Thursday, September 12, 2024

بسم الله الرحمن الرحيم حاقدا نئچه سورو


سلام علیکم.


با جاری شدن "بسم الله الرحمن الرحیم " از زبان و قلم شما، سوال های زیر به ذهنم خطور کرد:

آیا قرآن در زمان حیات حضرت رسول الله با آیات مشخص و معین، به شکل سوره های قرآن موجود نوشته شده است؟

 یا در دوران بعد از آن حضرن و در دوره خلفاء راشیدین و خلفای بعدی اسلام، آیاتی را بر اساس شانس (نه بر اساس تقدم و تاخر تاریخی و نزول آیان به رسول الله در کنار هم چیده و نام سوره فلان و بهمان را بر آن‌ها ندادند؟ 


آیا نام سوره‌های قرآن را وحی و حضرت محمد معین کرده اند یا خلفای اسلام؟


آیا تعداد آیات هر سوره را خود منبع وحی و حضرت رسول معین کرده اند؟


آیا منبع وحی، به هنگام نزول وحی به حصرت محمد (ص) "بسم الله الرحمن الرحيم " را قرائت می کرده است؟


یا خود حضرت رسول، به هنگام آغاز قرات آیات نازل شده بر ایشان، بسم الله می گفته اند؟


و آیا این بسم الله ها جزو آیات هستند یا جزو کلام رسول؟


اگر هر وحیی به هنگام نزول، با "بسم الله..." همراه می شده است، پس باید با صدها بلکه هزاران بسم الله در قران مواجه باشیم.


آیا هر بار که آیه ای به حضرت رسول الله وحی می شده، منبع وحی هم "بسم الله ..." می گفته است؟


آیا بسم الله های اول سوره های قرآن، جزو آیات وحی شده به حضرت رسول است یا جزو رسمی است که گرد آورندگان قرآن، برای بیان آغاز سوره ای، و جدا کردن سوره ای از سوره دیگر، به قرآن اضافه کرده اند؟ 

همان طو که ما برای آغاز هر کاری بسم الله می گوییم.


آیا آلله هم به هنگام اقدام به عملی مانند ارسال وحی به رسولش، یا خلق آدم، خلق حوا، خلق زمین و زمان .... ابتدا "بسم‌الله الرحمن الرحیم" می گفته است؟


آیا جز "بسم الله"ی که در وسط سوره توبه است، بقیه بسم الله... ها بعدها و توسط خلفای اسلام یا علمای دین، یا جمع آورندگان قرآن، به قرآن اضافه نشده اند؟


در صورتی که "بسم الله‌ ..."ها توسط غیر الله به قرآن اضافه شده است، آیا ما با تحریف قرآن روبرو نیستیم؟


اگر قرآن در یک مورد مورد تحریف و دستکاری شده باشد، می توان مطمئن بود که بارها مورد دستکاری قرار نگرفته و تحریف نشده باشد؟

اوستاد معنی "رحم" قادینلارین یا دیشینین قارنیندا کی اوشاقی ساخلایان عوضو دئییل می؟

اوندا "بسم الله الرحمن الرحیم"ین دوغرو معناسی نه دیمک دیر؟

حتتا رایج معنادا آلله نئجه رحمان و رحیم دیر؟ به رحمان و رحیمین انسان و وارلیقلا نه نیسبتی وار؟ هانکی آنلامی وار؟ آللهین مهربانلیقی یانی نه‌منه؟

ویل للمففین هانکی چکیدن دانیشیر؟ انصاف می؟ عدالت می؟ بولمک می؟ پای وئرمک می؟ یارادیقین یاشامین و راحاتین تامین اتمک می؟ زحمته سالماق می؟ زحمتده ایمتاحان اتمک می؟ توپلوملاری و اینسانلاری بیر بیرینه سولطه سالماقا ایمکان یاراتماق می؟ بیر جانلینی باشقا جانایدان اوستون توتماق می؟ اوز یاراتدیقینین فیطرتینه قارشی تکلیف وئرمک می؟


مبعوثون گوندرمک آنلامیندا دئییل می؟



انصافعلی هدایت 

 25 August  2024

حجاب و چادر سیاه متعلق به یهودی هاست

حجاب و چادر سیاه متعلق به یهودی هاست

این عکس، مطلب جالبی را افشاء کرد.
نوشته:
سلطان عبدالحمید ثانی در دوم نیسان سال هزار  و هشتصد و نود و دو قانون ممنوعیت  استفاده از چادر سیاه را اعلام کرد.
دلیل وی آن بوده است که چادر سیاه، به یهودی ها تعلق دارد، نه به مسلمانان.
راستی، در ایران چه خبر است؟

انصافعلی هدایت 



قورآن ترجومه‌سینه فرقیلی یاخیش

قورآن ترجومه‌سی


ظاهیرن، من بو گون، گئجه‌بارئسی (گون تازا باشلارکن)، ساحات ۱۲:۲۰ جیوارلاریندا، سایین دوکتور عبد الغفار بدیع جنابلارینین سکسن‌بئش‌اینجی قورانین تورکجه ترجومه‌ درسله‌ری ایله اوزلشدیم. اونو اوخورکن، بغضی فیکیرلر عاغلیما گلدی و یازماغا باشلادیم.
ان باشدا، ساده جه معنا‌ اوزرینده دوروردوم. آمما گئتدیکجه باخیشیمی گئنیش یازمایا چالیشدیم.
اومارام سونراکی درسلریده گوروب، اوخویام و دوشونجه‌لریم اواورسا یازام.
آللهین آدی ایله.

سالاملار
نه‌دن انه هو یندئ و یعید آیتینده "یبدئ و یعید" سوزلرینی "باشلایان و قایتاران" یادا "باشلادان و قایتاردان" معنا اتمه‌میش‌سینیز بلکه "یوخدان وار ائدن" معنا اده‌رک، "یوخدان" سوزونو اورایا یئرلشدیرمیسینیز؟
عجبا آیتی معنا ادرکن، تفسیرلرده کی آچیقلامالاری و ناغیللاری گوز اونونده توتموشسونوز مو؟

عجبا عرش المجید صفت و موصوف دئیرلرمی؟ نه دن اونلارا ایکی آیری معنا وئرمیشسینیز؟ یعنی عجبا عرش همان مجید دئییل می؟

هل آتا حدیث الجنود آیتینده، "اتاک" سوزونو مجهول معنا اتمیش‌سینیز؟

بل الذین کفروا فی تکذیب آیتینده، تکذیبین ایچینده کافیر اولموشدورلار دئمک اولار می؟ یعنی باشقا بیر آنلام آلاماق اولماز می؟ باشقا بیر طرفدن آیتده "خئییر!" سوزونه یئر یوخ دور. منه بئله گلیر کی آیت، هر کس اوخورسا، اونا خیطاب ادیر. یعنی قوران، اوخوجونو خیطاب آلیرسا، باشقا معنا چیخار. و آللاهین موخاطبی ساده رسول حضرتلری یوخ، اوخوجولار اولار. هر کس، اوزو وحیین موخاطبی یادا ان آزی، کیتابین موخاطبی اولار. اورتادا واسیطه قالماز. قوران، محمد (ص) یوخ بلکه اوخوجو ایله قونوشار. فعل، فاعیل و مفعول و فعال و منفعل و ‌‌‌‌... دئییشیر.

بل هو قرآن مجید آیتینده ده عاینی مسئله‌نی گورورم. بیرده، عجبا بوراسا قورآن سوزو، بو کیتانین ادینا ایشارت ادیر یوخسا "اوخوجو" آنلامینا گلیر؟ یعنی بو سورودا اورتایا چیخیر کی عجبا قورآن" کلمه‌سی محمد حضرتلری وار ایکن بو آیتلرین توپلانتیسینین آدی ایمیش یوخسا سونرالار بو آدی بو آیتلر توپلوسونا وئرمیشلر؟ عجبا قرء یقرء فعلیتدن دیرمی؟ عجبا اوخوجو همده کیتاب اوخوجوسو آنلامیندا دیر می؟

"فی لوح محفوظ" آیتینده، محفوظ گیزلنمیش یا گیزله‌دیلمیش آنلامینا گلیرمی؟ یعنی یئر اوزونده گیزله‌ندیریلمیش اولورسا، اینسانین وظیفه‌سی آختاریب بولماق دئییل می؟

یئنه‌ده سالاملار و سایقیلارلا. منیم عربجم چوخ صغیف دیر. آمما قورآنا فرقیلی و دونیوی گوزو ایله باخما طرفداری‌یم.
سیزین ترجومه‌نیزدن اوخودوغوم بیراینجی بولوم دور. ایسته میردیم سیزین محضرینیزه جسارت ادیب، اسائه ادب اولسون.
ولاکن سیزین گوزل و چوخ فایدالی و هابئله منیم دوشونجه‌مه و آنلایئشیما اویقون چئویرمه‌نیز، منی روحلاندیردی. سئویندیم و شوقا گلدیم. عفوینیزه سیغیناراق، محضرینیزده جسارته ال قویدوم. اومارام منیم بارماق قویدوقوم قونولاری، واخت ادیب، منه ایضاح ادرسینیز. چوخ سئوینه‌رم.
اومارام بو درسلرین موداویمی اولارام.
بلکه کندیمه جاهیل جساراتی وئریب، آیت‌لرین چئویرمه‌سی حاقدا منده دوشونجه‌لریمی یازارام.
محضرینیزدن خئییر دوواسی ایسته‌رم.

انصافعلی هدایت 
25 August  2024


08 Sep 2024

خطاب به خانم هایده شه... دی نژادپرست کرمانی ساکن


خطاب به خانم هایده شه... دی نژادپرست کرمانی ساکن



مونترال کانادا


سلام.

چرا هر چه فحش بلد بودی، دادی و در رفتی؟

 

آیا نمی توانستی به گفته هایت و برای یک لحظه شک بکنی که آیا ما دوتا، در باره یک شهر مشخص در یک جغرافیایی معین گفتگو می کنیم؟


چرا شک نکردی که احتمالا دچار اشتباه شده ای؟

چرا فکر نکردی که این آدم می تواند متفاوت با دیگرانی که من می شناسم و می شناختم باشد؟


چرا عصبی بودی و فقط می‌خواستی خشم درونت را خالی بکنی؟

 

آیا مشکلی داشتی؟


آیا مشکلاتی را از گذشته‌ات به خودت آورده‌ای و با آن‌ها در کانادا زندگی می کنی و از پنجره آن تجربیان تلخ خودت، به انسان‌ها نگاه نمی‌کنی؟


بسیار متاسف شدم در حالی که با نگاهی به بیوگرافی شما با تخصص و تحصیلات عالی شما رو برو شده بودم و تصور می کردم که عقل و احساسات‌تان هم به اندازه تحسیلات‌تان بالا رفته و آستانه تحمل شما بالاست.

 

ولی در همان چند جمله‌ای که نوشتی و درون پر از آشوب و نا آرامی و خشن خودت را روی میز گفتگو ریختی، در مورد شما و بر اساس رفتار و نوشتارتان، متوجه چند مطلب شدم:


۱. خانم هایده شه...دی نژادپرست و رئیسیست هست.


۲. هابده ...در مورد افراد، انسان‌ها و ملل پیشداوری ذهنی دارد.


۳. هایده سمبل یک ایرانی-فارس کاملا شستشوی مغزی-آموزشی شده و قربانی ایرانی سازی سیستم حاکم است.


۴. هایده با تحصیلات و شغل عالی، درک چندان و مثبتی از دنیای پیرامون خود و جامعه ای که در آن بزرگ شده است، ندارد.


۵. هایده ... در توهم دانایی و شناخت فوری و آنی اطراف و جهان پیرامون غوطه‌ور است.


۶. هایده ... فکر می کند که با یک سفر چند روزه به یک کشور، شهر یا منطقه، می تواند یک فرد، گروه انسانی، یک شهر با ده‌ها ملت ساکن در آن را بشناسید.

 

در حالی که برعکس خانم هایده، جامعه شناسان برای رسیدن به شناخت در باره یک از گروه مردم در یک منطقه، سال‌ها عمر صرف می‌کنند ولی ادعای هایده خانم را ندارند.


روانشناسان هم برای رسیدن به شناخت نسبی از یک آدم‌، ماه‌ها و سال‌ها تلاش می‌کنند اما این ادعای شما را ندارند.


۷. معلوم است که احتمالا، نه با پاکستانی‌ها و نه هندی‌ها زندگی نکرده‌اید، بلکه تنها بر اساس ذهن بیمار نژادپرست خودتان، انسان ها را طبقه بندی می‌کنید، محاکمه کرده، حکم صادر کرده، محکوم و مجازات می کنید. آن‌هم فقط و فقط بر اساس ذهن آلوده و بیمار خودتان.


۸. می توانم با قاطعیت بگویم که شما هیچ شناختی از من ندارید و نداشتید. حتی یک جمله از من نن خوانده و نه شنیده بوده‌اید اما بخاطر نژادپرستی و ضدیت با تورک بودن من، در باره من قضاوت منفی کرده‌اید.


۹. شما فردی بسیار عصبی، خودمحور، مغرور و عقده‌ای دیده شدید.


۱۰. مشخصات و مختصات روانی شما، اجازه نمی دهد که فرق بین کلمات و نام شهرها را ادراک بکنید. چرا که به پیشداوری و استیروتایپ مبتلا هستید. و این بیماری روانی، عقل شما را اسیر احساسات منفی نژادپرستانه کرده است.


 ۱۱. در حالی که من از "...تون" می‌نوشتم، شما در باره "...تون" می نوشتید اما ...تون در اونتاریو، یک شهر کوچک است و چند صد کیلومتر از تورنتو فاصله دارد.


۱۲. احتمالا، شهری که شما از آن و از اکثریت هندی نشین‌های آن شهر صحبت می‌کردید، همان "برامتون" بوده است که به تورنتو چسبیده است و احتمالا شما آن‌جا را دیده‌اید.


۱۳. شما بدون این که یک کلمه و یا مقاله از هزاران مقاله من را خوانده و با من و افکار من آشنا باشید، قضاوت‌ها، تجربه‌های منفی و شناخت معیوب ذهنی خودتان را روی نوشته‌هایتان قی کردید و برای این که پاسخی دریافت نکنید، فرار کرده و اجازه ندادید تا من برای شما، پاسخی نوشته، بفرستم.


۱۴. این رفتار شما نشان می دهد که تو، از گفتگو و منطق می‌ترسی. نوعی ترس در درون شما زندگی می‌کند که تلاش می‌کنید تا با حمله و تحقیر دیگران، آشوب درونتان را آرام بکنید تا حس بزرگی و امنیت روانی به تو دست بدهد.


۱۵. شما با ذهن، فکر، ارزش‌های تربیتی و تصوری از انسان‌ها و جهان خاصی به کانادا آمده اید که کانادا با قوانین و سیستم نگرش و ارزش‌ها انسانیش، با فکر و نگاه شما به زندگی و انسان‌ها در تضاد است.


۱۶. شما چه مشکلی با پناهنده‌ها دارید؟ 

شما با پول آمده اید؟ 


منبع پول شما کیست و چیست؟ 

آیا خودتان آن همه پول را بدست آورده‌اید یا از یکی گرفته‌اید؟ 


آیا شما ادمی هستید که بر روی پاهای خودتان آدم شده‌اید یا با پول دیگران، آدم حسابی دیده می شوید؟


۱۷. راستی حانم هایده، اغلب پناهنده‌ها آدم حسابی هستند که با تلاش شخصی خودشان به جایی رسیده اند، آن‌ها انسان‌های تحصیل کرده، کاری، کوشا، انسان دوست، آزادیخواه، دموکراسی طلب، مبارز، طرفداران اعمال حقوق و اراده مردم، مخالف حاکمیت و دولت ایران و حتی خواهان نابودی ایران هستند.


۱۸. اغلب پناهندگان، دارای دانش سیاسی، حقوقی و شناخت اجتماعی بوده و به حقوق افراد و انسان‌ها، ملل و تفاوت‌های ملی، فرهنگی، زبانی، رنگی، دینی، آداب و رسوم و تفاوت‌های رژیم غذایی و ..‌‌. دیگر ملل و جوانع احترام می گذارند.


۱۹. اغلب پناهندگان، نه بخاطر منافع شخصی، بلکه برای تامین حداقل منافع عمومی، جلای وطن، زندگی و خانواده شده اند یا اموالشان در وطن مانده و یا توسط دولت فارس مصادره شده است.


۲۰.‌ اغلب پناهندگان، مثل شما، دچار بن بست ذهنی و عقلی نیستند که نژادپرست و ضد حقوق ملل باشند. آن‌ها چنان تربیت شده‌اند که با ذهن بسته، دیگران را قضاوت و متهم نمی‌کنند.


۲۱. هایده خانم، ممکن است که تو تخصصی داشته باشی، در کانادا هم کار بکنی، اما من هم در بیست سال گذشته در همین کانادا کار کرده، به این دولت مالیات داده‌ام‌.

 حتی اگر کار نکرده بودم و مالیات هم نداده بودم، باز هم شما حق ندارید که خودتان را از من، پناهندگان و کسانی که از "ولفر" حقوق اندکی دریافت می کنند را تحقیر بکنید یا خودتان را بالاتر از من و امثال من، ولفر بگیران و پناهندگان بدانید‌.


۲۳. سیستم ولفر و حمایت از بیکاران و مریض‌ها در قانون کانادا بوده و است و یک حق قانونی است که نمایندگان ملل در کانادا، آن را تصویب کرده و دولت، آن قانون و حقوق را بر اساس تحقیقات و قوانین مشخصی اجرا می کند.

 

شما چه مشکلی با قانون و اراده ملل در کانادا دارید؟

چرا با حقوق قانونی افراد که دولت و قانون، آن افراد را برای دریافتن آن حقوق و حمایت‌های قانونی برسمیت شناخته است، مخالفت می کنید؟


٢٣. احتمال می‌دهم که تو به عنوان یک خانم با تربیت مشخص، تجربه های قبلی، آموزش‌های خانوادگی معین، و ... و شرایطی که در آن زیست کرده‌ای، به انواع بیماری های روانی خفیف تا شدید مبتلا گردانده شده ای.

لطفا از دکتر "فمیلی" بخواه تا تو را به یک روانپزشک متخصص معرفی بکند تا این همه عقده حقارت، جنگ طلبی، سیتز با دیگران، اتهام زدن به دیگران، نژادپرستی آشکار و پنهان، عصبانیت، ناتوانی در کنترل خشم، و ‌‌‌‌... خودت را کنترل و درمان بکنی.

 چرا که این روحیه در شما، در آینده و در این کانادا، کار به دستان خواهد داد.


امیدوارم که کامیاب بشوید

با احترام 




۰












با احترام 

انصافعلی هدایت

نویسنده و روزنامه‌نگار تورک که می تواند به فارسی، تورکی، تورکی آزربایجانی، انگلیسی، عربی بنویسد و گفتگو بکند


26 August 2024





دامجیلانماق؛ بونون آدی شوعور

دامجیلانماق؛ بونون آدی شوعور

آیدینلیقا چاتسالاردا

 چاتماسالاردا

ذره‌لر دوشوب یولا

بیرلشمه‌یه.


بیرلشمزلرسه ذره‌لر

دامجی، سئل، چای، دنیز، اوقیانوس‌دا اولماز.

دامجی دا ذره

سئل ده ذره

چای دا ذره

و دنیز ذره‌لریندن اوقیانوس دوغور.


یاخینلاشدیقجا، آرالیقدان بوشالدیقجا ذره‌لر آیدینلاشما پارتلایار هره‌نین ان درینلیگینده.


دامجیلارین سوکوتونا داملامیسان

او زامان کی توپلانیرلار

ذره‌لر بیربیرینه دایاناراق

و قوپوشولاری

 بیر دوغوش

یاپئشدیقلاری یئردن قئرئلارکن

و داملانین، حئزلا اوزاقلاشماسینا،

دنیز اولماسینداکی هوه‌سینه

بو یولدا کی اینانیمینا

یئره چارپماسینا، داغیلماسینا، مین پارچالانماسینا

 بو دئییشیمده‌ن نه‌لر دوغاجاق، همده بیلمه‌دن.

هئچ او داملالارین باغیرتیلارین دینله‌میسین؟ 

نه دریرلر؟

 نه دئمیش‌لر ایللر بویو؟

داملالار یولوندا یاغارکن؟

یاغیشدا

سئوگیلیمیزین الیندن توتوب، ایسلانارکن؟

گولرکن؟

اوپوشرکن؟

گوز گوزه وورولارکن

 درین و کسیلمه‌دن اینقیلابین گورموسن می؟

داملار نه‌دن عوصیان ادر؟

سوزموسان می؟

هوژمله گویدن یئره چارپیلما

بیر داها،

مین یئره پارچالانما،

ذره‌لره دونوشمه

سو، سئل، چای، دنیز، اوقیانوس هوسینده

یئنی دن توپلانمانین، 

دامجیلاشمایا چالیشمانین هوه‌سی؟

هر بیر ذره‌نین، دامجینین ایچینده ایمیش، 

سئل،چای، دنیز هوسی.

یئنیدن دوغوبان، ذره‌دن دامجی دوغدو

دامجی دان سو آخدی،

آخئبان، آخئریندا شکیللندی، 

سئل اولوب یئخدی، 

چای اولوب تیکدی،

دنیز اولوبان یاراتدی.

بو داملالارین حیکایه‌سینه یولداشلیق اتمیسن می؟ 

یوخسا، داملا دئییبن گئچمیسن؟

بیرلشن ذره‌لرین گوجونه

داملالارین گوجونه اینانمیسان می؟

 یوخسا دانمیسان می؟

دردینه یانمیسان می؟

یوخسا قاندیرمیسان می کندینی؟

هئچ سورقو سوروبان آختارمیسان ایتیردیگین کندینی؟

بیر دامجی‌، 

مین‌بیر ذره‌دن اولوشموش

قوپمازسا داملالاربولوندوغو یئردن

ذره‌لر قول بویون اولمازسا

داملا بوتونله‌شه‌بیلر می؟

قوپابیلرمی؟

عوصیانلاشار می؟

اینقیلابا باتارمی؟

یاغمورلاشار می؟

دونوشمه‌سه، گئتمه‌سه آماجین

مین پارچایا بولونمه‌سه، سو اولارمی؟

دامجیلار، دامجیلار، دامجیلار

دامجیلار سئل، سو، دنیز، اوقیانوس

سایئلماز، گورونمز، وئجه گلمزلردن

دامجیلار دامجیلار.

شئدیرقی ایله جومار دامجیلار

بیر اولورسا دامجیلار

بیرله شیرسه دامجیلار

آخار گوجلو سئللر، سولار، دنیزلر دامجیدان 

داغلاری، داشلاری، قازار

یول آچار دامجیلار

یولسوزلوقلاردا یول آچار دامجیلار.

داملا اولماق 

داملاماق اوچون

برکم‌برک یاپیشدیقلاریندان قوپمان گرکیر

گئچمیشدن، گئچمیشینده‌کی کیملیک‌لریندن سویونماق گرکیر

یئنی دن یارانماق، یاراتماق گرکیر.

یئخئلمازسانسا، قورولمازسان هله.

سینمازسانسا، سازلانمازسان هله.

یئنی دامجی، یئنی عوصیان، یئنی آماج، یئنی یول. یئنه یول.

داملا 

آیئلمازسا، آیدینلانمازسا،

دئییشمزسه، یئنیلنمزسه،

دملالاشیبان، سئل اولابیلمزسه

سئل اولوبان یئخا بیلمز

یولسوزلوقلاردان یول آچابیلمزسه.

باتلاقا باتیب، موندار اولار، کور اولابیلمز.

داملالیقدا قالیرسا، 

سئل اوئلمازسا، 

دنیزایله اوقیانوس دا اولابیلمز.

اوقیانوس شهوتی، 

ذره‌لرده، دامجیلاردا، سئل‌لنمه‌لی، دنیزلنمه‌لی

آخاجاقسان، دیرماشاجاقسان یاماجلاری

بو دامجیلاردا 

اوقیانوس اولما شهوتی یاشار

آزادلیقین اُدلو هوسینه قاندال کیم ووروب، وورابیلر؟

داملالار اوچون اوقیانوسلاشماق،

آزادلیقا قاووشماق، اوقیانوسو یاشاماق دیر.

هئش بیر داملا 

اسارتی یاشامیش می؟

هانکی اسارتدن داملا اوچاماز کی؟

سن، سن ...

آزادلیق هوسینه وورقونسانسا

اوقیانوسلاشمایا وارسا ایچینده شهوتین

دامجی اولوب، داماجاقسان

مین بیر پارچادان اولوشاجاقسان،

گئچمیشیندن، یالان کیملیکلریندن 

قوپاچاقسان

قئوراناجاقسان، 

یاناجاقسان، 

کول اولاجاقسان،

دوغاجاقسان یئنیدن

بو یول دور

ایچیندکی یارادیلمیش اسارتین بارماقجیقلاریندان آزادلاشاجاقسان

بیرله‌شیب، داملالارین اوقیانوسلوقون یاشایاجاقسان

اوقیانوسلاشیب ذره‌لر

آنلئرسان اقیانوسونون ذره‌لرین؟

بو یول، سنله باشلار، منله باشلار.

دامجیلاماق گرکیر هر آن.


انصافعلی هدایت

گئجه یاریسی ساحات 1:42

2024-08-28

 

زن ایرانی ترسناکتر می شود؟


زن ایرانی ترسناکتر می شود؟


راستی، زنان ایران در پی مردان پولدار هستند تا راحت زندگی بکنند و کار نکنند. پس، سهم زنان ایرانی از زندگی چیست؟ چه چیزی برای زندگی با خود می آورند؟ چرا نمی خواهند کار کرده، زحمت کشیده و شریک زندگی باشند؟ انگار که زن ایرانی خودش را وسیله سکس می بیند که خودش از ان لذت نمی برد؟ آیا این نگرش زن ایرانی به زندگی، عاشقانه است؟ آیا زن ایرانی خودش را فاحشه نمی بیند؟ آیا تمام‌سرمایه زن ایرانی فقط و فقط در لای ... پنهان نشده است؟ آیا این نگرش زن را به برده مرد تبدیل نمی کند؟ چرا زن ایرانی نمی خواهد و نمی تواند عاشق بشود و برای عشق و عاشقی سهمی قایل بشود؟ یواش یواش از نگرش و درک هر چه زن ایرانی هست، متنفر می شوم. این سطح از پستی برخی از زن‌ها مایه ترس از زن و ازدواج است.


انصافعلی هدایت 

07 Sep 2024

kim üçün yazırsınız، yazırıq?

 Salamlar Yavari cənablari.

 Gözəl soru. 

Amma əsil soru budur ki kim üçün yazırsınız، yazırıq? 

Məndə gözəl Azərbaycan Türkcəsində, həmdə Latin alfabetində yazabilirəm. 

Aynı zamanda soralım ki kimə yazırıq? 

Neçə Güney Azerbeycanlı insanımız Türkcə yazılarımızı həmdə latincəni oxuyabilirlər? 

Yazmaqdan amacımız nədir? 

Bu amaclara çatmaq üçün hansı yol yöntəmləri seçməliyik? 

Neçə Güneylinin türkcəmizdə oxuma yazma savadı var? 

Güneylilərin yüzdə neçəsi Türkcəni yazıb oxuyabilirlər? 

Yüzdə neçəsi latincə yazılmış türkcəni oxuyabilirlər? 

Məncə bu sorulara cavab verirsək, bu qonu çözülər.   


Sayqılarımla       

insafəli Hidayət

11 Sep. 2024


مفهوم آزاد را صاحبان ثروت و قدرت ترسیم می‌کنند و ما در آزادی توهمی بسر می‌بریم


مفهوم آزاد را صاحبان ثروت و قدرت ترسیم می‌کنند و ما در آزادی توهمی بسر می‌بریم

وقتی صاحبان سرمایه و مراکز قدرت روند طبیعی توسعه را در مسیر دلخواهشان تغییر داده، همه انسان‌ها را تحت سیستم شستشوی مغزی-آموزشی قرار می دهند، ما انسان‌هایی که در زندان احتیاج‌های روزمره اسیر هستیم، برای تداوم زندگی خود، راهی که صاحبان قدرت و ثروت در جلوی ما قرار می‌دهند را انتخاب می کنیم.


آيا در چنین جوامعی می توانیم از آزادی، آزادی فکری، آزادی انتخاب، انتخابان واقعی سخن بگوییم؟


12. Sep. 2014

انصافعلی هدایت




 کاش بتوانم در فرصتی، افکارم در  این باره را بشکل مقاله مفصلی بنویسم.

مجلس مهندسی شده توسط فراماسون‌ها و نیروهای مسلح با تغییر نام تورکی ماه‌ها در سال ۱۳۰۴، جنگ با تورک‌ها را آغاز کردند

چهار سال بعد از فرمان تاسیس مجلس شورای ملی توسط مظفرالدین شاه قاجار تورک، مجلس تصمیم گرفت تا بروج (ماه‌های) سال را روشن کرد و برای بروج، نام‌های تورکی رایج در ممالک محروسه و در منطقه را برسمیت شناخت. 

نام این بروج از مردم تورک در شرقی‌ترین نقطه از وطن وسیع تورک‌ها، یعنی"ختا" و "اویغور" که اکنون در اشغال چین هست، گرفته شده بودند.

در همین راستا، مجلس شورای ملی وقت، بر اساس ماده سوم قانون محاسبات عمومی ‌مصوب بیست و یکم صفر هزار و سیصد و بیست و یک قمری (برابر با ۱۲۸۹/۱۱/۳۰) از قمری به خورشیدی تغییر داد.

بر اساس ماده سوم قانون محاسبات عمومی مصوب “هزار و دویست و هشتاد و نه” شمسی مجلس شورای ملی، مقیاس زمان بعد از این در محاسبات دولتی، سال‌ها و ماه‌های شمسی (‌بروج) خواهد بود.

این ماده نشان می دهد که در آن مقطع تاریخی از کلمه “ماه” فارسی در تقویم استفاده نمی شد.

 هنوز هم بسیاری از انسان‌ها، بخصوص بازاریان در داد و ستد خودشان، به جای کلمه ماه، از کلمه برج استفاده می‌کنند.

نام بروج تورکی و رسمی قبل و بعد از مشروطه، طبق این قانون عبارتند از: ۱. حمل ۲. ثور ۳. جوزا ۴. سرطان ۵. اسد ۶. سنبله ۷. میزان. ۸. عقرب ۹. قوس ۱۰. جدی ۱۱.دلو ۱۲. حوت بودند.

چهار سال پس از کودتای رضا میرپنج بر ضد دولت تورک‌ها و حاکمیت قانون اساسی اصلاحات مشروطه، یکی از اولین اقدام‌های فراماسونری در ضدیت با تورک‌ها و در تلاش برای محو تاریخ و فرهنگ تورکی در این منطقه، حذف نام‌های تورکی و جایگزینی آن با نام‌های فارسی بود.

لذا مجلسی که فراماسون‌ها، افسران و نیروهای مسلح تحت امر رضا کودتاچی دست نشانده انگلیسی‌ها مهندسی کرده بودند، با تصویب قانونی در "یازدهم فروردین هزار و سیصد و چهار" شمسی، نام ماه‌ها یا بروج تورکی و تاریخی ملل این‌ منطقه را به فارسی تغییر داد تا راه را بر سلطنت رضا میرپنج باز بکند و به دول غربی حامی کودتا ثابت بکنند که با آغاز حاکمیت رضا میرپنج در این منطقه، دوران مبارزه و ستیز با تمامی آثار زبانی، تاریخی، فکری و علمی تورک‌ها هم آغاز خواهد شد و دولت ایران-فارس جدید و جعلی حاکم، در نابودی تورک‌ها و فرهنگ و تمدن آن‌ها از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

در زیر متن قانون تبدیل بروج تورکی به ماه‌های فارسی از نوروز ۱۳۰۴ شمسی می آید.

ماده اول – مجلس شورای ملی تصویب می‌نماید که از نوروز (۱۳۰۴) تاریخ رسمی سالیانه مملکت به ترتیب ذیل معمول گردد و دولت مکلف‌است که در تمام دوایر دولتی اجرا نماید:

الف – مبدأ تاریخ: سال هجرت حضرت خاتم‌النبیین محمدبن‌عبدالله صلوات الله علیه از مکه معظمه به مدینه طیبه.

ب – آغاز سال: روز اول بهار.

ج – سال: کماکان شمسی حقیقی.

د – اسامی و عده ایام ماه‌ها: 

 فروردین ۳۱ روز، اردیبهشت ۳۱ روز، خرداد ۳۱ روز، خرداد ۳۱ روز تیر ۳۱ روز، امرداد ۳۱ روز، شهریور ۳۱ روز، مهر ۳۰ روز، آبان ۳۰ روز، آذر ۳۰ روز، دی ۳۰ روز، بهمن ۳۰ روز، اسفند ۲۹ روز

تبصره – در سنین کبیسه اسفند ۳۰ روز خواهد بود.

ماده دوم – ترتیب سال‌ شماری ختا و اویغور که در تقویم‌های سابق معمول بوده از تاریخ تصویب این قانون منسوخ خواهد بود.

این قانون که مشتمل بر دو ماده است در جلسه شب یازدهم ماه فروردین یک هزار و سیصد و چهار شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملی – مؤتمن‌الملک

ختا نام قدیمی چین و اُیغور نام ملتی تورک است که اکنون در اشغال چین قرار دارد.

در تقویم تورکی و چینی، دوره‌ای ۱۲ساله وجود دارد که هر سال، با نام یک حیوان به اضافۀ کلمه «ایل» به‌ معنی سال شناخته می‌شود.

هنوز این نام‌ها در تقویم بعضی کشورها مانند افغانستان رایج است و مردم به هنگام تحویل سال و نگاه به فال سال آینده خود با این نام‌های تورکی مواجه می شوند.



انصافعلی هدایت

11 Sep. 2024 


 

استفاده از کلمه استعمار، مشروعیت دادن به اشغال است

استفاده از کلمه استعمار، مشروعیت دادن به اشغال است       


              #اصفهان شهریور ۱۳۰۶، یحتمل حوالی ‎#میدان_نقش_جهان


فیلم توسط "فردریک گادامر" عکاس پروژه "آرشیو سیاره" برداشته شده.  



 

انصافعلی هدایت در زیر این ویدئوی قدیمی از اصفهان نوشت: 

نمی توان فقط و به تنهایی از کلمه "استعمار" در مباحث اجتماعی، بخصوص در ایران سیاسی صد ساله سخن گفت.


چرا که باید بدانیم که عمل استعمار و استعمارگری، بعد از اشغال نظامی و از بین بردن اراده ملی یک ملت و نابودی دولت و اراده ملی آن ملت، بر مردم مستولی می شود.

 

سخن گفتن از استعمار، کاهش بار معنایی اشغال و حتی مشروعیت دادن به اشغال و اشغالگری است. 


 از طرف دیگر، اشغال، تنها با اشغال نظامی یک سرزمین و قتل عام مبارزان و روشنفکران یک ملت رخ نمی دهد، بلکه اشغال و اشغالگری زمانی تکمیل شده به حداکثر می رسد که نیروهای اشغالگر بتوانند با تکیه بر نیروی نظامی و ایجاد ترس از مرگ، شکنجه، زندان و دیگر مجازات‌ها، بر زبان، ادبیات، سیستم آموزشی و تربیتی آن ملت غلبه بکنند.


در این غلبه روانی، اشغالگر می تواند بر ذهن و توانایی عقلی ملت مغلوب مستولی شده و ذهن و عقل آن ملت را بر اساس اراده و نیاز اشغالگر و بطور سیستماتیک طراحی و مدیریت بکند.


   در پی این اقدام، اشغالگر خواهد توانست حضور اشغالگرانه و خشن بالذات خود را در ذهن اشغال شدگان سرزمینی و عقلی، نرم و ملایم کرده و از اشغال شدگی به استعمار شدگی تعبیر کرده یا حتی از اشغال شدگی، به استعمار داخلی و یا ‌... کاهش بدهد و از قبح اشغال در افکار عمومی جهانی و ملت اشغال شده فرو بکاهند.   


 در چنین زمانی که قوه عقلانی آن ملت هم تسلیم ترس شده و تسلیم خواست و اراده اشغالگر شده است، سخن گفتن اشغال شده از اشغال و اشغالگری، و مبارزه برای آزادی ملی و دستیابی به حقوق ملی، خشن و خشونت بار و رادیکالیسم جلوه و تلقی خواهد کرد. 


در حالی که خشونت و رادیکالیزم با اشغال و اشغالگری، با قتل عام، با قتل عام روشنفکری، با شستشوی مغزی-آموزشی، با نابودی توانایی عقلی و با دست کاری سیستم آموزشی و تربیتی در جهت ضدیت با منافع ملی ملت خود و در راستای حمایت از سیستم اشغالگر آغاز شده و تداوم یافته است. 


اما دستگاه تبلیغاتی اشغالگر چنان نشان خواهد داد که اشغال و خشونتی روی نداده است، بلکه کسانی که از اشغال و اشغالگری سخن می گویند و خواهان پایان دادن به انواع اشغال هستند، خود مروجان خشونت و رادیکالیزم بوده و هستند.


چنان که به مرور زمان، دشمنی و مخالفت با اشغالگری و قتل عام عقلی در رسانه های اشغالگر و مردمی که قوه تعقل‌شان اشغال شده است، با رادیکالیسم و خشونت ارزیابی خواهد شد. 


اما ملاک این قضاوت، ارزیابی و صدور حکم در ضدیت با مخالفان اشغال و استعمار و پایان دادن به اشغال، همان اصولی است که اشغالگر در عقل اشغال شدگان و از طریق سیستم آموزش و تربیت اجباری و بر اساس تحمیل زبان و جهان بینی و منافع اشغالگران گنجانده است. 

 

برای قضاوت در این مورد، به رهایی از اشغال شدگی عقلی، بازگشت به آزادی فکری ملی و تلاش برای نابودی اشغال و اشغالگران به هر وسیله ممکن احتیاج است.   


زمانی که بخشی از جامعه روشنفکری، از اشغال و اشغالگری حمایت کرده، در جهت نرم و ملایم کردن خشونت ماهوی اشغالگری تلاش بکنند و خودی ها را به رادیکالیسم و خشونت یا پرهیز از رفتارهای دموکراتیک متهم بکنند، آن ملت در اشغال خواهد بود و آزادی و دموکراسی جایگاهی در آنجا نخواهد داشت‌.


چرا که دموکراسی و آزادی، هیچ نوعی همرنگی و همراهی و همزیستی با اشغال و اشغالگری ندارد. اشغالگری با همه اصول دموکراسی و آزادگی مخالف و حتی دشمن است.


برای دستیابی به دموکراسی، باید به اشغال و اشغالگری پایان داد. پایان دادن به اشغال و اشغالگری هم جز استفاده از اهرم زور و خشونت ممکن و میسر نبوده و نیست. 


چرا که زبان اشغال و اشغالگری زور و خشونت است و شما در گفتگو با خشونت، اگر توان و جرات گفتگو به همان زبان را نداشته باشید، بازنده هستید. 



10.Sep 2024 

انصافعلی هدایت

 

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 380

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 380 https://youtube.com/live/TQKOz9s7RqU