Wednesday, January 24, 2024

توهین ها و تحقیرها کاخ پوشالی فارس‌ها را ویران خواهد




توهین ها و تحقیرها کاخ پوشالی فارس‌ها را ویران خواهد کرد



چرا در تلویزیون فارس‌ها  از بین میلیون‌ها کلمه ممکن، "غلام ترک" را انتخاب و روی آن بحث می کند؟

او می‌خواهد ناخودآگاه بیننده را مهندسی و دستکار بکند و این احساس و پیام را به بیننده تورک بدهد که تورک‌ها "غلام و نوکر" فارس‌ها در ایران هستند.

تورک‌ها با جنگ روانی شما پانفارس‌ها آگاه هستند. مجموعه توهین و تحقیر شما، به ویرانی کاخ تان خواهد انجامید


انصافعلی هدایت

آیدینلار و دوشونورلر کیم دیر؟ وظیفه‌سی نه‌دیر؟



آیدینلار و دوشونورلرین کبم دیر؟ وظیفه‌سی نه‌دیر؟

یازمیشدی. عکسی‌ده باخین اوطفن.

یازدیم:
هه ... (گولمورم‌ ها  هه... دییرم، بونا نه دئییم آللاه)

سالام

نئجه سن؟ حالین؟ احوالین؟

کئیفین یاخجی دیر؟

دوستوم، آدام، بیری ایله سالام کلاما‌ گیررکن، بیر سالام ادر. ادب، معریفت‌ گوسته‌رر.

سونرا، ادبله، حورمتله، دوستوقلا، یا دوشمنلیکله، نقدین یازار.

موتاسفانه، سیز دوستلوق، یولداشلیق و سالام کالامی‌ ایتیرمیسیز.
آیاق یالین، باشی آچیق، یامان یوغوزا تپیلیب، گیرمی‌سیز.

ایتتیهام وورموسان کی "یالان" دئییرم.

نه‌یی یالان دئمیشم؟ 

کیمه گورا یالان دیر؟

کیم ایددیعا‌ ادیر کی من یالان دئمیشم؟

هانکی دلیل، برهان و ادیلله‌ ایله منیم یالانیمی چیعاردیبسان؟

ده‌ده‌ن، نه‌نه‌ن کور دئییب، کلیب گئده‌نی وور دئییب؟

سونرا دا مندن ایسته‌میسن کی "بیز آذربایجانلیلارا" خامنه‌ای کیمی وصی قییوم‌ اولمایام.
تامام. 
سیزین وصی قییوموز دئییلم.

 آمما کیملر، مندن ایستیرلر کی آزربایجانلیلارین وصی قییومو‌ اولمایام؟

یانی، سن بیر نفر سن. سنده، آزربایجانلیلار دئییل‌سن. منه‌ تای بیر نفرسن.

بس، نئجه مندن ایستیرسن، آزربلیجانلیلارین وصی قییومو‌ اولمایئم آمما ائوزونوزه ایجازه وئریرسیز، آزربلیجانلیلارین وریندن دانیشاسیز؟

کیم سیزه (سنه) بو ایجازه‌نی وئریب؟

تامام. سیز وظیفه‌زی بیزلردن یاخجی بیلیرسیز کی نه اولسون؟ 

وظیفه‌ز نه دیر؟

هانکی وظیفه نی عهده‌زه آلمیسیز؟

وظیفه‌نی کیم سیزه وئریب؟

بوراسی وار کی من و یولداشلاریم، ائوزوموز ضییالی، آیدین و دوشونور بیلیریک.


 بونونا گورا هئش بیر کسدن ایجازه آلمازلار.

حتتا، اگر بیر گون اولموش اولایدی کی توم آزربلیجانلیلار، من ایله و منیم دوشونجم ایله دوشمن اولسایدیلار بئله، منی سوسدورماق حاقلاری یوخلاری‌ایدی.
منده اونلارا منی سوسدورماق حاققین وئرمز ایدیم. نئجه کی ایران-فارس رئژیمینه، او حاققی وئرمه‌دیم. او منیم حاققیم دیر، اونلارین بو قونودا حاققی یوخ دور.

چون، بیر آیدین، ضییالی، دوشونور، دوشونه‌ر، دوشونجه‌له‌رین دیله گتیریب، یایماق ائوچون، کیمسه دن ایجازه آلماز.
 کیمسه‌نین ده ایجازت وئرمه‌مک حاققی یوخ دور.

طبیعی کی سنین دوشونجن اولورسا، منله فرقیلی دوشونمه‌یه حاققین وار. آمما سن ائوز دوشونجه‌وی حاقلی بیلیب، منیم دوشونجه‌مین قابلغین آلما حاققین یوخ دور.

چون اوندا هر کس، ائوز دوشونجه‌سین حاقلی، اوگئوزگه‌لرین دوشونجه‌لرین ناحاق بیلر.

اوندا دا حاقلار و حاقسیزلیقلار بیر بیرلری ایله ائولومجول ساواشا گیررلر. اودوزان‌لار ایسه، تامام دوشونورلر اولار. 

سون اولاراق، آزربایجان و ایران آدلی مملکت‌ده یاشایان تورکلر، فارس و ایرانین موستعمیره‌سی و سومورگه‌سی دیرلر.

اونلارین خوشو دا گلسه، آجیقلاری دا گلسه، دوروملاری‌ سومورگه دورومو دور.

آیدین، ضییالی و دوشونورون سئچدیگی وظیفه سی بونو باغیرماق، میللتی آیئلتماق و او دورومدان چکیب چیغارتماق دیر‌.

بو وظیفه‌نی کیمسه آیدینا، دوشونوره، ضییالییه‌ وئرمز و ویره‌‌ بیلمزده.

 بو، آیدینین، ضییالینین، دوشونورون سئودیگی میللت و وطن ایچین، بیر سئچیم و فداکارلیق دیر. 

بوتون دونیا توپلوم‌لاریندا، ائوزللیکله موستعمیره توپلوملاریندا، آیدین و دوشونورون سسی، بوتون میللتین سسی حوکمون‌ده قبول ادیلیب. 

چون، آیدین و دوشونور، حاکیمییتده کی‌لر کیمی پول و مقام دالیسیجان اولماز.

آیدین، میلله‌تینین خئیرین، فایداسین، چیخارین و منفعتین، ائوزونون چیخارلاریندان اوستون توتار. حتتا بو یولدا، جانیندان، مالیندان، کئفیندن و عاییله‌سیندن بئله گئچر.

سیزه سیفاریش ادیرم کی بیر ضییالی، دوشونور و آیدینین سسی، دوشونجه‌سی و مسئولییتی حاقدا بیر آز اوخویون و هابیله دوشونون.

اونوتدوم سوروشام، منیم آدیم، سانیم بللی دیر. 
سن کیم سن؟ 
آدین سانین نه دیر؟ 
نه‌چی سن؟ 
هاردا اولورسان؟

حورمتله

انصافعلی هدایت




فرهنگ فارسی، کلمه‌ای تو خالی ولی دهان پرکن

 


فرهنگ فارسی، کلمه‌ای تو خالی ولی دهان پرکن



وقتی این سوال مطرح شد که معادل تورکی "فرهنگ" چیست، من (انصافعلی هدایت)، شناخت و تعریفی دقیقی برای کلمه فارسیزه "فرهنگ" در زبان تورکی در ذهنم نداشتم.

 چون، در زبان تورکی و مادری خودم، بیسواد و ضعیف هستم، از دوستانم در باره معادل "فرهنگ" در زبان تورکی سوال کردم. 

در عین حال، خودم هم در متن چندین لغتنامه آنلاین تورکی بجستجو پرداختم.


  کلمه‌ فرهنگ، کلمه‌ای بی پدر و مادر، بدون تاریخ و بسیار جدید و گنگ و بی معنی است.

گر‌چه بعضی‌ها، فرهنگ فارسی را مرکب از دو کلمه "فر" +"هنگ" فارسی می دانند.

 

 در اصل، "فرهنگ"، معادلی برای کلمه "کولتور" در نظر گرفته شده است. اما “کولتور” فرانسوی هم کلمه‌ و اختراعی جدیدی است.


 متاسفانه، ملت‌های عقب مانده‌ شرق و شکست خوردگان در جنگ که از غرب و طرف پیروز در جنگ‌ها تقلید می‌کنند تا غربی دیده شده، خودشان را غربی احساس بکنند هم یا خود کلمه کولتور را گرفتند و یا کلمه جدیدی، بدون تعریفی روشن و دقیق برای آن ساختند.


در قبل از کولتور و فرهنگ، در شرق، برای مجموعه های متفاوت، ناهمسان، نامتوازن، غیر مشابه، غیر هم‌گروه، از کلمات متفاوت و مختلفی، با تعاریف دقیقی استفاده می‌شد. 


ولی بعد از شکست شرقی‌ها و اشغال سرزمینی و ذهنی آن‌ها توسط غرب، به تبعیت از فرنگ و فرنگی‌ها، برای آن مجموعه‌های نامتوازن، غیر متشابه، ناهمگون و … از یک کلمه گنگ و غیر دقیق استفاده کردند.

امروزه، در کشورهای تورکی که تحت اشغال جهان مسیحیت بوده‌اند، به تقلید از مسیحی‌ها، برای مجموعه‌های ناهمگون غیرمشابه از کلمه "کولتور" استفاده می شود.


 کولتور، یک کلمه فرانسوی است که تقریبا به معنی کلمه "تمدن" عربی بکار می رود و شامل اخلاق، فکر، رفتار، آداب، رسوم، دین،  کشاورزی، اختراعات، پزشکی، داروسازی و ... می شود.

 

در پاسخ به درخواست من، تعدادی از دوستان، جواب‌هایی را داده‌اند که در لغت‌نامه‌های تورکی هم همان‌ها دیده می شوند: "اویقارلیق"، “اکیم”، “گه‌له‌نه‌ک”، “گه‌له‌نه‌ک و گوره‌نه‌ک”، “توره”، “توره و عنعنه” که تقریبا هر کدان از آن‌ها دارای معانی دقیق‌تری هستند و می‌توانند معادل‌هایی برای کلمه فرانسوی کولتور، در زبان تورکی باشند و بوده اند.


Uygarlıq (Uykarlık), Ekim (Əkim), Gələnək (Gelenek), Gələnək və Görənək (Glenek ve Görenek), Törə (Töre), habelə Törə və Ənənələr (Töre ve Eneneler).

دوستانی، در تماس‌های تلفنی، از اسناد مطبوعاتی در دوره پهلوی‌ها سخن گفتند که در متن‌ آن‌ها، نویسندگان ثابت کرده‌اند که کلمه "فرنگ" از قبل از قاجار تا اوایل پهلوی‌ها رایج بوده است و کلمه فرهنگ را از آن گرفته اند


در آن دوره‌ها، به کشورهای اروپایی "فرنگ‌" گفته می شده است. همچنین به افراد، معماری‌های خاصی و کالاهایی اروپایی "فرنگی" می‌گفته‌اند.


در همان دوره‌ها، به افرادی که اروپا را دیده و در ممالک شرقی با پوشاک، گفتار، رفتار و ... اروپایی ظاهر می شدند، با آداب و رسوم، سبک زندگی، و ... سنتی جامعه خود مخالفت می کردند، "فرنگی" یا "فرنگی‌ماب " می گفتند.


در حقیقت، فرنگ و فرنگی، برای بیان یک نوع منش، تفاوت، غربگرایانه، تبختر، تشخص اجتماعی و شبهه طبقاتی گفته می شد.


متاسفانه هنوز هم، در میان ملل در ایران و بخصوص فارس‌ها، اروپایی و فرنگی دیده شدن، تشخص اجتماعی و امتیازی اجتماعی محسوب می شود.


 اروپایی بودن در نزد ایرانیان، با پوشش، آرایش، بی پروایی اجتماعی، پشت پا زدن به آداب و رسوم اجتماعی و ... معنی می شود.

دایره غربی، فرنگی یا اروپایی بودن ایرانی‌ها، ربطی به دفاع از حقوق بشر، دموکراسی، حاکمیت قانون، تفکر علمی و انتقادی، جسارت تولید افکار و سیستم‌های جدید،  برسمیت شناختن اعمال اراده ملی و حق انتخاب و ... ندارد. 


 بنا بگفته بعضی از دوستان و بنا به نقل آن‌ها از مطبوعات دوره پهلوی،  فرهنگ، از کلمه فرنگ و فرنگی ساخته شده تا نشانگر غربزدگی یا علامت نوعی از تعلق خاطر، طبقه اجتماعی، تشخص اجتماعی، شباهت به اروپایی‌ها و تقلید از جهان مسیحی باشد.


برای همین ادعا می‌کنم که کلمه فرهنگ، گنگ، نامفهوم و بی‌معناست.


در دوران رضا کودتاچی و محمدرضا، کلمه "فرهنگ" را به عنوان اسمی جدید و علامت و سمبل تجدد رضاشاهی و پهلوی انتخاب کردند. 


سپس  سیاستمداران پشت پرده فارسیزاسیون (فارسیرسازی همه امور، همه کلمه‌ها و افکار)، وزارت فرهنگ را جایگزین نام "وزارت معارف" کردند.


بر همان مبنا است که امروزه هم، "فرهنگی" به کسی گفته می‌شود که معلم بوده یا در استخدام آموزش و پرورش است.


ولی سیاستمداران نسل بعدی که متوجه گنگ بودن مفهوم  فرهنگ شدند و نتوانستند با معنی و مدلول فرهنگ رابطه برقرلر بکنند، به مخالفت با کلمه بی‌معنی فرهنگ پرداختند.

 لذا نسل جدید پانفارس، وزارتخانه فرهنگ را به وزارتخانه آموزش و پرورش تغییر دادند.


هنوز، سوال این است که منظور و تعریف دقیق و روشن فارس‌ها از فرهنگ چیست؟

فرق فرهنگ با تمدن چیست؟


انصافعلی هدایت




در راس هرم مافیای فارس‌ها، چند پاسدار قرار دارد


در راس هرم مافیای فارس‌ها، چند پاسدار قرار دارد


 مافیاهای اصفهان، یزد، سمنان، کاشان، شیراز و فارس‌های تهران، تمامی ثروت‌ها و قدرت‌های حدود نود میلیون نفر و همه ملل در ایران را قبضه کرده و می‌بلعد.

در راس هرم تمامی مافیای فارس‌ها، مافیای مسلح قرار دارند که شامل فرماندهان ارشد سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و اطلاعات هستند.
مافیای مسلح، در زیر چتر قانون، بدنه نیروهای سپاه، بسیج، پلیس و اطلاعاتی را در خدمت اهداف مافیای مسلح فارس در ایران، منطقه و جهان بکار می‌گیرد.
بزرگترین درآمد قانونی و غیرقانونی مافیای مسلح، ایجاد و مدیریت جنگ در کشورهای منطقه است.
جنگ و کشتار، خرید و فروش سلاح و حقوق ماهانه مزدوران، از بزرگترین راه‌های بدست آوردن میلیاردها دلار است. 
هیچ منبعی هم نمی تواند در باره درآمد، منابع سلاح‌ها، کشتار انسان‌ها، آن‌ها را منهم کرده و کنترل یا محاکمه بکند.
هزینه مافیای مسلح، از جیب ملل تامبن می شود ولی سود مافیا، به جیب سران مافیا سرازیر می شود.

سران و فرماندهان مافیای مسلح فارس، در همه نیروهای مسلح  پاسدار و فارس هستند.

 غیر فارس‌ها، یا در داخل مافیای مسلح نیستند و یا بی‌خبر از نقش و حایگاه مافیای مسلح فارس، در خدمت اهداف آن‌ها قرار گرفته و به فرمان‌ آن‌ها عمل می‌کنند.

 این گروه تصور می کنند که در خدمت منافع ملی همه ملل در ایران هستند.
مافیای مسلح فارس، دیگر مافیاها را خلق و اداره می‌کند. 
مافیاهای دیگر، کارها و برنامه‌هایشان را به پشتیبانی سلاح و زور مافیای مسلح جلو می‌برند.

دیر زیر زمینه‌های فعالیت چند مافیاهای‌ ریگر فارس‌‌‌ها را نام‌می برم که توسط مافیای مسلح ایجاد و اداره می شوند.
۱. مافیای قاچاق سلاح، 
۲. مافیای انواع قاچاق غیر سلاح،
۳.  مافیای ترور، 
۴. مافیای اتهام‌تراشی، صدور احکام سنگین حبس و اعدام برای منتقدان و مخالفان و آزادی مجرمان واقعی، 
۵. مافیای فروش اطلاعات فوق سری ایران به کشورهای خارجی، 
۶. مافیای تاسیس و اداره رسانه‌های مخالف نظام در خارج،
۷. مافیای تهیه، توزیع و صادرات مواد مخدر،
۸. مافیای کنکور، 
۹. مافیای اینترنت، 
۱۰. مافیای رادیو-تلویزیون،
۱۱. مافیای تبلیغات،
۱۲. مافیای فیلم، سریال، موسیقی، جشنوار و سمینار، 
۱۳. مافیای انتخابات، مهندسی انتخابات و کاندیداها، 
۱۴. مافیای بانکداری، 
۱۵. مافیای دزدی‌های کلان و اختلاس‌های بسیار بزرگ،
۱۶. مافیای ورشکستگی موسسات مالی و صندوق های قرض الحسنه،
۱۷. مافیای ورشکستگی شرکت‌های سرمایه گذاری،
۱۸. مافیای بورس، 
۱۹. مافیای ارز، 
۲۰. مافیای اوقاف و اماکن زیارتی و توریستی،
۲۱. مافیای مصادره اموال و زمین‌ها، 
۲۲. مافیای ساخت و ساز انبوه مسکن در شهرها، 
۲۳. مافیای شکر،
۲۴. مافیای سکه، 
۲۵. مافیای واردات و تولید اتومبیل، 
۲۶. مافیای قاچاق، فروش و توزیع نفت، گاز، بنزین و گازوئیل،
۲۷. مافیای پنبه،
۲۸. مافیای واردات، تولید و توزیع دارو، 
۲۹. مافیای واردات مرغ و گوشت منجمد و توزیع آن‌ها، 
۳۰. مافیای مواد غذایی و علوفه دام و طیور،
۳۱. مافیای کاووش و قاچاق زیر خاکی‌ها و آثار باستانی،
۳۲. مافیای آب و سدسازی سازی، 
۳۳. مافیای چوب و جنگل‌ها،
۳۴. مافیای زمین‌خواری 
و ... ده‌ها مافیای دیگر که تحت مدیریت مافیای مسلح قرار دارند.

انصافعلی هدایت





ایتیرمیشم




ایتیرمیشم
چوخ شئیمی ایتیرمیشم.
جاواتلیقیمی، ساغلیقیمی، باشیمین توکله‌رین
ایتیرمیشم وطنی، دوستلاری
ایتیرمیشم، صاف، ساده ائوزومو، روحومو
ایتیرمیشم تاپابیلمیر
هر یئره ال آتیرام
بیر آووچ‌ خاطیره
کوهنه‌لیر دوشومده، خیاللاریمدا
سئودیکلریم.
سولور، قئریشیر اللریم کیمی
دوشمن الینده قالمیش سئوگیله‌ریم
یاشاتماغا چالیشیرام
دوستلاریمی، 
دوست بیلدیم  دئییلمیشلر
پول اولورسا، ایش اولورسا، گل گئت اولورسا
دوست اولارمیش طاماحچی اینسان 
حیوانلاردا پول بوخ دور، دوستلوق چوخ.
پول دئرییین باشقا بیر ایلاه،
یئرده ایلاهین اولورسا، گوج اولورسا، 
هر شئی اولور
بئله وطن له اولور، میللت ده اولارمیش.
من ایلاهسیزام آللاهیم
 هئچ اولمازسا سن اول وطنیم، میللتیم.

انصافعلی هدایت






Monday, January 22, 2024

تورکلر، یئنیدن کندلرین خلق اتمه‌لی دیرلر



تورکلر، یئنیدن کندلرین خلق اتمه‌لی دیرلر


1940 ایللریندن سونرا، تورک میللتینین تاریخی و دونیا گوروشو، دونیا کریستیان گوجله‌رینین ایسته دیگینه گورا، یئنیدن دیزاین اولدو.


 تورکلره‌ گورا اولان هر شئی، کوکدن باشا، تحریف اولدو.

بیز تورکلرین مدرسه و ایجبارلا اویرنمک تاریخین و دوشونجه‌سین، بیراینجی و ایکینجی دونیا ساواشلاریندان ظفرله چیخان مسیحیی دونیا یازدی. 


اونلار، تاریخی دئییشدیرمکله، تورکلرین بئینین و دوشونجه تاریخین دئییشدیردیلر تا تورکلر، ائوزلرین اونوتسونلار.


بیز تورکلر، اوجور اوخودوق، اوجور ایناندیق، اوجور دوشوندوک، اوجور داوراندیق کی ظفر قازانانلار‌ دیزاین و مهندیسلیک اتمیشلردی.


بوندان دولایی دا، تورک دونیاسینین هر بیر ایشی، داورانیشی و حتی دوشونجه‌سی، تورکلر ائوچون یوخ، کیریستیانلار ائوچون فایدا وئریر. 


تورکلر، کیریستیانلارین قولو و قوللوقچوسونا دونمک چاباسیندادیرلار. اوزلرینین خان اولوب، ظفر قازانمیش گوجلری دیزه گتیرمه‌یی دوشونمورلر.


بونا گورادا، تورکلر، هئچ بیر ایش گورمزلرسه‌لر، داها قازانجلی چیخارمیشلار.


ایندی، نه یاپمالییق؟


ایندی، آیئلماق ائوچون، کندیمیزه دونمک ائوچون، بئینیمیزی دئییشدیرمه‌لی، یئنی دن تورک میللتین خلق اتمه‌لی و تورکو، تورک ائوچون یاراتمالییق.


بو خلقی و یئنی تورکو، آللاه یوخ، تورکون آیدین، دوشونور، سوروجو و ایراده‌لی اوغول-قیزلاری، ائوز ایراده‌سی ایله خلق اتمه‌لی دیر.


یوخسا، بیزیم کعبه‌میز، قیبلامیز، بیزی یارادانلارین قیبلاسی و کعبه‌سی اولار.


انصافعلی هدایت






پرسید: معادل تورکی فرهنگ چیست؟

 



پرسید: معادل تورکی فرهنگ چیست؟

در جواب ماندم که:

معنی علمی فرهنگ در فارسی چیست؟ 

چون فرهنگ، یک کلمه فارسی است و معنی این‌کلمه، برای من گنگ و نامفهوم است.

 لذا نوشتم: 
سوال جالبی است اما اول بفرمایید که تعریف فرهنگ در فارسی چیست؟ 

فرهنگ، چه مشخصه‌هایی را شامل می شود؟

فرهنگ شامل کدام ویژگی‌ها (کریتریا) نمی‌شود؟ 

 به چه چیزهایی فرهنگ‌ می گویند؟ 

چه کارها و فعالیت‌هایی فرهنگی است؟ 

چه فعالیت هایی فرهنگی نیست؟
 تعریف و تصور شما از فرهنگ، خصوصیاتی که فرهنگ دربرمی‌گیرد و خصوصیاتی که در برنمی گیرد، چه چیزهایی هستند تا ببینیم که آیا معادلی برای آن در زبان تورکی وجود دارد یا نه؟

می دانیم‌ که سطح رشد، چگونگی رشد، روند تاریخی جوامع، تاثیر پذیری جوامع از هم و ... در نامیدن یک چیز، رفتار، فکر و ‌... در جوانع مختلف، بر هم منطبق نیستند و می توانند نسبت به هم محدود، گسترده و کاملا متفاوت باشند. 

انصافعلی هدایت







Sunday, January 21, 2024

سه نسل پهلوی‌ها، تورک‌هایی از خودبیگانه و آسیمیله شده


سه نسل پهلوی‌ها، تورک‌هایی از خودبیگانه و آسیمیله شده هستند

پهلوی‌های شستشوی مغزی-آموزشی شده، بخاطر اهداف سیاسی و تعهدات سیاسی به غرب مسیحی مخالف حاکمیت تورک‌ها، مجبور به انکار تورک بودنشان هستند. لذا ثبات هویتی و شخصیتی ندارند.

نوشت: 
آمار "سیا" و دو سرشماری رسمی نشان داده که تعداد تورک‌ها در ایران حدود شانزده میلیون تن است.

نوشتم:

گر چه من مطمئن هستم که چنین آماری وجود ندارد اما باز هم، شما بفرمایید که بر اساس سرشماری کدام سال‌ها، این آمارها بدست آمده است؟ 

در حالی که در فرم‌ها و سوال‌های سرشماری در ایران، در رابطه با نژاد، زبان مردم در اجتماع و محل کار، زبان آنان در خانه، زبان خانوارها در سه الی چهار نسل قبل، سوالی گنجانده نشده است.

 پس، بر اساس کدام آمار، آمار ملل در ایران، به این دقت بدست آمده است؟

آیا متوجه نیستید که با یک دروغ شبهه آماری سرگرم شده‌اید؟

از طرف دیگر، من، می‌توانم، استان‌ها و شهرهایی را نام‌ ببریم که تعداد فارس‌ها در آن شهر و استان‌ها، در حدود صفر درصد است.

ولی شما نمی توانید یک استان نام ببرید که در آن چند درصد تورک وجود نداشته باشد. 

یعنی بر اساس پراکندی تورک‌ها در روستاها، شهرها و استان‌ها، می توان نتیجه گرفت که بیش از چهل درصد جمعیت در ایران تورک هستند. 

از طرف دیگر، تعداد فارس‌های اصیل، در ایران بسیار بسیار اندک هستند.

اولا، اغلب آنانی که به فارسی سخن می گویند، فارس نیستند، بلکه تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، کردها، طالشی‌ها، مازنی‌ها، گیلک‌ها و ... هستند که در یکصد سال گذشته، در مدارس و محل کارشان، مجبور به یادگیری زبان فارسی و استفاده روزانه از آن شده‌اند.
۰
 برای مثال؛ مادر رضاشاه شما تورک بود. 
همسر رضاشاهتان هم تورک بود‌.
 مادر محمدرضاشاه‌تان هم تورک بود. 
زن محمدرضاشاه هم تورک بود.
منتظر السلطنه مقیم آمریکا، خواهران و برداران زنده و مرده‌اش هم توک‌ هستند. 

ولی پهلوی‌ها بنا به دلایل سیاسی و تعهدات سیاسی در مقابل غرب مسیحی و فراماسون‌های پانفارس، نمی‌توانند اعتراف بکنند که ریشه خانوادگی همه آن‌ها تورک و زبان مادریشان تورکی است.

چرا؟ 

چون در اثر حاکمیت سیستم شستشوی مغزی-آموزشی در ایران، مبارزه سیستماتیک با زبان تورکی و تورک‌ها، تحقیر تورک‌ها و زبان تورکی، پهلوی‌ها هم تسلیم آن جو تبلیغاتی شده و هویت حقیقی خودشان را انکار کرده‌اند. 

آن‌ها نمی توانستند بپذیرند که هم تورک‌ هستند و هم تورک‌ها را در حکومت‌ آن‌ها تحقیر بکنند.

یعنی، پهلوی‌ها  یک نمونه روشنی از عمق خودبیگانگی و آسیمیلاسیون فردی و خانوادگی در ایران هستند.

همین از خودبیگانگی زبانی، نژادی، فرهنگی و تاریخی پهلوی‌ها، مانند ده‌ها میلیون انسان آسیمیله شده دیگر در سراسر ایران، پهلوی‌ها را به افرادی بی‌هویت بدل کرده است. 

برای همین، پهلوی‌ها نمی‌توانند ادعا بکنند که فارس‌ هستند. مگر آن که اصالت تاریخی، خانوادگی خودشان را انکار بکنند.

 از طرف دیگر، آن‌ها نمی‌توانند از تاثیرات سیستم شستشوی مغزی-آموزشی حاکم، ذهن و شخصیت خودشان را آزاد کرده و اعتراف بکنند که تورک اصیل هستند.

 چون باید بپذیرند که سیاست های دو نسل قبلی آن‌ها، بر اساس سیاست مهندسی ذهنی یا شستشوی مغزی-آموزشی و مبارزه با تورک‌ها در ایران استوار بود.

باید بپذیرند که آن سیایت‌ها هم، غلط، ضد انسانی، ضد اخلاق و ضد تمامی موازی حقوقی بوده اند و پدرانش به جنایت علیه بشر مرتکب شده‌اند.

در نتیجه، پهلوی‌ها هم مانند دیگران، در یک آچمز سیاسی-تبلیغاتی، به دام پانفارس‌ها افتاده‌اند و شهامت شکستن سدهای فکری، سیاسی اطراف خودشان را ندارند.

از خودبیگانه سازی هدفمند (فارسی سازی) در ایران، همان سیاستی است که در یکصد سال گذشته بکار گرفته شده است تا به همه ملل بقبولانند که آن‌ها تورک و عرب و ... نبوده‌اند، بلکه فارس هستند.

تا از آن سیاست‌ها، این نتیجه آماری-تبلیغاتی را بگیرند که تعداد تورک‌ها کم و تعداد فارس‌ها زیاد است.

 ولی این، یک شعبده بازی  دروغ سیاسی و تبلیغاتی برای شستسوی مغزی-آموزشی در ایران بوده است که برای ملت تورک آشکار شده است.

انصافعلی هدایت







کاش، تورک‌های در قدرت، مافیایی رفتار می کردند / آغاز راه خیانت یا خدمت به تورک‌ها!

 


کاش، تورک‌های در قدرت، مافیایی رفتار می کردند
آغاز راه خیانت یا خدمت به تورک‌ها!

میزان، سمت و سوی خدمت و خیانت، مشخصه تعلق ملی است

مهم این نیست که یک تورک تبریزی یا هر کجای دیگر، به ریاست جایی، نهادی، سازمانی، رسیده است.

مهم آن است که آن فرد در این جایگاه داری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، آموزشی، نظامی، امنیتی، و ...، در رابطه با تورک‌ها، آزربایجان، تبریز و ... چه خواهد کرد.

در دهه‌های گذشته، اصفهانی‌ها، یزدی‌ها، کاشانی‌ها و سمنانی‌ها، موقعیت هایی را در یک یا چند سازمان‌ها و نهادهایی بدست آورده‌اند.
 
آن‌ها، با رفتار و تفکری کاملا ناسیونالیستی و ملی‌گرایی منطقه ای، از فرصت بدست آمده، استفاده کرده، مافیای قدرتمندی از همشهری‌ها، سرمایه‌داران، کارخانه‌داران، نظامیان، امنیتی‌ها، نمایندگان گذشته و حال مجلس، ردحانیان   آیت الله‌های پرنفوذ، متخصصان، نوآوران، وطن‌پرستان و .... براه انداخته‌اند.

آن‌ها با تاسیس و اداره مافیای منحصر به خودشان، سیطره، تسلط و منافع تیم مافیایی، مردم منطقه‌یشان را نه برای کوتاه مدت که برلی درازمدت تامبن و تظمین کرده‌اند.‌‌‌‌‌توانسته اند، ثروت، پست‌ها سیاسی- اداری، منابع مالی-ارزی و دولت را در خدمت اهداف مافیا و منطقه خود و فارس‌ها نگه بدارند.

اغلب انتصاب‌ها و عزل‌های سیاسی، اداری، نظامی-امنیتی را آن‌ها و از پشت پرده اداره می کردند و می کنند.

 میزان توسعه و عقب ماندگی مناطق و چگونگی توزیع ثروت را آن‌ها تعیین و مهندسی می کنند. 

نه تنها مهندسی سرمایه، بانک، میزان مالیات و ...، در دست آن‌هاست، بلکه مهندسی انتخابات، منتخبان، عزل و نصب مدیران در همه سطوح، انتخاب وزراء و حتی انتخابات رئسای جمهور و سران قوا را هم مهندسی و سیاست‌های آن‌ها تعیین و اداره می کنند.

آنها، توانسته اند به کمک همان مافیای همشهری گری، قدرت را نه تنها در منطقه خودشان، که در سراسر ایران قبضه بکنند.

قبضه قدرت، تنها به قبضه ثروت، سیاست، اقتصاد، بانک، صنعت، و ... محدود نمی شود، بلکه به قبضه و حکمرانی بر ایران، بر سرنوشت حدود نود میلیون انسان و بر رابطه ایران با کشورهای منطقه و جهان ختم می شود.
 
آن‌ مافیاها، در سایه همان فکر و رفتار همشهری بازی و مافیایی، توانسته‌اند، سمت و سوی حرکت اصلی تمانی اتواع ثروت ملل در ممالک محروسه را به منطقه و توده فارس متمرکز بکنند.

ان‌ها ممکن است در سخن  با مافیا مخالفت بکنند اما در عمل با رفتار مافیایی، باعث شکوفایی رونق اقتصادی و رفاه مردم در آن مناطق شده اند.

 ان‌ها، بدین‌گونه، به توسعه همه جانبه نفوذ سیاسی، اداری، حقوقی، اقتصادی خودشان، مناطق و مردمانشان، در ایران سبب شده اند.

مافیای ان‌ها، تمامی تئوری ها و نظری‌ه‌های علمی، شبهه علمی و من درآوردی را در جهت تامین منافع خود و مردم فارس و بخصوص منطقه خودشان تجمیع کرده و بکار برده اند.

بدین وسیله، منافع سیستم مافیایی را برلی مدت‌های بسیار طولانی تامین و تظمین کرده اند.

ولی و با هزاران افسوس، وقتی یک تورک یا تورک‌هایی، به یک موقعیت در یک نهاد  سازمان، سیستم سیاسی، اداری، اقتصادی، نظامی، امنیتی، و ... در ایران دست یافته‌اند، بخدمت مافبایی فارس‌ها اصفهان، کرمان، یزد، سمنان، کاشان، قم و ... در آمده اند.

آن‌ تورک‌ها جسارت نکرده اند تا مافیای تورک‌ها و منطقه خودشان را سازمان بدهند تا قدرت را در دستان تکرک‌ها متمرکز بکنند.

چرا؟

چون، بخاطر شستشوی مغزی-آموزشی، نداشتن اعتماد بنفس و عقده حقارتی که در مقابل فارس ها به آن‌ها تحمیل شده، خودشان را کمتر و پایین‌تر از فارس‌های اصفهان و ... دیده اند و می‌بینند.

در نتیجه، به تورک زنی، خود زنی ملی، سیاسی، فکری، اقتصادی دست زده و برای حفط منافع فردی و تداوم دستیابی به همان موقعیت، تلاش می کرده اند تا منافع تورک‌ها را قربانی فارس ها بکنند.

در حالی که مافیای تورک می تواند منافع جهان تورک (هشت، نه کشور) که در شمال و غرب ایران و در همسایگی اوطنان تورک‌ها هستند را جذب بکنند. 

یعنی مافیاهای فارس‌ها، به ایران و حداکثر به افغانستان و تاجیکستان محدود است که عقب مانده و از نظر اقتصادی هم بسیار ضعیف هیتند اما کشورهای تورک هم ثرومند و هم توسعه یافته هستند.

مافیاهای فارس اصفهان و ... تئوری‌ها، نظریه‌های علمی، شبهه علمی، من درآوردی و توجیهات عوام‌ فریبانه‌یشان را برای فریب تورک‌ها و تشویق تورک‌ها، سرمایه و ثروت‌های تورک‌ها در خدمت به منافع فارس‌ها متمرکز می کرده اند.

لذا  از لحظه‌ای که تورکی یا تورک‌هایی به خدمت اهداف مافیای فارس اصفهان و ...در آمده و منافع تورک‌ها را به پای منافع فردی و مافیایی فارس ها ریخته اند و از منافع فارس ها و فارسی دفاع کرده اند، دیگر تورک محسوب نمی شوند.‌

چرا که آن‌ تورک یا تورک‌ها، در عمل و فکرشان، به دشمنی با تورک‌ها پرداخته و خدمت به فارس‌ها و مافیاهای فارس را انتخاب کرده اند.

خدمت و خیانت ملی افراد و تشکل‌ها و همچنین تعلق ملی افراد و تشکل‌ها را هم با میزان و سمت و سوی خدمت و خیانت افراد مشخص و تعیین و قضاوت می کنند.

اگر افکار، کارها، فعالیت‌هاو سرمایه های هر فرد یا گروهی، در خدمت ملت خودش نباشد، آن فرد  در حال خیانت به ملت خودش است.

برای همین، هر فرد باید از "تعلق ملی" و "ملت خود"، و "وطن خود" تعریفی بسیار دقیق و ظریف در ذهنش داشته باسد تا بتواند منافع ملی، ملت  وطن و خدمت و خیانت را محاسبه کرده، بر اساس آن رفتار بکند۰.

اگر فکر، کار، سرمایه، تولید، مصرف، سخن، نوشته و ... تو، به عنوان یک تورک، در جهت  خیانت یا ضربه زدن به منافع ملی ملت تورک باشد، تو دیگر یک خائن به ملت و وطن تورک هستی.‌

اگر آن خیانت به ملت و وطن تورک‌ها را آگاهانه و با اراده انتخاب کرده باشی، تو از تابعیت و شهروندی ملت تورک خارج شده‌ای.

 سمت و سوی سخن، فکر  رفتار، گفتار، سرمایه، تولید و مصرف خیانت کارانه تو  نشان می‌دهد که تو، داوطلبانه، تابعیت ملت تورک را ترک و تابعیت ملتی را انتخاب کرده ای که برای تامین منافع آن‌ خدمت و تلاش می کنی.

کاش، هر تورکی در ایران، بفکر تاسیس و اداره یو مافیا در راستای تامین و تظمین منافع فردی، گروهی، شهری و ملی تورک برآید.

در میدانی که فارس‌ها با تیم‌های مافیایی بازی می کنند، بازی فردی تورک‌ها در مقابل فارس‌ها، نتیجه ای جز باخت حتمی نخواهد داشت. 

باید مقررات بازی تیمی  در هر زمینی و زمانی و مکانی را یاد بگیریم.

 اگر در ایران، بازی تیمی قواعد و روش‌های ویژه خودش را دارد، نمی توانیم، در خارج از آن قواعد موفق بشویم.

 برای این که دیگر بازنده نباشیم، باید تیمی بازی بکنیم. باید تیم‌تورک‌ها را سازماندهی بکنیم.

حال، سوال این است:
آیا این تبریزی، به منافع ملی تورک‌ها خیانت خواهد کرد؟

آیا تابعیت ملت تورک را داوطلبانه ترک کرده، تابعیت توده‌های فارس را خواهد پذیرفت؟

آیا فارس‌ها و فارسی را بر تورک‌ها و تورکی ترجیح خواهد داد؟

آیا سرمایه‌ها را به وطن تورک‌ها سوق خواهد داد، یا در تخریب بیشتر وطن، اقتصاد، زبان، تاریخ و ... تورک‌ها فعال خواهد شد.؟

آیا ‌‌‌با تیم تورکی به میدان خواهد رفت یا در تیم دیگران و برای دیگران بازی خواهد کرد؟

انصافعلی هدایت 








Saturday, January 20, 2024

Abdülhemit'den sonra, Batılılar, Müselmanları bölüb, Kanlarında Boğdular

 


Abdülhemit'den sonra, Batılılar, Müselmanları bölüb, Kanlarında Boğdular


Batılılar, Müselmenları Nece Oynatdılar?


İslam ve müselman dünyasının sülhü, emniyyeti, özgüveni, Abdülhemit Sani, Osmanlı Halifes ile çökdü.


onlar ki Abdülhemit'i işden götürüb, Hilafeti lagv etdiler, İslam dünyasının bölünmesine, müselmanların qanının akmasına sepep oldular.


Batılı kuvveler ve onların müselman dünyasındakı elleri, Abdülhümitden sonra, halifelik toprakların, Kirk Dörd memlekete böl-pay etdiler.


O gün, bu gündür ki Kiristiyan Batı, müselmanları sümürgeye alıp, bir birlerinin canına salıp, müselman kanı tökdürübler. Habelə müselmanlar, Batılı Kırıstiyanların oyuncaqları olmuşlar.


Ecena birde, İslam Dünyası ve müselmanlar birleşib, Halifelik kurub, güclü bir Ümmət olabilirler mi?


Insafəli Hidayət 







بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc