درک غلط امثال جناب مشیری از توسعه
جناب بهرام مشیری، علل توسعه یافتگی دو کشور اسپانیا و هندوستان را "اخراج اسلام از اسپانیا" و "راه ندادن برای ورود اسلام به هند" میداند.
باید متوجه باشیم که منظور از کشورهای اسلامی، ایران و افغانستان نیست. ایران، در جهان اسلام جایگاه چندانی ندارد.
به نظر می رسد که منظور و شناخت مشیری از اسلام، تجربه ایرانیان از اسلام در ایران و افغانستان است.
لذا، اگر نگاهی به لیست کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه بیفکنید، متوجه اشتباه محاسباتی خود در باره نقش اسلام در کشورهای مختلف میشوید.
از سوی دیگر، اسلام یک بسته درهم و برهم برای اداره جوامع، بخصوص از نظر روانی و درونی بوده و استو در هر کشور مسلمان، اسلامی متفاوت و بر اساس نیازها و ذائقههای آنها تعریف و اعمال شده و میشود.
یعنی همان طور که یک سوسیالیم معین و مشخصی در دنیا وجود نداشته که به تمامی نیازهای همه کشورهای سوسیالیستی پاسخ بدهد، اسلام هم یک بسته مشخص برای تمامی کشورها با جغرافیا، زبان، تاریخ، منابع مختلف و منابع انسانی و ... متفاوت نبوده و نیست. اسلام رنگ نیازها و خواستها و آرزوهای ملل مختلف را گرفته و رنگارنگ شده است.
عامل تعیینگر در این رنگارنگی جوانع اسلامی، میزان توسعه یافتگی عقل عمومی، آرزوها، خواستها و اراده آن جوامع بوده و است.
حالا اسلام چقدر متناسب با نیازها و لوازم زندگی روزمره در این قرن است و نیست، سوال دیگری است و جواب دیگری میخواهد.
اگر با رویکرد "واقعگرایانه" و "نه متهم کننده"، به مسائل در جوامع مختلف مسلمان نگاه بکنیم، متوجه میشویم که اسلام(همان اسلام با رنگ و بوی ملی) از حدود دو قرن گذشته تا کنون، از دایره آموزش تخصصی عموم مردم کنار گذاشته شده است.
اسلام، نه در آموزشهای تخصصی ملل نقشی دارد و نه در آموزشهای عمومی انها نقش مهمی بازی میکند.
آنچه جوامع را به توسعه سیاسی، اقتصادی، بهداشتی، آموزشی، حقوق، آزادیها، تکنولوژیکی و ... و بخصوص به شکوفایی مغزی می برد، آموزشهایی است که دولتها و حاکمیتها بر اساس ذهن محدود و صلاح دید خود در مدارس، دانشگاهها و رسانههای عمومی به مردم تزریق و تحمیل میکنند. اسلام در کجای آن آموزشها جای گرفته است؟
یعنی آنچه تعیین کننده در توسعه است، آموزشهایی است که بر اساس اعتقاد طراحان آموزش استوار است.
حال باید تعریف بکنند که منظور از توسعه چیست و توسعه را در کدام عرصهها و با کدام اهداف میبینند؟
آیا توسعه همان کپی پیست یا مونتاژ کاری تکنولوژی است؟ رفاه مردم است؟ افزایش تولید است؟ افزایش مصرف و واردات است؟ افزایش صادرات است؟ کشاورزی است؟ دامداری است؟ صنایع جدید است؟ احساس رضایت از زندگی است؟ زیستن در انواع آزادیها هستند؟ اعمال حقوق مختلف است؟ تظمین حقوق افراد و جوامع هستند؟ توان اعمال اراده عموم در اداره عمومی است؟ و ...
به نظر میرسد که عمدا، دین و بخصوص اسلام در این پروسه به فراموشی شپرده شده است.
حالا نوبت نگاه به لیست کشورهای اسلامی و مسلمانان از ایران و افغانستان تا .... تورکیه، مالزی و ... است تا در باره میزات توسعه یافتگی کشورهای و ملل مسلمان قضاوت بکنیم و حذف متوجه نقش اسلام در آموزشها و تعریف انها از توسعه و اهداف و خواستهای انها بشویم.
همچنین یا نقش سیاستهای جنگ افروزان کشورهای غربی مسیحی در میان آنها بشویم.
در جهان اسلام چهل و شش کشور رسمی و چند کشور وابسته به کشورهای استعماری وجود دارند.
میزان توسعه یافتگی کشورهای مسلمان تورکیه، کویت، عربستان، امارات متحده عربی، الجزایر، برونوئی، مصر، مراکش، بحرین، آزربایجان، قطر، جیبوتی، اندونزی، مالزی، و ... بسیار متفاوت از هم هستند.
آیا نقش اسلام در میزان توسعه هر کدام از آنها، نقش اسلام شیعه فارسی در ایران را دارد؟ آیا اسلام در ایران فارسی، رنگ عقل و سیاست، اهداف، خواستها و اراده فارسی را بخود نگرفته و فارسی تر نشده است؟ در این جغرافیا، آیا اسلام فارسی ترجمه شده یا فارسی اسلامیترجمه شده است؟
تعیین کننده در توسعه یافتگی یا عقب ماندگی جوامع و ملل، نوع نگاه رهبران و الیت ملل و جوامع به توسعه، تعریف آنها از توسعه و اهداف و خواست آنها است.
نوع نگاه، تعریف، هدفگذاری آنها از توسعه، راهگشای حرکت جوامع هستند.
آیا در شناخت آنها و در تعریف آنها و هدفگذاری آنها از توسعه و در توسعه، اسلام جایگاهی دارد تا اسلام را مقصر بدانیم و اسلام را بر روی صندلی اتهام بنشانیم؟
یا امثال جناب مشیری برای تبرئه خود و تبرئه ایران-فارسها، اسلام را مقصر نشان میدهند. همان طور که حمله مغول هم بهانه برای توجیه و خودفریبی آنها کارکرد دیگری ندارد.
آیا همه ملتهایی که با حمله مغول یا دیگر ملل و کشورگشاییها مواجه شدهاند، نتوانسته اند دوباره برخیزند؟
متاسفانه الیت (رهبران سیاسی-اجتماعی، نمایندگان مجلس، اعضای کابینه دولت، فرماندهان ارشد نظامی-امنیتی، استانداران، فرمانداران، شوراهای شهری، سرمایهداران، مدیران بانکها، مدیران و طراحان برنامهها و ... حتی اساتید دانشگاهی و ...) در ایران، نه درکی توسعه طلبانه از اسلام دارند و نه شناختی از توسعه و سمت و سوی توسعه دارند و نه تعریفی دقیق و روشنی از توسعه و نه ادراکی از اهداف و اراده خود از توسعه دارند.
از دوره کودتای رضاخانی تا امروز، در هیچ کدام از زمینههای یاد شده، تعریف روشن و دقیقی از توسعه و اهداف توسعه در میان الیت ایرانی وجود و اعتبار همهگیر نداشته است.
آنها در هر مقطعی از تاریخ، بنا به نیاز آن روز و صد البته با توجه به منافع بخشی از الیت حاکم، تعریفی گذرا و تکوجهی از توسعه، بدون داشتن اهداف معین و دراز مدت را به ضرب چوب و دگنگ به جامعه تحمیل میکردند.
بعد از اینکه منافع مالی خود یا گروه آنها تطمیع می شد، گروه دیگری از الیت، در جهت منافع فردی و گروهی خود، باز هم هدف کوتاه مدت دیگری را در پیش روی جامعه می نهادند، هم اکنون هم میگذارند.
از طرف دیگر، چون سیستمهای دولتی، پروپاگاندا، تبلیغات و سیستمهای مغزشویی، رادیو، تلویزیون و ...در دست آن الیتهای حاکم بود، اهداف کوتاه مدت فردی، حزبی و حتی مصالح فردی و گروهی را به عنوان نیازهای توسعهای، به تمامی ملل در ایران به تحمیل کردند و میکنند.
برای همین است که دولتها و حاکمان در نود سال گذشته، یا با احزاب مخالفت کردهاند و انها را سرکوب کرده اند و یا احزابی وابسته به بالاترین مقامهای سیاسی و اداری را ایجاد کرده اند تا فرمانبر باشند.
در پایان، نمیتوان از جناب بهرام مشیری پذیرفت که چون اسپانیای مسیحی اسلام را از اسپانیا خارج کرده است، توسعه یافته است.
همچنین نمیتوان از او پذیرفت که چون هندوها اسلام را نپذیرفتهاند، در حال توسعه هستند.
چرا که اولا، توسعه اغلب کشورهای توسعه یافته مسیحی-غربی بخاطر اشغال سرزمینهای دیگران، قتل عام آنها، دستاندازی در منابع مالی، زیرزمینی و انتقال همه ثروات آن ملل به کشور مسیحی غربی بوده و است.
از طرف دیگر، اسپانیا یکی از عقب ماندهترین کشور در حال زوال مسیحی غربی اشغالگر چپاولگر است و نقش چندان مهمی در اقتصاد جهانی ندارد.
این ادعا نه در مقایسه کشورهای توسعه یافته غرب مسیحی اشغالگر چپاولگر با کشورهای اسلامی نیست، بلکه مقایسه در میان همان نوع از کشورهای جهان مسیحی اشغالگر چپاولگر غارتگر است.
اما در مورد هندوستان باید بگویم که هندوستان در زمانی که تحت مدیریت و رهبری تورکهای مسلمان بود، قلب تپنده اقتصاد دنیا و توسعه یافتهترین نقطه کره خاکی بوده است.
هندوستان کنونی از زمانی عقبگرد کرد و به تدریج به قافله کشورهای عقبمانده اروپایی پیوست که به تدریج به اشغال انگلستان مسیحی اشغالگر قتل عامگر غارتگر در آمد و تمامی منابع مالی، ثروتها، منابع زیر زمینی، رو زمینی، آبی و جنگلی آن به انگلستان منتقل شد.
از طرف دیگر بخش مهمی از ملل ساکن در هندوستان سیاسی هنوز هم مسلمان هستند. پاکستان، بنگلادش و ... دست کمی از هندوستان ندارند.
انصافعلی هدایت
نهم جنیوری 2025
No comments:
Post a Comment