Saturday, December 4, 2021

آیا تو دموکرات و دموکراسی خواه هستی؟






آیا تو دموکرات و دموکراسی خواه هستی؟

چند سوال از شما. بله از خود تو.

دموکرات بودن و اندازه دموکراسی خواهی خودت را بسنج!

آیا تو، مخالف و دشمن زبان تورکی و عربی هستی؟
آیا زبان تورکی و عربی را دشمن زبان فارسی می دانی؟
چرا ضد تورک و ضد زبان تورکی و همچنین دشمن عرب و زبان عربی هستی؟
آیا تو طرفدار برتری زبانی و نژادی فارس ها هستی؟

آیا آگاه هستی که فارس‌ها در ایران جعلی، حکومتی نژادپرستانه، شوونیستی، فاشیستی و به ضرر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و بقیه مللایجاده کرده اند؟
آیا متوجه سیاست های تورک ستیزانه، عرب ستیزانه، دیگر ملل ستیزانه فارس ها نشده ای؟

آیا فارس ها یک رژیم بر اساس زبان فارسی و شیعه گری فارسی را اداره نمی کنند؟
به نظر تو، این که فارس‌ها با آموزش به زبان های تورکی، عربی، بلوچی، و ... مخالفت می کنند، یک نوع دیکتاتوری زبانی نیست؟
به نظر تو، این که ملل غیر فارس حق و حقوق ملی خودشان را ندارند، عین دیکتاتوری سیاسی، حقوقی، اقتصادی و ... نیست؟

به نظر تو، این که هیچ ملتی به غیر از فارس‌ها، هیچ حقوق ملی ندارند، حاکمیت پانفارسیسم و فاشیسم فارسی نیست؟
به نظر خودت، آیا فارس‌ها اجازه می دهند که دموکراسی در این ممالک حاکم شود و تصمیم نهایی به ملل و انسان ها واگذار بشود؟
به نظر خودت، چرا اتهام‌ها و دلایل حاکمیت پانفارس ها را تکرار می کنی؟

به عقیده تو، چرا نباید ملل دیگر تمامی دوره های تحصیل خودشان در مدارس و دانشگاه‌ها و در تمامی رشته های تخصصی را با زبان ملی خودشان انجام ندهند؟
به عقیده تو، چند درصد فارس ها در طول عمرشان، برای کار، تحصیل یا ازدواج به میان ملل دیگر کوچ می کنند که باید زبان فارسی را به همه ملل تحمیل کرد؟
به عقیده تو، آیا باید همه ملل دنیا مجبور به یادگیری زبان چینی باشند که ممکن است تعدادی از افراد برای تحصیل یا کار یا ازدواج به چین بروند؟

به عقیده تو، چرا نباید زبان تورکی و زبان عربی و بقیه زبان ها، زبان اداری و استخدامی نباشند؟
به نظر خودت، چرا نباید زبان تورکی، زبان عربی و بقیه زبان ها، زبان قانون و قانونگذاری نباشد؟

به نظر تو، چرا نباید ملت تورک، ملت عرب، ملت بلوچ و بقیه ملل، ملت نامیده نشوند و قوم نامیده بشوند؟
مفهوم ملت چه معنایی دارد که نباید به آن ملل اطلاق بشود؟
مفهوم قوم چه معنایی دارد که باید ملل تورک و عرب و بقیه ملل را قوم نامید؟
چرا فارس‌ها قوم نیستند؟
به نظر تو، چرا نباید تورک ها و عرب‌ها و بلوچ‌ها و بقیه ملل در پی منافع ملی خودشان نباشند؟

به نظر تو، چرا تورک‌ها، قشقایی‌ها، تورکمن‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و بقیه ملل، نباید رسانه هایی ملی بزبان ملی خودشان داشته باشند؟
به نظر تو، چرا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و بقیه ملل تاریخ ملی، مخصوص خودشان را نداشته باشند؟

به عقیده تو، چرا باید ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و بقیه ملل، مدیریت بهره‌برداری و هزینه درآمدهای منابع زیر زمینی و رو زمینی و ثروت خودشان را در دستان خودشان نداشته باشند و تحت استعمار فارس‌ها باشند؟
به عقیده تو، چرا باید نوع و‌جهت توسعه ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و بقیه ملل در دستان خود آن ملل نبوده و در دستان فارس ها باشد؟

به نظر خود تو، چرا باید مالیات ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب و بقیه ملل در وطن خودشان هزینه نشده و به فارس‌ها در تهران، اصفهان، یزد، کاشان، کرمان و سمنان تزریق بشود؟

به عقیده خودت، چرا نباید ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و بقیه ملل احزاب و سازمان های سیاسی و مستقل و ملی خودشان را نداشته باشند؟

راستی، تو، خودت را یک آدم دموکرات و دموکراسی خواه واقعی می دانی یا دموکراسی برای تو، محدود به آنچه دولت‌های پانفارس به مغز همه تحمیل کرده اند، معنی می‌دهد؟




Thursday, December 2, 2021

زبان‌ها و ملل












              زبان‌ها و ملل

هیچ زبان و ملتی در ایران جعلی، نمی تواند با تورکی و تورک ها برابری بکند
به این معنا که؛ شما نمی توانید استانی پیدا بکنید که تورک ها بخش قابل توجهی از جمعیت آن استان را تشکیل نداده باشند.

یعنی، تورک ها در برخی از استان‌های ایران جعلی، تا صد درصد جمعیت را تشکیل می دهند.
  در برخی از استاندها، تورک ها دارای درصد بسیار بالایی هستند.
در یک -دو استان هم دارای درصد قابل توجهی از جمعیت هستند.

با توجه به پراکندگی و درصد جمعیت تورک ها در ایران جعلی، هیچ کدام از مللی که در ایران جعلی ساکن هستند، از چنین جایگاهی جمعیتی و جغرافیایی برخوردار نیستند.
هر کدام از ملل غیر تورک، در چند استان محدود شده اند.

این هم نشان می دهد که تورک ها از نظر عددی در اکثریت هستند و بر فارس ها و دیگر ملل برتری عددی و آماری دارند.

اگر قرار باشد، زبان یک ملتی، تنها زبان رسمی، ملی، مشترک و حقوقی در آن واحد سیاسی باشد، این، زبان تورکی است که در صدر جدول زبان ها قرار دارد.

این گفته به آن معنا نیست که من در بین زبان ها به تبعیض زبانی قایل هستم. نه.
به عقیده من، باید همه زبان ها، بطور یکسان و برابر، از جایگاه زبان ملی، زبان اداری، زبان آموزشی، زبان مشترک و زبان حقوقی بر خوردار باشند.

همچین، باید زبان های ملل غیر فارس، برای حداقل نیم قرن (پنجاه سال) از حمایت مالی، سیاسی، حقوقی، آموزشی، اداری، استخدامی، تحقیقاتی و ... بیشتری نسبت به فارسی برخوردار شوند تا بتوان بخشی از عقب نگه داشته شدگی عمدی و مهندسی سده این زبان‌ها، در یک قرن گذشته را جبران کرد.

در همین حال، در طول همان نیم قرن، باید مجموعه بودجه‌های تخصیصی برای چاقاندن زبان فارسی را به صفر رسانده و همه آن بودجه ها و بیشتر از آن‌ها را به تقویت زبان های عقب نگه‌داشته شده دیگر ملل صرف کرد.

زبان فارسی، بطور مصنوعی، به قدری چاق شده است که نیازی به اختصاص بودجه های عجیب و غریب نیست.

باید سازمان هایی که در راستای حمایت و تقویت زبان فارسی تاسیس شده اند، حذف شوند و بجای آن ها، سازماندهای تخصصی برای هر کدام از زبان های ملل غیر فارس راه اندازی بشوند.





 

Thursday, November 25, 2021

ایرانی‌ها، کدام ملت هستند؟

 











ایرانی‌ها، کدام ملت هستند؟

اگر شما تورک‌ها، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ... را ملت نمی دانید، پس ...

پس ملت چیست و کدامین مشخصه های تعریفی علمی را دارد؟

آیا مقصود شما از ایران همان مفهوم پانفارس‌ها است؟
فعلا که منظور پانفارس ها از ایران، فقط فارس‌ها هستند.
چرا مه فارس‌ها، خودشان را در خارج از ایران، ایرانی معرفی نمی کنند، بلکه پرشین معرفی می کنند.

یعنی ایران برای فارس ها، مساوی فارس یا فارس‌ها است.

در این صورت، بقیه که فارس نیستند، چه هستند؟
بقیه ای که فارس‌ها را قبول ندارند، چه هستند؟

بقیه ای که می خواهند کشورهای مستقل خودشان را داشته باشند، چه هستند؟
چرا نمی توان آن ها را ملت نامید؟
چه اشکالی برای شما دارد که نمی توانید آن ها را ملت بنامید؟

آیا اگر آن ها را ملت بنامید، باید حقوقی برابر و مساوی فارس ها داشته باشند و شما از این وضع نگران هستید؟
نگران هستید که منافع شما از بین برود؟
نگران هستید که زبان فارسی نابود بشود؟
آیا این تفکری استعماری نیست؟

چرا می توان در کانادا، هر استانی را ملت نامید ولی در ایران نه؟
چرا در آمریکا، «ایالات متحده آمریکا» یعنی دولت های متحد شده آمریکا، می توانند ملت-دولت باشند ولی ملل غیر فارس در ایران نمی توانند ملت - دولت باشند؟


خاصیت روابط بین الملل

 

خاصیت روابط بین الملل





دوست من، در مبارزه برای استقلال یک ملت و کشور، باید حمایت کشورهای بزرگ را در عرصه بین المللی جاب و جذب بکنید والا هیچ کاری نمی توانید بکنید.
در مباحث سیاسی، باید منصف بود و اعتراف که کردها از ما موفق‌تر بوده‌اند و توانسته اند فعالیت سیاسی خود را تداوم ببخشند و از نسلی به نسل دیگر منتقل بکنند و دارای تجربه بسیار مفیدی هم هستند. همچنین دارای خود آگاهی فردی و ملی هم هستند و این خود آگاهی به نفع فارس ها از آن ها گرفته نشده است.
چیزی که در ما تورک‌ها، تجربه مبارزاتی ما، از نسلی به نسل دیگر منتقل نشده و نوعی از آگاهی و خود آگاهی در ما پدید نیاورده است. ما خیلی راحت‌تر از کردها شیتشوی مغزی شده و آسیمیله شده ایم.
چرا؟
برای این که بعضی از کشورها آنها را برسمیت شناخته و از آن ها حمایت های‌ سیاسی، نظامی، تسلیحاتی، پولی و ... می کنند.
در مقابل، هیچ کشوری، از ما، در هیچ زمینه ای، حمایت علنی و  نمی کند.
طبیعی است که هیچ کشوری، از یک گروه سیاسی-نظامی حمایت خالی و بدون بده و بستان انجام نمی دهد.
این، هم هیچ ربطی به کرد بودن و یا یک گروه سیاسی خاص ندارد. همه کروه‌ها و کشورها، رفتارها و تعهدات متقابل انجام می دهند.
چرا که حتی روابط کشورها هم با همدیگر از همین قانون «بده و بستان سیاسی و ...» پیروی می کند.
منتهی، چون، همه ما از طرف پهلوی‌ها و جمهوری ایران چنان شستشوی مغزی شده ‌ای‌ که بر اساس آنچه ان ها در ذهن ما کاشته اند، همه چیزها را از آن زاویه دیده و تفسیر می کنیم.
چرا یک نوع رفتار سیاسی که  بر اساس بده و بستان سیاسی است را تنها برای یک گروه خاص قبیح می دانیم؟ اما همان عمل را برای دیگر گروه‌ها و کشور ها قبیح نمی دانیم؟ پاسخ در شستشوی مغزی ما است. متخصصان شستشوی مغزی، تفکر ما را بر اساس نیاز و خواست و منافع خودشان سبستم مهندسی کرده اند.
در نتیجه ما مسایل را همچون کارشناسان جمهوری ایران و پهلویسم می فهمیم و بر اساس فهم مهندسی شده خود هم رفتار می کنیم.
از طرف دیگر، چنین تحلیل‌هایی، در پی آن است تا ضعف خودمان را در ارتباط با جهان و بده و بستان های بین المللی  بپوشانیم.
اگر، روزی، ما تورک ها هم وارد فاز مبارزه نظامی بشویم، ما هم با دیگر کشورها بده و بستان خواهیم داشت و این اصلا و ابدا، نه تنها قبیح نیست، بلکه گام اول روابط سیاسی و جدی گرفته شدن شما به عنوان یک‌ فرد، گروه، یا کشور در عرصه جهانی یا منطقه ای هست.
باید بدانیم که بدون حمایت بین‌ المللی، هیچ گروه‌ سیاسی موفق نشده و نمی شود. هیچ ملتی نمی تواند استقلال سیاسی خود را بدست بیاورد
انصافعلی هدایت

qəhrəmanlıq, ıdeoloji ve liderlik çaği



Qəhrəmanliq, ıdeoloji və liderlik çagi bitibmi?

Qəhrəmanliq çağı, heç bir zaman geçmez. Hər zaman, qəhrəman lazim dir tabir toplumu ve bir milləti hərəkətə gəçirsin.
Amma farsların eşşəyi sudan geçdiyi üçün, onlar deyirlər ki Qəhrəmanlıq və habelə İdeoloji çağı geçib.
Taki bu şozə inanan millətlərin, heç birinin lideri, qəhramanı və ideolojisi olmasın.
Qəhrəmansız, lidersiz ve ideolojisiz bir millet, məhv olmağa məhkumdur.









حیزبین دوغال ایشی لیدرلیک دیر

 

حیزبین دوغال ایشی لیدرلیک دیر

دوستوم، حیزب و پارتی‌لرین میللت (ائل) و وطن (ئورد) اوچون‌ بیر خیاللاری و ایدآللاری اولمالی دیر.
او خیال و ایدآللاری‌ عمله‌ گتیرمک‌ اوچون دورکی، دولتی اله‌ گئچیرمه‌لی‌ دیرلر. یانی رئیس‌ اولمالی دیرلار.
ایله یازمیسیز کی ایله بیل، رییس اولماق ایستی‌ین‌لر بیر گوناه‌ ایشدیرلر.
یوخ دوستوم، ایشین‌ قورالی‌ و قاداسی‌ بو دور.
بیر دوشونجه‌‌نی ایشه قویماق اوچون دور کی فردلر یا پارتی‌ لیدرلری رئیس‌ اولماق‌ ایستیرلر.
رئیس‌ اولماقی پیسله‌مک، ایران‌ رئژیم‌لرینین‌ بئیین‌ یئخاماسیندان‌ دوغولموس‌ بیر فیکیردیر.
هر بیر دوغال توپلومدا، هر کس رئیس اولماق ایستر و رییس اولماق، هر خانیمین و هر آغانین دوغال حاققی دیر حتی اگر ایدآلی بئله اولماسا.










چچ


من به لهجه ام افتخار می کنم!!!

 




من به لهجه ام افتخار می کنم!!!

چرا؟
چون:
1. من دو، سه، چهار زبان بلدم. تو یکی.
2. مغز من قوی تر از بی لهجه هاست. مغز تو ضعیف است.
3. تارهای صوتی من قدرتمند هستند.
4. دانستن هر زبان، به معنی یک فرد اضافه‌تر است. من چند زبان= انسان عاقل را در خودم جمع کرده ام. تو در حد هیچی.
5. من، می توانم با چند ملت ارتباط برقرار بکنم. تو نمی توانی.
6. من، به تنهایی، چندین ملت، فرهنگ و تمدن هستم. تو نیستی.
7. من می توانم از محصولات فرهنگی، هنری و نوشتاری مللی که زبانشان را می‌دانم، استفاده بکنم. تو نمی توانی.
8. من مولتی کالچرالم و به نوعی جهان وطن هستم. تو نیستی.
9. من بخاطر زبان هایی که می دانم، ذاتا، دموکرات هستم. تو نیستی.
10. من بخاطر زبان هایی که می دانم، به زبان ها و فرهنگ‌ها و درنتیجه به انسان ها احترام می گذارم. تو چون زبان نمی دانی، به فرهنگ‌ها، زبان ها و انسان ها هم احترام نمی گذاری.
11. یک زبانگی، دیکتاتوری زبانی است. چون تو دارای لهجه نیستی، به دیکتاتوری زبانی مبتلا هستی.
12. دیکتاتوری زبانی، به دیکتاتوری فکری و رفتاری منتهی می شود و تو دیکتاتوری.
13. هر زبانی، یک‌ طرز تفکر است. شیوه‌های اندیشیدن، خودش روشنفکری است. من روشنفکرم. تو نیستی.
14. هر زبانی یک روشنایی و محدوده بزرگتری از آزادی است. من به وسعت زبان هایی که می دانم، آزادم اما تو در تاریکی و زندان یک زبان مانده ای.
15. تو لهجه من را مسخره می کنی، چون تو پستی خودت را در پشت تحقیر دیگران پنهان می کنی.
16. بجای تحقیر لهجه‌دارها، یک زبان را یاد بگیر. تو حتی نمی توانی تورکی من را با لهجه صحبت بکنی. پس چرا می خندی؟

















Wednesday, November 24, 2021

رمز اسارت تورک ها به فارس ها







 


رمز اسارت تورک ها به فارس ها

شرایط منطقه ای ما تورک‌ها در آزربایجان جنوبی خیلی بهتر از کردها در این منطقه بوده است.
ولی شیعه‌گری و تقلید مذهبی از شیعه‌گری فارس‌ها، ما را، هم از مبارزه و انتقال تجربه‌های مبارزاتی-سیاسی و هم از جهان تورک جدا نگه داشت.
در نهایت هم شیعه‌گری فارس، ما تورک‌ها را به عنوان یک ملت و کشور، به مستعمره شیعیان فارس درآورد.
آیا شیعه گری فارس، همین دیدگاه را نسبت به شیعه‌های عراق، جمهوری آزربایجان، سوریه و لبنان و ... ندارد؟
و آیا آن شیعه‌ها را عمیق استراتژیک و قربانیان خط مقدم جبهه پانفارسیسم دینی نمی بیند؟
فرق کردها با ما در این است که  کردها، زنجیر اسارت مذهبی، زبانی، پوشش، و سیاسی شیعه گری فارسی را به گردن نکشیدند و بشکا یک‌ملت به اسارت فارس‌ها در نیامدند.
ولی ما تورک های آذربایجان جنوبی، ابتدا، اسیر مذهبی فارس ها شدیم. در مرحله بعدی به اسارت فکری، سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و نظامی فارس‌ها درآمدیم.
گناه را بگردن دیگران نیندازیم. ما خود، آنهم داوطلبانه، اسارت مذهبی، فکری، سیاسی و استعماری فارس‌ها را پذیرفته ایم. رهایی از این اسارت هم بدون شکستن زنجیر اسارت مذهبی ممکن نخواهد شد.
















Tuesday, November 23, 2021

دیگران را متهم نکنیم. این خاصیت روابط بین الملل است

دوست من، در مبارزه برای استقلال یک ملت و کشور، باید حمایت کشورهای بزرگ را در عرصه بین المللی جاب و جذب بکنید والا هیچ کاری نمی توانید بکنید.
در مباحث سیاسی، باید منصف بود و اعتراف که کردها از ما موفق‌تر بوده‌اند و توانسته اند فعالیت سیاسی خود را تداوم ببخشند و از نسلی به نسل دیگر منتقل بکنند و دارای تجربه بسیار مفیدی هم هستند. همچنین دارای خود آگاهی فردی و ملی هم هستند و این خود آگاهی به نفع فارس ها از آن ها گرفته نشده است.
چیزی که در ما تورک‌ها، تجربه مبارزاتی ما، از نسلی به نسل دیگر منتقل نشده و نوعی از آگاهی و خود آگاهی در ما پدید نیاورده است. ما خیلی راحت‌تر از کردها شیتشوی مغزی شده و آسیمیله شده ایم.
چرا؟
برای این که بعضی از کشورها آنها را برسمیت شناخته و از آن ها حمایت های‌ سیاسی، نظامی، تسلیحاتی، پولی و ... می کنند.
در مقابل، هیچ کشوری، از ما، در هیچ زمینه ای، حمایت علنی و  نمی کند.
طبیعی است که هیچ کشوری، از یک گروه سیاسی-نظامی حمایت خالی و بدون بده و بستان انجام نمی دهد.
این، هم هیچ ربطی به کرد بودن و یا یک گروه سیاسی خاص ندارد. همه کروه‌ها و کشورها، رفتارها و تعهدات متقابل انجام می دهند.
چرا که حتی روابط کشورها هم با همدیگر از همین قانون «بده و بستان سیاسی و ...» پیروی می کند.
منتهی، چون، همه ما از طرف پهلوی‌ها و جمهوری ایران چنان شستشوی مغزی شده ‌ای‌ که بر اساس آنچه ان ها در ذهن ما کاشته اند، همه چیزها را از آن زاویه دیده و تفسیر می کنیم.
چرا یک نوع رفتار سیاسی که  بر اساس بده و بستان سیاسی است را تنها برای یک گروه خاص قبیح می دانیم؟ اما همان عمل را برای دیگر گروه‌ها و کشور ها قبیح نمی دانیم؟ پاسخ در شستشوی مغزی ما است. متخصصان شستشوی مغزی، تفکر ما را بر اساس نیاز و خواست و منافع خودشان سبستم مهندسی کرده اند.
در نتیجه ما مسایل را همچون کارشناسان جمهوری ایران و پهلویسم می فهمیم و بر اساس فهم مهندسی شده خود هم رفتار می کنیم.
از طرف دیگر، چنین تحلیل‌هایی، در پی آن است تا ضعف خودمان را در ارتباط با جهان و بده و بستان های بین المللی  بپوشانیم.
اگر، روزی، ما تورک ها هم وارد فاز مبارزه نظامی بشویم، ما هم با دیگر کشورها بده و بستان خواهیم داشت و این اصلا و ابدا، نه تنها قبیح نیست، بلکه گام اول روابط سیاسی و جدی گرفته شدن شما به عنوان یک‌ فرد، گروه، یا کشور در عرصه جهانی یا منطقه ای هست.
باید بدانیم که بدون حمایت بین‌ المللی، هیچ گروه‌ سیاسی موفق نشده و نمی شود. هیچ ملتی نمی تواند استقلال سیاسی خود را بدست بیاورد
انصافعلی هدایت

 

Sunday, November 21, 2021

سطح آی‌کیوی ایرانیان و عقب ماندگی

 




سطح آی‌کیوی ایرانیان و عقب ماندگی

متوسط هوش ایرانی‌ها 84 است.
متوسط هوش مغول ها 101  است.
دیگران را مسخره، تحقیر و مسئول عقب ماندگی ذهنی، فکری و شعوری خود نکنیم.
دیگران را مقصر عقب ماندگی خود نشماریم.
فعالیت‌های اصلاحگرانه اجتماعی، اقتصادی و زیستی و آموزشی، در این منطقه، با ناصرالدین شاه تورک آغاز شد.
آن اصلاحات، با جنبش مشروطه که از بالا به پایین بود، تکامل یافت.
اما آن اصلاحات، با کودتایی علیه رشد اجتماعی، سیاسی، حقوقی، آموزشی و اقتصادی ملل در این منطقه، نابود شدند.
در پی کودتای رضا میرپنج، رشد واپسگرایانه و عقب ماندگی به این ملل تحمیل شد. و شدیه، ان عقب مانده های فکری که هستیم.
نتیجه صد سال عقب ماندگی، خود ما و جامعه ماست. نمی توانیم انکار بکنیم.
در چنین حال و اوضاعی، تحقیر دیگران، نشانه‌ای از عمق عقب ماندگی و حس حقارتی است که در درون خود ما و‌ جوامع ما زیست می کند. ما نه تنها عقب ماندگی فکری را که حقارت درونی و فکری را هم زندگی می کنیم.
تحقیر دیگران، برون ریخت حس حقارت درونی است که خود آن شخص، آن جامعه، آن فرهنگ و آن سیستم سیاسی، آموزشی و حقوقی زیست می کند. و همه آن‌ها را سبستم حاکم، با سیاست‌هایش، به جامعه تحمیل می کند.
باید، برای رهایی از عقب ماندگی فکری، جبران خسارت ها و پیامدهای عقب ماندگی فکری و شعوری صد ساله چاره‌ای بیندیشیم.
رابطه بین توسعه و میانگین هوش در هر اجتماعی، یک فاکتور و عامل بسیار مهمی در توسعه علمی، تکنولوژیکی، سیاسی، حقوقی، فلسفی، فکری، اجتماعی، انسانی، دموکراتیک، و .... آموزشی و دانشگاهی است.
سطح میانگین هوش، با سطح رفاه، امنیت، آزادی، حق زیستن آزاد و ... حق انتخاب دولت، سیستم آموزشی و سطح زبان آموزشی و ... در هر جامعه ای در ارتباط مستقیم است.
خود زبان تحمیلی به جامعه هم در رشد یا عقب ماندگی فکری جامعه نقش بازی می کند.
آیا زبان تحمیلی به جامعه و سیستم آموزشی، پویا است یا جامد است و افکار و ظرف خود را منجمد می کند؟
هر چه، یک جامعه ای، از نظر اقتصادی و سطح رفاه، فقیر تر باشد، به همان میزان عقب مانده تر خواهد بود.
هر چه خفقان در جامعه‌ای عمیق‌تر و بیشتر باشد و  هر چه حق انتخاب نوع زندگی در میان یک‌ ملت محدودتر باشد، به همان میزان عقب مانده تر خواهد بود.
تحقیقات علمی نشان می دهد که ایرانیان جزو عقب مانده‌ترین ملل از نظر فکری بوده و در ناتوانی فکری غوطه‌ور شده‌اند.
می توانیم، نتیجه تحقیقات علمی را انکار کنیم.
حتی می توانیم، بر عقب ماندگی خود، نامی زیبا و شاعرانه بدهیم‌.
حتی، می توانیم به عقب ماندگی خود افتخار بکنیم.
اما دنیا منتظر ما و ملل عقب مانده نخواهد بود.
آیا می توانیم در میان توسعه فکری و عقب ماندگی، انتخاب درستی بکنیم؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
21 نوامبر 2021
hedayat222@yahoo.com



بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs