Thursday, June 27, 2013

سنگسار از قانون حذف نشده است







سال ها است که نهادهای مدنی و فعالان حقوق بشر برای حذف سنگسار از قانون مجازات اسلامی تلاش می کنند و اخیرا در رسانه ها جشن گرفتند که این مبارزه های اجتماعی به ثمر رسیده و "سنگسار"  زنان و مردان در قانون جدید مجازات اسلامی حذف شده است.

 اما وکیل و مدافع ده ها فعال سیاسی و مدنی آذربایجانی: موسی برزین خلیفه لو که مجبور به ترک وطنش: "آذربایجان جنوبی" شده است در گفتگو با تلویزیون آذربایجان جنوبی ؛ "گوناز تی وی" این خبر را نادرست خواند و گفت: قوه قضائیه تلاش کرده است تا در ظاهر، قانون را نرم نشان دهد اما در اصل، حکم سنگسار، همچنان به قوت خودت باقی است.

این وکیل آذربایجانی افزود: حکم سنگسار از قانون حذف شده است اما قانونگذار مجازاتی برای آن جرم تصویب نکرده است و در یکی از مواد قانون جدید مجازات اسلامی اعلام کرده که اگر حکم جرمی نامعلوم بود، دادگاه ها باید به اصل 167 قانون اساسی برای بدست آوردن حکم قانونی یا شرعی آن جرم مراجعه کنند.

اصل ۱۶۷ قانون اساسی ایران می گوید: "قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و نمی‌تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد."

موسی برزین معتقد است که قانون مجازات اسلامی جدید که دو سال قبل تصویب شده بود، با ارجاع مشکوک این مجازات به اصل 167 قانون اساسی، قضات را به منابع معتبر اسلامی یا فتوای روحانیان ارجاع داده است که دادگاه ها در 34 سال گذشته به رساله "تحریر الوسیله" روح الله موسوی خمینی استناد می کردند و استناد می کنند. 

 مجازات زنان و مردان زناکار در فتوای آیت الله روح الله موسوی خمینی؛ رهبر قبلی جمهوری اسلامی سنگسار است.  

دولت در هر ماه از یارانه های پرداختی به مردم چقدر می دزدد؟








بنا به گفته جعفر قادری؛ نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی  و سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور، دولت میزان یارانه های پرداختی به مردم را تا نصف مبلغ فعلی، کاهش خواهد داد.

 حال، سوال این است که دولت پول برای پراخت یارانه ها به مردم را از کجا بدست می آورد که در هر ماه برای هر فرد ایرانی، 45 هزار و 500 تومان پرداخت می کند؟
جواب این است:  دولت با زرنگی تمام سوبسیدی را که بیش از 50 سال بر همه کالاها و خدمات اجتماعی پرداخت می شد را قطع 
کرده است و همه آن مبالغ پرداختی به سوبسیدها را باید پس انداز بکند. اما دولت ایران اعلام کرده است که سوبسیدها را حذف کرده و به جای سوبسید، یارانه نقدی به مردم خواهد داد تا گرانی های حاصل از حذف این سوبسیدها را تعدیل و ملایم کند.

دولت ایران اعلام نکرده است که مجموعه سوبسیدی که تا قبل از حذف سوبسیدها در همه زمینه ها به هر ایرانی پرداخت می شد، چه قدر بوده است که دولت می خواهد با پرداخت 45 هزار و 500 تومان، آن همه سوبسیدها را جبران کند.

علاوه بر آن که خود دولت با آزاد کردن قیمت محصولات و خدمات مورد نیاز جامعه، نه تنها آن کالا و خدمات را گران می کند که فشار روانی حاصل از این گرانی ها از طرف دولت، به گرانی های بیشتر در جامعه دامن زده و چند درصد بیشتر نیز بر میزان تورم و گرانی ها می افزاید که دولت بابت این بخش از گرانی هایی که بر جامعه تحمیل می کند، هیچ مبلغی به مردم نمی پردازد.

در این حال، جعفر قادری؛ نماینده مردم شیراز در مجلس و سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ کل کشور، روز شنبه - 14 اردیبهشت 1392 - اعلام کرده است که میزان یارانه پرداختی به مردم از طرف دولت و در ماه های آینده کاهش خواهد یافت اما این نماینده شیراز نگفته است که کاهش یارانه چند هزار تومان یا چند درصد خواهد بود؟

اما از گفته های این نماینده بر می آید که دولت ایران از محل حذف سوبسیدها، 50 هزار میلیارد تومان در این سال درآمد کسب خواهد کرد اما بنا به گفته های او: قرار نیست تا دولت همه این مبلغ را به مردم باز گردانند.

چرا که به گفته سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال 1392 ، "مقرر شد ۱۰ درصد از این درآمد به بخش بهداشت و درمان یعنی تا مبلغ ۵ هزار میلیارد تومان برای کمک به بخش سلامت اختصاص یابد."

پس دولت از محل گران فروشی کالاها و خدمات به مردم که در گذشته پول بخشی آن ها را پرداخت می کرد، 5000 میلیارد تومان به بهداشت و درمان اختصاص خواهد داد که جزو خدمات دولتی و ضروری برای مردم است و دولت باید  هر سال این هزینه ها را در بودجه رسمی خود منظور کند.

به این ترتیب، دولت ایران در هر ماه از حساب هر ایرانی (اگر 76 میلیون نفر محاسبه شود) 5482 تومان برداشت خواهد کرد و برای بهداشت و درمان در نظر خواهد گرفت. امید که نه تنها دارو و درمان گران نشوند، بلکه، همه احاد ایرانی تحت پوشش بیمه تکمیلی و رایگان قرار بگیرند. چرا که در هر ماه هر نفر 5 هزار و 482 تومان قبل از آن که پایشان به بیمارستان ها بکشد، پرداخت می کنند.

اما اگر تعداد ایرانی های مشمول یارانه را 66 شش میلیون نفر در نظر بگیریم، نتیجه معادله ها اندکی تغییر خواهد کرد. چرا که خود دولت اعلام کرده است که مدت هاست به 10 میلیون ایرانی یارانه پرداخت نمی کند. در این صورت، دولت در هر ماه از حساب هر ایرانی 6313 تومان بر می دارد. ولی ما نمی دانیم چرا آنان را بیمه کامل نمی کند؟ 

نماینده شیراز افزود: همچنین مقرر شد، ۵۰ درصد به خانوارها یعنی تا مبلغ ۲۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان اختصاص یابد.
بر این اساس، اگر تعداد جمعیت ایران را 76 میلیون نفر فرض کنیم، دولت ایران می خواهد از محل گرانفروشی دولتی کالا و خدمات به مردم، در هر ماه برای هر ایرانی 24 هزار و 671 تومان بپردازد.

این در حالی است که اگر دولت می خواست درآمدهای حاصل از گرانفروشی دولتی (50 هزار میلیارد تومان) را در بین مردم تقسیم کند، باید به هر نفر از 76 میلیون ایران، در هر ماه 54 هزار و 894 تومان پرداخت می کرد. 

 سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه سال 1392 علاوه کرده است: 30 درصد از این درآمدها یعنی تا مبلغ ۱۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان به بخش صنعت و تولید تخصیص خواهد یافت.

بدین ترتیب، دولت نه از کارگران و طبقات فقیر که از طبقات صاحب ثروت حمایت می کند. بنا بر این، صاحبان کارخانه ها هم از گرانفروشی ناشی از تاثیر حذف سوبسیدها سود خواهند برد و هم از تورم ناشی از اعمال فشار روانی خذف سوبسیدها و هم از دولت پول نقد خواهند گرفت.

در نتیجه، دولت همه کالاها و خدمات را به مردم گران تر خواهد فروخت تا در هر ماه از هر 76 میلیون ایرانی 14 هزار و 802 تومان دزدیده و به صاحبان ثروت و تولید بپردازد تا از آن ها حمایت کند. 

نام این حمایت را هم "حمایت از تولید داخلی" گذاشته اند. اما ملت می داند که کارخانه ها و کارگاه های تولیدی یکی بعد از دیگری متوقف می شوند و یا کارگرانشان را اخراج می کنند.

وقتی صاحب یک کارخانه تولیدی و صاحب ثروت می تواند بدون پرداخت پول به کارگران، در هر ماه از حساب هر ایرانی در حدود 15000 تومان بردارد، چرا باید به فکر تولید باشد و بخشی از پول خود را به کارگران بدهد؟ هر کس جای او بود، کارگران را اخراج می کرد تا فقط پول مفت را از دولت بگیرد یا اعلام ورشکستگی کند.

اگر این 13 هزار و 500 میلیارد تومان را در بین 66 میلیون ایرانی تقسیم کنیم، سهم هر ایرانی در هر ماه 17 هزار و 45 تومان خواهد شد که از جیب فقرا در آورده و به ثروت مندان داده می شود.

 به گفته نماینده شیراز در مجلس: ۲۰ درصد باقیمانده یعنی ۹ هزار میلیارد تومان از درآمدهای دولت از محل حذف یارانه ها، برای کمک به بودجه دولت اختصاص خواهد یافت.

جالب آن است بدانیم که دولت های قبلی در زمان اجرای سوبسیدها برای همه کالاها و خدمات، مجبور بودند، همه بودجه های مورد نیاز خودشان را از منابعی تامین کنند اما با خشکیدن منابع درآمدی این دولت، حاکمیت، با خدف سوبسیدها، گرانی و تورم را به مردم تحمیل کرده و بخشی از بودجه هایش را اما و به طور مستقیم از ملت می دزدد.

با این حال به روی خود نمی آورد که تامین بخشی از بودجه بهداشت و درمان هم از بودجه های دولتی نیست و مردم با خریدن کالاها و خدمات گران دولتی، هزینه های آن ها را می پردازند. اما دولت در کمال پر رویی ادعا می کند که تنها 9000 میلیارد تومان از محل حذف سوبسیدها به بودجه دولت کمک خواهد شد.

به این ترتیب، دولت ایران در هر ماه از حساب هر ایرانی (76 میلیون نفر ایرانی) 9868 تومان برای بودجه های نامعلومش برداشت خواهد کرد. نام این بخش را "بودجه" گذاشته اند تا معلوم نباشد که دولت در کجاها هزینه خواهد کرد. شاید برای سرکوب ملت بکار رود. شاید برای کمک به بشار اسد برای کشتن عرب ها بکار رود. شاید هم تنها برای سرکوب بیشتر مبارزان ملت های تورک، عرب، بلوچ، ترکمن و ... و تضییع حقوق انسانی این ملت ها بکار خواهد رفت.

اگر این 9000 میلیارد تومان را بر 66 میلیون ایرانی تقسیم کنیم، دولت در هر ماه از حساب هر ایرانی 11 هزار و 363 تومان بر می دارد تا با تکیه بر این مبالغ، حقوق انسانی آنان را هر چه بیشتر ضایع سازد.

این نماینده تاکید کرد: طبق مصوبه کمیسیون تلفیق، یارانه پرداختی به هر فرد در هر ماه نباید بیشتر از عملکرد سرانه بهمن 1391 باشد. یعنی ۲۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی که قرار است در طول ۱۲ ماهه سال ۹۲ به هر ایرانی و بر طبق قانون هدفمندسازی یارانه‌ها پرداخت شود.

بنا بر این، مجلس تصمیم گرفته است تا به هر نفر ایرانی (اگر تعداد ایرانیان را 76 میلیون نفر بدانیم) در هر ماه 27 هزار و 985 تومان بدهد که در هر ماه 17  هزار و 515 تومان کمتر از 45 هزار و500 تومان ماه های قبلی خواهد بود. اگر متوسط هر خانوار ایرانی را 5 نفر فرض کنیم، دولت ایران، در هر ماه از هر خانواده 5 نفره 87 هزار و 575 تومان خواهد دزدید.  

اگر تعداد ایرانیان یارانه گیر را 66 میلیون نفر بدانیم، سهم هر کدام 28.409 تومان خواهد بود که باز هم نسبت به ماه های قبل که 45.500 تومان دریافت می کردند، 17.091 تومان کمتر خواهند گرفت.

نماینده شیراز گفته است: اگر دولت بخواهد همان یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی را به خانوارها پرداخت کند، باید تعداد دهک‌ها را کاهش دهد (تعداد کسانی که طبق محاسبه های دولت درآمدشان در لایه های متفاوتی دسته بندی شده اند) یا این که کلا میزان یارانه نقدی پرداختی به مردم کاهش یابد.

حال می دانیم که سهم هر ایرانی (البته 66 میلیون نفر) از 50 هزار میلیارد تومان در هر ماه  63 هزار و 131 تومان خواهد شد اما می دانیم که دولت ایران 45500 تومان می دهد و بقیه را که 17631 تومان است را می دزدد. حال باید دید که دولت ایران در روزهای آینده  از هر ایرانی در هر ماه چقدر می دزدد؟

اگر تعداد مردم آذربایجان را 30.000.000 یا 35.000.000 میلیون تن بدانیم، می توانیم مجاسبه کنیم که دولت ایران در هر ماه از ملت آذربایجان چه میزان می دزدد.





دولت ایران با دارو و سلامت بیماران بازی می کند






در پی اصرار ایران با ساخت بمب اتم و حمایت از تروریست ها در سطح بین المللی، سازمان ملل متحد و کشورهای غربی ایران را تحریم کرده اند و هر از مدتی، بر فشار تحریم ها می افزایند اما این تحریم ها شامل دارو و مواد غذایی نمی شود ولی رژیم ایران از این فرصت استفاده می کند تا دلارهای بدست آمده را صرف دارو و درمان نکرده و به واردات اتومبیل ها و لوازمی اختصاص دهد که حکومت، مدیران حکومتی و خانواده های آن ها نیاز دارند. 

به گفته ایرج خسرونیا؛ رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران "دولت می خواهد، ارز لازم برای واردات داروهای ضروری را به جای 1200 تومان با 2400 به شرکت ها واردات دارو  و کارخانه های تولید دارو بفروشد." 

به گفته او، همین سیاست دولت باعث شده تا شرکت ها و کارخانه های دارو از ترخیص داروها از گمرک های ایران خودداری کنند. چرا که این شرکت ها و کارخانه ها در پی سودهای مالی کلان خود هستند و هر چه ارز را ارزانتر بخرند، سود بیشتری نصیب آن ها خواهد شد.

او ادعا می کند که بسیاری ازشرکت های دارو سازی نمایندگی های خود در ایران را بسته اند و علت آن را هم "نداشتن سود دارو در ایران  و  پرداخت نشدن به موقع طلبشان" اعلام کرده اند. 

ایرج خسرونیا؛ رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران علاوه می کند: این در حالی است که معاون سابق سازمان غذا و دارو بخشنامه‌ای را مصوب و اعلام کرده که شرکت‌های دارویی خارجی حق تبلیغ داروهایشان در ایران را ندارند و این به معنای آن است که ما یک عقب گرد ۱۰۰ صد ساله به گذشته خواهیم داشت.

به گفته خسرونیا؛ هزینه‌های بسیاری از کنگره‌های علمی و پزشکی را شرکت‌های دارویی تامین می‌کنند و وقتی آن ها نتوانند در ایران داروهایشان را تبلیغ کنند، بسیاری از این کنگره‌های علمی و پزشکی هم برگزار نخواهد شد که برای متخصصان ایرانی ضروری هستند.

رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران افزوده است: یک پزشک باید از داروهای جدید برای درمان بیماران خود مطلع شود و اگر این داروهای جدید تبلیغ نشود، مسلماً دانش پزشکی کشورمان یک عقب گرد ۱۰۰ ساله به گذشته خواهد داشت.

در عین حال که دکتر ایرج  خسرونیا بخشنامه و مصوبه معاونت غذا و دارو برای جلوگیری از تبلیغ شرکت‌های داروی خارجی را نادرست خواند، بیان داشت: این تصمیم بر این مبنا اتخاذ شده که پزشکان از داروهای جدید خارجی اطلاع نیابند تا آن ها را برای بیمارانشان تجویز نکنند. زیرا کشور در حال حاضر دچار مشکل ارز است و نمی‌تواند این داروها را وارد کند. در حالی که این روند صحیح نیست و بهتر است مجلس و دولت هر چه سریعتر ارز دارو را مشخص کنند و یک شبه، تصمیمات عجیب و غریب نگیرند.




در بنیاد شهید 185 میلیارد تومان حیف و میل شد






امیر خجسته؛ نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی گفت: : عدم شفافیت در عملکرد رئسای بنیاد شهید و جانبازان، وجود شائبه های مختلف در بخش‌های اقتصادی بنیاد شهید ، کشف اختلاس ۱۵ میلیارد تومانی و حیف و میل بیش از ۱۷۰ میلیارد  تومان از دارایی های بانک دی در صرافی ها باعث این تحقیق شده است.

او در رابطه با وضعیت 170 میلیارد تومان هم گفت:  این رقم از طرف صرافی های خاصی به کشور امارات و شهر دبی انتقال داده شده که در این رابطه تعدادی از افراد دستگیر شده اند و عده ای دیگر به خارج از کشور فرار کرده اند.

بنیاد شهید و امور جانبازان انقلاب اسلامی یکی از سازمان های وابسته به علی خامنه ای است که "تقدیس" می شود و رهبر ایران و مسئولان این سازمان به نهادهای نظارتی اجازه بازرسی و حسابرسی در این نهاد را نمی دهند. اما ظاهرا اش در این بنیاد به قدری شور شده که خامنه ای و مسئولان این تشکیلات اجازه حسابرسی و تحقیق در این سازمان را صادر کرده اند و بعد از 34 سال غارت اموال و پول های مردم به نام "شهدا و جانبازان"، اجازه تحقیق و تفحص از این تشکیلات صادر شده است.

در این رابطه، یکی از نمایندگان مجلس، سوء مدیریت، اهمال کاری در درمان ایثارگران و جانبازان، انتصاب افراد غیر‌صلاحیت دار را از مهمترین محورهای تحقیق و تفحص از بنیاد شهید دانست.

این سخنان در حالی بیان می شود که برای سال ها، خانواده شهدا و جانبازان مورد توجه این تشکیلات نبود و بخش اعظم بودجه آن صرف خانواده های عراقی، لبنانی و فلسطینی می شد و مطبوعات تهران پر از گلایه های جانبازانی بودند که از نبود دارو و درمانشان و گرانی آن ها شکایت می کردند و حتی "گوناز تی وی " هم در رابطه با مسایل درمانی آنان برنامه مستقلی را پخش کرد.

این نماینده  مجلس نهم، سوء مدیریت شدید در بخش درمانی جانبازان را از دیگر نقاط ضعف بنیاد شهید خواند و گفت: شهادت غریبانه برخی از جانبازان و ایثارگران به دلیل اهمال کاری های انجام گرفته از سوی بنیاد شهید از دیگر مواردی است که در تحقیق و تفحص از بنیاد شهید و امور ایثارگران مطرح است.

به نظر می رسد، علت اجازه به مجلس برای سر درآوردن از حساب و کتاب های این تشکیلات عریض و طویل، نزدیکی هر چه بیشتر به جنگ با غرب است و رهبران ایران می خواهند تقصیر تمامی کوتاهی ها و حیف و میل های 185 میلیارد تومانی را از گرده علی خامنه ای برداشته، بر گردن چند کارمند بگذارند و با محکوم کردن آن ها، خامنه ای را مدافع حقوق رزمندگان سابق نشان دهند و به مردم تفهیم کنند که اگر در جنگ احتمالی با غرب شرکت کنند و شهید یا ناقص شوند، هزینه زندگی خانواده آن ها و درمان نقص عضو و جانبازی آنان تامین خواهد شد.

نماینده همدان، فامنین وقهاوند در مجلس شورای اسلامی، افزود: برخلاف تصوراتی که در برخی افراد جامعه در مورد رفاه ایثارگران وجود دارد، بی عدالتی در مورد ایثارگران و خانواده شهدا موج می زند

امیر خجسته ، طراح تحقیق و تفحص از بنیاد شهید و امور ایثارگران، در باره مقاومت های این بنیاد در چهار سال گذشته در مقابل خواست نمایندگان گفت: پس از تشکیل مجلس نهم ، جلساتی با مدیران بنیاد شهید و امور ایثارگران داشتیم و خواستار رسیدگی به مسائل امور ایثارگران شدیم اما متأسفانه هیچ اقدامی در این زمینه انجام نشده است.



در باره استخراج نفت در سرزمین های آذربایجان جنوبی چه موضعی باید گرفت؟







پان فارسیسم، از سرزمین های الاهواز، نفت استخراج کرده است اما به جای آن که بر آبادانی الاهواز همت کند، بر ویرانی و استعمار عمیق تر آن ناحیه تلاش کرده و می کند. 

برای حفاظت از نفت و درآمدهای سرشار آن، مدت ها است که می خواهد با کشتن عرب ها، با زندانی کردن آن ها، با بی کار گذاشتن آنان، با بیسواد کردن آنان، با جذب عرب ها در دیگر نقاط ایران، با استخدام غیر عرب ها در صنعت نفت این سرزمین، بافت جمعیتی عربی عربستان یا خوزستان را تغییر دهد تا عرب ها در آینده نه چندان دور، مدعی مالکیت بر این سرزمین ها و منابع آن نباشند.

این شیوه استعمار ایرانی بوده و است. چرا که استعمار انگلیسی، اگر چه هند را استعمار می کرد اما در آبادانی آن هم می کوشید. برای همین هم هندوستان دارای بزرگترین راه آهن دنیا هست. 

این تنها خوزستان نیست که تحت استعمار پان فارسیسم قرار دارد و استعمار ایرانی آن ها را نابود می کند تا مردم ، فرهنگ و 
تاریخشان را نابود کرده و مالک منطقه شود. بلکه آذربایجان جنوبی، کردستان، لرستان، ترکمنستان، گیلان و ... هم در همین ردیف قرار دارند و سرزمین های مستعمره برای فارس ها هستند.

به نظر می رسد که هر چه منابع زیر زمینی و رو زمینی مناطق استعماری ایران، کمتر شکوفا و کشف شده باشد، عمق و جنایت استعمار ایران و پان فارسیسم در آن مناطق کمتر است. مثلا، کردستان، لرستان، بختیاری، ترکمن صحرا و ... در این ردیف قرار گرفته اند.

گر چه سطح سواد و آموزش به زبان بیگانه:  "فارسی" در آن مناطق بسیار پایین است و انسان های آن نواحی عقب مانده تر از مناطق پان فارسیسم هستند اما توانسته اند هویت تاریخی و همبستگی اجتماعی خود، در مقابل دیگر ملت ها و بخصوص فارس ها را حفظ کنند. برای همین هم زبان بومی، لباس، موسیقی و دینشان را از تاراج نژادپرستان فارس مصون نگه داشته اند.

در مقابل، هر چه میزان آموزش عمومی در زبان بیگانه و استعماری: فارسی بیشتر بوده، در قدرت سیاسی در اداره ایران نقشی هر چند اندک داشته، عمق و شدت شلاق استعمار بر تن آن ملت سخت تر بوده است. 

الاهوازیان در روی چاه های نفت و گاز می خوابند اما در آتش فقر می سوزند. آذربایجانیان جنوبی نیز در فقر مادی و خودبیگانگی غوطه ور شده اند. پان فارسیسم و نژاد پرستی فارس ها، آنان را مجبور کرده تا زبان، تاریخ و تمدن خودشان را فراموش کنند و بر اساس آموزش هایی که در مدارس نژادپرستی فارسیسم دریافته اند، تصور کنند که در بهترین کشور زندگی می کنند.

اکنون و در آذربایجان جنوبی، پای عاملی به میان آمده است که مادر قدرت مادی و نظامی فارسیسم و منشاء تجاوزهای شدیدتر استعمار ایرانی است که می تواند در آذربایجان هم به مانند خوزستان تکرار شود و آن "نفت" این طلای سیاه است.

مدت هاست که استعمار ایرانی می خواهد از مناطق آذربایجان جنوبی نفت سیاه را استخراج کند. شرکت های ایرانی و خارجی در این منطقه فعالیت می کنند. میلیون ها دلار سرمایه گذاری می شود و قرار بوده تا در پنج سال آینده در این منطقه، بر روی چاه های نفت، سرمایه گذاری های بیشتری بشود.

امروز اخباری رسیده است که نشان می دهد؛ ایران توانایی پراخت دلار به یک شرکت خارجی در مغان را نداشته است. در نتیجه، آن شرکت، فعالیت در عرصه اکتشاف نفت در سرزمین های آذربایجان جنوبی را ترک کرده است.

سوال این است که آیا ما باید از طرح های اکتشاف نفت در سرزمین های خودمان حمایت کنیم یا باید در مقابل اکتشاف معادن نفتمان بوسیله فارس ها بایستیم و آن ها را برای نسل های بعدی و فرزندان آینده آذربایجان حفظ کنیم؟


خبر زیر در این باره نوشته شده است.  





کنار گذاشتن یک شرکت اروپایی از نفت مغان
با گذشت پنج سال از امضای قرارداد اکتشافی بلوک مغان بین شرکت ملی نفت ایران و شركت "INA " كرواسي، این شرکت اروپایی از ادامه فعالیت اکتشافی در این بلوک اکتشافی کنار گذاشته شده است.

قرارداد اجرای عملیات اکتشاف و توسعه نفت و گاز بلوک مغان 2 به ارزش بیش از 141 میلیون دلار میان شرکت ملی نفت ایران و یک شرکت اروپایی (20 فروردین 1387) در تهران امضا شده بود.

پیمانکار خارجی در این بلوک اکتشافی متعهد شده بود اطلاعات لرزه نگاری دو بعدی قبلی به وسعت 600 کیلومتر مربع را مطالعه و 100 کیلومتر مربع داده های لرزه نگاری دو بعدی جدید و 200 کیلومتر مربع داده‌های لرزه نگاری سه بعدی برداشت کند.

این پیمانکار همچنین متعهد شده بود یک حلقه چاه اکتشافی را حفر کند و در صورت وجود شواهد مثبت از وجود هیدروکربور در بلوک مغان 2، عملیات لرزه نگاری دو بعدی به میزان 500 کیلومتر مربع انجام دهد، همچنین حفر دو حلقه چاه اکتشافی دیگر نیز پیش بینی شده است.

هزینه عملیات اکتشاف و مطالعات تکمیلی اعم از مطالعات ژئوفیزیک و حفاری چاه های اکتشافی حدود 142 میلیون دلار و مدت زمان اجرا این پروژه چهار سال بوده که در صورت نیاز یک سال نیز تمدید است.

هرمز قلاوند مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت در گفتگو با مهر با تائید خروج این شرکت اروپایی از طرح بلوک اکتشافی مغان، گفت: هم اکنون تمامی مراحل مطالعاتی بلوک مغان شامل زمین شناسی و ژئوفیزیک آن به پایان رسیده است.

این عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت با اعلام اینکه هم اکنون مراحل تفسیر داده‌های لرزه نگاری در این بلوک اکتشافی در حال انجام است، تصریح کرد: نتایج اولیه مطالعات اکتشافی از شناسایی دو سنگ مخزن با منشار جدید نفت خام حکایت دارد.

این مقام مسئول کشف ذخایر تجاری و اقتصادی نفت خام در بلوک مغان را محتمل ارزیابی کرد و افزود: بر این اساس مطالعات و پردازش اطلاعات اکتشافی در این بلوک در دستور کار شرکت ملی نفت قرار دارد.

وی در خصوص دلایل کنار گذاشتن شركت "INA " كرواسي از ادامه فعالیت اکتشافی در بلوک مغان، توضیح داد: برخی از محدودیت‌های ارزی منجر به قطع همکاری با این شرکت خارجی شد.

به گزارش مهر، سابقه مطالعات نفت در منطقه مغان به 35 سال پیش باز می‌گردد و در حال حاضر آثاری از مطالعات و حفرچاه اولیه در منطقه خروسلو مغان حد فاصل شهرستان‌های گرمی و بیله سوار انجام یافته است.

بلوک مغان 2 با وسعت سه هزار و 230 کیلومتر در استان اردبیل قرار دارد که با توجه به شرایط خاص مخزنی میدان های کشف شده در حوضه رسوبی مغان، فعالیت های اکتشافی و توصیفی به منظور دستیابی به دانش فنی برای بهره برداری اقتصادی در این منطقه توصیه شده است.

در همین حال حجت‌الاسلام حبیب برومند نماینده مردم پارس‌آباد و بیله‌سوار در مجلس سال گذشته با اشاره به دستور رئیس جمهور برای تامین اعتبارات اکتشاف نفت در مغان، اعلام کرده بود: به زودی مطالعات اکتشاف استخراج نفت مغان به پایان رسیده و مشخص می‌شود ذخیره نفتی این منطقه چه قدر است.

وی با یادآوری اینکه برای این موضوع از طریق وزارت نفت مجوزهای لازم صادر شده تا در صورت تأیید ذخایر ارزشمند نفت استخراج صورت بگیرد، تصریح کرده بود: رئیس جمهور در این زمینه دستور ویژه‌ای را صادر کردند تا بعد از سال‌ها حرف و حدیث در مورد استخراج و اکتشاف نفت مغان این مسئله به واقعیت تبدیل شود.





خسارت های سنگین در مشگین‌شهر، اهر، سلماس و مرند







صدا و سیمای ایران، تمام توان تبلیغاتی خودش را بر روی باران در آمریکا و کانادا زوم کرده، دولت ایران برای کمک به سیل زدگان کانادا اعلام آمادگی کرده است، سیل زدگان استان های آذربایجان در ایران، در گل و لای سیل مانده اند و مسئولان کار چندانی برایشان نمی کنند.

 بارش شدید باران به همراه تگرگ، موجب جاری شدن سیل در همه نقاط استان اردبیل شده و خسارت های شدیدی را به تأسیسات عمومی، واحدهای مسکونی، واحدهای تجاری و  زیرساخت‌های شهری زده است ولی خسارت سیل در شهرهای مشکین شهر، اصلاندوز، گرمی، پارس‌آباد و اردبیل بسیار بیشتر از سایر مناطق است.

در اثر این باران و سیل در بخش مرکزی مشگین‌شهر، چند روستا از 30  تا 80 درصد خسارت دیده و چهار نفر زخمی شده اند.  صدها راس دام تلف گشته و به تاسیسات متعدد روستایی خسارت سنگینی وارد شده است. همچنین تعدادی از خانه های روستایی، اسطبل احشام، جاده‌های بین مزارع، باغات میوه، مزارع گندم، جو و بوستان‌های روستایی از بین رفته و راه های ارتباطی 10 روستا مسدود شده است.

سید حمید عباداللهی؛ فرماندار مشکین شهر در این باره گفت: بارش‌های دو روز گذشته علاوه بر آبگرفتگی معابر، طغیان رودخانه‌ها، تخریب واحدهای مسکونی روستایی و استبل دام‌ها را بهمراه داشته و به باغات و کشتزارها نیز خسارت عمده‌ای وارد کرده است. به طوری که میزان دقیق این خسارت هنوز برآورد نشده است.

در مشگین‌شهر 41 ، در پارس‌آباد 39 ، در گرمی 36  و در شهر اردبیل 26 میلی‌متر باران باریده و دمای هوا نیز از 8 تا 14 درجه سانتی گراد کاهش یافته است.

فرماندار شهر نیر هم از اختصاص 150 میلیون تومان برای ساماندهی رودخانه آغلاقان خبر داد . با این پول نمی توان امکانات لازم برای ساختن ساختمان 100 متری در دو طبقه را تهیه کرد. فرماندار نیر چگونه خواهد توانست این رودخانه را ساماندهی کند؟ جزو عجایب مدیریتی ایرانگرایان خواهد بود.

خسارت باران های سیل آسا و تگرگ تنها به استان اردبیل محدود نشد بلکه به ده ها روستا در استان آذربایجان شرقی هم خسارت زد. در این میان،  فرمانداراهر اعلام کرد: در اثر بارش باران‌های سیل‌ آسا، به باغات و زمین‌های زراعی در بیش از 18روستا، با بیش از 400 هکتار  مساحت، خسارت های سنگینی  وارد شده است. به گفته وی؛ میزان خسارات بیش از 150 میلیارد ریال است.

رضا صدیقی شدت باران را این گونه توصیف کرد: در اثر شدت باران، تنه درختان از زمین کنده شده است.  در درختانی که حاصل دسترنج کشاورزان بود، نه تنها میوه‌ای نمی‌ماند، بلکه درختان هم از بین می‌روند که باید در این زمینه علاوه بر پرداخت بیمه محصولات، تسهیلات ویژه‌ای نیز  از سوی دولت در نظر گرفته شود تا جبران ضرر کشاورزان شود.

خبرگزاری فارس اعلام کرده است: به علت بارش شدید باران و جاری شدن سیل و نبود جاده دسترسی مناسب، مسئولان شهرستان اهر برای رسیدن به باغات و عبور از رودخانه، پرآب مجبور به استفاده از تراکتور شدند ولی اعلام نکرده است که چرا از هلیکوپتر استفاده نکرده اند.

در این حال، دبیر شورای مدیریت بحران شهر سلماس هم گفت: 15 میلیارد ریال خسارت به اراضی کشاورزی سلماس بر اثر تگرگ و باران وارد شده است.
   
عارف خدرلو افزوده است: براثر بارش تگرگ و جاری شدن سیل در سلماس، 1000 هکتار از اراضی این شهرستان  خسارت دیده است.

او میزان خسارت  براثر جاری شدن سیل و بارش تگرگ  را 15 میلیارد ریال اعلام کرد و افزود: روستاهای جمال‌آباد، سراب، سیلاب، لشگران، کانیا، شکریازی، چوژان‌ لو، حبشی، صدقیان، وردان و مافی‌کندی خسارت دیده اند.
از شهر مرند هم خبر می رسد که در اثر بارش باران همراه با تگرگ، بیش از 2 هزار و 500 هکتار از باغات شهرستان مرند خسارات دیده اند.
  
مدیر جهاد کشاورزی شهرستان مرند گفت: به باغ های مرند از 40 تا 50 درصد خسارات وارد شده است. این در حالی است که به گفته وی درآمد کشاورزان از تولید محصولات باغی تأمین می‌شود. او نگفت که کشاورزان در تامین نیازهای زندگیشان در یکسال آینده با مشکل عمده رو برو خواهند شد.

طبق اعلام اداره هواشناسی شهرستان مرند، در دو روز گذشته بیش از 35 میلی‌متر باران باریده است.

حسن روحانی در باره سیاست خارجی ایران چگونه می اندیشد









طبق قانون اساسی ایران و سنت 34 ساله، با وجود آن که رئیس جمهور، وزیر خارجه را انتخاب می کند اما سیاست خارجی این کشور در دستان پر قدرت رهبر قرار دارد و او کسی نیست که از این قدرت صرف نظر کرده و آن را در اختیاز رئیس جمهور قرار دهد.

با این همه، بد نخواهد بود که از زاویه دید رئیس جمهور تازه منتخب خامنه ای هم به مسایل بین المللی و راه حل های احتمالی آن ها دقیق شویم. این در حالی است که روحانی در جرگه اصلاح طلبان حکومتی بوده و جزو نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی است. 
گر چه آن ها در نزاعی مستمر بر سر کسب قدرت بوده اند اما اراده ای برای مخالفت با خواست خامنه ای در آن ها دیده نمی شود. همان طور که هاشمی رفسنجانی حتی نخواست به رد صلاحیت خودش از طرف شورای نگهبان اعتراض کند.

روحانی در مورد اختیارات رئیس جمهور و قدرت رهبر در سیاست خارجی در ایران و با بی اعتمادی به آینده، به روزنامه الشرق الوسط گفته است: در تصمیم گیری های کلان سیاست خارجی، جلب نظر رهبر شرط است. من تلاش خواهم کرد تا با جلب رضایت و اعتماد ایشان در سیاست های خارجی موفقیت هایی را داشته باشم.


روحاني در مورد  فعالیت های اتمی ایران، مو به مو، بمانند علی خامنه ای می اندیشد. روحانی گفته است: ايران برنامه هسته اي قدرتمندي دارد و تحت قوانين بين المللي و به صورت قانوني به فعاليت هاي هسته ای خود ادامه مي دهد. با این حال، سعي خواهم کرد تا اعتماد بين المللي را جلب نمايم. از طرفی، سلاح هسته اي هيچ گونه نقشي در دکترين امنيت ملي ايران ندارد. از طرف دیگر، ايران هيچ چيزي براي پنهان کردن ندارد. با اين حال در مورد ميزان غني سازي اورانيوم، مي توانيم با ساير کشورها مذاکره نماييم. باید، دولت آمريکا و متحدانش از تلاش در جهت ارايه چهره اي وارونه از ايران، دست بردارند. آنان مي بايستي از تهديد نشان دادن برنامه هسته اي ايران خودداري نمايند.

رئیس جمهور تازه منتخب خامنه ای خواهان بر سر کار ماندن بشار اسد در سوریه است و در این در مورد گفته است: تراژدي انساني در سوريه در شرايط وخيمي قرار گرفته است.  بحران سوريه با مداخله برخي کشورهاي منطقه اي و بين المللي شدت گرفته است. از ديدگاه من ايران مي تواند ميانجي اي مناسب براي رفع بحران سوريه و رسيدن آن کشور به حکومتي کارآمد و مردم سالار باشد. سال ۲۰۱۴ سالي مهم براي سوريه است. چرا که مدت قانوني رياست جمهوري اسد به پايان مي رسد. سوري ها با برگزاري انتخاباتي عادلانه و آزادانه و به دور از دخالت قدرت هاي خارجي مي توانند دولت جديد خود را تشکيل داده و امنيت کشورشان را تضمين نمايند.

موضعگیری روحاني در مسئله فلسطين با خامنه ای فرق ندارد و گفته است: ما همچنان به حمايت از ملت فلسطين ادامه خواهيم داد. از ديد من تنها راه حل رفع مسئله فلسطين برسميت شناختن حقوق ملت فلسطين است. 


جگر خواری و دختر فروشی سوری ها








جنایت علیه بشریت نه تنها در نبرد میان ارتش و جنگجویان سوری بلکه در کمپ های پناهندگان سوریه در حال رشد است. بنا بر تصاویری که تلویزیون های غربی از پناهندگان سوریه نشان داده اند، خانواده های سوری پناهنده به دیگر کشورهای عربی، برای تامین نان و نیازهای خانواده یشان، مجبور شده اند تا دختران کم سن و سال خودشان را بفروشند.

پناهندگان سوری: مردان، زنان، دختران و پسران، مسلمان هستند که به دنبال امنیت و تامین جانی خود و اعضای خانواده یشان، سوریه را ترک کرده و تعدادی از آنان در کشور عرب و مسلمان اردن، پناه گرفته اند.

همان طور که در اغلب کشورها رایج است، دولت اردن هم به این پناهندگان اجازه نداده تا کار کرده و هزینه های خانواده هایشان را از راه کار تامین کنند. برای همین، خانواده ها، بخصوص مادران تنها، مجبور شده اند تا دختران کم سن و سال خودشان را در قبال دریافت پول اندکی به شوهری بفروشند.

عمده مشتری این دخترکان باکره و کوچک، مردان عرب و مسلمانی هستند که در حاشیه خلیج زندگی می کنند. حداکثر مبلغی که تا کنون برای یک دختر 13 یا 14 ساله و باکره پرداخته شده، بین 3500 تا 5000 دلار در نوسان بوده است.

بعضی از زنان، به دلالی این دخترکان در کمپ ها مشغولند. آنان گر چه محجبه هستند و در مواجهه با خبرنگار زن غربی صورتشان را می پوشانند تا شناخته نشوند اما می گویند: "راه چاره ای برای مادران سوری و پناهنده در کمپ نمانده است. آنان نمی توانند خودفروشی یا دزدی کنند و مجبورند تا دخترانشان را بفروشند"

 خبرنگاری که این موضوع را پیگیری کرده است، عنوان می کند که این ازدواج ها زیاد دوام نمی آورد و حداکثر تا دو هفته ادامه می یابد و این دختران، بعد از آن، به مانند زنان بیوه و مطلقه، به نزد مادر پس فرستاده می شوند و چاره ای جز ادامه تن فروشی دینی ندارند.

ولی آیا راه نجات این خانواده ها و دختران از چنگال بی عدالتی، جنایتی که بشار اسد در حق آنان اعمال کرده و می کند و از مصایب پناهندگی، این است که جامعه بشری به تداوم این نوع جنایت علیه بشریت تماشاگر باشد؟

کجایند آن آیت الله های با غیرت که چنگ به صورت بیندازند و خودکشی کنند از شنیدن تن فروشی دخترکان مسلمان سوری؟
این آیت الله ها چه طور نشسته اند و آرام می خوابند و به آیت الله علی خامنه ای، سپاه و بسیج اجازه می دهند تا بر تداوم جنایت علیه بشریت و انسان ها در سوریه ادامه دهند تا جامعه بشری شاهد تداوم این فجایع علیه انسانیت باشد؟

چاره چیست؟ آیا چاره در آن هست که هر مسلمانی رفته و دختر جوانی را با مقداری پول خریده و مانند برده جنسی با وی رفتار کند؟ و زمانی که عطش سکسش آرام شد، دخترک را به خانواده اش برگرداند؟ یا می توان راه حل انسانی (نه مسلمانی) برای این بحران اندیشید؟

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در باره حمایت از پناهندگان مسئولیت دارد اما شمار و سیل پناهندگان در اندازه هایی است که این سازمان و کشورهای همسایه سوریه نمی توانند در کوتاه مدت از عهده تامین نیازها و اسکان آنان برآیند.

به نظر می رسد که انسان ها و مسلمانانی که هنوز انسانیت در درون آنان و به جای سکس، زنده است، آستین بالا زده و اندکی پول به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد یاری کنند و از آن تشکیلات بخواهند که در اسکان و تامین نیازهای انسانی این زنان و کودکان سریعتر اقدام کنند.

راه دیگر آن است که مردم کشورهای مسلمان، خود دست بکار شده و تشکیلات جدیدی برای حمایت از پناهندگان مسلمان، در گوشه و کنار جهان خلق کنند و زندگی و نیازهای آنان را تامین کنند.

درد دختر فروشی پناهندگان سوری کمتر از جگر خواری یک سوری نیست که مخالفی را زخمی کرده و با آن که مخالف زخمیش هنوز زنده است، دست در شکم وی کرده و جگر او را بیرون کشیده و می خورد. این اتفاق، داستان خیالی نیست. زندگی و واقعیت مسلمانان در سوریه است. سوری های مسلمان، به نام دین و مسلمانی، همدیگر را می خورند و دخترانشان را می فروشند. مسلمانان، انسانیت کجاست و به نام دین، به کجا می روید؟


پایان راه خامنه ای ها و سپاه رسیده است








در حکومت های استبدادی حدود یک قرن اخیر، چه در دوران  پهلوی ها و چه در دوران ولایت فقیه ها در ایران، فساد اداری، مالی و سیاسی از یک طرف و فساد اخلاقی از طرف دیگر برای رهبران سیاسی و اداری هر دو رژیم آزاد و مباح  بوده و است و هیچ فرد و تشکیلاتی حق نداشته و ندارد که فساد و بی اخلاقی های حاکمان را به زیر سوال برده و در باره صلاحیت رهبران ارشد و مدیران زیر فرمان  او، علامت سوال بگذارد. 

گر چه در طول تاریخ معاصر در ایران، انتخابات صوری بوده و هستند اما گاهی به بعضی از مهره های خود حکومت، اجازه و فرصت می داد تا برای رسیدن به حکومت یا تحکیم موقعیت خود و اطرافیانش در حاکمیت، به افشای فسادهای رقیب اقدام کنند.

این روش هنوز پا نگرفته، محکوم بشگست است. چرا که دیگر این رفتار به صلاح حاکمیت نیست و نمایندگان  رهبر ایران در تشکیلات ها و نهادهای مختلف می خواهند تا آن جا که ممکن است، پرده بر روی فسادها بکشند تا مردم عادی در کوچه ها و خیابان ها را در بی خبری نگه دارند تا لااقل، مردم عادی به رهبر و مدیران زیر فرمان وی اعتماد کنند.

اکنون که تنور انتخابات شوراها و ریاست جمهوری داغ می شود، انتظار می رود که جناح های مختلف حاکمیت؛ یاران علی خامنه ای، تیم محمود احمدی نژاد، باند و اطرافیان هاشمی رفسنجانی، از این فرصت بدست آمده استفاده خواهند کرد تا  خود را خادم ملت نشان داده و با افشای رقیب، او را در چشم مردم خوار کنند و از صحنه رقابت ها بیرون برانند.

 از طرف دیگر، با بکار گیری همین روش، در مردم هیجان کاذب ایجاد کرده و آن ها را به پای صندوق های رای ببرند تا نشان دهند که سیاست های آن ها و بخصوص علی خامنه ای مورد حمایت چند میلیون ایرانی است.

تجربه افشاگری محدود دوره قبل ریاست جمهوری در ایران، به نفع احمدی نژاد ثمر داد. این روش، به عنوان روشی موثر، می تواند به استراتژی افشاگرانه همه جناح های حکومتی تبدیل شود.

اما علی خامنه ای و وفاداران به وی می دانند که در صورت افشاگری های گسترده و انتقام گیرانه، شاید نتوان دهان همه را بست و شاید سخنانی به زبان آیند که اعتماد عمومی مردم عادی که ممکن است بخواهند تحت امر و فرمان خامنه ای خود را قربانی اراده او کنند، شکسته شود و دیگر کسی برای اوامر خامنه ای تره خرد نکند. همان اتفاقی که در سطح مدیران ارشد خامنه ای رخ داده است.

از یک طرف، احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی از این فرصت استفاده خواهند کرد تا قداست تنیده شده به دور "ولایت فقیه" را از بین ببرند. چرا که تیم احمدی نژاد، به ولایت فقیه اعتقاد درونی و ایمانی ندارند و در پی امام زمان می گردند و ولایتی غیر از ولایت امام زمان را برسمیت نمی شناسند.

از طرف دیگر، هاشمی رفسنجانی، با از بین بردن و بی اعتبار کردن "ولایت فقیه" با علی خامنه ای تسویه حساب خواهد کرد. او، خامنه ای را به همان ذلتی  خواهد نشاند که خامنه ای، هاشمی را در پای احمدی نژاد نشاند تا بدین وسیله، از او انتقام بگیرد و  بتواند، قدرت خود را در مقابل خامنه ای تحکیم کرده و جایگاه خود برای رهبری در دوران پس از خامنه ای را تحکیم بخشد.
احمدی نژاد و کسانی که شیوه افشاگرانه "بسیار جزئی و خرد" وی را الگو گرفته اند، از این روش بیش از گذشته در تاریخ عمر جمهوری اسلامی استفاده خواهند کرد. احمدی نژاد با همین روش توانست، رقیبان سر سخت و سمجی مانند لاریجانی ها را تا قبل از آغاز رقابت ها رسوا کرده و از صحنه سیاسی و رقابت های انتخاباتی بیرون براند و دایره رقیبان تیمش را اندکی تنگ تر کند.
این در حالی است که همه بازیگران سیاست در ایران، در افشاگری های جزئی گذشته، توان و شدت عکس العمل خامنه ای را هم سنجیده اند و می دانند که تا کجا می توان پیش رفت و افشاگری کرد.

به همین منظور است که حجت‌الاسلام محمد جعفر منتظری؛ رئیس دیوان عدالت اداری، گفته است: افشاگری و عدم رعایت اخلاق انتخاباتی، خلاف قانون بوده و جرم است.

به گفته این فرد که منصوب غیر مستقیم علی خامنه ای است، اگر اتهامی به کسی منتسب بوده اما به اثبات نرسیده باشد، افشاگری آن، خلاف قانون است.

او تاکید کرده:  حتی اگر خلاف فرد به اثبات هم رسیده باشد، باز هم  خود افشای جرم، تخلف و جرم محسوب می‌شود.
اما به نظر می رسد که در این دور از رقابت های انتخاباتی، افشاگری های درون سیستمی و انتقام گیرانه، عمق بیشتری خواهند گرفت و میراث خواران حکومت به افشای هم خواهند پرداخت.

در این میدان، بیش از همه، علی خامنه ای و طرفداران سرسخت وی، پسرش؛ مجتبی خامنه ای و سپاه پاسداران ضربه خواهند خورد و همه جناح هایی که از خامنه ای، مجتبی و سپاه پاسداران ناراضی هستند، از آن ها انتقام خواهند کشید.

ای بسا با پایان این انتخابات ریاست جمهوری در ایران، موقعیت خامنه ای، فرزندانش و سپاه پاسداران همانی نخواهد بود که اکنون در آن جایگاه قرار دارند و بازنده اصلی این دوره از انتخابات در ایران سه ضلع همین مثلث شوم قدرت مطلقه خواهند بود.






پان فارسیسم - پان تورکیسیم : دو قضاوت







روزی نیست که فرزندان آذربایجان جنوبی به اتهام "پان تورکیسم" در حاکمیت پان فارسیسم، محاکمه و به مجازات محکوم نشوند. چند روز قبل بود که تعدادی از فرزندان این ملت و هر کدام به 9 سال زندان محکوم شدند.

بحث بر سر خوبی و بدی "پان فارسیسم" یا "پان تورکیسم" نیست که اگر "پان" بد است، تورک و فارس نباید بشناسد و بد است و اگر خوب است، نمی تواند برای فارس ها خوب و برای تورک ها بد باشد.

اما در ویران خانه ای به نام "ایران" همه واحدهای اندازه گیری و قیاس ها، دو گانه اند. آن چه در راستای منافع استعماری فارس ها است، خوب و مورد قبول است ولی آن چه به نفع آن ها نیست و ممکن است به ضرر آن ها هم نباشد، مهر زشت و بد و ضد انسانی "پان" می خورد.

نمونه این نوع ذهنیت و قضاوت که در زیر سقف ایران، به سود یک قوم و به ضرر اقوام دیگر انجام می گیرد، همین گونه فعالیت های "پان فارسیسم" است. نه تنها مردم کوچه و بازار، نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و اجتماعی، ادبی یا باستان گرا می توانند در هر جایی به دور هم جمع شده و در راستای فرهنگ، تمدن، هنر، سیاست، حتی کشور گشایی در قرن بیست و یکم سخن بگویند، آزاد هستند و تشویق هم می شوند.

مثلا خرازی، رئیس حزب الله ایران که کاندید ریاست جمهوری هم است، در سخنرانی های خود از بازگشت ایران به دوران کوروش سخن می گوید. معتقد است که اگر رئیس جمهور شود، جمهوری آذربایجان،  جمهوری ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و چند کشور دیگر را به آغوش ایران باز خواهد گرداند و ایران کنونی را به امپراتوری تاریخی گره خواهد زد.

این نوع سخنان و فعالیت های پان فارسیسم، گر چه با معیارهای سیاست بین الملل قابت مجازات است، اما در میان پان فارس ها، بد و گناه و قابل مجازات نیست. چرا که در خدمت "پان فارسیسم" است. 

در مقابل اما اگر یک تورک در گوشه ای از خاک و وطن خود: آذربایجان جنوبی، مقاله ای بنویسد یا از حقوق انسانی خود و جامعه اش دم زند، یا اگر بپرسد که چرا در ایران شما، تورک ها حتی یک مدرسه ندارند و چرا شما تلاش می کنید آنان را در بیسوادی مطلق نگه دارید یا چرا دریاچه اورومیه ما را می خشکانید اما به کویر خودتان آب عربستان و الاهواز را می آورید، به "پان تورکیسم" متهم شده و بشدت مجازات می شود.

در صورتی که ما تورک ها در ایران، حق آموزش و داشتن یک کلاس درس در زبان تورکی خودمان نداریم و باید در زبان و فرهنگ خودمان بیسواد بمانیم و نتوانیم برای کسب موقعیت های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با فارس ها رقابت کنیم و در نتیجه، بازنده خواهیم بود، ایران و پان فارسیسم، "سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان" را تاسیس می کند.


این است نتیجه آن چه ما آذربایجانی ها از آن با نام نژادپرستی و پان فارسیسم یاد می کنیم. خبر زیر را بخوانید تا ذهنیت پان فارس ها بیشتر آشنا شوید
   



با حضور وزرای فرهنگ ایران و تاجیکستان
سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی‌زبان آغاز به کار کرد
با حضور وزرای فرهنگ ایران و تاجیکستان، سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی‌زبان کار خود را آغاز کرد.
پارسینه-گروه فرهنگی: براساس این گزارش، سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و میرزا شاهرخ اسراری وزیر فرهنگ تاجیکستان، ضمن امضای تفاهم‌نامه‌ای آغاز به کار این سازمان فرهنگی هنری را اعلام کردند.

حسینی ضمن اشاره به روابط دوستان میان دو کشور ایران و تاجیکستان ، اظهار داشت: با کشورهای فارسی‌زبان رابطه صمیمی و نزدیکی داریم ، طبیعی است مشترکات فراوانی هم بین دو کشور وجود داشته باشد، این مشترکات هم میان مسئولان و هم میان مردم است چرا که مردم دو کشور نویسندگان و شاعران علاقه بسیار به یکدیگر دارند و از جهت در شمار کشورهایی هستیم که تفاهمات فراوانی داریم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران تصریح کرد: بحثی که امروز مطرح می‌شود درباره سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی‌زبان است ، این سازمان میان کشورهای تاجیکستان، افغانستان و جمهوری اسلامی ایران فعال خواهد بود چرا که هر سه کشور فارسی زبان علایق مشترک فراوانی دارند. از این رو از امروز حجت اله ایوبی مسئولیت این سازمان را برعهده خواهد داشت. سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان آغاز به کار می‌کند چرا که این سازمان در دولت تصویب شد.

حسینی ضمن اشاره به اینکه سه کشور دوست، برادر و همسایه کارهای این سازمان را دنبال خواهند کرد و در آینده آثار و برکات فراوان خواهند داشت به سال 2015 اشاره و تصریح کرد: پیشنهاد دادیم سال 2015 که مصادف با هفتصدمین سالگرد میرسیدعلی همدانی است او شخصیتی است که پیوندی میان ایران، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان و کشمیر بوجود آورده پیشنهاد دادیم تا در یونسکو به نام این شخصیت ثبت شود.

در ادامه این مراسم، وزیر فرهنگ تاجیکستان در جملاتی ابراز داشت: خوشحالم به نمایشگاه کتاب تهران آمدم، این نمایشگاه از بزرگترین نمایشگاه‌های جهان است، مردم ما علاقه بسیار به کتاب دارند و کتابهای بسیاری می‌خوانند، روزهای فرهنگی ایران در تاجیکستان برگزار شده و امیدواریم روزهای فرهنگی تاجیکستان هم در ایران برگزار شود.

به گفته وی خجند با تبریز و طولاب با همدان خواهر خواندگی دارند و در این راستا برنامه‌هایی برگزار خواهند شد.

شاهرخ اسراری افزود: اطمینان دارم که با این سازمان و آغاز به کار آن، به روابط فرهنگی میان کشورهای فارسی زبان اضافه خواهد شد؛ ایجاد اتحادیه فرهنگی بین کشورهای فارسی‌زبان را در فضای فرهنگی منطقه سازنده می‌دانم و امیدوارم اتحاد فرهنگی کشورهای فارسی زبان، نزدیکی ما را بیشتر و گسترده کند، ما ظرفیتهای بزرگی داریم، امیدوارم این اتحادیه به رونق فرهنگی کشورها اضافه کند.

در پایان این امضای تفاهم، وزرای دو کشور از نمایشگاه کتاب بازدید کردند.


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc