش های غلطی مانده ایم و می خواهیم هم در آن روش های غلط بمانیم . خوشحالیم و رضایتمند ماندن در این راه اشتباه و در این زندان هم هستیم.
در نهایت هم، خیلی مشتاقم که شما به عنوان آغازگر تحلیل یک موضوع، ابتدا، نظر و تحلیل شخصی خودتان در باره مسئله مورد نظرتان را بیان بفرمایید و سپس از دیگران بخواهید که در صورت امکان، نظرشان را در باره فکر شما بیان بکنند یا در باره همان موضوع، تحلیل ارائه بدهند.
همان طور که ملاحظه می فرمایید، دوستان تمایلی به پاسخ دادن به تقاضای شما نشان نمی دهند. چرا که فکر و برداشت شما که آغازگر بحث و گفتگو هستید، روشن نیست. احتمالا نمی دانند که با چه کسی، با کدام دیدگاه، با کدام مناافع و موضعگیری و... طرف حسابند؟ چگونه به این موضوع می نگرید؟ و ...
من ترجیح می دهم تا در باره مسائل داخل ایران بحث بکنیم تا مسایل مربوط به همسایه ها.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم (14) سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com

Thursday, October 10, 2019

خواست های تورکان چهار گوشه ایران چیستند؟


دیالوگ 12 سپتامبر 2019

خواست های تورکان چهار گوشه ایران چیستند؟

از زمانی که "رضا کودتاچی" بر علیه تورکان کودتا کرد و حکومت دموکراتیک احمدشاه قاجار را از بین برد و بر دوام و استمرار آزادی حاصل از اصلاحات مشروطه خط بطلان کشید، تورکان چهار گوشه ایران برای بدست آوردن حقوق مساوی با فارس ها (که در پی آن کودتا از بین رفته بود) به پا برخواستند.

با آن که در این مدت دراز تاریخی، نور امید تورکان برای کسب حقوق انسانی خودشان از دست پانفارسیسم، خاموش نشده است ولی هنوز دستاورد مهمی را بکف نیاورده اند.
تورکان، در این مدت، بارها و بارها، قیام کرده اند. آزربایجان دو بار حکومت مستقل خود را تجربه کرده است
تورکمن ها هم دو-سه بار، برای استقلال از فارسیسم، خون ها داده اند
دیگر تورکان هم ساکت ننشسته و برای بدست آوردن حق تعیین سرنوشت خودشان، فعالیت‌های مهمی کرده اند
از جمله، تورکان قشقایی، در اغلب شورش ها و عصیان ها علیه پانفارسیسم، در راس هرم مبارزه بوده‌اند و رهبران قشقایی، تاوان های سختی داده اند
پان فارسیسم به قدری از قشقایی ها خشمگین شده است که چند روز قبل، به قشقایی ها اجازه ندادند تا بر سر قبر خسروخان قشقایی تجمع صلح آمیز بکنند.

به دور از این که تورکان یا فارس ها  کی به این سرزمین ها آمده‌اند و چه مدتی در اینجا مانده اند و چگونه این خاک‌ها را به وطن بدل کرده اند، سؤال این است که:

تورکان چه می خواهند؟

تورکان‌در بیانیه ها، طومارها، لابیگری ها، مذاکره با کاندیداهای مجلس، کاندیداهای ریاست جمهوری، با امام جمعه ها، با فرماندهان سپاه پاسداران و انتقال خواست هایشان به رهبران ایران از طریق بازجویی ها در اداره اطلاعات شهرهای مختلف، چه خواست هایی را مطرح می کنند؟

چرا خواست های تورکان شنیده نمی شود؟

تورکان، دارای کدامین حقوق انسانی و جمعی در چهار گوشه ایران هستند؟

آیا تورکان و زبانشان خطر مهلکی برای زبان فارسی و خود فارس هاست؟

در دوران بعد از انقلاب 1357، تورکان سراسر ایران، برای بدست آوردن حقوق ملی خود و رسیدن به خواست های جمعی و ملی خودشان، از چه روش‌هایی استفاده کرده اند؟

آیا راه همزیستی با فارس ها هنوز بسته نشده و احتمال دارد که روشنفکران فارس، صدای تورکان را بشنوند یا تورکان از فارس ها قطع امید کرده اند؟

آیا خواست های تورکان صلح آمیز پیش خواهد رفت یا راه صلح بر روی فعالان مدنی و سیاسی و اقتصادی و محیط زیستی تورک بسته شده است؟

چرا تورکان از تبعیض های مختلف شکایت می کنند؟

آیا واقعاً تبعیض بر علیه تورکان وجود دارد یا یک تصور ذهنی و خیالی را دنبال می کنند؟

آیا راه‌های قانونی برای بدست آوردن حقوق و خواست های جمعی-ملی تورکان بسته شده است؟

تورکان چگونه و از چه راه‌هایی می‌توانند به خواست های ملی خودشان دست بیابند؟

آیا تورکان سرتاسر ایران، از دستیابی به حقوق انسانی خودشان ناامید شده و دست از فعالیت کشیده اند؟

برای پاسخ به این قبیل از سؤال ها، آقایان:
جناب آودی غفور چاریار: از متفکران، فعالان و رهبران ملت تورکمن
جناب یاشار اوستاجلو: از متفکران تورکان قزلباش
دکتر محمدحسین یحیایی: تورک آزربایجان جنوبی، محقق، نویسنده و اقتصاددان
دکتر محمدرضا ستوده: دامپزشک، فعال حقوق ملل  غیر فارس و فعال حقوق بشر از تورکان‌ خلج
و یک مهمان تلفنی از تبریز که به دلایل امنیتی نام و نشان ایشان محفوط خواهد ماند.
انصافعلی هدایت
تورنتو – کانادا
دهم (10) سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com




Monday, September 30, 2019

چگونه می توان نمایندگان، آیت الله ها، دولتمردان، دادگاه ها، مدیران و کارمندان مفسد را افشا کرد؟


چگونه می توان نمایندگان، آیت الله ها، دولتمردان، دادگاه ها، مدیران و کارمندان مفسد را افشا کرد؟
آیا افشای فساد مالی، ناموسی، دزدی، اختلاس، غارت، سرمایه های باد آورده آیت الله ها، نمایندگان، وزراء، دولتمردان، استانداران، فرمانداران، بخشداران، شهردارها، اعضای شوراها یک اقدام اخلاقی و انسالنی است یا نه؟
مردم چگونه می توانند در افشاگری فساد نمایندگان، مدیران و کارمندان دولت و دادگاه ها شرکت فعالی داشته باشند؟
راه های افشای فساد نمایندگان چیست؟
این که نمایندگان و افراد در تریبون های عمومی و رسانه ها، دیگران را تهدید به افشاگری می کنند اما افشاگری نمی کنند، به چه معنی است؟
آیا افرادی که از فساد و ثروت باد آورده، از رشوه خواری، از جرم و جنایت، از تجاوز به ناموس و حقوق دیگران، از تهدید دیگران، از بده بستان ها و از رانتخواری نمایندگان مجلس و هر مقامی در هر پستی خبر دارند و افشاگری نمی کنند، مجرم هستند؟ و از نظر اخلاقی و انسانی به آن مفسد پناهگاهی امن تامین نمی گنند تا به کارهای خودشان ادامه بدهند؟
آیا نمایندگانی که معتادند، دزدی می کنند، اختلاس می کنند، رشوه دریافت می کنند، به ناموس مردم دست درازی می کنند، قانون را می کشنند و به حقوق و خواست های مردم بی توجهی می کنند، می توانند از گسترش فساد در رگ و پی سیستم سیاسی، اداری، نظامی و انتظامی، حقوقی و قانونی کشور جلوگیری بکنند؟
آیا ایران و نهادهای آن، با وجود چنین مجلس و چنان نمایندگانی، قابل اصلاح است؟
چرا فساد در میان همه طبقات اداری، سیاسی، اجرایی، حقوقی، نظامی، انتظامی، شوراها و ... در حال رشد سرسام آوری است؟
اگر نمایندگان به وظیفه خودشان مبنی بر تصویب قانون و نظارت برروند مطلوب امور اجرایی و عدم سوء استفاده مدیران و کارمندان، دادگاه ها و نمایندگان از اختیارات و روابطشان، عمل می کردند، آیا امکان فساد گسترده در کشور وجود داشت؟
رواج و گسترش فساد، اختلاس، اعتیاد، رشوه خواری و ... دلیل بی کفایتی همه نمایندگان مجلس نیست؟
آیا مردم به این نتیجه نرسیده اند که اگر نماینده ای در صدد افشاگری است اما افشاگری نمی کند و فقط از واژه های تهدید به افشاگری استفاده می کند، حتما در پی تامین حداکثر منافع خود یا وابستگانش است؟
این برنامه در 05 اکتبر 2019 به روی آنتن خواهد رفت.

با احترام
انصافعلی هدایت

در لینک زیر، فرمان تازه رهبر در چگونگی قانونگذاری را مشاهده خواهد فرمود.

https://www.farsnews.com/news/13980706000947/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF

Friday, September 27, 2019

چرا رهبران ایران، تنها در میان مسلمین، جنگ و خونریزی بپا کرده اند؟


دیالوگ 28 سپتامبر 2019

چرا رهبران ایران، تنها در میان مسلمین، جنگ و خونریزی بپا کرده اند؟
رهبران دینی و سیاسی ایران مدعی هستند که نه تنها رهبر ایرانیان هستند بلکه رهبر مسلمانان‌جهان و بخصوص رهبر شیعیان هستند.
آن ها همچنین‌مدعی هستند که از حدود دو قرن قبل و از زمان جمال الدین اسدآبادی، برای اتحاد مسلمین‌ جهان اقدامات قلمی و مجاهدت ها کرده اند و در نهایت با انقلاب اسلامی، راه های عملی برای اتحاد جهان اسلام، بخصوص شیعیان با سنی ها را برداشته اند و رهبری اتحاد مسلمین را بر شانه هایشان دارند.
اما با نگاهی به عملکرد چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی، ملاحظه می کنیم که بین شعار و عمل رهبران ایران، تفاوت بسیار است.
رهبران ایران، گر چه در این چهار دهه، علیه فرانسه، انگلستان، روسیه، آمریکا، اسرائیل و ... شعارهای بسیار تندی داده و خواستار مرگ و نابودی بعضی از کشورها و ملل هم شده اند و حتی برای نابودی اسرائیل، شمارش معکوس ساعت و زمان تعیین کرده اند اما در عمل، با سیاست های عملی خودشان، درون اغلب کشورهای مسلمان، جنگ و نزاع بین مسلمانان براه انداخته اند.
به مدد سیاست های جمهوری اسلامی ایران، مسلمانان همدیگر را می کشند. فتوای قتل همدیگر را بسادگی صادر می کنند. با انفجار بمب و پرتاب موشک، ده ها تن از دو طرف دعوای مسلمانی بقتل می رسند.
همه طرف های دعوا هم، خودشان را صاحب اسلام راستین و طرف مقابل را دارای اسلام قلابی یا آمریکایی می دانند.
گرچه فکر می کنند و اظهار می دارند که علیه کفار می جنگند و جهاد می کنند اما کشته ها و زخمی های مسلمانان، شهادت می دهند که مسلمانان، به اسم و نام‌ اسلام، همدیگر را به نام کفار، بقتل می رسانند.
نقش ایران در نزاع های میان‌ مسلمانان چیست؟
چرا مسلمانان به جان هم افتاده اند؟
ایران با کشتار و ترور مسلمانان و ایجاد جنگ و ویرانی، در پی دستیابی به کدامین منافع کوتاه مدت یا بلند مدت خود یا مسلمانان است؟
درک کدام طرف دعوای اسلام، درست و کدام طرف دعوا نادرست است؟
آیا قبل از تاسیس جمهوری اسلامی و ادعای رهبری مسلمین‌جهان هم‌ در بین‌ مسلمانان این‌ همه کشت و کشتار و خونریزی بوده است؟
آیا می توان‌ پذیرفت که هدف رهبران ایران، دینی و اسلامی است یا اهداف امپریالیستی و امپراطوری، آن ها را به سیاست های دخالت در امور مسلمانان و ایجاد جنگ و خونریزی سوق می دهد؟
چرا دیگر مسلمانان به ایران متمایل شده اند و سیاست های تروریستی و قتل عام کننده ایران را پیگیری می کنند؟
راه جلوگیری از نفوذ سیاست های ضد انسانی رهبران ایران در میان مسلمانان چیست؟
چرا ایران از مسلمانان و سرزمین های اشغالی آزربایجان توسط ارمنستان، کشتار مسلمانان اویغور در چین، کشتار مسلمانان در کریمه توسط روس ها و ... ساکت هستند؟
سیاست های یک بام و دو هوای ایران در رابطه با مسلمانان را چگونه می توان تحلیل کرد؟
چرا ایران که خود را دشمن اصلی آمریکا و اسرائیل نشان می دهد، تا کنون، بطور مستقیم با این دو کشور وارد جنگ نشده است؟

برای بررسی این گونه مسائل، آقایان
جناب ابراهیم احراری؛ نویسنده، متفکر و مجری اهل سنت تلویزیون کلمه

جناب طاهر ابو نضال الاحوازی؛ زنداني سياسي سابق، سردبير هسته مركزي جبهه ديمكراتيك مردمي خلق عرب الاحواز

جناب محمد شوری؛ روزنامه نگار سابق روزنامه سلام، روزنامه نگار در مجلس، نویسنده چندین جلد کتاب، زندانی سابق، ضد ولایت فقیه، از یاران آیت الله منتظری

مهمانان این هفته "دیالوگ" هستند.
دیالوگ، هر هفته در روز شنبه و از ساعت 12:00 بوقت شیکاگو،
13:00 بوقت تورنتو، واشنگتون و نیویورک،
18:00 بوقت لندن،
19:00 بوقت آلمان
و 21:30 بوقت تبریز، به روی آنتن می رود.
انصافعلی هدایت
دیالوگ

Monday, September 16, 2019

جناب بهرام مشیری، زبان فارسی چه چیز مفیدی به بشریت داده است؟


استاد بهرام مشیری در سخنانی به اسلام و قرآن ده ها ایراد گرفته اند که ثمره اسلام و قرآن و مسلمانی در این هزار و چهارصد سال چه بوده و چه چیزهایی را تولید کرده و به بشریت داده است؟
من (انصافعلی هدایت) هم از ایشان چندین سوال در رابطه با ثمره زبان فارسی و تاثیر آن در عدم رشد و فکری و عقب نگه داشتن انسان ها پرسیده ام.
راستی، استاد بهارام مشیری؛ استاد تاریخ  ادبیات و ...، آموزش زبان فارسی به زور چوب و فلک و قانون اجباری،  در یک‌ قرن (یک صد سال) اخیر، کدامین خیر و برکت، کدامین رفاه، کدامین آسایش، توسعه فکری، سیاسی، جهان بینی و ... را نصیب ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، و ... کرده است؟
زبان فارسی باعث رونق یا توسعه فرهنگی، هنری، حقوقی، علمی، تکنولوژیکی و ...شده است؟
زبان فارسی، کدامین فکر و اندیشه و جریان فکری، اجتماعی، عقیدتی و ... را تولید کرده و نه به بشریت که حداقل به ملل تورک، تورکمن، قشقایی و ... در ایران داده است؟
چرا به این زبان فارسی این همه قداست داده اید و از آن، این همه دفاع می کنید و برای هر کلمه اش که نمی توان بکار برد، ده ها میلیون تومان هزینه روی دست ملل در ایران می گذارید؟
زبان فارسی کدامین ثمره را مثمر بوده است؟
زبان فارسی، کدامین مشکل عقلی، سیاسی، حقوقی، علمی، ریاضی، فیزیکی، شیمیایی، اجتماعی،  هنری، ادبی و ... را حل کرده است؟
آیا زبان فارسی، نوشتن، فهمیدن و فهماندن را برای انسان ها آسان کرده است یا خودش بخشی از مشکل نوشتن، خواندن، باسوادی، فهمیدن و فهماندن شده است؟
آیا زبان فارسی توانسته و می تواند مفاهیم فلسفی، فکری، اخلاقی، هندسی، ریاضی  و ... را برساند و توضیح بدهد؟
چرا کتاب های مهم فکری، فلسفی، علمی و ... به این زبان نوشته نمی شوند؟
آیا خود زبان فارسی باعث عقب ماندن فکر، درک و ادراک متکلمان به این زبان نمی شود؟
چند متخصص در رشته های گوناگون، با تکیه بر توانایی های زبان فارسی، در عرصه بین المللی و در چند هزاره اخیر  تولید شده اند؟
زبان فارسی به چه دردی می خورد و دوای کدامین درد جامعه بشری و ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ...است؟
نقش زبان فارسی در استحمار و استعمار و در خواب غفلت، در وادی شعر و شاعری بردن مردم و عقب نگه داشتن فکر انسان ها چقدر است؟
با احترام
انصافعلی هدایت


Wednesday, September 11, 2019

و حالا، نوبت سازماندهی مردم است


هیچ ملت و دولتی بدون سازمان دهی، نه شکل می گیرد و نمی تواند تداوم داشته باشد. ملت و دولت بدون سازمان و تشکل، محکوم به نابودی است. خواست ها و آرزوهای آن ملت و آن دولت، هر چقدر مهم و انسانی هم باشد، تا زمانی که بدون سازمان و تشکیلات است، محقق نخواهد شد.
سازمان و تشکیلات، تنها راه رسیدن به اهداف فردی و اجتماعی است. توانایی یک گروه 6-7 نفره سازمان یافته، بیش از یک توده بدون سازمان دهی 300-400 نفره است.
برای مثال، علاقه مندان ده ها هزار نفری تیم فوتبال ... که سازمان نیافته و اهداف مشخصی را تعقیب نمی کنند، در مقابل یک گروهان 70 تا 100 نفره، پا به فرار می گذارند.
چرا؟
چون نه تنها سازمان نیافته و از نیرو و توانایی هم بهره مند نمی شوند، بلکه آموزش هم ندیده اند.
در نتیجه، در مقابله با سربازانی که حداقل، یک دستشان آزاد نیست و نمی توانند از هر دو دستشان استفاده بکنند، پا به فرار می گذارند.
باید پذیرفت که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در مقابل استعمار پانفارسیسم، از خواب غفلت بیدار شده اند و تا حدودی هم به حقوق فردی و جمعی خود آشنایی یافته اند.
گر چه، درصد این بیداری روندی رو به رشد دارد ولی هنوز مردمان به اهمیت و ضرورت سازماندهی خودشان پی نبرده اند.
من، به همراه مهمانان این هفته، قصد داریم تا شما بینندگان و شنوندگان گرامی و آگاه به حقوق انسانی خودتان را، نه تئوریک، بلکه از جنبه های پراتیک و عملی، در زمینه سازماندهی خودتان آگاه بسازیم.

سازمان و سازماندهی چیست؟
اهمیت سازماندهی در چییست؟

آیا نیاز به سازماندهی مردم احساس می شود؟
چرا دولت های صد سال اخیر ایران با اجتماعات و فعالیت های سازماندهی شده و تشکیلاتی ملل در ایران مخالفت کرده اند؟

اگر سازماندهی نیروها، چیز خوبی نیست و غیر قانونی است، چرا خود دولت های صد سال اخیر، احزاب و جمعیت های سیاسی، نظامی و امنیتی خودشان را تاسیس کرده اند؟

آیا افراد و جوامعی که سازمان دهی ندارند، می توانند به خواست ها، حقوق آزادی های مورد نظر خودشان دست بیابند؟

آیا افراد و عموم جامعه، به مرحله ای از رشد شخصیتی و اجتماعی رسیده اند که بتوانند خودشان را برای رسیدن به اهدافشان سازماندهی بکنند؟

آیا سازماندهی و فعالیت سازمانی کاری اخلاقی، حرفه ای، قانونی و مترقیانه است یا فعالیتی غیر اخلاقی، غیر حرفه ای، غیر قانونی و نشانه عقب ماندگی شخصی و اجتماعی افراد است؟
سازماندهی افراد، می تواند چه منافع یا مضاری برای فرد و جامعه داشته باشد؟

آیا همه افراد توانایی سازماندهی خودشان را دارند؟
چه کسانی با چه ویژگی هایی می توانند دیگران را سازماندهی و رهبری بکنند؟

راهکارهای عملی و ریز سازماندهی افراد چیست؟

چگونه می توان هسته های سازمانی تشکیل دارد؟

آیا همه اندام ها و ارگان های یک سازمان باید علنی باشند؟
لازمه فعالیت های غیر علنی سازمانی چیست و چگونه باید انجام بگیرد؟

برای سازماندهی افراد، چه کار باید کرد؟
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
یازدهم (11) سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com


دیالوگ: بررسی رابطه زبان مادری، زبان مهاجران، ثروت و رفاه



برنامه هفته صد وبیست و چهارم دیالوگ
موضوع :بررسی رابطه زبان مادری، زبان مهاجران، ثروت و رفاه
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر عبدالرحمان دوجی
دکتر محمدرضا ستوده
ناصر کرمی
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون گوناز تی وی پخش می شود.
https://youtu.be/xKqQ3QBG9dE

Thursday, August 29, 2019

آیا دولت با دو ساعت آموزش زبان تورکی در 3-4 مدرسه، تورکان ایران را تحقیر نمی کند؟

در برنامه این هفته دیالوگ، به دو موضوع مهم منطقه آزربایجان و تورکان در ایران خواهیم پرداخت.
اول: آموزش 2 ساعت زبان تورکی در 4-3 مدرسه
دوم: آتش سوزی جنگل های قره‌داغ در آزربایجان

چهل سال از تصویب قانون اساسی و حق آموزش به زبان های مادری در ایران می گذرد. آموزش به زبان مادری، حق اولیه، طبیعی و انسانی هر فرد انسانی است.

اگر قانون اساسی هم این حق را برسمیت نمی شناخت، حق انسانیت، هموطنی، دوستی، همسایگی، حقوق بشری، قوانین و کنوانسیون های بین المللی، ایجاب می کرد تا روشنفکران، مدیران و دولتمردان فارس محور ایران، برای حفظ یکپارچگی ایران هم که شده،  در رسمیت زبان های مادری ملل در ایران و آموزش آن زبان ها در همه سطوح، پیش قدم بشوند تا ملل ساکن در ایران، بتوانند بدون احساس تبعیض، در کنار هم زندگی بکنند. 

ولی پانفارس های نژادپرست، نه به قانون اساسی وقعی نهاده اند و نه به حقوق بشر، نه به حقوق طبیعی انسان ها، نه به قوانین و کنوانسیون های بین المللی، نه به حرمت  همسایگی، نه به حرمت انسانیت، نه به حرمت هموطنی و نه به ... که دایما از آن ها لاف می زنند و نه حتی، وقعی به سیاست استعمار طولانی مدت ملل در ایران، نهاده اند تا با رعایت حداقل حقوق این ملل؛ یعنی با رسمی کردن همه زبان ها و آموزش آن ها در همه سطوح تحصیلی، بتوانند، رضایت آن ملل برای ماندن در ایران و همچنین تن دادن آن ملل به استعمار پانفارسیسم را ادامه بدهند.

تا چند روز دیگر، حدود 13 میلیون نونهال و نوجوانان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد، و ... مجبور خواهند بود تا زبان های مادریشان را در خانه بگذارند و برای آموختن زبان دشمن و بیگانه فارسی، به مدارس بروند تا زبان اقلیت  فارس را یاد بگیرند و زبان خودشان را فراموش بکنند.

یک قرن از مبارزه ملل برای بدست آوردن حقوق اولیه، طبیعی و انسانی خودشان در ایران می گذرد ولی، در این روزها، دولت ایران "الطفات" کرده و با "طرح مهر"، بجای حقوق کامل آموزشی و زبانی این ملل، آبنباتی 2 ساعته، بدست ملل تورک در ایران داده است.

یعنی، قرار است تا به مرحمت دولت پانفارس ایران، در 3-4 مدرسه در آزربایجان شرقی، به مدت 2 ساعت در هر هفته، زبان تورکی هم آموزش داده بشود.

آیا این عمل و بعد از چهل سال، دهن‌کجی به قانون اساسی، حقوق اولیه و طبیعی میلیون ها انسان و خواست یک قرنی اکثریت ساکنان ایران نیست؟

آیا آموزش زبان تورکی در 3-4 مدرسه، آن هم 2 ساعت در هفته، تحقیر ملل تورک آزربایجان، تورکمن صحرا، قشقایی، خمسه، خلج و ... نیست؟

چرا دولت ایران نمی خواهد، تورکان و دیگر ملل ساکن در این منطقه، به زبان های مادری خودشان تحصیل بکنند؟ 

پانفارسیسم و دولتمردان ایران و نمایندگان مجلس، چه دشمنی با زبان تورکی دارند؟

آیا دشمنی پانفارسیسم و زبان فارسی با زبان های تورکی، تورکمنی، عربی، بلوچی، کردی و ... پایان نخواهد یافت؟

آیا برای آموزش زبان تورکی در ایران، معلم و مدرس به تعداد کافی برای تدریس زبان تورکی و همچنین کتاب تورکی  وجود ندارد؟

آیا در این سال های خفگان و قدغن بودن زبان تورکی در ایران، تعدادی از فرزندان ملل تورک، در آزربایجان، در قشقائی، در تورکمن صحرا، در فارسیستان، به اندازه کافی در زبان مادری خود آموزش ندیده اند که بتوانند، این زبان را در مدارس تدریس بکنند؟ یا مسئله، بازی با اراده و خواست ملل تورک و گذر از مرحله انتخابات در ایران است؟

در این مقطع از تاریخ ملت تورک، نقش معلمان زبان تورکی داوطلبی که در این مدت، در خانه ها، محل کار یا در کلاس های خصوصی، زبان تورکی را آموزش می دادند، چیست؟

آیا باید دولت را دست تنها گذاشت تا به بهانه کمبود معلم زبان تورکی، از اجرای قانون اساسی و حقوق و خواست ملل تورک طفره برود یا باید آنانی که این زبان را بخوبی آموخته و آماده تدریس این زبان هستند، بسیج شده و برای آموزش تورکی به فرزندان ملل تورک، با حضور در مدارس و ادارات آموزش و پرورش، به اجرای این طرح یاری برسانند؟

حال که دولت ایران می خواهد راه را برای رسیدن به "ذره ای از حقوق ملی" ملل تورک، تورکمن، قشقائی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ...  آسفالت بکند، وظیفه فعالان ملی، تک تک پدران، مادران، جوانان و نوجوانان تورک چیست؟

آیا والدین و خود دانش آموزان نباید از مدیران مدارس بخواهند تا زبان تورکی در مدرسه آن ها هم تدریس بشود؟

آیا آموزش زبان تورکی، به ضرر دولت ایران است؟

آیا آموزش زبان تورکی، در همه مدارس و در همه سطوح آموزشی، باعث خلع سلاح استقلال طلبان تورک نخواهد شد؟

دوم: آتش سوزی جنگل های قره‌داغ در آزربایجان

در همین حال، از ادامه آتش سوزی در جنگل های "قره‌داغ" آزربایجان، خبرهای ضد و نقیضی می رسد. آن چه قطعی شده، این است که حداقل 300 هکتار، یعنی 3 میلیون متر مربع از جنگل های وطن ما تورکان، در قره‌داغ را سوزانده اند.
این در حالی است که دولت ایران، حدود 17-18 سال قبل، بیش از 5 میلیون اصله درخت در این منطقه را برید.
مقام های دولتی، دلیل قتل عام آن همه درخت را احداث راه برای روز مبادایی که آتش  سوزی در دل این جنگل ها بیفتد، اعلام کرده بودند 
ولی این آتش سوزی نشان داد که دولت ایران دروغ می گفته است. چرا که نه تنها خود دولت ایران، برای مهار این آتش سوزی، بطور جدی وارد کار و زار نشد بلکه رسانه های عمومی آن هم از ارسال و پخش خبر این آتش سوزی بی سابقه در ایران، به مدت چند روز خود داری کردند.

چرا در استان های شمالغرب ایران، امکانات لازم برای مقابله با چنین حوادثی وجود نداشته است؟

آیا این آتش سوزی ها عمدی نبوده است؟

چرا دولت ایران، همه امکانات خودش را برای خاموش کردن آتش سوزی بسیج نکرد؟

چرا مجلس، بخصوص 36 نماینده آزربایجان، در باره این آتش سوزی ساکت ماندند؟

آیا می توان این آتش سوزی را در راستای غارت منابع ملی و نابودی وطن ملل تورک در ایران تفسیر کرد؟

آیا دولت ایران و مدیران ارشد و میانی آن، ناتوان از پیش بینی آتش سوزی در این منطقه و مهیا کردن امکانات اطفای حریق بوده اند؟

اگر آتش سوزی در مئشه های قره‌داغ را در کنار غارت معادن آزربایجان، زلزله ورزقان، سقوط هواپیما، آتش سوزی مدارس، حادثه قطار و ... قرار بدهیم، چه نتیجه ای خواهیم گرفت؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، چهار مهمان تورک، همراره ما در برنامه امشب خواهند بود.

دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ محقق، نویسنده، دارای دکترای کشاوری، آشنا با منطقه قره‌داغ - تورک آزربایجان
دکتر محمدرضا ستوده؛ دامپزشک، متفکر و فعال حقوق بشر، از تورکان خمسه
دکتر محمدحسین یحیایی؛ نویسنده، محقق، دارای دکترای اقتصاد - تورک آزربایجان
جناب شایان بوربور قشقائی؛ معلم سابق، متفکر و فعال حقوق بشر- از تورکان قشقائی 

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و نهم (29) آگوست 2019
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc