Monday, March 30, 2020

آری دوست من، چون برده هستیم


آری دوست من! چون‌ برده هستیم

سلام و با احترام به تو ای دوست برده من
دوستان گرامی اما برده من، لغو برده داری،  لیبرالیسم، آزادی های اجتماعی، سیاسی، آزادی عقیده، تساوی حقوق زنان با مردان، تاکید بر حقوق کودکان، لغو بسیاری از جرائم از قوانین و جرم زدایی از بسیاری از فعالیت های انسانی، برابری حقوق شهروندی سیاه و سفید، لغو تبعیض نژادی و پیشرفت هر روزه این فکر و ریزش روزانه از تعداد طرفداران نژادپرستی و تبعیض نژادی، الغای نژادپرستی، عذر خواهی سفیدها و مهاجران کانادایی از "اب اورجینال ها" و "فئرست نئیشن‌ها" یا ملل اولیه کانادایی در چند سال گذشته، و ... چنین فکر هایی، با یک جرقه کوچک فکری آغاز شد و با حمایت مردمان به یک جریان و فکر جهانی بدل شد. 
ما به جای مخالفت با هر فکر نو، با هر چیز جدید، با هر عمل و رفتار تازه و خروج از سنت و افکار و رفتار و باورهای قدیمی و اتهام زدن به دیگران و دوری از نیت خوانی دیگران و نسبت دادن نیت‌های زشت به دیگران، بیاییم و از آن هایی که تخم افکار جدید و پیشرفته می کارند، یاد بگیریم.
یاد بگیریم که چگونه می توانند به عنوان یک فرد یا یک جمع و یا یک گروه و دسته و ... جسارت بکنند و عذر خواهی بکنند.
همان طور که نه تنها کانادایی های سفید و مهاجر، در حال حاضر به اب اورجینال‌ها یا ملل اولیه کانادا عذر خواستند بلکه دارند به آن ملل خسارت پرداخت می کنند.
درست است که در زمان مخالفت با برده داری، تعداد بیشماری از همان آمریکایی ها هم برده داشتند اما با لغو و غیر قانونی کردن برده داری، به تدریج برده داری، بطور قانونی لغو شد. نه تنها در آمریکا که در جهان و حتی در ایران لغو د.
برده داری، با کوروش و ایرانیان لغو نشد بلکه با آمریکایی ها که جسارت سنت شکنی و داشتن فکر جدید داشتند، آغاز و جهانی شد و امروزه هم غیر قانونی است و مجازات دارد.
بیایید، از دنیا و افکار جدید، جسارت داشتن افکار جدید، جسارت دور ریختن افکار کهنه، جسارت عذر خواستن و ... را یاد بگیریم و نترسیم. 
دنیا را کسانی ساختند و تغییر دادند که افکار جدیدی را ارائه کردند و از داشتن افکار جدیدی که اکثریت مطلق افراد جوامع با آن افکار تازه و ابتکاری مخالفت می کردند، خجالت نکشیدند و سکوت نکردند.
حرکت ملی تورکان در گوشه و کنار ایران هم محصول افکار جدید یکی دو تن بود که خود را از ترس و از تابلوهایی که در ایران ساخته بودند رها کردند و تمامی فکر های کهنه ای که در اطرافشان تنیده شده بود را دریده و به دور ریختند.
گیرم که ما تورکان تاریخی ائله و بئله داشته ایم. که چه؟ الآن در کجا هستیم؟
دوست من! "از فضل پدر تو را چه حاصل؟"
ممکن است که تورکان، چندین امپراطوری تاسیس کرده باشند. به من و تو چه ربطی دارد؟ من و تو، الان، در چه وضعی هستیم؟ امپراطوری داریم؟ مسلط هستیم، کشور و حکومت داریم یا مستعمره هستیم؟
به چه چیزهایمان‌ می توانیم افتخار بکنیم؟ 
افتخار بکنیم که تمامی دستاوردها و رشادت ها و زحمت ها و علم و دانش و تجربه ها و فوت و فن سیاست و کشورداری، فوت و فن نظامی‌گری و جنگیدن، فوت و فن مردن و تسلیم نشدن، فوت و فن عدم تحمل اسارت و بردگی ... را که پدرانمان داشتند را به باد داده ایم؟
افتخار بکنیم که به برده تعدادی کویر نشین بدل شده ایم؟
چرا می ترسیم تا با خود واقعی خودمان رو برو بشویم و به خودمان به عنوان یک ملت در آینه نگاه بکنیم؟
دوست من، برادر برده من!  در تله پانفارسیسم نیفتیم و مانند آن ها به تاریخ گذشته که گذشته است و برنمی گردد، ننگریم و افتخار بیجا نکنیم و در اوهام زندگی نکنیم. واقعیت آن است که ما در ایران، برده هستیم. بطور ملی، در بردگی ملی بسر می بریم. 
ما به عنوان "تورک" یا نیستیم و یا برده هستیم و هیچ حقی به عنوان ملت تورک نداریم. 
می دانم، تحملش سخت و سنگین و تلخ است اما واقعیت و آن چه در آینه می بینم. آن است که ما در ایران، پایین تر از برده هستیم. 
ما به عنوان تورک ها، مالک سرزمین خودمان نیستیم. چون‌ برده هستیم. 
دولت نداریم. چون‌ برده هستیم.
سیستم اداری،  سیاسی، نظامی و امنیتی برای حفظ افراد و منافع ملی خودمان نداریم. چون‌ برده هستیم.
زبان و مدرسه نداریم.  چون‌ برده هستیم.
اقتصاد و پول و بانک نداریم. چون‌ برده هستیم.
و حزب و جمعیت رسمی و قانونی نداریم. چون‌ برده هستیم.
ما تورکان به عنوان‌انسان و ملت و جمعیت تورک، در ایران قانونی نیستیم. چون‌ برده هستیم.
ما ملتی ممنوع، قدغن و قاچاق هستیم.  چون‌ برده هستیم.
قاچاقی در باره هویت و کیستی و تاریخ خودمان، آن هم در گوشی، سخن می گوییم.  چون‌ برده هستیم.
نام و عنوان ملی خودمان ("تورک") را نداریم. چون‌ برده هستیم.
ملت برده ای هستیم که نام ملی مان را فارس ها برای ما  گذاشته اند (آذری). چون‌ برده هستیم.
مدیریت روابط سیاسی و اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و هنری خود ما در دستان خود ما نیست.  چون‌ برده هستیم.
اصلا، ملتی با هویت  رسمی تورکی در ایران نداریم و برسمیت شناخته نمی شود. چون‌ برده هستیم.
هنوز هم بسیاری از ما برده‌گان تورک خدمتگذار پانفارسیسم، جسارت این که به زبان بیاوریم که تورک هستیم را نداریم. چون‌ برده هستیم.
دوستان گرامی اما بدبخت بی جسارت و برده من!
لغو برده داری، آمدن لیبرالیسم، برقراری آزادی های اجتماعی، سیاسی، عقیدتی، تساوی حقوق زنان با مردان، تاکید و رسمیت حقوق کودکان، لغو بسیاری از جرائم از قوانین و جرم زدایی از بسیاری از فعالیت های انسانی در جوامع پیشرفته انسانی، و ... این دستاوردها،حاصل رنج و مبارزه و تحمل زندان و شکنجه از طرف بردگان شورشی است. حاصل عصیان بردگان‌ نافرمان، بردگان نو اندیش، بردگان زنجیر شکن، مرز شکن، کافر به خدا و دین و سنت و تمدن و اخلاق و باورها و توتم ها و حرام ها و حلال ها و ... است.
هیچ برده خوب، شیک، قانون‌گرا، مودب، سر به زیر و ... نتوانسته است، جوامع و کهنه ها را تغییر بدهد.
آری دوست من، آری برادر، آری انسان! چون برده هستیم!


Sunday, March 29, 2020

در امریکا، سفید پوستان، از سیاه پوستان معذرت خواستند


در امریکا، سفید پوستان، از سیاه پوستان معذرت خواستند
ویدئو

سفید پوستان آمریکایی، از سیاه پوستان آفریقایی که به بردگی گرفته شده و به آمریکا آورده شده اند و در این‌همه سال های طولانی، حقوق انسانی‌شان نادیده گرفته شده است، دستاوردهایشان به غارت سفیدها رفته است، فرهنگ و تمدن‌شان نابود شده است، در دادگاه ها تحت ظلم قًات سفید بوده اند، پلیس به سیاهان ظلم و تعدی روا داشته است و ..‌ عذر می خواهند‌.
آیا روزی روشنفکران ایرانی هم از تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها و دیگر تورک های ساکن در اقصا نقاط ایران، عرب ها، بلوچ ها، کردها، لورها، گیلک ها، مازنی ها، یهودی ها، سنی ها، بهایی ها، زن ها و ... بخاطر مخالفت با حقوق فردی و اجتماعی و ملل و گروه‌های انسانی عذر خواهند خواست؟
من (انصافعلی هدایت، به عنوان یک‌ تورک) از تحصیل کردگان، دانشگاهیان، متخصصان، عالمان، فیلسوفان، اساتید، سیاستمداران، روزنامه نگاران و احزاب و حقوق دانان فارس نا امید هستم و تصور نمی کنم که تمایلی برای رسیدن به قافله تمدن های پیسرفته بشری داسته باشند. 
شما چه فکر می کنید؟

Friday, March 20, 2020

چگونگی مقابله با "کورونا ویروس" در ایران و دیگر کشورها

کورونا ویروس، تمامی مرزها را در هم شکسته و آزادانه، در میان جوامع مختلف رسوخ کرده، به قتل عام مشغول شده است.
حق طبیعی هر ملتی است که بداند، چه بر سرش می آید و مسئولانی که حقوق بگیر ملت هستند و آنان را در داخل کشور یا در صحنه های بین المللی نمایندگی می کنند، چه سیاست ها و راه کارهایی برای مقابله به کورونا در پیش گرفته اند؟
همه مسئولان و نمایندگان در کشورهای مختلف، بحکم نمایندگی و کارمندی آن ملت، هر روز با آن ملت در تماس بوده و آخرین خبرها و آخرین سیاست های مقابله با کورونا را با ملتشان در میان می گذارند.
در این میان، دولت و مقام های سیاسی و نمایندگان ملل در مجالس مختلف در ایران، وطایف نمایندگی و کارمندی خودشان را فراموش کرده اند. بخاطر ترس از کورونا، گم و گور و پنهان شده اند. در حالی مجالس تعطیل شده اند که ملل در ایران، بیش از همیشه به آن ها نیاز دارند تا در مقابل بی توجهی ها و کم کاری های دولت، از حقوق و جان و مال مردمان دفاع بکنند.
دولت هم در پنهانکاری، بی عملی و مخالفت با متخصصان و دلسوزان و عدم اجرای سر سخت مقررات دوران اضطراری کوتاهی می کند.
مهمانان امشب "دیالوگ" در باره رفتارهای نمایندگان مجالس، دولت ها و سازمان ها در کشورهای محل اقامتشان سخن خواهند گفت و تصویری روشن از سیاست ها و برنامه های دولت ها خواهیم داشت و آن را با وضعیت در ایران مقایسه خواهیم کرد.
دولت های کانادا، فرانسه، آلمان، دانمارک و ایران در مقابله با کورونا ویروس چه اقداماتی کرده اند؟
آیا مجالس در این کشورها تعطیل شده اند و نمایندگان از فعالیت نمایندگی خودشان کنار گرفته اند؟
چرا نمایندگان مجلس در ایران ساکت شده اند؟
آیا واقعا، کودتایی در ایران صورت گرفته که مجلس خاموش شده است؟
چرا دولت ایران، با زور، مردم را در خانه هایشان نگه نمی دارد؟
آیا ملت ایران، دارای شعور و آگاهی عمومی است تا بتواند در مقابل خطر کورونا از خودش محافظت بکند؟
چرا مردم از جان خودشان مواظبت نکرده، به نظرات متخصصان و پزشکان ایرانی و بین المللی توجه نمی کنند؟
چرا دولت ایران برای در خانه نگهداشان مردم، برنامه ها و بودجه های لازم را تصویب و به اجرا نمی گذارد؟
آیا ایران منابع لازم برای تامین نیازهای روزانه 85 میلیون انسان برای چندین ماه را داراست؟
آیا ایرانیان با بحران و کشتار انسانی روبرو خواهند شد؟
آیا برای کاستن از تلفات انسانی کورونا در ایران، دیر شده است؟
چرا در چنین فضایی، احساسات نژادپرستانه و ضد ملل دیگر چینی، افغانی، تورک و ... در میان ایرانیان گسترش یافته است؟
بروز احساسات نژادپرستانه در میان طبقه متوسط ایرانی، نمایانگر کدام جنبه هایی از روانشناسی یا رفتارهای فردی، جمعی و اجتماعی است؟
چرا در میان دیگر ملل، از کورونا به عنوان ویروس چینی یا "ووهان" یا "قم" یا ایرانی و ... یاد نمی شود و تنها به عنوان یک ویروس در نظر گرفته می شود اما در ایران این بیماری یا چینی یا قمی و یا ... است؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، آقایان؛
جناب فرامرز بختیار؛ کارشناس علوم سیاسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا
جناب جهانگیر لقائی؛ کارشناس ارشد اقتصاد
جناب یاشار اوستاجلو؛ از فعالان تورک قزیلباش
مهمانان برنامه خواهند بود.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیبستم (20) مارس 2020
hedayat222@yahoo.com

Thursday, March 12, 2020

تاثیرات همه جانبه کرونا ویروس چیستند؟

سازمان بهداشت جهانی می گوید: کورونا ویروس، بسرعت از انسان به انسان سرایت می کند. حدود 80 درصد افراد، زیاد متوجه گرفتاری خود به کورونا نخواهند بود. حدود   20  درصد، بیمار خواهند شد و تنها بین 2 تا 8 درصد، نسبت به جوامع مختلف، از کورونا خواهند مرد.
عده ای آن را ویروسی عادی می خوانند که از حیوان به انسان منتقل شده است و دارای شجره نامه است. عده ای هم آن را ویروسی دست ساخته و برنامه ریزی شده و دارای گروه هدف می دانند.
آیا این ویروس، محصول آزمایشگاه ها و دست ساخته انسان هاست؟
اگر کورونا، ویروسی طبیعی نیست، برای کدام اهداف طراحی شده است؟ 
دولت ایران، برای کنترل این ویروس چه کارهایی را نکرده است که باید انجام می داد؟
تاثیرات این ویروس در چه زمینه هایی خود را نشان می دهد یا نشان خواهد داد؟
عده ای می گویند که همه‌گیری "وبا" در دوران رنسانس، در اروپا، یکی از عوامل رونسانس یا آزادی انسان اروپایی از دست مذهب، مذهب فروشان و خرافات بوده است و احتمال می دهند که کورونا، چنان نقشی را در میان ملل ساکن در ایران داشته باشد. چنین احتمالی چقدر قابل تصور است؟
کورونا و ماسک روی صورت انسان ها، باعث پنهان ماندن هویت افراد شده و در نتیجه، انسان ها در محل کارشان و در مقابل دوربین ها، بدون ترس از دستگیر شدن، می رقصند. آیا این عمل، نشان نمی دهد، انسان هایی که در ایران زندگی می کنند، می خواهند آزادی‌های خارج از چهارچوب مرزهای مذهبی ها را تجربه بکنند؟
کورونا باعث رواج مقدس گونه الکل در ایران شده است. آیا مصرف انواع الکل در ایران، نشانه عقب نشینی مذهب و مذهبی ها است؟
زیارتگاه هایی مانند کعبه، مسجدالنبی، زیارتگاه های امام ها و امام زاده ها، مساجد و نماز جمعه ها و ... نه تنها تعطیل شده اند، بلکه با الکل تطهیر می شوند. آیا الکل، مذهب و خرافاتی که به نام مذهب بفروش می رسند را عقب خواهد زد یا مذهب فروشان، خرافات را در لباس جدیدی و با تفسیرهای جدیدی به میدان خواهند آورد؟
  جنگ در میان کورونا و الکل در صحنه سیاسی ایران چه تغییرات احتمالی را اعمال خواهد کرد؟
آیا سپاه پاسداران و طرفداران رهبری فرزند علی خامنه ای، از کورونا برای تصفیه سیاسی و نابودی مخالفان رهبری مجتبی خامنه ای، استفاده می کنند؟
تاثیرات اقتصادی کورونا چه خواهد بود؟ 
چقدر احتمال می رود که تولید و توزیع در ایران متوقف بشود؟
احتمال قحطی در ایران و در دنیا چقدر است؟
آیا کورونا باعث تغییر در آداب و روسوم و سنن خانوادگی، دوستی و کاری در ایران خواهد شد؟
آیا کورونا نقشی در تغییر دیدگاه های سنتی و عقب مانده ایرانیان خواهد داشت؟
عده ای از ایرانیان، در این روزها، نه تنها با رژیم های سلطنتی و جمهوری در ایران مخالفت می کنند، بلکه دم از رسمیت "امپراطوری ایران" سخن می گویند. آیا ترس از کرونا و حضور گسترده سپاه و نیروهای مسلح می تواند به کودتا در ایران منجر شود؟
آیا کورونا نقشی در برهم زدن طبقات اجتماعی در ایران خواهد داشت؟
آیا طبقه متوسط در ایران، می تواند از این ویروس بر علیه طبقه ثروتمندان و رهبران سیاسی، دینی و نظامی بهره برداری بکند؟
آیا کورونا باعث خواهد شد که انسان ها از تمرکز و زندگی در جوامع بسیار پیچیده و پر جمعیت شهری، رو گردانده و به روستاها متمایل بشوند؟
چرا مردم، متخصصان و دولت برای مقابله با کرونا و عدم همه‌گیر شدن این ویروس، با هم هماهنگ نیستند؟
چرا مردم برای حفظ جانشان، از معابر عمومی، بازارها، مراکز خرید و فروش، محل کار و ... یا نواحی توریستی دوری نمی کنند؟
در چه شرایطی می توان همه ایران و ایرانیان را در قرنطینه نگه داشت؟
آیا حاکمیت در ایران، توان و تمایل برای اعمال قرنطینه در ایران را دارد؟
آیا کرونا به هویت های هم‌شهریگری‌ها، همزبانی‌ها، هم‌ولایتی‌ها، هم خونی‌ها رنگ و روی عمیق تر و پررنگتری خواهد داد؟
به این قبیل از سوال ها، چند مهمان متخصص از زاویه های مختلف پاسخ خواهند داد.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم (12) مارچ 2020
hedayat222@yahoo.com

Wednesday, March 4, 2020

بررسی تاثیرات مثبت و منفی رضاشاه بر ایرانیان

بررسی کارنامه مثبت و منفی رضاشاه در هفته گذشته، نیمه کاره ماند. نمی توان نقش رضاشاه را در یکی دو برنامه کوتاه تلویزیونی تحلیل کرده و نشان داد اما می توان به علاقه مندان به بحث، راه و روش نقد و بررسی بیطرفانه و در خارج از سیطره مباحث و پروپاگانداهای ایدئولوژیک و دولت ساخته را نشان داد تا خودشان به بررسی های بیطرفانه ادامه بدهند.
گویا مجلس شورای ملی مهندسی شده توسط محمدرضا شاه، به کسی که از ایران فرار کرده، ارتش تا دندان مسلح او در مقابل هجوم خارجی ها یک ساعت هم نجنگیده بود، علیه قاجاریه و قانون اساسی و تمامی دستاوردهای مشروطیت کودتا کرده بود و همچنین، ایرانیان از هر ملتی از فرار رضاشاه خوشحال بودند، لقب "کبیر" را داده بود.
در هفته گذشته اعلام شد که مهمترین خیانتها رضاشاه به همه ملل در ایران، نابودی نهال دموکراسی تازه شکل گرفته، از بین بردن مجلس منتخب مردم، بازگرداندن دیکتاتوری و تک شخصیتی به حکومت، محو آزادی های اجتماعی، سیاسی و مطبوعاتی، تمرکز بر جمع آوری ثروت چند میلیون "پوندی" و تصاحب میلیون ها هکتار از زمین های مرعوب روستائیان، قتل عام روشنفکران واخته کردن توانایی بازتولید روشنفکری در ایران، تبدیل مجلس اراده ملت که در مجلس و نمایندگان شهور می یافت، به طویله و ... بوده است.
در این هفته به ادامه بحث خواهیم پرداخت.
سوال مهم این است که مگر رضاشاه در دوره 20 ساله حکومتش چه اقدامات فوق العاده ای برای ملل و سرزمین های درون ایران انجام داده بود که سزاوار دریافت لقب "کبیر" از مجلس شورای ملی گشته بود؟
آیا اقدامات او به عنوان شاه کشور، در طی بیست سال، با حکومت یک ساله شهید سیدجعفر پیشه وری؛ رهبر آزادیخواه و دموکرات آزربایجان جنوبی، از 1325 تا 1326، قابل مقایسه است؟
آیا اقدامات رضاشاه برای توسعه ایرانیان و ایران، قابل مقایسه با کشورهای دور و نزدیکی که همزمان با او به اصلاحات پرداخته بودند، هست؟
درک رضاشاه از توسعه و اروپایی شدن، تغییر لباس و کلاه و ظاهر انسان ها (تقلید از ظاهر اوروپایی ها) بود یا تغییر سیستم و فکر انسان ها؟
آیا رضاشاه درکی از "توسعه" و "موانع توسعه" داشت یا توسعه را در "اروپایی شدن از ناخن پا تا موی سر" می دانست و در همین جهت هم همت بر مبارزه با مو، ریش، کلاه و لباس مردان و سپس سلب حق آزادی پوشش زنان گذاشت؟
آیا رضا شاه، سیستم ممالک محروسه یا سیستم فدرالی یا کنفدرالی دوران قاجار را از بین برده و به سیستم مرکز و فارس محور بدل نکرد؟
آیا نابودی اراده ملل بر سرزمین هایشان و تولد ایرانی بر محور پانفارسیسم، در میان ملل و سرزمین های ایران کنونی دوستی، اتحاد و همبستگی تولید کرده یا به دشمن تراشی و تحقیر و توهین ملل و دارایی های تمدنیشان انجامیده است؟
ایرانی که رضاشاه با زور و با از بین بردن حقوق ملل غیر فارس خلق کرده، آیا قابل دوام است؟
آیا رضاشاه ارتش ایران را مدرنیزه کرد یا قبل از او هم ارتش در حال تغییر و مدرنیزاسیون بود؟ 
تاثیر ارتش رضاشاهی بر توسعه، مثبت بود یا منفی؟
چرا ارتش رضاشاهی نتوانست در مقابله با تهاجم خارجی ایستادگی بکند؟
آیا دست ارتش و ژاندارمری تحت امر رضاشاه، مانند سپاه، بسیج و پلیس کنونی، در ضایع کردن حق و حقوق و آزادی های مردم، در غازت اموال و فعالیت های اقتصادی باز نبود؟
آیا اراده ارتش و ژاندارمری رضاشاهی بر تمامی امور و شئون زندگی مردمان سایه نیفکنده بود و مانند سپاه و اطلاعات کنونی عمل نمی کرد؟
آیا در دوره رضاشاه، سانسور مطبوعات و افکار اعمال می شد؟
رابطه رضاشاه و سیستم تحت فرمان او، با زبان و حقوق ملل غیر فارس و همچنین با فرهنگ ها و تمدن های ملل چگونه بود؟
آیا رضاشاه بانی ایدئولوژی "یک خدا، یک ملت و یک شاه" بود؟ این ایدئولوژی چه تاثیرهای مثبت و منفی بر ایرانیان و افکار سیاسی آن ها داشت و دارد؟
آیا در دوره رضاشاه، ایده ترویج پان ایرانیسم، پانفارسیسم، آریائیسم و نژادپرستی به عنوان یک ابزار سیاسی و سرکوب دیگر ملل و تحقیر تورک و عرب مرسوم نگشت؟
آیا رضاشاه و مشاوران فکری او، باستانگرایی، کوروش و فردوسی پرستی و ... را ترویج و بخش اصلی سیستم آموزشی و تبلیغاتی رسمی دولتی به عنوان یک ایدئولوژی را به مردمان و ملل تحمیل نکردند؟
رضاشاه را پدر دانشگاه در ایران می دانند، آیا قبل از رضاشاه هیچ تلاشی برای آموزش عالی و آموزش های تخصصی در ایران صورت نگرفته بود؟
نوآوری‌های رضاشاه در چه زمینه هایی بوده است که در قبل از او، حکومت قاجارها در آن باره قصور ورزیده بوده است؟
آیا راه سازی، تونل سازی، کشیدن راه آهن و .. در قبل از او، در ایران رواج نداشته و رضاشاه، این فعالیت ها را آغازیده است؟
یا در دوران قبل از او وجود داشته و او، ادامه دهنده بخشی از اصلاحات در زمینه های محدود به ارث رسیده از قاجار بوده است ولی متخصصان "بله قربان" گو در مراکز تایخ نویسی وایدئولوژیک شاهنشاهی، تلاش کرده اند تا همه تلاش های قاجاریه را به نفع رضاشاه مصادره بمطلوب بکنند؟
دستاوردهای مثبت طرح رضاشاه برای "سربازی اجباری همه افراد ذکور" چه بوده است؟
آیا رضاشاه با اجبار همه افراد به داشتن شناسنامه، فرهنگ فارسی را وارد همه خانه ها نکرده و سعی در تغییر و فارسیزه کردن نام افراد، شهرها، روستاها، کوه ها و ... ننموده اند؟
تغییر تقویم و نام ماه ها، سال ها، تغییر انواع مقیاس های اوزان، طول، و ... به فارسی و ... چه تاثیری بر نابودی بخشی از فرهنگ و تمدن ملل و ملت فارس در ایران گذاشت؟
آیا تاسیس فرهنگستان زبان فارسی و سیزه‌جوئی رسمی با زبان ها، فرهنگ ها و آثار تمدن های تورکی و عربی در دوره رضاخان پایه‌گذاری نشد؟
استخراج نفت، چه تاثیری در فعالیت های رضاشاه و قبل از او، در دوره قاجار داشته است؟
ادعا می شود که رضاشاه موسس بانک در ایران بوده است. این ادعا چقدر صحت دارد؟
آیا در دوران قبل از رضاشاه و در دوران قاجار، کارخانه های مدرن، وارد ممالک محروسه نشده بود؟
آیا رضاشاه و فرزندش با دست بردن و تغییر مرزها و حدود و ثغور سرزمین های ملل ساکن در ایران فدرال یا کنفدرال قبلی، زمینه های دشمنی و خونریزی در میان ملل در ایران، آن هم در آینده را نکاشته اند؟
چرا از تمامی قراردادهای خارجی دوره قاجاریه، برای جذب سرمایه و تکنولوژی لازم برای توسعه اقتصادی و حمل و نقل و ... با زشتی و بدی قضاوت می شود ولی در باره مقاوله نامه ها، قراردادهای رضاشاه سکوت می کنند؟
این استاندارد دوگانه، از کجا نشات می گیرد و چرا از علل آن ها سوال نمی شود؟
آیا اصلاحات در دادگستری و محکمه ها، از قبل از مشروطیت آغاز نشده بود که آن را به نام رضاشاه مصادره می کنند؟
چرا و بر اساس کدام سیاست ها، در دوره رضاشاه، نام ممالک محروسه قاجار را به "ایران" تغییر دادند؟ تغییر نام ایران، چه تاثیری داشت و دارد؟
بر چه اساسی، می توان رفتارهای ضد و نقیض و دوگانه رضاشاه در رابطه با دین و روحانیت را در دو مقطع از زندگی او بررسی و تحلیل کرد؟
چرا بخشی از جوامع در ایران، در آرزوی یا "نوستالوژی" بازگشت رضاشاه و دیکتاتوری در ایران را در سر دارند؟
با حضور چند مهمان به این سوال ها پاسخ خواهیم داد.
مهمانان:
دکتر محمدحسین یحیایی؛ محقق و نویسنده - تورک
جناب مهدی جلالی تهرانی؛ کارشناس امنیت بین الملل - فارس
جناب فرشاد دوستی پور؛ فعال دانشجویی سابق و محقق - کرد
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهارم (04) مارچ 2020
hedayat222@yahoo.com

Thursday, February 27, 2020

بررسی کارنامه خیانت ها و خدمات رضاشاه پهلوی

هر فرد مسئولی، در مسئولیت هایی که بر عهده دارد، کارهایی را انجام می دهد که بخاطر مسئولیتش، جوامع ملل ساکن در ایران، از آن کارها  با عنوان "خیانت یا خدمت" یاد می کنند.
متاسفانه واژه های "خدمت و خیانت" مفهومی احساسی و غیر علمی و قضاوت گرانه دارند ولی این کلمات را همان مسئولانی که پیشینیانشان را متهم کرده اند، باب کرده اند.
مثلا، رضا خان یا رضا میرپنج و یا رضا شاه بعدی، بعد از کودتا برعلیه حکومت قانونی قاجار و دستآوردهای مشروطیت و تعطیل کردن تمامی دستاوردهای دوره قاجار و قانون و مجلس شورای ملی، قاجاریه را به خیانت و مجلس را به طویله متهم و تشبیه کرد. 
حتی در یک مورد هم قاجارها را به "خدمت" لایق ندانست. او و رژیمیش، تمامی بزدلی ها، خیانت ها، فسادها، رشوه خواری ها، مملکت فروشی ها، پول دوستی ها، زن بازی ها، نادانی ها و ... را به قاجار نسبت داد و هر کجا که کار مثبتی، در دوره قاجار انجام گرفته بود را هم به وزراء فارس زبان نسبت داد و قاجار را به "خیانت" به ایران و ایرانیان متهم کرد.
گر چه بعد از انقلاب 1357 بخشی از جنایات پهلوی ها علنی شده و هر دو پهلوی به "خیانت" به کشور و ملل در ایران متهم شدند اما دیری نپایید که با سیاست های ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران، روی سیاه پهلوی ها، اندکی سفید شد و فیل محققان اساتیدی مانند دکتر صادق زیباکلام یاد هندوستان پهلوی اول کردند. در نتیجه، به تبرئه رضا شاه و زمینه چینی برای ظهور دیکتاتوری جدید پرداختند.
در چنین شرایطی، بدون هر گونه پیشداوری، باید به بررسی کارنامه مثبت و منفی پهلوی ها پرداخت و دید که چه میزان از سیاست های آن ها در جهت توسعه همه جانبه ایران و ملل ساکن در ایران بوده است و چه میزان هم در عقب نگهداشتن ایران و ملل در ایران نقش داشته اند.
برای این منظور، نه تنها از جناب زیباکلام که از تعدادی از سلطنت طلبان هم برای حضور در این برنامه دعوت کرده ام اما پاسخی نیامده است.
با این حال، با حضور چند مهمان، برنامه امشب را به بررسی کارنامه رضا خان میرپنج و شاه بعدی اختصاص خواهیم داد. قضاوت با شما بینندگان خواهد بود.
لیستی هر چند ناقص از فعالیت های رضا شاه:
1. کودتا نه تنها بر علیه قاجار بلکه بر علیه مشروطیت
2. بر قراری حکومت نظامی و دیکتاتوری مطلق فردی
3. تعطیل کردن مجلس و قانون اساسی و حقوق ملل در ایران
4. کشتار نمایندگان مجلس، روزنامه نگاران و روشنفکران - اعمالی بدتر از به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی
5. تعطیلی تمامی مطبوعاتی که نقش اساسی در روشنگری اجتماعی داشتند
6. تعطیلی و غیر قانونی کردن احزاب و جامعه مدنی نوپا گرفته
7. مهندسی انتخابات مجلس و مهندسی تغییر قانون اساسی به نفع پهلوی ها
8. سرکوب دموکراسی، آزادی های سیاسی و مطبوعات، احزاب و جمعیت های
9. اعلام مجلس به عنوان طویله و عدم توجه به حقوق نمایندگی نمایندگان
10. تبدیل مجلس به شورای بله قربان گویان پهلوی
11. فریب مردم با شعار جمهوری خواهی
12. تبدیل کودتاگر به شاه
13. سرکوب نظامی حکومت های نیمه مستقل ملل غیر فارس که دارای نوعی از فدرالیسم با حق داشتن نیروهای مسلح، انتشار پول ملی و روابط تجاری خارجی بودند و کشتارهای بی رحمانه آن ملل توسط ارتشیان
14. خلع سلاح ملل و تمرکز قدرت استفاده از سلاح در دستان مرکز
15. تخته قاپو کردن گروه های کوچ رو و مسلح
16. اجبار همه به پوشیدن کلاه پهلوی و کلاه فرنگی و درکی اشتباه از توسعه
17. درک اشتباه از توسعه فکری، علمی، اجتماعی و تکنولوژیکی و واردات تجهیزات نظامی
18. سلب حق پوشیدن لباس ملی ملل از ملل در ایران
19. سلب حق آزادی انتخاب لباس زنان
20. گسترش ارتش مرکزی و واردات سلاح و تجهیزات پیشرفته
21. نامحدود بودن اختیارات ژاندارمری و ارتش رضا شاهی
22. عدم مقاومت در مقابل اشغال ایران توسط ارتشی که تا دندان مسلح کرده بود و آن را ارتشی مدرن می نامیدند
23. مبارزه با حقوق ملی ملل غیر فارس
24. تحقیر و توهین به ملل غیر فارس
25. مبارزه با زبان ها و هویت تاریخی و مللی ملل غیر فارس از جمله تورک ها و عرب ها
26. ابداع و تبلیغ ایده "خدا، شاه، ایران" به عنوان یک ایدئولوژی
27. ترویج پان ایرانیسم، پانفارسیسم، آریائیسم و نژادپرستی به عنوان یک ابزار سیاسی و سرکوب
28. ترویج فردوسی پرستی
29. تاسیس دانشگاه تهران و انکار دانشگاه های دوره قاجار (دارالفنون ها)
30. انکار پیشرفت های صنعتی، راه سازی، راه آهن، کارخانه سازی دوره قاجار
31. انکار آموزش های دبستانی و تخصصی در دوره قاجار
32. اجبار همه افراد ذکور به خدمت سربازی که بیفایده بوده است
33. استاندارد و فارسیزه کرده نام افراد و صدور شناسنامه
34. آیا در دوره رضا شاه راه های جدیدی علاوه بر راه های قبلی ساخته شد؟
35. استفاده از فروش نفت برای تامین بودجه که درگذشته منبع درآمدی دولت ها نبود
36. احداث راه آهن سراسری
37. آیا بانک ها در دوره رضا شاه تاسیس شدند؟
38. تغییر حدود صغور ممالک محروسه و ایجاد دشمنی دراز مدت در میان ملل
39. فارسیزه کردن نام جغرافیای و مبارزه با تاریخ وطنی ملل غیر فارس
40. تغییر تقویم قدیمی به فارسی، تغییر نام ماه ها و ...
41. تاسیس فرهنگستان زبان فارسی برای آغاز جنگ روانی و فرهنگی علیه ملل تورک و عرب
42. لغو کاپیتالاسیون و مصونیت اعضای سفارتخانه های خارجی که زمینه ساز اشغال سفارت امریکا در دوران بعدی شد
43. تغییر مقیاس های اوزان، طول، و ... باعث نابودی بخشی از فرهنگ تاریخی شد
44. اصلاح در سیستم دادگستری
45. تغییر نام ممالک محروسه به ایران
46. رفتار دو گانه مذهبی و ضد مذهبی در دو مقطع

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هفتم (27) فوریه 2020
hedayat222@yahoo.com

Friday, February 21, 2020

آیا ستیزه‌جویی با زبان های مادری، باعث دشمنی و عقب ماندگی نمی شود؟


 آیا ستیزه‌جویی با زبان های مادری، باعث دشمنی و عقب ماندگی نمی شود؟
چرا کسانی که تحت تبلیغات و پروپاگاندای صد ساله و سنگین پانفارسیسم هستند و هنوز نتوانسته‌اند به همه حقوق انسانی ملل غیر فارس سر تعظیم فرود بیاورند، از تحصیل در همه مقاطع و مدارج علمی به زبان مادری می هراسند و فقط خواهان تحصیل زبان مادری هستند؟
آیا می توان زبان مادری یک ملتی را نابود کرده و آن ها را به توسعه همه جانبه رساند؟
آیا مللی که زبان اصلیشان را از دست داده اند، ملل رشد یافته ای شده اند؟
آیا ایران توسعه یافته نیست، چون زبان های مادری توسعه یافته نیستند؟
در چنین زمانی که جنگ بین چندین زبان و چندین فرهنگ و چندین تاریخ و چندین تمدن با هم ادامه دارد، آیا ممکن است به توسعه دست یافت؟
آیا پروژه استعماری تحمیل زبان فارسی به ملل غیر فارس، شکست نخورده و زمان تغییر این سیاست و حرکت مستقیم به سمت توسعه با توسعه زبان های مادری فرا نرسیده است.
آیا توسعه و دموکراسی بدون آزادی، رسمی شدن و شکوفایی زبان های مادری ممکن و میسر است؟
مهمانان برنامه این هفته "دیالوگ":
جناب جلیل آزادیخواه: نویسنده و تحلیلگر
دکتر رضا مریدی: وزیر سابق آموزش، کالج ها و دانشگاه ها
و همچنین وزیر سابق تحقیقات، نوآوری ها و انرژی استان "اونتاریو" در کانادا
دکتر سعید پیوندی: جامعه شناس و استاد دانشگاه " لورن" در فرانسه
جناب رحمانی فر: محقق تاریخ زبان مادری و نویسنده


"آیا ستیزه‌جویی با زبان های مادری، باعث دشمنی و عقب ماندگی نمی شود؟"

برنامه این امروز، تلاش برای پاسخ به سوال" آیا ستیزه‌جویی و دشمنی با زبان های مادری، باعث عقب ماندگی نمی شود؟" خواهد بود. 
چرا کسانی که تحت تبلیغات و پروپاگاندای صد ساله و سنگین پانفارسیسم هستند و هنوز نتوانسته‌اند به همه حقوق انسانی ملل غیر فارس سر تعظیم فرود بیاورند، از تحصیل در همه مقاطع و مدارج علمی به زبان مادری می هراسند و فقط خواهان تحصیل زبان مادری هستند؟
 رابطه بین توسعه زبان های مادری و توسعه همه جانبه جوامع انسانی چیست؟
آیا توسعه و دموکراسی بدون آزادی، رسمی شدن و شکوفایی زبان های مادری ممکن و میسر است؟
آیا بدون رشد زبان مادری، امکان رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی میسر است؟
آیا می توان زبان مادری یک ملتی را نابود کرده و آن ها را به توسعه همه جانبه رساند؟
آیا یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی آفریقا، عدم رشد زبان مادری نیست؟
آیا مللی که زبان اصلیشان را از دست داده اند، ملل رشد یافته ای شده اند؟
تلاش یک قرنی برای نابودی یا جلوگیری از رشد زبان های مادری چه تاثیری بر عدم رشد و توسعه ملل غیر فارس زبان داشته است؟
آیا با ستیز با زبان های مادری، در ایران توسعه ای رخ داده است؟
آیا ایران توسعه یافته نیست، چون زبان های مادری توسعه یافته نیستند؟
چند نسل از انسان های غیر فارس زبان باید قربانی سیاست های توسعه افقی و جغرافیایی زبان فارسی شود تا توسعه ای احتمالی رخ بدهد؟
آیا همه تلاش دولت های ایران بجای صرف توسعه همه جانبه همه ملل در ایران، صرف توسعه زبان فارسی و تسلط استعماری این زبان بر زبان‌های مادری نشده است؟
آیا تمام یا بخشی از توان نیروهای انسانی و مادی و معنوی ملل غیر فارس زبان صرف مقابله با نفوذ استعماری فارسی زبانان نشده است؟
در چنین زمانی که جنگ بین چندین زبان و چندین فرهنگ و چندین تاریخ و چندین تمدن با هم ادامه دارد، آیا ممکن است به توسعه دست یافت؟
آیا تحمیل استعماری زبان  فارسی، توسعه ای را به ملل در ایران داده است؟
آیا پروژه استعماری تحمیل زبان فارسی به ملل غیر فارس، شکست نخورده و زمان تغییر این سیاست و حرکت مستقیم به سمت توسعه با توسعه زبان های مادری فرا نرسیده است.
مهمانان‌ برنامه آقایان
جناب جلیل آزادیخواه:  نویسنده و تحلیلگر 
دکتر رضا مریدی: وزیر سابق آموزش، کالج ها و دانشگاه ها 
و همچنین وزیر سابق تحقیقات، نوآوری ها و انرژی استان "اونتاریو"  در کانادا
دکتر سعید پیوندی: جامعه شناس و استاد دانشگاه " لورن" در فرانسه
 جناب رحمانی فر: محقق تاریخ زبان مادری و نویسنده 

انصافعلی هدایت 
تورنتو- کانادا
بیست و یکم (21) فوریه 2020
hedayat222@yahoo.com

Monday, February 17, 2020

What a Fascist system does in Iran? Video

An interview with Dr. Mark I. Choate;
Associate Professor of History in Young University, Utah. He is the writer of several book in Fascism and Colonialism
There is a strange country in the world. More than 83 Millions of people from vary nationalities with millions of members are living there. Though, they do not have political, cultural, artistic, lingual, educational, economical, financial, banking, religious, historical, identical and much more rights to have. It is in the Middle East and called Iran. It is known by Persia but there are Turks, Turkmans, Qashqayies, Arabs, Balochs, Lors, Kords, and much more living beside Persians. Those none Persians are more than 75% of population but just Persian's language is official, mandatory, legal and educational in Iran. Other languages are and were denied not only by the governments but also by the intellectuals. Other than Farsi, are seen as a real enemy. Therefore, if any member of those none Persian societies just want to try to support his or her lingual rights in peace, they will face by 10 to 15 years of serving in jail if not by death. The Persian were and are distorting and denying other nations histories systematically. Just teaching and learning of Persian history is a mandatory in every aspects of the official and none official educational systems such as pre-schooling, schooling, higher educations at colleges and universities, also in 99.99 percent of media. Nane of the banks or financial institutions belongs to other than Persian nationalities. But every cents of their savings in banks and financial institutions will go to strengthen the Persians more and more and will keeps none Persians in deeper poverty. They enforce the Persian's ultra-nationalistic identities to all of the none Persian nations and the have the only right to accept. Not only all the radios and TVs stations belong to Persians but all of the serious papers, films, online medias and ... belong to them. Other people have no one 24 hour radio or TV in their languages. Only the Persians have the right to have their own political or non-political parties. Non of the parties in Iran have the right to stand for other people rights and voices in policy making, legislature, education, economy, national or group identity, lingual or to be voice for their interest into developments. They refused to approve none Persian's legal applications for establishing none Persian parties base on the Iran's laws framework. All the political, educational, official, economical, police and army forces are systematically serving the Persian's ideology and propagandizing their Arianism race supremacy, culture, language, history, land and flag. In the past 97 years of Persian dominant in the rejoin, more than 99% of artistic and cultural productions in schools, universities, media, radios, TVs, movies, theaters and ... were just in Farsi. None Persian people do not have the right to deny or refuse Persian's hegemony in any aspect of living in their own societies. but in last few years, a few groups of Turks and Arabs by using their own private founds to produce movies in their own languages. The main portion of the Persian elite, media, Journalists, film criticizers and ... are apposing those activities and are accusing them by acting in against the Persian culture. Meanwhile, the Persian various groups possibly know that none a cent of the government founds go into strengthen of none Persian languages but government and none government organizations are spending thousands of government founded dollars to create a new words in Farsi. While talking of a different races in human societies looks like are not scientific, but Persian are denying presence and being of none Persian in Iran with different ethnics. While the main sources of national income are belonging into none Persian but less than a percentage of their own sources are being used in interest of their societies. It is impossible to compare the whole amounts of founds that are investing in Persian and non Persian homelands improvements and developments. Those founds come from Arab's gas and oil, Turk's, and ... mines and underground sources, commerces, commodities and merchandises. In the shadow of all founds, media and propaganda, the ultra nationalist Pan-Farsists are in growth in number in government offices, policy makers, none governmental organization, parties, groups, universities, journalists, in security forces and police, in legislature systems, and ... . Any words in support of none Persian's interests and rights were being called "action against national security", "spying for foreign countries", "separatist" and were severely punished not only by the government but even by Iranian-Persian intellectuals. Does it have all the criteria of the Fascist regimes? What is the definition of Fascism and what criteria it owns? . Dr. Mark I. Choate; Associate Professor of History in Young University, Utah. He is the writer of several book in Fascism and Colonialism. Ensafali Hedayat 14 Fab 2020 https://ensafali.blogspot.com/2020/02/what-fascist-system-do.html

Friday, February 14, 2020

آیا دشمنی پانفارسیسم با ملل غیر فارس زبان، ایران را تجزیه خواهد کرد؟

یک کشور عجیبی در جهان هست. در آن کشور 83 میلیونی، مردمان مختلفی با میلیون ها جمعیت زندگی می کنند. اما حق تنفس سیاسی، فرهنگی، هنری، زبانی، آموزشی، دینی، اقتصادی، مالی، بانکی، هویتی، تاریخی و ... ندارند. 
این مملکت عجیب، تا قبل از این که با رضاشاه، به چنین حالتی گرفتار بشود، دارای نوعی از فدرالیزم با حقوق یک دولت-ملت مستقل بود اما با کودتای رضا میرپنج، همه حقوق فردی و اجتماعی آن ملل همانند حقوق برخواسته از رفورم هایی که منجر به مشروطه شد، نابود گردیدند.
نام این کشور "ایران" است و در مرکز خاورمیانه یا "میدل ایست" قرار دارد. در این کشور، ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد، گیلک، مازنی و فارس، در کنار هم زندگی می کنند.
این ملل، در مجموع بیش از 75% جمعیت ایران را تشکیل می دهند، ولی فقط زبان فارس ها، رسمی، اجباری، قانونی و آموزشی در همه سطوح است. 
همه زبان های دیگر، مثل خود آن ملل انکار می شوند و نه تنها رسمی نیستند بلکه زبان دشمن تلقی می شوند. 
کسانی که از طرق فعالیت های مدنی، در حمایت از زبان خودشان، فعالیت های صلح آمیز می کنند، به زندان های بلند مدت تا 15 ساله محکوم شده اند.
در ایران، تاریخ همه ملل غیرفارس، تحریف و یا انکار می شوند و فقط یادگیری تاریخ فار‌س‌ها در مدارس و دانشگاه ها، رسانه ها و ... قانونی، رسمی و اجباری است. در هیچ سطحی از آموزش های رسمی و غیر رسمی تاریخ ملل غیر فارس آموزش داده نمی شوند. 
تمامی بانک ها و موسسات مالی در سراسر ایران، به فارس ها تعلق دارند و یک موسسه مالی-بانکی به نام یکی از آن ملل و برای تامین منافع آن ملل وجود ندارد.
هویت رسمی همه ملل غیر فارس، باید ایرانی و فارس باشد و فارس ها، هویتی بغیر از هویت فارسی در ایران را انکار می کنند.
در ایران، همه رسانه های جدی و تاثیرگذار در اجتماع، متعلق به فارس زبانان است وهیچ‌ کدام از ملل غیر فارس، حتی یک رادیو، تلویزیون 24 ساعته و روزنامه یا مطبوعات سراسری ندارند.
در ایران، تنها جمعیتی که حق داشتن احزاب و جمعیت ها را دارد، فارس ها هستند و هیچ حزبی در ایران، نمی تواند از خواست های سیاسی، حقوقی، آموزشی، اقتصادی، هویتی، زبانی، توسعه ای ملل غیر فارس سخن بگوید. یا خواست های آن ها را نمایندگی بکند. 
 تا کنون، تمام خواست های رسمی روشنفکران غیر فارس برای تاسیس احزابی در چهارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ایران، نادیده گرفته شده اند.
تمامی سیستم های سیاسی، آموزشی، اداری، پلیسی-امنیتی، اقتصادی و ... در ایران، فقط در خدمت و تبلیغ دایمی ایدئولوژی برتری نژاد، فرهنگ، زبان، تاریخ، خاک، پرچم و ... فارس ها هستند و در انکار و سرکوب دیگر ملل می کوشند.
 در یک صد سال اخیر، بیش از 99% نوشته ها و تولیدات فرهنگی-هنری در ایران و در مدارس، دانشگاه ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون ها، سینماها و تاترها و ...  تنها به زبان فارسی بوده است و ملل غیر فارس حق نداشتند که به هژمونی و تحمیل شدن زبان و تاریخ و هنر فارس اعتراض بکنند ولی در دو سه سال اخیر که چند فیلم به زبان های غیر فارسی در ایران تولید شده است، بخشی از رسانه ها، روشنفکران، روزنامه نگاران، منتقدان و ... فارس با تولید این فیلم ها به زبان های مردم غیر فارس، مخالفت کرده و هستی زبان فارسی و ملت فارس را در خطر نابودی اعلام کرده اند.
این در حالی است که یک ریالی برای تقویت زبان های ملل غیر فارس در ایران هزینه نمی شود اما و در مقابل، برای تولید هر کلمه جدید در زبان فارسی، بیش از 13 میلیون تومان هزینه می شود.
گر چه سخن گفتن از "نژاد انسان ها"، علمی نیست اما در ایران وجود و در سایه نگاه نژادپرستانه، حضور همه ملل غیر فارس در ایران انکار می شود. همه امکانات در اختیار فارس ها قرار دارند. تنها بخش اندکی از امکانات اولیه، آن هم بر اساس خواست و برنامه ریزی فارس ها، به ملل غیر فارس تعلق می گیرد.
تمامی ثروت، نفت و گاز عرب ها، آب، معادن و امکانات گوناگون طبیعی و انسانی  تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها، لورها، بلوچ ها و ... دیگر ملل صرف توسعه همه جانبه فارس ها می شود.
 اگر بودجه ای هم برای صرف در میان دیگر ملل هزینه می شود، برای آن است که  آن مردمان را از انقلاب و اعتراض به پانفارسیسم دور سازند وگرنه، مقایسه در میان توسعه مناطق فارس نشین با سرزمین های عقب ماندگ ملل غیر فارس زبان ممکن نیست.
در همین حال، هر روز، بر میزان رشد تعداد افراطی نژادپرستان فارس در ادارات، سازمان ها، احزاب، جمعیت ها، مراکز آموزشی، امنیتی، نظامی و پلیسی، حقوقی و ... افزوده می شود. 
هر نوع سخن گفتن در حمایت از ملل غیر فارس، ضد امنیت ملی، جاسوسی برای دیگر کشورها، تجزیه طلبی و ... نامیده شده و بسختی مجازات می شوند.

نام این سیستمی که در ایران جولان می کند، چیست؟
این سیستم در ایران با کدام سیستم های سیاسی در دنیا قابل مقایسه است؟
آیا این سیستم، تمامی مشخصات یک رژیم فاشیستی را دارد؟
فاشیسم چیست؟ و چه مشخصاتی دارد؟
چطور می توانیم بفهمیم که یک ملت-دولتی، حزبی و یا فردی فاشیستی عمل می کند؟
فاشیسم با کدام حقوق فردی یا جمعی دیگران مخالفت می کند؟
آیا فاشیسم امکانات موجود در جوامع را بطور مساوی تقسیم می کند؟
 یا در توزیع امکانات و ثروت ها، یک ایدئولوژی، گروه، زبان و خون یا نژاد خاصی را بر دیگران برتر می داند؟
آیا مللی که برای رهایی و آزادی از سلطه چنان رژیمی تلاش می کنند، می توانند به فاشیسم متهم بشوند؟

برای پاسخ به چنین سوال هایی، آقایان
پرفسور مارک ای. چوت؛ استاد دانشگده تاریخ دانشگاه یانگ برگام در اوهایو که نویسنده چندین کتاب در باره فاشیسم و استعمار است.
دکتر رضا مریدی؛ عضو حزب لیبرال، نماینده سایق شهر ریچموندهیل در مجلس اونتاریو، وزیر آموزش، گالج ها و دانشگاه ها، همچنین وزیرتحقیقات، نوآوری ها و انرژی بوده است.
جناب سعید پیوندی؛ جامعه شناس و استاد دانشگاه "لورن" درفرانسه
جناب محمد رحمانی فر؛ ناشر و نویسنده تورک که به تازگی از ایران به تورکیه مهاجرت کرده است
جناب یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده پر آوازه عرب الاحواز و دارای تالیفات متعدد و یکی از رهبران نهضت مبارزه با عرب ستیزی در ایران
مهمانان این هفته برنامه زنده و تلویزیونی "دیالوگ" خواهند بود.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم (14) فوریه 2020
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs