Thursday, November 26, 2015

پیام های سرنگونی طیاره جنگی روسیه




تورکیه با این عملیات بسیار جسورانه در سرنگونی طیاره جنگی روسیه، به آیران، روسیه، بشار الاسد و داعشیان نشان داد که تورکیه در کنار مردم تورکمن ایستاده است. نشان داد که تحمل نخواهد کرد تا کورها، داعشیان، بشار الاسد، روسیه و آیران به قتل عام تورکان سوریه دست بزنند.
با این عملیات، دل تورکان در همه نقاط دنیا سرد شد و همه به خودشان گفتند که تورکیه از  برادران خود، در مقابل دشمن تورک، دفاع خواهد کرد.

گر چه عملیات سرنگونی هواپیمای جنگی روسیه دیر بود اما پیام صریح و هشدار دهنده تورکیه به دول خارجی درگیر در حوادث سوریه را نشان داد.

از طرف دیگر، این عملیات طرفدارانه از تورکمانان در سوریه، خون و هیجان و روحیه تازه ای را در کالبد تورکان در دیگر نقاط جاری ساخت و آنان را به حمایت برادر بزرگتر، امیدوار ساخت. نباید از این زاویه آن عملیات نادیده گذشت. تاثیر روانی آن کمتر از سقوط طیاره جنگی نبوده و نیست.

با سقوط آن طیاره جنگی، نه تنها روسیه، بلکه دول اتحادیه اروپا هم مجبور به احترام به اراده ملت و دولت تورکیه خواهند بود.
اگر اتحادیه اروپا تورکیه را نپذیرد، تورکیه می تواند اتحادیه کشورهای تورک را جدی تر دنبال کند و به یک پیمان و ائتلاف همه جانبه بدل سازد.

این اتحادیه می تواند قدرت اقتصادی و سیاسی و حتی قدرت نظامی کشورهای تورک را در مقابل اروپا، علم کند.
در این صورت، منافع تورکیه در همراهی با کشورهای تورک، بیشتر از منافعش در اتحادیه اروپا تامین خواهد شد و طبیعی است که اتحادیه اروپا، با از دست دادن تورکیه، برای همیشه از نقش تورکیه در اروپا و آسیا نگران خواهد ماند و نخواهد توانست آن را با حیله های سیاسی و مالی، کنترل کند.
از طرف دیگر، منافع اروپا در آسیا، با سد تورکیه و کشورهای تورک رو برو خواهد شد.
آیا اروپا حاضر است تورکیه را از خود براند و آن را در مقابل منافع اروپا قرار دهد؟
تورکیه در گذشته هم توانسته بود، نفوذ آیران در میان عرب ها، بخصوص عرب های فلسطین، لبنان، غزه، و مصر را محدودتر کرده و اعتماد و دوستی عرب ها را نسبت به تورکیه جلب کند. امروزها ضدها میلیون عرب با موسیقی و فیلم و سریال تورک بخواب می روند یا با ساز و آواز تورک بیدار می شوند.
مردم ملل عرب آماده نوعی از اتحادیه مسلمانان سنی مذهب هستند. این خطر بالقوه ای برای آیران شیعه است که در انزوای کامل می تواند بماند.

 همان طور که تورکیه توانسته است، در کنار اکثریت دول اسلامی و مسلمان بوده، حمایت دول عربی-اسلامی و مردم مسلمان را بخود جلب کند. این می تواند راه باریکه ای را بسمت اتحادیه کشورهای مسلمان در کنار اتحادیه کشورهای تورک باز کند.




راه مبارزه با ویروس مانقوردیسم در وجود خودمان




جناب تقوی (Reza Taghavi) به حق نوشته اند:

گور پدر آریایی و هخامنشیان و تاریخ باستان درست یا غلط پان ایرانیستها. 

دوستان عزیزم قارداشلاریم باجیلاریم! که اسم میللیتچی تورک را یدک می کشید! راست و دروغ بودن تاریخ آریایی مهمتر است یا حقوق پایمال شده ملت مان؟! افسانه و داستان بودن کوروش و داریوش مهمتر است یا پایمال شدن آزادی و آزادگی ملتمان؟!
 راست و دروغ بودن کنده کاری ستونهای تخت جمشید مهمتر است یا تاراج منابع م معادن رو زمینی و زیر زمینی من؟!
... 

(در پایین متن کامل نوشته ایشان را خواهید یافت)

من: انصافعلی هدایت در پاسخ به ایشان نوشته ام:

جناب تقوی عزیز، شما، من، او، وی، ایشان و ... همگی ما تا درجه ای از شدت و ضعف، از خودمان بیگانه و مانقورت شده ایم. هنوز هم از عمق فاجعه ای که در درون ما اتفاق افتاده است، بی خبریم.

چون عمری را در کلاس های درس، به آموختن تاریخ، ادبیات، زبان، وووو منافع فارس گذرانده ایم. 

هنوز بخش اعظم ما: من و تو، نمی دانیم که این همه سال آموزش مستقیم در مدارس و دانشگاه ها و ارتش، استخدام ها، گزیتش ها، امتحان ها، ... 
و آموزش های غیر مستقیم از طریق رادیوها، تلویزیون ها، روزنامه ها، مجله ها، داستان ها، رمان ها، اشعار، ترانه ها، موسیقی ها، تاترها، عزاداری ها، محرم ها، تولد ها، مرگ ها، عروسی ها، ختنه ها، زایمان ها، نقاشی ها، کاریکاتورها، خبرهای روزانه، تحلیل ها، جوک ها، طنزها، حوادث دردناک روزانه، حوادث اجتماعی، میدان های ورزشی، انواع ورزش ها، در آشپزخانه ها، در قنادی ها، در رستوران ها، در بقالی ها، در بازارها، در کوچه ها، در قهوه خانه ها، در خیابان ها، در پارک ها، در پاساژها، در مباحث دو نفره یا چند نفره، در کلاس های تاریخ و دورس تاریخ وووو ... تا کجای جان و فکر مت، آن "سموم آموزشی استعمار فارس" رسوخ کرده است. 

هنوز، من و تو تا اندازه ای تحت تاثیر همان آموخته های مستقیم و غیر مستقیم قرار داریم. برای همین با هم بحث می کنیم. برای همین اتفاق نظر نداریم. برای همین منافع ملی آذربایجان برای هر کس، مشخص و تعریف شده نیست و تفسیرهای متفاوتی آز آن داریم. 

اما آیا در باره عیران=ایران و منافع آن، این همه متفاوت هستیم و ناهمگون فکر می کنیم؟ 

چون استعمار آن (عیرانیت) را در ما ایجاد کرده و این را (منافع ملی آذربایجان) از ما گرفته است. ما تصور می کنیم که دیگر از اندیشه و آموخته های مانقوردی رها و آزاد شده ایم. واقعا آزاد شده ایم؟

نمی توانیم خودمان را از آن همه آموخته دوران ثانیه های زندگیمان، آزاد کنیم. 

هنوز نتوانسته ایم، کاملا فارغ و آزاد شویم. 

هنوز هزاران زنجیر فرهنگی که در هر ثانیه زندگیمان وارد روح و روان و مغز ما کرده اند، همراه ماست. 

برای آزاد شدن، ابتدا باید آن ها را خنثی کنیم. 

برای خنثی کردن و بی اثر کردن آن همه آموخته و اندوخته، شاید به بیش از آن همه سال نیازمند باشیم. 

روانشناسان معتقدند که همه عواطف و احساسات، وفاداری های طول حیات و عمر ما تا 6-5 سالگی شکل گرفته است و بسیاری از آن ها را نا آگاهانه پذیرفته ایم که مانند سوپاپ رفتاری، حسی، شنوایی، و قضاوتی در درون ما عمل می کنند. 

آن چه یاد گرفته ایم و تجربه کرده ایم، به ما اجازه نمی دهند، خودمان را آزاد کنیم. 

برای آزاد کردن خودمان، باید نقیض آموخته هایمان را ببینیم. بشناسیم. بدانیم. مقایسه کنیم. قضاوت کنیم. حکم بدهیم. فراموش کنیم تا آزاد شویم.

تا بتوانیم، آن میلیون ها پارچه و تکه ها را که یکی یکی در ذهن ما فرو کرده اند، باطل کرده و از چهار چوب و عناصر تشکیل دهنده شخصیت کنونی من و تو خارج شویم. 

تا زمانی که آن سموم بتدریج و با پاد زهر و واکسن ضد آن، وارد بدن ما نشود، ما بیمار مانقورد هستیم. 

تا زمانی که آگاهی های جدید ما، تک تک آن ویروس ها و باورهای بسیار ریز را فراسیسم و عیرانیسم را پیدا کرده و از بین نبرد، سلامتی بر نمی گردد و واکسیناسیون فردی انجام نگرفته و هنوز ویروس مانقوردیت در وجود ما هست و روزی و روزگاری خواهد رسید که من و تو را در مقابل منافع ملی ملت تورک آذربایجان خواهد ایستاند. 

برای این که با ملت و منافع ملی تورکان آذربایجان در آینده و به طور مطلق مخالفت نکنیم، مجبوریم تا هر آن چه از تاریخ، موسیقی، هنر، آداب و رسوم، دین و دیگر دانش ها، آموخته ها، تجربه ها، علوم و فنون، کار و سرمایه، و ... به خورد ما داده اند، از خونمان و روحمان دور بریزیم. خودمان را واکسینه بکنیم. 

برای این کار مجبوریم، به اصل بیماری و یروسی که گرفتارش آمده ایم توجه کرده و آن را بهتر از دارو و علاج بشناسیم تا درمانش را هم دریابیم.

باور بفرمایید، آموخته های دوران جنینی تا 5-6 سالگی، از مجموعه آموخته های بعدی عمرمان، بسیار بر حیات و زندگی ما ، بر اندیشه و جهلن بینی ما تاثیر گذار تر است و می دانید که من و تو عیرانیت=ایرانیت و ضدیت با تورک بودن را از دوران جنینی یادگرفته و دچار این بیماری شده ایم.


جناب تقوی (Reza Taghavi)به حق نوشته اند:

گور پدر آریایی و هخامنشیان و تاریخ باستان درست یا غلط پان ایرانیستها. 

دوستان عزیزم قارداشلاریم باجیلاریم! که اسم میللیتچی تورک را یدک می کشید! راست و دروغ بودن تاریخ آریایی مهمتر است
 یا حقوق پایمال شده ملت مان؟! افسانه و داستان بودن کوروش و داریوش مهمتر است یا پایمال شدن آزادی و آزادگی ملتمان؟! راست و دروغ بودن کنده کاری ستونهای تخت جمشید مهمتر است یا تاراج منابع م معادن رو زمینی و زیر زمینی من؟!

با استناد به نوشته های یک مجهول الهویه و شاید مزدور و بلندگوی این و آن شدن دنبال چه هستیم؟! شما چقدر پور پیرار را می شناسید؟! چقدر از سرگذشت او خبر دارید؟! قصدم قضاوت درباره گفته ها و نوشته های این شخص نیست، بلکه حسرت می خورم بر این همه زمان و انرژی و هزینه ای که بر بحث های بی سر و ته و الکی به مثابه آب در هاون کوبیدن!!

اگر این همه زمان و انرژی و هزینه های مستقیم و غیر مستقیم که در مورد تنقید باستانگرایی پان ایرانیست صرف می شود، به شناسایی و کنکاش و فعالیت های اجتماعی در راستای حرکت ملی اختصاص یابد ما هم می توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم. ادعا می کنیم بزرگترین جمعیت اتنیکی ایران هستیم پس کو صدایمان؟! اثر گذاری مان کجاست؟!

به خودمان بیاییم به خودمان خدمت کنیم نگذاریم چوب دعوای شیخ و شاه شویم. این همه به غیر خودی سواری دادیم دیگر کافییه. 

وطن بیزی گوزله ییر......






Wednesday, November 25, 2015

اگر ایران کوردها را علیه تورکیه مسلح و وارد جنگ کند ...





Reza Asgari پرسید:آقای انصافعلی به نظر شما اگر روسیه به کمک ایران بخواهد کوردها و پ ک ک را تجهیز نظامی کند واکنش ترکیه چه خواهد بود؟

انصافعلی هدایت پاسخ داد:

تورکیه بسیار قویتر از عیران=ایران است و همپیمانان قدرتمندی هم دارد.
کوردها بدون اجازه آمریکا آب هم نمی خورند تا بماند بدون اجازه آمریکا بر ضد تورکیه توسط ایران مسلح شوند. البته 
نباید فراموش کرد که کوردها سال ها هست که مسلح هستند. 
با این حال، اگر عیران بخواهد کوردها را علیه تورکیه مسلح کرده و وارد جنگ کند، تورکیه می تواند مقابله بمثل کند. 
در این صورت، بازنده اصلی در این دعوا، عیران خواهد بود. 
چرا که تورکیه نه تنها می تواند با توصل به حقوقی که به کردهای تورکیه داده که به دیگران کوردها در عیران و سوریه داده نشده است، همه آن ها را در عیران، عراق، سوریه و خود تورکیه بر ضد عیران و رژیم نژادپرست فارس آماده و مسلح کند. 
می دانیم و شاهد هستیم که میلیون ها تورک در عیران، طرفداران استقلال آذربایجان از استعمار عیران هستند و آماده اند تا در صورت فراهم شدن شرایط و مهیا شدن امکانات مالی و تسلیحاتی، در راه استقلال ملت و خاکشان به جنگ با فارس ها برخیزند. 
در این میان، سنی ها؛ شامل بلوچ ها، تورکمنان، عرب ها را هم فراموش نکنید که نه تنها از نظر سنی بودن با مردم تورکیه هم مذهب هستند، و در اعیران شما از حقوق انسانی و مذهبی محروم هستند، بلکه خواهان رهایی ار سلطه استعمار عیران هم هستند.
بسیاری از این ملل سال هاست که در حال جنگ و گریز با نژادپرستان فارس هستند. با این که هنوز هیچ دولت خارجی بطور جدی از حقوق و خواست های این ملل تحت استعمار فارس حمایت نمی کنند. 
اگر ایران فریب تحلیل های غلط خود را بخورد که امیدوارم این اشتباه تاریخی را مرتکب بشود، در این صورت، مجبور خواهد بود در چند جبهه بجنگد. 
مهمترین این جبهه ها، جنگ های داخلی بسیار گسترده با هدف آزادی از استعمار فارس خواهد بود و ملل تورک، عرب؛ تورکمن، بلوچ، کورد، و ... رو در روی فارس تنها و استعمارگر منفرد و مورد تنفر ملل تحت استعمار و زیر اشغال عیران خواهند ایستاد. 
آیا فارس و عیران توانایی مقاومت در برابر چنین سناریویی را دارد؟ 
من امیدوارم عیران و فارس- مثل همیشه- یک اشتباه تاریخی کرده و وارد این مهلکه بشوند تا راه برای آزادی ملل تحت استعمار عیران و فارس گشوده شود.





شرط آزاد بودن





شرط آزاد بودن

جناب بایگان اگر انگلیسی نوشتید که ما متوجه گفته های شما نشویم، بیراهه رفته اید!

ادبیاتی که شما در متن انگلیسی نوشته یتان بکار برده اید، همان ادبیات رژیم فاشیستی حاکم بر ایران خراب شده و نا مشروع شما هست

حال که کار بر فرمان سقوط هواپیمای روسی بر فراز خاک سرزمین مقدس تورکیه به میان آمده است، شما به عنوان یک "عیرانی=ایران" از همان ادبیات فاشیسم فارس و ادبیات کمونیسمی (مرحوم ورشکسته) علیه تورکیه صحبت می کنید

کدام علامت و نشان را بدست داده اید که ارتش و بخصوص فرماندهان و ژنرال های ترکیه تحت فرمان و نفوذ "صهیونیسم" و "اسرائیل" هستند؟ 

اگر منظور شما از صهیونیسم و اسرائیل، عضویت در "پیمان ناتو" هست، گفته شما متین اما از بیخ و بن نادرست استیا شما مامور مخفی ایران هستید یا هنوز معتقدید که تبلیغات ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی ایران سلاح برنده ای برای پروپاگاندای شماست؟ برای همین، به آن نوع و شیوه از پروپاگاندا وفادارید.

هنوز و بعد از 38 سال، خودتان را از تبلیغات و پروپاگاندای ایران و فارسیسم رها و آزاد نکرده اید؟ 

آزادی، در مرحله اول، آزادی فکر از اسارت و بندگی تمامی آموزش ها، تربیت ها، تجربه های فردی و جمعی است

فرار . پناهندگی از یک خاک اما با همان اندیشه های پوسیده، آزادی به ارمغان نمی آورد

می توان در زندان فارس ها در زندانی به نام "عیران" ماند، اما آزاده بود.

یا می توان در زندانی اختصاصی تر در "عیران" ماند اما در فضای فکر و اندیشه زندانی نبود. آزاد بود و رها
تو اگر خودت را زندانی نمی دانی و آزاد فرض می کنی، بدان که در زندان هستی و زندانی. اصلا بو و وزش آزادی به اندیشه ، نگرش و مغز شما نوزیده است

زمانی طوفان های آزادی به اندیشه شما خواهد رسید که خودتان را از زندان اندیشه هایی که کتاب ها، رادیو تلویزیون و رسانه ها، بولتن ها، شب نامه های و آتمسفر حیاتی و اجتماعی و آموزشی و علمی عیران، رها کرده باشی

اگر هنوز هم درتعصب به عیران و عیرانیت زندگی می کنی و به آن چه در خانواده، جمع دوستان، مدرسه، دانشگاه و زندگیت در ایران یا در بیرون از ایران اما در رابطه با ایران آموخته ای و به آن چه آموخته ای تعصب داری، مرده ای بیش نیستی. آزاد نیستی! رها نیستی

تو یک زندانی خود خواسته هستی

تو نمی توانی در برپایی یک جامعه آزاد بدون تعصب شرکت بکنی

تو فقط می توانی سرباز یک رژیم دیکتاتوری اما سربازی بسیار وفادار و امربر شایسته ای باشی

که اگر از تو کلاه بخواهند؟، سر برایشان بیاوری

چه کسی است که نداند که تورکیه عضو پیمان ناتو هست؟ 

اما تلاش شما بر تحقیر تورکیه . مقام های آن و. تلاشتان برای ارائه تصویری مالیخولیایی از تحولات منطقه و جهان به عیرانیان، نمی تواند به عیرانیان برای درک روشن از اوضاع جهان ارمغانس جز تداوم زندگی در تاریگی و سیاهی و کوری، بیاورد

نگرش شما! مانند آن است که بگویید، آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک و ... یعنی 28 کشور عضو پیمان ناتو، هیچ کدام اراده ای از خودشان ندارند و همه آن ها بازیچه "ضهیونیسم و اسرائیل" هستند.

اما در رابطه با پیمان های دفاع دسته جمعی مانند ناتو سا مرحوم سنتو:

طبیعی است که هر کشوری نمی تواند مانند عیران، خطرات "تنها ماندن در مقابل حمله های احتمالی" دیگران را افتخاری برای خود بداند

اندیشه حماقت وار "استقلال" و "تنهایی" از دنیا بریده و مالیخولیایی تنها برازنده عیران شماست

چون نمی توانید واقعیت ها را همان طور که رخ می دهند و هستند دیده و به همفکرانتان از آن ح.ادث تحلیل و تصویری واقعی رائه دهید، به همین زودی، عیرانتان به چند کشور تحزیه خواهد شد! منافع بسیاری از دستتان خواهد رفت. اولین آن، اعتماد بنفس کاذبتان خواهد بود. تسلیت بر شما! بگریید!

مبارک باد بر ما استقلال طلبان!


We should not think it was Erdugan who order to attack Russian Airplane. Turkye has no own nationalist government. There are maney countries has power and inflouece in Turkey. Most of power in Turkey nad specialy in Militery (as well as most of powerfull Generals) ais belong to Israel and Zionist. This attack should consider in taht way. Mostly all war in the world ( 1.st and 2.nd world war and alla war USA involved) are zioniste behind them. Now becouse Russia started to destroy ISIL which belongs to Israel then Ziosnist order to do that. Zionist and Israel they are most criminell in the world but they never shpw themself and allways send some popet ( like USA) infront.Hassan Baygan:https://www.facebook.com/ensafali.heda…/…/10153245468455
 

Thursday, November 19, 2015

یونس شاملی جنابلارئندان بیر مقاله و من دن بیر نئچه سورو



چرا بعضی از نخبگان غیرفارس به خدمت پان ایرانیسم در می آیند؟

 یونس شاملی

پرسش و پاسخ: دلیل اینکه یک ترک و یا یک کورد و یا یک عرب و ... به "پان فارس" تبدیل میشوند، روشن است، این اشخاص (سید جواد طباطبایی ها) عوامل سیادت و سیطره فرهنگی و سیاسی دولت و ملت حاکم هستند و همواره به مثابه ابزار سرکوب دولتی در تمامی سطوح مورد استفاده (به بیان بهتر سوء استفاده) قرار میگیرند
در ادامه بحثهایی در بررسی سخنان سیدجواد طباطبایی (در مهرنامه) در تحقیر و توهین به ملت ترک ساکن در ایران، تاریخ و ادبیات آن خلق، فکری و پرسشی نیز از یک زاویه دیگر مطرح شده است که من بصورت مختصر به آن میپردازم.
پرسش: نمیدانم چرا هیچ وقت یک کورد زبان ، فارس زبان یا عرب زبان پان ترک نمی شوند و یا چرا ترک زبان ها پان کورد یا پان بلوچ نمی شوند، اما تا دلتان بخواهد ترک و کورد و عرب و.... پان فارس!!!! پیدا می شود. کسروی و ارانی و تقی زاده در گذشته و داریوش فروهر همین چند سال پیش، سید جواد طباطبایی هم که امروز، محمد ارسی را هم که چند وقت پیش پنبه اش را زدید کاظم موافق هم که در همین سایت است و عرب پان فارس!!! است. واقعا که عجب پدیده ایست این پان فارسیسم!!!

پاسخ: جملات فوق خیلی خوب جمعبندی شده و بجا پرسشی را در میان گذاشته مبنی بر اینکه، چرا از میان ملتهای محکوم به "پان فارسیسم" روی می آورند اما برعکس آن صادق نیست؟ این پدیده البته اشل های مختلفی دارد. جنبه های روانشاسانهء ایی که تفکرات شخص در یک جامعه استعمارزده را به این سو و آنسو میکشاند. حتی به نظام تحصیلی در ایران که کودک را از روز اول مدرسه با زبان و تاریخ خود بیگانه میکند و دنیای خیالی از ادبیات و تاریخ ملت حاکم را در ذهن دانش آموزان میکارد. و یا تحقیر و تبعیض ها علیه ملتهای غیرفارس در عرصه های فرهنگی و اجتماعی که در بخش آگاه جامعه حس مقاومت و مبارزه را برمی انگیزاند، اما در بعضی دیگر که آگاهی در این زمینه ن دارند شرایط را برای "نفرت از خود" را در نزد عناصری دامن میزند. و یا صدمات بسیاری که از سیاست استعماری و استحماری متوجه جامعه و افراد آن میشود. من با این جنبه های مسئله در این کوتاه سخن کاری ندارم. بلکه جملاتی را در خصوص این مسئله از زوایه نیاز استعماری دولت- ملت حاکم قلمی میکنم.

در اشل کلی و گذرا برای من "پان" های متعلق به ملتهای غیرفارس در واقع وجود خارجی ندارند. اگر وجود دارد، هیچ چیزی نیست، لاف و گزاف است. یا چیزی در حد یک واکنش شفاهی از سوی یک غیرفارس که شاید چیزی به عصبیت بر زبان رانده است. حتی میتوان گفت که "پان" مربوط به ملتهای محکوم را حرف و حدیثی بیش نیست. چون "پان" از سویی ایدئولوژی استعماری قدرت حاکم و از سوی دیگر تفکر برتری جویانه در نزد بخشی از نخبگان سیاسی متعلق به ملت حاکم (فارس) در ایران است.

در واقع "پان" صاحب اش بخشی از نخبگان ملت حاکم است. اساسا ایدئولوژی دولت- ملت (استبدادی و استعماری) حاکم و برای سرکوب ملتهای محکوم است. پان های مربوط به ملتهای غیرفارس در ایران داستان است، خیالبافی است، بهانه تراشی بخشی از نخبگان سیاسی ملت حاکم است. وگر نه بی معنی است. ملتی که هنوز وجودش به رسمیت شناخته نشده، و هنوز برای خودش دولتی ندارد. حتی از ابتدایی ترین امکانات برای بیان بی حقوقی خود محروم است، چگونه میتواند "پان" اندیش باشد؟ "پان" متعلق به ملتهای محکوم فلسفه ایی برای شدن ندارد. چون هنوز در اسارت یک دولت استعماری است. "پان" خود یک اندیشه استعماریست. در نتیجه نمیتواند انگیزه فکری یک ملت یا فعال سیاسی متعلق به آن ملت اسیر باشد. اما به راحتی میتواند به آرمان یک نخبه سیاسی ملت حاکم تبدیل گردد.

بنابراین حتی میتوانم بگویم که اساسا سخن گفتن از "پان" ملتهای محکوم هم خنده دار و هم گریه آور است. خنده دار برای بی معنی بودنش، غیرواقعی بودنش و گریه آور برای اینکه همین "پان"ی که ظاهرا متعلق به ملت محکوم است، باطنا محمل و بهانه برای سرکوب حرکتهای سیاسی همان ملت محکوم است. لذا پاسخ منطقی پرسش مطرح تبارزاش در وجود "ملت حاکم" و "پان فارسیسم" نهفته و باطنا نهان در "پان ایرانیسم" است. ملتی (فارس) که صاحب دولت (ایران) است و بخشی از نخبگان سیاسی آن "پان فارسیسم" (پان ایرانیسم) را برای سرکوب و سیطره بر ملتهای محکوم  به باور خود تبدیل کرده اند. تاریخ "پان فارسیسم" در ایران به تاسیس دولت فارسی یعنی به زمان رضا شاه در ایران باز میگردد. وگر نه هر عاقلی بسیار روشن میداند که "پان" های مربوط به ملتهای محکوم ترک، کورد و... تنها و تنها برای سرپوش گذاشتن به پان فارسیسم دولتی و غیردولتی حاکم است که میخواهد برای فریب اذهان عمومی بگوید که "نگاه کنید فقط ما نیستیم که به "پان" باورمندیم، بلکه آنها نیز دارند!! اما از هر کس پنهان باشد برای یک ناظر بی طرف آشکار است که مقصود از "پان" متعلق به ملتهای محکوم چیست! از نظر "پان ایرانیسم" و در واقع "پان" ملت حاکم، اگر یک ترک آموزش به زبان مادری خودش را طلب کند، "پان ترک" است، حق تعیین سرنوشت بخواهد پان ترک است، اداره منطقه خودش را طلب کند پان ترک است، به رسمیت شناخته شدن هویت ملی خودش را در کشور مطرح کند پان ترک است! و در این میان تنها چیزی که واقعا وجود ندارد "پان ترک" یعنی همان "پان" متعلق به ملت محکوم است. چون خلق ترک هنوز حاکم نیست که بخشی از نخبگان آن به این مبانی فکری نزدیک شوند.

نتیجه؛ دلیل اینکه یک ترک و یا یک کورد و یا یک عرب و ... به "پان فارس" تبدیل میشوند، روشن است، این اشخاص (سید جواد طباطبایی ها) عوامل سیادت و سیطره فرهنگی و سیاسی دولت و ملت حاکم هستند و همواره به مثابه ابزار سرکوب دولتی در تمامی سطوح مورد استفاده (به بیان بهتر سوء استفاده) قرار میگیرند.

و همانطوری که پیشتر مطرح کردم، شرایط عینی برای ملتهای محکوم و غیرفارس در ایران وجود ندارد که یک ترک "پان ترک" یا یک کورد "پان کورد" و یا یک عرب "پان عرب" بشود. اما دولت و نخبگان سیاسی ملت حاکم و وابستگان آنان در میان ملل محکوم "پان"های مربوط به ملتهای محکوم و غیرفارس را در تبلیغاتشان با بوق و کرنا از "پان" ملتهای محکوم داد سخن میدهند و ظاهرا با شدت تمام هم آن را محکوم میکنند و به مردم غیرفارس نصحیت میکنند که "واویلا نگذارید که این پان ها شما را از راه بدر کرده و تمامیت ارضی کشور را به خطر بیاندازند". بدون اینکه به این حقیقت تلخ اشاره کنند که "پان ایرانیسم" از پنجاه سال پیش در این کشور حزب سیاسی از نوع نژادپرستی عریان (سومکان و حزب پان ایرانیست ایران) را داشته و بر این کشور حکم رانده است و در اغلب موارد مهمترین تاثیر را بر سیاست دولتی ایران در هشتاد و اندی سال اخیر داشته است. اما کسی به درستی معترض آنها نیست! یکی از سرکردگان پان فارسیست به من میگفت که ما با افتخار میگوییم که "پان ایرانیست" هستیم، اما شما همیشه از اعتراف به "پان ترکیسم" هراس دارید! این جناب علت افتخارش به پان ایرانیسم را چنین توضیح میداد که؛ "پان ایرانیسم" افتخار آفرین است اما "پان ترکیسم" و یا "پان عربیسم" نفرت انگیز است! و میگفت، به این خاطر شما نمیتوانید از آن دفاع کنید. شما با این چند جمله میتوانید به ذکاوت یک "پان ایرانیست" پی ببرید.

علت وجودی گرایش فکری پان فارسیسم بسیار روشن است.  چون آنها "پان" متعلق به ملت حاکم اند و پشتشان به قدرت دولتی گرم است و دقیقا میدانند که دولت (استبدادی و استعماری) حاکم برای سرکوب ملتهای محکوم به این نیرو با خوی وحشی اش نیاز دارد. دقیقا علت اساسی پان ایرانیست شدن طباطبایی ها، نیاز دولت به عواملی از میان ملتهای محکوم و تبدیل کردن آنها به ابزار سرکوب همان ملتهاست. این تمامی حقیقت است و نه نیمهء آن.

نقد کوتاه یک جزوه منتشره درباره پان ترکیسم:
در جزوه ایی که اخیر تحت عنوان " نقد و شناخت  پانتورکيسم و ... در جنبش رھائی بخش و دمکراتيک  آذرباﯾجان جنوبی" در اینترنت منتشر شده "پان ترکیسم" را موضوع نوشته خود قرار داده است. درهم ریختگی اطلاعاتی که تحیلل پان ترکیسم بر آن استوار شده و سطحی نگری در این جزو بقدری وسیع است که من تنها با آوردن دو نقل قول از این جزو برای نشان دادن صوری، سطحی و ساختگی بودن آن کافی میدانم.
جزوه مذکور ایده پان ترکیسم در آذربایجان جنوبی را امری وارداتی خوانده و در صفحه 82 خود مینویسد: "اﯾده ھای گرگ گرایی و پانتورکيستی از بطن جامعه آذرباﯾجان پدﯾد نيامده است ، بلکه آنھا سوغاتی دانشجویان و کار وارداتی تاجران آذربایجانی است که در سالھای اخير به ترکيه و آذربایجان شمالی رفت و آمد داشته اند . در دوره جمھوری اسلامی اﯾران، اخذ وﯾزا ما بين اﯾران و ترکيه برداشته شد و رفت و آمد مردم به ترکيه آسانتر شد و موج وسيعی از مردم آذربایجان برای تجارت، تحصيل، گردش و پناھندگی به ترکيه رفت و آمد داشته اند. از طرفی دیگر تخفيف در اخذ شھریه تحصيلی دانشجوﯾان آذربایجانی در ترکيه، دانشجویان آذری را به رفتن و تحصيل در ترکيه تشویق و ترغيب کرد و ھزاران دانشجوی آذری در مکتبھای پانتورکيستی به آموزش پرداختند . بسياری از مردم آذربایجان بخاطر نفرت از برنامه ھای مذھبی و خسته کننده تلوﯾزﯾونھای اسلامی اﯾران ، ھر روز تماشاگر دھھا کانال "تورک ست "بودند و تحت تاثير آنھا قرار گرفتند. ھمه این عوامل امکان تبليغ و رشد اندﯾشه ھای پانتورکيستی را در ميان آذربایجانيھا آماده ساختند." (پایان نقل قول/ تاکید در متن نقل قول از من است).
هر کسی این پاراگراف را بخواند، ترکیه را مترادف پان ترکیسم، مردم ترکیه را پان ترک، دانشگاههای ترکیه را مدرس پان ترکیسم، دولت ترکیه را دولت پان ترکیستی، تلویزیون و فیلمهای سینمایی در ترکیه را پان ترکیستی بدانند!! این دروغ ها چگونه میتواند سرهم شود تا به اصطلاح تئوری نویسنده جزوه به کام برسد. این نویسنده حداقل بایستی اندکی از "جنبش مدرن گزی پارکی" در ترکیه که به یک خبر در سطح جهان تبدیل شد با خبر میبود. اما ظاهرا نویسنده دوست ندارد به این مقوله ها وارد شود تا قصد نفرت پراکنی علیه ترک و ترکیه را مخدوش کند. نفرت نویسنده این جزوه از ترکیه از تک تک واژه ها و جملات مستتر در آن موج میزند. جدا از اینکه این پاراگراف ترکیه را در تمامی ابعاد آن "پان ترک" میخواند! اما حتی یک جمله نقل قول نه از منابع دولتی، نه دانشگاهی و نه هنری و سینمایی مبنی بر "پان ترک" بودن این مراجع آورده نشده است و این برای بی اعتباری جزوه مذکور کافی است. این جزوه حتی به شعور دانشجویان، تجار و حتی توریستهایی آذربایجانی که به ترکیه در رفت و آمدند نیز توهین میکند. چرا که ورود تجار، توریستها و دانشجویان آذربایجان به ترکیه را مترادف به "پان ترک" شدن آنها قلمداد میکند. و به زعم نگاه سطحی جزوء مذکور "پان ترکیسم" از طریق فیلمهای تلویزیونی ترکیه، دانشگاههای ترکیه و توریسم و تجار آذربایجانی به این منطقه راه باز کرده است!
اطلاعات نادرست دیگر این پاراگراف در این است که عنوان کرده است ترکیه با تخفیف در شهریه تحصیلی برای دانشجویان آذربایجان زمینه های افزایش تعداد دانشجویان در ترکیه را فراهم ساخته است. در صورتیکه این تخفیف برای دانشجویان آذربایجان نیست، بلکه برای دانشجویان ایران است. اما تقلب نویسنده جزوه در تغییر نام "دانشجویان ایرانی" به "دانشجویان آذربایجانی" در واقع برای فریب و اقناع سطحی و صوری خوانندگان خویش است.
در باب افول "پان ترکیسم" در آذربایجان جنوبی و در صفحه 83 از همین جزوه میخوانیم که: "بيست سال بعد از انقلاب اسلامی، ھيچ اثری از وجود مباحث اسطوره ای، توتم بوزقورد و گروه ھای سياسی پانتورکيست در آذربایجان نبود . زوزه ھای بوزقوردھای پانتورکيست در جنبش ملی آذرباﯾجان در دوره اصلاح طلبان و محمد خاتمی بگوش رسيد. این جریان در مدتی کوتاه در ميان تعدادی از جوانان جوانان رشد نمود و در آذربایجان مطرح شد ولی بسرعت بی اعتبار شده و اکنون ستاره بخت پانتورکيستھا رو به افول است". (پایان نقل قول)
بایستی از نویسنده جزو فوق الذکر پرسید که اگر پان ترکیسم " به سرعت در آذربایجان بی اعتبار شده" و همین ایده  "ستاره بخت اش در آن سرزمین افول کرده" چه نیازی به نوشتن جزوه ایی با دویست صفحه وجود داشت؟ به بیان دیگر یا نویسنده صادق نیست و جزوه اطلاعات نادرستی در مورد بی اعتباری و افول ایده به اصطلاح پان ترکیسم مطرح کرده است و یا اینکه علت داستانسرایی در مورد "پان ترکیسم" همان حکایت فراهم کردن شرایط برای شدت بخشیدن به سرکوب دولت جمهوری اسلامی علیه جنبش رهایی ملی خلق ترک در آذربایجان جنوبی و ایران است.


Ensafali Hedayat یازئر:

چوخ گوزل مقاله دیر. من هئچ بو آچئدان موضویا باخمامئشدئم
بو حاقدا داها چوخ فیکیرلشمه لی دیر
و سورو سورمالی و جاوابلار آلمالی دئر
اگر محکوم میللتلرده "پان" فیکری تورنمز، بو میللتلر نئجه آزادلئغا یورورلر؟
بو میللتلرین "میللی" حرکتلری نه له ره دایاناز؟
بو محکوم میللتلر آزادلقی الده اتمک اوچون، خاریجی ایدئولوژی لره احتیاجلاری وار؟
عجبا خاریجی ایدئولوژی لر کی خاریجی و بیگانه لرین خیدمتینده اولمالی دیر و حاکیم میللتلرین دردلرینه و استعماری ایستکلرینه درمان وئریر، محکوم میللتلری آزاد اده رمی؟
محکوم بیر میللتی حرکته گتیرمک اوچون، داخیلی و یئرل ایدئولوژی خلق اتمه لی دیر؟
بو ایدئولوژی نی هانکی اوضوللار و اساسلار و پایالارا دایاناراق یاراتماق لازیم دیر؟
بیر ایدئولوژی نین اوضوللارین توکمک، اونو یاراتماق، خالق ایچینده یایماق، بیر حاکیم فیکره و جریایانا و اینانجا چئویرمک کی بیر خالقی حرکه ته گتیره، اونلار ایل زامان طلب اده ر، بیزیم و بیر محکوم میللتین قورتارماسی اوچون بو قدر زامانا احتیج وارمی دئر؟
یوخسا بیر میللتی حرکته گتیرمک اوچون و استعماردان قورتارماق اوچون ایدئولوژی یه احتیاج یوخ دور؟
 یوخ دورسا، هانکی اینانجین اطرافئندا توپلانار؟
بو اینانج دا هانکی فاکتورلار وار یا اولمالی دیر کی بیر خالقی حرکه ته گتیرسین؟
یوخسا، دیگر محکوم میللترینین ایدئولوژی له رین بورج آلماق اولار؟
یا ایدئولوژی لری یئرلی اتمک مومکون دور؟
هانکی فاکتورلارلا بیر خاریجی و ائوزگه ایدئولوژی بومی و یئرلی اولوب، بیر میللته حرکت گوجو وئرر؟
یوخسا، آزادلئغی الده اتمک اوچون، ایدئولوژی یه احتییاج یوخ دور؟




Monday, November 16, 2015

بیر موعللیم دار باشئندا اسیر



من بویوک آغا موحیببی ایله زیندان دا تانیش اولدم. گوز گوزه تانیش اولدوم. دئمک ایسته رم، من هله زیندانا دوشمه میشدیم، اونلا تلفون واسیطه سی ایله دانئشاردیم و خبرلرین آلئب، رادیولاردان یایاردیم. او زینداندای دیر، من ایسه اشیکده.
چوخ ایسته ردیم اونلا یاخین دان تانئشام، دانیشام و گوزلرینه باخام.
"آرزئن هارا، یولون اورا!" دئمیشلر، تجروبه صاحیبلری.
سونرا، منده همن زیندانا دوشدوم. بیر اینجی فورصت ده، اونا خبر یوللادیم. ایکی - اوچ گون چک دی آمما گلدی.
زیندان خسته خاناسئنئن گیچیک حیه تینده، گیلاس آغاجئنئن دیبینده، تخته اوچ نفرلیک صندلین اوستونده اوتورموشدوم.
منیم ذهنیمده یاراتدیغیم آدام دئییل دیر. چوخ یئکه پر بیر آدامی دی. ساققال دا باسمیش دیر. بیر قورخماز پهلوان کیمی گورونور دور. خسته خانا دوکتورلریندن منی سورموشدور. دوکتورلر ده اونا درین حورمت قویاردیرلار.
سرباز گل دی، منیم قولاغئما یاواش دئدی: بیوک آقا موحیببی سیزی گورمک ایستیر.
سرباز باخان یئره باخدیم.
گورر- گورمز، قورخو جانیما دوشدو. چوخ هئیبتلی بیر اوجا، بویلو بوخونلو بیر کیشی، قاپی آغزیندا، باشئن آشاغا سالئب، دورموش دور.
منه بیر یوموروق وورسایدی، یئره گیرردیم، یقین. یالان دئمهسم، فیکریمدن گئچ دی
گوزله ری و دوداقلاری، آمما اوتانقاج، گولوردولر. گئنه ده، ایچیمده، اینانیردیم کی اوندان منه ضرر گلمز. بلکه منه یاخجی دوست اولا بیلر. هم ده زیندان کیمی یئرده، بیر بئله دوستا احتیاج اولار.
دوردوم. اونا ساری گئتدیم. قوللارئن آچدی. بیر دریا بویوکلوک ده اولدو. او دریا منی بیر قایق، یوخ ... بیر یارپارق کیمی باغرئنا باسدی. اوپدو. اییله دی. مندن آیرئلمادی. یاواش یاواش، پئچئلدییه پئچئلدییه من ایله دانیش دی. گوزلریندن یاش آخئر کیمی ذهنیمده، گوردوم اونون اوزون.
اوزون زاماندان سونرا بیر ایتیردیگی، عاییله عوضوون، بیر محرمین، بیر اورگینده کی دردین سویلویه بیله جک دوستون تاپمئش دی.
ایچی دولو دئییلمه مه لی سوزلرله. منیم اللریم، زورلا اونون بئلینده بیر بیرینه چاتیر دی. باشئم دا، اونون دوشلرندن ده آشاغادا دورموشدو.
اوتورماق ایسترکن، منی قوللارینئن آراسئندان اوتوررکن، دومبه لن دوز دوروب، دیواردا اولمایان آینایا باخئب، گوزلرین سیلدی: "دوشمانلار، گوز یاشئمئزی گورمه سینلر." دئدی.
اوتوردوق و بیر نئچه کیچیک دقیقه دانئشدیق. چوخ یاواش، صمیمی،  اورک دن، دانئشئر دی. ایکی، مین ایللیک دوست کیمی. اونون سسین ائشیتمه گه منیم قولاقلاریمئن، درجه سی آزی دیر. او نه قدر یاواش دانئشئردی، من او قدر قئسئلئردیم تا دونیانئن سس سیزلیگینین درینلیگینه گیرم و اونون آغزئندان توکولن هر سوزو، توتام. قویمایام بیریسی ده، فیکریمین آچئلمئش بارماقلارئمئن آراسئندان زویولدئییب، قاچسئن. آخی، زیندانا دوشمه میشدن قاباخ، اونو گورمه ک و ائوز دیلیندن ماجرانی کشف اتمک ده منیم ژورنالیست اولاراق، پئشه آرزئمی دیر.
زامان نه قدر گئچمیش دی، بیلمیرم. سرباز گلدی. آمما حورمت و ادب ایله، موحیببی نی من دن آیئر دی. بویوک آغا سوز وئردی "هله هلبت گلیب سیزی گوره جاغام."
او بیر زامان بو شهرین معللیمی دی. دبیریستاندا درس وئریر دی: اینگیلسجه. سونرا، ساوادلی اولدوغوندان دولایی، موعللیم تربیه دانیشگاهئندا درس وئریب و اوستاد اولماغا، تعلیم و تربیت ایداره سی طرفیندن سئچیلمیش دیر آمما رییسلر، پارتا بازلیق ادیب، اونون یئرینه  باشقاسئن؛ ائوز فامئلین، سوخ موش دور. بویوک آغانی اوستاد اولماقدان، آتمیشلار. آمما بویوک آغا اومودون الدن وئرمه میش میش. صولح طلب اولدوغو اوچون، گوذشته گئچمیشمیش. ائوز ائوزونه دئمیش "اولان اولوب. قانئوی موندار اتمه گه دئیمز."
گئدیر تعلیم تربیه ایداره سینه واونلاردان ایستیر، اونون قاباخکی اینگیلیس دیلی موعللیملیگینه گئری آلسئنلار آمما اونلار اونو موعللیملیگه ده آلمئرلار. بو گئت گل 2-3 ایل چکیر.
همن 2-3 ایلده، بویوک آغانئن الینده-جیبینده اولان وار یوخو، خرج اولور گئدیر. منجه، ایته ده بیر چورک بوشلو دوشور آمما اومودون ایتیرمیر کی "بیر گون ایشیمی آلارام، یادا گئری وئررلر. مملکت بو قدر ده قانونسوز دئییل."
نازیرلیگه بئله گئدیر. هامی اونون حاقلی اولدوغون سوئلورلر. آمما سویله دیکلری هامان حاققئن اونا گئری وئرمیرلر. بوندان یالوارماق، اونلاردان اونو ایکی-اوچ ایل سوروندورمک داوام ادیر.
زامان مجبور ادیر، گئدیر ائوز شاگیردلرینین یادا دوستلارئنئن بیرینین خوصوصی ایلگیلسی دیل مدرسه سینده درس وئریر. ...
بیلیردیم. سوز وئرمیش دی. منی گورمک اوچون، دانیشماق اوچون، هر نه جور اولور اولسون، گله جک دی. بیر آخشام باشی، خلوت اوتاق دا کیتاب اوخور دوم. من اولان اوتاغئن قاپئسئ آچئلدی. بیر قوجامان قوجاق منیم اوزومه آچئلدی. او قوخدان داها بویوک، بیر گولوش، ساققللارئن آراسئندان، منه داشئب، ائوزوم آشاغا آخئر دیر... گلدی.
او گونلرده، او اووزون گونلرده، دوستسوز گونلرده، یالنئزلئق گونلرده، ... هر شئیدن دانیشدیق. فیکیر آل وئری اله دیک. سیاست دن، آذربایجاندان، میللی حرکت دن، آذربایجان لیدرلریندن، آذربایجانلی سیاسی محبوسلاردان، کله جکدن، گئده جکدن، ایراندان، ایستیقلال دان، خودموختارلئقدان، فئدرالیسمدن، آزادلئقدان، مطبوعاتدان، اونون کیتابلارئندان، منیم اوشاقلارئمدان، اونون قاچماغا اولان پئلانلارئندان، حیاتی نه قدر سئودیگیندن، منیم ائولادلارئمدان، و ... دوستلاردان، دوشمانلاردان و ... چوخ چوخ دانئشدیق. نه او مندن چکینیردی، نه ده من اوندان. آدام زینداندا هئچ، هر یئرده، یوزده، دوخسان دوققوز آداملاردان چکنیر. نه قدر دوست اولالار یا فامئل اولالار، اونلارا هر فیکیرین سویلییه بیلمز. بیر گون آدامی "سئغار گولونه ساتارلار" زیندانیلر دئمیشلر.
منیم خئردالئغئما باخمایاراق، دونیانئن حورمتین منه گوسته رردی. اوبیری زیندانی لرین هامئسی اوندان حساب آپارادئلار. مندن و بیر اورتاق دوستوموزدان سونرا هئش کیمین الیندن بیر شئی آلئب یئمز دیر. حتتا بیر گون گوردوم کی مندن آلدئغیندا یئمئییب. او قدر احتیاط اهلی دیر. دوشمانی چوخو دور.
اونون اولدوغو یئرده، کیمسه نفس چکه بیلمز دی. چوخ باشی اوجا، غورورلو یئریر دی. دوشون قاباغا وئریب، یول گئده ر دی. هئچ زامان قبول اتمه دی کی "سرهنگ بدلی"؛ شرقی آذربایجان پولیسینین آگاهیسی نین رئیسین عمدی اولدوروب.
اینکار اده ردی.
بویک آغادا آزادلیغا و زینداندان آزادلیغا قاچماغا، بو فانی دئدیگین دونیانئن همن بئش گونون یاشاماغا، دونیا قدر ماراغئ واریدی. او یارانمئش دیر؛ یاشاماغا. آمما مودورلر، اوندان بیر موعللیم کیمی یاشاماغی آلمئشدئرلار. اونون حیاتئنا، باتلاق و بورروغانلار سالمئشدئرلار. ایللر بویو چالئشمئش دئر، همان باتلاقدان و بورروغانلاردان، هئش کیمه ضرر وئرمه دن چئخسئن آمما هر ده فه چئخماق ایسترمیش و یا چئخماخ اوچون سون چابانئ ادئرمیش، اونو بیر یئنی باتلاغا ایته لرمیشلر.
یاشاماخ اوچون، زینداندان تامام قاچماق یوللارینین بیر به بیرین گئتمیش. ساققالیدا اونا گورا قویموشدور، بلکه بیر گون اونو قورخاراق، ساققالسیز، کیمسه تانئمادان، زینداندان یاشایئشا قاچار.
من بویوک آغا موحیببی حاقدا بیر رومان یازماغی هم ده زینداندا ایکن ذهنیمه قویموشام و او رحمتلیگین ائوزونه ده دئمیشم. گولوب، باشئن آشاغا سالئب. زیندان ندان چئخاندان ایندیکه دک، اونون حاققئندا بیر نئچه دوستدان سونرا بیر کیمسه ایله دانئشمامئشام.  ایسته مه میشم اونون حیاتا قاچماق یوللارئن باغلییم.
من اونون گوناهسیز اولدوغونا اینانئرام. بلکه آدام الدوروب، آمما 4-5 ایل حاققئن آلماخ یولوندا فارسلارئن بوتون قانون و سیستیملرینده قویولان یوللارئن هامئسئن گئدیب دیر تا ائوز حاققئنا چاتسئن. هر کیم اونون یئرین ده اولسای دیر، او گئتدیگی یوللاری گئتسئی دیر، او آلان سونوجو آلاردیر. قانون اگر بیر اینسانئن حاقلارین اونلار دفعه قبول ادیرسه و او حاقلارئن وئریلمه سینه قرار وئریرسه، آمما او حاقلار، هر نهدن ایله همن اداما وئریلمه زسه، عوصیان، سون یول دئییلمی؟
اینصافعلی هیدایت
تورنتو
2015 ایلین نوامبرین 16

Saturday, November 14, 2015

ای هنرمند، با احساسات و عواطف میلیون ها تورک معترض همراه شو!




آی ... مرثیه خوانان فارس بر جنازه متعفن فتیله، آیا شعاری بر ضد کادر فتیله از زبان آذربایجانیان تورک شنیده اید؟ 

آذربایجانیان تورک می دانند و باور دارند که کادر فتیله هم قربانی سیاست های ضد تورکی سیستم حاکم فارس است. همان سیستمی که "تورک" را "آذری" می خواند و نمی خواهد بقبولاند که این همه مردم آذربایجان سال هاست فریاد می زنند: "هارای هارای من تورکم" یعنی، "ای داد، ای فریاد، من تورکم."
یعنی همان ملتی که با متر دوگانه فارس سنجیده می شود: وقتی برایش جوک می گویید و می خندید، "تورکش" می کنید اما وقتی بحث سیاست و حقوقشان بمیان می آید، "آذری" یا "تورک زبان"ش می نامید.
همین شمایی که برای فتیله ای ها، این همه ناله می کنید و شکایت، برای تحقیرها و توهین هایی که در 90 سال گذشته، به طور رسمی و سیستیماتیک وار بر تورکان وارد کرده اند و سیستم سیاسی و مدیریتی کشور آن ماشین تحقیر را اداره می کرده، اعتراض نکردید، بماند که مرثیه بسرایید.
چرا این 4-5 نفر به عنوان انسان (فتیله ای ها) برای شما بسیار مهمتر از میلیون ها انسان تورک بوده و هست؟ مهمتر از احساس و عواطف و درک مخاطبان همان برنامه بوده و هست.
آیا شما به مخاطبان هر نوع برنامه و پیام، حق می دهید که در باره آن چه که می بیند و می شنود، قضاوت کند؟
یا اصلا مخاطبان را نمی بینید و مخاطب پیام شما، ادم محسوب نمی شود و حق اعتراض به محتوای پیام تولیدات نژادپرستانه را ندارد؟
چرا صدای ما تورکان و عرب ها و لرها و بلوچ ها و تورکمن و رشتی ها و ... را نمی شنوید؟
چرا احساسات انسانیتان برای ما ملل تحت ستم و توهین و تحقیر سیستم فارس، گل نمی کند؟
همین شمایی که برای فتیله ای ها، این همه ناله می کنید و شکایت، برای تحقیرها و توهین هایی که در 90 سال گذشته، به طور رسمی و سیستیماتیک وار بر تورکان وارد کرده اند و سیستم سیاسی و مدیریتی کشور آن ماشین تحقیر را اداره می کرده، اعتراض نکردید، بماند که مرثیه بسرایید. چرا این 4-5 نفر به عنوان انسان (فتیله ای ها) برای شما بسیار مهمتر از میلیون ها انسان تورک بوده و هست؟ مهمتر از احساس و عواطف و درک مخاطبان همان برنامه بوده و هست. آیا شما به مخاطبان هر نوع برنامه و پیام، حق می دهید که در باره آن چه که می بیند و می شنود، قضاوت کند؟یا اصلا مخاطبان را نمی بینید و مخاطب پیام شما، ادم محسوب نمی شود و حق اعتراض به محتوای پیام تولیدات نژادپرستانه را ندارد؟چرا صدای ما تورکان و عرب ها و لرها و بلوچ ها و تورکمن و رشتی ها و ... را نمی شنوید؟ چرا احساسات انسانیتان برای ما ملل تحت ستم و توهین و تحقیر سیستم فارس، گل نمی کند؟
آیا خود همین ندیدن ظلمی که از طرف سیستم سیاسی و اداری و حقوقی و قضایی و اقتصادی، دینی، آموزشی، و ... بر ملت تورک وارد می شود، کافی نیست که شما (فرقی نمی کند که فارس باشی یا تورک یا عرب یا بلوچ یا تورکمن یا کورد و یا ...) نژادپرستی باشید که تحقیر شدن و توهین شنیدن و کشتار و قتل عام فرهنگی تورکان را می بینی و سکوت می کنی تا (در حداکثر خود) فقط هم صدای توهین کنندگان نباشی اما با همان سکوتت، از قتل عام کنندگان، توهینگران، تحقیر کنندگان حمایت می کنی. چون اعتراض نمی کنی. چون با اعتراض کنندگان تورک به یک قرن توهین و تحقیر هم صدا نمی شوی.
پس، به من تورک اجازه بده که مرثیه تو برای "فتیله ای" ها را نژادپرستانه ببینم! اگر نه، نشانم بده که با من تورک فریادگر بر علیه ستم 90 ساله فارس هم صدایی. درد من تورک و عرب و ... را می فهمی و تنها نگران درامد میلیونی چند برنامه ساز فیتیله ای نیستی؟
اگر دلت برای فرهنگ و هنر می سوزد، مرثیه ای هم برای فرهنگ و هنر تورکان که به سلاخ خانه فرهنگ فارس برده شده است، بسرای! بیا و با احساسات و عواطف مخاطبان همراه شو!


این استاندارد دوگانه درونی شما و جامعه فارس از کجا سرچشمه می گیرد؟ 

Tuesday, November 10, 2015

عقب مانده ترین کشور و ملت: چرا؟




در دنیای کنونی حدود 200 کشور وجود دارند که بیش از 170 کشور سابقه تاریخی کمتر از یک قرن دارند ولی ملت - دولت هستند و همه دنیا آن ها را قبول کرده است و برسمیت شناخته است اما شما وصله ناجور این دنیا هستید و برسمیت نمی شناسید. چرایش را خودتان بررسی کنید.

 شما چه کاره این دنیا هستید که بر اساس تازه و کهنه بودن یک ملت و کشور، آن ها را تنقید می کنید. 

شما که با کوروش روسی تاریخ 2500 ساله دار شده اید، در یم قرن اخیر جز سد راه ترقی ملل شدن و مخالفت با حقوق ملل، چه گلی بر سر ملت فارس و دیگر ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، و ... زده اید؟ 

در این 2500 سال، کدام آثار قابل رقابت با کشورهای دور و نزدیک را خلق کرده اید؟ 

کدام فلسفه، کدام روش و منش سیاسی، کدام سیستم مترقی اداری، کدام سیستم آموزشی، کدام سیستم، تربیتی، کدام سیستم احترام به حق و حقوق انسانی را به بشریت داده اید؟ 

با آن تاریخی که غربی ها به خواست رضا پالانی برایتان تدوین کرده اند، اگر عرب ها و تورکان نبودند، همین چند مسجد و منبر، بازار و کاروانسرا و حمام را هم نداشتید. 

اگر عرب ها نبودند، شعر نداشتید. علم شعر شما بر اساس زبان عربی شکل گرفته است. ادبیات شما ریشه و شاخه اش عربی و تورکی است. ریاضیات، هندسه، موسیقی، عرفان، فقه، فلسفه، کلام، نجوم، شیمی و کیمیاگری، حساب و چرتگه، سیستم اداری و مالیات، حقوق عمومی و حقوق خصوصی، حقوق جزا، ازدواج و طلاق، تولد و مرگتان، همه را به عرب ها و تورکان مدیون هستید. 

به بشریت چه داد ه اید که این همه طلب کارید؟ حتی کشاورزی شما هم عقب مانده ترین است. باغ داریتان متعلق به دوران انسان های اولیه است. دامداریتان هم سنتی و بسیار ناکار آمد است. در چه زمینه بر سر بشریت گل زده اید؟ آیا از جهلتانف خود را برترین نمی دانید؟

بر سر درختی که ریشه و تنه اش عربی و تورکی است، نشسته اید و فخش شان می دهید؟ نان خوری و نمکدان شکنی؟ 

چرا خودتان را نقد نمی کنید؟ 

چرا  از نظر شما همه دنیا، به غیر از شما، معیوب است اما همه آن ها کیلومترها از شما جلوتر و پیشرفته ترند؟ 

آن ایران ویرانتان را با کدام کشور می توانید مقایسه کنید که برتری داشته باشید؟ 
حتی مردم ایران هم از هر نظر که تصور بفرمایید، عقب مانده تر از اکثر نقاط دنیا هستند. با هر نوع متد و شیوه ای محاسبه کنید، عقب مانده هستید. با انکار عقب ماندگیتان و اصرار بر ترقی و تعالی و برتری بر دنیا، در جهلتان عمیق تر غرق می شوید و راه بازگشت و پیشرفت را می بندید.

ایرانی (فارس) تنها ملتی هست که "عقب ماندگی را عین ترقی و توسعه" می داند و بر جهلش افتخار می کند.

 هیچ ملتی این قدر خودش را بی عیب نمی داند. این در حالی است که هر ملتی با نقد خودش، راه به آینده را می گشاید ولی فارس و ایرانی،  مانند کشیشان قرون وسطا، خودشان را مرکز دنیا می دانند و همه را منحرف و معیوب می شمارند. 

واقعیت آن است که اگر عقب مانده ترین ملت و فرهنگ و تمدن بشری روی زمین نباشد، جزو عقب مانده ترین های تاریخ بشری است. 

آخر شما به عنوان قشر تحصیل کرده آن مردم، چرا خودتان را غرق خودپرستی می کنید؟ 

این ایدئولوژی خودپرستی و خود کامل و بی نقص بینی را چه کسی بر شما قالب کرده که نمی توانید خودتان را از تار و پورد آن رها کرده و دنیای مترقی و مدرن و پیشرفته را دیده و لمس کنید؟ 

قافله تمدن و توسعه دنیا پیش می رود و نمی خواهد شما را همراه خود ببرد. یا بیدار می شوید و به نقد خودتان می پردازید یا در همان جا می مانید و می پوسید!





بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs