Friday, September 18, 2020

چرا ما به عنواد افراد، جوامع، ملل و کشور، هنوز عقب مانده هستیم؟

 در باره علل عقب ماندگی ما به عنوان افراد، جوامع، ملل و کشور، نظریه پردازی های زیادی شده است. اغلب هم رو نوشت و تقلیدی از دیگران بوده است و ما نسبت عقب ماندگی و خودمان را عمیقا بررسی نکرده ایم. چرا که در پس آن همه نقل قول ها و جمله های آب و تاب دار و نان دار، هیچکدام از گره های کور عقب ماندگی ما باز نشده است. چرا که در باره عقب ماندگی های خودمان، جوامع‌مان، ملل‌مان و کشورهایمان نظریه پردازی نکرده ایم. چرا که به نوعی برتر بینی نژادی مبتلا هستیم که به ما اجازه نمی دهد، واقعیات خودمان به عنوان، فرد، جمع، ملل، و کشور را ببینیم.

این در حالی است که بسیاری از کشورها، همزمان با ما وارد مباحث و ریشه یابی علل عقب ماندگی شده بودند ولی آن ها با پشت سر گذاشتن شناخت موانع عقب ماندگی، توسعه یافته اند و یا در حال توسعه هستند.

مثلا فرض بر آن بود که با افزایش تعداد معلمان، اساتید، حقوقدانان، پزشکان، مهندسان، تاسیس هر چه بیشتر مدارس، دانشگاه ها، مراکز تعلیم و تربیت تخصصی،  بیمارستان، افزایش تعداد تخت بیمارستانی، افزایش گیرنده های رادیویی، تلویزیونی، دسترسی به برنامه های ماهواره ای، دسترسی به اینترنت، افزایش:تیراژ نشریات و تعدد آن ها، تاسیس احزاب و ان‌جی‌او‌ ها، کشیدن راه، راه آهن، فرودگاه و ... توسعه اتفاق خواهد افتاد. میلیون ها فارغ التحصیل مدرسه، دانشگاه داریم، دکتر و مهندس، وکیل، احزاب، راه و راه آهن و فرودگاه ، بیمارستان و تخت و اتاق حراجی و هزاران نشریه و صدها ایستگاه بیست و چهار ساعته رادیو و تلویزیون داریم، به ماهواره و اینترنت هم دسترسی داریم ولی توسعه ای رخ نداده است.

من مایلم، به جای این که با کلیاتی، همه کشورها و ملل و حکومت های کشورهای جهان سومی یا عقب مانده را بررسی و تحلیل روشنفکرانه بکنیم، با سرکردن در کشوری که زندگی می کنیم، کشورها و ملل خودمان را بررسی و تحلیل بکنیم.

 ما باید به بررسی همه جانبه و موشکافانه روابط سیاسی، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، دینی، خرافاتی، نارضایتی از شخص خودمان بعنوان یک فرد و تمایل شدید به تغییر چهره در افراد بطور اپیدمی و همه‌گیر، کپی برداری ناقص و معیوب از دموکراسی، آزادی، سیستم های سیاسی-حقوقی، اقتصادی، مالی، آموزشی، ایدئولوژیک و .. از غرب، بیسوادی در سطح دانشگاهی و ... علاقه و تمایل مردمان به زیستن در وضعیت و شرایط بی حقوقی، تمایل به تماشای اعدام ها و دیدن صحنه های واقعی خشن و حتی لذت بردن از آن صحنه ها، ، اعمال خشونت در خانواده، کوچه، خیابان، بازار (هم از طرف مردم و هم از طرف دولت) عدم شک صحت و سقم هیچ چیزی، فقر فکری و سیاسی و اقتصادی و مالی شدید خودمان‌در سطح روشنفکران، تمایل به گول خوردن مجدد و مجدد از طرف دروغگویان سیاسی، اقتصادی و مالی، شرکت مجدد در انتخابات بدون تاثیر، و ... از این قبیل مسائل و ... بپردازیم و باید راه حل خروج از این وضعیت را بحث بکنیم.

نقش دولت، نقش مجلس و نهادهای قانونگذار، نقش افراد، جوامع و ملل و کشور، نقش نهادهای آموزشی، نقش آموزش ایدئولوژیک در مدرسه و دانشگاه و رسانه ها، نقش نژادپرستی نقش حاکمیت مطلق و دیکتاتوری مطلق نه تنها در دولت بلکه اکثریت افراد ملت مسلط و بخصوص طبقه ای که از آن ها با عنوان الیت و روشنفکران نام برده می شود، نقش عدم اعتقاد به حقوق انسان ها در میان افراد مردم و دولت، نقش روشنفکران ایدئولوژیک و نژادپرست در تداوم عقب ماندگی و تولید افکار عقب مانده و ترویج آن ها توسط روشنفکران، نقش روشنفکران در عدم احترام به حقوق ملل و رعایت خواست های ملی و حقوقی و سیاسی آن ملل و ... عدم آگاهی ملی ملل به اهمیت و جایگاه انسانی، حقوقی، سیاسی و ... خودشان، استعمار و استعمار زدگی ملل غیر فارس و ... بپردازیم.

در اغلب موارد، مسائل و علل و موانع رشد را نادیده گرفته ایم. چرا که رفع آن موانع، باعث از بین رفتن منافع بخش بزرگی از ملت مسلط می شود. براز تداوم تامین منافع پانفارسیسم و پان ایرانیسم، نباید علل واقعی عدم توسعه در ایران را دید، بررسی و موشکافی کرد.

برای همین، بسیاری از مسائل جاری در جوامع، در میان اقشار و ملل   کشور بدون پاسخ مانده اند ولی آیا جواب هایی که به بعضی از این مسائل داده شده اند، توانسته اند، به مسائل و مشکلات ایران جواب داده و به حل آن ها کمک بکننند؟

یا نیاز هست که ما مجددا سر در وطن خودمان فرو برده و بدون تعصب و با دید انتقادی و بی رحمانه، آن وضعیت و نمودهای بارز و پنهان عقب ماندگی را نه تنها در سیستم های کلان بلکه در افراد و در بستر جوامع هم‌دیده و آن ها را بحث کرده و برایشان راه حل بیابیم؟ 

آیا نباید همه مسائل مرتبط با عقب ماندگی را دیده، بیان کرده و برایشان راه حل های خروج از این بحران ها و شرایط را پیدا بکنیم؟

آیا با تغییر حکومت ملاها، و با استقرار عقده ای های اپوزیسیون، آیا وضعیت و شاخصه های عقب ماندگی در آن منطقه تغییر خواهد کرد؟

برای خروج از وضعیت جهان سومی، عقب مانده و ناتوسعه  یافتگی چه باید کرد؟

از کجا باید آغاز کرد؟

انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا

هیجدهم آگوست 2020

 hedayat222@yahoo.com


Friday, September 11, 2020

چه کسانی هزاران میلیارد تومان از پول های مردم در بورس را بالا کشیدند؟

 بورس، فعالیت شناخته شده ای برای مردمان و ملل در ایران نبوده است. تعداد اندکی، متخصص، تحصیل کرده مرتبز با اقتصاد و مسایل مالی و سرمایه گذاری با آن در ارتباط کاری بوده اند. برای همین هم، تعداد زیادی در بورس فعالیت نمی کردند. ولی از مدتی قبل و ناگهان، دست های پنهانی، پروپاگاندا و تبلیغات زا آغاز کرد. سود خوبی از شرکت های واقعی و خیالی به مشتری ها داد. رفتار این دست های پنهان، همانند رفتار افراد و شرکت هایی بود که در گذشته، ناگهان پیدا شده و با دادن سود های بسیار زیاد، سرمایه، دار و ندار ده ها هزار نفر را جمع کرده و ناپیدید می شدند و یا اعلام ورشکستگی می کردند.

ظاهرا، در کمتر از یکسال گذشته، دست های پنهان ولی قدرتمند پشت پرده بورس، با تبلیغات بسیار زیاد و دادن سودهای کلان برای سهامداران، هزاران میلیارد تومان مردم را جلب بورس کردند. بخشی از تحلیل گران بورس، در داخل ایران و در خارج، این روند را غیر علمی، غیر اقتصادی و غیر معقول می دانستند و از آن با عنوان "حباب بورس" و مصنوع "دست های پنهان" یاد می کردند و معتقد بودند که بسیاری از افراد سرمایه هایشان را خواهند باخت. کتاسفانه چنین شد و حدود پنج میلیون سرمایه گذار در بورس  با اعضای خانواده هایشان در حدود بیست میلیون انسان متضرر شدند.

به گفته یک کارشناس که سال ها در بورس فعالیت می کند ولی نمی خواهد شناخته شود، کسانی که تا بهمن سال قبل در بورس فعالیت کرده بودند، سودهای خوبی برده اند . ضرری را متحمل نشده اند. اگر هم ضرری را متحل شده اند، ضرر از سودشان بوده است. یعنی بخشی از سودشان را از دست داده اند و به سرمایه اصلی شان خسارتی وارد نشده است.

به گفته همین کارشناس؛ کسانی که از بهمن سال قبل وارد بورس شده اند، ضرر کرده اند.

به گفته او، تا 29 مرداد سالجاری، ارزش بوری ایران به 426 میلیارد دلار آمریکا بالغ شده بود ولی در چند روز گذشته، حدود 140 میلیارد دلار از آن از بین رفته است؟ حداقل 40 درصد ارزش بورس از بین رفته است و هر روز بر میزان آن افزوده می شود.

سوال این جاست که به کجا رفته است؟ وارد جیب چه کسانی و چه افرادی و کدام نهادها شده است؟

 اگر 140 میلیارد دلار را به 25000 تومان ضرب بکنیم، عددی به دست می آید که نمی توان آن را در زبان فارسی و با اعداد و از ارقام نشان داد.

این در حالی است که روزانه دو میلیارد دلار از سرمایه های مردمان در بورس هم از بین می رود.

کدام دست های پیدا و پنهان در بورس، آن را با تبلیغات به مردم معرفی کرد؟

چرا بورس ناگهان آن همه سود را مشتری ها داد؟

آیا بورس و مسئولان اقتصادی متوجه جباب مصنوعی شیادان نشده بودند؟

چه کسانی ارزش بورس را بطور مصنوعی بالا بردند؟

چه کسانی آن شرکت ها را به مردم و با قیمت های گزاف فروختند؟

چه کسانی از بورس سودهای بسیار گراف و خیالی را برده اند؟

چرا و ناگهان بورس را به زیر کشیدند؟

چه کسانی ارزش سهام های مردم در بورس را بشدت پایین آوردند؟

چه کسانی از پایین امدن ارزش سهام در دست مردم، سودهای بسیار هنگفت می برند؟

چه کسانی و کدام دست ها، باید سهام بی ارزش مردن در بورس را به قیمت ناچیزی از آن ها جمع آوری می کند؟

کدام دست های پنهان، با جمع آوری سهام مردم در بورس، بر سرمایه های خود، بطور شگفت انگیزی می افزاید؟

در مرحله بعدی، کدام دست ها با افزایش دوباره قیمت سهام های خریداری مردم به قیمت نازل، دوباره در بازار و با قیمت های سرسام آوری خواهند فروخت و سودهای هنگفتی خواهند کرد؟

آیا این وضعیت، تبلیغات بورس به مردم، جذب سرمایه ها و دار و ندار مردمان به بورس، افزایس سرسام آور ارزش بوس، نزول سریع و شدید ارزش بورس، از دست رفتن حداقل 40 درصد ارزش بوری، خرید و جمع آوری سهام های در دست مردمان و یا حمایت از بورس، فروش دوباره سهام به مردم با قیمت های کلان در آینده، واقعا یک کار اقتصادی و منطبق بر منطق بورس در دنیا است؟

برای پاسخ به این سوال های و شکیات، چند مهمان در برنامه این هفته شرکت خواهند کرد.

جناب دکتر شهسوار کریم زاده، استاد اقتصاد در لندن - بلوچ

جناب محمد المدحجی؛ خبرنگار اقتصادی - عرب


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

یازدهم (11) سپتامبر 2020

hedayat222@yahoo.com


Thursday, September 3, 2020

بررسی ویژگی ها و استاندارد های فعال ملی-مدنی و فعالیت ملی

 

ایران کشوری ایدئولوژیک است که انسان ها را بر اساس برتری نژادی پارسی، برتری زبان فارسی، برتری تاریخ فارسی و برتری "ایران فارسی" بر دیگر انسان ها، زبان ها، تواریخ، جغرافیا تولید و تکثیر می کند.

پانفارسیسم و پان‌ایرانیسم، همه ملل مختلف ساکن در ایران کنونی را به عنوان محصولات یکدست، یکرنگ و یک طعم کارخانه تولیدی سیاسی-فکری و ایدئولوژیک خود می داند.

ایران، پان ایرانیسم و پانفارسیسم، مجموعه همه انسان های ساکن در ایران فعلی را بسان شیشه های خالی نوشیدنی ترسیم و تصور کرده است که باید با نوشیدنی خاصی، با مزه خاص و ثابت لا تغییری از برتری نژاد فارس، برتری زبان آریایی فارسی، برتری تاریخ آریایی، و برتری جغرافیای متعلق به آریایی ها که در ایدئولوژی پانفارسیسم و پان ایرانیسم خلاصه می شود، پر کند. همه مردان، زنان، کودکان و بزرگسالان باید با آن افشره فکری، سیاسی، عقیدتی و ایدئولوژیک پر شوند.

هر گونه کج روی از این خط تولید، شورش، عصیان و اقدام علیه امنیت ملی پانفارسیسم و پان‌ایرانیسم تلقی می شود و قابل مجازات شدید است.

ایران، پانفارسیسم و پان ایرانیسم، نه می توانند و نه می خواهند، به هویت های فردی و ملی افراد و ملل، مستقل از تولیدات ایدئولوژیک ایرانی پانفارس و پان ایرانیسم، تن بدهند.

هر کس یا مجموعه افراد و مللی که بعد از ده ها سال آموزش از طریق برنامه های رادیو، تلویزیون، اخبار، طنزها،  مطبوعات و رسانه ها، فیلم، تاتر، سریال، تاریخ، مدرسه، دانشگاه، محل کار، کتاب های درسی و غیر درسی و ... به  هویتی غیر از آن چه پانفارسیسم و پان ایرانیسم آماده و برنامه ریزی کرده است،  برسد و بر هویتی مستقل ملی، تاریخی، زبانی، نژادی، فلسفی، دینی، جغرافیایی خاص خودشان تاکید بکند یا بکنند، و هویت ساختگی پانفارسیسم و پان ایرانیسم در سایه هویت ملی خودشان بماند، عنصر نامطلوب خوانده می شوند و وجود و هستی آن افراد و ملل بر هستی و وجود پانفارسیسم خطری مهلک تلقی می شود.

چرا که آن افراد یا ملل، در مقابل ایدئولوژی مسلط پانفارسیسم و پان‌ایرانیسم، یک هویت دیگری را علم‌ کرده اند. همین بروز و ظهور هر نوع تفکر، اندیشه، اعتقاد و هویتی جدای از پانفارسیسم و پان ایرانیسم، سم مهلکی بر حیات استعماری پان فارسیم و پان ایرانیسم هستند که باید در نطفه خفه بشوند.

برای همین است که تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها، ، عرب ها، بلوچ‌ها، و ... که بر هویت اصلی و ملی مستقل زبانی، تاریخی، فرهنگی، آموزشی، جغرافیایی خودشان تاکید می کنند، بافته ها و سیاست های ایدئولوژیک یک صد ساله پانفارسیسم و پان ایرانیسم را پنبه می کنند. از نظر پانفارسیسم و پان‌ایرانیسم، یک دشمن بسیار خطرناک برای پانفارسیسم و پان ایرانیسم هستند.

با این وجود، هر کس حق دارد و می تواند به هویت ملی خود، متفاوت از دیگران رسیده باشد و خودش را فعال ملی-مدنی بنامد. فعالیت ملی-مدنی در انحصار هیچ فرد و گروهی نیست.

با این همه، فعال ملی هم، باید دارای استانداردها و ویژگی های مشخصی باشد. بدون چهارچوب های فکری، نظری، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، فلسفی، جهان بینی، آموزشی و فرهنگی و ... نمی توان فعال ملی -مدنی را از دیگران تشخیص داد و الا راه را به بیراهه خواهد کشاند.

فعالیت ملی به چه معنا است؟

چگونه و با کدام مشخصات، می توان فعالیتی را ملی و فعالیت دیگری را ضد ملی نامید؟

معمولا، مفهوم منافع ملی را دولت ها و سازمان های استراتژیک تعریف و به جامعه القاء می کنند. در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، لور، بلوچ و ... چون دولت ملی و سازمان های تصمیم ساز استراتژیک ندارند، تعریف منافع ملی و تعیین مصداق های خارجی یا واقعی منافع ملی بر عهده کیست؟

آیا می توان از منافع ملی، یک ایده‌ای داد که مورد قبول اکثریت فعالان ملی در یک جامعه باشد؟

فعالیت مدنی، به چه نوع فعالیت هایی گفته می شود؟

وقتی خود دولت پانفارس، فعالیت ملی-مدنی را تعریف می کند و با این تعاریف، جامعه و فعالان مدنی را در مسیر مورد نظر خودش کانالیزه می کند، تعریف فعالیت ملی و مدنی ملل غیر فارس با تعریف پانفارسیسم چه فرقی باید داشته باشد؟

اگر پانفارسیسم در خیابان های شهرها صدها نفر را زخمی، دستگیر کرده و بسیاری را زندانی می کند، فعالیت ملی -مدنی در تقابل با دولت و سیاست های آن چگونه باید باشد؟ 

آیا تعریف ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور و ... از فعالیت مدنی مشابه و همرنگ و همسوی تعریف ملت فارس و تبلیغات پانفارسیسم در یک ضد سال اخیر است؟

اگر تعاریف منافع ملی، فعالیت ملی و فعال ملی ملل غیر فارس، شبیه به تعریف پانفارسیسم از این مفاهیم در یک صد سال اخیر باشد، آیا می توان از منافع ملی ملل غیر فارس سخن گفت و به آن ها دست یافت؟

برای این که از بن بست تعاریف و فکر پانفارسیسم خارج بشویم، چه باید کرد؟

اگر تعاریف رایج از منافع ملی و فعالیت مدنی، ملل غیر فارس را در یک صد سال اخیر به سمت تامین منافع پانفارسیسم سوق داده است، آیا فعالان ملی با استفاده از آن تعاریف، می توانند از خدمت به منافع پانفارسیسم خارج بشوند؟

تعریف منافع ملی، فعال ملی، فعال مدنی و فعالیت ملی چگونه و بر اساس کدام اصول انجام بگیرد؟

آیا نباید یک فعالی ملی-مدنی، قبل از هر اقدامی، علیه هر آن چه از کودکی تا کنون در مدارس و دانشگاه ها، کتاب ها، فیلم ها، سریال ها، رادیو، اخبار،  مطبوعات و رسانه ها ... آموخته است را کنار ریخته و علیه همه آن ها شورش کرده و عصیان بکند؟ 

آیا بدون عصیان علیه تمامی آن‌چه وجدان، فکر، نگرش، تفکر، جهان بینی، بینش سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی ملل غیر فارس را تشکیل داده، می توان فعال ملی شد؟

آیا بدون عصیان و شورش علیه آموخته ها، می توان تفاوت های بین منافع ملی پانفارسیسم و ملل غیر فارس را تشخیص داد؟

برای بررسی این‌ مسائل و پاسخ به این نوع سوال ها، سه مهمان از سه ملت در برنامه این هفته دیالوگ حضور خواهند داشت.

جناب احمدی هاشمی؛ تورک

جناب، مهیم سرخوش؛  بلوچ

جناب کمال البشوکه الاحوازی؛ عرب


انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا 

سوم (03) سپتامبر 2020

hedayat222@yahoo.com




 

 



 

Thursday, August 27, 2020

بررسی نقاط قوت و ضعف گفتمان‌ پارسی و گفتمان ملل دیگر در ایران

تعدادی بر این باور هستند که در ایران، دو گفتمان یا دو دیدگاه یا دو نوع نگرش اساسی و اصیل در جریان بوده و است. 

یکی از این دو گفتمان، دارای همه امکانات ممکن و قابل تصور در ایران است و از قدرت کافی برای تبلیغ و تلقین خود به افراد برخوردار است. همه توان مالی، اقتصادی، نظامی، امنیتی و حقوقز نهای های دولتی و غیر دولتی، سازمان ها و موسسات مختلف را در اختیار گرفته است و به یاری سرنیزه قوای مجریه، مقننه، قضائیه و سازمان های تابعه آن ها، همه را مجبور به پذیرش ظاهری این گفتمان کرده است.

در مقابل اما گفتمان ملل تحت ستم مضاعف یا تحت اشغال و ملل محکوم قرار دارد که فاقد هیچ کدام از امکانات گفتمان تحت اداره و تحت خواست و کنترل دولت و نیروهای سرکوبگر دارای هژمونی ، گفتمان حاکم نیست. این گفتمان، نه می تواند و نه می خواهد، خودش را به زور به مردم بقبولاند. بلکه گفتمانی جدید در پاسخ به خواست ها و نیازهای مردمان در یک ضد سال اخیر به پیش می رود و خود را به روز رسانی می کند.

گفتمان اول، گفتمان پانفارسیستی یا گفتمان‌پارسی و گفتمان دوم، گفتمان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، تورک، کرد و ... است.

 آیا این حقیقت دارد که در ایران چنین گفتمان های متضادی وجود دارند؟

آیا این گفتمان ها در تقابل با هم قرار دارند؟

چرا این‌گفتمان ها نمی توانند مکمل همدیگر باشند؟

پایه های اساسی گفتمان پارسی یا پانفارسیسم چیستند؟

بنیان های گفتمان پانفارسیسم یا پارسی مشروعیت‌شان را کجا گرفته اند؟

 آیا بنیان های گفتمان پارسی، دارای مشروعیت عقلی، حقوقی، اخلاقی، دینی، سیاسی، اجتماعی و ... بوده و مورد اقبال عمومی هستند یا طرد شده اند؟

تاثیرات گفتمان فارسی در داخل و در میان ملل در ایران و در میان مردم منطقه خاورمیانه و آسیا چیست؟

آیا گفتمان پارسی می تواند به حیاط خویش ادامه بدهد و یا محکوم به فنا و شکست است؟ 

آیا گفتمان فارسی در زمینه اخلاق، فلسفه، سیاست، اقتصاد، علم، تکنولوژی، اجتماع، فرهنگ و هنر،  و ... برای مردمان چیزی دارد؟

آیا گفتمان پارسی دارای نقاط قوت در سطح جهانی است؟

آیا گفتمان پارسی دارای ارزش های جدیدی برای بشری است؟

این گفتمان چه دستاوردهایی را به جامعه بشری، ملت فارس و ملل تحت اشغال عرضه می کند؟

آیا گفتمان پارسی تحول زا است یا ایسنا بوده و بطور ارتجاعی عمل می کند؟

گفتمان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... چه است؟

بنیان‌های اساسی گفتمان‌ملل تحت ستم یا تحت اشغال چیست؟

آیا اصول بنیادین گفتمان‌ملل تحت اشغال دارای مشروعیت هستند؟

آیا این اصول و بنیان های گفتمان ملل غیر فارس مورد اقبال عمومی قرار گرفته اند؟

نقاط قوت گفتمان ملل تحت اشغال چیستند؟

آیا گفتمان ملل تحت اشغال، فاقد نقاط ضعف است؟

گفتمان ملل تحت اشغال در ایران، چه دستاوردهایی را برای ملل غیر فارس در ایران و همچنین ملت فارس و دیگر ملل منطقه خاورمیانه به ارمغان خواهد آورد؟

اگر گفتمان ملل تحت اشغال در ایران، رو نوشتی از گفتمان پارسی باشد، آیا می تواند جریان جدید و جدی را بوجود بیاورد؟ و آیا می نواند تحول زا باشد؟

کدام گفتمان هم در سطح ملل در ایران و هم در سطح منطقه و جهان قابل دفاع بوده و طرحی جدید دارد؟

آیا این دو گفتمان در ایران، به موازات هم حرکت می کنند یا در مسیری هستند که همدیگر را تقطیع خواهند کرد و یا از هم فاصله روز افزونتری خواهند گرفت؟

نتیجه تئوریک و عملی این دو گفتمان در ایران و  منطقه چه به بار خواهند آورد؟

کدام یک از این دو گفتمان، می تواند اکثریت انسان ها را به سمت خوشبختی، صلح، رفاه، آرامش و امنیت، آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر پیش ببرد؟

کدام یک از این دو گفتمان بطور دائم، به نقد خود می پردازد؟ و حق نقد و انتقاد را برسمیت می شناسد؟


برای پاسخ به این نوع سوال هد، سه مهمان از سه ملت در ایران مهمان برنامه این هفته "دیالوگ" خواهند بود.

جناب یوسف عزیزی بنی طرف - عرب

جناب دکتر ماشاالله رزمی - تورک

جناب جلیل آزادی خواه - کرد 

مهمانان برنامه این هفته خواهند بود.

انصافعلی هدایت

تورنتو-کانادا 

بیست و هفتم (27) آگوست 2020 

hedayat222@yahoo.com




Thursday, August 20, 2020

کدام احزاب، گروه ها، جمعیت ها، مذاهب و ایدئولوژی ها پانفارس و پان ایرانیست هستند؟

در ایران صدها حزب، سازمان، گروه، انجمن وجمعیت رسمی و غیر رسمی وجود داشته است و دارد. تعدادی از آن ها، طرفدار دولت یا پوزیسیون و تعدادی هم مخالف دولت موجود یا اپوزیسیون دولت هستند. 

احزاب رسمی و قانونی فعال در ایران، به احزاب طرفدار اصولگرایان، اصلاح طلبان، اعتدال گرایان و اقلیت ها تقسیم می شوند. در ایران احزابی وجود دارند که غیر رسمی هستند. ممکن است آن ها طرفدار هیچکدام از جریان های رسمی در ایران نباشند ولی حداقل قانون اساسی را پذیرفته باشند اما اغلب احزابی که با قانون اساسی، جمهوری اسلامی و حتی با ایران مخالفند، در خارج از ایران مستقر هستند.

در ایران17-18 احزاب، یازمان، جمعیت و گروه های اصولگرا، 15-16 حزب، گروه، سارمان و جمعیت اصلاح طلب، 4 تشکیلات متعلق به اعتدالگرایان و 2 تشکیلات متعلق به آن چه اقلیت نامیده می شود وجود دارد که همگی هم رسمی هستند. در کنار این ها، 8 حزب، سازمان، جبهه، گروه هم غیر رسمی هستند که فعالیت علنی و گسترده هم دارند.

در این میان، حداقل 227 جمعیت، انجمن یا تشکل به ظاهر غیر سیاسی هم از وزارت کشور مجوز فعالیت گرفته اند.

احزاب خارج از ایران، به جمهوری خواهان و سلطنت طلبان بخش می شوند. این دو دسته، اپوزیستونواقعی نیستند بلکه به تغییرات اندکی در قانون اساسی یا سیستم اداره ایران قانع هستند. هر کدام از جمهوریخواهان  و سلطنت طلبان خارج از کشور هم به چهار دسته تقسیم می شوند.

در کنار همه این ها، اپوزیسیون اصلی را احزاب، جمعیت ها و گروه های متعلق به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... تشکیل می دهند. تعدادی از این جمعیت های سیاسی مخالف واقعی حاکمیت و سیستم سیاسی - اداری ایران کنونی مسلح و تعدادی نیز غیر مسلح هستند. لیست کاملی از احزاب و سازمان ها، جمعیت ها  گروه های متعلق به ملل غیر فارس در ایران منتشر نشده است و تعداد آن ها به ده ها مورد می رسد.

باید احزاب خارج از ایران را به چپی یا با گرایش های اسلام سوسیالیستی، سوسیالیستی، کمونیستی و ... تقسیم کرد. آین دسته هم دارای 14 تشکل هستند.

از میان همه احزاب، جمعیت ها، گروه ها، سازمان ها، تنها احزاب و سازمان ها، گروه ها و جمعیت های متعلق به ملل غیر فارس در ایران طرفدار واقعی حقوق بشر، آزادی ها، دموکراسی، و حاکمیت اراده ملل در تعیین سرنوشت خویش هستند. 

احزاب، سازمان ها، گروه ها و جمعیت های متعلق به ملت فارس یا پانفارس ها و پان ایرانیست ها، از حقوق بشر، آزادی ها، دموکراسی و حاکمیت مطلق اراده ملل در تعیین سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین المللی خود درک و اقبال محدودی دارند که تنها آن ها را به حکومت رسانده و حاکمیت را از دست ملاها گرفته و به دست آن ها بدهد.  آن ها، همواره، کلمات زیبای دموکراسی، آزادی و اراده ملت را در بازی های سیاسی لفظی بکار می برند اما به آن ها هیچ اعتقادی ندارند. 

آن ها به وجود ملل با تفاوت های اساسی در ایران هیچ اعتقادی ندارند که به حقوق فردی، جمعی و ملی آن ملل هم اعتقادی داشته باشند. آن ها به وجود یک ملت در ایران معتقد هستند و آن هم ملتی با تمام ویزگی های ملی، فردی، جمعی، فرهنگی، تاریخی و سرزمینی فارس است.

اما تنها احزاب، سازمان ها، جمعیت های پانفارس و پان ایرانیست نیستند که با حقوق ملی، تاریخی، هویتی، زبانی، اجتماعی ملل غیر فارس مخالف هستند بلکه در ایران ایدئولوژی ها و مذاهب هم پانفارس و پان ایرانیست هستند. مثلا تشکل های با دیدگاه سوسیالیستی، کمونیستی، مارکسیستی، لنینیستی، مائوئیستی، فدل کاستروئیستی و ... وج.د دارند که اغلب هم در حرف و سخن به جهان وطنی، برادری انسان ها، و مخالف مرزهای سیاسی در میان ملل هستند اما همه این ها هم پان ایرانیست وپانفارس هستند. به حقوق مطلق ملل، آزادی ها، دموکراسی، حق تعیین سرنوشت بوسیله خود ملل، و ... اعتقادی ندارند.

این، تنها ایدئولوزی چپی نیست که با حقوق ملل غیر فارس در ایران مخالف است بلکه مذاهبی مانند شیعه گری از قدیم الایام به شعوبیه و در حقیقت به پانفارسیسم و ملت گرایی ایرانی یا همان ملت فارس متهم بوده است و شیعه گرایی، مذهبی ساخته و پرداخته این طیف دینی است.

بهائیت، بابیت، ازلیت هم از جمله مذاهب اختراعی پانفارس-پان ایرانیست ها هستند که افراد متعلق به این ها هم اگر چه ممکن است تورک، تورکمنت، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی، کرد و ... باشند اما پانفارس و پان ایرانیست هستند و با حقوق مللی و کامل ملل غیر فارس مخالفند.

چرا اغلب احزاب پان فارس و پان ایرانیست هستند؟

چرا پانفارس و پان ایرانیست بودن، به معنی انکار مطلق حقوق ملل غیر فارس است؟

آیا می توان ان همه سازمان ها، احزاب، جمعیت ها، گروه ها، ایدئولوزی ها و مذاهب را طرفدار حقوق ملل غیر فارس دید؟

نتیجه انکار حقوق و هستی همه جانبه ملل غیر فارس توسط این همه سازمان ها و احزاب و تشکل هالی سیاسی و غیر سیاسی چیست؟

انکار حقوق کامل و مطلق ملل غیر فارس توسط این همه تشکل های سیاسی و غیر سیاسی، ایران را به کجا خواهد برد؟

آیا می توان این همه احزاب پانفارس و پان ایرانیست را نماینده همه ملل از جمله تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها و ... دانست؟

آیا می توان آینده ملل در ایران را به دست آن ها داد که حقوق ملل را انکار می کنند؟ در حالی که از قدرت دور هستند؟







Saturday, August 15, 2020

مشروطه، آغازی بر پایان حاکمیت هزار ساله تورک ها

مشروطه یک انقلاب نبود. جنبشی اصلاحی بود که به نفع پانفارس ها و پان ایرانیست هایی که از ملل مختلف داخل ممالک محروسه تشکیل شده بودند، مصادره به مطلوب شد. 

نتیجه مصادره مشروطیت توسط پانفارس های پان ایرانیست و در پی شکست تورک ها و قاجارها، به استبداد مطلق 100 ساله پانفارسیسم و پان ایرانیسم انجامید.

پانفارسیسم و پان ایرانیسم، در پی این فرصت تاریخی، به نابودی و استهلاک و استعمارهمه ملل غیر فارس در ایران کنونی همت همه جانبه گذاشت. 

حق ملت-دولت بودن تاریخی همه ملل را از همه آن ها و به زور آتش پر حجم سلاح گرم، اعدام های گسترده، کشتارهای بیشمار، تبعید های دسته جمعس و زندان ها طویل المدت دریغ کرد. 

حقوق انسانی همه آن ملل ساکن در ایران فعلی را انکار کرد. 

چه اتفاقی افتاد که در دوران مشروطه، تورک ها و قاجارها ضعیف شدند؟

چه انفاقی افتاد که تورک ها حاکمیت هزار ساله یشان را به نفع پانفارس های پان ایرانیست از دست دادند؟

چرا اغلب روشنفکران تورک دوران قبل و بعد از مشروطه، پانفارس پان ایرانیست شدند؟

آیا همه تورک های روشنفکر پانفارس دوران مشروطه پان ایرانیست بودند؟

آیا روشنفکر تورک طرفدار قاجارها، وطن پرست و ملی گرای تورک در دوران قبل و بعد از مشروطه وجو نداشت؟

چرا نظریه های تورک هایی که به حقوق ملی تورک و تداوم حاکمیت تورک ها معتقد بودند، مطرح نیست و ما با عقاید سیاسی و ملی تورک های وطن و ملت پرست آشنا نیستیم؟

برای پاسخ به این سوال ها دو مهمان:
دکتر محمدحسین یحیایی
جناب فرامرز خان بختیار
 در "دیالوگ" حضور خواهند داشت.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پانزدهم (15) آگوست 2020
hedayat222@yahoo.com
001-647 - 554 - 0741

Thursday, August 13, 2020

مشروطه؛ پایانی بر حاکمیت تورک‌ها و آغاز حاکمیت پانفارس و پان ایرانیست ها

مشروطه یک انقلاب نبود. جنبشی اصلاحی در ممالک محروسه قاجار و عثمانی (دو و آخرین امپراطوری ‌های  مسلمان و تورک بود که به نفع پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست ها مصادره شد. در پی شکست قاجارها، ارتجاع پانفارس و پان ایرانیست، اصلاحات و دست آوردهای عظیم بیش از نیم قرن قبل را به سلاخ خانه سیاست و حاکمیت خود بردند و سلاخی کردند. اگر چه اغلب پانفارس ها و پان ایرانیست ها از قوم و قبیله فارس بودند اما کم نبودند تورک های  آزربایجانی، کرد، لور، بلوچ، گیلک و عرب که کاسه داغ تر از فارس های فاشیست بودند. امثال تقی زاده‌ها، ارانی‌ها،  کسروی‌ها، آخوندوف‌ها، مراغه‌ای ها چندان هم پر تعداد نبودند اما یک صد سال پروپاگاندای پانفارسیسم، آن ها، افکار، نوشته ها و کتاب هایشان را حمایت کرده، پروراند. تبلیغات گسترده چنان کرد که همه باور کردیم که همه تورک ها پانفارس و پان ایرانیست بوده اند.

آیا هر کدام از ما می توانیم یک مثال از تورک ها بیاوریم که پانفارس پان‌ایرانیست نبوده و ملی، طرفدار تورها و قاجارها بوده اند؟ چرا نمی توانیم؟ آیا واقعا همه تورک های روشنفکر پانفارس بوده اند یا تبلیغات صد ساله پهلوی ها و ملاهای پانفارس پان‌ایرانیست اجازه نداده اند تا روشنفکران وطن پرست و ملی تورک از زیر هزاران تن لجن تبلیغاتی، اتهامی، توهینی، تحقیر مانند گل از زیر لجن ها سر برآورد.  مهمتر از همه، با هزاران تن تبلیغات و اصرار به خود مل تورک‌ها قبولانده اند که هیچ تورکی وطن پرست و ملی و ضد سلطه پانفارسیسم و پان ایرانیسم نبوده است؟

لکن، می دانیم که حاکمیت و قدرت از هر نظر در ید پر قدرت الیت و روشنفکر، سیاستمدار، مدیر و رهبران اجتماعی تورک بوده است. در چنان شرایط اجتماعی ممکن نیست که تعداد الیت و روشنفکران طرفدار قاجار و تورک کمتر از تعداد تورک های پانفارس پان‌ایرانیست باشد.

اما قدر تبلیغاتی، مالی، سیاسی، اطلاعاتی و پولی دولت های غربی و بخصوص انگلستان و آلمان در پشت سر اقلیت پناهنده و تحصیل کرده و به فراماسون پیوسته خوابیده بود.

اگر به چند کتابی که در باره فراماسونری در ایران منتشر شده است، نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که اغلب قریب اکثریت مطلق پانفارس ها و پان ایرانیست ها عضو فراماسونری بوده اند.

جالب است بدانیم که بیش از بیست تن از مدیران و معلمان دارالفنون(اولین دانشگاهی که ناصرالدین شاه ساخت) فراماسون شده بودند. اگر نوشته محققان فراماسونری را بپذیریم که جانشان را فدای این افشاگری‌هایشان کرده اند، می توانیم بفهمیم که چرا ناصرالدین شاه که آن همه به دارالفنون امید بسته بود و پیوسته به آنجا می رفت و با غرور از آن چه انجام داده بود، سخن می گفت، چرا بعد از چند سال از دارالفنون فاصله گرفت.

باز جالب خواهد بود که بدانیم، یکی از محققان در باره فراماسون ها در ایران لیستی از چند هزار نفر را منتشر کرده است. این محقق، برای این که بتواند نتیجه تحقیقاتش را در ایران دوره محمدرضا پهلوی منتشر بکند، یک ادعای بسیار بزرگ کرده است. او گفته است: جز رضاشاه، بقیه فراماسون بودند.

می دانیم که فراماسون ها طرفدار سیاست های انگلستان هستند و سیاست های آن ها را در کشورهای خودشان اجرا کرده و به پیش می برند. می توانند با سیاست هایی بطور علنی مخالفت بکنند اما نباید آن مخالفت ها با منافع بلندمدت انگلستان در آن منطقه و کشور در تضاد باشد.

همچنین جالب است که دولت انگلستان از اواخر زندیه به بعد، با راه اندازی موقوفه ای در هندوستان، ابتدا به آیت الله ها و مراجع شیعه ور کربلا، نجف و ایران و بعدها به الیت، تحصیل کردگان ارشد، مدیران، نمایندگان و وزراء حقوق ماهانه می  داد. چرا؟

آیا همین آیت الله ها و فراماسون ها نبودند که اصلاحاتی که منجر به دستاورد عظیمی چون مشروطه شده بود را با کودتایی به باد دادند و استبداد و ارتجاع را جایگزین اراده مردم، دموکراسی، حقوق و قوانین، آزادی ها و ... کردند؟

اتفاقا، تورک‌هایی که نه ملا بودند و نه فراماسون، در تله آن دو دسته وابسته افتاده و به ملت تورک خیانت کردند. با تئوری پردازی هایشان، با نوشتار و گفتارشان و حتی تعدادی با دست زدن به ترور تورک هایی که در قدرت دستی داشتند، زمینه را برای برافتادن حاکمیت تورک ها و سر برآوردن فارس ها آماده کردند.

چرا تورک ها پانفارس و پان‌ایرانیست شدند؟

آیا همه تورک های روشنفکر و الیت پانفارس پان‌ایرانیست بوده اند؟

چرا ما با نام، نوشته، کتاب های تورک هایی که وطن پرست، ملت پرست بوده و در مقابل رشد و هجوم پانفارس های پان‌ایرانیست ایستاده بودند، آشنا نیستیم؟

آیا عدم آشنایی ما با تورک‌هایی که روحیه، تفکر و عمل تورک محور داشه اند، دیلی بر نبود این دسته از افراد بوده و است؟

چرا محمدعلی شاه قاجار متهم به ضدیت با مشروطه است؟

رابطه محمدعلی شاه قاجار با مشروطه و مشروطه طلبان چگونه بود؟

چرا پانفارس‌های پان‌ایرانیست، بارها می خواستند محمدعلی شاه قاجار تورک مشروطه طلب را ترور بکنند؟

آیا اقدامات محمدعلی شاه قاجار در رابطه با به توپ بستن مجلس مشروطه، با جنگ سیاسی اما پنهان فارس و تورک در رابطه بود؟

اگر روشنفکران و الیت مخالف حاکمیت تورک ها و مشروطیت بودند، چرا بعد لژ این که محمدعلی‌شاه قاجار را به روسیه تبعید کردند، آن‌ها با سه لشگر از سه منطقه با مرکز سیاسی ممالک محروسه قاجار حمله نظامی کردند؟

آیا همه مردمان طرفدار مشروطه بودند و در آن شرکت کرده بودند؟

آیا همه تورک ها مشروطه طلب بوده اند؟

آیا همه روشنفکران و الیت دوران قاجار و پهلوی ها پانفارس پان‌ایرانیست بوده اند؟

 جمشیدخان مجدالسلطنه،  سعید سلماسلی،‌ فیضی معلم، عمر ناجی، سیدمحمد توفیق بیگ همدانی، حاجب بیگ بلوری و ... روشنفکر ضد پانفارس پان‌ایرانیست نبوده اند؟

چرا ما با مخالفان اشلی مشروطیت آشنایی نداریم؟

دلایل مخالفت مخالفان با مشروطه چه بوده است؟

چرا دیدگاه های سیاسی مخالفان بطور کامل حذف شده است؟

برای پاسخ به چنین سوال هایی، برنامه این هفته دیالوگ به روی آنتن خواهد رفت.


با احترام

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

سیزدهم (13) آگوست 2020

hedayat222@yahoo.com 

آیا می دانیم که 






 

Friday, August 7, 2020

چرا از مشروطه، تحلیلی همه جانبه نداریم؟

 

آیا ما درکی همه جانبه از مشروطه و مشروطیت داریم؟

من، تصور می کنم که اگر ما و همه ایرانیان، از مشروطه و مشروطیت هم درکی داریم، فقط و فقط درکی تاریخی داریم که درکی ناقص است. با آن مهمترین حادثه 150 سال اخیر همین مشروطه بوده است. ملل و مردمان ممالک محروسه هم دارای دارالفنون و دانشگاه بوده اند و هزاران تن از این دانشگاه ها در رشته های مختلف فارغ التحصیل شده و به عنوان متخصص و محقق کار کرده اند اما جالب است که هیچ کس به مشروطه و مشروطیت از منظری غیر از تاریخی ناقص ننگریسه و تحقیق نکرده است.

در حالی که می توانستیم مشروطه را از منظر اقتصادی، حرکت های افقی و عمودی اجتماعی، حقوقی، سازمان ها و نهادهای مدرن، پیدایش صنایع و تکنولوژی ها، روابط بین الملل، لوازم توسعه یابندگی، یا بر اساس تئوری های مارکسیستی، تئوری های انقلابی، تئوری های شهرنشینی شهروندی، تئوری های تمرکز قوا، تئوری های استعماری و مستعمرگی، تئوری های سیاسی و جنگ قدرت در بین ملل داخل ممالک محروسه برای بدست گرفت قدرت و حاکمیت، جنگ هزار ساله در میان فارس ها و تورک ها و عرب ها و ... دید و تحلیل کرد. از آن آموخت. 

مشروطیت، تنها یک واقعه تاریخی صرف نبوده و نیست. به نظر من، مشروطه یک کوشش و پدیده سیاسی، حقوقی و توسعه طلبانه بوده است ولی متخصصان، به تحلیل آن نپرداخته اند. 

چرا مشروطه این همه مهجور مانده است؟

آیا این همه کوتاهی در حق مشروطه به معنی نادیده گرفتن آن و حتی دشمنی با آن نبوده است؟ 

آیا بی توجهی به مشروطه عمدی بوده است؟

چرا ما از مشروطیت شناختی سیاسی نداریم؟

محققان و دانشگاهیان و ... چقدر بر روی جنبه های سیاسی و جنگ قدرت سیاسی قبل از مشروطیت، در دوران مشروطه و بعد از مشروطه تحقیق کرده و نوشته اند؟

آیا جنبش مشروطیت، جنگ قدرت پنهانی در بین بخش هایی از جوامع و ملل ممالک محروسه قاجاریه بوده است؟

آیا می توان ادعا کرد که مشروطیت، بخصوص بعد از تشکیل مجلس شورای ملی، جنگ بین تورک ها و فارس ها برای سلطه بر این ممالک و حاکمیت بوده است؟

آیا مشروطیت، اصلاحاتی از بالا و از راس هرم قدرت به سمت پایین بود یا از پایین و مردم و روشنفکران به بالا بود؟

چه زمینه هایی برای وقوع جنبش مشروطه لازم بودند که تا آن زمان مهیا شده بودند؟

آیا ستارخان و باقرخان، درکی از جنگ قدرت بین تورک و فارس که در پس پرده سیاست جریان داشته، داشته اند؟

آیا جنبش مشروطیت، بر چگونگی نگرش سیاسی 114 سال بعد از خودش تاثیر سیاسی گذاشته است؟

آیا جنبش مشروطیت، سمت و سوی سیاست و تئوری های سیاسی مختص به این ممالک و مناطق را تغییر داده است؟

آیا نیروهای مسلحی که در حمایت از مشروطه اقدام کردند (تبریز، لورستانات و بختیاری) درکی از جنگ قدرت در عرصه سیاست داشتند؟

آیا ستارخان و باقر خان، از جنگ در پس پرده سیاست که در بین تورک و فارس در جریان بوده است، آگاه بوده اند؟

کدام نیروی سیاسی، مشروطیت را نابود کرد؟

آیا همان طور که گفته می شود و به ما در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده اند، محمدعلی شاه قاجار مخالف مشروطیت بود و مجلس شورا ملی را به دلیل داشتن روحیه استبدادی و مخالفت با مشروطیت به توپ بست؟

کدام بخش از نیروها و جوامع، برنده مشروطیت و کدام بخش ها بازنده بوده اند؟

آیا محمدعلی شاه قاجار علیه مشروطه کودتا کرد یا این رضاشاه بود که با کودتا مشزوطه، قانون، مجلس، دولتی بر آمده از اراده ملل را از بین برد؟

آیا جنگ سیاسی در بین تورک و فارس، در دوران بعد از کودتای ضد مشروطه رضا میرپنج ادامه یافت و می یابد؟

آیا مشروطه، به هدف های اولیه اش رسیده است؟

آیا جنبش مشروطیت هنوز ادامه دارد؟

برای پاسخ به این نوع از سوال ها، چند مهمان در برنامه این هفته دیالوگ حضور خواهند داشت.

1. جناب محمد رحمانی فر؛ محقق و نویسنده 

2. جناب دکتر محمدحسین یحیایی، محقق و نویسنده

3. جناب جلیل آزادی خواه؛ محقق و نویسنده

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

هفتم (07) آگوست 2020

hedayat222@yahoo.com


 

Tuesday, July 28, 2020

اگر جنگی در بین جمهوری آزربایجان و ارمنستان رخ بدهد، ایران در کدام طرف خواهد ایستاد؟

اگر جنگی در بین جمهوری آزربایجان و ارمنستان رخ دهد، موضع ایرانیان چه خواهد بود؟

با آغاز جنگ در بین جمهوری آزربایجان تورک و ارمنستان، مردمان ایران به سه دسته کاملا مشخص و متمایز تقسیم خواهند شد. تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها و دیگر تورک ها در کنار خواهران و برادران خودشان در شمال رود آراز خواهند ایستاد. تورک ها، حداقل 40 میلیون نفر از جمعیت 85 میلیونی ایران را تشکیل می دهند. از طرف دیگر، عده ای هم در کنار ارمنستان خواهند ایستاد. دسته سوم هم راه بی طرفی را انتخاب خواهند کرد.
تصور می کنم که اکثریت ملل عرب، بلوچ، لور و کرد هم در کنار ملل تورک ساکن در ایرن صف آرایی خواهند کرد. چرا که سرنوشت اجتماعی، حقوقی، و توسعه نیافتگی و محرومیت های هویتی مشابهی با تاورک ها را در ایران امروزی سپری می کنند.

با توجه به این مسایل، در صورت آغاز چنین جنگی، منافع ملی ایران و ایرانیان به چه شکلی تامین خواهد شد؟
موضع دولت ایران را چگونه پیش بینی می کنید؟
آیا روابط دولت ایران با دولت و ملت تورک آزربایجان خصمانه نبوده است؟

آیا ایران می تواند همسایه شمالی، مسلمان و شیعه خود را نادیده بگیرد؟

تورک های ایران، دوات ایران را متهم می کنند که در 30 سال گذشته، در کنار ارمنستان اشغالگر بوده است و یا حداقل به همان نسبتی که از ارمنی ها حمایت کرده است، از آزربایجان حمایت نکرده است. نظر شما در این باره چیست؟

مردم جمهوری آزربایجان نه تنها مسلمان و شیعه هستند، بلکه تورک هستند و بیش از 40 میلیون از خواهران و برادرانشان در ایران زندگی می کنند. آیا ایران می تواند احساسات، افکار عمومی و ملی تورک های ایران را نادیده گرفته و از ارمنستان حمایت بکند؟
چرا دولتمردان ایران، با احساسات ملی، وطن‌پرستانه و حمایت تورک های ایران از تورک های آزربایجان دشمنی می کنند؟

در صورت آغاز جنگ، وظیفه نیروهای روشنفکر، احزاب و جمعیت ها چیست؟

چرا دولت ایران، تورک های ایران را بخاطر حمایت لفظی از جمهوری آزربایجان، دستگیر و زندانی می کند اما ارمنی ها، دارای آزادی بسیار بیشتری نسبت به تورک های ایران هستند؟

آیا طبق قانون اساسی، مردمان حق ندارند تا بدون حمل سلاح، راهپیمایی کرده و نظرات خودشان را بیان بکنند؟

شما فکر می کنید که موضع عموم مردمان در ایران، نسبت به چنان جنگی چگونه خواهد بود؟

در صورت وقوع چنان جنگی، موضع مردمان فارس زبان، پان ایرانیست و پان فارس را چگونه ارزیابی می کنید؟

آیا می توان ملتی را که بخشی از آن ها در مرزهای سیاسی دیگری قرار دارند، به علت حمایت از هم، به تجزیه طلبی متهم کرده، سرکوب و مجازات کرد؟

اگر دولت ایران، در کنار ارمنستان قرار بگیرد، آیا این حق دموکراتیک تورک های ایران نیست که دولت ایران را نادیده گرفته و در پی منافع ملی خودشان، مستقل از ایران باشند؟
برای پاسخ به این نوع از سوال ها، چهار مهمان از چهار ملت ساکن در ایران برای حضور در این برنامه دعوت کرده ام.
1. جناب جهانگیر لقائی؛ فعال سیاسی و اقتصاددان- فارس
2. جناب صلاح ابو شریف الاحوازی؛ حقوقدان و دبیر کل جبهه دموکراتیک مردمی الاحواز، عضو شورای رهبری و مسئول روابط خارجی جبهه ملل برای حق تعیین سرنوشت
3. فرشاد دوستی پور؛ دانشجوی فیزیک و فعال سیاسی کرد
4. مهیم سرخوش؛ مسئول روابط خارجی و عضو شورای مرکزی حزب باوچستان راجی تپاکی یا حزب همبستگی

Saturday, July 25, 2020

در چه شرایطی ایران توسعه خواهد یافت؟



برنامه این هفته دیالوگ، "در چه شرایطی ایران توسعه خواهد یافت؟" خواهد بود
توسعه چیست؟
هدف توسعه چیست؟
آیا درکی روشن از توسعه داریم؟
در چه زمینه هایی باید توسعه بیابیم؟
آیا بدون دموکراسی و حقوق بشر، می توان توسعه یافت؟
موانع توسعه در ایران چیستند؟
آیا تحصیل کردگان و دانشگاهیان ایرانی آمادگی برای حرکت در سمت و سوی توسعه را دارند؟
برای کند و کار در مفهوم توسعه،
آقایان دکتر محمدحسین یحیایی؛ محقق و دارای دکترا در اقتصاد
دکتر شهسوار کریم زاده؛ فیلسوف و اقتصاددان بلوچ
دکتر رضا پرچی زاده؛ نظریه پرداز
  مهندس حشمت اله طبرزدی؛ روزنامه نگار و مدیر مسئول چند نشریه و فعال سیاسی
 به پرسش های مرتبط با موضوع د  برنامه زنده تلویزیونی پاسخ خواهند داد. 

دیالوگ این هفته، در روز شنبه (25 جولای 2020) در 
ساعت 11:00 بوقت شیکاگو
12:00 بوقت تورنتو، واشنگتون و نیویورک
17:00 بوقت لندن
18:00 بوقت آلمان
21:30 بوقت تبریز به روی آنتن خواهد رفت

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و پنجم (25) جولای 2020
hedayat222@yahoo.com 

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc