اگر در گذشته، سگها می ترسیدند، زیاد پارس می کردند.
امروزه، وقتی می ترسند، دور ارمنستان متجاوز خط قرمز می کشند.
نگران پارس و خط قرمز سگها نباشید.
تورکها، برای کشتار سگها حاضرند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
11.04.2022
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
اگر در گذشته، سگها می ترسیدند، زیاد پارس می کردند.
امروزه، وقتی می ترسند، دور ارمنستان متجاوز خط قرمز می کشند.
نگران پارس و خط قرمز سگها نباشید.
تورکها، برای کشتار سگها حاضرند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
11.04.2022
تورک اؤلمایانلارین گورمزسینیز؟
سورو:
عجبا «گونئی آزربایجان تورک جومهوریتی» دئرسک، تورک اولمایانلاری گورمزسینیز؟
بیر اینجیسی، بودونون (ائل-میللت) ان آزی یوزده دوخسان بئشی تورک دور.
ایکینجیسی، اؤلکهنین آدینین تورکاؤلماسی، تورک اؤلمایانلارین حاقلارین دانماق آنلامینا گلمز.
ائوچ، تورکلوگوموزین آلتینا گیزیک چکر.
دئورد، «هارلی هارلی من تورکم» دیینلرین سؤزو، یوردون و ائلین آدی اولار.
سون اینجی، بو منیم ایستهدیگیم و میللته تقدیم اتدیگیم، آد دیر.
آیا در نبود دولت، استفاده از عنوان «جمهوری تورک آذربایجان جنوبی» مناسب است؟
سوال:
وقتی که هنوز «جمهوری تورک آذربایجان جنوبی»، به عنوان یک دولت-کشور مستقل وجود خارجی ندارد، آیا استفاده از این نام مناسب است؟
پاسخ:
اتاقهای فکری نژادپرستان پانفارس می خواهند، با ترساندن تورکها و شستشوی مغزیشان، تورکها را در قتل عام سنیها و افغانستانیها شریک جرم خودشان بکنند.
یعنی، فارسها می خواهند با شستشوی مغزی تورکها، دوباره و در جنگی دیگر، از تورکها سواری بگیرند
اخیرا، اتاقهای فکری نژادپرستان پانفارس، ویدیوهای تازه و قدیمی بسیاری را در شبکههای اجتماعی منتشر می کنند که در آن ها، مهاجران افغانستانی را در حال اعمال خشونت بر علیه فارسها نشان می دهند.
متاسفانه، تعدادی از فعالان تورک، عرب و ... هم همان ویدیوها و نوشته های تحریک آمیز را در شبکههای اجتماعی خود، بازنشر و تبلیغ کرده و به احساسات نژادپرستانه پانفارسها و ایرانیهای فارسزده دامن می زنند.
این ویدئوها و نوشته های فارسی روی آن ها، ایرانیهای هیجانی را برای قتل عام افغانستانیها و سنیها تحریک، تحریص و تشویق می کنند.
اتسمفر جدید روانی- اجتماعی نشان می دهد که اتاقهای فکری پانفارس ها، نقشه قتل عام ده ها هزار انسان سنی تورکمن، بلوچ و افغانستانی را کشیدهاند.
اتاقهای فکر نژادپرستان فارس، می خواهند کشتار و قتل عام دهها هزار انسان بیگناه و سنی مذهب را بدست مردم هیجان زده در اقسا نقاط ایران، در کوچهها و خیابان ها انجام بدهند تا خودشان را از مسئولیت قتل عام ها دور نگه بدارند.
آنها می خواهند، خشم چهل ساله انباشته ملل در ایران بر علیه ملاها و فارسها را به سمت و سوی سنیهای افغانی، سنیهای تورکمن و سنیهای بلوچ تغییر مسیر بدهند.
آگاهیم که تکتک افراد ملل دهگانه در ایران، از فشارهای مختلف در زندگی روزانه، خشمگین، عصبانی، پرخاشگر، قانونگریز، عدم تحمل دیگری، آماده شعله ور شدن و انتقام گرفتن شدهاند.
اتاقهای فکر پانفارس، راه تخلیه خشم، هیجان، پرخاشگری، عدم تحمل دیگری مردمان را در بسیج احساسات تکتک این افراد به سمت سنی ها و افغانستانیها یافته اند.
سوا این است:
چرا در چهل سال گذشته که چهار-پنج میلیون افغانستانی به ایران پناهنده شده بودند، چنین تبلیغات ترسناکی نبود؟
چرا الآن که چند صد افغانستانی وارد ایران شده اند، همه مردمان در ایران را به کشتن افغانستانیها و سنیها تحریک می کنند؟
آیا اکنون تعداد افغانستانیهای پناهنده، بسیار بیشتر از گذشته است؟
آیا افغانستانیهای پناهنده، امنیت ملی ایران را تهدید کرده اند؟
اگر تهدیدی بر علیه ایران موجود است، چرا دولت ایران، افغانستانیها را در کمپهای موقت متمرکز و نگهداری نمیکند؟
چرا اتاقهای فکر پانفارسها، افغانستانیها و سنی ها را نه خطر و تهدیدی علیه فارسها و ایران که تهدیدی بر علیه تک تک ملل تورک، عرب، لور، مازنی، گیلک و فارس نشان می دهند؟
کدام گروهها و افراد در گسترش همان ویدئوها و جنگ روانی، در کنار پانفارسها جبهه گرفته اند؟
چهمنافعی عاید بعضی از شبکه های اجتماعی و ادمین ها می شود که در تلاشند تا ملت تورک، عرب، لور، گیلک، مازن و فارس را بر علیه افغانستانی ها و سنیها تحریک بکنند؟
فعالان ملی و ملتچیهای تورک، آگاه باشید که اتاقهای فکری پانفارسها می خواهند، بواسطه چند شبکه اجتماعی و ادمینهای تحت کنترل مستقیم و غیر مستقیم خودشان، ملت تورک را در قتل عام افغانستانیها و سنیها شریک جرم خودشان بکنند.
بیر - افغانستانیها و سنیها، دشمن تورکها نسیتند.
ایکی - اگر در بین پانفارسهای نژادپرست و افغانستانیها، دشمنی وجود داشته باشد، ربطی به تورکها ندارد.
ائوچ - در چهل سال گذشته که بیش از چهار میلیون افغانستانی به ایران پناهنده شده بودند، افغانستانی ها در آزربایجان ماندگار نشدند.
چرا که اکثر افغانستانیها، مانند فارسها، خودشان را دری زبان (فارس) و آریایی نژاد می دانند.
بر عکس فارسها، آزربایجان، تورک و تورک زبان است و با اکثر افغانستانیها هیچ نقطه مشترک زبانی و نژادی ندارد.
البته که تعداد زیادی از افغانستانیها تورک هستند که قدمشان روی چشمان تورکهای آزربایجان و تورکیه خواهد بود.
لذا، افغانستانیها در آزربایجان با مشکل زبانی روبرو می شوند. ولی در میان فارسها، مشکل زبانی و نژادی نخواهند داشت.
در چهل سال گذشته، مهاجران افغانستانی، در مناطق فارس نشین زندگی و اقامت میکردهاند اما تنها، در هنگام کوچ بسمت اروپا و آمریکا، از خاک آزربایجان، به تورکیه عبور کرده اند.
در چهل سال گذشته، افغانستانیها برای تورک ها در ایران و تورکیه، مشکل اجتماعی ایجاد نکرده اند.
از طرف دیگر، آزربایجان، بزرگترین منطقه مهاجر فرست در ایران است.
چرا که دولت پانفارس ایران، برای عقب مانده نگه داشتن تورکها، توان اقتصاد درونی ازربایجان را نابود کرده است.
اقتصاد آزربایجان، توان جذب نیروی کار مهاجر را ندارد. یعنی در آزربایجان، امکان و فرصت اشتغال نه تنها برای افغانستانیها که برای خود تورکها هم موجود نیست.
مهاجران، به سرزمینی می کوچند که کار و درآمد داشته باشند.
مناطق مرکزی ایران، تنها جایی است که با تکیه بر نیروی کار ارزان افغانستانیها و دیگر مهاجران آباد شده و هم ظرفیت جذب مهاجران جدید افغانستانی را دارد.
همان طور که اتاقهای فکر پانفارسها، در جنگ هشت سالهیشان بر علیه عراقیها، تورک ها را به هیجان آورده و از آن ها در راستای منافع پانفارس ها، سواری گرفتند، اکنون هم می خواهند با ترسانندن تورکها از افغانستانی ها، دوباره از تورکها، سواری بگیرند.
با آگاهی از بازی و جنگ روانی اتاقهای فکر پانفارسها، اجازه ندهیم تا تورک ها را شستشوی مغزی کرده، در قتل عام سنیها و افغانستانیها، از تورک ها سوء استفاده بکنند.
کیتاب اوخویاق: دوشمنله ساواشدا ایستیرتئژیلر - اؤتوز دؤرد
بوگون، «هنر جنگ» کیتابیندان اوخوماغا باشلامادان اؤنجه، رحمتلیک دوکتور ریضا براهنی-نین دفنی حاقدا دانیشدیق.
سونرا، کیتابین سون فصیلیندن 159 و 160 اینجی ورقلری اوخودوق.
بو فصیل، جاسوسلاردان، نئجه کار چئغارتماق حاقدا دیر.
بیر - سون تزو، گیزلی مامورلاری یا جاسوسلاری (آختاریجیلاری) بئش یئره بؤلور.
ایکی - دوشمنین وطنداشی و یئرلی اولان جاسوسلارا «یئرل جاسوس» آدین وئریر.
ائوچ - دوشمن دؤولتینین ایداره ایشچیلریندن جاسوس آلسانیز، «ایداره ایشچیسی» آدلانیر.
بونو جئور جاسوسلوقو، جاسوسلوق بیلگیسی، توپلوم، توپلومسال و ایداره پیسیکولوژیسینه دایاناراق، نئچه یئره بؤلور.
الیف. بعضی لیاقتلی ایداره ایشچیلری، ایشلریندن آتئلیبلار.
ب. بیر پارا ایدارهچیلرده، خطالاری و سهولری ائوزوندن ایشدن آتئلیبلار.
ت. بیر پارا جاسوسلار واری کی پول-پهله یغماغا چالیشیرلار.
ث. بیر پارا آداملاردا، سهو اولاراق و بیلمهدن، بیر اوزون زامان، آشاغی ایشلهره قویولوبلار.
پ. بیر بؤلومده وارکی مسئولیتلی و اؤنملی ایشلرین باشینا گئچیریلمهمیشلر.
ج. بیر پارا اینسانلاردا، قارماقاریشیق دالیسیجاندیرلار تا ائوز بیریسل گوجلرین الده ادیب، قوروسونلار.
چ. مین ائوزلو و کلکباز بیریلر ده وار کی یئلین هانکی یونه اسمهگین گؤزلورلر تا گوجه طرف آخسینلار.
ح. بونلاری گؤررکن،چوخ الی آچیقاؤلاراق، اؤنلارا پول و قیزیل و باهالی توحفهلر وئرین و اؤنلاری کندینیزه باغلائین.
خ. اونلاری رؤشوتله ائوزونوزه باغلایاندان سونرا، دوشمنین دوغرو دورومون اؤنلاردان اؤرگهشین. گؤرون دوشمهنیز، سیزین ضیددینیزه هانکی یول یؤنتهمه باش وورور یادا باش ووراجاق دیر.
دئورد - دوشمهنین جاسوسلارین تانیماق و اؤنلاری کندی جاسوسونوزا چئویرمک لازیم دیر. بونلارا «ایکی یؤنلو» جاسوس دئییلیر.
من، قربانی جنایتم و انتخابم، بسی سخت است. محکوم نکنید.
مقاله بسیار جالبی است، جناب یوسف عزیزی بنیطرف گرامی.
من، حالا چه بکنم؟
سال هاست، فکری که متن مقاله شما را تشکیل می دهد، بحث نویسندگان تورک جمهوری تورک آذربایجان جنوبی است.
همه می دانیم، هر کلمه ای که به زبان فارسی نوشته می شود، گلوله زهرآگینی است که وارد ذهن مخاطب بینوا شده و او را مسمومتر و جامدتر می کند و بر شستشوی مغزی انسان تورک می افزاید.
اما سیاستهای زبانی پانفارس های پانایرانیست، در صد سال گذشته، فاجعه را چنان عمیق کرده اند که چند نسل تورک، توان خواندن نوشتههای تورکی با حروف عربی و لاتین را هم ندارند.
چشمان و اذهان دهها میلیون تورک، تنها به دیدن و خواندن متون فارسی عادت کرده است. گر چه در فهم آن ها، راه پر پیچ و خمی را باید بپیمایند.
تعداد تورک هایی که بتوانند، متنهای نوشته به تورکی با الفبای عربی و لاتین را بخوانند، در مقایسه با قشر اول، بسیار بسیار اندک است.
آیا باید قصد نویسندگان تورک، تولید متون و ادبیات تورکی باشد؟ یا تلاش های ادبی، باید متمرکز بیدار کردن و تلاش بر باز گرداندن شستشو شدگان مغزی به بدنه ملت تورک باشد؟
یعنی اگر به تورکی بنویسیم، با بدنه تورکان نمی توانیم ارتباط برقرار بکنیم.
اگر هم بفارسی بنویسیم، در خدمت تولید ادبیات برای فارسی و فارسها هستیم.
در میان این دو سنگ سنگین آسیاب خرد شده ایم و شده ام.
دوست من، مشکل دومی هم به عنوان نویسنده دارم:
خود من هم، در زبان تورکی و به زبان تورکی آموزش ندیده ام. با زبان ادبی تورکی آشنا نیستم. دهها هزار لغت تورکی که تا مدرسه، در آغوش مادر بزرگها و پدر بزرگها، مادر، خالهها، داییها،عموها و ... یاد گرفته بودم، در زیر بار سنگین پنجاه سال بعدی که فارسی خوانده و فارسی نوشته ام، دفن شده اند.
در متن تورکی من، کلمات، بیشتر فارسی- عربی هستند تا تورکی اصیلی که فراموش کرده ام.
همچنین، خواندن کتاب های تورکی برایم سخت و دشوار، همانند یادگیری زبان جدید است.
چرا که تورکی من، تورکی شفاهی آمیخته با فارسی است و ذهن و چشم من با نوشتار تورکی ناآشناست.
در متن نوشتاری تورکی ادبی - رسمی، ذهن من، با چشمانم، و شفاهیم با مکتوب تورکی همراه نیستند.
من و زبانم، هر دو، دو تکه شده ایم در میان تورکی و فارسی. پاندول وار می رویم و می آییم.
من قربانی جنایتی صد سالهام و انتخابم، بسی سخت است. محکوم نکنید.
با احترام
انصافعلی هدایت
نهم آوریل 2022
کلمه «ایران»، در جغرافیا و سیاست، نامی بسیار جدید است
تا حاکمیت پانفارسها در دوره پهلویها، نام هیچ مکان جغرافیایی «ایران» نبوده است.
بعد از به قدرت رسیدن پانفارس ها و تلاش آنها برای خلق کشور-ملت جدیدی از ممالک و ملل مختلف در این منطقه، واژه «ایران» بر سر زبان ها افتاد.
تا این که در اول فروردین سال 1313 کلمه «ایران» را بر روی سر زمینهایی که «ممالکمحروسه قاجار» خوانده می شد، گذاشتند.
آنگاه برای این کلمه جدید، تاریخی دور و دراز ساختند و پول نفت، صرف جعل و تحریف کتب قدیمی و خرج سفارشهایی برای غربی ها، جهت نوشتن داستان های خیالی و بدون مدرک، به عنوان تاریخ ایران شد.
در تاریخ سیاست و واحدهای سیاسی که در تاریخ بشر ظهور و سقوط داشتهاند، نام هیچ واحد سیاسی (کشور) ایران نبوده است.
هیچ سلسله حکومتی هم خودش را شاه، پادشاه، شاهنشاه یا امپراطور ایران نخوانده است.
تنها منبعی قدیمی که از کلمه ایران، بارها استفاده کرده است، شاهنامه فردوسی است.
بنظر می رسد، شاهنامه هم جعلی بوده و یا خیلی جدیدتر از تاریخی است که به آن منسوب کرده، نشان داده و به ما قبولانده اند.
از طرف دیگر، شاهنامه، تاریخ و کتاب تاریخی نیست. داستان هایی دروغین، بی پایه و اساس است.
خود پانفارسها و عاشقان سینه چاک فردوسی و شاهنامه، آن را «اساطیر» می نامند.
به نوشته پانفارسها در «ویکی پدیا»، استوره یا اسطوره عبارت از «آنچه خیالی و غیر واقعی بوده و جنبهای صرفاً افسانهای دارد» است.
در تحریف شاهنامه فردوسی در دوران پهلویها و حاکمیت پانفارسهای پان ایرانیست هیچ شکی نیست.
اگر باور نمی کنید، نظری به نوشتههای جناب شفیعی کدکنی در اینستاگرام بیندازید.
پس، از نظر تاریخی، نمی توان به شاهنامه استناد کرد و وجود کشور یا سلسله ای به نام ایران در تاریخ را تصدیق نمود.
اما مانند هر داستان خیالی، شاهنامه فردوسی هم باید از عناصر خوب، بد، دوست، دشمن، زیبا و زشت و همچنین از «واقعیت، در مقابل دروغ» در دل داستانها بهره می برد.
برای این که به دروغها جنبه هیجانی و واقعی بدهد، در مقابل ایران دروغین و خیالی، از توران واقعی استفاده کرده است تا با بهره بردن از یک واقعیت تاریخی، به ایران دروغین هم لباس «توهم واقعیت» بپوشاند.
این، یکی از شگردهای داستان سرایان، رمان نویسان و شاعران بوده و هست. چرا که در هر داستانی، باید حقیقت و توهم، زشت و زیبا، خوب و بد، انسان و دیو و ... در مقابل هم قرار بگیرند تا داستان، جنگ میان تضادها جلوه گر شده و جذاب بشود.
اما خود فردوسی یا نویسندگان شاهنامه و تئوری پردازان ایران تاریخی هم، هیچ شناختی از ایرانی که می خواستند به همه بقبولانند، نداشتند.
در شاهنامه فردوسی، ایران، نام کشور یا خاک و حاکمیت سیاسی نیست.
بنظر می رسد که ایران، بیشتر، نام گروهی مهاجر و آواره بدون وطن است. شاید هم به تاسی از تورات، ایران را سرزمین خیالی و موعود آوارهگان پارس می داند.
این آوارگان، بدون سرزمین و وطن هستند. آنها، در پی آن هستند تا سرزمین ملت ضعیفی را پیدا کرده و اشغال بکنند.
برای همین هم دایما در حال جنگ با ملل ساکن در گوشه گوشه این منطقه هستند. البته که چون در صدد اشغال وطن دیگران هستند، بر خلاف داستان توهمی فردوسی، دایما شکست خورده و به جنگ با ملت دیگری در گوشه دیگری می روند و همه آن ملل را هم «انیران» می نامند.
در آن داستانهای توهمی، ایرانیان سرگردان بدون وطن، اغلب با تورانیانی که مرزهای آنها را مشخص نمی کند، در جنگ هستند.
انگار، ایرانیان، در قایق کوچگی، در دل اقیانوس تورانیان گرفتار شده اند و به هر سوی، روی بر می گردانند، با تورانیان مواجه هستند.
گر چه فردوسی بارها کلمه ای ان را بکار برده است اما ، محل جغرافیایی ایران توهمی خودش را نمی شناسد.
در شاهنامه، ایرانیان، تقریبا، به همه شهرهای ایران کنونی حمله کرده و برای اشغال آنها، با آن انیرانیها جنگیده اند.
برای نمونه، ایران در مصراعهای زیر، در شاهنامه، در مقابل ملل و سرزمینهای ایران کنونی ایستاده است که فردوسی آن شهرها را جزو ایران نمی داند و سعی میکند، آنها را اشغال بکند تا وطنی برای فارسها بسازد:
_____ ز ایران و اهواز وز میان
_____ چو دارا از ایران به کرمان رسید
حتی در مصرع زیر شاهنامه، ایران در مقابل پارسها (شاید فارسها) هم قرار دارد.
_____ ز ایرانی و رومی و پارسی
____ سپه را سوی شهر ایران براند
کیتاب اوخویاق: دوشمنله ساواشدا ایستیرتئژیلر - اؤتوزائوچ
بوگون، اؤنایکی اینجی فصیلی باشلایاراق سؤنونادک اؤخودوقدان سونرا، سون فصیلیده اؤخوماغا باشلادیق.
یعنی، 153، 154، 155، 156، 157 و 158 اینجی صحیفهلری اؤخودوق.
اؤنایکینجی فصیلده، ساواشدا «اود»دان قوللانماق حاقدا سؤز گئدیر.
بیر - ساواشدا، اوددان یارارلانماق ائوچون بئش یول وار: 1- آداملاری یارندیرماق. 2 - بیریکدیریلمیشلری (دالدالیقلاری - ذخیرهلری) یاندیرماق. 3 - شئیلری (آلات و ادوات آنبارلارین) یاندیرماق. 4 - سیلاح آنبارلارین یاندیرماق. 5 - آتیلابیلیر اود شئیلریندن قوللانماق.
ایکی - دوشمنین ایچیندهکی خایینلر وجاسوسلاردان اود وورماق ائوچون ایستیفاده ادین.
ائوچ - اودو ایشه توتارکن، هاوانی گؤز اؤنونده آلین.
دؤرد - همهشه، ایشه توتدوقونوز سیلاحلار، الینیز چاتان یئرده اولمالی دیر.
بئش - هر زامان، سیلاحلار قوللانماقا حاضیر اولمالی دیرلار.
آلتی - دوشمنین ایچینده یانقین باشلایارکن، ائشیکدهکی ایشلری، بیرلیکده باشلایئن.
یئددی - اود ووراندان سونرا، دوشمن، ال ایاقین ایتیرمزسه، حمله ائتمئیین. اؤ زامان کارلی چیخارسیز کی دوشمن هول ولولییه دوشسون.
سگگیز - یئل، اؤدو گتیریرسه، حمله ائتمئیین.
دوققوز - اود وورانلار، گرک البیرلیک و چوخ گیزلیلیک ایچینده بیر بیرلهریله چالیشسینلار.
اؤن - سو و سئل یاراتماقداندا، اود کیمی دوشمنی یئخماق ائوچون ایستیفاده اتمک اولار.
اؤنبیر - سو دوشمنی آیئرئب، تک سالا بیلر آمما اونون آنبارلارینا ضرر وئرهبیلمز.
اؤن ایکی - هر او آتلیم (آددیم) یا ایش کی دئوولت و میللت ائوچون فایداسیز دیر، اؤندان اوزاق دورمالی دیر.
اؤن ائوچ - اگر بیر ایشده، باشاریلی اؤلمایاجاقسینیز، اؤ ایشه گیرمهیین.
اؤن دؤرد - قیزماق و کین کودورت ائوزیله ساواشا گیریلمز. آدام، سویویاندان سونرا پئشمان اؤلابیلیر. آمما ائؤلولر دیرلمز. دؤولت یئخیلیرسا، بیر داها قالخابیلمز.
کیتابین سون بؤلومو، جاسوسلوق حاقدا دیر. جاسوسلوق، اصلا و ابدا پیس ایش دئییل. بلکه دونیانین ان کیلاس و اؤنملی ایشلهریندن دیر.
بیر شرطله کی ائوز یورد، ائوز ايل (ملت)، ائوز دؤولتیوین (دؤولتچیلیک) کاری اوغوروندا اولا.
جاسوسلوق او زامان قینانمالی و موجازاتلانمالی دیر کی باشقا دؤولتلر، یوردلار و ائللر کاری یؤلوندا اولسون. ائوز یورد، ائل ودؤولت کاری یولوندا اؤلورسا، دونیانین ان جسور، قهرمان، عاغیللی ایشی و خیدمهتی حساب اولار.
بو فصیلدن ده ایکی صحیفه اوخودوق آمما گلن گون، جاسوسلوقون اؤنملی یئریندن داوام ادهریک.
به همین سادگی: این مقفع و تاریخ را تحریف کرده اند.
دوستی نوشته است که ابن مقفع در کتابش، در باره «ایران»، «زبان پهلوی»، «زبان آذری»، «پارسی» و ... چنین و چنان نوشته است.
در رد این نوع نوشته ها و دلایل، نوشتم:
از وجود کلمه ایران در کتاب ابن مقفع، متوجه می شویم که پان فارس ها به جعل این کتاب و سند سازی برای تئوری جدید آذری، و ... دست زده و آن کتاب را تحریف کرده اند.
پایان گفتگو با یک پانفارس فاشیست
مدتها بود با دوستی بدون عکس و بدون شناسنامه، در اینستاگرام، در بازه مسایل مختلف بحث می کردیم.
تلاش میکرد به من بقبولاند که دنیا بر محور فارس ها، زبان فارسی و تاریخ آن ها می چرخد. تورکها، زبان تورکی و تاریخشان هم تهی است.
البته که بحث ها فقط نوشتای بودند. اما بعد از مدت ها، امروز، دوستی با وی را قطع کردم.
چرا؟
چون من را به «پان تورک» بودن متهم کرده، در تحقیر من کوشید.
البته که من افتخار می کنم که پان تورک باشم و برای سعادت، خوشبختی، رفاه و اتحاد کشورهای تورک و تشکیل اتحادیه ملت تورک بکوشم.
ولی وقتی، فردی برای اثبات نظریات سیاسی خودش و تحقیر شما، بخواهد با زدن برچسب حرکت بکند، از دایره بحث منطقی خارج شده است.
من هم باید به او پاسخ درخور بدهم و بحث، دیگر، بحث روشنگرانه نمی شود. به توهین و تحقیر و هدر رفتن وقت و انرژی می انجامد.
داستان از این قرار است که:
دیروز دوستی با نام ... احمدی، عکس یک شمشیر و غلاف طلایی آن را به نقل از «منوتو» برای من ارسال کرد و نوشت:
«انصافعلي رو ی این شمشیر ب زبان فارسی باستان نوشته شده. شاهنشاه اردشیر پسر خشايارشاه »
من در پاسخش نوشتم:
از وی این پاسخ را دریافت کردم:
شما اون بالا از علم و پیشرفت سخن گفتید
این شمشیر در یک موزه مشهور در آمریکا ب نمایش گذاشته شده.
فقط یک پانترک میتواند بدون تخصص در علم باسنان شناسی نظر بدهد و هرآنچه را که بر خلاف منافع ش باشد جعل بداند.
و من، دوستی با یک پانفارس را اینگونه به پایان رساندم.
خیلی برآشفته شدی خانم.
آیا در این مدت، من شما را به پانفارس یا فاشیسم متهم کرده بودم و یا جز بحث منطقی، با شما سخنی گفته بودم؟
چی شد که برچسب قدیمی پانفارسها را برداشته و به من زدید؟
بنظر می آید که با معنا و مفهوم پانیسم آگاهی ندارید.
به هر حال، بهتر است که با هم در تعامل نباشیم. چون، شما ظرفیت بحث را ندارید.
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 380 https://youtube.com/live/TQKOz9s7RqU