من نظرم را در باره فعالیت های انتخاباتی فعالان ملی از گونآذ تی وی اعلام کرده ام. همه می دانیم که جمهوری اسلامی فارسیستان به فعالان ملی آجازه نخواد داد که "صلاحیت" این آقایان و خانوم های تورک آذربایجانی از طرف سورای نگهبان تایید شود ولی چه تایید شوند یا نه، ملت تورک و فرزندان مام میهن باید از این فرصت استفاده کرده و مباحث هویت، آموزش زبان تورکی، رسمی شدن این زبان به عنوان زبان دوم آموزشی، اداری و استخدامی و حقوقی در تمامی سطوح، جبران عقب ماندگی های تحمیلی به مناطق تورک نشین، نجات دریاچه اورومیه، تاسیس رادیوها، تلویزیون ها و رسانه های مکتوب مستقل برای تورکان، نه تنها در شهرها و مناطقی که تورکان در اکثریت هستند بلکه برای تورکانی در همه شهرها و ایالت هایی که تورکان در اقلیت هم دیده می شوند. بحث های توسعه انسانی، سیاسی، آموزشی، حرفه ای، تشکیلاتی و حزبی، تغییر قانون اساسی و تدوین مجدد آن بر اساس حقوق بشر و خواست های ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، لر، بندری، گیلانی، مازندرانی، و ... اقلیت فارس نوشته شود. یکی از مباحثی که باید به رای عمومی گذاشته شود، اراده هر کدام از این مللی که فعلن در واحد سیاسی با نام عیران=ایران زندگی می کنند است. این اراده باید به این شکل تجلی یابد که با اراده و خواست هر ملتی، رفراندم تعیین حق سرنوشت برای آن ملت برسمیت شناخته و عملی شود تا هر ملتی با توجه به منافع خود تصمیم بگیرد که می خواهد در قالب عیران فعلی بماند یا می خواهد از آن جدا شده و کشوری مستقل شود. ولایت فقیه، رهبری یا شورای رهبری، شورای نگهبان و به طبع آن ها اختیارات شورای رهبری باید از قانون اساسی حذف شوند. برتری زبانی، نژادی، دینی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی فارس زبانان باید از بین رفته و حقوق بیشتری (حقوق جبرانی) برای جبران ظلم های یک قرنی قوم فارس به ملل غیر فاری در عیران به آن ملل داده شود.
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Saturday, December 26, 2015
Tuesday, December 8, 2015
اگر فارس ها در مقابل استعمارگر خوانده شدنشان "مرگ بر تورک" بگویند، چه خواهید کرد؟
دوست من!
من و تو نه تنها تاریخ دور ملل خودمان را نمی دانیم بلکه
همین تاریخ 38 سال اخیر را هم نمی دانیم.
این فارس ها در 38 سال گذشته در همه جا فریاد می زنند، "مرگ بر ضد ولایت فقیه".
منظور فارس ها از این شعار چه کسانی هستند؟
هااااا. منظور فارس ها، تورکان آذربایجان هستند. هدف این شعار تنها ملت آإربایجان است.
چرا متوجه نشدید و نشدیم؟
برای این که بازی خوردیم. فریبمان دادند.
حالا، سوال را به این شکل بپرسیم که چه کسانی ضد ولایت فقیه هستند؟
برای پاسخ، باید به اول انقلاب 1357 برگردید، و به مراحل تصویب قانون اساسی توجه فرمایید.
خواهید دید که در آن زمان، تنها نیرویی ک با تصویب قانون اساسی مخالت کرد، آذربایجان بود.
تنها ملت، گروه، حزب و جمعیتی که با اصل 110 قانون اساسی مخالفت کرد، و آن را دیکتاتوری نامید و به خیابان ها آمدند و برای ده ها روز فریاد زدند: "عمامه دن تاج اولماز، خمینی دن شاه اولماز"
(عامه تاج نمی شه، خمینی شاه نمی شه)
یا فریاد زدند:
"قانون اساسی ده اولان اصل 110 ضد بشردی / اصلاح اگر اولماسا باطل دی ، هدر دی"
(اصل 110 قانون اساسی ضد بشر است/ اگر اصلاح نشود، باظی و هدر است)
این تنها تورکان آذربایجان بودند که مخالفت خود با دیکتاتوری فارس در قالب و فرم و لباس ملایان را اعلام کردند.
هنوز هم که هنوز است، هدف این شعار، ما ملت آذربایجان هستیم.
قدم بعدی ما، آگاهانیدن ملت خودمان برای رهایی از استعمار سرزمینی، فرهنگی و اقتصادی است. رهایی و آزادی از استعمارگر فارس!
این فارس ها در 38 سال گذشته در همه جا فریاد می زنند، "مرگ بر ضد ولایت فقیه".
منظور فارس ها از این شعار چه کسانی هستند؟
هااااا. منظور فارس ها، تورکان آذربایجان هستند. هدف این شعار تنها ملت آإربایجان است.
چرا متوجه نشدید و نشدیم؟
برای این که بازی خوردیم. فریبمان دادند.
حالا، سوال را به این شکل بپرسیم که چه کسانی ضد ولایت فقیه هستند؟
برای پاسخ، باید به اول انقلاب 1357 برگردید، و به مراحل تصویب قانون اساسی توجه فرمایید.
خواهید دید که در آن زمان، تنها نیرویی ک با تصویب قانون اساسی مخالت کرد، آذربایجان بود.
تنها ملت، گروه، حزب و جمعیتی که با اصل 110 قانون اساسی مخالفت کرد، و آن را دیکتاتوری نامید و به خیابان ها آمدند و برای ده ها روز فریاد زدند: "عمامه دن تاج اولماز، خمینی دن شاه اولماز"
(عامه تاج نمی شه، خمینی شاه نمی شه)
یا فریاد زدند:
"قانون اساسی ده اولان اصل 110 ضد بشردی / اصلاح اگر اولماسا باطل دی ، هدر دی"
(اصل 110 قانون اساسی ضد بشر است/ اگر اصلاح نشود، باظی و هدر است)
این تنها تورکان آذربایجان بودند که مخالفت خود با دیکتاتوری فارس در قالب و فرم و لباس ملایان را اعلام کردند.
هنوز هم که هنوز است، هدف این شعار، ما ملت آذربایجان هستیم.
قدم بعدی ما، آگاهانیدن ملت خودمان برای رهایی از استعمار سرزمینی، فرهنگی و اقتصادی است. رهایی و آزادی از استعمارگر فارس!
آیا مردم آذربایجان هم مانند روشنفکرانش می اندیشند؟
آیا
مردم آذربایجان هم مانند روشنفکرانش می اندیشند؟
جناب
عسگری در فیس بوک پرسیده است:
آقای هدایت آیا مردم تبریز
و اردبیل و زنجان و ... با این مطلب شما موافق هستند ؟
آیا موافق هستند مردم فارس زبان ضد بشری هستند ؟!
آیا موافق هستند مردم فارس زبان ضد بشری هستند ؟!
جناب
عسگری، می دانید که در حکومت های استبدادی و حتی در جوامع دموکراتیک، صدای مردم
کوچه و بازار شنیده نمی شود.
در
جوامع دموکراتیک، احزاب و نهادهای غیر دولتی: کامیونی تی ها و اتحادیه ها، گروهای
مردمی و خواست های آنان را نمایندگی می کنند.
در
جوامع استعمارزده ای ماننده آذربایجان، نه احزاب وجود دارند و نه نهادهای یا
کامیونی تی های اجتماعی و نه اتحادیه ها تا خواست و صدای ملت را نمایندگی کنند.
در
این صورت، صدای این ملل استعمار زده را چه کسانی نمایندگی خواهند کرد؟
طبیعی
است، در جوامع دموکراتیک، الیت ها یا نخبگان جامعه در راه پیشرفت انسانی یا
اقتصادی و یا ... حرکت می کنند و بنام همه بخش های جامعه خود و گاهی بنام جامعه
بشری (بدون مرز) سخن می گویند.
مثلن
همه زنان در غرب فمنیست نیستند بلکه تعدادی از خانم ها، این بخش از جامعه (همه زنان
و دختران) را مدافعه می کنند و از طرف همه زنان و دختران فریاد می زنند.
یا همه مردان جوامع دموکراتیک
همجنسباز نیستند اما چند مرد، همجنسبازان را نمایندگی می کنند.
همان طور که همه مردان یا زنان آن
جوامع هم معلول نیستند اما چند مرد و زن سالم یا معلول اما آگاه به دردها و مسایل
معلولان، دردها و منافع این گروه اجتماعی را فریاد می زنند.
در جوامع استعمار زده ای مانند
آذربایجان هم، این الیت و روشنفکر آذربایجانی است که صدای همه اقشار و طبقات جامعه
اش است و البته که الیت های آذربایجانی و تورک هم درد و راه چاره دردهای همه مردم
و گروها و طبقات مردم آذربایجان را فریاد می زنند
و صد البته که هزینه این پیشرو بودن
و دفاع از وطن و ملتشان را هم با جان، مال و ویرانی آینده خود می دهند.
الیت و روشنفکر آذربایجانی مانند
سیاهفکران فارس در پی تامین منافع شخصی خود و تامین منافع زندگی فردی و خانوادگی
خود نیستند.
روشنفکر و الیت آذربایجان، چه بسا
کار و تحصیلش را هم از دست می دهد. زندگیش فلج می شود. چرا؟ چون صدای ملت در زنجیر
و استعمار زده اش است و صد البته که استعمار فارس آنان را مجازات می کند.
اما آیا مردم تبریز و دیگر شهرها هم مانند الیت
و روشنفکر آذربایجانی می اندیشند؟ یا من و دیگر روشنفکران آذربایجان چند تن بیشتر
نیستیم؟
سوال اساسی همین است.
دقت بفرمایید که با وجود نبود تشکیلات
و نهادهای مدنی و رسانه های آذربایجانی در آذربایجان، فقط در عرض 3-4 روز، میلیون
ها مرد، زن، پیر و جوان آذربایجانی در تمامی شهرهای آذربایجان؛ نه تنها در تبریز،
اورومیه، اردبیل، زنجان، و دیگر شهرهای تابع این پایتخت های ایلات بلکه در تهران،
در قم، در کرج، در اصفهان و ... به خیابان ها آمدند. به مدت 10 روز، اعتراض های
خیابانی به توهین تلویزیون فارس به ملت تورک آذربایجان دوام یافت.
آیا در اعتراض به این آن توهین شنیع،
روشنفکر آذربایجان، تنها مانده بود؟
آیا حکومت و استعمار فارس که همه
دستگاه های تبلیغاتی را در اختیار دارد و زور و اجبار برای راهپیمایی را هم دارد و
استفاده می کند، می توانند در یک هفته، این همه شهروند را به خیابان ها بیاورد؟
آیا روز قدس یک هزارم این شکوه و
عظمت را دارد؟
آیا حضور میلیون ها مرد و زن در خیابان ها نشان
آن نیست که مردم آذربایجان (نه همه بلکه اکثریت آذربایجان) مانند من و دیگر
روشنفکران می اندیشند؟
صحیح تر آن خواهد بود که بگویم، من و دیگر
دوستان روشنفکرم، بلندگوی و صدای ملت آذربایجان هستیم و ما مانند مردم آذربایجان
فکر کرده و رفتار می کنیم
بله، آذربایجان، ایران و فارس را
استعمارگر می داند و برای رهایی و استقلال و بدست گرفتن قدرت در سرزمین های خود،
فریاد می زند. ما همه با هم برای آزادی آذربایجان و استقلالش فریاد می زنیم و در
پی آنیم که قدرت و حاکمیت آذربایجان را به دست بگیریم!
Monday, December 7, 2015
عاقلانه ترین تصمیم دولت استعماری عیران در یکصد سال اخیر
وقتی تمامی برنامه های ایدئولوژیک یک قرن استعمار
فارس، تحت نام آموزش "علوم انسانی" به نتیجه ای که می خواستند، نرسیده است،
بهترین برای پایان دادن به میلیاردها دلار هزینه، توقف آموزش آن، در مدارس و دانشگاه
ها استچرا سوال را غلط مطرح کرده و ذهن جامعه را به سمت
ناراست رهنمون می شوید؟آیا طرح سوال غلط خود حاصل همین علوم انسانی
نیست که افکار را مسموم کرده است؟سوال اساسی این است که، آن چه در کشوری به نام عیران=ایران
، تحت عنوان "علوم انسانی" آموزش داده می شد و می شود، واقعا علوم انسانی
بود و علوم انسانی است؟آیا درس تاریخ در مدارس و دنشگاه ها، واقعا تاریخ
آن مناطق و ملل ساکن در عیران استعماری را آموزش می داد یا آموزش های ایدئولوژیکی تحت
لوای علوم انسانی و تاریخ بود؟آیا در مدارس و دانشگاه ها علوم سیاسی تدریس می
شد یا در زیر نام علوم سیاسی، افکار و اندیشه های استعماری اما ناشیانه و ایدئولوژیک
آموزش داده می شد و می شود؟اگر واقعا علوم سیاسی بوده است، تعریف آن از
ملت شامل چه گروهی می شود؟چرا سیستم سیاسی، بعد از پایان امپرازوری
قاجار، هر روز بیشتر به عمق دیکتاتوری سقوط می کند؟چرا حقوق ملت در هیچ زمینه ای مدون نشده است؟چرا احزاب سیاسی پدید نمی آیند؟چرا احزاب در آنجا، از حاکم و حکمران ریشه می
گیرند و با حاکم و رئیس جمهور یا شاه، می میرند؟آیا آموزش جغرافیا در عیران بجز نابود کردن هویت
سرزمینی ملل ساکن در آن بوده است؟آیا آموزش های جغرافیای جز مغشوش کردن مرزهای
ملل ساکن آن سرزمین استعمارگر، نقشی داشته است؟آیا علوم جغرافیایی شما جز کاشتن تخم دشمنی و
کدورت در دل ملل همسایه، دستاوردی داشته است و دارد؟آیا ادبیات آموزشی در مدارس و دانشگاه ها جز توهین
و تحقیر به عرب ها و تورکان، و نفرت پراکنی علیه انسانیت، بوده است؟آیا ادبیات آموزشی در مدارس و دانشگاه ها جز
ایجاد فاصله در میان ملل همسایه نقشی داشته است؟آیا ادبیات آموزشی جز سم برای نابودی فرهنگ ها
و زبان های ملل ساکن، نقشی داشته است؟آیا زدودن هر نوع نقش و نگار فرهنگی غیر فارس ،
تنها کارکرد ادبیات و زبانشناسی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است؟آیا در علوم انسانی، وقتی سخن از ملت است، فقط قوم
اقلیت فارس مد نظر نبوده است یا دیگر ملل هم "ملت" محسوب می شوند؟منظور از "قوم"، "قبیله"،
سطح تحصیل و سواد، و ... چه بوده و کدام اهداف را تعقیب می کرده است؟آیا تاریخی که برای قوم ضد بشری فارس ساخته شده
است، افسانه های دروغین برای موجود بودن هویتی به نام آریایی نبوده است؟ آیا، اصلا
قومی به نام آریا بوده است؟در دوران ما قبل کوروش روسی، در این سرزمین ها مردمانی
سکنا نداشته اند؟وقتی از حقوق انسانی سخن بمیان می آید، آیا جز ترجمه
از عربی یا حقوق غربی، کار دیگری در دانشگاه ها کرده اند؟ در حالی که هدف در آموزش
ایدئولوژیک، تحقیر هر دو منبع و منشاء بوده و هست؟آیا روزنامه نگاری در آن سرزمین توانسته است، مسایل
اجتماع، سیاست، تجارت، عقب ماندگی و توسعه، حقوق انسانی و ... را به مردم خبر دهد؟آیا همه فعالیت های خبری ایدئولوژیک نبوده است؟آیا سینما و تاتر آن جز توهین و تحقیر و اشاعه
قبح در اجتماع نقشی داشته است؟آیا کارکرد سینمای فارس، تنها روایج نفرت،
کدورت، دشمنی در میان قوم فارس از یک طرف و ملل دیگر دز طرف دیگر نبوده و نیست؟آیا علوم انسانی توانسته اند در میان ملل ساکن
در آن نواحی، انساندوستی، احترام متقابل، همزیستی، برادری، و ... را ترویج کنند؟آیا فلسفه و منطقی که در مدارس و دانشگاه ها درس
داده اند، توانسته است، یکی از معضلات فکری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، روابط
فردی، خانوادگی و اجتماعی را حل کند؟و اگر ...آیا ...اگر همه آن چه تحت نام علوم انسانی در مدارس و دانشگاه
ها در یک قرن اخیر آموزش داده اند، واقعا علوم انسانی بوده است، میلیون ها تعلیم و
تربیت یافته آن همه آموزش ها، کدام یک از مسایل اجتماعی-انسانی جوامع تحت آموزش را
حل کرده اند؟آموزش علوم انسانی و تربیت در آن همه رشته های دانشگاهی،
چه نقشی، جز تامین معاش و کار برای تعدادی مربی آموزش مباحث غیر علمی اما ایدئولوژیک،
داشته است؟ انصافعلی هدایتتورنتو8/12/2015
اگر ارتش فارسیستان استعمارگر به آذربایجان حمله نکرده بود، اکنون شاهد چه تغییراتی بودیم؟
اگر نیروهای
استعمارگر اقلیت قومی فارس، آذربایجان را به خاک و خون نمی کشیدند، ما صاحب سرنوشت
خود نوشته یمان بودیم: خوب و بد سرنوشتمان را خودمان نوشته بودیم آن چه خودمان می خواستیم، به سرمان آمده بود و
اول این که زبان
خودمان را داشتیم و به آموزش زبان اجنبی و بیگانه قوم استعمارگر فارس مجبور نبودیم
ننگ نادانی زبان خودمان بر پیشانیمان حک نشده بود
تاریخ و فرهنگ خودمان را داشتیم و غرق دروغ های
افسانه ای قوم ضد بشری فارس نشده بودیم
پاسپورت و هویت خودمان را داشتیم و با هویت قوم
استعمارگر فارس خودمان را نمی شناختیم و به دیگران نمی شناساندیم
قوم اقلیت فارس مجبور بود، تساوی ما تورکان با خودشان
را بپذیرد و از توهین و تحقیر ما خودداری کند
اکنون هفتاد سال می شد که به خاطر خطاهایی که کرده
و ما را مجبور به استقلالخواهی کرده بود و سرزمین تاریخی تورکان را باز هم کوچکتر
کرده بود، بر پدرانشان نفرین می کردند
استعمارگران فارس را مجبور کرده بودیم که به خاطر
یک قرن توهین و تحقیر تورکان، سوزاندن کتاب های درسی، ادبی و علمی تورکان، از ملت
تورک آذربایجان عذر بخواهند
استعمارگر فارس را مجبور کرده بودیم تا غرامت
یکصد سال استعمار ما را بپردازند
قوم اقلیت فارس استعمارگر ضد انسانیت، پذیرفته
بود که آگاهانه و با برنامه ریزی عمدی، باعث عقب ماندگی ملت و سرزمین تورکان
آذربایجان شده است
ملت تورک آذربایجان، به خودشناسی ملی رسیده بود
ملت تورک آذربایجان دارای صنعت و تکنولوژی ملی
شده بود
کشاورزی ملی آذربایجان توسعه یافته بود
در مراکز علمی و آموزشی آذربایجان، صنعتی و
تجاری، اجتماعی و فرهنگی، و ... برنامه
های جبرانی عقب افتادگی های ناشی از یک قرن مستعمره فراس بودن به اجرا در آمده بود
بنیان های آموزش علمی ملی پایه گذاری شده بود
ارتش دفاع ملی آذربایجان تشکیل شده بود
سرزمین آباد پدرانمان را آباد کرده بودیم
انسان تورک آذربایجانی، به خاطر تور و آذربایجانی
بودنش و تلاش هایش برای اثبات آن، خوشبخت تر و ... شده بود
سرزمینمان آذربایجان تحت اشغال قوم استعمارگر
فارس ضد انسان قرار نداشت
متخصصان تورک آذربایجان، همه واژه ها، علوم سیاسی،
اجتماعی، اداری، حقوقی، برنامه ها و ... را برای خودمان و از نو تعریف کرده بودیم.
بجای خوردن تبلیغات رادیو تلویزیون و رسانه های
استعمارگر فارس، مدیای مستقل تورک آذربایجان را داشتیم
در این هفتاد سال، خودمان را از تمامی ریشه های فراسیسم،
ایرانیت، استعمار، استحمار و مستعمرگی فارس رها کرده بودیم
اکنون یکی از ملل آزاد بودیم
دارای احزاب و جمعیت های خودمان بودیم
دموکراسی و آزادی در وجب به وجب کشورمان ریشه
دوانده بود
حال و آینده خودمان را همان طور رقم می زدیم که
می خواستیم و اراده کرده بودیم
مالیاتمان به نفع استعمار فارس و به ضرر خودمان
خرج نمی شد
منابع زیر زمینی مان برای آبادانی اقتصاد
استعمارگر فارس غارت نمی شد
همان طور که پدرانمان سرزمین
"آزادیستان" روی کره خاکی را بنا کرده بودند، آزاد بودیم
اگر
برادران تورکمان در شمال رود آراز و در تورکیه هم مثل ما مایل به اتحاد بودند،
متحد شده و کشوری فدرال تشکیل داده بودیم
منافع مالی
و اقتصادیمان بسیار گسترده تر شده بود
اقتصادی آزاد اما انسانی و نه افسار گسیخته،
داشتیم که در خدمت منافع احاد شهروندان آذربایجان قرار داشت
بیکاری در کمترین حد ممکنش بود
چوانانمان به خاطر بیکاری خود کشی نمی کردند
زمینه ها و امکانات کار برای همه، نان برای همه،
امکانات رفاهی برای همه، بیمه و درمان برای همه، آموزش علمی در سطح دنیای مدرن و
پیشرفته اما رایگان برای همه، آزادی سرمایه گذاری برای همه، و ... را برای سرزمین
و ملت مان مهیا کرده بودیم
زنانمان
نگران قوانین ضد انسانی استعمارگر فارس ها نبودند
نیازهای بچه یمان و پیرانمان، معلولانمان را در
حد اعلا تامین می کردیم
دریاچه
اورمیه و سرزمین آذربایجان در اثر سیاست های عامدانه و ضد تورک و ضد آذربایجانی فارس
استعمارگر از بین نرفته بود
میلیون ها انسانی که مجبور به مهاجرت به فارسیستان و دیگر نواحی برای
یافتن کار شده بودند، این خفت و خواری را تحمل نمی کردند و آنانی که در پی لقمه
نانی مجبور به کوچ شده بودند، به مام میهنشان بر گشته بودند
Friday, December 4, 2015
شیوه های جنگ روانی: قوم اقلیت فارس، فارسی زبان، استعمار و فارس مسلک
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پنجم نوامبر 2015
در ادبیات سیاستمداران، فعالان سیاسی، حقوق بشری، مدنی، علمی، ادبی، هنری، حقوقی، حرفه ای، اداری، تبلیغاتی، مطبوعات و رسانه ها، ایران تحت حاکمیت نژادپرستان انسان ستیز فارس، به ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد و ... "قوم" و "اقلیت" گفته و بر این واژه ها تاکید موکد می شود.
یا به آن ملل، "تورک زبان"، "عرب زبان"، "کورد زبان" و "..." گفته می شود و تلاش آگاهانه همه اقشار با سواد و بی سواد، ملا و استاد دانشگاهیش، بر انکار "هویت فردی و جمعی آن ملل" به نفع قوم و اقلیت فارس است.
بنا بر این، من پیشنهاد می کنم تا همه دوستان در مقابله با سیاست های "فارس مسلکان" و نژادپرستان فارس و پان ایرانیست ها، در هر نوع از ادبیات و نوشتار خود واژه" ایران را به صورت "عیران" یا "آیران" بنویسند تا همه ما خودمان را در میدان جنگ روانی بدانیم که قوم و اقلیت فارس از 1304 به طور یک طرفه براه انداخته و می خواهد هویت های ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد، گیلک، مازنی و ... را نابود کرده و هویت "دروغین فارس و آریایی" را به آنان قالب کند.
پیشنهاد دیگر من آن است که هر روز و در هر نوع نوشته یمان، وقتی می خواهیم در باره زبان یا قوم فارس بنویسیم، آنان را با واژه های "قوم و اقلیت فارس" یاد کنیم و از تاکید بر آن ها خودداری نکنیم.
وقتی می خواهیم در باره هر کسی که اصل و نسبش فارس نیست اما الینه شده و منافع قوم و اقلیت فارس را بر منافع ملت خود و ملل دیگر ترجیح می دهد، بنویسیم یا حرف بزنیم، با واژه "فارس مسلک" مورد خطاب قرار دهیم و بر منفی بودن این واژه تاکید کنیم.
در نوشتن کلماتی که فارسی نیستند، آن کلمات را تا آنجایی که ممکن است با حروفی بنویسیم که مخرج آن ها در زبان قوم و اقلیت فارسی زبان سخت است. همچنان که در گذشته ها هم بجای تهران از "طهران" استفاده می شد. یا بجای تایر، از "طایر"، بجای هواپیما از "طیاره"، به جای ... بنویسیم و در این جنگ روانی، در نوشتار و فهم قوم و اقلیت فارسی زبان از متون مختلف، تشطت ایجاد کنیم.
تا آنجایی که ممکن است، نام شهرها، اماکن، رودها، کوه ها، دره ها، روستاها، راه ها، را ترجمه کرده و بکار ببریم. اقدام به ترجمه نام افراد و ... نه تنها بسیار جالب و خنده دار خواهد بود بلکه آنان را از کاربرد چنان نام ها و عناوین خنده دار، منع خواهد ساخت و با ضربه روحی و روانی بسیار سهمگینی رو برو خواهد کرد.
لازم به یاد آوری است که نویسندگان، شعرا، روزنامه نگاران، اندیشمندان، سیاستمدارن، استادان دانشگاه و معلمان، حقوق دانان و متخصصان قوم و اقلیت فارس، در طول یک قرن گذشته، همه این طرفندهای روانی را در باره ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد، لر، گیلکی، مازنی، و ... بکار برده اند. این ها همان روش های رایج جنگ روانی قوم و اقلیت فارس زبان بر علیه هویت دیگر ملل بوده و است.
کابرد واژه و صفت "استعمارگر"، "استعماری"، "ضدبشری"، "در کنار و همراه با کلمات "عیران"، "قوم فارس"، "اقلیت فارس" و "نژادپرست" و "فارس زبان" صفات قبیح رفتار غیر انسانی آنان را به خودشان و به دیگر انسان ها، گوشزد خواهد کرد و با تکرار این کلمات به همراه آن صفت ها، بعد از مدتی، جدایی "صفت و موصوف" ناممکن خواهد بود و با نوشته و گفته شدن یکی از این ترکیب ها، دیگری هم به عنوان معنی مکمل آن کلمه، به ذهن خواننده و شنونده خطور خواهد کرد.
Sunday, November 29, 2015
بحران های اقتصادی آذربایجان جنوبی بعد از استقلال از عیران
جناب رضا عسگری در فیس بوک نوشته است:
آیا
آذربایجان توانایی دادن نان و مسکن و شغل به همه تورکهای ساکن در دیگر ولایات را
که مجبور به مهاجرت می شوند را دارد ؟
بدون و برق و گاز و سوخت تا سال های اولیه گذران زندگی سخت است
بدون و برق و گاز و سوخت تا سال های اولیه گذران زندگی سخت است
انصافعلی هدایت اینگونه پاسخ داده
است:
جناب عسگری، ممکن
است این حرف شما درست باشداما :
بیراینجی: آیا امکان دارد که فارس ها، مضرات
اجتماعی کوچ معکوس چندین میلیون آذربایجانی را تحمل کنند؟
می دانیم که بر
اساس آمارهای خود فارس ها در عیران کنونی، بیش از 6.000.000 دختر و زن بدون شوهر
داریم که مردی برای ازدواج با آن ها موجود نیست و ایران مجبور است یا تن به چند
همسری بدهد یا از خارج از عیران مرد وارد کند یا این که زنان و دخترانش را صادر
کند.
در این شرایط،
اگر آذربایجانیان از فارسیستان به آذربایجان برگردند، فارس ها از نظر روابط انسانی
و اجتماعی در چه شرایطی قرار می گیردند؟
ایکینجی: اگر
آذربایجانیان از فارسیستان برگردند، نیروی کار مورد نیاز فارسیستان از بین می رود
و اقتصاد آن ها نابود می شود. نیازمند واردات نیروی کار خواهند بود.
اوچونجو: می
دانید و می دانیم: آنانی که از وطن خود به فارسیستان یا خارج از عیران مهاجرت کرده
اند و مهاجرت می کنند، از توانایی مالی، پولی، مهارتی، تجربی، دانش و علم، راوابط
تجاری و اقتصادی و ... جسارت انجام کار و سرمایه گذاری بالایی برخوردار هستند.
آنانی که توانایی
مهاجرت نداشته اند، فقیرترین قشر بوده و هستند.
حال، اگر همین ده
ها میلیون آذربایجانی که تنها به فارسیستان مهاجرت کرده اند، برگردند، همه سرمایه
های مالی، علمی، تجاری، تجربی، دانش، معلومات، نیروی کار، و تکنولوژی هایشان را هم
با خودشان خواهند آورد.
آن همه امکان و
تجربه و دانش و پول و علم و تکنولوژی، عاطل و باطل نخواهد ماند بلکه به گردش
اقتصادی آذربایجان جوان، رونق بسیاری خواهد بخشید و بیکاری مورد نظر شما را مهار
خواهد کرد.
دوراونجو: اگر
امکان مورد نظر شما را جدی بگیریم که باید هم جدی گرفته و برای مقابله با هر نوع
بحران احتمالی، آماده باشیم، ما یک تجربه بسیار موفق داریم و آن، تجربه استقلال
جمهوری آذربایجان از اتحاد جماهیر شوری است.
برادران و
خواهران ما در آن جمهوری، یک اقتصاد غارت شده ای مانند اقتصادی کنونی آذربایجان
جنوبی را از شوروی سایق به ارث بردند اما با مقاومت، تلاش، تدبیرهایی که بکار
گرفتند، از آن مرحله عبور کردند.
ما تجربه جمهوری
آذربایجان را در پشت سرمان داریم.
بئشینجی:
آذربایجان جنوبی، از نظر اقتصادی، در بن بست جغرافیایی قرار نگرفته است. بر عکس
فارسیستان که با استقلال آذربایجان، عربستان، بلوچستان، کوردستان، در محاصره
کویرها قرار خواهد گرفت. نه راهی به دریا و نه راهی به مراکز تجاری دنیا خواهد
داشت.
نفس کشیدنشان هم،
به حق الجازه عبور از همسایه ها بستگی خواهد داشت.
مالیات سنگین 100
استعمار را با فقر و فلاکت پس خواهند داد.
آلتینجی:
آذربایجان ما، هم غنی است هم با کشورهای تورک همسایه است. از طریق همین همسایه های
تورکمان به اروپا و آب های آزاد دسترسی داریم و اقتصادمان به اقتصاد دنیا می
پیوندد.
یئددی اینجی: بین
ما تورکان آذربایجان با دیگر تورکان هیچ دشمنی وجود ندارد، اگر هم اختلاف هایی در
گذشته تاریخی بوده، تمام شده است و فصل جدیدی از اعتماد و دوستی در میان ما باز
شده است و این فصل جدید، هر روز، رو به گسترش است.
در نتیجه، اقتصاد
قدرتمند تورکان در 6-7 کشور به سراغ ما خواهند آمد. هم از نظر سیاسی به نفع
کشورهای تورک است و هم از نظر اقتصادی که هر چه زودتر، با یاری دادن با آذربایجان
تازه مستقل شده، در مقابل دشمن قدیمی تورکان: فارسیستان، به یاری ما بشتابند و در
مقابل فارسیستان در تقویت ما بکوشند و در کنار ما ملت تورک، بایستند و فارسیستان
را تضعیف کنند.
شما فکر می کنید،
چرا فارس ها این همه به تورک ها توهین می کنند؟
از همین اتحاد
کشورهای تورک و قرار گرفتن فارسیستان در محاصره تورکان می ترسند.
آیا سرمایه و
تجربه، دانش و تکنولوژی کشورهای تورک برای رهایی ما از چنگال فقر، کافی نیست؟
سگگیراینجی:
تورکانی که سرزمین مادریشان را ترک کرده و مهاجرت کرده اند، به امید دستیابی به
رفاه بیشتر، خانه و کاشانه و سرزمینشان را پشت سرشان گذاشته اند.
در کوچ معکوسی که
رخ بدهد، آن ها به یک سرزمین غریبه نمی روند که هیچ ریشه ای در آن نداشته باشند. بلکه
به خانه خودشان بر می گردند.
همان خانه هایی
که شما در سفر به آذربایجان در کنار جاده ها، شاهد ویرانی آن ها هستید. آنان به
این خانه ها برگشته و ویرانه ها را آباد خواهند کرد. برای بازگشت، طبیعتا باید
خانه هایشان در فارسیستان را فروخته و به آذربایجان برگردند.
این مهاجران
نیازمند آن نخواهند بود که برای خرید زمین برای ساخت مسکن، سرمایه گذاری چندین ده
میلیون تومانی انجام بدهند. چرا که سزمین های خودشان را تصاحب خواهند کرد.
دوققوز اینجی:
بازگشت چندین میلیون تورک از فارسیستان اگر اتفاق بیفتد، چنان هیجان و روحیه جمعی
را بالا خواهد برد، و در میان تورکان روحیه برادری و افتخار به کشور مستقل را
افزایش خواهد داد که بی سابقه خواهد بود.
همین روحیه
برادری خود بسیاری از مسایل اقتصادی، اجتماعی و ... را حل خواهد کرد.
اون اینجی: خود
استقلال آذربایجان، هویت آذربایجانی را از لاک دفاعی یکصد ساله بیرون خواهد کشید و
به نیرویی سازنده بدل خواهد کرد.
به تمامی توهین
ها و تحقیرهای نژادپرستان نقطه پایان خواهد گذاشت (حتی در فارسیستان) و اعتماد به
نفس بی پایانی به تورکان خواهد بخشید.
تورکان را شاد و
سرزنده خواهد ساخت. عشق و برادری و روحیه سازندگی را به تورکان باز خواهد داد.
در مقابل، فارس
ها تمامی اعتماد بنفس کاذبشان را از دست خواهند داد و به اسرائیل گونه ای فارس
نشین در میان کشورهای تورک بدل خواهند شد اما توانایی و قدرت اسرائل را نخوهند
داشت.
چون به اندازه
کافی برای خود، دشمن، در میان ملل عیران کنونی، خاورمیانه، آسیا، اروپا و آمریکا
تراشیده است.
اونبیر اینجی: ما
از هم اکنون آماده ایم، تا بخشش و تخفیف مالیاتی چند ساله برای هر نوع سرمایه
گذاری در خاک آذربایجان به سرمایه گذاران بدهیم.
Friday, November 27, 2015
آیا مرزهای آزربایجان جنوبی با همسایه هایش قابل شناسایی است؟
Reza Asgari
در فیس بوک نوشت:
جناب هدایت علتش این است تبریز مرکز آذربایجان است و عملا حکمت مستقل در
آنجا تشکیل میشود
البته موضوع مهم دیگر این است مرزهای آذربایجان به درستی مشخص نیست و تا
آن زمان قطع یقین مرکزش تبریز خواهد بود
انصافعلی هدایت در پاسخش گفت:
وقتی یک سرزمینی نام و عنوان تاریخی دارد اما هنوز به عنوان یک واحد سیاسی
مستقل برسمیت شناخته نشده است، نامیدن آن سرزمین به نام پایتختش، چندان هم مطلوب نیست
ولی زمانی که همان سرزمین به عنوان واحد سیاسی مستقل برسمیت شناخته شد،
می توان نام پایتختش را به عنوان نشان کل همان سرزمین بکار برد.
اصرار شما در نامیدن آذربایجان
به عنوان "تبریز" در اصل، کاهش دادن واحد بزرگتر سیاسی، به یکی از واحدهای
کوچک در درون آن .احد سیاسی بزرگتر است و این، هیچ برازنده نیست! حتی دشمنی می توان
حساب کرد.
مگر این که شما خواهان قطع رابطه دوستانه من و خودتان باشید!
اما در رابطه با مرزهای آزربایجان، مرزهای آن تا پایان دوران امپراطوری
قاجار بسیار صریح و روشن بوده است.
ممالک محروسه در آن دوره دارای چند ایالت خودمختار بوده است.
ایالت آزربایجان، یکی از ایالت هایی بوده است که مرزهایش بطور کامل مشخص
بوده است.
این مرزها تا دوره رضا پالانی هم تداوم داشت ولی در این دوره و در دوره
پالانی دوم و سپس در دوران ملاها، مرزهای آزربایجان را مغشوش کردند
اما حکومت ملی دموکراتیک آذربایجان در دوران پیشه وری آن مرزها را دوباره
برقرار ساخت و همسایه ها هم آن را برسمیت شناختند.
کتاب های جغرافیای هشتاد سال گذشته دوران فارس ها، شاهد هر نوع تغییر و
تبدل در مرزها بوده اند و می توان با مراجعه به آن ها، حتی مرزهای میان روستاهای آذربایجان
با دیگر نواحی همسایه را بدقت ترسیم کرد!
Subscribe to:
Comments (Atom)
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...