Saturday, April 9, 2022

کلمه «ایران»، در جغرافیا و سیاست، نامی بسیار جدید است





کلمه «ایران»، در جغرافیا و سیاست، نامی بسیار جدید است

تا حاکمیت پانفارس‌ها در دوره پهلوی‌ها،  نام هیچ‌ مکان جغرافیایی «ایران» نبوده است.

بعد از به قدرت رسیدن پانفارس ها و تلاش آن‌ها برای خلق کشور-ملت جدیدی از ممالک و‌ ملل مختلف در این منطقه، واژه «ایران» بر سر زبان ها افتاد.

تا این که در اول فروردین سال 1313 کلمه «ایران» را بر روی سر زمین‌هایی که  «ممالک‌محروسه قاجار» خوانده می شد، گذاشتند.

آنگاه برای این کلمه جدید، تاریخی دور و دراز ساختند و پول نفت، صرف جعل و تحریف کتب قدیمی و خرج سفارش‌هایی برای غربی ها، جهت نوشتن داستان های خیالی و بدون  مدرک، به عنوان تاریخ ایران شد.

در تاریخ سیاست و واحدهای سیاسی که در تاریخ بشر ظهور و سقوط داشته‌اند، نام هیچ واحد سیاسی (کشور) ایران نبوده است.

هیچ سلسله حکومتی هم خودش را شاه، پادشاه، شاهنشاه یا امپراطور ایران نخوانده است.

نام سلسله های حکومتی و قلمرو آن‌ها، در همه جهان، بر اساس نام سرزمین نبوده است. بلکه بر اساس نام موسس حکومت یا نام ایل حاکم بوده است.

موسس هیچ حکومتی، نام خود یا قبیله یا سلسله اش را ایران نخوانده است.

تنها منبعی قدیمی که از کلمه ایران، بارها استفاده کرده است، شاهنامه فردوسی است.

بنظر می رسد، شاهنامه‌ هم جعلی بوده و یا خیلی جدیدتر از تاریخی است که به آن منسوب کرده، نشان داده و به ما قبولانده اند‌.

از طرف دیگر، شاهنامه، تاریخ و کتاب تاریخی نیست. داستان هایی دروغین، بی پایه و اساس است.

خود پانفارس‌ها و عاشقان سینه چاک فردوسی و شاهنامه، آن را «اساطیر» می نامند.

به نوشته پانفارس‌ها در «ویکی پدیا»، استوره یا اسطوره عبارت از «آنچه خیالی و غیر واقعی بوده و جنبهای صرفاً افسانه‌ای دارد» است.

ملل غیر فارس هم، از گذشته‌های دور، فردوسی را دروغگو می دانسته‌اند.
برای نمونه، در همان دوره پهلوی‌ها، در تبریز و آزربایجان، به شاهنامه فردوسی، «قاسدان‌نامه فیردوسی»، یعنی دروغ‌نامه فردوسی گفته می شد.

در تحریف شاهنامه فردوسی در دوران پهلوی‌ها و حاکمیت پانفارس‌های پان ایرانیست هیچ شکی نیست.

اگر باور نمی کنید، نظری به نوشته‌های جناب شفیعی کدکنی در اینستاگرام بیندازید.

پس، از نظر تاریخی، نمی توان به شاهنامه استناد کرد و وجود کشور یا سلسله ای به نام ایران در تاریخ را تصدیق نمود.

اما مانند هر داستان خیالی، شاهنامه فردوسی هم باید از عناصر خوب، بد، دوست، دشمن، زیبا و زشت و همچنین از «واقعیت، در مقابل دروغ» در دل داستان‌ها بهره می برد.

برای این که به دروغ‌ها جنبه هیجانی و واقعی بدهد، در مقابل ایران دروغین و‌ خیالی، از توران واقعی استفاده کرده است تا با بهره بردن از یک‌ واقعیت تاریخی، به ایران دروغین هم لباس «توهم واقعیت» بپوشاند.

این، یکی از شگردهای داستان سرایان، رمان‌ نویسان و شاعران بوده و هست. چرا که در هر داستانی، باید حقیقت و توهم، زشت و زیبا، خوب و بد، انسان و دیو و ... در مقابل هم قرار بگیرند تا داستان، جنگ میان تضادها جلوه گر شده و جذاب بشود.

اما خود فردوسی یا نویسندگان شاهنامه و تئوری پردازان ایران تاریخی هم، هیچ شناختی از ایرانی که می خواستند به همه بقبولانند، نداشتند.

در شاهنامه فردوسی، ایران، نام کشور یا خاک و حاکمیت سیاسی نیست.

بنظر می رسد که ایران، بیشتر، نام گروهی مهاجر و آواره بدون وطن است. شاید هم به تاسی از تورات، ایران را سرزمین خیالی و موعود آوارهگان پارس می داند.

این آوارگان، بدون سرزمین و وطن هستند. آن‌ها، در پی آن هستند تا سرزمین ملت ضعیفی را پیدا کرده و اشغال بکنند.

برای همین هم دایما در حال جنگ با ملل ساکن در گوشه گوشه این منطقه هستند. البته که چون در صدد اشغال وطن دیگران هستند، بر خلاف داستان توهمی فردوسی، دایما شکست خورده و به‌ جنگ با ملت دیگری در گوشه دیگری می روند و همه آن ملل را هم «انیران» می نامند.

در آن داستان‌های توهمی، ایرانیان سرگردان بدون وطن، اغلب با تورانیانی که مرزهای آن‌ها را مشخص نمی کند، در جنگ هستند.

انگار، ایرانیان، در قایق کوچگی، در دل اقیانوس تورانیان گرفتار شده اند و به هر سوی، روی بر می گردانند، با تورانیان مواجه هستند.

از این داستان ها معلوم می شود که ایرانیان سرگردان فردوسی، با ابر قدرت زمانه خود؛ «توران»، روبرو بوده‌اند.

در سال‌های اخیر، محققان، مقالات بسیار زیادی در باره جنگ‌های ایرانیان با ملل انیرانی شاهنامه نوشته اند.

گر چه فردوسی بارها کلمه ای ان را بکار برده است اما ، محل جغرافیایی ایران توهمی خودش را نمی شناسد.

در شاهنامه، ایرانیان، تقریبا، به همه شهرهای ایران کنونی حمله کرده و برای اشغال آن‌ها، با آن انیرانی‌ها جنگیده اند. 

برای نمونه، ایران در مصراع‌های زیر، در شاهنامه، در مقابل ملل و سرزمین‌های ایران کنونی ایستاده است که فردوسی آن شهرها را جزو ایران نمی داند و سعی می‌کند، آن‌ها را اشغال بکند تا وطنی برای فارس‌ها بسازد:

_____ ز ایران و اهواز وز میان

_____ چو دارا از ایران به کرمان رسید

حتی در مصرع زیر شاهنامه، ایران در مقابل پارس‌ها (شاید فارس‌ها) هم قرار دارد.

_____ ز ایرانی و رومی و پارسی

_____ بگویش که آمد به مازندران
بغارت از ایران سپاهی گران

____ سپه را سوی شهر ایران براند

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
09.04.2022


Friday, April 8, 2022

کیتاب اوخویاق: دوشمنله ساواشدا‌ ایستیرتئژی‌لر - اؤتوز‌ائوچ


کیتاب اوخویاق: دوشمنله ساواشدا‌ ایستیرتئژی‌لر - اؤتوز‌ائوچ

بوگون، اؤن‌ایکی اینجی فصیلی باشلایاراق سؤنونادک اؤخودوقدان‌ سونرا، سون‌ فصیلی‌ده اؤخوماغا‌ باشلادیق.

یعنی، 153، 154، 155، 156، 157 و 158 اینجی صحیفه‌لری‌ اؤخودوق.

اؤن‌ایکینجی فصیلده، ساواشدا‌ «اود»دان قوللانماق حاقدا سؤز گئدیر.

بیر - ساواشدا‌، اوددان‌ یارارلانماق ائوچون‌ بئش یول وار: 1- آداملاری یارندیرماق. 2 - بیریکدیریلمیش‌لری (دالدالیقلاری - ذخیره‌لری) یاندیرماق. 3 - شئی‌لری (آلات و ادوات آنبارلارین) یاندیرماق. 4 - سیلاح آنبارلارین‌ یاندیرماق. 5 - آتیلابیلیر اود شئی‌لریندن قوللانماق.

ایکی - دوشمنین‌ ایچینده‌کی خایین‌لر و‌جاسوسلاردان اود وورماق ائوچون ایستیفاده ادین.

ائوچ - اودو ایشه توتارکن، هاوانی‌ گؤز‌ اؤنونده‌ آلین.

دؤرد - همه‌شه، ایشه‌ توتدوقونوز سیلاحلار، الینیز چاتان یئرده اولمالی دیر.

بئش - هر زامان، سیلاحلار قوللانماقا حاضیر اولمالی دیرلار.

آلتی - دوشمنین ایچینده‌ یانقین باشلایارکن، ائشیکده‌کی ایشلری‌، بیرلیکده باشلایئن.

یئددی - اود ووراندان سونرا، دوشمن، ال ایاقین ایتیرمزسه، حمله ائتمئیین. اؤ زامان کارلی چیخارسیز کی دوشمن هول ولولییه دوشسون.

سگگیز - یئل، اؤدو گتیریرسه، حمله ائتمئیین.

دوققوز‌ - اود وورانلار، گرک ال‌بیرلیک و چوخ گیزلیلیک ایچینده بیر بیرله‌ریله چالیشسین‌لار.

اؤن - سو و سئل‌ یاراتماقدان‌دا، اود کیمی دوشمنی‌ یئخماق ائوچون‌ ایستیفاده اتمک‌ اولار.

اؤن‌بیر - سو دوشمنی آیئرئب، تک سالا بیلر آمما اونون‌ آنبارلارینا ضرر وئره‌بیلمز.

اؤن ایکی - هر او آتلیم (آددیم) یا ایش کی دئوولت و میللت‌ ائوچون فایداسیز دیر، اؤندان اوزاق دورمالی دیر.

اؤن ائوچ - اگر بیر ایشده، باشاریلی‌ اؤلمایاجاقسینیز، اؤ ایشه گیرمه‌یین.

اؤن دؤرد - قیزماق و کین کودورت ائوزیله ساواشا گیریلمز. آدام، سویویاندان سونرا پئشمان‌ اؤلابیلیر. آمما‌ ائؤلولر دیرلمز. دؤولت یئخیلیرسا، بیر داها قالخابیلمز.

کیتابین سون‌ بؤلومو، جاسوسلوق حاقدا دیر. جاسوسلوق، اصلا و ابدا پیس ایش دئییل. بلکه دونیانین ان کیلاس و اؤنملی ایشله‌ریندن‌ دیر.

بیر شرطله کی ائوز یورد، ائوز ايل (ملت)، ائوز دؤولتی‌وین (دؤولتچیلیک) کاری اوغوروندا اولا.

جاسوسلوق‌ او زامان قینانمالی و موجازاتلانمالی دیر کی باشقا دؤولت‌لر، یوردلار و ائل‌لر کاری یؤلوندا اولسون. ائوز یورد، ائل و‌دؤولت کاری یولوندا اؤلورسا، دونیانین ان جسور، قهرمان، عاغیللی‌ ایشی و خیدمه‌تی حساب اولار.

بو فصیلدن‌ ده ایکی صحیفه اوخودوق آمما گلن گون، جاسوسلوقون اؤنملی یئریندن‌ داوام‌ اده‌ریک.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
08.04.2022








Thursday, April 7, 2022

به همین سادگی: این مقفع و تاریخ را تحریف کرده اند



به همین سادگی: این مقفع و تاریخ را تحریف کرده اند.

دوستی نوشته است که ابن مقفع در کتابش، در باره «ایران»، «زبان پهلوی»، «زبان آذری»، «پارسی» و ... چنین و چنان نوشته است.

در رد این نوع نوشته ها و دلایل، نوشتم:

در زمان عبدالله بن مقفع، «کشور» و «دولتی» به نام «ایران»، در صحنه سیاسی وجود نداشته است.
به همین دلیل ساده، ابن مقفع  نمی توانست از «ایران»ی که وجود نداشت صحبت بکند.

از وجود کلمه ایران در کتاب ابن مقفع، متوجه می شویم که پان فارس ها به جعل این کتاب و سند سازی برای تئوری جدید آذری، و ... دست زده و آن کتاب را تحریف کرده اند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
07.04.2022


پایان گفتگو با یک پانفارس فاشیست





پایان گفتگو با یک پانفارس فاشیست

مدت‌ها بود با دوستی بدون عکس و بدون شناسنامه، در اینستاگرام، در بازه مسایل مختلف بحث می کردیم.

تلاش می‌کرد به من بقبولاند که دنیا بر محور فارس ها، زبان فارسی و تاریخ آن ها می چرخد. تورک‌ها، زبان تورکی و تاریخشان هم تهی است.

البته که بحث ها فقط نوشتای بودند. اما بعد از مدت ها، امروز، دوستی با وی را قطع کردم.

چرا؟

چون من را به «پان تورک» بودن متهم کرده، در تحقیر من کوشید.

البته که من افتخار می کنم که پان تورک باشم و برای سعادت، خوشبختی، رفاه و اتحاد کشورهای تورک و تشکیل اتحادیه ملت تورک بکوشم.

ولی وقتی، فردی برای اثبات نظریات سیاسی خودش و تحقیر شما، بخواهد با زدن برچسب حرکت بکند، از دایره بحث منطقی خارج شده است.

من هم باید به او پاسخ درخور بدهم و بحث، دیگر، بحث روشنگرانه نمی شود. به توهین و تحقیر و هدر رفتن وقت و انرژی می انجامد.

داستان از این قرار است که:

دیروز دوستی با نام ... احمدی، عکس یک شمشیر و غلاف طلایی آن را به نقل از «منوتو» برای من ارسال کرد و نوشت:

«انصافعلي  رو ی  این شمشیر ب زبان فارسی باستان  نوشته شده. شاهنشاه  اردشیر  پسر  خشايارشاه »

من در پاسخش نوشتم:

دوست عزیز
این نقش‌ها ( نقش‌های روی غلاف شمشیر) به قدری ظریف هستند که در آن دوره امکان حکاکی یا نقش آن‌ها نبوده و میسر نیست.
یعنی تکنولوژی این کار را نداشتند.

برای اثبات سخنم، شما را به سکه‌های محدودی ارجاع می دهم که به عنوان بالاترین سمبل حاکمیت و هر شاه، نمایش داده می شده است.
آیا سکه‌ها که اوج شاهکار هنری و مالی و سیاسی هر شاه بوده، از چنین ظرافتی برخورد دار است؟

از طرف دیگر، چند صد یا چند هزار سال از  آن دوره می گذرد ولی این قطعه بسیار جدید و نو می نمایاند. انگار نه انگار که تاریخی از روی آن سپری شده است.
فکر کنم جعلی است.
مانند ستون کوروش جعلی است.

از وی این پاسخ را دریافت کردم:

شما اون بالا از علم و پیشرفت سخن گفتید

چی شد  .در عمل جهل را پیشه کرده اید
یکی از علوم نوین باستان شناسی هست.

این شمشیر  در یک موزه مشهور در آمریکا ب نمایش گذاشته شده.

فقط یک پانترک میتواند  بدون تخصص  در علم باسنان شناسی نظر بدهد  و هرآنچه را که بر خلاف منافع ش باشد  جعل بداند.

و من، دوستی با یک پانفارس را اینگونه به پایان رساندم.

خیلی برآشفته شدی خانم.

من، به عنوان یک انسان کنجکاو و دارای عقل و شعور، شک‌ و  سوال علمی خودم را مطرح کردم.
اگر باستانشناسی شما نمی تواند یک سوال و شبهه ها را برتابد و تحمل بکند، گناه از باستانشناسی و تفکر فاشیستی است.

یک آدم علمی، همه نظریه‌ها و تئوری ها و شواهد باستان‌شناسی را هم به زیر سوال می برد.
شما قابل بحث نیستید. چون نه تنها پانفارس هستید، بلکه فاشیستی هم فکر می کنید.

آیا در این مدت، من شما را به پانفارس یا فاشیسم متهم کرده بودم و یا جز بحث منطقی، با شما سخنی گفته بودم؟

چی شد که برچسب قدیمی پانفارس‌ها را برداشته و به من زدید؟

بنظر می آید که با معنا و مفهوم پانیسم آگاهی ندارید.

به هر حال، بهتر است که با هم در تعامل نباشیم. چون، شما ظرفیت بحث را ندارید.

متشکرم.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
07.04.2022


کیتاب اوخویاق: دوشمنله ساواشدا‌ ایستیرتئژی‌لر - اؤتوز‌‌ایکی

 



کیتاب اوخویاق: دوشمنله ساواشدا‌ ایستیرتئژی‌لر - اؤتوز‌‌ایکی

بو گون، اؤن‌بیر اینجی فصلین‌ سؤن 147، 148، 149، 150 و 151 اینجی‌ صحیفه‌لرین اوخودوق‌.

یازدی:

بیر - اؤردو کوموتانی، ائوز گمیله‌رین‌ اؤدلار. قازانلارین‌ سیندیرار و بیر چؤبانا‌ تای، اؤردوسون، بیر یؤندن، بیر باشقا یؤنه سئورر تا هئش بیر کیمسه، بیلمه‌سین هارا گئتمک‌ ایستیر.

ایکی - کوموتان، اؤردونون قوللاری و بؤلورمه‌لرینین توپلانماسی ائوچون، بللی‌ بیر گون‌ یا تاریخ وئرر. اؤردو تؤپلاناندان سونرا، گئری‌ دؤنمک‌ یوللارین کسر.

ائوچ - قونشو‌ دؤولت‌لرین نقشه لریندن (یول یؤنتملریندن) خبرسیز اؤلسانیز، واختیندا دوستلوقلار قورانمازسینیز.

دؤرد - اگر یؤل ائوزرینده‌کی داغ -تپه‌لری، گدیک‌لری، مئشه‌لری، باطلاقلاری، باتاقلیقلاری و ... تانیمازسانیز، یئرلی (محللی) قلاووزلاردان (راهنمایان بومی) غافیل اؤلمایئن.

بئش - اگر گوجلو‌ بیر دؤولته‌ هوجوما گیرمک‌ ائوزوره سینیز، ایله بیر ایش‌لر گؤرون کی اؤ دؤولت گوجله‌رین توپلایاماسین. بو ایشی گؤره‌بیلسنیز، اونون‌، دوستلاریلا بیرلشمه‌سینه‌ده انگل‌ (مانع) اؤلارسینیز.

آلتی - دوشمن دؤولته حمله ادرکن، اؤنون‌ گوجلرین بؤله‌بیلسه‌نیز، گؤجوز اؤنو‌ یئخماغا یئتر.

یئددی - عاغیللی کوموتان، دوستو چوخ اؤلان دولت‌لر ایله ساواشا گیرمز. چون، باشقا دؤولتلرینآیری یؤندن جیبهه‌ آچاماسینا سبب اؤلار.

سگگیز - باشقا دؤولت‌لرله دوستوقلار قورون و دوشمنی سیزه هوجوم‌ اتمه‌گه‌ کوشقورون. دوست دؤولتلری‌، دوشمه‌نین ائوزرینه‌ سالین.

دوققوز‌ - اگر دوست دؤولت‌لره گؤونیز یوخسا، تکجه ائوز اؤردو گوجوزه دایاناراق، آماجلایزا‌ اولاشماق ائوچون‌ یولا چئخین.

اؤن - وار اؤلان دبلر، عنعنه‌لر، قانونلارا‌ قولاق وئرمه‌دن، اؤردویا اؤدول‌لر (جایزه) وئرین و آلیقیشلار (تشویق) ائدین. گئچمیش دبلره‌ باخمایاراق دا امیرلر وئرین.

اؤن‌بیر - اؤردونو ایله بیر دوروما‌ گتیرین کی بیر آدام کیمی گؤرونسون و امیرلری‌ یئرینه گتیرسین.

اؤن ایکی - کوموتانلار، اللری‌ آلتیندا کی ساواشچیلارا یول یؤنتم‌لرین (نقشه) آچیقلامادان، اؤنلاردان ایش چکمه‌لی دیرلر‌.

اؤن ایکی - ائوستونلوک (امتیاز) ائوچون، قورخولو ایشلری ساواشچیلارا آچیقلامادان، اؤنلاری اورایا سوخون و ائوستونلوگو‌ قازانین. اونلاری اؤلومجول یئره سوخسانیز بئله، سالیم چئخاجاقلار.

اؤن ائوچ - دوشمنه‌ ضربه وورماق ائوچون گوجله‌ریزی توپلایئن.

اؤن دؤرد -یاخجی ایستیراتئژی‌ ایله، مین‌لر کیلومئتیر اوزاقلیقدان بئله دوشمه‌نین کوموتانلارین اؤلدوره‌بیلرسینیز. نییه‌ کی ساواش، حییله‌دن (حوققا) و کلکدن عیبارت دیر.

اؤن‌بئش - ساواش گونو‌ گلیرسه، یوللاری‌ باغلایئن. بیر کیمسه‌یه گئچیت وئرمئیین. دوشمه‌نین ائلچی‌لری ایله اولان ایلگی و باغلاری‌ کسین.

اؤن‌آلتی - دوشمنین هر بیر سهو و خطاسی، سیزین ائوچون بیر ائوستونلوک دور‌. دوشمن وئردیگی فورصت و ائوستونلوک‌لردن یارارلانین (فایده).

اؤن یئددی - هر او شئی و یئر کی دوشمنه‌ چون اؤنملی و ایستیراتئژیک‌ دیر، الیزه‌ گئچیرین.

اؤن‌سگگیز - بللی اتدیگینیز زامان و تاریخده، هر یؤنلو هوجوما‌ باشلایئن.

اؤن‌دوققوز - ساواشی باشلاماق و داوام وئرمک‌ ائوچون، گؤزوز، دوشمنین‌ دوروم و دئییشیمین ائوستونده‌ اولسون.

ایگیرمی - آماجلاریز ائوچون، (دؤشمنین ایچینده یا ساواش باشلامادان) باشدا، بیر باکیره قیز کیمی باشی آشاغا گؤرسه‌نین.

ایگیرمی‌بیر - اؤ زامانکی دوشمندن بیر فورصت یا بیر گیریش یولو آلدینیز، بیر زیرنک داوشان کیمی ایشه باشلایئن.

ایگیرمی‌ایکی - دوشمن‌ سیزه قارشی دایاناماز.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
07.04.2022



عصیان علیه باورهای رایج، تنها راه پیشرفت است


عصیان علیه باورهای رایج، تنها راه پیشرفت است


اکثر افراد، به چیزهایی دل بسته‌اند که دلشان می خواهد، چنان باشد که تصور می کنند و می خواهند و مورد قبول اطرافیان است.

در نتیجه، متخصصان شستشوی مغزی هم، آنچه آن‌ها می خواهند را به آن‌ها می دهند. 

مانند احتیاج معتاد، به مواد مخدر است. فروشنده، مواد دلخواهتان را به شما عرضه می کند و شما احساس رضایت می کنید.

برای همین است که انسان دوست ندارد شک بکند.

تغییر و پیشرفت در تاریخ و علوم را کسانی پدید آورده اند که در آنچه مورد قبول و رایج است، شک پیشه کرده اند.

با قبول آنچه رایج و مورد قبول هست، هیچ پیشرفتی رخ نمی دهد.

برای تغییر و پیشرفت، باید علیه آنچه باور داریم، عصیان بکنیم.

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

07.04.2022







درک از زبان ملی و مشترک در میان روشنفکران و اساتید دانشگاهی در ایران، درکی اشتباه است.


درک از زبان ملی و مشترک در میان روشنفکران و اساتید دانشگاهی در ایران، درکی اشتباه است.

این درک اشتباه هم عمدا رواج یافته است و تنها برای شستشوی مغزی ملل و بخصوص نسل جوان ترویج می شود.

در تاریخ این منطقه از جهان، جز زبان عربی که زبان دین اسلام و مقدس بوده، زبان عربی است. با این حال، مردم از زبان عربی چیزی جز نماز را نمی دانستند و معنی نماز را هم درک نمی کرده‌اند.

آیا زبان عربی می توانسته زبان ملی، مشترک و اداری باشد؟

نه. نمی توانسته است.

عربی، در مقطعی از تاریخ، زبان علم و تحصیل بوده است. یعنی می توان گفت که عربی، زبان مشترک طلبه ها و عالمان بوده است. ولی نمی توان ان را تسری داده و ادعا کرد که عربی، زبان همه افراد ملل بوده است.

گفته می شود که زبان فارسی، زبان دیوان یا دولت های قدیم بوده است. آیا زبان فارسی، زبان دیوان و دولت حاکم فعلی در میان همه ملل است؟ دولت کنونی چه تعداد کارمند دارد؟

نه. نبوده و نیست.

اگر هم چنین بوده و زبان فارسی، زبان دیوان و‌ دولت در قدیم بوده است، در دیوان و دولت های قدیم چند نفر کار می کرده‌اند که تعدادشان آن‌ قدر زیاد بوده باشد که زبان دوم آن ها (فارسی) به زبان مشترک همه افراد و ملل بدل شود؟

فکر می کنم، در فهم معنای دو کلمه «زبان مشترک» اشتباهی خنده دار اما عمدی رخ داده است.

مشترک یعنی چه؟

مشترک، یعنی، همه یا اغلب افراد یک ملت یا یگ گروه یا یک قشر با یک طبقه اجتماعی، دارای یک صفت معین در همه افراد باشند.

همه انسان ها در داشتن دو چشم، یک دهان، و ... مشترک هستند اما در داشتن چشمان سبز مشترک نیستند. بلکه بعضی از افراد چشمان سبز دارند.

آیا همه افراد در ایران کنونی، بفارسی سخن می گویند؟ آن را می فهمند؟ می نویسند؟ می خوانند؟

اگر جواب این سوا‌ها مثبت باشد، می توان از زبان ملی یا مشترک سخن گفت.

اگر فارسی، زبان مشترک و تاریخی همه افراد ملل در این منطقه بوده باشد، سخن گفتن از «زبان ملی» یا از «زبان مشترک»، سخن صحیحی است.

وقتی از ملل، اقوام و رنگین کمان زبان ها سخن می گویید، اعتراف می کنید که فارسی زبان مشترک و ملی نبوده است.

اگر زبان شعری چند شاعر فارسی گوی، ملاک باشد، می توان از زبان مشترک گروهی از شاعران فارسی گوی، سخن بمیان آورد که بفارسی هم (به عنوان زبان چندم) شعر سروده اند.

زمانی می توان از زبان مشترک یا ملی در ایران سخن گفت که همه افراد زنده در این منطقه ای که ایران نامیده می شود، دو زبانه باشند و یکی از این زبان ها هم فارسی باشد.

آیا چنین وضعیتی، در تاریخ وجود داشته است؟

نه.

حتی امروز و بعد از صد سال تحمیل زورکی زبان فارسی در مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات هم، هفتاد و پنج درصد مردمان، تسلط بزبان فارسی ندارند و در زبان فارسی مشترک نیستند. چون، در زندگی روزانه به زبان فارسی نیازی ندارند.

آن فرض دوم هم که ملل در این منطقه مجبور به دانستن زبان دوم هستند تا در صورت ازدواج، یا مهاجرت یا تحصیل، بتوانند با هم از طریق زبان فارسی تبادل اطلاعات بکنند هم از بن غلط است.

همه مردم به فارسیستان مهاجرت نمی کنند که تسلط بزبان فارسی برایشان ضروری باشد.

همه مردمان با فارسی زبان ها ازدواج نمی کنند تا نیازمند فارسی باشند.

اگر تعدادی از افراد ملل، مایل به مهاجرت باشند، باید زبان مردم مقصد مهاجرت را یاد بگیرند.

لذا، بخاطر چند دانش آموز، کارگر، یا چند ازدواج، همه افراد ملل را مجبور به یادگیری زبان دوم نمی کنند تا زبان مشترک بیافرینند.

دلیل دیگر غلط بودن این ادعا آن است که حتی در دوران قبل از انقلاب ملاها هم، مردم نمی توانستند بفارسی صحبت بکنند و افرادی که کمی فارسی آموخته بودند و یا دارای مدرک قبولی کلاس نهم بودند، به عنوان سیکل، در ادارات دولتی استخدام می شدند.

  از طرف دیگر، در کانادا دو زبان رسمی و دولتی یا دیوانی وجود دارد.

آیا انگلیسی، زبان دوم و مشترک بین انگلیسی زبان ها و فرانسه زبان ها و دیگر زبان ها است؟

نه. نیست.

آیا زبان فرانسه، زبان مشترک همه انگلیسی زبان ها و غیر انگلیسی زبان ها هم هست؟

نه. نیست.

بیش از نود و‌ نه درصد فرانسه زبان ها انگلیسی را صحبت نمی کنند. نمی فهمند. نمی نویسند. نمی خوانند.

همان طور که بیش از نود و نه درصد انگلیسی زبان ها هم نمی توانند فرانسه صحبت بکنند. بفهمند. بنویسند و بخوانند.

فرانسه و انگلیسی زبان دولت در کانادا است، اما زبان مشترک نیستند.

این، به آن معنی هم نیست که همه مردمان در کانادا به یکی از این دو زبان می اندیشند. صحبت می کنند. می نویسند. می خوانند. می فهمند.

بلکه بسیاری از افراد هیچکدام این دو زبان را نمی فهممد. نمی دانند. نمی خوانند یا در حدی با یکی از این زبان ها آشنا هستند که ارزشی ندارد.

بلکه در سیستم کانادا، برای رفع نیاز این اقشار گسترده، ده‌ها هزار مترجم از زبان ها مختلف به یکی از این دو زبان اداری تربیت شده اند.

آیا می توان در کانادا از زبان مشترک نام برد؟

نه.

آن چه در کانادا و دیگر کشورها وجود دارد، زبان رسمی و اداری است که همه افراد هم ملزم به یادگیری آن نیستند. بلکه در هنگام نیاز، از مترجم استفاده می کنند.

چرا؟

چون نمی خواهند عمر و بودجه دولت و افراد را به یادگیری زبانی صرف بکنند که ممکن است، در طول عمرشان نیازی با آن زبان نداشته باشند؟

نکته پایانی آن که چند تن (نه درصد) از فارس‌ها به زبان دوم مسلط هستند؟

نتیجه: آن چه در ایران بوده و هست، زبان های ملی ملل است. یعنی هر ملتی زبان خودش را داشته و دارد.

زبان فارسی هم در صد سال گذشته، به زبان اداری - اجباری بدل شده است و اکنون هم، مردم هر منطقه، حتی در ادارات دولتی هم به زبان ملی خودشان گفتگو می کنند و کارمندان بومی که دو زبانه شده اند، زبان مردم منطقه را بفارسی شکسته بسته مکتوب،  ترجمه می کنند و می نویسند.

در غیر مراودات اداری ملل غیر فارس زبان، زبان فارسی هیچ کاربردی ندارد م ملی و مشترک نیست.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
07.04.2022






Wednesday, April 6, 2022

نه تنها زبان فارسی که زبان تورکی هم الفبای اختصاصی ندارد


نه تنها زبان فارسی که زبان تورکی هم الفبای اختصاصی ندارد

تا آنجا که می دانیم، تورک‌ها، در قدیم، الفبای خاصی داشته‌اند‌ ولی بعدها، بخاطر تقدس دین اسلام و قرآن، بالطبع، زبان عربی هم قداست یافت.

تورک های مسلمان هم، در پیروی از قرآن، از الفبای عربی استفاده کرده‌اند.

با این حال، الفبای عربی، برای نوشتن زبان تورکی، بسیار ناکارآمد هست و نمی تواند پاسخگوی نیازهای زبان تورکی به حروف و اصوات اضافی باشد.

در همین راستا، زبان فارسی، بیشتر از زبان تورکی، تحت تاثیر زبان قرآن و اسلام و بالطبع عربی قرار گرفته است.

حداقل، شصت درصد محتوای زبان فارسی را کلمات و قواعد دستوری زبان عربی تشکیل می دهد.

با این همه، الفبای عربی هم متناسب زبان فارسی نیست.

چرا که زبان عربی دارای شانزده یا هفده حرف است که فارس ها از آن ها در نوشتارشان استفاده می کنند ولی فرق آن حروف را، نه، می دانند و نه، در هنگام خواندن متون مکتوب ژا در گفتار روزانه، آن حروف را درست تلفظ می کنند.

برای همین غلط املایی گسترده ای در زبان فارسی فارس ها دیده می شود.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
07.04.2022





آیا دشمنی فارس‌ها و زبان فارسی با زبان تورکی و تورک‌ها، به تقسیم ایران، به چند کشور مستقل منجر خواهد شد؟


آیا دشمنی فارس‌ها و زبان فارسی با زبان تورکی و تورک‌ها، به تقسیم ایران، به چند کشور مستقل منجر خواهد شد؟

یکی نوشت:

ما (فارس‌ها) ذهنیت منفی نسبت به زبان ترکی نداریم. شما (تورک‌ها) ذهنیت منفی دارید که سعی دارید عقده های سیاسی تون رو با حمله به زبان فارسی نشان بدهید .

پاسخ انصافعلی هدایت:

حق با شما بود، اگر زبان فارسی و فارس زبانان، در صد ساله گذشته، نسبت به تورک‌ها و زبان تورکی، بطور رسمی و علنی دشمنب نمی‌کردند.

حق با شما بود، اگر فارس ها و زبان فارسی، تورک‌ها و عرب‌ها به عنوان دشمن تعیین و معرفی نمی کردند.

حق با شما بود، اگر فارس‌ها و زبان فارسی، با اعمال دیکتاتوری و قتل عام زبانی، در صدد حذف و نابودی تورک‌ها و زبان تورکی برنیامده بودند.

حق با شما بود، اگر فارس ها و زبان فارسی، با تورک ها و  تورکی دشمن نداشتند. دشمنی‌شان هم تخیلی و هم واقعی نبودند.

حق با شما بود، اگر زبان تورکی را ممنوع و قدغن نمی کردند.

حق با شما بود، اگر توهین به تورک‌ها و تحقیر تورک ها را قانونی نمی کردند.‌

حق با شما بود، اگر رسانه های فارسی زبان، به تورک ها و زبان تورکی و بطور علنی حمله نمی کردند.

حق با شما بود، اگر فارس‌ها و زبان فارسی، جایی هم برای رسمیت زبان تورکی باقی می‌گذاشتند.

حق با شما بود، اگر زبان فارسی و فارس‌ها بگدر مقابل آموزش زبان تورکی در همه سطوح تحصیلی نمی ایستادند.

حق با شما بود، اگر فارس‌ها و زبان فارسی مخالف رسمی شدن زبان تورکی نبودند.

حق با شما بود، اگر فارس‌ها و زبان فارسی،  فعالان عرصه زبان تورکی را به زندان‌های طویل المدت محکوم می‌کردند.

نتیجه:
حال که دشمنی با تورک‌ها را فارس ها و زبان فارسی آغاز کرده است، باید منتظر رفتار دشمنانه متقابل تورک‌ها نسبت به فارس‌ها و زبان فارسی باشید.

می دانم که اینجا ایران است. ایران،دشمن حقوق ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازن و کرد است.

مطمئن هستم که بخاطر کینه و دشمنی فارس‌ها و زبان فارسی با حقوق ملی ملل غیر فارس زبان، ایران به چندین کشور مستقل تقسیم خواهد شد.

مطمئن هستک که بخاطر دشمنی فارس‌ها و زبان فارسی با ملل غیر فارس، فارس ها در آینده این منطقه،در سرایط بسیار سختی قرار خواهند گرفت و احتمالا کشور مستقلی هم نخواهند داشت.

طبیعی است که همه رفتارها و نگرش های تورک‌ها و دیگر ملل غیر فارس، برای نجات خودشان و تدافعی هستند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
06.04.2022






کیتاب اوخویاق : دوشمنله ساواشدا‌ ایستیرتئژی‌لر - اؤتوزبیر


 







کیتاب اوخویاق : دوشمنله ساواشدا‌ ایستیرتئژی‌لر - اؤتوزبیر

بوگون، اؤن‌بیر‌ اینجی‌ فصلین 141، 142، 143، 144، 145 و 146 اینجی صحیفه‌لرین اوخودوق.

دئدی:

بیر - اؤ زامانکی‌ دوشمه‌نین گوجله‌ری دارما‌داغین‌ اؤلوبلار، تجروبه‌لی کوماندان‌، اونلارین توپلانماسی‌نین قارشی‌سین آلار. اگرده، بیرگه‌دیلرسه، مین‌بیر حییله‌ ایله اؤنلاری دارماداغین‌ ادر‌.

ایکی - دوشمنی تاولایئن. دوشمنه ایله گوسته‌رین که دوغوردا‌سیز آمما باتیدان ائوستونه‌ شاخییین. دوشمنه گوسته‌رین، قوزئی‌ ده سیز، گونئی دن وورون.

ائوچ - دوشمنی قورخویا سالین تا ال‌ آیاقین‌ ایتیرسین. عاغلی قارشیین.

دؤرد - ضربت قوروپلاری‌ ایله، دوشمنه او یئرده حمله ادین کی فیکرین اتمیر.

بئش - اگر بیر ایش گؤرورسوز یا آتلیم‌ آتیرسیز، فایدالی اؤلمالی. فایداسیز ایشی‌ دوردورون.

آلتی - اگر دوشمنین‌ اؤردوسو نظم و اینتیظاملی و هر باخیمدان ساواشا حاضیرسه،  هر او ئیر یا شئی کی دوشمن ایستر اله‌ گتیرسین، اؤنو سیز اله گئچیردین.

یئددی - هر ساواشین جؤوهری‌، فرزلیک (چالاکی) و زیرحلیک دیر.

سگگیز - آخار یاخیت (سوخت وسایل حمل و نقل) و یئمکلری بیریکدیرمک ائوچون، دوشمه‌نین آمبارلارین، باغ‌باغاتین و زمیلرین اله‌ گئچیرین.

دوققوز - عسگرلرین یئمگینه اؤنم وئرین. اونلاردان فایداسیز و آغیر ایش‌ چکمئیین. اونلارین هامی‌سینین روحون، بیر سوییه‌ده توتون‌.

اؤن - نقشه‌لریزی ایله چکین کی دوشمن و جاسوسلاری اونلارا ال تاپابیلمه‌سین و حتتا ظن و گومان ایله ده اونا یئتیشه‌مه‌سینلر‌.

اؤن‌بیر - عسگرلری ایله بیر دوروما سوخون کی اؤلومدن قورخمایاراق، اؤندان بئله قاچماسینلار‌. اؤ آداملار کی اؤلومدن قورخمازلار، هر ایشی باشارارلار‌. اومودسوز اینسانلار، هر بیر ایشه قادیرلر‌.

اؤن‌ایکی - اگر عسگرلر و کوماندانلار دونیا‌ مالین‌ دوشوننورسه‌لر، هر جوره یاشاماغی، میللت، وطن و دئولتچیلیکدن‌ ائوستون‌ توتارلار‌.

اؤن‌ائوچ - اؤلومله، هر بیر اینسانین‌ آراسیندا، یازیلمامیش سؤزلشمه وار. اؤلوم هر کسه گلجک. هر کس وطن، میللت و دئولتچیلیک‌ یولوندا جانین اؤرتایا قویمازسا، بیر پوخ‌ موتالیندان آرتیق، بیر شئی دئییل.

اؤن‌دؤرد - اؤردو عسگرلری بیر ایلانا بنزه‌مه‌لی دیرلر کی ایره‌لی‌لرکن، ایلانین توم بندلری‌نه تای، بیر بیرلریله یاپیشیق‌ حرکت ادرلر. ایلانین باشینا وورسانیز، قویروقو‌ ایله جاواب وئرر. قوروقونا سالدیرسانیز، باشیله. اورتاسینا سالدیرسانیز، باش و قویروقو ایله سالدیرار.

اؤن‌بئش - هر کوماندانین اصلی ایکی ایشی وار: جسارت و قورخمامازلیقی‌ یاراتماق و توم عسگرلری بیر ووجود‌ حالینا‌ گتیرمک.

اؤن آلتی - اگر ایستیراتئژیک بیر یئر سیزین الیزده‌ اؤلورسا، ضعییف‌ عسگرلرله بئله دوشمنی آلت (شکست دادن) ادیب، یئنه‌بیلرسیز.

اؤن یئددی - هر کوماندان راحات، اتکی آلتیندا قالمایان، طرفسیز و ائوزونه‌ موسللط اولمالی دیر.

اؤن سگگیز - اگر فرمانده «راحات» اؤلورسا، چتینلیلک‌لرده، ال آیاقین‌ ایتیرمز (اللری، آیاقلارینا دولاشماز).

ایگیرمی - اگر کوموتان «اتگی آلتیندا» قالمازیسه، اؤنون‌ دوشونجه‌لرینین‌ دیبینه‌ ال چاتماز.

ایگیرمی‌بیر - کوماندان «طرفسیز» اولورسا، لیاقت‌لره دایاناراق. ایشلری‌ ایرلی‌ گئوتورور.

ایگیرمی‌ائوچ - اگر اؤندر «ائوزونه‌ موسللط اؤلورسا»، ایچی، دوشونجه‌سی، راحات اولوبان، قاریشماز.

ایگیرمی‌دؤرد - هر فرماندهین ایچی گئنیش اولمالی کی حتتا اونون افسرلری و عسگرلری بئله اونون ساواش نقشه‌لریندن خبر آلانماسین‌لار.

ایگیرمی‌بئش - عسگرلر، ظفرین سئوینج و شنلیگیندن‌ کئف آپارمالی آمما ساواش نقشه‌لری‌نین دئوزنلمه‌سیندن اوزاق توتولمالی.

ایگیرمی‌آلتی - فرمانده ایجازه وئرمه‌مه‌لی، اؤردودا خورافه لر یائیلسین. خورافه‌لر، اؤردو‌ ایچینده شک و ایکیلیک‌ یارادار.

ایگیرمی یئددی - فرمانده، ائؤزئونون‌ نقشه له‌رینده دئییشیکلیک‌لر یاراتمالی تا هئش بیر کیمسه، اؤنون خیالینداکی اؤیونلاریندان باش‌تاپماسین.

ایگیرمی‌سگگیز‌ - اونجه‌کی، ظفره گؤتورن یول‌ یؤنتم‌لری بئله دئییشدیرمه‌لی دیر.

ایگیرمی‌دوققوز - کوماندان، اؤردونون یئرین دئییشدیریر. گئتدیگی اصلی یولاردان، کیچیک‌یوللارا گئچیر تا دوشمن اونون‌ یؤن و یولوندان خبرسیز قالسین.

اؤتوز - بیر عاغیللی کوموتان، دوشمن ائوزونه‌ گلمه‌دن، ائوز گوجله‌رین دوشمن‌ توپراقلاری‌نین ائورگینه آپارار و ایچدن دوشمنه آغیر و اؤلدوروجو ضربه‌لر ایندیرر.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
06.04.2022





بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs