Saturday, October 11, 2025

مهندسی جهل 183

  مهندسی جهل 183

https://youtube.com/live/_RE2WiHeoIs


نام کتاب تورکی: ترجمه تورکی من لایحضره الفقیه

نام مترجم: محمدعلی خداوردی حافظ قرآن

نویسنده عربی: شیخ صدوق

مذهب نویسنده و مترجم: مذهب هر دو شیعه اثنی عشری

زبان ترجمه: تورکی قشقایی

نوع الفباء: الفبای تورکی -عربی

تاریخ ترجمه: 1122 قمری

ترجمه در دوره: شاه سلطان حسین صفوی - آخرین شاه سلسله صفویه


با لطف و عنایت حضرت احد لم یلد و لم یولد، در این جلسه از "مهندسی جهل"، با یک کتاب دستی نویس، خطی، قدیمی، تخصصی در رشته فقه شیعه، با سیصد و بیست و پنج (325) سال قدمت، و نوشته شده در زبان تورکی قشقایی آشنا شدیم که در دوره صفویه، و به زبان ملی و دولتی  رایج در پایتخت و نواحی اطراف آن نوشته شده است. 

شاید هم زبان تورکی آزربایجان، در آن زمان، عین لهجه تورکی قشقایی و تورکمنی بوده است. لکن، به تدریج و با سلطه و هژمونی تدریجی و اجباری زبان فارسی و تورکان خودفروخته پان فارس، به تدریج تغییر یافته، با صداها، آواها و جمله بندی های زبان فارسی عجین شده است.

در نتیجه، زبان تورکی آزربایجانی، از تورکی تورکمنی و تورکی قشقایی فاصله گرفته است. 

البته که این جریان و حرکت تحلیل تورکی در فارسی، از زمانی که آموزش همگانی و اجباری فارسی از دوره رضا کودتاچی آغاز و اجباری شد، شدت گرفت. از آن زمان تا کنون، همه افراد تورک و افراد غیر فارس زبان مجبور شدند تا نه در زبان مادری -ملی و تاریخی خودشان که در زبان بیگانه فارسی آموزش دیده و کار بکنند. 

در نتیجه، زبان ها مادری همه ملل، بخصوص زبان تورکی تورک ها در تنگنای روز افزون واقع شدند. در این محاصره و زندان زبانی، فکری، تاریخی، تمدنی، و … قوت و توان همه زبان های ملی، از جمله تاب و توان زبان تورکی روز به روز تضعیف شده، به مرگی روز دردناک و طویل المدت محکوم شدند. این زیست زبانی-فکری روزمره، آن هم تحت سایه تاریک زبان فارسی، توانایی ارتباطات تمدنی، زبانی و فکری ملل تورک آن ها را هر روز نسبت به روز قبل محدودتر کرد.

در نتیجه، این زبان ها، از جمله زبان تورکی اصالت و توانایی اولیه خودشان را از دست دادند. بعضی از زبان ها و لهجه ها در این فشار و زندان و محاصره زبانی-تمدنی-فکری تن به مرگ تدریجی دادند و از بین رفتند.

بعضیهای دیگر،در آمیختگی مصنوعی با زبان فارسی، شکل و شمایل ناقصی از گذشته تاریخی-تمدنی-فکری خود و فارسی تهرانی را گرفتند.

چرا که هر نوع فعالیت مکتوب زبانی و همچنین رابطه با تمدن فکری، مکتوب و زبانی گذشته آن ملل با گذشته خودشان قطع شده است.

همچنین دولت های مستقری که به نام ایران و به کام فارسی مدیریت اعمال می کردند و مدیریت می کنند، بودجه ها و پرسنل های بسیار سهمگینی و زیادی را برای تضعیف و نابودی زبان های ملی-تاریخی ملل سرمایه گذاری کرده اند و می کنند.

یعنی، نه تنها زبان تورکی که زبان  و لهجه های همه ملل ساکن در زیر سایه شوم ایران و فارسی، به تحمل نوعی حبس در سلول انفرادی زبان و فکر فارسی محکوم و محبوس شده اند.

 یعنی، زیست زبانی و فکری دیگر زبان های غیر فارسی، در سلول انفرادی زبان و فکر فارسی، از زمان رضا کودتاچی، روز به روز شدت بیشتر و شکل اداری تر و رسمی تری گرفته است. 

هدف این سیاست های دشمنانه و تهاجمی پانفارس ها و پان ایرانیست ها، از بین بردن رقابت عادلانه ای که در طول تاریخ و در میان ملل همسایه رواج داشته بوده و است. ولی ان ها به حذف رقابت های تمدنی رضایت نداده اند و نمی دهند. هدف آن ها، حذف کامل زبان تورکی و تورک ها از صحنه سیاسی، اقتصادی، جغرافیا، سرزمین و وطن هایشان است.

این سیاستمداران، در راه نابودی کامل و زیربنایی زبان تورکی و دیگر زبان های ملی-تاریخی- تمدنی این ملل، از هیچ کوششی و جنایتی جمعی و ملی خود داری نکرده و خودداری نمی کنند. 

در راس این جنایت ها، اعمال سیاست های مهندسی جهل و جاهل بار آوردن انسان تورک و بریدن انسان تورک از تمدن زبانی، تمدن مکتوب، تمدن عاطفی، تمدن فکری، تمدن استدلالی، تمدن اخلاقی، تمدن دینی و تمدن جهان بینی تورک بوده و هست. تا تورکی بماند که دیگر از هیچ جهتی تورک نیست و با تورک زیستن رابطه ای ندارد. تورک مورد نظر نهایی آن ها، تنها پوسته ای تحقیر شده و بدشکل از نام تورکی را با خود یدک می کشد. 

تورک مورد نظر و مطمح سیاست های آن ها، تورکی بدون امید و بدون اعتماد بنفس تاریخی، بدون زبان، بدون فکر، بدون تمدن مکتوب، بدون تمدن عاطفی و حتی بدون تعلق وطنی خواهد بود. 

در این تورک، مفهوم وطن و وطن پرستی جای خود را به سرزمین داده است. سرزمینی که دیگر وطن نیست، وطن انسان تورک نیست. بهخ انسان بی وطن تبدیل شده است. او برای آن سرزمین نمی جنگد. آنجا دیگر وطن نیست و این سرزمین مفهومی، برایش اهمیتی ندارد. چون به مفهوم سرزمین، در زبان فارسی تبدیل شده است. 

برای انسان تورکی که دیگر جز پوسته ای از تورکیت را به یدک نمی کشد، بین وطن تاریخیش، با یک سرزمین در قاره دیگری تفاوتی نیست. این انسان تو خالی از تورکیت تاریخی-تمدنی و زبانی، هیچ احساسی نسبت به وطن، زبان و تاریخش ندارد. انسان “اتمواره” است که هستی زیستی او، از همه چیزها و همه کسانش ایزوله شده است و ایستیزلیزه و پاستوریزه شده است. او انسانی اتمی است که در تنهاییش زندانی شده است.

لهجه قشقایی که در این کتاب بکار نوشتن رفته است، در مناطقی که امروزه، جنوب ایران نامکیده می شوند، قرار دارد که شامل استان های هرمزگان، بوشهر، خوزستان، کرمان، یزد، اصفهان، فارس، چهارمحال و بختیاری، ایلام و لرستان .و … می شود. تورکی دوران صفویه در این مناطق، بعلاوه آزربایجان تاریخی و تورکمن صحرای تاریخی، زبان اکثریت افراد ساکن بوده است. 

همچنین لهجه های مختلفی از زبان تورکی در فراتر از مرزهای ایران امروزی و در همه نواحی آن، در دوره صفویه رواج داشته اند که در برخی مناطق جغرافیایی، اکثریت مطلق کسانی که در آن سرزمین ها زندگی می کرده اند، تورک و تورک زبان بوده اند.

نویسنده ترجمه “من لایحضره الفقیه”، در ابتدای کتاب، خودش را اینگونه "محمدعلی خداوردی حافظ قرآن" معرفی می کند.

او در ادامه توضیح می دهد که تورک های پراکنده در دورون سرزمین هایی که تورکان آزربایجان در دوره صفویه بر آن ها فرمان می راندند، نمی توانند از زبان های عربی و فارسی استفاده بکنند.

این کلمات به این معنی هستند که زبان فارسی، در دوره صفویه، ارزش زبانی، ارزش فکری، ارزش فرهنگی و تمدنی، ارزش اداری، ارزش سیاسی، ارزش دینی-مذهبی، ارزش حقوقی، ارزش آموزشی و ارزش … نداشته است. 

بلکه برعکس آن چه مهندسان جهل در یکصد سال گذشته به زور به ما قبولانده اند، در دوره صفویه و قبل تر از آن، زبان تورکی جایگاه اصلی را هم در میان ملل و هم در میان سیاستمداران و دولتمردان اشغال می کرده است. 

در سلطه زبان و تمدن تورکی،جا و فضا برای همه زبان ها و تمدن ها لازم و ضروری دیده می شده است. 

یعنی زبان و تمدن تورکی، وجود دیگر زبان ها را مزاحمی برای رشد خود نمی دیده است. بلکه با آن ها رقابت می کرده و بر رشد خود در سایه رشد آن ها می بالیده است. همان طور که با مردمان آن زبان ها هم تجارت و داد و ستد می کرده است.در نتیجه، زبان تروکیف فضا را برای خود تنگ نمی دیده تا درصدد حذف و نابودی دیگر زبان ها برآید. 

در نتیجه، مترجم تورکی، در سال 1122 قمری تصمیم می گیرد تا کتاب "من لایحضره الفقیه" شیخ صدوق را از عربی  به تورکی ترجمه بکند تا انسان تورک، از متن آن چه در زبان عربی نوشته شده بوده است هم آگاه بشود.

این کتاب، 498 صفحه دارد که به شکل عکس (نه پی.دی.اف) به دست ما رسیده است. 

با این همه، این کتاب، تنها به بخش "صلاه" کتاب شیخ صدوق محدود شده است. این 498 صفحه، تنها یکی از مجموعه مجلدات  کتاب من لایحضره الفقیه به تورکی است. احتمالا مجلدات دیگری هم به قلم همین مترجمان یا مترجم نوشته شده باشد.

هر دوی نویسندگان عربی و مترجم تورکی کتاب من لایحضره الفقیه، شیعه دوازده امامی هستند. 

با این همه، در این کتاب، با اغراق های شدید شیعیان غالی و غلو کننده روبرو نیستم یا کمتر روبرو هستیم.

گرچه این کتاب در دوره سلطان حسین صفوی نوشته شده است اما به نظر می رسد که این نسخه، از روی کتاب یک نسخه دیگر و توسط چند انسان تورک باسواد و با دست خط های متفاوت نوشته شده است. 

همچنین مشاهده می شود که نویسنده یا نویسندگان، در نوشتن این نسخه از ترجمه من لایحضره الفقیه، از مواد نامرغوب استفاده کرده اند. 

همین هم نشان می دهد که خریدار و نویسندگان کتاب، امکانات مالی زیادی در اختیار نداشته اند. آن ها، تنها به واسطه علاقه قلبی، و تمایل برای آگاهی از نوع نگاه فقهای شیعه درباره مسائل دینی، به نوشتن این کتاب اقدام کرده اند.


خود همین موضوع هم فرضیه ای که بر اساس آن، سلاطین صفوی مردمان شیعه کنونی در ایران و نواحی اطراف را به زور شیعه کرده اند را باطل می کند. 

البته در متن کتاب، و در مجموعه اندک سطوری که مرور کردیم، با مطالبی روبرو شدیم که با آن چه در صد ساله گذشته به ما گفته اند و شنیده ایم، در تضاد کامل قرار دارد.


نکته پایانی این که، زبان تورکی به کار رفته در ترجمه "من لایحضره الفقیه"، زبانی بسیار ساده، صمیمی و محاوره ای بکار رفته است و از رسم الخط ادبی یا دولتی در آن اثری دیده نمی شود.

متاسفانه، وضعیت ظاهری این نسخه از آن کتاب، بسیار نامناسب است و زمان  و شیوه حفاظت از این نسخه، به آن صدمات فراوانی وارد کرده است. همچنین، از جوهر نامرغوب در نوشتن آن استفاده شده است که باعث شده تا بخش مهمی از متن و کاغذ با رنگ سیاه آلوده بشود.

با این همه، به راحتی و با اندکی تلاش می توان با زبان تورکی، فکر، نوع نگاه عالم شیعه در این اثر رابطه فکری، ایمانی، انتقادی، تاریخی، زبانی، و .. برقرار کرد.


انصافعلی هدایت

١٨ ربیع الثانی ١٤٤٧



Friday, October 10, 2025

 مهندسی جهل 182



مهندسی جهل 182 


نام کتاب: عروض تورکی

نویسنده: علی جمال الدین

نوشته شده به فرمان: سلطان عبدالعزیز خان ابن سلطان الغازی محمود عدلی خان

زبان کتاب: تورکی ازبکی

تاریخ کتابت: در حدود سال 1660 میلادی

نوشته شده: در حدود 365 سال قبل

نوع خط: تورکی-عربی

نوع خط کتابت: چاپی. احتمالا چاپ سنگی 

تاریخ چاپ: نا معلوم

محل نگهداری کتاب: کتابخانه سولیمانیه در استانبول- تورکیه


در این جلسه از مهندسی جهل، با کتاب "عروض ترکی" (تورکی) بسیار تخصصی، ادبی، چاپی، قدیمی سه صد و شصت و پنج ساله (365) آشنا شدیم. مرحوم علی جمال الدین تورک، در این مجموعه تخصصی درباره تخصص های ادبی مرتبط با هنر و فن شعر و انواع و اقسام آن، همچنین به تجزیه و تحلیل جزئیات تشکیل دهنده انواع و اقسام شعر و سخنان دارای وزن و آهنگ اقدام کرده است.

تخصص در شعر، هماننده تخصص در فلسفه، در منطق، در ریاضیات و ... یک نوع کار و جهاد فکری مطلق است.

نویسنده، رد 365 سال قبل و به هنگان نوشتن این کتاب تورکی، ابتدا، تک تک اصطلاحات فنی،علمی و کاربردی بیان این رشته و دارای کاربرد در بررسی اشعار را تعریف می کند. 

او در ادامه تعریف هر سوز و کلمه ای، از اشعار شعرا نمونه هایی را می آورد و آنگاه، به بررسی آن چه در تئوری و تعریف گفته است، بر روی کلمه، مصرع و بیت، تطبیق داده، آن ها را بر اساس تئوری ها و تعاریفی که از قبل داده است، تحلیل و آنالیز می کند.


جای خالی این کتاب تورکی، آموزشی، علمی دقیق، در آموزش رشته های ادبیات در دبیرستان و دانشگاه ها خالی است. 

در نتیجه، کسانی که می خواهند، شعر را خوب بفهمند و بتوانند بر اساس اصول و مقررات این رشته، شعرها را نقد بکنند، درباره اشعار شعرا نقدی بنویسند یا نظری بیان بکنند، یا خودشان شعر بسرایند، باید علاوه بر داشتن قریحه ذاتی، لازم است تا با این رشته هم آشنا باشند.


عروض تورکی، دارای سه موضوع و بخش مستقل از هم است. 

در بخش اول کتاب، به بررسی "عروض تورکی" می پردازد. در بخش دوم، به "علم قوافی" و در نهایت به بررسی "صنایع شعریه و علم بدیع" دست می زند.


انصافعلی هدایت

الجمعة - ١٧ ربیع الثانی ١٤٤٧


Thursday, October 9, 2025

مهندسی جهل 181

  مهندسی جهل 181



نام کتاب: کشف الهدی فی صفت المصطفی

موضوع کتاب: وصف حضرت محمد (ص) و تاریخ حیات آن حضرت

زبان: تورکی خوارزمی (شامل مناطق گسترده ای از أوزبكستان، تركمانستان و كازاخستان امروزی)

محل نگهداری کتاب: آلمان

نوع خط: تورکی -عربی

وضعیت کتاب: بسیار آسیب دیده ولی بازسازی شده

تاریخ نوشتار: نامعلوم

تاریخ نسخه برداری: سال (1171)  یکهزار و صد و هفتاد و یک

تاریخ ورود به کتابخانه در آلمان: سال (1688) یکهزار و ششصد و هشتاد و هشت

کتاب به امر و حمایت یک شاه خوارزم نوشته شده است

نام نویسنده: محمد بوصیر

نام نسخه بردار: نا معلوم

زواید بر کتاب: نسخه بردار یک صفحه بر کتاب و به زبان فارسی علاوه کرده است.


در این جلسه، با این کتاب قدیمی چند صد  ساله تورکی تخصصی، دست نوشته خطی و تاریخی آشنا شدیم. 

گرچه متن این کتاب تورکی به لهجه تورکی "خوارزمی" نوشته شده است و شاید خواندن و ادراک کلمات و معانی آن و همچنین برقراری رابطه عقلانی، زبانی، عاطفی و … با آن دشوار جلوه نماید اما زبان تورکی آن، زبانی صمیمی و ساده را نمایندگی می کند. 

خواننده محروم از آموزشهای تخصصی در زبان تورکی و زبان مادری هم می تواند با اندکی کوشش، به خواندن آن نایل بیاید. می تواند آن را بخواند، با آن ارتباط فکری، عقلانی، عاطفی، زبانی، تاریخی و زبان شناسانه برقرار بکند.

خواندن این کتاب تورکی چند صد ساله را به علاقه مندان به زبان تورکی توصیه می کنیم.


انصافعلی هدایت

١٦ ربیع الثانی ١٤٤٧



Wednesday, October 8, 2025

  مهندسی جهل 180

https://youtube.com/live/-nsi2xh-0ho

نام کتاب: مناقب شیخ صفی

نویسنده: نامعلوم

تاریخ نسخه برداری: سال (968) نهصد و شصت و هشت

نوع خط: دست نویس - خطی

عمر کتاب: چهارصد و هفتاد و نه (479) سال

زبان: تورکی

الفباء: الفباء تورکی-عربی

موضوع: زندگینامه و افکار شیخ صفی الدین اردبیلی و عارفان دیگر در موضوعات عرفانی


در این جلسه با کتاب دیگر دست نوشته خطی چهار صد  هفتاد و نه (479) ساله تورکی، تخصصی، در مورد مباحث عرفانی و شناخت انسان، مراتب رشد روحانی و درونی انسان، آن هم در زبان تورکی آشنا شدیم. 

گرچه، ظاهر کتاب، اندکی آسیب دیده است. در بخش هایی از بعضی از صفحات، یک یا چند کلمه قابل خواندن نیستند اما قلم و زبان نویسنده تورک، به قدری روان . ساده و صمیمی است که به راحتی می توان این کتاب را خواند. به آسانی می توان مطالب آن را به میزان درک و شعور، تجربه و آگاهی های لغوی، معنوی و عرفانی خود خواننده ادراک کرد.

در گذشته، نویسندگان، عرفا و علما بر ساختن انسان، به عنوان یک فرد دارای ارزش های انسانی همت می کردند. آن ها تلاش می کرده اند تا “فرد”ها را از طریق آموزش های میان فردی بین استاد و شاگرد، با آموزش های زبانی (تئوریک) و عملی، به درجاتی از رشد روانی و تخصصی (شغلی) برسانند که آن ها بتوانند در ساختن جامعه ای بهتر و حتی در ساختن جامعه آرمانی یا آرمان شهر، اگر نه رهبر که یاریگر و راهبر رهبر بشوند.

یعنی در سیستم آموزشی تئوریک-عملی، آموزشی و تجربی قدیمیتی و بومی تر، ملی تر، دارای ریشه در عرف و تاریخ و نیازهای اجتماع انسان شرقی، افراد را بر اساس ظرفیت ها و استعدادها، توانایی های دریافتی، تجربی و احساسی هر شخص، انتخاب کرده، آموزش داده، بر رشد همه جانبه فرد تاکید گذاشته می شده است. 

در گذشته، علما و عرفای تورک که از بطن همین جامعه، تاریخ، آداب و سنن، نیازهای مختلف ملی-اجتماعی برخاسته بوده اند، به تجربه،^ به آزمون و خطا، به این نتیجه رسیده بوده اند که تغییر همه افراد و همه انسان ها، نه شدنی است، نه ممکن است و نه کاری عملی است. 

در نتیجه، آن علماء و عارفان معتقد شده بوده اند که جامعه را برگزیدگان و متخصصانی، از میان همان جمعیت ها اداره می کنند و آن جامعه یا رهبران آن جامعه را به اهداف کوتاه مدت یا بلند مدت خود یا رهبران آن جامعه، یعنی به آرمان شهرهای مورد خود یا رهبران آن جامعه می برند.


 یعنی آن ها، بر نقش و جایگاه فرد منحصر به فرد افراد ویژه در اجتماع و نقش رهبری افراد بسیار تاکید می کردند. 

در نتیجه، آن ها، نه قصد داشتند و نه می خواستند که همه انسان ها را تحت آموزش های عمومی قرار داده و عمر همه آن ها را تباه بکنند.

چرا که به عقیده آن ها، یک پیغمبر، به عنوان یک رهبر، با افکار، احساسات، آموزش ها و تجارب ویژه، برای تغییر جهان بینی، و شیوه زندگی یک ملت کافی بوده و آن ها به تنهایی برای آغاز و بنیان تغییر اقدام می کرده اند. 

در این مرحله، جامعه بشری سنت زده، و مدفون در دل حوادث انتخاب شده و بزرگ شده تاریخی، خفته در میان لالایی های آداب و سنن، و تامیگر منافع گروه های مسلط اجتماعی-اقتصادی، به دو بخش طرفداران تغییر و مخالفان تغییر تقسیم بندی می شده اند.

 در راس هرم  هر دو طرف اجتماع تقسیم شده، یک رهبر، یا افکار،آرمانشهر قرار داشتند و هموم انسان ها،هر کسی بر اساس نیاز و اهداف و منافع کوتاه مدت و بلند مدت، کدورت ها و رقابت ها در پی تامین منافع خود در پی یک رهبر حرکت می کرده اند. در نتیجه، جامعه ها به طرفداران رهبر تغییر خواه و همراهان رهبر تثبیت خواه تقسیم شده، جبهه می گرفته اند. هنوز هم به همان شکل عمل می کند.

جنگ و نزاع در میان این دو بخش از هر جامعه ای، جنگ در میان عوام طرفداران دو طرف نبود. بلکه نزاع بر سر افکار، اندیشه ها، آرمانشهرهای رهبران در راس هرم بوده و است.

عوام و توره های هر دو طرف، تسلیم قدرت در یک طرف و تسلیم اندیشه تغییر و عدالت خواهی در سوی دیگر می شده اند. آنها، منافعشان را همراهی در این، یا در آن می دیده اند.

عوام در هر دو جبهه، سیاهی لشگر رهبرانشان برای دستیابی به قدرت یا از دست ندادن قدرت و اهدافی که آن رهبران در سر داشته اند، بوده اند.


بر اساس همین دیدگاه بوده است که، آن علما و عرفا، علاقه مندان به آموزش را یا بر اثر تصادف و یا در اثر مجالست، بدون توجه و سن و سال طالب، با استعدادهای آن ها آشنا شده، آن ها را انتخاب می کرده اند یا طالبان را از خانواده خودشان یا از میان فرزندان رهبران اجتماع و اشراف انتخاب می کرده اند و به آن ها آموزش های تخصصی داده می شده است تا عمر آن ها بیخود و بی جهت صرف آموزش های غیر ضروری نشود. 


این همان کار و شیوه ای که در سیستم غربی نادیده گرفته می شود. سیستم غربی در پی متخصص سازی و ساخت قدری که بتواند جهان را تغییر دهد، و تغییرات توسط افراد از هز طبقه ای باشد، نیست.

آموزش در سیستم غربی، آموزش نیست. آموزش، به تقلید از سیستم آموزش غربی، یک سیستم و شغل برای تولید بیسوادهای بسیار زیاد است که آموزش های پانزده- بیست ساله آن ها، در زندگی آن افراد کمترین تاثیر را دارند. در تغییر جوامع اصلا تاثیری ندارند. 

مدارس، کالج ها و دانشگاه ها، بخشی های مختلفی از یک ماشین بسیار عظیک تولید کارگر ساده ارزان قیمت برای بخش های تولیدی هستند. 

با این همه، همین محصولات آموزشی سیستم آموزشی هم در محل کار و تولید به درد تولید کننده استخدام گر نمی خورد.

این بیست سال آموزش دیده ها، باید برای ورود به بازار کار، دوباره در محل تولید و اشتغال، تحت آموزش قرار گیرند. 

همین سیستم آموزش همگانی، نه تنها عمر میلیاردها انسان را به هدر می دهند، بلکه  از این راه، میلیاردها دلار را به جیب می زند. 

چرا که همه سیستم های آموزشی در همه کشورها، خود سیستم تولیدی هستند که ابزارهای لازم (کارگر ارزانی که نیازمند کار و درآمد است) را برای سیستم های تولید کالاهای مصرفی را تولید و به بازار عرضه می کنند.

در این سیستم های تولیدی و سیستم های ساخت پول و ثروت، در میان میزان تولید، میزان عرضه و میزان تقاضا برای تخصص ها، هیچ ارتباط عقلانی و آماری وجود ندارد.

برای این که این سیستم های تولید انسان به اصطلاح باسواد ادامه داشته باشد، صاحبان قدرت در این عرصه، "بر اساس خواسته و علاقه ات تحصیل بکن" را به عنوان یک شعار جذاب، بخورد انسان های جوان بدون تجربه می دهند تا آن ها را در این بنگاه های آموزشی جذب بکنند.

 همین انسان جوان بدون تجربه ای که فریب آن شعار زیبا را خورد و فکر می کند که خواهد توانست جهان را تغییر بدهد، وارد سیستم می شود، به پیچ و مهره ماشین بدل می شود که مهمترین شعارش، زیاد کارکردن است اما وقتی همین جوان بعد از ده ها سال، به مرحله خودکفایی و اداره زندگی خودش می رسد، با آن که دیپلم دبیرستان را گرفته، کالج را تمام کرده یا در مقاطع مختلف دانشگاه مدرک گرفته است، اما نمی تواند در آن رشته کاری پیدا بکند. با انبوهی بدهی به بانک ها و دانشگاه ها و دولت، مجبور است در آن سن، دوباره تن به آموزشی دیگر، در تخصص دیگری داده، آموزش کوتاه مدتی را طی بکند که شاید بتواند درآمدی ایجاد بکند تا زندگیش را اداره بکند و بیش از آن در میان چم و خم دندانه های سیستم های استعداد کش اسیر نماند.

لذا، آموزش عمومی، یکی از ابزارهای کشتار استعدادها، بیهوده سازی عمر، تولید قربانیان مهندسی جهل، شستشوی مغزی-آموزشی توسط مهندسی جهل و جهالت پروری است که در اجتماع هم تاثیر چندانی نداشته و ندارند.


در این کتاب تورکی، بر آموزش فردی افراد، متناسب با وضعیت خانوادگی، استعدادهای فردی، تجربه ها، احساسات، گذشته افراد، به افراد آموزش های نظری و عملی داده می شود تا با تغییر فرد، جامعه و جهان تغییر یابد. 

در حالی که در سیستم کنونی، مدرسه و دانشگاه، کارخانه تولید محصولات بی کیفیتی هستند که نمی توانند گرهی از گره های جامعه را باز بکنند. بلکه خود، به گرهی از گره های جامعه افزوده می شوند.


انصافعلی هدایت

١٦ ربیع الثانی ١٤٤٧


Tuesday, October 7, 2025

مهندسی جهل 179

 مهندسی جهل 179



نام کتاب تورکی: زندگی نامه مولانی حضرت فصولی بغدادی

زبان:  تورکی، عربی و فارسی

تاریخ نسخه برداری: یکهزار و سی قمری 1030

خط: تورکی-عربی

نوع خط: دست نویس و خطی


امروز با این کتاب تورکی، دستنویس، خطی، ادبی و زندگینامه، دارای چندین مینیاتور و حاوی سمبل هایی در تلاش برای شکستن رسم و رسوم و چارچوب های مختلف و بی نظیر تاریخی آشنا شدیم.

از نسخه برداری این کتاب، چهارصد و هفده (417) سال قمری می گذرد. احتمالا این نسخه  به فرمان حاکمی با نام "صفر قلی بیگ" نوشته شده است.

پز چه این کتاب دستنویس است اما چنان زیبا نوشته شده است که خواندن آن با آن که آسیب های جدی با آن وارد شده است، سهل جلوه می کند. 

همچنین این کتاب، از دو بخش جداگانه تشکیل شده است. در بخش اول، خود مولانا حضرت فضولی شمه ای از زندگی، و دلایل تورکی نویسی خودش را شرح داده است که آگاهی به این امور و دلایل وی، برای ما تورک های امروزی بسیار مهم و حیاتی است.

در حقیقت، در این بخش که به قلم خود حضرت فضولی نوشته شده است، با قریحه شعری آن حضرت و با بخشی از افکار او، وضعیت اجتماعی، موقعیت شعر، شهرا و نویسندگان آشنا می شویم.


در بخش دوم با غزل ها و در انتهای کتاب هم با ابیاتی از او آشنا می شویم.


انصافعلی هدایت

١٤ ربیع الثانی ١٤٤٧


Monday, October 6, 2025

مهندسی جهل 178

 مهندسی جهل 178


کتاب: لغت اربعه

نویسنده: نا معلوم

تاریخ: نامعلوم اما تاریخی که کتاب به کتابخانه داده شده یکهزار و هفتصد و هشتاد و سه (1783 م) است.

نوع خط کتاب: دست نویس، خطی

زبان کتاب: تورکی، عربی، فارسی و یونانی


در این کتاب، لغات به شکل گروهی، مجموعه وار و در یک موضوع معین دسته بندی شده اند. این لغات، بیشتر به لغات روزمره نزدیک هستند که در زندگی روزمره کاربرد دارند.

با آن که این دست خط، بیش از تاریخ ورود به کتابخانه عمر دارد ولی چنان زیبا، قابل خواندن نوشته شده است که انسان تورکی که از زبان، تمدن فکری و تمدن مکتوب ملی  اجدادی خودش محروم هم مانده باشد، می تواند آن را به راحتی بخواند. می تواند با کلمه به کلمه آن، در زبان تورکی، رابطه فکری، عاطفی، احساسی برقرار بکند و از خواندن آن خسته نشود.

نشاطی که به هنگام مطالعه این کتاب، به انسان بی سواد در زبان تورکی دست می دهد، آن را از لغتنامه های حرفه ای تری که نوشته شده اند (و ما چند لغت نامه را در طول همین برنامه ها معرفی کرده ایم) متمایز و جدا می کند.

در عین حال سادگی این اثر ادبی-زبانی، انسان با خواندن این کتاب، با کلماتی آشنا می شود و متوجه می شود که آن کلمه ها، در اصل، فارسی نبوده اند و از تمدن فکری و احساسی و اخلاقی و تمدن مکتوب تورکی به فارسی راه یافته اند.

همچنین خواننده متوجه می شود که اگر این نویسنده، اولین فردی نباشد، حتما جزو اولین هایی است که برای خواندن کتابش اصول و قواعدی را تعیین کرده است. 

او برای نقاشی حروف و صداهای تورکی، فارسی، و یونانی، اصول و قواعد مکتوبی را نوشته است تا هر خواننده عامی و حتتی متخصصین هم، بر اساس تمایلات شخصی، موقعیت زمینی و زمانی خودشان، حروف، کلمات و صداها را نخوانده و آن ها را مطابق میل، و تغییر زبان در جغرافیا و زمان تغییر ندهند. 

لذا، او اصولی را برای "آوای" حروف و صداهای علایم و حروف نوشته و ثبت و ضبط کرده است تا راهنمای خواندن انسان علاقه مند باشند.

هر خواننده ای، بعد از خواندن این اصول و آشنایی با صداهایی که در یک زبانی است و در زبان های دیگر یا نیست و یا هست ولی کمی با هم اختلاف دارند، را درست بخواند و درست بفهمد.

این همان چیزی است که امروزه، در تمامی دیکشنری ها، لغتنامه ها و دایرة المعارف ها، علایمی را برای بیان، خواندن و تجسم صدها و نقاشی حروف بدست می دهند که به آن "فونوتیک" گفته می شود.


خواندن این کتاب اولیه لغتنامه تورکی، به همراه سه زبان دیگر را توصیه می کنیم تا شاید در خوانندگان به بحث لغت علاقه بیدار بشود.


انصافعلی هدایت

١٤ ربیع الثانی ١٤٤٧



Sunday, October 5, 2025

مهندسی جهل 177

  مهندسی جهل 177

https://youtube.com/live/oLLjAjwAvFc


کتاب: البویروق شیخ صفی

در این جلسه با متن استراتزیک تورکی آشنا شدیم. محتوای این کتاب تورکی تاریخی با عمردی بیش از هفتصد و پنجاه سال (750)، یکی از ده ها و بلکه صدها تجربه ملی و تاریخی دولت سازی و فعالیت های رهبری تشلیلات سازی تورک ها بوده است که ما تورک ها در این دو قرن اخیر، با آن ها بیگانه شده ایم.
چرا که ما تورک ها، با نظریات سیاسی و دولتمداری و دولت سازی، فعالیت های تشکیلاتی، رهبری گروه و ملت غذبی ها آشنا شده ایم اما با آن چه خودمان داشته ایم و فلسفه، استراتژی، مدیریت و رهبری ملی و تاریخی خودما و با شرایط فکری، اجتماعی، اقتصادی و تاریخی ما هماهنگ بوده است، بیگانه شده ایم آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.
در این جلسه، و احتمالا در جلسات آتی، کتاب دست نوشته خطی تورکی نخواندیم و نخواهیم خواند. یعنی این نسخه از کتاب البویروق شیخ صفی الدین اردبیلی، کتاب چاپی است. در نتیجه خواندن آن برای مایی که در ز بان و تمدن فکری و مکتوب تورکی آموزش سیستیماتیک ندیده ایم هم سختی چندانی نداشت. اگر چه در درک عمق معنایی و سیاسی، استراتژیک، رهبری و فهم فعالیت های تشکیلاتی آن با مشکل ادراک و فهم مواجه هستیم.

بزرگانی که این کتاب را احتمالا از روی یک نسحه خطی و دست نوشته قدیمی بازنویسی کرده وبچاپ رسانده اند، زحمت کشیدهف آن را به فارسی هم ترجمه کرده اند.
این بزرگوارانف در چاپ کتابشصت و چهار صفحه ای این کتاب، یک ابتکار بخرج داده، مطالب هر صفحه را به دو زبان و با یک الفبا نوشته و قرار داده اند تا هر کسی که با زبان تورکی آشنا نیست، بتواند با فارسی آن مقابله کرده، بخواند. یعنی چون دو صفحه ای که رو بروی هم قرار د ارند، در دو زبان مختلف نوشته شده اند، برای درک و ادراک مطالب و مفاهیم به هم یاری خواهئد رساند و لازم نیست تا برای مقایسه بخش تورکی با بخش فترسی صفحات را ورق زد.

بزرگانی که این اثر را برای چاپ آماده کرده اند، مرحوم دکترمحمدزاده صدیق و جناب محمدصادق نائبی هستند.

انصافعلی هدایت
12 ربیع الثانی 1447

Saturday, October 4, 2025

مهندسی جهل 176

  مهندسی جهل 176

https://youtube.com/live/v6OJyQ8cLuI



کتاب 1: دیوان احمد پاشا

نتوانستیم دست خط منحصر بفرد این شاعر تورک را بخوانیم. چرا که به احتمال زیاد اشغار را به مداد نوک تیز و شریفی نوشته بود که در اثر ریزنویسی، تعدادی از حروف، به هم تشبیه شده بودند و خواندن آن را دشوار می کرد. علت این که نتوانستیم این کتاب را به روانی کتاب های قبلی بخوانیم، علاوه بر نوع دست خط نویسنده، همچنین و به احتمال زیاد، این اشعار به لهجه خاصی از تورکی نوشته شده بود. گر چه، در اوقات فراغت و فرصت بال، می توان با صرف کمی وقت حوصله، از رمز و راز حرکت قلم و نقش و نگارش حذوف و له هم چسباندن حروف سر درآورد و براحتی این کتاب را خواند.
اولین شعر این نویسنده در ابتدای کتاب، به زبان فارسی نوشته شده است اما اشعار بعدی این کتاب تورکی هستند. دیوان احمد پاشا در نهصد و نود و نه هجری قمری (999) و در دویست و هشتادو چهار صفحه (284) نوشته شده و در فرانسه نگهداری می شود.

در نتیجه از یک کتابخانه آنلاین دیگری "تورک کیتابخاناسی دانیشقلاری" حدود بیست کتاب دانلود کردیم تا در روزهای آینده با آن ها آشنا بشویم.
کتاب 2 یا مقاله: واژه های ترکی در فرهنگ گیل و دیلم
نویسنده: شاهپور نوروزی

در ادامه جلسه، با کتابی با نام "واژه های ترکی در فرهنگ گیل و دیلم" آشنا شدیم که نه خطی بود و نه قدیمی. ولی ما را به هیجان آورد و به خواندن آن مشغول شدیم. همین باعث شد تا خاطره های کودکی خود در روستا را دوباره و در ذهن خود زندگی بکنیم. با دیدن هر لغتی، سرزمین ذهن و حافظه ما، مانند باغجه ای پر از گل، شکوفه ور شد و ما در باره هر لغتی، آن چه از کودکی خود در ذهنمان مانده بود را به زبان آوردیم. خاطرات و خطرات دوران کودکی است. ممکن است درست به یاد مانده باشد وصحیح گفته باشیم و یا غلط کرده باشیم، در گفته هایمان نادرستی رخنه کرده باشد.

انصافعلی هدایت
١١ ربیع الثانی ١٤٤٧

Friday, October 3, 2025

 مهندسی جهل 175

https://youtube.com/live/tEEpDKMlgcM


آشنایی با کتاب صنع الله غیبی
این کتاب در دو بخش شعر و تفسیر قرآن نوشته شده است.
هر دو بخش با زبان تورکی زیبایی نوشته شدشه است. کتاب، دست خط منحصر به فردی است که برای خواندن آن باید با صبر و کوشش، راه پیمود.
از اشعار معلوم است که نویسنده دارای دو اسم شعری یا لقب بوده است. یکی از آن هادذ"غیبی" و دیگری "قاضی" بوده است.
تک تک کلمه های اشعار شاعر، به عرفان و فلسفه و کلام جامعه فیلسوفان مسلمان مربوز است و به زبان شعر در توضیح آن ها قلم زده است.
در بخش دوم کتاب با زبانی ساده تر اما دستخطی منحثر بفرد، به ترجمه و تشریح چند سوره کوجک قرآن پرداخته و فهم خودش و عقاید و نظریان عرفانی، فلسفی و کلامی خودش در باره آن کلمات و ایایت را نوشته استو

انصافعلی هدایت
الجمعة - ١٠ ربیع الثانی ١٤٤٧

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc